تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 20:30 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
📜 مردمنامه🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:http://zil.ink/mardomnameh 📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:@Parastoorahimi66
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 78 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
عصر دوشنبههای بخاراچهل و پنجمین نشست از سلسله نشستهای عصر دوشنبهها مجلهٔ بخارا به نقد و بررسی کتاب «ملالگریز» (ناصرالدینشاهِ معمار و عمارتهایش)، نوشتهٔ حمیدرضا پیشوایی که از سوی نشر اطراف منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر دوشنبه بیست و ششم مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی مهرداد قیومی بیدهندی، داریوش رحمانیان، امیر مازیار، حمیدرضا پیشوایی و علی دهباشی در باغموزهٔ نگارستان برگزار میشود.«ملالگریز» پرترهای است از ناصرالدینشاه؛ شاهی که از تبعیدگاهش در کتابهای خشک و رسمیِ تاریخی بیرون جَسته، دوروبَرمان میپلکد، در چشمهایمان زل میزند، و از ما میخواهد تا دوباره نگاهش کنیم. خوب که در چهرۀ خستهاش مینگریم، شاید کسی را به یاد بیاوریم که همین امروز، دیروز یا گذشتهها ملاقات کردهایم. آدمی عادی با خردهذوقی هنری، شیفتۀ طبیعت، گاه کودکخو و سرخوش، و گاه افسرده و ملول؛ کسی که در همۀ عمر از دست ملال میگریزد و باز به دامش میافتد. ملالگریز، با کنار هم گذاشتنِ شواهد مستند، جزئیات معمارانه و تصویرهایی از زندگی روزمره، میکوشد تاریخ را به سطح تجربۀ انسانی برگرداند؛ نه قصد نقد کارنامۀ سیاسی ناصرالدینشاه را دارد و نه تلطیف مناسبات قدرت. روایتی است متفاوت از آدمی با دلبستگیهای معمولی که مواجهۀ بازیگوشانه و سرخوشانهاش با جهان، به سبب جایگاهش در سلسلهمراتبِ قدرت، به معماری و شهر، به ساختار سیاسی، و به حافظۀ جمعی ایرانیان گره خورده است.حمیدرضا پیشوایی متولد سال ۱۳۶۳ و دانشآموختۀ معماری و مطالعات معماری ایران از دانشگاه شهید بهشتی است و اکنون نیز به عنوان عضو هیئت علمی در همین دانشگاه فعالیت میکند. حوزۀ پژوهشی و مطالعاتی او تاریخ و تئوری معماری است و بهویژه بر معماری و فرهنگ دورۀ قاجار و معماری دوران معاصر ایران متمرکز است. کتاب «ملالگریز» برگرفته از یکی از فصلهای رسالۀ دکتری اوست.میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع، باغموزۀ نگارستان، تالار دکتر روحالامینی
✅ از علم مردم تا بایستههای پژوهشی تاریخ علمگفتوگو با یونس کرامتی📌مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسند ویدئوها از ما حمایت کنید.🔗https://youtu.be/wVG7Igry1ws?si=lRDTxfU9zEPelopG🔗https://www.aparat.com/v/ibaz8t6https://t.me/mardomnameh
♦️فیلم کامل سخنرانی داریوش رحمانیان در نشست «نهضت مشروطه؛ قانون و آزادی»🔸این نشست را خانهٔ توسعهٔ آذربایجان بهمناسبت یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطه در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ در تالار پتروشیمی تبریز برگزار کرد.🔸لازم به ذکر است که نهاد برگزارکننده پوشهٔ دیداری این سخنرانی را با سانسور و حذف برخی بخشها منتشر کرده است. ازاینرو، برآن شدیم که فیلم کامل این سخنرانی را منتشر کنیم.✍پرستو رحیمی، مدیر داخلی مردمنامه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۵.https://t.me/mardomnameh
✅ معضل، فقدان فهم تاریخی است؛ نه لزوماً فن و نظریه📌 برشی از نشست آسیبشناسی رشتۀ تاریخ از دیدگاه دانشجویان تاریخ#مردم_نامه #تاریخ #تاریخ_ایران #فریما_دستیار #رشته_تاریخhttps://youtube.com/shorts/ljDOJys0oNY?si=3oWszID0E7rAhWYo
✅ دروس مشترک تاریخ؛ قاتل خاموش وقت و انرژی پژوهشی دانشجویان📌 برشی از نشست آسیبشناسی رشتۀ تاریخ از دیدگاه دانشجویان تاریخ#مردم_نامه #تاریخ #تاریخ_ایران #رشته_تاریخ #متین_حسین_زادهhttps://youtube.com/shorts/c5D3z5LrUrA?si=oBRyNVZKePz_QzFz
♦️عصر دوشنبههای بخارا بهمناسبت انتشار کتاب ملالگریز ناصرالدینشاه معمار و عمارتهایش نوشتهٔ حمیدرضا پیشواییبا سخنرانی🔸مهرداد قیومی بیدهندی 🔸داریوش رحمانیان🔸امیر مازیار🔸حمیدرضا پیشوایی🔸علی دهباشی 🕔دوشنبه، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷📍میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع، باغموزهٔ نگارستانhttps://t.me/mardomnameh
🎙📜در سایه فردوسی | قسمت نخست: کوشنامه 🏛️کاوشی در حماسه های کمتر شنیده شده ایرانتهیه کننده و مجری: محمد مهدی رئیسی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران🔶 مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدئو ها از ما حمایت کنید.🔗https://youtu.be/YM7iF37bxgU?si=su3qD7jaTOOjz_QD🔗https://www.aparat.com/v/pcq295qhttps://t.me/mardomnameh
🎤 پادکست احمد فعال در بزرگداشت دکتر کریم سلیمانی🔹️این پادکست سخنرانی ای بود که متاسفانه در مراسم بزرگداشت ایراد نشد.🔸️جهانی را توصیف کرده ام که زندگی و انسان را گرفتار نمایشی شدن و سطحی شدن نموده است. 🔹️و نشان داده ام که چگونه دکتر کریم سلیمانی از چنین وضعیتی احتراز می کرد و خویشتن را مستغرق در استقلال و آزادی وطن گرداند.https://t.me/bayane_azadi
اگر میتوانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه میشنیدیم؟صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟✍ تحریریۀ تاریخ دیروز📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش میپردازد و تلاش میکند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند.◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمیماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر میتوان فهمید این فضاها چگونه شنیده میشدهاند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، دادههای مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستانشناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است.🗒روند کار را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد: - ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشتهاند.- سپس تهیه نمونههای صوتی از کتابخانههای افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها.- در مرحله سوم، فایلها در نرمافزار Pro Tools کنار هم قرار گرفتهاند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر.همین نکته، اهمیت روششناختی مقاله را نشان میدهد. این پژوهشگر فقط نمیپرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه میپرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه میکردند و چه میشنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروهها و فعالیتهایی نیز جلب میکند که در منابع مکتوب کمتر دیده میشوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیتهای روزمره شهری.◽️مهمترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر میخواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار میشود درباره گروهها و فعالیتهایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده میشوند. از این نظر، چشمانداز صوتی میتواند حضور گروههایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گستردهتر میکند. دادههای محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبانشناختی میتوانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه میتواند به مطالعه تجربه زیسته انسانها در گذشته نیز بپردازد.در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازیشده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیهپردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتیای میتوانسته وجود داشته باشد و کدام بخشهای این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضیاند.◽️این رویکرد در امتداد پژوهشهای گستردهتری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار میگیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سالهای اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکانهای باستانی» و «مجله باستانشناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کردهاند. ◽️اهمیت این روش برای تاریخپژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمیشود. این رویکرد میتواند دامنه منابع و پرسشهای تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسانها نزدیکتر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، میتوان پرسشهای مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبههای زندگی حسی انسانهای گذشته نیز مطرح کرد.📎فایل صوتی بازسازیشدهای که خود مقاله بهعنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است. میتوانید آن را بشنوید و نمونهای از چشمانداز صوتی بازسازیشده ریواردشیر را تجربه کنید.@Dirooz_history#تاریخ_ایران #تاریخ_صوتی #چشمانداز_صوتی #باستانشناسی_صدا #تاریخ_دیجیتال #علوم_انسانی_دیجیتال
اگر میتوانستیم به یک شهر ساسانی گوش بدهیم، چه میشنیدیم؟🎧 این فایل، یک بازسازی صوتی از ریواردشیر، شهر ساسانیِ واقع در جنوب ایران است که دومیزیانا روسی برای مقالۀ Soundscapes of Eranshahr ساخته است. صداهایی که میشنوید ضبط واقعی از دوران ساسانی نیستند؛ بلکه پژوهشگر با استفاده از شواهد تاریخی، باستانشناختی و محیطی تلاش کرده تصویری از فضای شنیداری این شهر بسازد.جالبترین بخش فایل، گفتوگوهای میان آدمها باشد. در میان صداهای بازار، بندر و فضای شهری، مکالمههایی درباره خرید و فروش اسب، قیمت کالاها، پارچه، میوه و ادویه، تجارت مروارید و کالاهای وارداتی شنیده میشود. همچنین گفتوگوهایی کوتاه درباره بیماری، آب، غذا و زندگی روزمره در شهر وجود دارد.🗣 این مکالمات به زبانهای مختلفی از جمله فارسی میانه (پهلوی)، سریانی، ارمنی و یونانی بازسازی شدهاند تا چندزبانه بودن فضای شهری و تجاری ریواردشیر را به شنونده منتقل کنند.📌 به صداها که در پسزمینه شنیده میشوند دقت کنید. در پیام بعدی درباره این مقاله و اینکه پژوهشگر دقیقاً چگونه از شواهد تاریخی به این صداها رسیده است، بیشتر میخوانیم.@Dirooz_history
🎥 فیلم کامل نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز»🔹 نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» با حضور هاشم آقاجری، داریوش رحمانیان، علیرضا ملائیتوانی و محمد بیطرفان در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار شد.🔹 در این نشست، نسبت آرمانهای انقلاب مشروطه با مسائل امروز ایران، عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر سرنوشت این انقلاب، شکاف میان ایدههای مشروطه و فرایند تحقق آنها و نقش قدرتهای خارجی و منافع نفتی در تحولات پس از مشروطه بررسی شد.▶️ فیلم کامل این نشست را تماشا کنید.#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران🆔 @nali_ir
🔵 با حضور استادان و پژوهشگران تاریخ معاصرمشروطیت؛ پروژهای ناتمام در مسیر آزادی، شهروندی و حکومت قانون🔹 نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران تاریخ معاصر در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار شد. غلامرضا امیرخانی در این نشست بر ضرورت بازخوانی مستمر ابعاد پیچیده و کمتر دیدهشده مشروطه تأکید کرد.🔹 هاشم آقاجری، مشروطیت را پروژهای ناتمام خواند و گفت جامعه ایران هنوز از ایده شهروند به واقعیت شهروند گذر نکرده است.🔹 علیرضا ملائیتوانی از مشروطه بهعنوان «راه ناتمام آزادی» یاد کرد و گفت این جنبش با وجود ناکامیها، شکست تاریخی نخورده و همچنان نظریهای زنده برای حکومت قانون و دموکراسی است.🔹 داریوش رحمانیان نیز با طرح مفهوم «مشروطه نفتی»، نقش منافع نفتی و قدرتهای خارجی در سرنوشت این جنبش را بررسی کرد.🌐 مشاهده خبر کامل#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران#دولت_پای_کار_مردم🆔 @nali_ir
✅ گفتوگو با امین بابادی، دانشآموختهٔ دکتری تاریخ ایران باستانروایتی از تداوم حافظهٔ تاریخی ایران از تخت جمشید تا دورهٔ ساسانیان🔸مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدئوها از ما حمایت کنید. 🔗https://youtu.be/7wF5csqfKKM?si=srBPkR9mo_NSdLrm🔗https://www.aparat.com/v/kqzfxh8تهیهکننده و مجری: محمدمهدی رئیسی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران.https://t.me/mardomnameh
با درود خدمت دوستان و همراهان ارجمند کانال «تاریخ و زندگی» براساس این نگرش شکل گرفته است که تاریخ چیزی بیش از صرف شناخت و گزارش گذشته انسان و جامعه انسانی است و آنگاه فایده مند می شود که بتوان از آن برای بهبود زندگی انسان و جامعه کنونی بهره گرفت و تا حد امکان میان گذشته با اکنون و آینده پیوند برقرار کرد. بدیهی است که این مهم تنها با دسترسی به شناختی درست و علمی از گذشته ممکن می شود. اگر تاریخ را همچون آدرس دادن به انسان حاضر برای یافتن مسیر تشبیه کنیم روایت درست و علمی آن به مثابه دادن آدرس درست و دقیق است و هر چه جز آن باشد (روایت غیرعلمی تاریخ) مانند دادن آدرس اشتباه خواهد بود که موجب گمراهی خواهد شد. اگرچه فضای مجازی فرصت کم نظیر و مناسبی برای نشر گسترده تر دانش تاریخ و تقویت بینش تاریخی در جامعه فراهم آورده است، اما همزمان انتشار مطالب غیرعلمی، احساسی و جانبدارانه نه تنها به دست یابی به هدف یاد شده یعنی کاربرد تاریخ در زندگی کمک نمی کند بلکه می تواند موجب گمراهی فرد و جامعه شود. از این رو در این کانال کوشش می شود در ارائه و بازنشر مطالب حداکثر دقت به کار گرفته شود. از آنجا که در روایت و تحلیل تاریخ همواره امکان میزانی از عدم قطعیت و اختلاف نظر وجود دارد و برخی موارد تنها با نقد و بررسی بیشتر قابلیت قبول پیدا می کنند، عرصه نقد و نظر علمی و مستند به روی مخاطبان گشوده خواهد بود. همچنین تلاش بر آن است تا با ارائه مطالب روشی و بینشی به یکی از کارکردهای اصلی علم تاریخ یعنی تقویت «تفکر انتقادي» توجه شود. به ياري تفکر انتقادي است که می توان سره را از ناسره بازشناخت و «عبرت آموزی از تاریخ» را در مسیر درست و در عمل آزمود. افزون بر اين برای توجه به پویا ساختن علم تاریخ، اخبار و مطالب مربوط به نوآوری ها در حوزه تاریخ و تاریخ نگاری و کاربردی ساختن آن نیز به اشتراک گذاشته خواهد شد. برای پیوند دادن هر چه بیشتر تاریخ با زندگی و کاربردی تر کردن آن مسائل مهم روز (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ...) نیز با نگاهی تاریخی مورد توجه قرار میگیرند. بدیهی است که مطالبی که از منابع دیگر بازنشر می شود الزاما به معنای تایید کامل محتوای آنها نیست و بیشتر با هدف جلب توجه به یک موضوع مهم و دعوت به تأمل در باب آن موضوع می باشد.برای بهره بردن از فرصت گفت و گو امکان نوشتن یادداشت برای مخاطبان نيز فراهم شده است. ضمنا بازنشر مطالب کانال بلامانع است. امید آنکه با روايت صحنه هايي از تاريخ و ژرفا بخشيدن به تفکر انتقادي و علمی در جامعه شاهد روزگاری بهتر برای ایران و ایرانیان باشیم.جواد عباسی
مردمنامه (تاریخ مردم) pinned a photo
عصر یکشنبههای بخاراپانزدهمین عصر یکشنبههای مجلۀ بخارا با همکاری کتابفروشی دبا و انتشارات نگارستان اندیشه اختصاص یافته است به نقد و بررسی کتاب «استراتژی کلان ایران» تألیف ولی نصر، ترجمهٔ حامد کاظمزاده و حسین قاجری با موضوع تاریخ سیاسی نیم قرن اخیر ایران به تازگی منتشر شده است. این مراسم در ساعت پنج عصر یکشنبه هجدهم امرداد ۱۴۰۵ در محل کتابفروشی دبا با سخنرانی حبیبالله فاضلی، احمد بستانی، ولی نصر (ویدیویی) و علی دهباشی برگزار میشود.کتاب استراتژی کلان ایران، سال پیش و درست در میان جنگ دوازده روزه در آمریکا منتشر شد و میتواند ریشهها و عوامل جنگ امروز و مواجهه ایران با آمریکا را نشان دهد.ولی نصر تاریخ سیاسی ایران را به شیوهای جدید بررسی میکند تا نشان دهد که چگونه، ذیل حکومت دینی و ایدئولوژی اسلامی، ایران امروز یک استراتژی بزرگ را با هدف تأمین امنیت داخلی کشور و تثبیت جایگاه خود در منطقه و جهان دنبال میکند. نصر ریشههای دیدگاه استراتژیک ایران را در تجربیات آن در چهار دهه گذشته از جنگ با عراق و متعاقباً تحریم ایران توسط آمریکا، دنبال میکند. میدان نیاوران، خیابان پور ابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریهاین کتاب دربردارندۀ روایتی مستند از جنبههای گوناگون تاریخ مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه بر پایۀ اسناد برگزیدۀ آرشیوهایی چون مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و مرکز اسناد و آرشیو ملی و... است. در مقدمۀ هر فصل روایتی پژوهشی با تکیه بر اسناد تصحیحشدۀ آن فصل به دست داده شده است. همچنین حواشی و توضیحاتی دربارۀ پارهای از مندرجات اسناد در پانوشتها آمده است. این پژوهش مستند با رویکرد ریزتاریخنگاری کوششی است برای گشودن راهی تازه در تحقیق تاریخ دیپلماسی و مناسبات خارجی.[مناسبات فرهنگی ایران و امریکا در روزگار قاجاریه، گزینش اسناد، مقدمه و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر فرشته جهانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]علاقهمندان میتوانند از هفدهم تا سی و یکم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی@AfsharFoundation
مردمنامه (تاریخ مردم) pinned a photo
صوت گفتار داریوش رحمانیاندربارۀ «شریعتی شیاد»؟!ویدیو در یوتیوبhttps://youtu.be/J9xnY63P7qY?si=toknUmtOmGs2hckZ
📢 مدرسهی نوروزگان برگزار میکند: درسگفتار «فوکو برای مورخان و تاریخپژوهان» 🔹داریوش رحمانیان 🔸زمان و مکان برگزاری دوره بهزودی اعلام خواهد شد. 🔸این درسگفتارهای طی سه جلسه و بهصورت حضوری و برخط (آنلاین) برگزار میشود. برای شرکت در این جلسات لازم…📢 «فوکو برای مورخان و تاریخپژوهان»در این دوره، به معرفی و تحلیل اندیشههای میشل فوکو، فیلسوف، متفکر و نظریهپرداز برجستهی فرانسوی پرداخته میشود. فوکو با آثار اثرگذار خود در حوزههایی چون نظریهی گفتمان، تبارشناسی معرفت و تحلیل سازوکارهای قدرت، جایگاهی متمایز در علوم انسانی دارد. کتابهایی مانند نظم اشیا، تاریخ جنسیت و تاریخ جنون اهمیت بنیادینی برای پژوهشگران تاریخ و مطالعات فرهنگی یافتهاند؛ زیرا فوکو با فاصلهگیری از سنت تاریخنگاری کلاسیک و رویکردهای صرفاً ساختارگرایانه، افقهای تازهای در فهم مناسبات معرفت و قدرت گشود. بااینحال، او مورخ به معنای متعارف آن نبود و خود را «مورخ نظامهای اندیشه» مینامید.در این درسگفتار، فوکو همچون اندیشمندی بررسی میشود که آثارش امکانهای تازهای برای تاریخنگاری و تحلیل تاریخی فراهم کردهاند. در کنار تبیین بنیانهای فکری او، نقدها و چالشهای نظری مطرحشده دربارهی رویکردهایش نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت. طی سه جلسه، سویههای گوناگون اندیشه و آثار فوکو معرفی میشود تا ظرفیتهای آنها برای کاربست در پژوهشهای تاریخی روشنتر گردد.#درس_گفتار #داریوش_رحمانیان@asmaaneh
📢 مدرسهی نوروزگان برگزار میکند: درسگفتار «فوکو برای مورخان و تاریخپژوهان»🔹داریوش رحمانیان 🔸زمان و مکان برگزاری دوره بهزودی اعلام خواهد شد. 🔸این درسگفتارهای طی سه جلسه و بهصورت حضوری و برخط (آنلاین) برگزار میشود. برای شرکت در این جلسات لازم است تا در سایت مدرسهی نوروزگان ثبتنام کنید. https://nowruzgan.com/school/#درس_گفتار #داریوش_رحمانیان @asmaaneh
یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطه ایران نهضت مشروطه ؛ قانون و آزادیسخنرانان:-دکتر مقصود فراستخواه-دکتر داریوش رحمانیانزمان: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت ۱۷مکان:تالار پتروشیمی تبریزخانه توسعه آذربایجانانتشار با ذکر منبع بلامانع است .کانال سخنرانی ها ، درس گفتارها و گفت و گوها :https://t.me/Vortrags
✅ آیا دوران قاجاریه عصر بیخبری بود؟گفتاری از داریوش رحمانیان🔗 https://youtu.be/0CJP4NDB4T4?si=aFwsBiRrHTIclfZK🔗 https://www.aparat.com/v/uiwrr81تهیهکننده: علیرضا پورحسین، دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما پشتیبانی کنید.
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی📕چهرۀ فراموششدگان مشروطه در آیینۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی🖋شادی معرفتی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.🔸این مقاله به بررسی رویکرد منحصربهفرد سهراب یزدانی در تاریخنگاری اجتماعی میپردازد و او را وارث سنت احمد کسروی در توجه به مردم بهعنوان عامل اصلی تاریخساز معرفی میکند و معتقد است که سهراب یزدانی بیشاز هر مورخ دیگری راه کسروی را در پیش گرفته است.🔸شادی معرفتی با بررسی آثار سهراب یزدانی، بهویژه سهگانۀ مشروطه نشان میدهد که سهراب یزدانی چگونه شکافهای تاریخ مشروطۀ کسروی را پوشش داده است و به چهرۀ فراموششدگان مشروطه هویت بخشیده است.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی📕روایتگر بیصدایان🖋توران طولابی، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه لرستان.🔸این مقاله به تحلیل کارنامۀ پژوهشی سهراب یزدانی میپردازد و او را چهرۀ شاخصی در تاریخنگاری مردمگرا در میان مورخان معاصر ایران میداند. 🔸طولابی تأکید میکند که سهراب یزدانی بهدرستی به تاریخ فرودستان و نقش تودههای مردم در جنبشهای اجتماعی معاصر توجه دارد و ریشۀ این رویکرد را در مطالعات وی در انگلستان و آشناییاش با مورخان چپگرا میداند.🔸در ادامه، به مؤلفههای بارز کارنامۀ تاریخنگاری یزدانی مانند روایت تاریخ از دیدگاه فرودستان، پرهیز از تعمیمهای کلی و روشمندی تحقیق پرداخته میشود تا نشان دهد که یزدانی چگونه با روایتگری بیصدایان جایگاه خود را بهعنوان جدیترین پژوهشگر مشروطۀ ایران تثبیت کرده است.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی📕رهایی روستاییان از تفرعن آیندگان؛ نگاهی به کتاب روستاییان و مشروطیت ایران🖋محمدجواد عبدالهی، عضو هیئتعلمی سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران.🔸این مقاله به نقد و تحلیل کتاب روستاییان و مشروطیت ایران نوشتۀ سهراب یزدانی میپردازد و دیدگاههای یزدانی را در زمینۀ تاریخنگاری اجتماعی بازتاب میدهد. 🔸عبدالهی معتقد است که سهراب یزدانی با تمرکز بر روستاییان و نقش آنها در جنبش مشروطه از دیدگاه سنتی مورخان فاصله گرفته است و اهمیت تاریخنگاری سهراب یزدانی را نیز در همین میداند که توانسته است بخشی از فرودستان و گروههای حاشیهای را در روایت تاریخ ملی جدید ایران ادغام کند.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی📕سهراب یزدانی و خوانش تراژیک از تجربۀ مشروطیت🖋جواد مرشدلو، استادیار گروه تاریخ دانشگاه تربیتمدرس.🔸نویسنده در این مقاله به بررسی تاریخنگاری سهراب یزدانی میپردازد و او را راوی اصلی اولین تجربۀ تجدد سیاسی ایران، یعنی انقلاب مشروطه، میداند که در آثار خود به سویههای انقلابی مشروطه و موانع جدی آن اشاره میکند. 🔸رویکرد و روششناسی یزدانی در تاریخنگاری مشروطه مؤلفۀ دیگری است که در این مقاله به آن پرداخته میشود. سهراب یزدانی با تأکید بر تاریخ سیاسی روایتی از مشروطه ارائه میدهد که فراتر از صرف اندیشه و ایدئولوژی به نقش تودههای مردمی میپردازد. او معتقد است که با وجود محدودیت منابع میتوان تبیینهای کارآمد و روشمند از تاریخ معاصر ایران ارائه داد. 🔸 سهراب یزدانی تاریخ معاصر ایران را صحنۀ نمایشی تراژیک میداند که در آن مردم بهعنوان قهرمانان آرمانی همواره در برابر ائتلاف نامیمون استبداد، ریاکاری و ارادۀ خارجی مستعد به خاک افتادن هستند.🔸 متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی📕بازاندیشی تاریخ مشروطه: میراث علمی سهراب یزدانی🖋سیمین فصیحی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه الزهرا.🔸نویسنده در این مقاله به بررسی میراث علمی سهراب یزدانی میپردازد که به دوری از تاریخنگاری رسمی شناخته شده است. ازاینرو، به ویژگیهای این نوع تاریخنگاری در آثار سهراب یزدانی اشاره میکند و معتقد است که یزدانی از توصیف صرف وقایع فراتر رفته است و به تحلیل عمیق رویدادها بهويژه مشروطه پرداخته است.🔸بنابراین، بخش چشمگیری از میراث علمی یزدانی به بازاندیشی تاریخ مشروطۀ ایران از طریق تحلیل آثار احمد کسروی اختصاص دارد. میراث علمی سهراب یزدانی، با نگاهی جامع و چندوجهی به تاریخ مشروطه ابعاد جدیدی از این انقلاب را آشکار کرده است. او با تأکید بر نقش فراموششدۀ دهقانان و طبقات کمتردیدهشده تاریخ را بافتی از تعاملات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میداند.🔸نویسنده در ادامۀ مقاله به دیگر مشخصههای تاریخنگاری سهراب یزدانی میپردازد و پایبندی به روشهای علمی را یکی از ويژگیهای بارز آن میداند که درک عمیقتر پیچیدگیهای تاریخی و جامعهشناسی را ممکن میکند.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
مردمنامه (تاریخ مردم) pinned «♦️مروری بر مقالات شمارهٔ ۳۰ و ۳۱ فصلنامهٔ مردمنامه بهمناسبت یکصدوبیستمین سالگرد انقلاب مشروطه 🔸صدور فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ / ۲۴ جمادیالثانی ۱۳۲۴ بیتردید رخدادی دورانساز و لحظهای سرنوشتساز در تاریخ مردم ایران است؛ رخدادی که زمینهساز چرخشهای…»
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۰ و ۳۱ فصلنامۀ مردمنامهنظریه و روش: پروندهای دربارۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی 📕کودتاهای ایران: کندوکاوی در یک تاریخنگاری متفاوت🖋محمدعلی اکبری، استاد تاریخ دانشگاه شهیدبهشتی.🔸این مقاله، سخنرانی محمدعلی اکبری در نشست «بررسی کارنامۀ تاریخنگاری سهراب یزدانی» است که به تحلیل کتاب کودتاهای ایران اثر سهراب یزدانی میپردازد.🔸نویسنده در این مقاله به ویژگیهای موضوعشناسی و روششناسی این کتاب میپردازد و آن را نوعی تاریخنگاری متفاوت برمیشمارد. همچنین، به الگوی کودتاهای ایران از نظر سهراب یزدانی اشاره میکند و نشان میدهد یزدانی چگونه با خوانش انتقادی نظریههای مرسوم الگوی مدنظر خود را برای کودتاهای ایران ارائه میدهد. 🔸در ادامه، این کتاب را نمونۀ پرارجی میداند که اثبات میکند امکان استفاده از مفاهیم و نظریه برای تبیین موضوعهای تاریخی بدون تعمیمهای کلی وجود دارد.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️مروری بر مقالات شمارهٔ ۳۰ و ۳۱ فصلنامهٔ مردمنامهبهمناسبت یکصدوبیستمین سالگرد انقلاب مشروطه🔸صدور فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ / ۲۴ جمادیالثانی ۱۳۲۴ بیتردید رخدادی دورانساز و لحظهای سرنوشتساز در تاریخ مردم ایران است؛ رخدادی که زمینهساز چرخشهای مفهومی و دگرگشتهای ساختاری در ذهنیت جمعی ایرانیان شد و لحظهای بازگشتناپذیر در تجربۀ تجدد سیاسی این ملت. یکی از مورخان برجستهای که به تبیین و بازخوانی انتقادی جنبههای مختلف این تجربه، بهویژه از چشمانداز تاریخ مردم، پرداخته سهراب یزدانی است. نظر به فرارسیدن صدوبیستمین سال انقلاب مشروطه و اینکه مردمنامه پیش از این در شمارۀ ۳۰ و ۳۱ پروندهای ویژه را به تاریخنگاری ایشان تخصیص داده است، این یادمان فرخنده را غنیمت میدانیم تا مروری به مقالات این پرونده داشته باشیم.✍جواد مرشدلو، استادیار تاریخ و عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵.https://t.me/mardomnameh
✅ اسلام و تشیع با خودکامگی سازگار نیستند!📌 برشی از گفتار داریوش رحمانیان در نقد کتاب «مشروطۀ ایرانی» تألیف ماشاءالله آجودانیhttps://youtube.com/shorts/NK5vSBWHfoM?si=fNWH56GrdrGOxep_
ادامهٔ یادداشت👆🔸یکی از مسائل مهم دیگر، فرهنگ ترس از نام بردن و صحبت صریح دربارۀ مشکلات است. گاه بهدلیل نگرانی از ناراحتشدن افراد یا پیامدهای احتمالی، مسائل واقعی بهشکل کلی و مبهم مطرح میشوند، اما آسیبشناسی واقعی نیازمند شفافیت، مسئولیتپذیری و گفتوگوی مستقیم است. وقتی دربارۀ مشکلات رشتۀ تاریخ سخن میگوییم، باید بتوانیم دربارۀ مصادیق، روشها و ساختارها نیز صحبت کنیم. یکی از پرسشهای اساسی این است که چند نفر از استادان تاریخ حاضرند در کلاس یک استاد جامعهشناسی، علوم سیاسی یا رشتهای دیگر بنشینند و دوباره فرایند بازآموزی مفاهیم، بازنگری در مباحث پایه و یادگیری دوباره را تجربه کنند؟ چند نفر حاضرند برای مدتی جایگاه دانشجو را تجربه کنند؟ این مسئله فقط مربوط به تاریخ نیست، بلکه چالشی گسترده در بسیاری از رشتههای علوم انسانی است. شاید لازم باشد برای مدتی کوتاه، تمرکز صرف بر مقالهنویسی، ارتقاهای علمی و تولید کمّی آثار پژوهشی را کنار بگذاریم و بیشتر به مسائل بنیادی آموزش، رابطۀ استاد و دانشجو و کیفیت انتقال دانش بپردازیم.🔸رشتۀ تاریخ بیش از هر چیز، به دانشگاهی زنده، شفاف و پرسشگر نیاز دارد؛ دانشگاهی که در آن نه استاد از پرسش دانشجو هراس داشته باشد و نه دانشجو از بیان نقد و پرسش خودداری کند. دانشگاه زمانی معنا پیدا میکند که همۀ افراد، فارغ از عنوان و جایگاه، خود را بخشی از یک جامعۀ علمی مشترک بدانند نه افسران و کارکنان یک کشتی جدا از هم، بلکه اعضای یک کشتی که مقصد آن فهم بهتر گذشته، شناخت دقیقتر حال و تولید دانش برای آینده است.✍امید اخوی، دانشآموختهٔ دکتری تاریخ ایران، دانشگاه شیراز، ۱۳ مرداد ۱۴۰۵.https://t.me/mardomnameh
♦️ما و مسائل رشتۀ تاریخ؛ از فاصلۀ استاد و دانشجو تا ضرورت بازاندیشی در دانشگاه🔸در یک کشتی بزرگ، معمولاً اتاق افسران، محل زندگی کارکنان و فضاهای جداگانهای برای گروههای مختلف وجود دارد، اما دانشگاه نباید چنین ساختاری داشته باشد. دانشگاه نباید مجموعهای از اتاقهای جدا از هم، دیوارهای نامرئی و فاصلههای تثبیتشده میان افراد باشد. اگر دانشگاه قرار است محل تولید دانش و گفتوگو باشد، باید فضایی باشد که در آن همۀ افراد، فارغ از عنوان و جایگاه، امکان حضور، پرسش و نقد داشته باشند. مسئلۀ دانشگاه، برداشتن همین دیوارهای نامرئی است. دیوارهایی که گاه میان استاد و دانشجو، میان گروههای آموزشی و میان نسلهای مختلف دانشگاهی ایجاد میشود. دانشگاه واقعی جایی است که هیچ اتاقی تاریک و بسته نباشد و هیچ صدایی بهدلیل جایگاه علمی یا عنوان رسمی نادیده گرفته نشود.🔸فیلم نشست «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» را، که در روزهای گذشته در کانال مردمنامه منتشر شد، با دقت دیدم. پیش از هر چیز، باید از تلاش این مجموعه برای طرح مسائل کمتردیدهشده در حوزۀ تاریخ و ایجاد فضایی برای گفتوگو تشکر کرد. پرداختن به مشکلات رشتۀ تاریخ اقدامی ضروری و ارزشمند است، اما همین نشست نیز نشانههایی از برخی مشکلات موجود در فضای دانشگاهی را آشکار میکند.🔸یکی از نکات تأملبرانگیز، کیفیت ثبت و انتشار این نشست است. در بسیاری از برنامههایی که استادان سخنران اصلی هستند، کیفیت تصویر، صدا و امکانات فنی بهتر است، اما در این نشست به نظر میرسید که دوربین یا تلفن همراهی در گوشهای قرار گرفته و کیفیت صدا و تصویر چندان مناسب نیست. صحبتهای برخی دانشجویان بهخوبی شنیده یا دیده نمیشود. اگر قرار است صدای دانشجویان شنیده شود، باید همان توجه و کیفیتی که برای ثبت سخنان استادان اختصاص داده میشود برای دانشجویان نیز وجود داشته باشد.🔸اما مسئلۀ اصلی فراتر از کیفیت یک فیلم یا یک نشست است. پرسش اساسی این است: آیا فقط دانشجو باید مهارتهای جدید یاد بگیرد؟ آیا استادان نیز نیازمند بازآموزی و یادگیری مداوم نیستند؟ در دانشگاههای ایران پس از استخدام هیئتعلمی و طیشدن مراحل اولیۀ ارتقای مرتبه، ممکن است یک استاد برای چندین دهه در ساختار دانشگاه باقی بماند، اما آیا این مسیر نباید همراه با بازآموزی مستمر، آشنایی با روشهای جدید پژوهش، فناوریهای نوین آموزشی و بازنگری در شیوههای تدریس باشد؟ دانشگاه نمیتواند فقط از دانشجو انتظار تغییر، یادگیری و کسب مهارتهای تازه داشته باشد، درحالیکه استادان خود از فرایند یادگیری دوباره فاصله گرفته باشند. آموزش عالی زمانی پویا خواهد بود که همۀ اعضای آن، از دانشجو تا استاد، خود را همچنان در مسیر یادگیری بدانند.🔸در رشتههایی مانند تاریخ، علوم سیاسی و باستانشناسی، مسئلۀ ارتباط با دانش جهانی اهمیت ویژهای دارد. باید پرسید چند درصد از استادان این رشتهها تسلط کافی به زبان انگلیسی یا زبانهای علمی دیگر دارند؟ چند نفر قادرند منابع جدید جهانی را بدون واسطه مطالعه کنند؟ چه میزان از دروس تخصصی، که با عنوان منابع خارجی معرفی میشوند، بر پایۀ تسلط عمیق استاد بر آن حوزه ارائه میشوند و چه میزان صرفاً به انتخاب چند متن و انتقال آنها محدود میشود؟ این پرسشها به معنای نادیدهگرفتن تلاشهای ارزشمند بسیاری از استادان نیست، بلکه هدف، طرح یک مسئلۀ ساختاری است: اینکه چگونه میتوان دانشگاه را به محیطی پویا، بهروز و گفتوگومحور تبدیل کرد.https://t.me/mardomnamehادامهٔ یادداشت👇
🔵 با حضور پژوهشگران تاریخ معاصرنشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» برگزار میشود🔹 نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران تاریخ معاصر، شنبه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۵ در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشود. در این نشست، تجربه تاریخی مشروطه و نسبت آن با مسائل ایران امروز مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.🔹 سیدهاشم آقاجری، داریوش رحمانیان، علیرضا ملائی توانی و محمد بیطرفان، سخنرانان این برنامه هستند. این نشست به همت گروه تاریخ و باستانشناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی و با همکاری انجمن ایرانی تاریخ و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشود.🗓 شنبه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۵⏰ ساعت ۱۷📍 اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران🆔 @nali_ir
♦️بهمناسبت یکصدوبیستمین سال امضای فرمان مشروطیت مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایرانسخنرانان🔸کاظم موسوی بجنوردی 🔸منصوره اتحادیه🔸مصطفی محققداماد🔸احمد مسجدجامعی 🔸علی بهرامیان🔸نصرالله صالحی🔸داریوش رحمانیان🔸اسماعیل حسنزاده🔸حسن حضرتی 🔸علیرضا ملایی توانی🔸عباس قدیمی قیداری🔸جواد مرشدلو🔸گودرز رشتیانی🔹دبیر علمی: اسماعیل شمس🕕یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵📍نیاوران، کاشانک، شمارهٔ ۲۱۰، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامیhttps://t.me/mardomnameh
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران نهضت مشروطه؛ قانون و آزادیسخنرانان🔸مقصود فراستخواه🔸داریوش رحمانیان🔸عباس قدیمی 🔹مدیر نشست: باقر صدرینیا🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷📍تالار پتروشیمی تبریز♦️امکان پخش زندهٔ این برنامه بهصورت همزمان در آپارت و صفحهٔ خانهٔ توسعهٔ آذربایجان فراهم شده است.🔗https://www.aparat.com/khanetoseeazarbaijan/livehttps://t.me/mardomnameh
مشروطیّت یکصدوبیست ساله ایران: تجربه ناکام یا تجربه ناتمام؟جواد عبّاسی 13مرداد 1405https://t.me/historyandlifeامسال (مرداد 1405) مشروطیّت ایران صدوبیست ساله شده است. در باب انقلاب مشروطه ایران و دستاوردهای آن بسیار گفته و نوشته شده است و دیدگاههای گوناگونی در میان است. برخی آن را برگی از کارنامه افتخارات ایران و ایرانیان در مقایسه با بسیاری از کشورها و ملّتها، بخصوص در جهان اسلام و آسیا دانستهاند و برخی به آن به دیده یک تجربه ناکام نگریستهاند؛ برخی، با نگرشی کوتاهمدّت، آن را تجربهای تمام شده و ناکام در نظر گرفتهاند و برخی با نگاه بلندمدّت، آن را تجربهای ناتمام و همچنان در جریان دانستهاند. وضعیّت اسفبار کنونی اداره کشور و ضرورت گذر از آن نیز پرسشها در مورد نسبت این وضعیّت با میراث مشروطیّت و بازخوانی آن را ضروری و برجستهتر کرده است. در این میان آنچه با نگاهی تاریخی و در نظر داشتن موقعیّت خاص جغرافیایی -- تاریخی ایران (و تأثیرات جدّی تحولات جهانی) و تجربههای ناگزیر سیاسی – اجتماعی و فرهنگی داخلی میتوان گفت این است که تأخیر در عملی شدن کامل آرمانهای مشروطیّت (حاکمیّت واقعی مردم، آزادیهای اجتماعی، عدالت و ...) در ایران تا حدّ زیادی قابل درک است؛ مشروطیّت ایرانی برای چند دهه به تواتر دچار خودکامگی سیاسی شد (از جمله در دهههای 1310 و 1350-1340) و سپس در نیم قرن اخیر در دام خودکامگی مذهبی (مشروعهگرایی) افتاد و زمینگیر شد. در چنین شرایطی است که میتوان با پشت سر گذاشتن این تجربههای گاه پرهزینه و حتی خونبار (آخرین مورد، کشتار هزاران نفر از مردم در دیماه 1404 و جنگ پیامد آن) و با نگرشی روندی- تکاملی، دستمایهای برای گام برداشتن در مسیر عملی شدن آرمانهای بنیادین مشروطیّت فراهم آورد. براساس تجربه تاریخی پسامشروطه، افزایش آگاهی ملّی، مدارای فکری و دوری گزیدن از هیجانات و احساسات در کنشگریهای سیاسی – اجتماعی میتواند در طی سریعتر و کمهزینهتر این مسیر راهگشا باشد. مشروطیّت در کانال تاریخ و زندگی:آیا تاریخ تکرار میشود؟؟ / اسفند 1400:https://t.me/historyandlife/783انقلاب مشروطیّت و کارنامه آن در کتاب درسی تاریخ معاصر ایران چاپ سال 1378 (کتابی که تنها برای یک بار چاپ شد) / مرداد 1402:https://t.me/historyandlife/1816مرداد پرحادثه و مسئولیّت تاریخی ایرانیان / 28 مرداد 1403:https://t.me/historyandlife/2602مرداد، مشروطه، شیخ فضلالله نوری و امروز ما / مرداد 1404:https://t.me/historyandlife/3398 #مشروطیت#نگرشها#درسهایتاریخی
♦️پروژکتورهای خاموش؛ رنج، استیصال و تسلیم در دانشگاه🔸در مورد دانشگاه و آموزش تاریخ حرفهای بسیاری میتوان زد. من نیز مانند بسیاری دیگر از دانشجویان تاریخ تجربههایی دارم که هرکدام میتواند گوشهای از بحرانهای موجود در دانشگاه را به نمایش بگذارد. البته اصلاً قصد سیاهنمایی ندارم. من هویتم را مدیون دانشگاه هستم. با آنکه از خانوادهای دانشگاهی میآیم، تا زمانیکه پا در دانشگاه (برای من دانشگاه تهران) نگذاشته بودم بسیار سردرگم و پریشان بودم. دانشگاه مرا مانند بسیاری دیگر، از هر نظر تغذیه میکند و من با زیست دانشجوییام، دانشگاهم، همکلاسیهایم و استادانم روزگار میگذرانم. بنابراین، سخنان پیشرو را بهپای ناراحتیام از دانشگاه و دانشگاهیها نگذارید، بل پای بیتوجهی آنانی بگذارید که نمیگذراند دانشگاه و دانشگاهی نفس بکشد و شاید اصولاً دانشگاه را خطر میدانند.🔸گمان میکنم بسیاری از استادان و دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران با من همعقیده باشند که محمدباقر وثوقی، استاد بزرگوار و شایستهٔ مطالعات خلیجفارس، از گرانمایهترین سرمایههای گروهاند، اما این استاد جدا از آن مهر و احترام و علم بسیار چه دارد؟ وثوقی مزین به مهارتهایی است که در کمال تعجب در عصر ما همچنان نایاب است و آن استفاده از برنامهها و نرمافزارهای بعضاً ساده برای هرچه بهتر فهمیدن تاریخ است. او برای کلاسهایش نقشه میکشد، ساعتها در گوگلارث میگردد و نقاطی را که به آنها، چه در واقعیت و چه در لابهلای متون، سفر کرده است به دیدگان مخاطب میرساند. در این میان، اما استادی چون او مکرراً بهعلت خراب بودن پروژکتورها، وصل نشدن، نبودن سیم رابط و از این دست مشکلات بهظاهر ساده رنج میکشد. من این رنج را بارها دیدهام. شاید استاد بهجهت فروتنی و تواضع هرگز چیزی نگوید، اما دانشجو میفهمد که وقتی زمان کلاس میگذرد او تا چه میزان ناراحت میشود. بعد هم از دانشجویان میخواهد که «لطفاً» بیشتر از وقت معمول در کلاس بمانند تا مبحثی جا نماند. 🔸من نیز بشخصه بارهاوبارها از این موضوع رنج کشیدهام. در دوران کارشناسی، تلاش میکردم برای درسهایم ارائه داشته باشم. چون این ارائهها مرا مجبور میکرد که در مورد یک موضوع تخصصی در آن درس وقت بگذارم و مطالعه کنم. شاید برخی از همکلاسیهای دوران کارشناسی بهجهت همین ارائهها از دستم خسته هم شده بودند. اوایل، شوق آن را داشتم که پردهنگار (پاورپوینت) درست کنم، نقشه و عکس نشان دهم، فیلم و موسیقی مربوط به آن واقعه یا رخداد تاریخی را پخش کنم و حتی بروشور چاپ کنم. جز مورد آخر که بهعلت گرانی چاپ از ارائههایم حذف شد، تمام موارد دیگر نیز آرامآرام از کارهای کلاسیام، که قصد ارائهشان را در کلاس داشتم، حذف شدند. همه بهخاطر اینکه ما در قرن ۲۱ در دانشگاه تهران، که شاید ثروتمندترین دانشگاه کشور باشد، هنوز مشکل پروژکتور داریم.🔸من در این موضوع تنها نیستم. بارها از دوستانم هم شنیدهام که دیگر خسته شدهاند از بس که این پروژکتورها در روز ارائه کار نکردهاند. فکر کنید تمام شب را نخوابید که ارائهای درخور بدهید و ناگهان با این پیام مواجه شوید: «بهعلت مشکل پروژکتور، فایل را در گروه برایمان بفرستید.» در چنین محیطی، طبیعی است که حتی سرسختترین آدمها به استیصال و تسلیم کشیده شوند و البته فردی چون محمدباقر وثوقی هرگز تسلیم نمیشود. او چون کوهستانهایی که دوست میدارد، نماد استواری و استقامت است و در مقابل رنجهایی بسیار بزرگتر ایستاده است، اما برای آدمهای معمولی شاید همین نکات ریز بسیار مهم باشد. 🔸بنا بر این، نباید نقش پروژکتورهای کذایی و زیرساختهای فرسوده را نادیده بگیریم. همانگونه که محدودیتهای اینترنتی پژوهشگر را فرسوده میکند، این نوع از دشواریهای بهنظر کماهمیت نیز استاد و دانشجو را مستأصل میکند و به این نقطه میرساند که گویا زندگی همین است دیگر. ✍سید صدرا موسوی دیزکوهی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران پس از اسلام، ۱۲ مرداد ۱۴۰۵.♦️در مردمنامه اصل بر آن است که از عنوانها و لقبهایی مانند «استاد»، «دکتر» و ... استفاده نشود. این عنوانها، که نویسنده در این یادداشت به کار بردهاند، ویرایش و حذف شدهاند.https://t.me/mardomnameh
✅ انقلاب مشروطه بر سر چه مسائلی بود؟برشی از گفتوگوی پارسال مردمنامه با سیدهاشم آقاجری با موضوع نقد کتاب «مشروطۀ ایرانی»https://youtube.com/shorts/GRp1jVxnmR0?si=-C-kcxIdLhK6SQr1
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران نهضت مشروطه؛ قانون و آزادیسخنرانان🔸مقصود فراستخواه🔸داریوش رحمانیان🔸عباس قدیمی 🔹مدیر نشست: باقر صدرینیا🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷📍تالار پتروشیمی تبریزhttps://t.me/mardomnameh
پیادهروی اربعین و زائر «ایرانی» بودنجواد عبّاسی31 مرداد 1404موضوع پیادهروی اربعین در سالهای اخیر به یکی از موضوعات سیاسی – اجتماعی و رسانهای برجسته در میان ایرانیان تبدیل شده است. اگرچه به نظر میرسد برای بیشتر ایرانیان جنبههای گوناگون این حرکت نمادین (از «باورمندی شخصی» تا «سیاسی بودن») کمابیش شناخته شده است، نگاهی تاریخی و هویّتی به موضوع نیز میتواند در انگیزهشناسی در این مورد و تفکیک سره از ناسره در «ایرانی» بودن باورمندان و دستگاه سیاسی ایران کمک کند. پیوند تاریخی ایران و تشیع از موضوعاتی است که در انبوهی از مقالات و کتابها به آن پرداخته شده است و تعبیری مانند «اسلام ایرانی» هم بر همین مبنا رایج شده است. صرفنظر از نگرشهای افراطی و تفریطی به این پیوند، که از برساخته بودن کامل تشیّع توسط ایرانیان تا انکار هرگونه رابطه میان «ایرانیّت» و «تشیّع» را در بر میگیرد، میتوان مدعی شد که این پیوند آشکار و غیرقابل انکار است. براین اساس میزان توجه هر زائر «ایرانی»به نمادهای ایرانی در عراق و عتبات (از ایوان مدائن تا آرامگاه کسانی مانند خواجه نصیرالدّین توسی، امیرکبیر و شاهان ایران) میتواند عیار «ایرانی بودن» او را نشان دهد. در مورد دستگاه سیاسی ایران هم میزان توجه آن به این نمادها در گذشته و حال (که واژه «ایران» در ادبیات حکومتی برجستگی یافته است)، میزان ایرانمداری آن در گذشته، حال و آینده را قابل راستیآزمایی خواهد کرد. در این میان توجه زائران و حکومت به ایوانمدائن میتواند اهمیّت نمادین برجستهتری داشته باشد. جایی که حتی مغولان با انتخاب بغداد به عنوان یکی از پایتختهای زمستانی خود و بازگرداندن آن به «ایرانشهر» متوجه شکوه و هویّتبخشی آن شده بودند. ابوالقاسم کاشانی مورخ اواخر دوره ایلخانی در گزارش یکی از سفرهای سلطان محمد اولجایتو به بغداد (سال 709 ه.ق)، با اشاره به دوره هلاکوخان چنین نوشته است: «روز دوشنبه بيستوهفتم جمادىالآخر وصول رايات همايون به حدود بغداد و نزول به شهر مداين و به تفرج و تماشاى ايوان كسرى و تفكر نمودن و اعتبار حال و انزجار از آمال خود گرفتن. هولاكوخان به چاغ [در دوره] دولت خود به تفرج ايوان كسرى مبادرت نمود و "سه بار طاق را زانو زد" و به خواجه نصيرالدّين طوسى رحمهاللّه مىگويد: بسيار نظرهاى بزرگان و مردان خداى برين طاقِ بىجفت آمده باشد، به مدت هزار سال. زانو براى آن نظرها مىزنم.» (کاشانی، تاریخ اولجایتو، 1348، ص 87).#ایرانیبودن#زیارت#طاقکسری#ایوانمدائن#مشاهیرایرانیhttps://t.me/historyandlife/3484
دو رساله، دو روایت؛ منازعهای بر سر جایگاه زنان در ایران قاجار🎧 در مجموعه «پادکستهای تاریخ دیروز»، فریما دستیار دانشجوی دکتری تاریخ ایران در دانشگاه تربیت مدرس، روایتی از یکی از مهمترین منازعات فکری درباره جایگاه زنان در ایران دوره قاجار ارائه میکند. این مجموعه با تکیه بر پژوهشهای روحانگیز کراچی، به بررسی دو رسالۀ مشهور تأدیب النسوان و معایب الرجال میپردازد؛ آثاری که نهتنها بازتابدهنده نگرشهای جنسیتی عصر قاجار هستند، بلکه آغازگر یکی از نخستین گفتوگوهای مکتوب درباره نقد مناسبات جنسیتی در تاریخ ایران به شمار میآیند.◽️در این پادکست، ضمن معرفی زمینۀ تاریخی نگارش این دو رساله، چگونگی شکلگیری گفتمان جنسیت در اواخر دوره قاجار، نسبت میان اخلاق، خانواده و اقتدار مردانه، و نیز پاسخ انتقادی بیبیخانم استرآبادی به ادبیات مردسالارانه بررسی میشود. این روایت، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، نشان میدهد که چگونه متون به ظاهر اخلاقی، در واقع اسناد مهمی برای فهم تاریخ اجتماعی و تاریخ جنسیت در ایران هستند.📚رسالهٔ تأدیب النسوان یکی از شناختهشدهترین متون اخلاقی و تربیتی فارسی دربارهٔ زنان در دورهٔ قاجار است که احتمالاً در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم هجری قمری (دوران ناصرالدینشاه) نوشته شده است. نویسندهٔ آن بهطور قطعی شناخته نیست، هرچند در گذشته گاه آن را به یکی از شاهزادگان قاجار نسبت دادهاند، اما این انتساب از نظر پژوهشگران قطعی نیست. متن در قالب اندرزنامهای مردانه تنظیم شده و هدف آن ارائهٔ الگوی «زن مطلوب» از منظر نظم پدرسالارانه است.🖊در مقابل، رسالهٔ معایب الرجال پاسخی مستقیم و انتقادی به تأدیب النسوان به شمار میرود. نویسندهٔ آن، بیبی خانم استرآبادی، از نخستین زنان روشنفکر ایران، با بهرهگیری از همان قالب ادبی اندرزنامه، خطاب انتقادی را متوجه مردان میکند و بدینترتیب ساختار استدلال متن نخست را وارونه میسازد.◽️بر اساس تحلیل روحانگیز کراچی، این دو رساله را نباید صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی دربارهٔ زنان و مردان دانست، بلکه باید آنها را بخشی از گفتمان جنسیت در ایران قاجاری تلقی کرد. کراچی نشان میدهد که تأدیب النسوان در پی تثبیت اقتدار مرد در خانواده است و زن را موجودی معرفی میکند که باید از طریق اطاعت، سکوت، عفت، خانهداری و فرمانبرداری از شوهر تربیت شود. در این متن، خانواده بهمثابه فضایی سلسلهمراتبی تصور میشود که مرد در رأس آن قرار دارد و نظم اجتماعی از رهگذر انضباط زنان حفظ میشود.در برابر، معایب الرجال صرفاً دفاعی احساسی از زنان نیست، بلکه نقدی اجتماعی و عقلانی بر همین نظم پدرسالارانه است. استرآبادی با زبانی طنزآمیز و گاه هجوآلود، تناقضهای اخلاقی مردان را آشکار میکند و استدلال میکند مردانی که خود گرفتار جهل، تنبلی، چندهمسری، خشونت، اسراف و بیمسئولیتیاند، صلاحیت اخلاقی لازم برای تأدیب زنان را ندارند. از این منظر، او معیارهای اخلاقی را بهصورت برابر بر هر دو جنس اعمال میکند و مشروعیت اقتدار مطلق مردانه را به چالش میکشد.◽️روحانگیز کراچی تأکید میکند که اهمیت معایب الرجال بیش از آنکه در طرح صریح برابری حقوق زن و مرد باشد، در تغییر موقعیت سخنگویی است. برای نخستین بار یک زن ایرانی از جایگاه «موضوع تربیت» خارج شده و به «فاعل نقد» تبدیل میشود. به تعبیر او، استرآبادی زبان اندرزنامههای مردانه را تصاحب میکند و همان ابزار بلاغی را علیه صاحبان آن به کار میگیرد. بنابراین، این رساله را باید یکی از نخستین نمونههای شکلگیری خودآگاهی زنانه در ادبیات فارسی دانست.کراچی همچنین نشان میدهد که هر دو رساله محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی اواخر دورهٔ قاجار هستند؛ دورانی که با گسترش آموزش جدید، آشنایی با اندیشههای نو و آغاز مباحث مربوط به اصلاح جامعه، مسئلهٔ خانواده و جایگاه زنان به یکی از موضوعات مهم تبدیل شده بود. از این رو، تأدیب النسوان و معایب الرجال نه صرفاً دو متن ادبی، بلکه اسنادی تاریخیاند که منازعه بر سر تعریف نقشهای جنسیتی و اقتدار در خانواده را بازتاب میدهند.در مجموع، از منظر روحانگیز کراچی، تأدیب النسوان نمایندهٔ گفتمان تثبیتکنندهٔ نظم مردسالار و اخلاق سنتی است، در حالی که معایب الرجال نخستین پاسخ نظاممند زنانه به این گفتمان محسوب میشود؛ پاسخی که با استفاده از همان زبان و قالب ادبی، مشروعیت اقتدار مردانه را مورد پرسش قرار میدهد و آغازگر نوعی نقد جنسیتی در ادبیات و اندیشهٔ اجتماعی ایران به شمار میآید.📌محتوای کامل را میتوانید در کانال یوتیوب موسسۀ «تاریخ دیروز» در آدرس زیر ببینید و بشنوید:📎لینک دسترسی به پوشۀ تصویری پادکست@Dirooz_history#معایب_الرجال#تأدیب_النسوان#تاریخ_جنسیت#تاریخ_قاجار#تاریخ_زنان_ایران#پادکست_تاریخ
هرچه صدای دانشجو بلندتر شود دانشگاه بلندتر و بالندهتر خواهد شد. دربارهی رشتهی تاریخ بطور خاص باید گفت که خاموشی دانشجویان بویژه در سالهای اخیر پیآمدهای بسیار ناخجستهای داشته است. اگر قرارست در رشتهی تاریخ تحولی رقم بخورد و به جایگاهی که درخور آن است دست یابد بدون به میدان آمدن دانشجویان شدنی نخواهد بود. آیندهی رشتهی تاریخ در ایران وابسته به کنشگری و سخنگویی دانشجویان است. باید امیدوار بود که دانشجویان رشتهی تاریخ بیش از پیش و بیپروا از وضعیت رشتهی خود سخن بگویند.مردمنامه به سهم خود و در حد توان و امکان در این باره خواهد کوشید. پویش مردمنامه جز با همراهی و همگامی دانشجویان پیش نخواهد رفت و آرمان و آماج خود را محقق نخواهد کرد. امید آنکه حضور دانشجویان در همهی بخشهای این پویش روزافزون باشد.#داریوش_رحمانیان دهم امرداد هزار و چهارصد و پنج https://t.me/dariush_rahmanianhttps://t.me/mardomnameh
✅ آسیبشناسی رشتۀ تاریخ از دیدگاه دانشجویان تاریخ 🔗 https://youtu.be/zuJe0yT-Zic?si=eA9LFcuR8vbVqDVl🔗 https://www.aparat.com/v/sbf4hkqحاضران این نشست:• متین حسینزاده، دانشجوی دکتری تاریخ باستان، دانشگاه تهران• فریما دستیار، دانشجوی دکتری تاریخ ایران پس از اسلام، دانشگاه تربیت مدرس• امید غیاثی، دانشآموخته دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران• ابوالفضل کورشطلب، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران پس از اسلام، دانشگاه تربیت مدرس• محمدمهدی رئیسی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران (مجری نشست و تهیهکنندۀ فیلم نشست)📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما پشتیبانی کنید.
🔊 پیامی از دکتر بیانی برای ایران در زادروز ایشان یازده مرداد، تولد ۸۸سالگی خانم دکتر شیرین بیانی، همسر استاد اسلامی ندوشن، گرامی باد.دکتر شیرین بیانی:علیرغم تمام نابسامانیها، گرفتاریها و بدبختیهایِ ایران، من بسیار دلم آرام است. ایران مانند یک جایِ خوشِ تمیزِ پرصلابت برمیگرده.ایران متضرر میشود اما از بین نمیرود.ایران یک جور صلابت و آقایی دارد، که غیر ممکن است که نشود.دلم پر از امید است، همان امید قبل!یادتان باشد که محمدعلی اسلامی جایی نوشته: «من یقین دارم که درست خواهد شد»-----دکتر اسلامی ندوشن:بهرغم تلخ کامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمرِ ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را باز میدارد که از پای درافتیم.من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند، کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد.این ادّعا بیشک کسانی را به لبخند خواهد آورد، گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی سادهلوحانه میپندارند، لیکن آنان که ایران را میشناسند هیچگاه از او امید برنخواهند گرفت.#ایران_را_از_یاد_نبریم@dr_eslaminodoushan
مورخ متعهد، مسئولیتپذیر و دردمند ایرانجواد عبّاسیدوازدهم مرداد 1404در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترندخبر درگذشت ناگهانی و جانکاه دکتر کریم سلیمانی یکی از تلخترین خبرهایی است که در سالهای اخیر شاهد آن بودهام. او را از دهه 1370 میشناختم. از اندک مورخان پایبند به اصول علمی، مسئولیتپذیر، شریف و اخلاقمدار بود و هیچگاه تسلیم منافع شخصی و مصلحتاندیشیهای رایج نشد. چه آن موقع که سالهای سال برای آزادگی و پایبندیاش به اصول علمی و اخلاقی و باورهای انسانیاش، دائم در دانشگاه در معرض بازخواست بود و از اصول و باورهای علمی و انسانی خود کوتاه نمیآمد، چه آن هنگام که با راه افتادن موج اخراج در دانشگاهها در دولت تباه سیزدهم در حد توان خود برای کمک به همکاران آسیب دیدهاش کوشید و چه اخیرا که در اوج بالندگی و پختگی بازنشسته شد، اما در دفاع تمامقد از حریم رشتهای و علمی تاریخ در برابر متعرضان نااهل در تاریخ و مغرض، تردید به خود راه نداد و عافیتطلبی و سکوت پیشه نکرد. در توان علمی او هم همین بس که پایاننامه کارشناسی ارشد او (القاب رجال دوره قاجار) در زمان خود کاری در خور بود و نشر معتبر نی آن را چاپ کرد، دانشجوییاش در آلمان مورد توجه ایرانشناس برجستهای چون فراگنر قرار گرفت و کتاب معرکه تنباکوی او نوآورانه بود. روانش مینوی و مرامش ماندگار و فراگیر باد.https://t.me/historyandlife/3404
یادی از کریم سلیمانی یک سال از گذشتن و رفتن و پرکشیدناش گذشت. چند روز پیش از درگذشت او مهماناش بودم. یک روز و یک شب نزد او ماندم و مانند همیشه از مباحث و موضوعاتی که علاقه و دغدغهی مشترکمان بود سخنها گفتیم. از آن میان بیش از همه از مصدق و جنبش ملی سخن به میان آمد. بسیار آزرده بود از پارهای کژروایتهای سستبنیاد که کسانی در سالهای اخیر دربارهی مصدق و جنبش ملی برساخته و در بوق و کرنا کرده و رواج دادهاند. کمر همت بسته بود تا به سهم خود در این باره کاری کند. برنامهای پژوهشی و درازدامن داشت و بهرههایی از آن را در پارهای رسانهها منتشر کرده بود. میگفت همهی کارهای دیگر را کنار نهادهام و بر این تمرکز کردهام و تا به انجاماش نرسانم آرام نمیگیرم. دریغا که ناگهان و نابهنگام رفت و آن کار سترگ نیمهتمام ماند.دانش و دقت و بصیرت او در تاریخ جنبش ملی ستودنی بود. در این راه بسیار گام زده و فراوان کوشیده بود. بسیاری از اسناد و منابع و پژوهشهای مربوط به این موضوع را به دقت خوانده و وارسیده بود. پارهای از آنها را بارها زیر و رو کرده و انبوهی یادداشت فراهم آورده بود. در طول سالها دوستی و همصحبتی از او فراوان آموختم. نه تنها از دانش گسترده و بینش ژرف و دقت و احتیاط علمی و باریکبینیاش، بلکه بیش از همهی اینها از منش ستودهی او: از فروتنی مثالزدنیاش، از بردباری و رواداری و شکیباییاش، از گذشت و بخششاش، از مردمداری و ایرانمداری و ایراندوستیاش، از اندوهگساریاش برای دردمندان و فرودستان، و... کریم بود و کریم زیست و کریم رفت.یادش گرامی باد.#داریوش_رحمانیان نهم امرداد هزار و چهارصد و پنج https://t.me/dariush_rahmanianhttps://t.me/mardomnameh
🔥 آتش ایران هرگز خاموش نخواهد شد. یقین دارم.هرگاه به شگفتیها و زیباییهای بیمانند یا کممانند ایران و فرهنگ ایران میاندیشم از ژرفای دل و جان احساس غرور و سربلندی میکنم و همواره با خود میگویم که در پیشگاه حضرت حق جل و علا من حقیر بیمقدار چگونه خواهم توانست سرسوزنی از این نعمت بیمانند را شکر کنم؟ ایران امروز و اکنون بسیار گرفتار است. هستند کسانی که رشتهی امیدشان گسسته است و عمیقاً نسبت به امکان بقا و دوام ایران احساس نگرانی میکنند. از جهاتی به اینان حق میدهم؛ اما در عین حال تأسف میخورم که چرا ایران و مردم ایران را چنین دستکم گرفتهاند. آری خطر هست و بسیار هم مهیب و سنگین است. باید ترسید. باید نگران بود. خردمندانه نیست که انبوهی از چالشها و خطرات و آسیبهای بسیار شدیدی که زیرساختهای فرهنگی و تمدنی و اجتماعی ما در این چند دهه خورده است و همچنان هم میخورد را نادیده یا کمدیده بگیریم. این اگر آگاهانه باشد خیانت است و اگر ناآگاهانه باشد نادانی و غفلت است. همهی اینها را باید دید تا به ورطهی امیدهای دروغین و خوشبینیهای افراطی و بیپایه و بنیاد نیفتاد. اما در عین حال به کسانی که به ورطهی نومیدی غلتیدهاند به چشم خطر بزرگتر و بنیادیتر مینگرم. اگر مرام و روش و بینش اینان ریشه بدواند؛ اگر پتیارهی نومیدی چیره شود ایران از وضعیت رکود و ایستایی به این زودیها رهایی نخواهد یافت. نگرانی و دغدغهمندی چیزیست و نومیدی چیزی دیگر. انسان دغدغهمند، هم خطر را میبیند و هم فرصت را و بنابراین برای دفع خطر به حرکت درمیآید. آنکه نومید است خطر را میبیند و فرصت را درنمییابد و به بیعملی گرفتار میآید. خلاصه کنم: بیخ و بنیاد فرهنگ ایران امید است. تجلیات و نمودها و نمادهای امید را در همهی اجزاء و سویههای تمدن و فرهنگ ایران میتوانیم ببینیم: نوروز، چله، سده، مهرگان، تیرگان، آثار نمایندگان فرهنگ ایران، فردوسی و مولانا و نظامی و سعدی و حافظ و... ایران در طول تاریخ پرتلاطم خود اگر مانده است به خاطر همین فرهنگ بوده است: فرهنگ امیدمن عمیقاً بر این باورم که هر کس ایران و ایرانی را درست و دقیق شناخته باشد، ضمن توجه خردمندانه به خطرات و موانع و آسیبها که کفهی نومیدی را برای پارهای از مردم سنگین کرده و میکند، به تاریخ و فرهنگ شگرف و شگفت ایران نیز توجه و تکیه میکند و نیرو و امید میگیرد. این امید میتواند گاه به مقام و مرتبهی یقین برسد. یقین به اینکه ایران، با تکیه بر فرهنگ امید و برپایهی نیروی مردم دیر یا زود شکوفا و بالنده خواهد شد. آزاد و آباد و شاد.من اکنون از امید گذشته و به یقین رسیدهام: ایران عزیز ما سربلند خواهد شد. فرجام جنگ مردم و نامردم چیزی نیست مگر پیروزی مردم. مردم ایران بیگمان بر پتیارهی خودکامگی چیره خواهند شد. یقین دارم که درخشش ایران بار دیگر جهانیان را خیره و شگفتزده خواهد کرد. تاریخ ایران به روشنی گواهی میدهد که ایران بارها در راه افتاده است اما هرگز از راه نیفتاده است. ✍🏼 #داریوش_رحمانیان🗓 هشتم امرداد هزار و چهارصد و پنج در گفتوگوها و پیامهایی که با پارهای از دوستان در ماههای اخیر داشتم بسیار شد که بوی نومیدی شنیدم. این یکی از پاسخهایی است که به این دوستان دادم. کسانی آن را از سنخ روانشناسیزرد میپندارند! خودم گمان میکنم که سرخ است و روشن و آتشوش.🔗 هیچستان#امید #ایراندوستی@Jaryaann
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران نهضت مشروطه؛ قانون و آزادیسخنرانان🔸مقصود فراستخواه🔸داریوش رحمانیان🔸عباس قدیمی 🔸باقر صدرینیا🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷📍تالار پتروشیمی تبریزhttps://t.me/mardomnameh
سخن مردمنامه این است:تا جایی که میتوانیم از برخورد فرقهای با تاریخمان بپرهیزیم. البته در جامعهی فرقهگرا و فرقهزده این کار آسانی نیست و هرکسی فقط در حد وسع خود میتواند بکوشد که از این آفت پرهیز کند. این حکم دربارهی خود مردمنامه پیش و بیش از دیگران صادق است. پویش مردمنامه میکوشد در حد توان و امکان از برخوردهای افراطی و تفریطی و حب و بغض و داوریهای یکسویه و صدور حکمهای مطلق برکنار بماند. تحقق این آرمان در گرو گشودگی به دیدگاههای انتقادی است که همراهان ارجمند و گرامی مردمنامه مطرح میکنند. برای نمونه آنکس که امثال شریعتی و مصدق را برپایهی مطالعه و بگونهای درست و منصفانه نقد میکند و آنکس که بگونهای محققانه - و نه مقلدانه و کورکورانه و فرقهگرایانه - ایشان را دوست میدارد هر دو نزد ما عزیز و گرامیاند. انتقادات شما - فارغ از اینکه چه مرام و مسلک و دیدگاهی داشته باشید - چراغ راه ماست. آنچه که اصل است ایراندوستی و مردمگرایی است. مردم گونهگوناند. دیدگاهها و ارزشها و نگرشها و باورهای گوناگون دارند. مردمنامه این گونهگونی را ارج مینهد. مرام مردمنامه این است: ملیگرایی مردممحور و مردمگرایی ملتباور. تکیه بر گونهگونی مردم ایران در چارچوب یگانگی ملت ایران و کوشش در گرامیداشت آن، اصل حاکم بر حرکت مردمنامه است. رعایت این اصل ضامن ماندگاری و بالندگی و شکوفایی ایران است.سخن حضرت فردوسی است که:ستون خرد بردباری بودبردباری و رواداری تنها در برابر اندیشه و باور مخالف معنی میدهد و این شرط اولقدم توسعهی سیاسی و شکوفایی فرهنگی است.https://t.me/mardomnameh
یکسال گذشت! باور دارم که غم ایران او را کشت! نمیدانم اگر بودند و این روزها را میدیدند، چه میگفتند و میکردند؟ بارها با همکار گرامیم، دکتر افکنده، این پرسش را طرح کردهایم. یکی از دغدغههای دکتر کریم سلیمانی قضاوتهای نادرست دربارهی دکتر محمد مصدق بود. بقول خانم دکتر اتحادیه، اگر همهی بزرگانی که داشتهایم، خیانتکار بودهاند، پس چه کسی این مملکت را نگه داشته بود؟ واقعیت این است که با عینک امروز نمیتوان گذشته را نقد کرد. یادم هست روزی به یکی از جوانان دغدغهمند که دوستش هم دارم، گفتم یقین دارم آگاهی شمای امروز از دکتر مصدق سال سی و دو بیشتر است. دکتر مصدق هر چه کرد، وابسته به شرایط زمان خود، هم در ایران و هم در جهان، بود و باید نسبت به او، قضاوتی منصفانه داشت. ضمن اینکه همهی اقدامات او در نفت خلاصه نمیشد. او کسی بود که در استقلال دادگستری بسیار کوشید، نکتهای که غالباً مغفول مانده است. مستند روشنگرانهای که میبینید، نتیجهی تلاشهای دانشجوی عزیز و نازنین گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، سجاد شاهاندشتی، است که زیر نظر زندهیاد دکتر کریم سلیمانی آغاز شد و اتمام و پخش آن مصادف شد با نخستین سالگرد درگذشت استاد. یاد ایشان و یاد همهی کسانی که در عشق به این سرزمین جان سپردند، مانا! چهارم اَمرداد ۱۴۰۵ آرزو رسولی (طالقانی)همکاران در تهیه این مستند:زندهیاد دکتر کریم سلیمانیدکتر احمد فضلینژاددکتر مهسا فیضیدکتر آرزو رسولی (طالقانی)امین خزیمهحسن رجبیفردشیوا مرادیسید امیرحسین حسینیآرین محزونلینک تماشای فایل کامل مستند در کانال تاریخ دانشگاه شهید بهشتی:https://t.me/Historysbu/2442
✅ دربارۀ «شریعتی شیاد»؟!گفتاری از داریوش رحمانیانhttps://youtu.be/J9xnY63P7qY?si=toknUmtOmGs2hckZhttps://aparat.com/v/jmeb7i3تهیهکننده: علیرضا پورحسین، دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و آن را به دوستان خود نیز پیشنهاد دهید.
ثبت جهانی قلعه الموت: برخی ملاحظاتجواد عبّاسیششم مرداد 1405https://t.me/historyandlife ثبت قلعه الموت به عنوان سیامین اثر ایرانی در میراث جهانی یونسکو در روزگاری که ایران و ایرانی گرفتار دوگانه تهاجم خارجی و سوءسیاست داخلی است خبری آرامشآور و امیدبخش برای ایرانیان است. این خبر را میتوان از سویههای گوناگون مورد توجّه و تحلیل قرار داد. برخی ملاحظات در این زمینه از این قرارند:- این اثر از سال 2007 یعنی حدود دو دهه پیش به یونسکو معرّفی شده بود و به سرانجام رسیدن ثبت جهانی آن جز با کوششهای سترگ فداکارانی چون حمیده چوبک (حدود 25 سال کاوش و مراقبت / نگاه شود به: https://t.me/historyandlife/4585) و اسماعیل یغمایی (نگاه شود به یاددشت «حمیده چوبک و اسماعیل یغمایی از چه سنتی میآیند؟» در: https://t.me/historyandlife/4588) امکانپذیر نمیشد. کسانی که با تجربه کار در تشکیلاتی مانند میراث فرهنگی آشنایی دارند، میدانند که اینگونه کوششها در چند دهه اخیر، جز با عشق به کار و ایران، از خودگذشتگی و خوردن خوندلهای پیوسته ممکن نمیشود. از این جهت شناسایی و نکوداشت حمیده چوبکها و حمایت ملّی از آنها میتواند به برافروخته ماندن مشعل پاسداشت میراث فرهنگی ایران کمک کند.- به طور معمول انتشار اینگونه خبرها بستر مناسبی برای رونق گردشگری از جمله گردشگری خارجی را فراهم میآورد. از این جهت جای این پرسش هست که آیا سیاستهای فرهنگی و نوع مناسبات خارجی کشور امکان بهرهگیری از این بستر را فراهم کرده و میکند؟ نگاه شود به یادداشت «ایران؛ نشسته بر گنج، زندگی در رنج» در: https://t.me/historyandlife/4247). #قلعهالموت#میراثجهانی#حمیدهچوبک#گردشگری
🏷سدّ ارمنی مسیر تورانمسئله کریدور ادعایی زنگزورروبن ملکنیان، واروژان گغامیانمترجم: علی محمود رضایی رامشه👈ژنرال باشبوق رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه، یک ماه پس از جنگ چهل و چهار روزه قراباغ، در سرمقالهاش در روزنامه معروف جمهوریت ترکیه چنین نوشت: «بزرگترین خواسته ما یکی است و آن اینکه ترکیه و جمهوری آذربایجان بتوانند از طریق زمینی و بدون مانع به یکدیگر متصل شوند؛ مسیری که آتاتورک آن را دروازه ترکی مینامید. چه خوشبختیای بزرگتر از دیدن آن میتواند وجود داشته باشد». میتوان گفت که پس از نوامبر ۲۰۲۰ مبارزه ژئوپلیتیکی اصلی در قفقاز جنوبی، پیرامون کریدور ادعایی زنگزور صورت میگیرد که بازیگران موجود در آن تنها به سه کشور ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان محدود نمیشوند. در این کتاب منشأ پیدایش، تحول و تلاشها برای اجرای ایده کریدور ادعایی زنگزور، مهمترین برنامه سیاسی پان ترکی در دوران مختلف از ابتدای قرن بیستم تا امروز، جایگاه و نقش آن در عرصه سیاسی و ایدئولوژی ترکیه و جمهوری آذربایجان و چارچوب ژئوپلیتیک آن ارائه شده و تهدیدات آشکار و پنهان ارتباط زمینی پان ترکی بررسی شده است.نگارستان اندیشه.
ادامهٔ یادداشت👆🔸امروز، اکبر عبدی از میان ما رفته است، اما پرسش همچنان باقی است: چه کسی مسئول ازدسترفتن این فرصتهاست؟ چرا سرمایههای فرهنگی ما زمانی مورد توجه قرار میگیرند که دیگر امکان گفتوگو با آنان وجود ندارد؟ چرا همیشه پس از فقدان یک هنرمند بزرگ به پیامهای تسلیت، مراسم یادبود و جملات ستایشآمیز بسنده میکنیم، درحالیکه پیشاز آن فرصت ثبت روایت زندگی و تجربههای او را داشتیم؟ ادای احترام واقعی به اسطورههای هنر فقط برگزاری مراسم بزرگداشت نیست، بلکه حفظ اندیشهها، خاطرات و تجربههای آنان برای نسلهای آینده است. فرصت را باید پیش از آنکه دیر شود، غنیمت شمرد. برخی انسانها فقط هنرمند نیستند، آنان بخشی از هویت فرهنگی یک جامعهاند. آنان اسطورهاند و اسطورهها نباید بیصدا از تاریخ عبورکنند. سفر ابدی اکبر عبدی فقط پایان زندگی یک بازیگر نیست، یادآوری تلخی است از مسئولیتی که هنوز در برابر حافظۀ فرهنگی ایران بر دوش ماست.✍امید اخوی، دانشآموختۀ دکتری تاریخ ایران، دانشگاه شیراز، ۳ مرداد ۱۴۰۵.https://t.me/mardomnameh
♦️سفر ابدی اسطورۀ هنر ایران: غمنامهای برای اکبر عبدی و نقدی بر فراموشی تاریخ شفاهی سینمای ایران🔸درگذشت هنرمندان بزرگ فقط پایان یک زندگی نیست. گاه خاموش شدن بخشی از حافظۀ فرهنگی یک جامعه است. وقتی از اکبر عبدی سخن میگوییم، از هنرمندی سخن میگوییم که بیش از چهار دهه در سینمای ایران حضور مؤثر داشت. بازیگری که شاید مسیر کلاسیک و آکادمیک بازیگری را طی نکرده بود، اما با استعداد ذاتی، هوش هنری، خلاقیت، نگاه انسانی و توانایی شگفتانگیز خود به یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. اکبر عبدی فقط یک بازیگر کمدی نبود. او هنرمندی بود که خنده را به بخشی از زندگی مردم تبدیل کرد، اما تواناییاش فراتر از کمدی بود. در ژانرهای مختلف، از نقشهای طنز تا نقشهای جدی و پیچیده، توانایی خود را نشان داد و ثابت کرد که یک بازیگر بزرگ محدود به یک قالب نیست. حضور او در سینمای ایران، از دهۀ ۱۳۶۰ تا سالهای بعد، همراه با خاطرات چند نسل از ایرانیان بود؛ نسلی که با فیلمهای او خندید، با نقشهایش همذاتپنداری کرد و بخشی از تجربۀ فرهنگی خود را با آثار او ساخت.🔸اما پرسش مهم اینجاست: آیا ما توانستیم روایت این سرمایۀ فرهنگی را ثبت کنیم؟فراتر از مصاحبههای کوتاه رسانهای، گفتوگوهای مناسبتی و برنامههایی که بیشتر جنبۀ تبلیغاتی و سرگرمی داشتند، چند مصاحبۀ عمیق، علمی و پژوهشی دربارۀ تاریخ شفاهی سینمای ایران با حضور چنین هنرمندی انجام شد؟ چند ساعت گفتوگوی دقیق دربارۀ تجربههای او، پشت صحنۀ فیلمها، تحولات سینمای ایران، شیوۀ بازیگری و خاطرات چهار دهه فعالیت هنریاش ثبت شد؟ پاسخ این پرسش، متأسفانه تلخ است.🔸اینجاست که مسئولیت رشتۀ تاریخ، بهویژه تاریخ شفاهی، اهمیت پیدا میکند. تاریخ فقط مطالعۀ گذشته نیست، بلکه ثبت، تحلیل و حفظ تجربههای زیستۀ انسانها است. تاریخ شفاهی وظیفه دارد روایت کسانی را ثبت کند که در شکلگیری فرهنگ، هنر و جامعه نقش داشتهاند. کسانی که خود بخشی از حافظۀ تاریخی یک ملت هستند. هنرمندانی مانند اکبر عبدی گنجینههایی زنده از تجربه و روایت بودند و با خاموش شدن صدای آنان بخشی از این حافظه نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد.🔸اما تلخترین بخش ماجرا اینجاست. سالهاست از تفاهمنامهها، همکاریهای مشترک، حمایت از پژوهشهای فرهنگی و حفظ میراث هنری سخن گفته میشود. هر روز خبری از امضای تفاهمنامهای تازه میان دانشگاهها، انجمنها و نهادهای مختلف منتشر میشود. عکسها گرفته میشوند، خبرها منتشر میشوند و از آغازِ همکاریهای گسترده سخن گفته میشود. اما حاصل این همه تفاهمنامه چیست؟ اگر این همکاریها به عمل واقعی تبدیل میشد، امروز نباید حسرت ثبت خاطرات و تجربههای هنرمندان بزرگی را بخوریم که یکی پس از دیگری از میان ما میروند. واقعیت این است که بسیاری از این تفاهمنامهها هرگز از مرحلۀ امضا، جلسه و عکس یادگاری فراتر نرفتهاند. گویی برای برخی، خودِ امضای تفاهمنامه مهمتر از اجرای مسئولیت فرهنگی آن است. 🔸در این میان، نه گروههای علمی و پژوهشی، نه انجمنهای تخصصی، نه انجمن ایرانی تاریخ و نه حتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آنگونه که انتظار میرفت، اقدام عملی و ماندگاری برای ثبت نظاممند تاریخ شفاهی هنرمندان انجام ندادهاند. سالها پیش نیز دربارۀ همین مسئله پرسیده شده بود که این همه تفاهمنامه سرانجام به کجا میرسد؟ این همه امضا، نشست و وعده چه زمانی به نتیجهای واقعی برای حفظ تاریخ فرهنگی ایران تبدیل خواهد شد؟ امروز همان پرسش همچنان باقی است. اگر فقط بخشی از این انرژی و امکانات صرف ایجاد یک مرکز تخصصی و فعال تاریخ شفاهی سینما میشد، امروز دهها ساعت مصاحبۀ عمیق با اکبر عبدی در اختیار پژوهشگران قرار داشت؛ مجموعهای ارزشمند از اسناد صوتی، تصویری و مکتوب که میتوانست شناخت ما از سینمای ایران در دهههای گذشته را غنیتر کند. برای تاریخ شفاهی، فرصت و لحظات مهم هستند و غفلت از آن خسران بزرگی است.https://t.me/mardomnamehادامهٔ یادداشت👇
کتاب تازه دو مورخ برجسته، سانجی سوبرامانیام و مظفر عالم، با عنوان آینههای امپراتوری: درباریان، سفیران و اهلِ قلم در هند گورکانی واپسین، تازهترین اثر مهم این دو مورخ در شناخت دوران مدرن آغازین گورکانیان است. سوبرامانیام و عالم در طول چند دهه، با تسلط بر طیف گستردهای از زبانها و بهرهگیری از منابع متنوع تصویری نو از جهان گورکانی و جایگاه آن در تاریخ جهان ارائه کردهاند.اهمیت اصلی آثار سوبرامانیام و عالم را باید در تأکید آنان بر پیوندها و اتصالات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میان پهنههای مختلف جغرافیایی جهان مدرن آغازین دانست؛ رویکردی که امروز با عنوان تاریخ اتصالی (Connected History) شناخته میشود. آنچه آثار سوبرامانیام و مظفر عالم را متمایز میسازد، استفاده خلاقانه از ژانرهای متنوعی چون سفرنامه، زندگینامه، تذکره، مکاتبات و دیگر متون روایی برای فهم تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جهان فارسیزبان و گورکانی است. این متون در نگاه آنان صرفاً منابعی برای بازسازی گذشته نیستند، بلکه پنجرههایی به سوی درک و شکلگیری جهانِ بههمپیوسته مدرن آغازین به شمار میآیند.پویا نکویی https://t.me/mardomnameh
✅ زمینههای جنگ اخیر از دیدگاه تاریخی و نقش مردم در آنگفتاری از داریوش رحمانیانhttps://youtu.be/7a_Brg8_0Jk?si=2bBdv-LPJfTdm97Whttps://www.aparat.com/v/mpc3ua5این سخنرانی در انجمن مطالعات صلح ایران برگزار شد و در اینجا از این انجمن بابت اجازۀ انتشار فیلم این گفتار در کانالهای مردمنامه سپاسگزاری میکنیم.📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
✅ برشی از گفتوگوی مردمنامه با سیدهاشم آقاجری با موضوع آسیبشناسی رشتۀ تاریخ📌 در این بخش هاشم آقاجری میگوید روشهای سنتی و مدرن در تاریخورزی مکمل هم هستند و هیچ ضدیتی ندارند.https://youtube.com/shorts/mnrPEj1x-CY?si=HCHxbp_Puv3erlNh
اکبر ثبوت: بقای حکومت در گرو رضایت مردم و رعایت حقوق فرودستان است🔹 دومین نشست از سلسلهنشستهای متنخوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.🔹 ثبوت با خوانش و شرح ابیاتی از باب نخست «بوستان سعدی»، دیدگاههای سعدی درباره عدالت، حقوق مردم و مسئولیت حاکمان را بررسی کرد.🔹 وی گفت: «بقای حکومت در گرو رضایت مردم و رعایت حقوق آنان، بهویژه تهیدستان است. شاه بهواسطه رعیت تاجدار است.»🔹 ثبوت همچنین تأکید کرد که از نگاه سعدی، آزردن مردم به معنای تضعیف پایههای حکومت است.🔹 سلسلهنشستهای «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» دوشنبهها ساعت ۱۰:۳۰ در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار میشود و حضور عموم علاقهمندان در آن آزاد است.🌐 مشاهده خبر کامل🆔 @nali_ir
✅ آسیبشناسی رشتۀ تاریخ از نگاه سیدهاشم آقاجری برای دیدن این ویدیو پیوندهای زیر را لمس کنید: https://youtu.be/U2_cDYgoYvs?si=_B3BazKr5iEL2EzN https://www.aparat.com/v/ugm9ma6 تهیهکننده: ابوالفضل کوروشطلب، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه…✅ تاریخ نظریهای؛ چیستی و چراییگفتوگو با سیدهاشم آقاجریhttps://youtu.be/GEZ8dVdCwSk?si=zBS1TyWtKIR8yc51https://www.aparat.com/v/yfg558oتهیهکننده: ابوالفضل کوروشطلب، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
بنیاد ایرانشناسی با همکاری بنیاد موقوفات محمود افشار برگزار میکند:رونمایی از کتاب و نشست علمی سفارتنامهٔ ارزنةالروماسناد، مکاتبات و صورت مجالس مذاکرات ایران و عثمانی با هدایت میرزا تقیخان فراهانی(امیرکبیر)سخنرانان:🔸علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیر اسبق امور خارجه🔸منصور صفتگل، استاد دانشگاه تهران🔸داریوش رحمانیان، دانشیار دانشگاه تهران🔸نصرالله صالحی، دانشیار دانشگاه فرهنگیان (مصحح کتاب)🔸عباس قدیمی قیداری، استاد دانشگاه تبریز🔸محسن نیکبین، استادیار دانشگاه تهران🔹دبیر نشست: شهریار شاهیندژی🕓زمان: سهشنبه، ۳۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ تا ۱۸📍مکان: خیابان ایرانشناسی، بنیاد ایرانشناسی، تالار حسن حبیبی⭕️جلسه بهصورت حضوری و برخط برگزار میشود.💻حضور برخط:www.skyroom.online/ch/iranology/neshasthttps://t.me/mardomnameh
ادامهٔ یادداشت👆۵. فیلیپ آریه، نویسندهٔ «تاریخ ذهنیات». این بخش از تاریخ جدید را با حکایتی که لوسین فور در مورد شاه فرانسوای اول آورده است خواننده را شیرفهم میکند: «فرانسوای اول صبح زود بستر معشوقهاش را ترک کرد تا مخفیانه به قصر بازگردد. آنهنگام که ناقوسها برای اعلان وقت نیایش نواخته شدند از مقابل کلیسا گذشت. صدای ناقوس در او اثر کرد و خاشعانه برای حضور در مراسم عشای ربانی و نیایش در کلیسا قدم گذاشت ... .» این تناقض عشق نامشروع و تقوای راستین چگونه قابلفهم است؟ تاریخ ذهنیات همین است، تحلیل رفتار پادشاه.۶. «فرهنگ مادی» که بهتعبیر برودل «همان مردم و اشیاء، همان اشیاء و مردم» عنوان مقالهٔ مفصل ژانماری پسز است که مسئلهٔ کمیت و تعداد را پیش کشیده و نان و تحولات تغذیه، لباس، مسکن، بیماریها، فناوریهای زندگی، تولید (همراه با نقد مارکسیسم)، آبوهوا، تحول خانهسازی، ابزار زندگی از جلوههای تاریخ فرهنگِ مادی است که نهایتاً باستانشناسی، فولکلور و هنر را به خدمت میگیرد. ۷. «تاریخِ اکنون» (تاریخ فوری یا آنی و به قول مورخان آمریکایی تاریخ لحظه) تحریر ژان لا کوتور، یکی از خواندنیترین مقالاتکتاب تاریخ جدید است. تاریخ اکنون که ویژگی آشکار آن دگرگونی پیوسته است، افق حضور رسانه و خدمتگزاران آن است و نویسنده تأکید دارد تاریخ و روزنامهنگاری در این تاریخ درهمناآمیخته، ولی یکدیگر را قطع میکنند. نویسندهٔ «خاطرات شارل دوگل»، رویدادنگاری جنگی را یکی از بهترین آثار در تاریخِ اکنون میداند. نکتهٔ مهم در این تاریخ این است که پژوهشگرِ این عرصه، برخلاف مورخان، از فرجام آن بیخبر است و بنا به قلمِ کوتور این عارضه، همزمان نقطهٔ ضعف و قوت این تاریخنگاری است. ۸. «مارکسیسم و تاریخ جدید» از گی بوا،از تأثیر مارکسیسم بر تاریخنگاری فرانسه، عموماً، و تاریخ آنال و تاریخ جدید، خصوصاً، سخن گفته است. ۹. «تاریخ حاشیهنشینها» نوشتهٔ ژان کلود اشمیت، تاریخدان و کارشناس شهیر علومآرشیوی، مباحث بدیعی از این بخش از تاریخ فرودستی را ارائه داده است. نمونهای از قرون وسطای اروپا را مثال زده و با اشاره به جنگهای صلیبی و همپیمانی کلیسا با دولت مینویسد زمانی که صلیبیها و زائران به بیتالمقدس میروند بدعتگذاران، جذامیان و یهودیان حذف میشوند. یکی از رهاوردهای این حذف، سامیستیزی در اروپا بود و دیگری تکوین دستگاه تفتیش عقاید.۱۰. آخرین مقاله بهنظرم، خواندنیترین بخش کتاب، «تاریخ خیالی» بهقلم اولین پاتلاژاناست. خیال یا تخيل بهعنوان موضوعِ تاریخ بسیار جذاب است. میتوان ادعا کرد «روانشناسی تاریخی» و «روان-تاریخ» مهمترین مسائل در تاریخ خیال است.✍عبدالله ناصری طاهری، استاد بازنشستهٔ گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه الزهرا، ۲۹ تیر ۱۴۰۵.https://t.me/mardomnameh
ادامهٔ یادداشت👆🔸کتاب مشهور گینزبرگ، با نام پنیر و کرمها، که به فارسی هم برگشته، جلوهٔ صافی از تاریخ خُرد است، پژوهشی دربارهٔ یک آسیابان هموطن و مقتول دستگاه تفتیش عقاید. منوکیو، قهرمان کتاب، که نام اصلیاش دومینیکو اسکاندلا است و فقیری عیالوار در آرزوی یک دنیای جدیدِ بهشتگونه بود، او به بازجوی خود گفته بود: «ذهن من بلند بود و در آرزوی دنیا و شیوهٔ حیاتی جدید، زیرا کلیسا درست عمل نمیکرد و چنان جاه و جبروتی نباید دیده میشد.» منوکیو همچنین، این کلیسای ثروتمند و فاسد را که به چشم میدید با فقر و خلوص کلیسای مطلوب خودش مقایسه میکرد و میگفت: «کاش کلیسا از روی محبت اداره میشد، درست شبیه آن زمانیکه به دست اربابمان، عیسی مسیح، بنا نهاده شد ... حال عشاهای ربانی مجللی در میان است و اربابمان، عیسی مسیح، جاه و جبروت نمیخواهد.»🔸به این عبارت از ابنخلدون دقت کنیم: «بدان! آگاهی از اجتماع بشری که همان عمران جهان است، حقیقت تاریخ است و نيز اطلاع از حالتهای گوناگونِ ماهیت این عمران، حالتهایی مانند توحش، مدنیت، عصبیتها و غلبهٔ بشر که با کار و تلاش برای درآمدزایی، تأمین معیشت، علوم و صنایع به دست میآید و دیگر دستاوردهای این عمران.» گوشهچشمی به تاریخِ اجتماعی یا تاریخِ مردم که همان تاریخِ خُرد است. 🔸خوشبختی در این چندسالی است که دردانشگاههای ایران مثل کشورهای اسلامیِمتقدمتر در تحصیلِ مدرنیته، به تاریخ جدید یا همان خُردتاریخ توجه شده است. آنچه امثال عبدالله عروی در کتاب مفهوم تاریخ، هشام جعیط در دیالکتیک دین و سیاست و هادی تیمومی در مفهومالتاريخ و تاریخ المفهوم فيالعالم الغربي آوردهاند، که امید دارم سومی مانند دو دیگر به فارسی برگردد، شاهد تأثیرگذاری زودتر آنالِ فرانسه بر مغربِ اسلامی است. در سالهای اخير در سازمانِ سمت و پژوهشکدهٔ تاریخ اسلام، کتبِ چندی به ترجمه یا تألیف در تاریخ جدید منتشر شده است. مثلاً در انتشارات سمت تاریخ تکهتکه، تراوشِ قلم فرانسوا دوسِ، و دیگر، تاریخ جدید، مجموعهمقالاتی از تاریخنگارانِ خُرد و زیر نظر ژاک لوگوف، در دست است. کتاب اخیر، چند مقالهٔ با ارزشِ خواندن دارد که در اینجا یادآوری میکنم:۱. «تاریخ جدید»، عنوان مقالهٔ مفصل لوگوفاست. نویسنده چند ویژگی تاریخ جدید رابرشمرده است. مثل: فراگیری، توسعهٔ معنای سند. مارک بلوخ در تعریف کتاب دربارهٔ دانش اسناد در اواخر سدهٔ ۱۷م گفته آن کتاب اتفاق مهمی در تاریخ اندیشهٔ بشر بود و خود لوگوف باور دارد امروز، تاریخ، در متن «انقلاب اسناد» زندگی میکند. نویسندهٔ مقالهٔ اول، مفهوم «رویداد تاریخی» را نقد کرده و با مارک بلوخ و لوسین فور، که در فهم توینبی از معنای تمدن با او همراهاند، مخالفت میکند. لوگوف با آوردن نقلی از فرانسوا سیمیان، که بیشتر اقتصاددان و جامعهشناس است تا مورخ، رسالت تاریخِ خُرد را پیروزمندی در برابر سه «بت سیاسی» (تاریخ سیاسی)، «بت فردی» (تاریخ افراد) و «بت تاریخی» (عدمتوجه به امور طبیعی) دانسته است. ۲. «تاریخ درازمدت»، نوشتهٔ میشل وُوِل. دوران درازمدت برای کشف نیروهای ژرف تاریخساز و کشف آثار آن، غنیترين چشمانداز تاریخ جدید است. ۳. «تاریخ ساختارها»، از کریستف پومیان، باور دارد که تاریخِ ساختارگرا تاریخ همهٔ مردم است (دقت کنیم منظورش تاریخ عوام نیست). در این شکل از تاريخِ خُرد، به تاریخ روانشناختی توصيه میشود و مورخ در این روند، از جمعیتشناسی و آمار که میتوان از خلالش چارچوب ذهنی افراد را مطالعه کرد بهره میگیرد.۴. «انسانشناختی تاريخی» به خامهٔ آندرهبور گییر، میخواهد بر آداب و سنن مردم،تاریخ درماندگان کنار تاریخ یارانِ قدرت و مردمی، مثل کشاورزی گمنام که روش احیای زمین را دگرگون میکند و کنشگر تاریخی مهمی است، تکيه کند. نویسنده، يکی از کتب مهم در این زمینه را سرمایهداری و حیات مادی فرنان برودل معرفی میکند. پییرگور،صاحب مقاله، یکی از موضوعات مهم را «تاریخ تغذیه» قید کرده و مثال زیبایی آورده است. ذرت که برای اولینبار از آن سوی اقیانوس به اسپانیا آورده و از آن استقبال نشد، بعداً با نام «گندم ترکی» از غذاهای اصلی مردم اسپانیا و فرانسه شد. تاریخ بیماریها و اثر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی بر آن فصل زیبایی از انسانشناسی تاریخی خواهد بود.https://t.me/mardomnamehادامهٔ یادداشت👇
♦️بهبهانهٔ تاریخنگاری خُرد🔸تاریخ خرد، تکهتکه، فراگير، فرودستی، مردم، اجتماعیات (جامعه)، فرهنگ مادّی، ذهنیات، درازمدت، رنگارنگ، همه، نامهای یک رویکرد جدید در تاریخنگاری است که مکتب آنال آن را بنا نهاد و پیروان متأخرش اسم «تاریخ جدید» را مصطلح کردند. آنها تاریخ را تکهتکه کرده و آن را در سایر علوم درآمیختند. در این نگاه، که شاید و باید نامش را «مدرسه» و یا «مکتب» گذاشت، مقولاتی مثل آبوهوا، مرگ، رؤیا و از این دست مورد پژوهش است. نسل سوم این مدرسه، که گروه «تکوین اروپا» را تشکیل دادند، بهسرپرستی ژاک لوگوف فرانسوی بیشترین سهم را در این عرصه ایفا کردند. خلاصه، سعی آنها بیشتر در تاریخنگاری «تاریخهای نانوشته» است که به گفتهٔ منا آزوف، تاریخپژوه معاصر فرانسوی، جز حکایت ناامیدی مردم چیزی نیست؛ مورخی که به جشنهای پیروزی انقلاب کبیر فرانسه توجهی خاص داشت و مناسبت تکريم آن انقلاب را بهترین فرصت برای زیرپاگذاشتن ممنوعیتها و قوانين اجتماعی حاکم و جایگاه خوبی برای بیانات خودجوش دانست. آزوف ثابت میکند جشنهای بزرگداشت در دههٔ اول (۱۷۸۹--۱۷۹۹) نه مردمی که حکومتی و حضور مردم در آن الزامی بود، نه آنکه خود بهدلخواه و برای ابراز سعادت حاصل از انقلاب در آن شرکت کنند و تبِ برگزاری جشن انقلاب فرانسه تاریخ یأس ملت است. به گفتهٔ فرانسوا دوسِ، از نوآنالیستهای نسل سوم آن مکتب، خانم منا آزوف سخن دورکیم را بازگو میکند: «جشن، واکنش اجتماعی ملتی است که به زیر سلطهٔ حکومت درآمدهاند. در این حالت، جشن، بخش جدانشدنی رژیمی است که قصد دارد افراد را کنترل کند.»🔸آنچه تاریخِ خُرد را مهم کرد و آثار و قلمهای امثال لوگوف، آزوف و گینزبرگ، که فصلنامهٔ مردمنامه تازهترین عددش را بههمت آقایان داریوش رحمانیان و جواد مرشدلو برای او ويژه کرده و بنده هم این خطوط را در تقدیر از آن دو نوشتهام، چیزی نیست جز ورود جغرافیای «ویدال» جامعهشناسی دورکیم، روانشناسی، آمار، جمعیتشناسی، قومشناسی، انسانشناسی به حوزهٔ تاریخ. با تأسیس تاریخِ جدید که بنایش بر تاریخ خُرد است پیشبینی ولتر که ژاک لوگوف او را پدر تاریخ جدید دانسته محقق شد. ولتر در کتاب تأملات دربارهٔ تاریخ نوشته است: «بهزودی آنچه برای فیزیک رخ داد، برای تاریخپژوهی هم صورت میبندد. کشفهای نوین سبب شد تا نظامهای قدیمی کنار گذاشته شوند. امروز، میتوان از رهگذر جزئيات مهمی که فلسفهٔ طبیعی بر آن تکیه دارد جنسِ بشر را شناخت.»🔸و اما کارلو گینزبرگ، فیلسوف_مورخ ایتالیایی، که فقط چندين غروب از مرگ وی میگذرد، سهم بزرگی در تاریخنگاری خُرد دارد، به حدی که او (بهاغراق) معمارِ تاریخ خُرد نامیده شده است. آنچه وی را در این میدان شکوفا کرد، روح بزرگ ضدفاشیستش و مرگ پدر همسلک او زیر شکنجهٔ زندان فاشیسم ایتالیا و دلبستگی شدید به موضوع تفتیش عقاید کلیسایی بود. وی در مصاحبهای گفته است: «ایدهٔ تلاش برای بازسازی دیدگاه قربانیان تاریخ و مردم فرودست ریشههای مختلفی داشت. از یک سو، از اندیشهٔ گرامشی دربارهٔ فرهنگ طبقات فرودست الهام گرفتم و از سوی دیگر، کتاب میشلِه، با عنوان جادوگر مرا متأثر کرد، چراکه جادوگر را بهعنوان تجسم شورش نشان میدهد. وقتی این کار را شروع کردم، ابتدا دشواری درک معنای نگرش قربانیان را دستکم گرفتم، زیرا به معنای خواندن اسناد آزار و اذیت برخلاف جریان معمول بود. در واقع، تعهدم به این مسیر وقتی تنها بیستساله بودم مرا فراتر از پژوهش تاریخی بهسمت تحلیل روشهای تاریخی سوق داد. این بازاندیشی در روش، به نظر من، با تلاش برای خواندن بین خطوط محاکمات جادوگران مرتبط است. دشواری در این بود که مردان و زنانی که به جادوگری متهم شده بودند، تنها از طریق اسنادی قابلدسترسی بودند که در آنها انتظارات بازجویان خود را برآورده کردند. با نگاه به گذشته، متوجه شدم که خواندن محاکمات تفتیش عقاید برخلاف جریان مرسوم، امکان خواندن اسناد مربوط به سلطهٔ استعماری اروپایی را فراهم میآورد. در واقع، میتوان نگرشها و رفتارهای مستعمرهشدگان را از طریق اسنادی که توسط استعمارگران تولید شده است، درک و تحلیل کرد.»https://t.me/mardomnamehادامهٔ یادداشت👇
اگر از دانشجویان یا پژوهشگران تاریخ بپرسیم «مورخ بودن» دقیقاً به چه معناست، احتمالاً پاسخها به مهارتهای پژوهشی، کار با منابع یا نگارش آثار تاریخی محدود خواهد شد. اما آیا هویت حرفهای مورخ تنها به این موارد خلاصه میشود؟ آیا تاریخورزی صرفاً در دانشگاه معنا پیدا میکند؟✍️ تحریریۀ تاریخ دیروزکتاب مورخ بودن نوشتۀ جیمز ام. بنر جونیور تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسشها است. نویسنده، که خود از مورخان برجسته در حوزۀ تاریخ عمومی است، تاریخ را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه حرفهای با عرصههای متنوع فعالیت معرفی میکند. او نشان میدهد که مورخان میتوانند در دانشگاه، آرشیوها، موزهها، رسانهها، نهادهای فرهنگی، سیاستگذاری عمومی و بسیاری از حوزههای دیگر نقشآفرین باشند.◽️ نویسندۀ کتاب، ابتدا توضیح میدهد که این کتاب چه نیست. او مینویسد:اگر میخواستم دربارۀ ماهیت معرفت تاریخی بنویسم، مانند پیتر ال. برگر کتابی با عنوان «درآمدی بر تاریخ» مینوشتم. اگر قصد داشتم به مورخان جوان دربارۀ مسیر حرفهایشان توصیه کنم، از پیتر برایان مِداوِر الهام میگرفتم و کتابی با عنوان «توصیههایی به یک مورخ جوان» مینوشتم. اگر هدفم تأمل در چگونگی تولید و عرضه دانش تاریخی بود، راه آلن نوینز را ادامه میدادم و میکوشیدم بار دیگر آنچه او «جستوجوی آزاد و سرشار از شادیِ تاریخ» مینامید، به تصویر بکشم. و اگر میخواستم وضعیت پژوهش تاریخی معاصر را بررسی کنم، مانند جان هایم به تحلیل رشد، تحول و وضعیت رشته تاریخ میپرداختم.اما این کتاب برای هیچیک از این اهداف نوشته نشده است. به تعبیر او، این کتاب دعوتی برای تماشای «خانۀ تاریخ» از بیرون نیست؛ بل راهنمایی است برای کسانی که میخواهند از درون این خانه با زندگی حرفهای مورخان، مسئولیتهای آنان، فرصتهای پیش رویشان و معنای واقعی «مورخ بودن» آشنا شوند.📖 کتاب در هشت فصل، موضوعاتی مانند ساختار رشته تاریخ، فرصتهای شغلی مورخان، نسبت میان پژوهش، آموزش و خدمات دانشگاهی، تاریخورزی خارج از دانشگاه، مهارتهای تدریس و نگارش، اخلاق حرفهای و در نهایت هویت فردی مورخ را بررسی میکند. 📕مطالعه این کتاب برای گروههای زیر مفید است:- دانشجویان و پژوهشگران تاریخ؛- افرادی که در آغاز مسیر حرفهای خود قرار دارند؛- علاقهمندان به تاریخ عمومی و کاربردهای اجتماعی دانش تاریخ؛- کسانی که میخواهند نسبت میان دانشگاه، جامعه و حرفه تاریخ را بهتر درک کنند. 📖 فهرست کتاب:۱- رشته و حرفههای تاریخدر این بخش نویسنده استدلال میکند که تاریخ یک «رشته» واحد است، اما مورخان در حرفههای گوناگون فعالیت میکنند. او نشان میدهد که محدود کردن تاریخ به دانشگاه، تصویری ناقص از این رشته است و از گسترش نقش مورخان در جامعه دفاع میکند.۲- ساختار رشته تاریخاین فصل به سازمان درونی دانش تاریخ میپردازد؛ از شاخههای مختلف تاریخ و حوزههای تخصصی گرفته تا نهادها، انجمنها و شیوههایی که جامعه علمی مورخان را شکل میدهند.۳- فرصتهای بیشمار؛ عرصهها، قالبها، گونهها و مخاطبان تاریخنویسنده نشان میدهد که فعالیت مورخ محدود به دانشگاه نیست و فرصتهای فراوانی برای پژوهش، نگارش، سیاستگذاری، رسانه، آرشیو، موزه و دیگر عرصههای عمومی وجود دارد.۴- سهگانۀ دانشگاهی: پژوهش، آموزش و خدمت دانشگاهیاین فصل سه وظیفه اصلی استادان تاریخ را بررسی میکند: تولید دانش، آموزش دانشجویان و مشارکت در اداره و توسعه نهاد دانشگاه. همچنین درباره تعادل میان این مسئولیتها بحث میکند.۵- تاریخورزی بیرون از دانشگاهنویسنده توضیح میدهد که مورخ بودن صرفاً به استخدام دانشگاه وابسته نیست. مورخان میتوانند در موزهها، آرشیوها، رسانهها، نهادهای دولتی، مراکز پژوهشی و فعالیتهای عمومی نقش مؤثری ایفا کنند و گذشته را برای جامعه معنادار سازند.۶- آموزش و نگارش تاریخاین فصل دربارۀ مهارتهای لازم برای تدریس و نوشتن تاریخ است؛ از شیوه انتقال دانش تاریخی تا نگارش برای مخاطبان دانشگاهی و عمومی و اهمیت ارتباط مؤثر با خوانندگان۷- اصول، مسئولیتها و حقوق حرفهاینویسنده به اخلاق حرفهای مورخان میپردازد؛ اموری مانند صداقت علمی، مسئولیت در برابر شواهد، حقوق حرفهای، آزادی پژوهش و تعهدات اخلاقی در قبال جامعه علمی و عمومی.۸- خود بودن بهمثابه یک مورخفصل پایانی بر هویت فردی مورخ تأکید دارد. نویسنده خواننده را تشویق میکند که مسیر حرفهای خود را بر اساس استعداد، علایق و ارزشهای شخصی شکل دهد و صرفاً از الگوهای سنتی دانشگاهی پیروی نکند.در اینجا خلاصه فصول کتاب را بخوانید.@Dirooz_history#مورخ#معرفی_کتاب
✅ عالیترین انتظار از تاریخورزی آکادمیک📌برشی از گفتوگوی مردمنامه با سیدهاشم آقاجریhttps://youtube.com/shorts/XfPQpCSqcPY?si=nm3s2nkJ4qH4UZpA
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۲ و ۳۳ فصلنامۀ مردمنامه🔹نظریه و روش: تاریخ خُرد📕منابع تاریخ اجتماعی🖋مری لیندمان🖌ترجمۀ جواد مرشدلو، استادیار تاریخ و عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس🔸این مقاله، ترجمهای از مدخل «Sources of Social History» در دایرةالمعارف تاریخ اجتماعی اروپاست که به بررسی انواع منابع در تاریخنگاری اجتماعی میپردازد. 🔸مری لیندمان در این نوشتار، مسیر تحول منابع تاریخ اجتماعی را از سنتهای کلاسیک تا گرایشهای نوین ترسیم میکند. او نشان میدهد که مورخان اجتماعی ابزارهای متعدد و متنوعی برای فهم گذشته در اختیار دارند. 🔸مقاله همچنین، به ظهور گرایشهایی مانند خردتاریخ، چرخش زبانی و تاریخ فرهنگی اشاره میکند که دامنۀ منابع را گسترش داده و روشهای تازهای برای واکاوی زندگی روزمرۀ مردم پیشنهاد کرده است. نویسنده با ذکر نمونههایی از مورخان برجسته، کارلو گینزبورگ و ناتالی زمون دیویس، نشان میدهد که چگونه هریک از این پژوهشگران از منابع خاصی برای بازسازی تاریخ اجتماعی بهره گرفتهاند.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۲ و ۳۳ فصلنامۀ مردمنامه🔹نظریه و روش: تاریخ خُرد📕خُردتاریخ: اندکچیزی که از آن میدانم🖋کارلو گینزبورگ 🖌ترجمۀ فروغ صمدی، دانشآموختۀ دکتری زبانشناسی همگانی🔸این مقاله، به معناهای گوناگون واژۀ خردتاریخ در سنتهای مختلف تاریخنگاری میپردازد. نویسنده بحث خود را با روایتی شخصی آغاز میکند و از نخستین مواجههاش با این اصطلاح در دهۀ ۱۹۷۰ سخن میگوید، سپس به ریشههای تاریخی آن در آثار جرج آر. استوارت، لوییز گونزالس و فرنان برودل اشاره میکند. 🔸گینزبورگ به پیچیدگی و دشواری مفهوم و روش خردتاریخ میپردازد و آن را ابزاری برای بازاندیشی دربارۀ چیستی تاریخ و روشهای روایت آن معرفی میکند.🔸نویسنده در ادامه، به تأثیرات فرهنگی و ادبی این مفهوم میپردازد و از نقش آثار ایتالو کالوینو و پریمو لوی در شکلگیری و گسترش خردتاریخ سخن میگوید و در این میان، به چگونگی شکل گرفتن ایدۀ اثر خود، پنیر و کرمها، نیز اشاره میکند.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۲ و ۳۳ فصلنامۀ مردمنامه🔹نظریه و روش: تاریخ خُرد📕خردتاریخ🖋کارل آپون🖌ترجمۀ ایلیا ارکیان، دانشآموختۀ کارشناسیارشد تاریخ اسلام، دانشگاه تربیت مدرس🔸این مقاله به معرفی و چگونگی برآمدن رویکرد خردتاریخ میپردازد. روشی که در ایتالیا و در واکنشی علیه تاریخنگاری اجتماعی و کمّیگرایانه پدید آمد و سپس تحت تأثیر انسانشناسی فرهنگی کلیفورد گیرتز بهجای تبیینهای کلی در پی فهم کنشهای فردی برآمد. نویسنده نشان میدهد که هدف اصلی خردتاریخ کاهش مقیاس مطالعۀ تاریخی به تعاملات افراد و گروههای کوچک است تا کنشهایی را آشکار کند که در تحلیلهای کلان آماری پنهان میمانند. 🔸همچنین، به این اشاره میکند که اصطلاح خردتاریخ را ابتدا گروهی از تاریخنگاران ایتالیایی تعریف کردند. تأثیرگذارترین آنها کارلو گینزبورگ، جووانی لوی و کارلو پونی بودند. انتقادها به خردتاریخ و چالشهای کار در این حوزه، پژوهشگران را بر آن داشت که اصولی برای خردتاریخ در نظر بگیرند. 🔸نویسنده در ادامه، با اشاره به چالشها و اصول خردتاریخ تلاش میکند به نقدها، دفاعها، محدودیتها و تنگناهای خردتاریخ بپردازد و بزرگترین موفقیت خردتاریخ را در آشکار کردن مکانیسمهای پنهان در تاریخ اجتماعی میداند. بنابراین، حتی اگر خردتاریخ هرگز نتواند فرایند تغییر تاریخی را بازتفسیر کند، همچنان مشارکت معناداری در بحثهای تاریخ اجتماعی ارائه کرده است.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh
♦️معرفی مقالات شمارۀ ۳۲ و ۳۳ فصلنامۀ مردمنامه🔹نظریه و روش: تاریخ خُرد📕کارلو گینزبورگ و انسانشناسی تفسیری: خیلی دور، خیلی نزدیک🖋هادی آقاجانزاده، دانشآموختۀ دکتری انسانشناسی دانشگاه تهران🔸این مقاله به بررسی چگونگی فاصلهگیری کارلو گینزبورگ از پارادایمهای غالب تاریخنگاری اجتماعی فرانسه ازجمله مکتب آنال و ایتالیا در اواسط قرن بیستم، بهویژه در مورد جایگاه «فرد» و مفهوم «ذهنیت جمعی»، میپردازد.🔸گینزبورگ در آغاز کار خود اگرچه با مفهوم گنگ «ذهنیت جمعی» مشکل داشت، اما از ترس غیرعلمیشدن کارش در پرداختن به افراد مردد بود. بااینحال، تحولات اجتماعی اواخر دهۀ ۱۹۶۰ او را واداشت تا «ذهنیت جمعی» را ناکافی بداند و بهجای آن، مفهوم «فرهنگ عامه» را برای بررسی گروههای خاص مانند دهقانان برگزیند که این تغییر رویکرد زمینهساز نگارش کتاب پنیر و کرمها شد.🔸مقاله در ادامه، رابطۀ گینزبورگ با انسانشناسی تفسیری کلیفورد گیرتز را بررسی میکند و به تفاوتهای خردتاریخنگاری گینزبورگ و انسانشناسی تفسیری گیرتز اشاره میکند. مزیت خردتاریخنگاری گینزبورگ از منظر نویسنده در این است که از «خطای ارجاعی» اجتناب میکند و در خوانش متون به چندصداییهای موجود در متن توجه میکند. این بینش، راهی برای پژوهشگران خلاق ایرانی میگشاید.🔸متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید. 📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.پشتیبانی از پویش مردمنامه👇📕https://zarinp.al/daryoshrahmanianhttps://t.me/mardomnameh