تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 22:50 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
www.nashreney.com :وبسایتاینستاگرام: Instagram.com/nashreneyتهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ایمیل: [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 48 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
چرا زندگی در لحظه رو تجربه نمیکنین که هیچی نمیتونه شما رو از اون محروم کنه؟ هیچچیزی هدایتش نمیکنه، هیچچیزی بهش جون نمیده، هیچچیزی فرسودهش نمیکنه، هیچچیزی با خودش نمیبردش. بدون زندگی در لحظه کی میتونه اتفاقات و حقارتهای محل کار، کلاهبرداری بقالها، قیمت قصابیها، آبی که شیرفروشها به جای شیر میدن، بیاعصابی پدر و مادرها، خشم معلمها، فریاد پلیسها، پَستی پولدارها، نالۀ بدبختها، سکوتهای بیپایان، بوی گلکلم یا بیاعتنایی اسبهای چوبی رو تحمل کنه؟ غافلیم از اینکه تکثیر چندتا سلول ناچیز خطرناک یا خط سیر گلولهٔ ناخواسته و غیرمسئولانۀ یه آدم ناشناس میتونه همۀ سختیهامون رو توی آبی آسمون از بین ببره. منی که الان دارم براتون حرافی میکنم، معمولاً وقتی به این مشکلات فکر میکنم که لباس باله تنمه و دارم رونهای پرپشم مادرزادیم رو که خیلی حرفهای اپیلاسیون شدن به خرهایی مثل شما نشون میدم.از رمانِ «زازی در مترو»رمون کنوترجمهٔمهسا خیراللهی
مسئوليت والدين تنها خوشحال كردن كودک نيست، بلكه ساختن شخصيت اوست. صرفاً با خوشحال كردن بچه، ما خدمتى به او نكردهايم. اين چه ارزشهايى است كه به فرزندانمان مىدهيم اگر اجازه دهيم نسبت به حيوانات ظلم روا دارند؟ آيا مىدانستى كه «نه» مىتواند پاسخى بس مهرآميز باشد؟ آيا مىدانستى كه وقتى ما وارد عمل مىشويم و بچهاى را از ارتكاب به كارى غيرانسانى باز مىداريم، به او خدمت كردهايم؟ اضافه بر اين، ما به او مىآموزيم چگونه يك فرد بالغ مىتواند پاى حرفى بايستد كه به آن ايمان دارد.ما مىتوانيم دست به اعمال شديد بزنيم و هنوز پشتيبان بچهها باشيم. مىتوانيم دست به اعمالى بزنيم كه بدون داشتن حالت تنبيهى و انتقامجويى، از كار ناپسند فرزندانمان جلوگيرى كند. ما قادريم در عين شدتعمل، مهربان باشيم.از کتابِ «کودک، خانواده، انسان»ادل فیبر و ایلین مزلیشترجمهٔ گیتی ناصحی
مهار طبیعت منافع زیادی برای ما داشتهاست. در کنار حیوانات باوفایی که فرمانبری را به آنها آموختهایم، ذرت و قهوه را به طریق بهبود ژنتیکی در مزارع آراسته و بارورشده پرورش میدهیم. ولی طبیعت رازهای پنهانی هم دارد. درست وقتی که فکر میکنیم مهارش کردهایم، جاخالی میدهد. آتشفشانهایی که خاموش به نظر میآیند با هیجانی عظیم و مخرب فوران میکنند. جمعیتهای میکروبی منتقلشده توسط ماکیان سر از دیگها درمیآورند. سگها روراستتر بودند؛ به ما حمله میکردند، خرخر میکردند، و با گاز گرفتن مرگ و دیوانگی برایمان آوردند؛ انگار بچههای خودمان به ما حمله میکنند. برای همین، وقتی لویی پاستور، در آخرین تلاش بزرگ علمی زندگی خود با هاری درافتاد، با شیاطینی رودررو شد که همیشه ما را تسخیر کرده بودند: آنهایی که میگویند اگر همۀ چیزهایی که فکر میکنیم عادی و خوب هستند ناگهان علیه ما شوند چه؟از کتابِ «دنیاگیریها»بیماریهای مرگبار از طاعون خیارکی تا کرونادیوید والتنر تیوزترجمهٔ رشاد مردوخی
واقعيت مسلم اين بود كه در درياى متلاطم هستى هيچ بندرگاه و هيچ ساحل نجاتى براى خويش نمىديد.آهى كشيد و زيرلب غريد: جاى شكرش باقى است كه همهٔ اينها رؤيايى بيش نبود! عجب تصور باطلى است كه خيال كنم من هم جزو جماعت پرهياهو، نوكرمنش و بىآبروى اين زمانه خواهم شد!براى آنكه زخم درونش زودتر جوش بخورد، كلمات قصار تسكيندهندهٔ شوپنهاور را به يارى مىخواند؛ اصول بديهى دردناک و اندوهبار پاسكال را در دل تكرار مىكرد: «اگر روان بر هر آنچه با چشم جان ديده انديشه كند، به يقين، متألم و مغموم مىگردد»، ولى كلمات چون اصواتى بىمفهوم در ذهنش طنين مىافكندند؛ ملالش الفاظ را از هم مىگسست، از معنا كاملاً تهى مىساخت، خاصيت تسكيندهنده و آرامبخششان را خنثى مىكرد، قدرت مؤثر و ملايمشان را مىربود.سرانجام، درمىيافت كه استدلالهاى بدبينى از سبككردن بار اندوهش عاجز بودند، فقط اعتقاد ناممكن به زندگانى آتى مىتوانست تلاطم درونش را فرو بنشاند.از رمانِ «بیراه»ژوریس کارل اوئیسمانسترجمهٔ کاوه میرعباسی
مدتی است که حضور کودکان دستفروش یا متکدی در چهارراههای تهران توجه خبرنگاران و فعالان حقوق کودک را جلب کرده است. واقعیت این است که زنان متکدی همیشه نوزادان خود را به پشت خود بسته و سر کار بردهاند، اما ظاهراً کار کودک، همچون عضوی مستقل، در چهارراه پدیدۀ نسبتاً جدیدی است. با وجود این، در بازارهای تهران، فروش فال حافظ به دست کودکان یا ارائۀ خدماتی همچون واکس زدن کفشِ شهروندان تازگی ندارد. چیزی که ظاهراً توجه و نارضایتی برخی تهرانیها را برانگیخته حضور کودکانِ موردنظر از صبح تا غروب در چهارراههاست. از آنجا که مدرسه در ایران رایگان و اجباری است، سؤالی که ذهن رهگذران را درگیر میکند این است که چرا این کودکان به جای حضور در مدرسه در خیابان مشغول کارند.کودکانی که کولی نامیده میشوند هم به دستفروشی و هم به گدایی در چهارراههای تهران مشغولند. این دسته از کودکان برای شهروندان تهرانی ناشناختهاند و کلیشهها و باورهای تخیلی چنان ذهنیت رهگذران را پر کرده است که جایی برای شناخت واقعیِ آنها باقی نمیگذارد. تهرانیها عمیقاً بر این باورند که کودکانی که در چهارراهها کار میکنند یتیمانیاند که باندهای مافیایی آنها را به استثمار گرفتهاند و به گدایی وادار میکنند تا پول آنها را در ازای جایی برای خوابیدن از ایشان بگیرند. تعدادی از رهگذارن شهادت میدهند که «خودم با چشمهای خودم دیدم. صبح با مینیبوس و ون میآن سرچهارراه ولشون میکنن، شب هم میآن جمعشون میکنن.» ترکیببندی این جملات و الفاظ آن بهندرت از شهروندی به شهروند دیگر تغییر میکند و بیشتر به کلیشه شبیه است تا روایتی از صحنهای عینی. همین دربارۀ صحت این شهادت شبهه ایجاد میکند.از کتابِ «سفر به قربت غربتها»قومنگاری در فضای درونگروهی غربتهای مازندرانمیترا اسفاریاز مجموعهٔ پژوهشهای اجتماعی درباره ایران
چاپ دوم منتشر شد«از کرامات شیخ ما»ابوسعید ابوالخیر و مسئلهٔ کرامتبهزاد برهانمخاطب این کتاب هر کسی است که به ادبیات فارسی، تصوف، تذکرهها، ابوسعید ابوالخیر، معجزه و کرامت، و اساساً به داستانهای خارقالعاده علاقه دارد؛ چه از سر باور و چه از سر شک، چه به عنوان پژوهشگر و چه در مقام خوانندهای مشتاق.نویسنده دربارهٔ رویکرد خود هنگام نگارش کتاب چنین توضیح میدهد: «من برای مطالعهٔ کرامت، رویکردی میانرشتهای اختیار کردهام؛ بدین معنا که هر جا دیدم نظریه، نگاه، یا پژوهشی به شفافیت استدلالم کمک میکند، پیاش را گرفتهام. پس به فراخور موضوع، از نظریههای فلسفهٔ دین، مردمشناسی و جامعهشناسی دین، معرفتشناسی، و روانشناسی استفاده کردهام. طبعاً من متخصص تمام این موضوعات نیستم و ادعا هم نمیکنم که تمام منابع ممکن را دیدهام یا هر چه را میشد دربارهٔ کرامت گفت، گفتهام. تنها به عنوان یک ادبیاتخوانده، به قدر وسع کوشیدهام روایات کرامات را از دریچههای مختلف مطالعه کنم تا نتیجهٔ کار هم به کار متخصصان ادبیات فارسی و علوم انسانی بیاید و هم دیگران.»📖 بخشی از کتاب
کتاب پیتر آوری حاوی بخشی دربارۀ بحران نفت با عنوان «یک مرد تنها چه کار میتواند بکند» است. نویسنده در این گفتار توصیف کلیشهای از مصدق را تکرار میکند که در پایان کار درحالیکه تانکها به سوی منزلش شلیک میکردند، ملحفهای روی سر خود کشید و با خنده میگفت «ببین چه کرده ام!» از سوی دیگر شرح حال مذکور دربارۀ شخصیتهای ایرانی مصدق را اینگونه ارزیابی میکند:او در روزگارش یک فریبکار سیاسی باهوش و عوامفریبی بااستعدادی کمنظیر و قابلتوجه بود. شهرت او به درستکاری او را در موقعیت خوبی در ارتباط با مردم ایران قرار داده بود. او بر روی بیگانههراسی ایرانیان و نارضایتی مردم کار کرد تا از خود یک قهرمان ملی بسازد و با ارعاب ماهرانه مجلس شانزدهم را در اختیار گرفت. هیچ برنامۀ مثبتی و هیچ درکی نیز نسبت به مشکلات واقعی کشور نداشت، اما با ایجاد هیجانات پیدرپی به کار خود ادامه داد. سرانجام او از حد خود فراتر رفته بود، اما تقریباً موفق شد شاه را به پایین آمدن از تخت سلطنت مجبور کند.وزارت خارجۀ بریتانیا در اندک مواردی هم که به سرنگونی مصدق اشاره داشته، به منظور اجتناب از اشاره به نقش بریتانیا در کودتا، با دقت از کاربرد واژۀ «کودتا» دوری کرده است. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ هم به طور معمول به ذکر این عبارت پرداخته که «در ۲۸ مرداد قیامی غیرمنتظره موجب سرنگونی مصدق شد.»از کتابِ «بحران نفت در ایران»از ناسیونالیسم تا کودتایرواند آبراهامیانترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی
چاپ ششم منتشر شد«بحران نفت در ایران»یرواند آبراهامیانترجمهی محمدابراهیم فتاحی«پژوهش تازهی آبراهامیان پایانی است بر این افسانه که پیشنهاد نفتی آمریکاــبریتانیا در سالهای ۱۳۳۰-۱۳۳۲ سخاوتمندانه بود و باید از سوی مصدق پذیرفته میشد. این اثر بهوضوح نشان میدهد این پیشنهاد، در کنار دیگر مسائل، به منظور خریدن وقت برای حل بحران از طریق «معامله با یک دولت دوستِ» پس از مصدق «طراحی» شده بود.»مازیار بهروز، دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو«یرواند آبراهامیان بررسی ژرفی از اسناد جدیدِ نقش آمریکا در کودتای سال ۱۳۳۲ که منجر به برکناری نخستوزیر مصدق و بازگشت شاه به سلطنت شد، ارائه کرده است. فهم رویدادهای مربوط به آن وقایع موضوعی است همچنان داغ و زنده. آبراهامیان در بررسی خود موضوعات اساسی زیر را مد نظر قرار میدهد: مناقشه بر سر چه بود، نفت یا کمونیسم؟ نقش آمریکا در این حوادث چهقدر تعیینکننده بود؟ تأثیر این رویدادها بر روابط کنونی آمریکا با ایران چگونه است؟گری سیک، دانشگاه کلمبیا
کل دنیا که نمیتونه تسلیم ظلم و ستم شه. بذار من از اینجا ببَرمش. میبینی چقدر رنج میکشه؟ هنوز داغدار والدین مردهشه! خدای من، اگه از اینجا میرفت این موضوعو هضم میکرد. دنیا پر از آدمهای آسیبدیدهست که منتظرن تو بری سراغشون و شکنجهشون کنی! موقعیتشون هم بدتر از اونه. این تو رو به وجد نمیآره؟ ارضات نمیکنه؟ میتونی بهشون صدمه بزنی. بقیۀ مردم برام مهم نیستن. آره، من هرزهام! فقط به چیزی که جلو رومه اهمیت میدم، به چیزی که به من تعلق داره. اونو به من ببخش و بذار ازش مراقبت کنم. اگه یه قربانی رو رها کنی به جایی برنمیخوره.از نمایشنامهٔ «سهگانهٔ صندلی»من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی (سه نمایشنامه)ادوارد باندترجمهٔ حمید دشتیاز مجموعهٔ جهان نمایش
در دست انتشار«از تاریخ شاهان تا حکایت مردمان»نقاشیهای ایرانی در مرقعات دیتسدیوید جی. راکسبرو، چارلز ملویل، برنارد اکین، کارن روردانتسترجمهٔ آزاده لطیفکاراز مجموعهٔ در اقلیم هنرمرقعات دیتس (Diez A fol.70-74) که از ارزشمندترین منابع در تاریخنگاری هنر ایران به شمار میروند دربرگیرندهٔ مجموعهای غنی از آثار نقاشی، خوشنویسی، تذهیب و طراحی از ایران دوران ایلخانی و تیموریاند که در سفری غریب و طولانی از کتابخانههای دربار ایران به کتابخانهٔ دولتی برلین راه یافتهاند. کتاب حاضر مجموعهای از چهار مقاله به قلم چهار پژوهشگر برجستهٔ هنر ایران در باب این مرقعات و نقاشیهای ایرانی آنها است.
هر فرد سهمی در ذهنهای تودهای متعدد دارد ــ تودههایی چون نژادش، طبقهاش، مذهبش، ملیتش، و غیره. او همچنین میتواند خود را از این تودهها جدا کند تا حدی که اندکی استقلال و خلاقیت بهدست آورد. چنین برساختهای تودهای پایدار و ماندگاری با تأثیرات یکنواخت و مداومشان، نسبت به تودههایی که بهسرعت شکل میگیرند و ناپایدارند ــ و لوبون طرح بهلحاظ روانشناختی درخشان خود را از ذهن تودهای از روی آنها ارائه داده ــ برای مشاهدهگر جذابیت کمتری دارند. در همین تودههای ناپایدار و پر سروصدا ــ که گویی بر سایرین تحمیل میشوند ــ است که ما با پدیدهٔ شگفتانگیز محو کامل، اگرچه موقتی، همان چیزهایی مواجه میشویم که تحت عنوان دستاوردهای فردی میشناسیم. از کتابِ «روانشناسی تودهای و تحلیل اگو»زیگموند فرویدترجمهٔ سایرا رفیعی
در دست انتشار«قهوهخانههای اصفهان»زندگی شهری، معماری و عرصهٔ عمومی در ایران صفویفرشید امامی، نیلوفر لاریاز مجموعهٔ در اقلیم هنرقهوهخانههای اصفهان روایتی نو از فضاهای شهری، فرهنگِ مصرفی و عرصۀ عمومی در عصر صفوی است. قهوهخانههای صفوی فقط محلی برای نوشیدن قهوه نبودند، بلکه فضاهای جدید زندگی شهری، گفتوگو و تماشای عمومی بودند. فرشید امامی، مورّخ معماری و هنرِ سرزمینهای اسلامی در دوران مدرنِ متقدم، در این کتاب، با نگاهی میانرشتهای، فرهنگِ نوظهور ملازم با قهوه را در پیوند با ویژگیهای کالبدی قهوهخانهها و نقش آنها در شکلگیری عرصۀ عمومی بازخوانی میکند و با ترسیم جزئیات تاریخیِ عالمانه و معمارانه، تجربۀ تازهای از اصفهانِ عصر صفوی از دریچۀ قهوهخانههای این شهر به خوانندگان ارائه میدهد.در نیمۀ دوم این کتاب، رسالۀ ناشناختۀ سالکالدین محمد حموی یزدی معرفی و تصحیح شده است. این رساله نخستین واکنشها را به رواج نوشیدنیهای تازهواردی چون قهوه و چای و موادی مانند پادزهر بررسی میکند و در این بین، تصویری ارزشمند از طب و دانش اجتماعی صفویان عرضه میکند...
میل جنسی و شهوت برای یونگ نیز همچون بسیاری از رازورزیهای سنتهای غربی و شرقی، نماد این اشتیاق همیشگی بشر به چیرگی بر بیگانگی و یکیشدن با معشوق آسمانی در عمل دگردیسی است. بیشتر نوشتههای یونگ در زمینهی کیمیاگری بر نمادگرایی جنسیِ یا ازدواج مقدس (پیوند کیمیاگرانه) تمرکز داشت که مظهر دستیابی کمال روحیروانی بود.عشق رمانتیک بُعد معنوی را فرامیخوانَد، زیرا ما در تصویر معشوق، جستوجو برای قطعهی گمشده را تجربه میکنیم. این زمینهی کهننمونهای عباراتی همچون «نیمهی دیگر»، «نیمهی بهتر» و اصطلاحات مشابهی است که معشوق را توصیف میکنند. زندگیهای کنونی ما متشکل است از بخش «جداشده»ای که در زمان و مکان آشکار میشود. ولی هرجا میرویم، به کمال ازلیای ــ که خاستگاه همیشهحاضر ما است ـ اشاره داریم و آن را در خود حمل میکنیم.از کتابِ «چگونه یونگ بخوانیم»دیوید تِیسیترجمهٔ سپیده حبیب
وقتی شکاکان را بررسی میکنیم، طبعاً سوفسطاییان را به یاد میآوریم، زیرا آنها نیز بهخصوص در وجود حقیقت مطلق تردید میکردند، اما اگر با دقت بیشتر این دو مکتب را بررسی کنیم، بیدرنگ متوجه اختلافی بین آنها خواهیم شد. سوفسطاییان بیشتر «وکیل دعاوی»، «صاحبان مشاغل آزاد» و «بازاری» بودند، درحالیکه شکاکان اغلب «روشنفکر» بودند. اولیها حقیقت را انکار میکردند و برای گفتار اعتبار قائل میشدند تا قدرت موضوعهٔ خود را افزایش دهند و حال آنکه دومیها میخواستند به ترک علایق و عواطف برسند. سوفسطاییان بیشتر به انسان تکیه میکردند تا به حقیقت مطلق. (انسان معیار همه چیز است.) شکاکان اساساً به هیچکس و به هیچچیز اعتماد نداشتند: نه به حقیقت مطلق، نه به انسان بهطورکلی، نه به گفتار. آنها میتوانستند این جمله را شعار خود قرار دهند: «وجود موجود نیست و این هیچ ربطی به من ندارد!» یا چنانکه تیمون بسیار فیلسوفانهتر میگفت: «فقط چرایی قضایا نیست که توجه مرا جلب نمیکند، بلکه حتی چرایی چراها هم مورد توجه من نیست.»از کتابِ «فیلسوفان بزرگ یونان باستان و قرون وسطا»لوچانو دِکرشِنتزوترجمهٔ عباس باقری
نام آشنای ونگوگ که به میان میآید، تصاویر خاصی در ذهنمان مجسم میشود: هنرمندی باعظمت و مقهور دیوانگی؛ شهر آرل؛ گوشِ بریدهاش؛ گلهای زنبق و آفتابگردان؛ برادرش تئو؛ مرگ غمانگیزش؛ نقاش نفرینشده؛ نابغۀ بازنشناخته؛ درکنشدۀ همعصرانش؛ قیمتهای سرسامآور کنونی نقاشیهایش و الی آخر. امروزه این حقایق چنان فراگیرند که بهندرت به مخیلۀ کسی خطور میکند تصویر رایج ونگوگ و مؤلفهها و منشأ آن را به پرسش بگیرد. اما کتاب حاضر چنین قصدی دارد. با ردگیری برساخت افسانۀ ونگوگ، بهترتیب زمانی و بهلحاظ درونمایه، کشف میکنیم که چگونه انسانی به نام ونسان ونگوگ بهتدریج به چهرهای عام بدل میشود که بهسبب یکتاییاش مورد توجه و بهسبب عظمتش درخورِ تحسین است و بسان قدیسی واقعی او را گرامی میدارند. از کتابِ «شکوه ونگوگ»ناتالی انیکترجمهٔ حسن خیاطی
یکی از ابرچالشهای نظام جمهوری اسلامی، انزوای جهانی ایران است. چون انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی» پیروز شد، از همان ابتدا در دوران جنگ سرد با هر دو بلوک شرق و غرب سر ناسازگاری داشت. همچنین چون جمهوری اسلامی یک نظام انقلابی و خواهان صدور انقلاب به کشورهای دیگر بود، سایر کشورهای اسلامی نیز آن را برای خود اغلب به عنوان تهدید ارزیابی میکردند. در نتیجۀ اتخاذ این رویکرد، دیدیم در جنگ عراق با ایران، جمهوری اسلامی نمیتوانست از کشورهای دیگر چشمداشتی برای کمک و همراهی داشته باشد. به دیگر سخن، با توجه به رویکرد «آشتیناپذیری» در سیاست خارجی، ایران انقلابی نمیتوانست مانند عراق از کشورهای دیگر کمک بگیرد و خریدهای کلان سلاح و مهمات داشته باشد. در نقطۀ مقابل، عراق کمکهای فراوان از کشورهای همسایه بهویژه عربستان و کویت دریافت میکرد، چون به آنان میگفت که سدی در مقابل صدور انقلاب ایران به آن کشورها ایجاد کرده است. همچنین عراق میتوانست از امریکا اطلاعات ماهوارهای و مشاورۀ نظامی دریافت کند که برایش بسیار کارساز بود و میتوانست از شوروی، فرانسه، آلمان و انگلستان تجهیزات نظامی مدرن و پیشرفته خریداری کند و از حمایت نهادهای بینالمللی که تحت نفوذ آن کشورها بودند، به نفع خود بهره بگیرد.این آرمانگرایی ابتدای انقلاب رفتهرفته با عملگرایی درآمیخت و ایران در صدد بهبود روابط با بسیاری از کشورها برآمد. اما امریکا با کشورهای دیگر متفاوت بود. از زمانی که جمهوری اسلامی تأسیس شد، دشمنی عمیق با امریکا در مرکز سیاست خارجی ایران قرار گرفت و بقیۀ سیاستهای ایران بر اساس آن دشمنی تنظیم میشد. گویی انقلابیان نوعی مشابهت میان شاه و امریکا میدیدند و همانطور که در عرصۀ داخلی، شاه را شکست داده بودند، در پی آن بودند که در عرصۀ بینالمللی امریکا را نیز شکست دهند. از کتابِ «نبرد قدرت در ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی»محمد سمیعی
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
به گمانم همه در نقطهای از زندگیشان این تجربۀ تکاندهنده را داشتهاند که به آینه نگاه میکنند و یکباره بازتاب چهرهای غریبه را در آن میبینند. از خود میپرسیم: «این فرد کیست؟» البته میدانیم که این چهرۀ خودمان است. اما میان این چهرهای که در آینه میبینیم و احساس خودمان از اینکه بهواقع چه کسی هستیم، فاصلهای است. احساس میکنیم آن کسی که در آینه نگاه میکند، کسی که ذهنش سرشار از خیالات، نقشهها، احساسات، و خاطرات است، همان کسی است که ما در ۳۰سالگی یا نوجوانی یا کودکی بودیم، و آن شخص شبیه این [چهرۀ در آینه] نیست. این رویارویی با چهره در آینه پرسشی را برمیانگیزد که فیلسوفان قرنها دربارهاش اندیشیدهاند. زیرا اگر من این چهرۀ تکیده در آینه نیستم، پس چه کسی هستم؟ رنه دکارت در قرن هفدهم معتقد بود که ما دربارۀ یک چیز یقین کامل داریم، «میاندیشم، پس هستم»، و نتیجه گرفت که ما موجودی اندیشنده هستیم. او چیزی را کشف کرد که فیلسوفان به آن سابجکتیویتی میگویند. از آن موقع، شماری از فیلسوفان اروپایی دربارۀ ماهیت این سابجکتیویتی عمیق و طولانی اندیشیدهاند. از کتاب «دربارهٔ پیری»مجموعه مقالات فلسفیترجمهٔ آرش نراقی
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹ یا تلگرام ۰۹۳۰۶۵۶۱۲۴۵نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
نشر نی pinned a photo
نشر نی برگزار میکند:جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «مکاشفات جادو»مجموعهٔ سی نمایشنامهنوشتهٔ نغمه ثمینیبا حضور:افسانه ماهیاناصغر دشتیبابک احمدیبهاالدین مرشدیو نغمه ثمینیزمان: شنبه ۱۰ مرداد ماه، ساعت ۱۸مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجمورود برای عموم آزاد است.
جنین: بوى این خاک که رویش آتش ساختهاند من را مىترساند...سیتا: اینجا خاک تبعید است، خاک بیگانه.جنین: من در خاکى که مال پدرم یا پدرهاى او نباشد پا به زمین نمىگذارم. خوب یادم هست که درخت کوچکی بودم در زمانی دور. و جایى ریشه کرده بودم. آدمها هم مثل درختها! باید یک جا ریشه کنند. من از این خاک مىترسم... ریشههایم در هوا مىمانند. بعد با وزش اولین بادِ پاییزى از جا کنده مىشوم. همه این سالها گوشم را که به دیوار گرم و خیس این خانۀ تاریکم چسباندهام، از تو یک کلمه شنیدهام: سرگردانى. تو خود مرا از سرگردانى ترساندهاى، مادرم.سیتا (گریان.) تو تنها نیستى که در خاک پدرانت زاده نمىشوى... از قبیله من بسیارند که در خاک غریبه، که خاک پدرانشان نیست، زاده مىشوند.جنین: دیگر نه! ما دیگر در خاکهاى غریبه از خانههاى مرطوبمان بیرون نمىآییم. مادران سالها جنینها را که درونشان قد مىکشند با خود حمل خواهند کرد و، وقت مردن، جنین چهل سالهشان هم با آنان مىسوزد... من را برگردان به سرزمین پدرانت.سیتا (با نفرت.) سرزمین روسپیان بىشرم و دزدان کارآزموده و راهبان دورو و تنهایى بسیار و تنهایى بسیارتر. نه من به آن سرزمین بازنمىگردم.لحظهاى سکوت. سیاوش سخت بىحال است. او انگار حالا روح جنین را از بدنش بیرون کرده است.سیاوش (گیج و آشفته.) باید راهى باشد... زجر... راه... سرگردانى...مادیان: من مىدانم. هیچ سرزمینى نیست که سرزمین روسپیان و دزدان و راهبان نباشد حتى به قدر سه نعل کوفتن من!در نقش سیتا مىگرید:کاش بسوزیم... من و جنینم با هم. خستهام...از نمایشنامهٔ اسبهای آسمان خاکستر میبارنداز کتاب «مکاشفات جادو»مجموعهٔ سی نمایشنامه از نغمه ثمینی
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
گفت: «آن موقع تو در کمال دلرباییات بودی، با آن لباسهای ظریفت، با آن انگشتهای سفید و قدرتمندت. با اعتماد به نفس طراحهای ظریفت را میکشیدی. آن موقع بود که دوستت داشتم. وقتی رفتی سراغ آشپزی دلم گرفت... دلم به درد میآمد... که میدیدم شکوفۀ وحشی من خودش را در آشپزخانه حبس کرده است. ولی خب لوییس برایم از دوران بچگی و خانوادهات گفت و گفت که از خانهداری لذت میبری، آن وقت بود که به خودم گفتم من این زن را دوست دارم؛ حالا باید صبر کنم و ببینم وقتی آشپز میشود باز دوستش دارم یا نه. و عزیزم باور کن که دوستت دارم، تا ابد دوستت خواهم داشت، حتی اگر بگویی میخواهی تا آخر عمرت آشپز مخصوص من باشی!»بلند گفتم: «نه، نمیخواهم! دلم نمیخواهد آشپزی کنم... دلم میخواهد طراحی کنم!...»«عزیز من، همیشه هم حرف قدیمیها درست نیست. اینکه میگویند اگر میخواهی دل مردی را ببری باید سفرۀ هفترنگ جلویش بچینی؛ همۀ مردها که اینطوری نیستند... نمیشود محض خاطر من خانهداری را ول کنی عزیز دلم؟»داشت از من درخواست میکرد؟ از من؟ مگر چنین مردهایی هم پیدا میشدند؟از کتابِ کاغذدیواری زردشارلوت پرکینز گیلمنترجمهٔ نیلی انصار
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
اسرائیلیان نیاکان باستانی یهودیان بودند، بازیگرانی کمابیش بیاهمیت در تاریخ چندینهزارسالۀ خاور نزدیک باستان که از حدود ۱۰۰۰ تا ۵۸۶ ق.م در سرزمین کوچک کنعان یا فلسطین استقلال داشتند. اسرائیلیان در ابتدا پادشاهی واحدی بودند و سپس به دو پادشاهی تجزیه شدند. در ۵۸۶ ق.م بابلیان آخرین اسرائیلیان را شکست دادند و به تبعید فرستادند. در دنیای باستان چنین رویدادی معمولاً نقطۀ پایان حیات یک گروه قومی ـ ملی بود. با این حال برخی اسرائیلیان، به رغم از بین رفتن پایگاه ملی ـ سیاسیشان در ۵۸۵ ق.م، دوام آوردند و با هویتی پایدار و با آگاهی تاریخی وارد دوران مدرن شدند. این اسرائیلیان که در قرون پس از تبعید یهودی نام گرفتند متون (کتاب مقدس عبری)، باورها و سنّتهایی مقدس داشتند که پایه و اساس سه دین بزرگ جهان غرب شد: یهودیت، مسیحیت و اسلام.از کتابِ «پیدایش یهودیت»سنتهای کهن در چشمانداز معاصرکریستین هیزترجمهٔ محمدمهدی سیاهکالی مرادی
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت اینستاگرام کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
چاپ هفتم منتشر شدشاه و شطرنج قدرت در خاورمیانهایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷آرش رئیسی نژادترجمهٔ پریسا فرهادینگاه رایج به سیاست خارجی ایرانِ پهلویْ شاه را درنهایت همچون عروسکی آمریکایی به تصویر میکشد که کمابیش سیاستی همراستای سیاست کاخ سفید را دنبال میکرد. در مقابل، نگاهی تجدیدنظرطلب، بهتازگی، شاه را همچون رهبری بلندپرواز نشان میدهد که بیحاصل کوشید سیاستی مستقل را در خاورمیانه و ورای آن دنبال کند. برخلاف هر دو جریان رایج و تجدیدنظرطلب، کتاب پیشرو نشان میدهد که چگونه ایران پهلوی با همۀ روابط پیچیدۀ خود با آمریکا، سیاست خارجی غیردولتی را برای مهار تهدیدات بینالمللی، منطقهای و داخلی در پیش گرفت. به بیان دیگر، کتاب نشان میدهد که چگونه ایران پهلوی امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی خود را در برههای پانزدهساله از طریق سیاست خارجی غیردولتی حفظ کرد. کوتاه آنکه، این کتاب نگاهی پساتجدیدنظرطلب را بنیان میگذارد.از این منظر، کتاب پیشرو بر آن است تا فراز و نشیب روابط استراتژیک ایران پهلوی با گروههای غیردولتی در عراق و لبنان را بررسی کند. پرسش بنیادین این کتاب ناظر بر پیشرانها و انگیزههایی است که ایران را به برپایی پیوندهای استراتژیک با گروههای غیردولتی ــ کردهای عراق و شیعیان لبنان ــ واداشت. «چرا و چگونه ایران پهلوی پیوندهایی را با کردهای عراق و، در حدی کمتر، با شیعیان لبنان برقرار کرد؟» و «پشتیبانی و عدم پشتیبانی ایران پهلوی از کردهای عراق و شیعیان لبنان چه پیامدهایی را برای امنیت ملی و سیاست خارجی ایران به همراه داشت؟» این پرسشهای بنیادین کتاب پیشروست که داستان سیاست خارجی غیردولتی ایران را روایت میکنند.
فروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصرفروش ویژه برای عناوینی از کتابهای نشر نی▫️خرید حضوری از کتابفروشی نشرنی▫️سفارش از دایرکت کتابفروشی نشر نی neybookstore▫️سفارش تلفنی ۸۰۰۴۶۵۸-۹نشانی کتابفروشی: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، تقاطع خیابان فکوری، ساختمان نشر نی، پلاک ۲۰، طبقهٔ اولشنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح تا ۶ عصر
در دست انتشارمارینو فالیرو، دوک ونیزلرد بایرونترجمهٔ حسین قدسینمایشنامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۸۴)– به دادخواهی آمدهام.– نزد که؟– خدا، و دوک ونیز.– افسوس دوست من! دادخواهیات را نزد دو کسی آوردهایکه کمترین ارزش و احترام را در ونیز دارند.(از متن نمایشنامه)جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
در دست انتشارمیدان قهرمانان و کلاوس پایمان برای خودش شلوار میخرد و با من غذا میخوردتوماس برنهارتترجمهٔ سارا اباذرینمایشنامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۸۲)چیزی که نویسندهها مینویسندر برابر واقعیت هیچهبله بله اونها مینویسن که همهچی هولناکهکه همهچیز پوسیده و روبهزوالهکه همهچیز فاجعهبارهو همهچیز بیهودهسولی همهٔ این چیزهایی که اونها مینویسندر مقایسه با واقعیت هیچهواقعیت چنان اسفناکهکه نمیشه اونو توصیف کردهنوز هیچ نویسندهای واقعیتو اونجور که هستتوصیف نکردهاینه که هولناکه(از متن نمایشنامه)جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
مسئلۀ تدبیر حیات و ممات، به رسم روزگار، اکیداً از قلمرو خندۀ سرخوشانه بیرون گذاشته شده است. رابله نیز مانند بوکاچو «ارزش سرگرمکنندگی» دارد، اما در زمرۀ نویسندگان تسلیبخش و آموزگاران تدبیر حیات و ممات نیست. و اینها همه در حالی است که رابله در نظر معاصرانش دقیقاً تسلیبخش و آموزنده مینمود. آنان هنوز در قلمرو شادی و خنده به این مسائل میپرداختند.رابله، سروانتس و شکسپیر معرف نقطۀ عطفی مهم در تاریخ خندهاند. مرزهایی که رنسانس را از قرن هفدهم و دورههای مابعدش جدا میکند در هیچ جای دیگری چنین وضوحی ندارند.برداشت رنسانسی از خنده را به طور سردستی میتوان چنین خلاصه کرد: خنده معنای عمیق فلسفی دارد؛ یکی از فرمهای اصلی تجلی حقیقت جهان در مقام کل و حقیقت تاریخ و انسان است؛ خنده معرف نظرگاهی خاص به جهان است و آن را به صورتی نو در نظر میآورد که غنایش اگر از جدی نگریستن به جهان بیشتر نباشد کمتر هم نیست. بنابراین در ادبیات والا، از نظر طرح مسائل کلی، خنده دستکمی از جدیت ندارد از کتابِ «رابله و جهانش»میخائیل باختینترجمهٔ محمد سپاهیایدههای رادیکال
یادداشتی بر کتاب «رقابت یا همکاری»سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی:مدرسه در سرزمین آفتاب تابانبازاندیشی در فلسفه آموزش از دریچه تجربه ژاپندر گفتوگوهای کتاب، بارها بر این نکته تأکید میشود که مدارس ژاپن تنها محلی برای آموزش خواندن، نوشتن یا ریاضیات نیستند، بلکه فضایی برای یادگیری زندگی جمعی به شمار میآیند. کودکان از همان سالهای نخست مدرسه، مسئولیت نظافت کلاس، همکاری در فعالیتهای گروهی، حل تعارضها و احترام به دیگران را تجربه میکنندکمتر موضوعی در حوزه تعلیم و تربیت به اندازه نسبت «رقابت» و «همکاری» محل مناقشه بوده است. از یک سو، نظامهای آموزشی مدرن، بهویژه در جوامع صنعتی، سالها بر این باور استوار بودهاند که رقابت، انگیزه پیشرفت، نوآوری و موفقیت فردی را تقویت میکند. از سوی دیگر، پژوهشهای جدید در روانشناسی تربیتی، جامعهشناسی آموزش و مطالعات فرهنگی نشان دادهاند که یادگیری پایدار، پرورش مهارتهای اجتماعی و شکلگیری شخصیت، بیش از آنکه محصول رقابت فردی باشند، در بستر همکاری، مشارکت و تعامل جمعی شکل میگیرند.ادامهی مطلب
راسل مینویسد:تا آنجا که به من مربوط میشود، مدتزمانی که در روسیه به سر بُردم، برایم مانند کابوسی بود که روزبهروز بر شدت آن افزوده میشد. من تاکنون آنچه را که با تأمل و تعمق به نظرم حقیقت امور جاری در روسیه میرسید، در مطبوعات منتشر کردهام. اما از احساس وحشت و هراس فوقالعادهای که در این مدت وجود مرا فراگرفته بود تا امروز چیزی به زبان نیاوردهام: سنگدلی و بیرحمی، فقر، بیاعتمادی، فضایی پُرتنش که همهجا حاکم بود و اذیت و آزاری که به امری عادی تبدیل شده بود. مدام گپ و گفتوگوهای ما را مخفیانه به گوش نشسته بودند. نیمهشب صدای شلیک تیر به گوش میرسید و معلوم بود که آرمانگرای دیگری را در زندان تیرباران میکنند. با ظاهرسازی ریاکارانهای ادعای برابری میشد و چنان وانمود میشد که همه با هم برابرند. همدیگر را رفیق صدا میکردند، ولی چگونگی بر زبان آوردن این واژه، بسته به اینکه مخاطب لنین باشد یا یک خدمتکار هیچکاره، بهگونهای حیرتآور متفاوت بود. یک بار در پتروگراد (نام این شهر در آنزمان) چهار نفر ژندهپوش با ریشهای بلند، ناخنهای کثیف و موهای ژولیده به دیدار من آمدند. این چهار نفر از شاعران صاحبنام روسیه بودند. دولت به یکی از آنها اجازه داده بود تا برای امرار معاش اوزان عروضی تدریس کند، ولی او اظهار ناخشنودی میکرد که تحت فشار قرار گرفته است و از او خواستهاند تا این مضمون را از زاویۀ دید مارکسیستی تعلیم بدهد؛ و این شاعر در تمام عمرش نتوانسته بود دریابد که این موضوع چه ارتباطی با مارکس دارد. از کتاب «خردکُشی»روشنفکران و انقلاب اکتبرنوشتۀ خسرو ناقد
▫️تمنای مهاجرتوقتی «رفتن» به فرهنگ تبدیل میشودنشست نقد و بررسی کتاب به جز این سرا، سرایی؛ تمنای مهاجرت و زیستن دائمی در وضعیت موقت نوشتهٔ امید آسایش و عبدالمحمد کاظمیپور، با حضور محمد فاضلی پژوهشگر علوم سیاسی، نفیسه آزاد جامعه شناس، محسن آزموده روزنامه نگار و دو نویسنده کتاب به صورت برخط برگزار شد. محور اصلی بحث، نه خود مهاجرت، بلکه «فرهنگ مهاجرت» بود؛ مفهومی که نویسندگان کتاب آن را برای توصیف وضعیتی به کار می برند که در آن، میل به مهاجرت از یک تصمیم فردی فراتر رفته و به بخشی از ذهنیت و تجربه اجتماعی ایرانیان تبدیل شده است. سخنرانان این نشست نیز هر یک از زاویه ای متفاوت، از ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این پدیده سخن گفتند؛ از تبدیل شدن مهاجرت به «دکمه اضطراری» حل همه مشکلات تا شکل گیری دوگانه «ماندگان» و «رفتگان» و پیامدهای آن برای جامعه ایران.در ادامه گزارشی از این نشست از نظر می گذرد. https://etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/250503/
نام ژنرال سانتیِرا از همین نامهایی است که با جوهر سرد قلم جاودانه شده. او اهل امریکای جنوبی بود، خانوادۀ اصیلی هم داشت، و در کتابهایی که در زمان حیاتش چاپ شده بودند نام او در فهرست قهرمانان آزادیبخش آن قاره از یوغ حکومت ظالم اسپانیا قرار داشت. این نبرد طول و دراز، که یک طرف برای استقلال میجنگید و طرف مقابل برای حفظ سلطۀ خود، طی سالیان متمادی و با فراز و نشیبهایی که کفۀ اقبال را هربار برای یکی از طرفین سنگین میکرد، در وحشیگری و جنبههای غیرانسانی به نبردی برای بقا تبدیل شده بود. احساسات حاکی از محبت و شفقت با شدت یافتن نفرت سیاسی همه از بین رفته بودند و، مثل همۀ جنگها، عموم مردم که کمترین منفعت را از این ماجرا میبردند بیشترین آسیب را از لحاظ جان ناقابل و مال ناچیزشان متحمل میشدند.از داستانِ گاسپار روئیس: قصۀ عاشقانهاز مجموعه داستانِ قصههای جنگجوزف کنرادترجمۀ نیما حضرتی
امنیت از نیازهای اساسی روح است. معنای امنیت این است که روح انسان زیر فشار ترس و وحشت نباشد، مگر در نتیجۀ تقارن اتفاقی اوضاع و احوال و برای مدتی کوتاه و استثنائی. ترس و وحشت، که از حالات آشنای روح هستند، کمابیش دو زهر قاتلند، خواه ترس از بیکاری آن دو را پدید آورَد، خواه آزارِ پلیس، یا ظهور فاتحی بیگانه، یا تهاجم قریبالوقوع دشمن، یا هر مصیبت دیگری که خارج از حد تحمل انسان باشد. اربابان رومی به شیوۀ مرسوم آن زمان تازیانهای را در دالان عمارت در معرض دید بردگانشان قرار میدادند، چون میدانستند این منظره نوعی حالت دلمُردگی ایجاد میکند که لازمۀ بردگی است. درمقابل مصریان اعتقاد داشتند مرد دادگر کسی است که پس از مرگ بتواند بگوید: «هرگز هیچ انسانی را نترساندم.» از کتابِ «نیاز به ریشهها»درآمدی بر اعلامیهٔ وظایف بشرسیمون ویترجمهی بهزاد حسینزاده
چاپ سوم منتشر شد«درآمدی بر متافیزیک»ژان گروندنترجمهٔ سعید تقوایی ابریشمینقدهای ناظر بر متافیزیک بیتردید از یک جهت صائباند: متافیزیک، هرچند نه به صورت پیوسته، در حکم رشتهی راهنمای سراسر سنت غرب بوده است. مسئله بر سر این است که آیا بهواقع باید از بند آن گریخت؟ و در کل چه نیازی به آن داریم؟ به قراری که در این کتاب شرحش رفته، در بدایت امر، متافیزیکهای پرشماری در کارند. متافیزیکی که منتقد متافیزیک رد یا انکار میکند تنها یک متافیزیک در میان شمار فراوان متافیزیکهای ممکن است و این مهم نیز همواره به نام متافیزیک از گونهی دیگر انجام میشود. … اما این تنوع بیپایان اندیشههای متافیزیکی بیبهره از هستهای مشترک نیست؛ هستهی مشترکی که بی آن سخن گفتن از متافیزیک معنایی ندارد. این کتاب را به این امید نگاشتم تا نشان دهم متافیزیک، در ذاتش، کوشش خودـانتقادگرانهی ذهن انسان است برای فهمیدن کل واقعیت و اسباب عقلانی آن، و سنت اندیشهی غربی بر عهده گرفته است که این کوشش را پاسداری کند. برگرفته از متن کتاب
شیخ حسینخان چاهکوتاهی از خاندانهای عربِ جنوب ایران بود و با حکمرانان بوشهر روابط خوبی داشت و اغلب در مقام بازوی نظامی آنها در تنگستان عمل میکرد. پیش از جنگ جهانی اول شیخ حسینخان با انگلیسیها روابط تجاری و دوستانه داشت، اما در طول جنگ جهانی اول وقتی شیخ حسینخان نقض آشکار حقوق ایران از سوی انگلیسیها را به چشم دید از مخالفان سرسخت انگلیس شد و با همکاری رئیسعلی دلواری، زائر خضرخان و غضنفرالسلطنه برازجانی مبارزهای سرسختانه را با نیروهای انگلیسی در بوشهر و تنگستان و دشتی و دشتستان آغاز کرد. نبرد آنها سبب شد سه سال نیروهای انگلیسی در این مناطق زمینگیر شوند و نتوانند خواستههای دولت انگلستان را در جنوب ایران اجرا کنند. مدتی پیش از ورود مصدق به ایالت فارس شیخ حسینخان چاهکوتاهی به دست پلیس جنوب کشته شد.اواخر مهر ۱۲۹۹ ماژور وییر، قنسول انگلیس، برای دیدار و گفتوگو با مصدق به ارگ کریمخانی آمد. او ضمن صحبتهایش به والی گفت: «پلیس جنوب را مأمور کردهایم آن عده از خوانین تنگستانی را که موجب بینظمی و ناامنی میشوند تنبیه کنند.» مصدق با شنیدن این حرف وجناتش یکباره تغییر کرد و حالش بد شد. ماژور وییر پرسید: «چرا حالتان تغییر کرد؟» مصدق گفت: این بیانات را هرکس میشنید حالش از این هم بدتر میشد. مگر نبود که جلسۀ قبل شما گفتید مردم فارس از پلیس جنوب متنفرند و باید کاری کنیم از این تنفر بکاهیم. اکنون میخواهید پلیس جنوب را مأمور تنبیه عدهای از هموطنان من بکنید و بر انزجار مردم بیفزایید. هنوز فراموش نشده که قتل شیخ حسینخان چاهکوتاهی را که نسبت به یکی از عمال انگلیس دادند مردم طهران در نقاط عدیده مجلس ختم گذاشتند و او را مثل یکی از شهدای وطن شناختند. از این بیانات مقصودم این نیست که بخواهم تنگستانیها را از نسبتی که به آنها میدهید مبرا کنم، بلکه میخواهم این تذکر را بدهم که دخالت پلیس جنوب سبب خواهد شد که مردم بر تنفر خود بیفزایند و این کار علیه خودتان تمام میشود. و اما آنچه راجع به شخص من است در اموری که مربوط به ایالت است شما نمیبایست دخالت کنید. از ناامنی راه باید به من شکایت نمایید تا من به وظیفۀ خود عمل کنم. اکنون که میخواهید برخلاف رویه عمل کنید، بگذارید من از خاک فارس بروم، آن وقت هرطور میخواهید عمل کنید. از کتابِ «مصدق ۱۲۹۹»روایتی تاریخی از والیگری محمد مصدق در ایالت فارسشیرین کریمی
اما نه يک روزمان بىاندوه گذشت و نه يک شبمان از ماتمى نو به نو تهى بود پس باز و باز شيون و زارى و باز و باز كوفتن بر اين سينهها اكنون تو اى شهبانوى آزرده تقدير آموزگار ما باش و سوگ سالار ما و ما گوش به فرمانت مىنهيم گرچه خود رسم و راه شيون و افغانِ نوميدوار را نيک آموختهايم.از نمایشنامهٔ زنان تروامجموعهٔ زنان تروا و توئستسسنکاترجمهٔ عبدالله کوثری
چاپ دهم منتشر شد«کودکی را میزنند»زیگموند فرویدترجمهٔ مهدی حبیبزادهنوشتههای بالینی فروید که در اینجا گزیدهای از آنها گرد آمده، تأملاتی هستند که به شکلی از رابطهی سوژه با خود، مجال بیان میدهند. در این بیانشدن، آنالیز در مقام رابطه و کردار، مبنای صورتبندی برخی مفاهیم قرار گرفته که اهمیت انتقادیشان بعدها به واسطهی «بازگشت به فروید» برجستهتر میشود. این نوشتهها از نسبتی میان درمان بالینی و تأمل در نفس حکایت دارند که در نتیجهی آن، مسائل روانی به منزلهی مسائلی برخاسته از شکافهای زندگی مدرن ظاهر میشوند. روانکاوی از طریق این نوع مسئلهسازی، گفتار روانشناسی را از ظرفیتی انتقادی برخوردار میکند؛ ظرفیتی معطوف به رهایی زندگی که حضور بالقوهاش در نوشتههای بالینی فروید حس میشود. در این نوشتهها، این سویهی انتقادی بهویژه از خلال تأمل بر آن پیچوخمها و تناقضهایی رخ مینماید که ردشان بر زندگی عاشقانه حک شده است.