♦️پروژکتورهای خاموش؛ رنج، استیصال و تسلیم در دانشگاه🔸در مورد دانشگاه و آموزش تاریخ حرفهای بسیاری م…
انتشار: 2026/08/03 11:24 UTCدریافت: 2026/08/06 19:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 19:42 UTC
♦️پروژکتورهای خاموش؛ رنج، استیصال و تسلیم در دانشگاه🔸در مورد دانشگاه و آموزش تاریخ حرفهای بسیاری میتوان زد. من نیز مانند بسیاری دیگر از دانشجویان تاریخ تجربههایی دارم که هرکدام میتواند گوشهای از بحرانهای موجود در دانشگاه را به نمایش بگذارد. البته اصلاً قصد سیاهنمایی ندارم. من هویتم را مدیون دانشگاه هستم. با آنکه از خانوادهای دانشگاهی میآیم، تا زمانیکه پا در دانشگاه (برای من دانشگاه تهران) نگذاشته بودم بسیار سردرگم و پریشان بودم. دانشگاه مرا مانند بسیاری دیگر، از هر نظر تغذیه میکند و من با زیست دانشجوییام، دانشگاهم، همکلاسیهایم و استادانم روزگار میگذرانم. بنابراین، سخنان پیشرو را بهپای ناراحتیام از دانشگاه و دانشگاهیها نگذارید، بل پای بیتوجهی آنانی بگذارید که نمیگذراند دانشگاه و دانشگاهی نفس بکشد و شاید اصولاً دانشگاه را خطر میدانند.🔸گمان میکنم بسیاری از استادان و دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران با من همعقیده باشند که محمدباقر وثوقی، استاد بزرگوار و شایستهٔ مطالعات خلیجفارس، از گرانمایهترین سرمایههای گروهاند، اما این استاد جدا از آن مهر و احترام و علم بسیار چه دارد؟ وثوقی مزین به مهارتهایی است که در کمال تعجب در عصر ما همچنان نایاب است و آن استفاده از برنامهها و نرمافزارهای بعضاً ساده برای هرچه بهتر فهمیدن تاریخ است. او برای کلاسهایش نقشه میکشد، ساعتها در گوگلارث میگردد و نقاطی را که به آنها، چه در واقعیت و چه در لابهلای متون، سفر کرده است به دیدگان مخاطب میرساند. در این میان، اما استادی چون او مکرراً بهعلت خراب بودن پروژکتورها، وصل نشدن، نبودن سیم رابط و از این دست مشکلات بهظاهر ساده رنج میکشد. من این رنج را بارها دیدهام. شاید استاد بهجهت فروتنی و تواضع هرگز چیزی نگوید، اما دانشجو میفهمد که وقتی زمان کلاس میگذرد او تا چه میزان ناراحت میشود. بعد هم از دانشجویان میخواهد که «لطفاً» بیشتر از وقت معمول در کلاس بمانند تا مبحثی جا نماند. 🔸من نیز بشخصه بارهاوبارها از این موضوع رنج کشیدهام. در دوران کارشناسی، تلاش میکردم برای درسهایم ارائه داشته باشم. چون این ارائهها مرا مجبور میکرد که در مورد یک موضوع تخصصی در آن درس وقت بگذارم و مطالعه کنم. شاید برخی از همکلاسیهای دوران کارشناسی بهجهت همین ارائهها از دستم خسته هم شده بودند. اوایل، شوق آن را داشتم که پردهنگار (پاورپوینت) درست کنم، نقشه و عکس نشان دهم، فیلم و موسیقی مربوط به آن واقعه یا رخداد تاریخی را پخش کنم و حتی بروشور چاپ کنم. جز مورد آخر که بهعلت گرانی چاپ از ارائههایم حذف شد، تمام موارد دیگر نیز آرامآرام از کارهای کلاسیام، که قصد ارائهشان را در کلاس داشتم، حذف شدند. همه بهخاطر اینکه ما در قرن ۲۱ در دانشگاه تهران، که شاید ثروتمندترین دانشگاه کشور باشد، هنوز مشکل پروژکتور داریم.🔸من در این موضوع تنها نیستم. بارها از دوستانم هم شنیدهام که دیگر خسته شدهاند از بس که این پروژکتورها در روز ارائه کار نکردهاند. فکر کنید تمام شب را نخوابید که ارائهای درخور بدهید و ناگهان با این پیام مواجه شوید: «بهعلت مشکل پروژکتور، فایل را در گروه برایمان بفرستید.» در چنین محیطی، طبیعی است که حتی سرسختترین آدمها به استیصال و تسلیم کشیده شوند و البته فردی چون محمدباقر وثوقی هرگز تسلیم نمیشود. او چون کوهستانهایی که دوست میدارد، نماد استواری و استقامت است و در مقابل رنجهایی بسیار بزرگتر ایستاده است، اما برای آدمهای معمولی شاید همین نکات ریز بسیار مهم باشد. 🔸بنا بر این، نباید نقش پروژکتورهای کذایی و زیرساختهای فرسوده را نادیده بگیریم. همانگونه که محدودیتهای اینترنتی پژوهشگر را فرسوده میکند، این نوع از دشواریهای بهنظر کماهمیت نیز استاد و دانشجو را مستأصل میکند و به این نقطه میرساند که گویا زندگی همین است دیگر. ✍سید صدرا موسوی دیزکوهی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران پس از اسلام، ۱۲ مرداد ۱۴۰۵.♦️در مردمنامه اصل بر آن است که از عنوانها و لقبهایی مانند «استاد»، «دکتر» و ... استفاده نشود. این عنوانها، که نویسنده در این یادداشت به کار بردهاند، ویرایش و حذف شدهاند.t.me/mardomnameh
