مدتی است که حضور کودکان دستفروش یا متکدی در چهارراههای تهران توجه خبرنگاران و فعالان حقوق کودک ر…
انتشار: 2026/08/12 10:09 UTCدریافت: 2026/08/15 22:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 22:50 UTC
مدتی است که حضور کودکان دستفروش یا متکدی در چهارراههای تهران توجه خبرنگاران و فعالان حقوق کودک را جلب کرده است. واقعیت این است که زنان متکدی همیشه نوزادان خود را به پشت خود بسته و سر کار بردهاند، اما ظاهراً کار کودک، همچون عضوی مستقل، در چهارراه پدیدۀ نسبتاً جدیدی است. با وجود این، در بازارهای تهران، فروش فال حافظ به دست کودکان یا ارائۀ خدماتی همچون واکس زدن کفشِ شهروندان تازگی ندارد. چیزی که ظاهراً توجه و نارضایتی برخی تهرانیها را برانگیخته حضور کودکانِ موردنظر از صبح تا غروب در چهارراههاست. از آنجا که مدرسه در ایران رایگان و اجباری است، سؤالی که ذهن رهگذران را درگیر میکند این است که چرا این کودکان به جای حضور در مدرسه در خیابان مشغول کارند.کودکانی که کولی نامیده میشوند هم به دستفروشی و هم به گدایی در چهارراههای تهران مشغولند. این دسته از کودکان برای شهروندان تهرانی ناشناختهاند و کلیشهها و باورهای تخیلی چنان ذهنیت رهگذران را پر کرده است که جایی برای شناخت واقعیِ آنها باقی نمیگذارد. تهرانیها عمیقاً بر این باورند که کودکانی که در چهارراهها کار میکنند یتیمانیاند که باندهای مافیایی آنها را به استثمار گرفتهاند و به گدایی وادار میکنند تا پول آنها را در ازای جایی برای خوابیدن از ایشان بگیرند. تعدادی از رهگذارن شهادت میدهند که «خودم با چشمهای خودم دیدم. صبح با مینیبوس و ون میآن سرچهارراه ولشون میکنن، شب هم میآن جمعشون میکنن.» ترکیببندی این جملات و الفاظ آن بهندرت از شهروندی به شهروند دیگر تغییر میکند و بیشتر به کلیشه شبیه است تا روایتی از صحنهای عینی. همین دربارۀ صحت این شهادت شبهه ایجاد میکند.از کتابِ «سفر به قربت غربتها»قومنگاری در فضای درونگروهی غربتهای مازندرانمیترا اسفاریاز مجموعهٔ پژوهشهای اجتماعی درباره ایران





