
این کانال برای به اشتراک گذاشتن پیام های معنوی اعضای گنج حضور به صورت متن، پیام صوتی و یا تصویری تشکیل شده است. لطفاً لینک را کلیک کنید و عضو شوید. برای پست پیغامهای خود در این کانال، لطفا پیغام خود را در تلگرام به شماره ۰۰۱۸۱۸۹۷۰۳۳۴۵ بفرستید.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 1279 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/23 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 1270 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۱ (روزهای جمعه)(مخصوص چاپ سیاه و سفید)🔗 t.me/GanjeHozourGhadimi
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۶۱ (روزهای جمعه)🔗 t.me/GanjeHozourGhadimi
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۱ (روزهای سهشنبه)(مخصوص چاپ سیاه و سفید)🔗 t.me/GanjeHozourGhadimi
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۶۱ (روزهای سهشنبه)🔗 t.me/GanjeHozourGhadimi
بنام زندگی با سپاس از مولاناى جان و آقاى شهبازى عزيز و ياران عشقىبر گرفته از فرمايشات آقاى شهبازى عزيز در برنامه ۱۰۶۱اشعار نوشته شده از اشعار انتخابی آقای عبودی با تشکر از ایشاناولین غول اندیشه برای من همان من ذهنی خودم است.چرا که علت عدم پیشرفت من، ذهنم است من با ماندن در ذهن و از یک فکر با شتاب به فکر دیگر رفتن، بی ادبی می کنم و باعث سوختن خودم و به عنوان یک مادر با داشتن این غول اندیشه باعث سوختن فرزندانم می شوم.چون نمی گذارم خورشید خداوند نه در خودم و نه در آنها بالا بیاید و با این کار خاک در چشم زندگی می پاشم.در این حالت که منقبض هستم با چسبیدن به چیزها و واکنش و مقاومت و قضاوت تیر و کمان می شوم و با خدا می جنگم و چون مرکزم جسم است از غیرت خداوند حتما برایم درد می آید.من ذهنی من هر لحظه من را بسوی خودش و دید همانیدگی ها می کشاند و می گوید راه درست را من به تو نشان می دهم و اگر بخواهم نادیده بگیرمش مرا می ترساند، که اگر من را از دست بدهی زندگیت را چطور اداره می کنی و من هم که در توهم این هستم که من ذهنییم خودم هستم، پس بوسیله ذهن می خواهم به خداوند زنده شوم و این امر نشدنی است، زیرا زندگی زمانی به مرکز من می آید که ذهن را رها کنم و از تسلسل فکرها و ژاژ گویی ها و سبب سازیهای ذهن بیرون بپرم.البته غول های اندیشه بعد از من ذهنی خودم، من های ذهنی دیگران هستند، که بنا به نقش آنها می توانند اثر های زیادی روی من بگذارند تا زمانی که در ذهن هستم.سال ها گوید خدا آن نان خواههمچو خَر، مُصحف كشَد از بهرِ كاه(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۵۰)مُصحف: كتاب خدا، قرآنگام در صحراىِ دل بايد نهادزانكه در صحراىِ گل نَبْوَد گشاد(مولوى، مثنوى، دفتر سوم، بيت ۵۱۴)بس کن ای دون همّتِ كو ته بَنانتا كِى ات باشد حيات جان به نان؟(مولوى، مثنوى، دفتر اول، بيت ٣٨٧٧)بنان: انگشتكوته بنان: كوتاه انگشت، كسى كه دسترسى به مراتبِ بالاى جهان هستى را ندارد.دون همّت: كسى كه همّت كوتاه و پايينى دارد، كسى كه فقط به امورِ مادى مى پردازد.نى قلاوز است و نى رَه داند اويوسفا، كم رُو سوىِ آن گرگ خو(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۲۱۸)قلاوز: پیشاهنگ، پیشروِ لشكربا سپاس شهلااز اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
وگر غولانِ اندیشه همه یک گوشه رفتندیبیابانهایِ بیمایه پر از نوش و نوایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)میبینید که هر منذهنی را که خودش را استاد میداند، غول اندیشه میداند مولانا. میگوید اینها هستند که مردم را فریب میدهند. اگر این منهای ذهنی که میگویند ما استاد هستیم، میرفتند در یک گوشهای آرام میگرفتند و مردم را هدایت نمیکردند و آدرس غلط نمیدادند، منذهنی نمیکردند، دراینصورت ذهنهایی که الآن مایه ندارند، زندگی ندارند، این ذهنها که مثل بیابان هستند الآن، پر از عسل و قند و برکت میشدکوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
📕 بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی(هجونامه منتسب به فردوسی)📌 هرکسی که ایرانی است و میگوید من ایرانی هستم، حالا هر زبان محلی هم که دارد داشته باشد، ولی فارسی را باید خوب بلد باشد. خوب یعنی خوب، خیلی خوب، نه معمولی. آن موقع میتواند مولانا را بفهمد.(آقای پرویز شهبازی، برنامهٔ ۱-۹۳۱)✍🏼✍🏼 درست بنویسیم. بنویسیم✅ ننویسیم❌بیفکند بیافکندبیفروز بیافروزبیفتاد بیافتادبیفزود بیافزودنینداخت نیانداختبیندوخت بیاندوختنیندازد. نیاندازدگروه متن آقای زارعپور. Parvizshahbazi.comt.me/GanjeHozourMessages
✨مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۵✨🌹 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاچه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا🌹چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشیدچه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا🌹 زهی ماه زهی ماه زهی باده همراهکه جان را و جهان را بیاراست خدایا🌹 زهی شور زهی شور که انگیخته عالمزهی کار زهی بار که آن جاست خدایا🌹 فروریخت فروریخت شهنشاه سوارانزهی گرد زهی گرد که برخاست خدایاکوثرt.me/GanjeHozourMessages
یارِ مهربان، عدم...🟡به نامردی نخواهی یافت چیزی خمش کردم، که تا نَجْهد خطاییمولوی، دیوان شمس، غزل ۲۶۷۵🟣هر که دور از دعوتِ رحمان بُوَد او گداچشم است، اگر سلطان بُوَدمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۵۸۸🟡از عدمها سویِ هستی هر زمان هست یا رب کاروان در کاروانمولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۱۸۸۹🟣بنگر این کَشتیِّ خَلقان غرقِ عشق اژدهایی گشت گویی حلقِ عشق🟡اژدهایی ناپدیدِ دلرُبا عقل همچون کوه را او کهرُبامولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۶۲۳🟣این عَدَم خود چه مُبارک جای است که مَدَدهای وجود از عَدَم استمولوی، دیوان شمس، غزل ۴۳۵آیدا از اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
آیدا از اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
⚜گزیدهای از برنامهٔ ۱۰۶۰ گنجحضور:پس من داشتم این را میگفتم که شما ابیات را تکرار کنید، هم درست درک میکنید کاربرد عملیاش را میبینید، هم فشار فکرهای مخرّب از رویتان برداشته میشود و این فضا خودش باز میشود. شما خودتان را مثلِ مثلاً یک جسمی ببینید که دائماً فشرده میشود بهوسیلهٔ همین فکرهایی که خودتان میکنید!خب اگر بیتها را تکرار کنید، این فکرها تسهیل میشوند، عوض میشوند. بهتدریج فشار از روی شما بهوسیلهٔ شما برداشته میشود. و وقتی فشار برداشته میشود یک ذره این فضا باز میشود، میفهمید که بزرگترین دشمن شما خودتان بودید، با همین فکرهای منفی. آن موقع میگویید که فلانی، شهبازی، خدا پدر و مادرت را بیامرزد، این حرف را زدی و من هم گوش کردم.شما امتحان کنید، فشار را از روی خودتان بردارید. این فشار، فشار ژاژ است، حرفهای بیهوده است. باورهایی که ما از جامعه یاد گرفتهایم، همه تقریباً مخرّب هستند. خیلی فکرهای جدید یاد خواهید گرفت که با فکرهای قبلی تقریباً مخالف هستند، نوکبهنوک درمیآید. مثلاً مثل ذهنیتِ فراوانی.یک منذهنی خسیس و تنگنظر میگوید برای چه به مردم کمک کنم؟ بروند پیشرفت کنند؟! ولی یکدفعه ابیاتی از مولانا، میگویید که آقا شما باید ذهنیت فراوانی داشته باشید، برای اینکه خداوند از جنس فراوانی است، به هر که دستت میرسد خدمت کن و کمک کن، بگذار برود موفق بشود. آن یکی میگوید یک چیز کوچولویی داریم، اگر من یاد بدهم، میآیند اینها را از دست من میگیرند، کمش به من میرسد. این یکی میگوید این اینقدر فراوان است که هرچه به دیگران برسد، به من بیشتر میرسد. توجه میکنید؟یکدفعه متوجه میشوید که آن چیزی که جهان از شما دریغ میکند، شما از جهان دریغ کردید. و دریغ نمیکنید الآن، میدهید و میبینید برمیگردد. یکدفعه میبینید هرچه که بیرون میفرستید، عین آن به شما برمیگردد. نفرین میفرستید، نفرین به شما برمیگردد. آرزوی سلامتی، خوشبختی، واقعاً از ته دل میکنید، دوباره همان به شما برمیگردد. اینها را ما در ذهن نمیدانیم. قوانین ذهن قوانین تخریب است. پس بنابراین شما ابیات را تکرار کنید.t.me/GanjeHozourMessagesآیدا از اصفهانفایل صوتی پیغام👇🏻
🌅 نکاتی از برنامهٔ ۱۰۶۱ گنجحضور • تا شما فضا را باز نکنید، هیچ تبدیل و تغییر مهمی در شما صورت نمیگیرد و اگر تبدیل و تغییر هم صورت بگیرد، همهاش خرابکاری است.• هر فضابندی با درد همراه است.• هرچه را که در مرکزمان تجربه میکنیم، تقدیم به خداوند میکنیم. او هم تعجب میکند از تشخیص و عقل ما، میگوید تو عقل و صنع من را داری ، چطور اینها را تولید میکنی؟! چیز بهتر نمیتوانی تولید کنی؟!• فکر کردن برحسب همانیدگیها و تجربهٔ غمهای آن شما را از خداوند جدا میکند و از رحمت پِی در پِیاش محروم میکند.• خودت را جدی نگیر، فکرهایت را جدی نگیر تا ذرهٔ وجودت، یک خورشید درخشان بشود.t.me/GanjeHozourMessages• آیدا از اصفهان
| میخانه |نکاتی از برنامهٔ ۱۰۶۱ گنجحضور :🪷 من باید آرام باشم، تندتند فکر نکنم. درواقع من دارم زاییده میشوم به یک فکر، یعنی این تمام نشده دوباره زاییده میشوم به یک فکر. حالا من فهمیدم این کار غلط است، این [ کار ] منذهنی درست میکند.🫧 فاصلهٔ بین دو فکر میخانه است، مولانا به ما میگوید که شما از اینجا بیرون نیایید برای اینکه فاصلهاش «نونو مُسکِر» است.🪷 اگر از فاصلهٔ بین دو فکر بیرون نیاییم ، فکرهای ما بدون حسِّ وجود میشوند، ما به یک فکر زاییده نمیشویم.🫧 خداوند، امیدوار است که وقتی از یک صندوقی [ فکری ] که در فشار هستی، درآمدی، فاصلهٔ بین دوتا صندوق [ فکر ] که میخانه است ، نونو مُسکِر است، آنجا را شما دربیابید، دیگر از آنجا بیرون نیایید، دیگر نروید زاده بشوید به محدودیت.🪷 از میخانه بیرون نروید. میخانه فاصلهٔ بین دو فکر است. شما دیگر فاصلهٔ بین دو فکر را تجربه کردید، شراب ایزدی را. بیرون نیا دیگر با منهای ذهنی بحث و جدل کنی.فُرجهٔ صندوقْ نونو مُسکِر استدَرنیابد کاو به صندوق اندر استمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۴۵۱۶فُرجه: گشایش، فاصلهٔ بین دو فکرنو نو: تازهبهتازهمُسکِر: مستکنندهt.me/GanjeHozourMessages🫧 آیدا از اصفهان
کیمیا داری که تبدیلش کنی گر چه جویِ خون بود، نیلش کنی(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۹۴)تو خویش درد گمان بردهای، و درمانیتو خویش قفل گمان بردهای، کلیدستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۳۰۸۱، بیت ۹)وین تَعَلُّل بهرِ ترکَش دافعِ صد علّت است(مولوی، دیوان شمس، غزل ۴۰۰، بیت ۳)صبر و خاموشی جَذوبِ رحمت است(مولوی، مثنوی، دفتر ۳، بیت ۲۷۲۵)مَنفَذی داری به بحر، ای آبگیرننگ دار از آب جُستن از غدیرکه اَلَمْ نَشْرَحْ نه شرحت هست باز؟چون شدی تو شرح جو و کُدیهساز؟در نگر در شرحِ دل در اندرونتا نیاید طعنهٔ لٰاتُبْصِرُون(مولوی، مثنوی، دفتر ۵، بیت ۱۰۷۰ تا بیت ۱۰۷۲)هم نبودت عبرت از لیل و نهار؟(مولوی، مثنوی، دفتر ۶، بیت ۱۷۷۹)در مرکز عدم تمام تبدیل ها صورت میگیرد یعنی از انقباض به انبساط رفتن است. (فضاگشایی)تمام پادزهر ها و تبدیل ها، راه حل ها به صورت فکر به تو میتونه داده بشه. پادزهر یعنی درمان درد ها از مرکز عدم می آید.تبدیل یعنی از من ذهنی به جنس اصلی خودت رفتن است.شرط اش این هست که در ذهن نباشی و از جنس ذهن نباشی و در عدم مستقر باشی و صبر کنی منظور اجرای دو مصرع مثنوی دفتر۳ بخش ۲۷۲۵ و غزل ۴۰۰ هست. برای قفل ها و دردها و راه حل های تو براساس تجارب که داری و به زبان خودت به صورت عملی پیغام میده.ناشناسt.me/GanjeHozourMessages
سلام و درود 🙏جدیداً به طرز عجیبی دوست دارم از هیچ چیز خوشحال نشوم، انگار واقعا از دویی ذهن به شدت خسته شدم. اگر بخاطر هرچیزی که ذهن نشان میدهد خوشحال شویم، به خاطر همان هم ناراحت میشویم. به خودم میگویم واقعاً سی سال خوشحال و ناراحت شدن، بالا و پایین شدن بر حسب توهم و چیزهای ذهنی بس نیست؟ باورم نمیشود روزی به این برسم که حتی از فکر به اینکه دیگر از چیزی خوشحال نشوم، شادی حقیقی و بیسببی در من ایجاد شود، حس آزادی خوبی میدهد.هرچه از وی شاد گردی در جهان از فراق او بیندیش آن زمانزانچ گشتی شاد بس کس شاد شد آخر از وی جست و همچون باد شداز تو هم بجهد تو دل بر وی منه پیش از آن کو بجهد از وی تو بجهمولوی مثنوی دفتر سوم بیت ۳۶۹۷ تا ۳۶۹۹شاد از وی شو مشو از غیر وی او بهارست و دگرها ماه دیهرچه غیر اوست استدراج توستگرچه تخت و ملک توست و تاج توستمولوی مثنوی دفتر سوم بیت ۵۰۷ و ۵۰۸چیز دیگری که در خودم متوجه شدم این است که من ذهنی ام هرزگاهی احساس مظلومیت به خودش میگیرد و باعث غمگین شدن میشود، انگار در آن زیر دلش برای شیره کشیدن از همانیدگی تنگ شده و من یک لحظه به خودم آمدم و با جدیت گفتم نباید حس ترحم و دلسوزی به خودت داشته باشی و در کمال تعجب اون حس غمگین بودن رفت. انگار ریشه این قضیه در مهم پنداشتن خودم و جدی گرفتن خودم بود وقتی این پندار اهمیت شخصی را پس زدم، حس غمگینی هم رفت و به جای آن یک شادی و راحتی آمد.چیز دیگری که متوجه شدم این است که ریشه تمام اوصاف من ذهنی در ترس است و قصد دارم که دیگر از چیزی نترسم. مثلاً ترس از آینده.چیز دیگری که متوجه شدم این است که منذهنی با خالی بودن و بیدغدغه بودن مشکل دارد، از بس که عمری در پی توهم، خودش را بیهوده آزار داده و به این کار عادت کرده.لیک طبع از اصل رنج و غصه ها بر رسته استدر پی رنج و بلاها عاشق بیطایل استدیوان شمس، غزل ۴۰۰ به خودم میگویم واقعاً چه مشکلی هست؟ چرا گیر الکی میدهی؟ میخواهم به خالی بودن عادت کنم.کوثرt.me/GanjeHozourMessages
پخش برنامۀ شمارۀ ۱۴با اجرای یلدا مهدویموضوع: قصهٔ سلطان محمود و غلامِ هندودوشنبه ۱۷ اگوست ۲۰۲۶مصادف با ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ایران پخش برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارۀ یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود.)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E اَپ گنج حضور (GanjeHozour2)تمامی برنامههای یلدا مهدوی در اپلیکیشنهای تلگرام، بله، روبیکا و گنجحضور قابل دسترسی هستند. میتوانید فایلهای صوتی، تصویری و پیدیاف ابیات را از این کانالها دانلود کنید.🌎لینک کانال تلگرام:t.me/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F0%9F%… کانال روبیکا:rubika.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F… کانال بله:ble.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live
پخش برنامۀ شمارۀ ۱۴با اجرای یلدا مهدویموضوع: قصهٔ سلطان محمود و غلامِ هندودوشنبه ۱۷ اگوست ۲۰۲۶مصادف با ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ایران پخش برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارۀ یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود.)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E کانال روبیکا شبکه ۵ در لینک زیر: 🔗 Rubika.ir/GanjeHozourLive5🌎 اَپ گنج حضور (GanjeHozour2)تمامی برنامههای یلدا مهدوی در اپلیکیشنهای تلگرام، بله، روبیکا و گنجحضور قابل دسترسی هستند. میتوانید فایلهای صوتی، تصویری و پیدیاف ابیات را از این کانالها دانلود کنید.🌎لینک کانال تلگرام:t.me/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F0%9F%… کانال روبیکا:rubika.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F… کانال بله:ble.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live
دنباله «ذوق شکستن منذهنی»👇👇 چکیدهای از بیانات جناب شهبازی 👇«در آن اشکستگی» وقتی زندگی ساق دست منذهنی را میشکند و ما را از گرهها بیرون میآورد، اگر این ذوق شکستن را ما میدیدیم، لذتش را میبردیم، دراینصورت میگفتیم من مرهم نمیخواهم، من دوا نمیخواهم، من درد هشیارانه میکشم، من نمیخواهم قرص بخورم، من نمیخواهم مشروب بخورم، من نمیخواهم بروم مواد بکشم، من نمیخواهم به حرفهای ژاژِ ژاژدرمانگرها گوش بدهم. اینها مرهم هستند، اینها مرهمهایی است که ذهن به ما پیشنهاد میکند.........یک همانیدگی را بردار، یکی دیگر مشابهاش را آنجا بگذار، حالا عشقت را از این بردار، بگذار روی این. نه نه نه، این باورهای مال این دین خراب است، این را ترک کنیم برویم باورهای این دین را بگذاریم بهجای این!این چه حرکتی است؟! تو ذوقِ شکستن را ببین، تو شکسته شدی، اینهمه زحمت کشیدی که این باورها را بیندازی دور، فضا را باز کنی وصل بشوی به خداوند، با عقل او کار کنی، با صُنع او کار کنی، تو میخواهی فکر جدید بهوجود بیاوری. تو خلاق هستی، نه که این باور پوسیده را برداری بیندازی دور، یک باور پوسیدهٔ دیگر جایش بگذاری.آن کسی که باورهای پوسیدهاش را میاندازد دور، یک سری باور پوسیدهٔ دیگر جایش میگذارد، میخواهد منذهنی را حفظ کند. امر «لاٰتُلْقُوا» را گرفته به دستش، گفته این منذهنی نباید از بین برود. شما چه؟ شما ذوق شکسته شدن را میبینید؟ دنبال مرهم میگردید یا درد هشیارانه را تحمل میکنید؟ میگویید من باید این درد را بکشم، این چیز را از مرکزم ببرم بیرون، بعضی موقعها دردناک است، دنبال دوا نیستم.
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور♦️ذوق شکستن منذهنی♦️♦️درمان ژاژ و مرهم ذهنی♦️♦️جایگزینی باورها و همانیدگیها♦️💥بیت سیزدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس 💥 در آن اشکستگی او گر بدیدی ذوقِ اشکستننه از مرهم بپرسیدی نه جویایِ دوایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)🌷اگر ما فضا را باز کنیم خداوند دست منذهنی را کوتاه میکند.🌷مولانا میفرمایدخداوند دست منذهنی ما را میشکند!🌷شکستن دست منذهنی یعنی گرفتن توانمندیها و امکانات مخرب از منذهنی.🌷اگر ما ذوق این شکستن منذهنی را درک میکردیم،🌷هیچگاه به دنبال مرهم و درمانهای ژاژ نمیرفتیم.✅ برخی از موارد مرهم و درمانهای ژاژ 👇 🌷قرص و داروهای خاموش کننده هشیاری،🌷مواد مخدر و مشروبات الکلی،🌷صحبتها ژاژ و دلداریهای منهایذهنی،🌷جایگزینی هر گونه همانیدگی با یکدیگر مانند،🌷جایگزینی باورهای پوسیده،🌷جایگزینی اشخاص،✅ میفرماید کسیکه ذوق شکستن دست منذهنی را دارد به دنبال هیچکدام از موارد بالا نمیرود.👇👇
دنباله «ذوق شکستن منذهنی»👇👇 چکیدهای از بیانات جناب شهبازی 👇«در آن اشکستگی» وقتی زندگی ساق دست منذهنی را میشکند و ما را از گرهها بیرون میآورد، اگر این ذوق شکستن را ما میدیدیم، لذتش را میبردیم، دراینصورت میگفتیم من مرهم نمیخواهم، من دوا نمیخواهم، من درد هشیارانه میکشم، من نمیخواهم قرص بخورم، من نمیخواهم مشروب بخورم، من نمیخواهم بروم مواد بکشم، من نمیخواهم به حرفهای ژاژِ ژاژدرمانگرها گوش بدهم. اینها مرهم هستند، اینها مرهمهایی است که ذهن به ما پیشنهاد میکند.........یک همانیدگی را بردار، یکی دیگر مشابهاش را آنجا بگذار، حالا عشقت را از این بردار، بگذار روی این. نه نه نه، این باورهای مال این دین خراب است، این را ترک کنیم برویم باورهای این دین را بگذاریم بهجای این!این چه حرکتی است؟! تو ذوقِ شکستن را ببین، تو شکسته شدی، اینهمه زحمت کشیدی که این باورها را بیندازی دور، فضا را باز کنی وصل بشوی به خداوند، با عقل او کار کنی، با صُنع او کار کنی، تو میخواهی فکر جدید بهوجود بیاوری. تو خلاق هستی، نه که این باور پوسیده را برداری بیندازی دور، یک باور پوسیدهٔ دیگر جایش بگذاری.آن کسی که باورهای پوسیدهاش را میاندازد دور، یک سری باور پوسیدهٔ دیگر جایش میگذارد، میخواهد منذهنی را حفظ کند. امر «لاٰتُلْقُوا» را گرفته به دستش، گفته این منذهنی نباید از بین برود. شما چه؟ شما ذوق شکسته شدن را میبینید؟ دنبال مرهم میگردید یا درد هشیارانه را تحمل میکنید؟ میگویید من باید این درد را بکشم، این چیز را از مرکزم ببرم بیرون، بعضی موقعها دردناک است، دنبال دوا نیستم.
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور♦️ذوق شکستن منذهنی♦️♦️درمان ژاژ و مرهم ذهنی♦️♦️جایگزینی باورها و همانیدگیها♦️💥بیت سیزدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس 💥 در آن اشکستگی او گر بدیدی ذوقِ اشکستننه از مرهم بپرسیدی نه جویایِ دوایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)🌷اگر ما فضا را باز کنیم خداوند دست منذهنی را کوتاه میکند.🌷مولانا میفرمایدخداوند دست منذهنی ما را میشکند!🌷شکستن دست منذهنی یعنی گرفتن توانمندیها و امکانات مخرب از منذهنی.🌷اگر ما ذوق این شکستن منذهنی را درک میکردیم،🌷هیچگاه به دنبال مرهم و درمانهای ژاژ نمیرفتیم.✅ برخی از موارد مرهم و درمانهای ژاژ 👇 🌷قرص و داروهای خاموش کننده هشیاری،🌷مواد مخدر و مشروبات الکلی،🌷صحبتها ژاژ و دلداریهای منهایذهنی،🌷جایگزینی هر گونه همانیدگی با یکدیگر مانند،🌷جایگزینی باورهای پوسیده،🌷جایگزینی اشخاص،✅ میفرماید کسیکه ذوق شکستن دست منذهنی را دارد به دنبال هیچکدام از موارد بالا نمیرود.👇👇
پخش برنامۀ شمارۀ ۱۴با اجرای یلدا مهدویموضوع: قصهٔ سلطان محمود و غلامِ هندودوشنبه ۱۷ اگوست ۲۰۲۶مصادف با ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۹:۳۰ به وقت ایران پخش برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارۀ یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود.)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E کانال روبیکا شبکه ۵ در لینک زیر: 🔗 Rubika.ir/GanjeHozourLive5🌎 اَپ گنج حضور (GanjeHozour2)تمامی برنامههای یلدا مهدوی در اپلیکیشنهای تلگرام، بله، روبیکا و گنجحضور قابل دسترسی هستند. میتوانید فایلهای صوتی، تصویری و پیدیاف ابیات را از این کانالها دانلود کنید.🌎لینک کانال تلگرام:t.me/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F0%9F%… کانال روبیکا:rubika.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live%F… کانال بله:ble.ir/YaldaMahdavi_GanjeHozour_Live
instagram.com/reel/DcHoSkGBvhX/%D8%B4%D9%… بعد از اینکه همه چیزتان را دادید، میگویید که بابا مردم چقدر بیچشم و رو هستند، همه چیزم را دادم بازهم طلبکارند، با من ذهنی دادید، میخواستید مالک بشوید، میترسیدید، از روی ترس دادید، از روی مالک بودن دادید، گفتید این فرزند مال من است، اگر این پول را بهش ندهم میرود دیگر به من زنگ نمیزند، بگذار نگهش دارم، اینها همه غلط است .غلطهای منذهنی است که ظاهرا مشخص نیست، من ذهنی اینها را بهصورت عشق ارائه میکند، نیست اینها عشق.عشق این است که از خودتان هم باید نگهداری کنید. شما باید وقتتان را بگذارید برای سلامتی خودتان، اگر شما تنها زندگی میکنید نمیشود یک غذای عالی بپزید فقط خودتان بخورید؟ گناه میشود؟ نه نمیشود.شما بهترین چیزها را، بهترین حالتها را، بهترین سلامتی را، بهترین شادی را در اوجش اول به خودتان روا بدارید، اگر به خودتان روا نمیداریم به دیگران هم روا نخواهید داشت.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✔️ گزیدهای از برنامه پیغامهای تلفنی ۳-۱۰۶۱، بخش دوم✨✨✨✨✨✨اطلاعات شبکه گنجحضور در ماهواره یاهست:Frequency: 11766Symbol Rate: 27500FEC: AUTOPOL: Vertical ✨✨✨✨✨✨برنامههای گنج حضور را در سایت زیر مشاهده فرماییدwww.parvizshahbazi.com.#گنج_حضور #پرویز_شهبازی #مولانا #خودشناسی #آگاهی
شما بعد از اینکه همه چیزتان را دادید، میگویید که بابا مردم چقدر بیچشم و رو هستند، همه چیزم را دادم بازهم طلبکارند، با من ذهنی دادید، میخواستید مالک بشوید، میترسیدید، از روی ترس دادید، از روی مالک بودن دادید، گفتید این فرزند مال من است، اگر این پول را بهش ندهم میرود دیگر به من زنگ نمیزند، بگذار نگهش دارم، اینها همه غلط است .غلطهای منذهنی است که ظاهرا مشخص نیست، من ذهنی اینها را بهصورت عشق ارائه میکند، نیست اینها عشق.عشق این است که از خودتان هم باید نگهداری کنید. شما باید وقتتان را بگذارید برای سلامتی خودتان، اگر شما تنها زندگی میکنید نمیشود یک غذای عالی بپزید فقط خودتان بخورید؟ گناه میشود؟ نه نمیشود.شما بهترین چیزها را، بهترین حالتها را، بهترین سلامتی را، بهترین شادی را در اوجش اول به خودتان روا بدارید، اگر به خودتان روا نمیداریم به دیگران هم روا نخواهید داشت.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✔️ گزیدهای از برنامه پیغامهای تلفنی ۳-۱۰۶۱، بخش دوم✨✨✨✨✨✨اطلاعات شبکه گنجحضور در ماهواره یاهست:Frequency: 11766Symbol Rate: 27500FEC: AUTOPOL: Vertical ✨✨✨✨✨✨برنامههای گنج حضور را در سایت زیر مشاهده فرماییدwww.parvizshahbazi.com.#گنج_حضور #پرویز_شهبازی #مولانا #خودشناسی #آگاهی
سلام بر عزیزانبه تازگی مجبور شدم برای تعمیرات از خانهٔ قبلی به خانهٔ جدیدی که قبلا در آن مستأجرانی زندگی میکردند نقل مکان کنم.در این نقل مکان، من در خود شناسایی کردم که به در و دیوار و کفپوش ساختمان جدید وسواس دارم و به قول ما، دلم نمینشست که به خیلی جاها دست بزنم و این آرامش مرا از من گرفته بود. با خودم گفتم این من ذهنی است که آرامش را از من گرفته و باید ببینم علت این ناآرامی در این مواقع چیست که گاها در مسافرتها نیز من این حالت را تجربه میکردم.با شناسایی خودم و همچنین دخترم که تاکید کردند روی این عیب مشترکمان، فهمیدیم که ما خودمان را از دیگران بهتر میدانیم و من بهترم من ذهنی دارد در آن زیر کار میکند.علّت ابلیس اَنَاخیری بدهست وین مرض، در نفسِ هر مخلوق هست(مولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۳۲۱۶)من تا حدودی موارد بهداشتی را رعایت کردم، اما بیشتر از آن برای فکرهای بیهوده و خودبرتر بینی من ذهنی بود. اگر همهٔ ما از جنس آن یک زندگی هستیم، دیگر اینقدر خراب کردن دل خود و احساس ناامنی از وضعیت بهداشتی، از وسواس و غم و سودای من ذهنی است، که در همه جا با من بهترم، آرامش را از ما سلب میکند. الان دورهٔ بهداشت است و همه تا حدود زیادی بهداشت را رعایت میکنند، دیگر اینهمه وسواس نشان دادن، از خرابکاری من ذهنی است. با این شناسایی الان که این متن را مینویسم آرامشم نسبت به این مسئله تا حدود زیادی به من برگشته، و از فضای جدیدم لذت میبرم و با آواز جیک جیک گنجشکان زیادی که هر روز صبح و شب روی درخت بلند بغل خانه میخوانند، لذتم چندین برابر میشود. 😍❤️با عشق و احترامفاطمهt.me/GanjeHozourMessages
سلام بر عاشقانهَیْبَتش بیداری و فِطنت دهد سهو و نسیان از دلش بیرون جهد (مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۰۹۸) در این بیت از دفتر پنج مولانا به من میگوید اگر بیماری به نام نسیان داری و مرتب خدا را فراموش میکنی یعنی یادت میرود فضا را باز کنی و از آنجا فکر و عمل کنی، بدان که دوای این درد تو در همان فضای گشوده شده است و راه دیگری وجود ندارد بزرگی و هیبت این فضا، یعنی بزرگی خود زندگی نسیان تو را به مرور در خودش حل میکند. در حالت همانیدگی، نسیان و فراموشی خداوند ناچار رخ خواهد داد اما اگر من از فاصله بین دو فکر آگاه باشم و بهجای سببسازی کردن، خودم را عادت دهم که هر چه بیشتر در این فاصله بین دو فکر بمانم و توجهم را به آنجا بگذارم، بهمرور دیگر در تعظیم خداوند یعنی فضاگشایی پیدرپی تهاون، یعنی سستی نمیکنم و این فضا در من لحظهبهلحظه باز و بازتر میشود.و استکمال تعظیم من بیشتر و بیشتر می شود. گرچه نسیان لابُد و ناچار بود در سبب ورزیدن او مختار بود (مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۱۰۳) که تَهاوُن کرد در تعظیمها تا که نسیان زاد یا سهو و خطا (مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۴۱۰۴)قدمی دیگر برای استکمال بخشیدن به تعظیم خداوند، خویشتن را خوار و خاکی داشتن است یعنی من ذهنی را نادیده گرفتن و بر حسب آن بلند نشدن و عمل نکردن، همچنین جدی گرفتن زندگی و بازی دانستن اتفاقات. چیست تعظیمِ خدا افراشتن؟خویشتن را خوار و خاکی داشتن(مولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۳۰۰۸) یار در آخر زمان کرد طرب سازیی باطن او جد جد ظاهر او بازیی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۳۰۳) این کوچک کردن من ذهنی کبر ما را کم میکند و با کمتر شدن کبر و غرور خشم ما نیز درمان می شود.جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شوگر نخواهی کبر را رو بی تکبر خاک شو(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۱۹۸) مولانا می گوید ابتدای این کبر و براساس آن رنجیدن و کینه ورزی و دشمنی از شهوت است. شهوت نیروی جاذبه همانیدگیهاست. پس اینجا یک چرخه وجود دارد که در هر حالت به همانیدگی میرسد. آیا من با من ذهنی میتوانم از این چرخه رها شوم؟ به وضوح پیداست نیرویی فراتر از ذهن باید باشد تا ما را از این چرخه درآورد و آن همان فضاگشایی است و به هر شکلی استکمال بخشیدن به تعظیم و همچنین کمک گرفتن از انسان فضاگشا و زنده به حضور که بتواند با دید ناظر و ارتعاش عشقی ما را به ارتعاش زندگی در آورد و همچنین با حزم خودمان به وسیله قرین شدن با تکرار کلام این بزرگان میتوانیم تا حدودی از این چرخه خود را بیرون بکشیم و یا سرعت آن را کم کنیم. اما این کار صبر میخواهد. مخصوصا اگر در سنین بزرگسالی روی خود کار میکنیم، حرکت در این چرخه به وسیلهٔ فکر، در ما خیلی تندتر است و باید با تکرار ابیات بزرگی مانند مولانا این حرکت را کند و کندتر کنیم.ما به خوردن گل همانیدگیها عادت کردهایم و این سبب شده اگر کسی بخواهد به ما کمک کند تا ما را از این عادت آزاد کند بدمان بیاید و با او دشمن شویم. بنابراین حرف بزرگان به ما برمیخورد و نمیتوانیم از این یاریگران مهربان خود کمک بگیریم. همینطور میبینیم ما با اطرافیانمان مثل همسر و فرزندانمان، پدر و مادر و یا افراد دیگر که با آنها قرین هستیم سازگاری نداریم، چون آنها هم دست زندگی هستند و در اتفاقات میخواهند ما را به عیبهایمان آگاه کنند اما ما آنها را مقصر میدانیم.ابتدایِ کبر و کین از شهوت استراسخیِّ شهوتت از عادت است(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۴۵۸)چون ز عادت گشت مُحْکَم خویِ بَدخشم آید بر کسی کِت واکَشَد(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۴۵۹) وآن گنه در وی ز جنسِ جُرمِ توست باید آن خُو را ز طبعِ خویش شُست (مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۱۵۲) بنابراین بزرگان با ارتعاش عشقی و دل عدم شده و پاکشان که به زندگی ارتعاش میکند میخواهند بدون کشیدن دردهای زیاد ما را آزاد کنند و اطرافیانمان را نیز زندگی در کنارمان قرار می دهد تا در وضعیتها و اتفاقات آنها با نشان دادن عیبهای ما به ما، ما را بیدار کنند اما ما نه به بزرگان روی میآوریم و با زبان خوش خوهای بد خود را ترک میکنیم و نه با اطرافیانمان سازش داریم. ما آنها را مقصر همه دردها و ناکامیهایمان میدانیم.فاطمهt.me/GanjeHozourMessages
دنبالۀ جبر و قَدَر، بیت دوازدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس✅جناب شهبازی👇تو توانایی تغییر دادن خودت را داری. اگر وضعت بد است میتوانی تغییر بدی خودت را، وضعیت را تغییر بدی. فکرهایت را عوض کنی، زندگیات عوض میشود. بنابراین این مشیّت الهی نبوده که تو بدبخت بشوی، بیچاره بشوی.یا در ذهن، ما در خوف و رجا هستیم. در خوف و رجا یعنی، خوف یعنی ترس، رجا یعنی امید. شما این فکر را میکنید، امیدوار میشوید، ها! با این شخص ازدواج میکنم؟ این خانه را میخرم؟ این پست گیر من میآید؟ واقعاً این معامله را میتوانم بکنم؟ یکدفعه یک علائمی میآید فکرهایی میکنی، میگویی که آره مقدور است. این امید است. یکدفعه یک فکرهایی میکنی میترسی، نه از دستم رفت. یک لحظه خوف، یک لحظه رجا، یک لحظه. این خوف و رجای ذهنی ما را نابود میکند.یک خوف و رجای دیگری هست، آن در حالتی است که ما فضا را باز میکنیم. خوفش این است که میترسی فضا بسته بشود، مواظبی. رجایش رجای باغبان است، امید. یک باغبان درخت را میکارد مطمئن است که رشد خواهد کرد و سیب خواهد داد. شما آن امید را پیدا میکنید، امید ما بهعنوان فضاگشایی و زندگی، امید باغبان است. ترس ما هم یک حالت احتیاط دارد، ترس نیست، حالت پرهیز و صبر دارد، حزم دارد، مواظبت دارد که من اگر این فضا را ببندم، آه! افتادم به منذهنی، افتادم به جبر و قَدَر.پس قَدَر معنیاش این است که این فکری که تو میکنی، این تقدیر الهی است که بدبخت باشی، این غلط است، این انتخاب خودت بوده. خداوند هیچ موقع این انتخاب را، این تقدیر را برای کسی ننوشته که برود بدبخت بشود، درد بکشد، همچون چیزی نیست، انتخاب خودش است. مولانا میگوید انتخاب خودت است، برای اینکه نگذاشتی شکستهبندِ اصلی، ساق و دستِ منذهنی را بشکند و دوباره ببندد.و در جای دیگر گفته آن کسی باید بشکند که بلد است بستن را، این فقط خود زندگی است. یعنی منذهنی بشکند، بلد نیست ببندد. بنابراین آدمها را نباید زیر فشار قرار داد. منهای ذهنی را نباید زیر فشار منذهنی قرار داد بشکند، این را دیگر نمیشود ترمیم کرد و ما این کار را میکنیم. به زور آدمها را میخواهیم عوض کنیم. به زور باید این کار را بکنی، به زور حق با من است. ما نمیتوانیم ترمیم کنیم. فقط زندگی است که میتواند بشکند و میتواند ببندد، والسّلام.انسان با منذهنی هیچ، نه میتواند بشکند، بشکند هم نمیتواند ترمیم کند. بشکند از بین میبرد. درست است؟
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور♦️جبر و قدر♦️ ♦️سرنوشت ما به دست خودمان است♦️♦️آیا مشیت الهی باعث بیچارگی ما شده است؟♦️♦️تفاوت بین دو نوع خوف و رجاء♦️ 💥بیت دوازدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس 💥 وگر جبّار بربستی شکسته ساق و دستش رانه در جبر و قدر بودی، نه در خوف و رَجایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)🌷منظور از جبار در اینجا خداوند است.🌷میفرماید اگر ما اجازه میدادیم که خداوند دست و پای منذهنی ما را میشکست و میبست، 🌷ما دیگر به جبر و قَدَر منذهنی نمیرفتیم. 🌷در واقع ما در منذهنی معتقدیم که سرنوشت ما توسط خداوند رقم خورده است. 🌷ولی مولانا میفرماید:نه، سرنوشتت را در این لحظه خودت تعیین میکنی. 🌷فقط باید با فضاگشایی بگذارید خداوند از طریق شما فکر بکند.🌷اگر منقبض شویم و سرنوشت را به دست منذهنی بسپاریم،🌷منذهنی ما را مجبور میکند از طریق همانیدگیها فکر کنیم،🌷و جهنم برای خودمان بیافرینیم. و بگوییم این جبر است و برای ما چنین مقدّر شده است. 🌷در حالیکه ما اراده آزاد داریم و میتوانیم بگذاریم خداوند از طریق ما فکر و عمل کند.🌷در آن صورت میفهمیم ما توانایی تغییر دادن خودمان را داریم.👇
دنبالۀ جبر و قَدَر، بیت دوازدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس✅جناب شهبازی👇تو توانایی تغییر دادن خودت را داری. اگر وضعت بد است میتوانی تغییر بدی خودت را، وضعیت را تغییر بدی. فکرهایت را عوض کنی، زندگیات عوض میشود. بنابراین این مشیّت الهی نبوده که تو بدبخت بشوی، بیچاره بشوی.یا در ذهن، ما در خوف و رجا هستیم. در خوف و رجا یعنی، خوف یعنی ترس، رجا یعنی امید. شما این فکر را میکنید، امیدوار میشوید، ها! با این شخص ازدواج میکنم؟ این خانه را میخرم؟ این پست گیر من میآید؟ واقعاً این معامله را میتوانم بکنم؟ یکدفعه یک علائمی میآید فکرهایی میکنی، میگویی که آره مقدور است. این امید است. یکدفعه یک فکرهایی میکنی میترسی، نه از دستم رفت. یک لحظه خوف، یک لحظه رجا، یک لحظه. این خوف و رجای ذهنی ما را نابود میکند.یک خوف و رجای دیگری هست، آن در حالتی است که ما فضا را باز میکنیم. خوفش این است که میترسی فضا بسته بشود، مواظبی. رجایش رجای باغبان است، امید. یک باغبان درخت را میکارد مطمئن است که رشد خواهد کرد و سیب خواهد داد. شما آن امید را پیدا میکنید، امید ما بهعنوان فضاگشایی و زندگی، امید باغبان است. ترس ما هم یک حالت احتیاط دارد، ترس نیست، حالت پرهیز و صبر دارد، حزم دارد، مواظبت دارد که من اگر این فضا را ببندم، آه! افتادم به منذهنی، افتادم به جبر و قَدَر.پس قَدَر معنیاش این است که این فکری که تو میکنی، این تقدیر الهی است که بدبخت باشی، این غلط است، این انتخاب خودت بوده. خداوند هیچ موقع این انتخاب را، این تقدیر را برای کسی ننوشته که برود بدبخت بشود، درد بکشد، همچون چیزی نیست، انتخاب خودش است. مولانا میگوید انتخاب خودت است، برای اینکه نگذاشتی شکستهبندِ اصلی، ساق و دستِ منذهنی را بشکند و دوباره ببندد.و در جای دیگر گفته آن کسی باید بشکند که بلد است بستن را، این فقط خود زندگی است. یعنی منذهنی بشکند، بلد نیست ببندد. بنابراین آدمها را نباید زیر فشار قرار داد. منهای ذهنی را نباید زیر فشار منذهنی قرار داد بشکند، این را دیگر نمیشود ترمیم کرد و ما این کار را میکنیم. به زور آدمها را میخواهیم عوض کنیم. به زور باید این کار را بکنی، به زور حق با من است. ما نمیتوانیم ترمیم کنیم. فقط زندگی است که میتواند بشکند و میتواند ببندد، والسّلام.انسان با منذهنی هیچ، نه میتواند بشکند، بشکند هم نمیتواند ترمیم کند. بشکند از بین میبرد. درست است؟
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور♦️جبر و قدر♦️ ♦️سرنوشت ما به دست خودمان است♦️♦️آیا مشیت الهی باعث بیچارگی ما شده است؟♦️♦️تفاوت بین دو نوع خوف و رجاء♦️ 💥بیت دوازدهم غزل ۲۵۲۱ دیوان شمس 💥 وگر جبّار بربستی شکسته ساق و دستش رانه در جبر و قدر بودی، نه در خوف و رَجایستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)🌷منظور از جبار در اینجا خداوند است.🌷میفرماید اگر ما اجازه میدادیم که خداوند دست و پای منذهنی ما را میشکست و میبست، 🌷ما دیگر به جبر و قَدَر منذهنی نمیرفتیم. 🌷در واقع ما در منذهنی معتقدیم که سرنوشت ما توسط خداوند رقم خورده است. 🌷ولی مولانا میفرماید:نه، سرنوشتت را در این لحظه خودت تعیین میکنی. 🌷فقط باید با فضاگشایی بگذارید خداوند از طریق شما فکر بکند.🌷اگر منقبض شویم و سرنوشت را به دست منذهنی بسپاریم،🌷منذهنی ما را مجبور میکند از طریق همانیدگیها فکر کنیم،🌷و جهنم برای خودمان بیافرینیم. و بگوییم این جبر است و برای ما چنین مقدّر شده است. 🌷در حالیکه ما اراده آزاد داریم و میتوانیم بگذاریم خداوند از طریق ما فکر و عمل کند.🌷در آن صورت میفهمیم ما توانایی تغییر دادن خودمان را داریم.👇
📺 اطلاعیه پخش زنده برنامههای اعضای گنج حضور⏰ همه ساعتها به وقت ایران میباشند.🗓 برنامهها هر دو هفته یکبار اجرا میشوند. شنبه🕟 ۱۶:۳۰ — با اجرای خانم فریده مقصودی | شبکه ۵🕡 ۱۸:۳۰ — با اجرای آقای پویا مهدوی | شبکه ۵🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای آقای آیدین جودت | شبکه ۵🕤 ۲۱:۳۰ — با اجرای خانم زهره چاوشی | شبکه ۵یکشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای خانم پریسا شوشتری | شبکه ۲ یا ۵دوشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای خانم یلدا مهدوی | شبکه ۵پنجشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای آقای دکتر فرشید فرگاهی | شبکه ۵جمعه🌅 ۷:۳۰ صبح — با اجرای خانم سارا احسانی | شبکه ۵
🗒 کانالهای تلگرام اعضای گنج حضور🟣خانم پریسا شوشتری - پیامهای معنویt.me/ParisaShooshtari_TelMessages🟢خانم پریسا شوشتری - ویدئوهای کوتاهِ معنویt.me/ParisaShooshtari_ShortVideos_Fa⚫️ خانم زهره چاوشیt.me/zohreh_chavoushi🟠خانم مرجان فرخسرشتt.me/Marjan_Farokhseresht🔵 خانم لیلا پیرهادیt.me/leila_pirhadi1 🟡 خانم یلدا مهدویt.me/YaldaMahdavi_GanjeHozour🔵 خانم پروین t.me/parvinmessages🟣 آقای فرهنگ از رشتt.me/MrFarhangMessages🟢 آقای صادق از ایلامt.me/MrSadeghMessages🟤 آقای شاپور عبودیt.me/ShapourAboudi🟠 خانم فریده از هلندt.me/faride_maghsudi🔴 خانم اکرم از قزوینt.me/MsAkramMessages🔵 خانم اعظمt.me/MsAzamMessages⚫️ خانم آیدا t.me/MsAidaMessages🟢 خانم سارا احسانی از آلمانt.me/SaraEhsani_GanjeHozour🟤 خانم شببو سلیمیt.me/ShabboSalimi_GanjeHozour🔴آقای پویا مهدویt.me/Mahdavi_Pouya🔴 خانم شهناز احمدیt.me/ShahnazAhmadi_GanjeHozour🟢 خانم مریم زندیt.me/ganjehozour_MaryamZandi🔴 خانم فرزانه رضایی t.me/Farzaneh_GanjeHozour🟣 خانم فرح نیکانt.me/RumiSchoolofLove🟠 آقای مهران لطفیt.me/khishnegari_ba_masnavi
غم و سودااگر یارِ مرا از من غم و سودا نَبایستیمرا صد در دکان بودی، مرا صد عقل و رایستیمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۲۱مولانا میگوید ما هر لحظه به جای تجربهٔ زندگی تجربه غم و سودای همانیدگی ها را میکنیم. در حالیکه شادی، اصل و ریشه ماست. شادییِ که از فضای گشوده شده و فاصلهٔ دو فکر میآید.چون فرو گیرد غمت، گر چُستیایزآن دَمِ نومیدْکن وا جُستیایگفتیاش: ای غصهٔ مُنکِر به حالراتبهٔ اِنعامها را زآن کمال گر به هر دَم نهات بهار و خرّمیستهمچو چاشِ گُل تنت انبارِ چیست؟ چاشِ گُل، تن، فکرِ تو همچون گلابمُنکِر گُل شد گلاب، اینت عُجابمولوی، مثنوی، دفتر ششم، از بیت ۱۸۲۳راتبه: دائم، ثابت، مستمریچاش: غلّهٔ پاک کرده، خرمن کوفته، در اینجا مطلق خرمنعُجاب: چیز عجیب و شگفتانگیزمولانا میگوید اگر چُست باشی، در هنگام آمدن غم، فضاگشایی میکنی و از او سوال میکنی که این دمِ ناامید کننده و انقباض چییست؟ چرا غم به مرکزم آمده؟. مولانا میگوید از غم سوال کن: ای غصه ای که زندگی و شادی را منکر میشوی، مستمری من از زندگی فقط شادی است، پس این غم چییست؟ این انکار چیست؟مولانا میگوید، دم به دمِ ما بهار و خرمیست و تمام وجود ما انبار گُل است.و مگه نه اینکه گلاب را از گُل میگیرند، پس این خیلی عجیب است که فکر بصورت گلاب بخواهد اصل و ریشه خودش را منکر بشود.پس نتیجه اینکه هر موقع که براساس منذهنی فکر و عمل میکنیم در واقع داریم اصلِ خودمان را انکار میکنیم. و این کار ناسپاسی ماست.چونکه غم بینی، تو استغفار کنغم به امرِ خالق آمد، کار کن استغفار: معذرتخواهی، طلبِ بخشش و مغفرت کردنمولوی، مثنوی، دفتر اول ، بیت ۸۳۶پس اگر این غم خودش را بصورت انکار خداوند نشان داد، استغفار کن، فضا را باز کن و حتی غم را در آغوش بگیر و بگو من تو نیستم. من، منذهنی و غمهایش نیستم.این غم به امر خالق آمده و پیامش این است که، باید روی خودم تمرکز کنم، روی شادیِ بی سببیِ، که اصل و ریشه من است.زآنکه بی لذّت نرویَد هیچ جزوبلکه لاغر گردد از هر پیچْ جزو(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۹۸)پس نتیجه اینکه هیچ جزوی در جهان نیست که بر اساس شادی از عدم پدید نیامده باشد. اما در اثر همانیده شدنِ انسان، شادی بی سبب از بین رفته و تبدیل به شادی با سبب شده که نتیجهی اون همین غم و سودا شده است که در غزل ۲۵۲۱ مولانا از آن صحبت میکند.از کَپیخویانِ کفران کَهْ دریغبر نَبیخویان نثارِ مِهر و میغ(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۸)کَپیخو: بوزینهصفتکَهْ: کاهمِهر: خورشیدمیغ: ابربه همین دلیل دچار ناسپاسی و ناشکری شدیم. بوزینه صفت منذهنی دچار فراموشی شده که به جای فضاگشایی فضابندی میکند و غم و درد را تجربه میکند. منذهنیِ که حتی کاه هم برای او زیادی است.با سپاس ❤️از برنامه ۱۰۶۱فریده از هلندt.me/GanjeHozourMessages
آموختههای از گنج حضورفاطمه از ساریt.me/GanjeHozourMessages
⭐️قهر سرکه،لطف همچون انگبین⭐️⭐️کاین دو باشد رکن هر اسکنجبین⭐️✍️مولوی،مثنوی،دفترششم،بیت ۱۸✍️قهر😠 به معنی مقاومت🥶 و فضابندی خاصیت های من ذهنی ست👹 که مانند سرکه🥃است و لطف خدا💫مانند عسل🍯برای درست کردن شربت🥤 سکنجبین این دو مواد🫕 اولیه اش هستند.🎉روژا۸ ساله😀 از پیرانشهر❤️t.me/GanjeHozourMessages
فتوکلیپ خوانش ابیات برنامهٔ ۱۰۰۰ گنج حضور( فایل با حجم کاهشیافته)خانم فرشته کارگروه نکات برگزیدهt.me/GanjeHozourabyat
🔸خوانش غزل شمارهٔ ۲۵۲۱دیوان شمس مولاناموضوع برنامهٔ ۱۰۶۱گنج حضورجناب شهبازی گرامی 0:00خانم لیلا مظاهری 4:11خانم فرشته عاصمآبادی 10:41خانم سرور عقیلی 15:48خانم ناهید ولیزاده 20:17خانم اعظم حشمتیفر 25:54خانم سارا شیروانی 29:50خانم فرزانه اخوان 34:34خانم شهربانو کردی 41:40خانم رز سلطانی 45:48خانم مهدیه حیدرآبادی 49:55کارگروه نکات برگزیدهt.me/GanjeHozourabyat
📕 بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی(هجونامه منتسب به فردوسی)📌 هرکسی که ایرانی است و میگوید من ایرانی هستم، حالا هر زبان محلی هم که دارد داشته باشد، ولی فارسی را باید خوب بلد باشد. خوب یعنی خوب، خیلی خوب، نه معمولی. آن موقع میتواند مولانا را بفهمد.(آقای پرویز شهبازی، برنامهٔ ۱-۹۳۱)✍🏼 درست بنویسیم. غزا: جنگغذا: خوراکقضا: اتفاق، سرنوشت، تقدیر، قضاوتگروه متن آقای زارعپور. Parvizshahbazi.comt.me/GanjeHozourMessages
با سلاممژده به والدین عزیز:ثبتنام کلاس جدید:کلاسهای آموزش خواندن و نوشتن فارسی در اروپا از طریق آنلاین برگزار میشود.برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر لطفآ با شماره تلفن زیر و یا با پشتیبانی گنج حضور تماس بگیرید.0049-1636658831🔗t.me/Madaran_Eshgh
ابیات تبدیلکننده «قسمت چهارم»خانم نصرت از سنندجt.me/GanjeHozourMessages
____⚜️آیهی «۱۴»⚜️««و اگر دشمنان دین از اطراف به شهر و خانههایشان از پی غارت، هجوم آرند و آنها تقاضای بازگشت به شرک و کفر کنند، آنان اجابت خواهند کرد، در صورتی که اندک زمانی بیش در مدینه با آن کفر و شرک، زیست نخواهند کرد.»»▪️و اگر افکار ذهن خودمان و گفتار دیگران در اطراف حضور ناظر ما، در هنگام امتحان بیایند و بخواهند ما را به سمت کفر ذهن، یعنی سبب سازی و آوردن چیزها به مرکز بکشانند، ما اجابت خواهیم کرد، درصورتی که نمیدانیم با آن کفر و سبب سازی ذهنی نمیتوانیم در فضای گشوده شده باقی بمانیم و باز در گرداب ذهن و جسم خواهیم افتاد.⚜️ آیهی «۱۵»⚜️««و آن منافقان از این پیش با خدا عهد محکم بسته بودند که به جنگ پشت نکنند و خلق بر عهد خدا مسئول خواهند بود»»▪️ما هم در زمان الست و نیز هنگامی که به زبان گفتیم به خدا ایمان آوردیم و پا در راه بیداری گذاشتیم، با خدا عهد کردیم که از جنس جسم نشویم و با او یکی باشیم و از مصاف و جنگ با ذهن نگریزیم، در برابر این عهد مسئول هستیم.⚜️آیهی «۱۶»⚜️««ای رسول، منافقان را بگو اگر از قتل یا مرگ فرار میکنید (آن فرار هرگز به نفع شما نیست)، چه آنکه اندک زمانی بیش از زندگی کامیاب نخواهید شد.»»▪️اگر شما از مرگ من ذهنی فرار میکنید و مدام آن را به بهانههایی عقب میاندازید، بدانید که به نفع شما نیست، چون اندک زمانی بیش در این ذهن کامیابی مصنوعی و کاذب بر حسب همانیدگی های گذرا نخواهید داشت و به زودی خزان آنها فرا خواهد رسید.⚜️آیهی « ۱۷»⚜️«« ای رسول به آنها بگو اگر خدا به شما ارادهی بلا و شّری کند یا ارادهی لطف و رحمتی فرماید، آن کیست که شما را از ارادهی خدا به خیر و شر، منع تواند کرد؟ و هرگز خلق را جز خدا یار و یاوری نخواهد بود.»»▪️خداوند قادر مطلق است و هیچ جنبندهای از حیطهی مشیّت او خارج نیست، آیا تو با تدابیر ذهن و عقل ناقصت میخواهی جلوی بلایی که او حکم کرده است را بگیری؟ و یا مدام در ترس از دست دادن یا آسیب و گزند به لطف و رحمتی که اراده کرده است به تو عطا کند باشی، چه کسی میتواند مانع کار او شود؟ پس این سبب سازی و تدبیر اندیشی ذهن چیست؟ به خداوند توکل کن، نترس و تدبیر خود را بینداز.⚜️آیهی«۱۹»⚜️««و آنها را چنان بینی که از شدت دَوَران میزنند، نگاه میکنند مانند کسی که از سختی مرگ، حال بیهوشی به او دست دهد و باز وقتی که جنگ و خطر برطرف شد( فتح و غنیمتی به دست آمد)، سخت با زبان تند و گفتار خشن و با کمال حرص و بخل، مطالبهی غنیمت میکنند، اینان هیچ به خدا ایمان نیاوردهاند، خدا اعمالشان را ( چون همه ریا است) نابود میگرداند و این بر خدا آسان است.»»▪️کسانی که در هنگام امتحانات الهی از مصاف با من ذهنی میگریزند و اجازه میدهند ذهن بر آنها چیره شود، در هنگام اتفاقاتی که برای ذهن ناگوار است ترسان میشوند، ولی هنگامی که آن اتفاق ناگوار ( ریب المنون) از آنها رفع شد، باز من ذهنی مغرور میشود و با حرص و حسادت و پررویی تمام از خداوند طلبکار هستند و مطالبهی چیز های مادی این جهان را میکنند، خداوند اعمال چنین کسانی را که به ظاهر به حضور زنده شدهاند و ذهنشان مرده است ولی در هنگام مصاف میگریزند و نمیخواهند ذهنشان بمیرد را به آسانی نابود میکند.فاطمه از اندیمشکt.me/GanjeHozourMessages
موضوع: توجه خداوند به زندگی من چطور صورت میگیرد؟چو طریق بسته بودهست و طمع گسسته بودهستتو برآ بر آسمانها، بگُشا طریق و مذهبمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۰۱توجه خداوند زمانی به من جلب میشود که شروع کنم و به ذهن بمیرم.هیچ راه دیگری ندارد. با مظلوم نمایی و گرفتن توجه مردم و با زرنگ بازی نمیتوانم توجه خداوند را جلب کنم، غیراز شناسایی عیب ها،انداختن همانیدگی ها اقرار به بی مسئولیتپذیریهای خودم هیچ راه دیگری ندارم زیرا خداوند آگاه است و از کسانی که حضور ندارند و غایب هستند باخبر است.از غصه های دم به دم من آگاه است؛ قلم خداوند نسبت به سزاواری من مینویسد،به شایستگی من نگاه میکند .چه میزان مقاومت دارم؟چه میزان قضاوت میکنم؟اگر زیاد باشد، این قلم جوهرش قطع میشود و زندگی در درون من خشک می شود.ولی اگر فضا را باز کنم و بگذارم قلب من وسعت بگیرد قلم زندگی به بهترین نحو ممکن برایم مینویسد.باید هوشیار باشم ونگذارم من ذهنی نیروهایش را در من نصب کندو آنها را به من اعمال کند.این نیروها چیست؟این نیروها، نیروی ترس،درد ،کینه ،رنجش و فکر های پی در پی من من است.نباید بگذارم اين فكرها وصل به من ذهنی شوند وخرد زندگی در درون من از کار بیندازد.اگر مطابق فکر های من ذهنی فکر و عمل کنم یعنی سرنگون و بدبخت شدناول باید شروع کنی و اعتراف کنی که عیب وایراد داری.من عیب دارم و اعتراف به عیب هایم بزرگی و آزادی من است اگر اینگونه آبروی حیثیت بدلی من ذهنی برود تازه بینا می شوم و به بهشت این لحظه وصل میشوم.قطع شدن افکار پی در پی همانا ، وصل شدن به بهشت این لحظه همانا( تو بر آ بر آسمانها بگشا طریق و مذهب)با احتراممریم افشار از مشهد
چطور از «اسب چوبین» پیاده شویم؟ «اسب چوبین» همین من ذهنی است، با نچسبیدن با از دست دادن.ما تا چیزی را از دست ندهیم، چیز خوبی به دستمان نمیآید. ما چسبیدیم به باورها، الگوهای عمل من ذهنی و فکر بعد از فکر آنها. باید بخواهیم از دست بدهیم .شما اگر حواستان به خودتان باشد میفهمید که باید چه چیزی را از دست بدهید و چه چیزی را بدست بیاورید و آنی که باید از دست بدهید دستتان را از آن بشویید و بگذارید برود.شما کنترل را از دست ندهید به آزادی نمیرسید. شما اگر راحتی و تنبلی من ذهنی را از دست ندهید، موفقیت به دست نمیآید.شما اگر به من ذهنی نمیرید، بهشت در این دنیا گیرتان نمیآید. شما جهنم را ترک نکنید نمیتوانید بروید به بهشت. دیو چو بیرون رود فرشته در آید. بگذارید برود.هنر از دست دادن را یاد بگیرید.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
شما بعد از اینکه همه چیزتان را دادید، میگویید که بابا مردم چقدر بیچشم و رو هستند، همه چیزم را دادم بازهم طلبکارند، با من ذهنی دادید، میخواستید مالک بشوید، میترسیدید، از روی ترس دادید، از روی مالک بودن دادید، گفتید این فرزند مال من است، اگر این پول را بهش ندهم میرود دیگر به من زنگ نمیزند، بگذار نگهش دارم، اینها همه غلط است .غلطهای منذهنی است که ظاهرا مشخص نیست، من ذهنی اینها را بهصورت عشق ارائه میکند، نیست اینها عشق.عشق این است که از خودتان هم باید نگهداری کنید. شما باید وقتتان را بگذارید برای سلامتی خودتان، اگر شما تنها زندگی میکنید نمیشود یک غذای عالی بپزید فقط خودتان بخورید؟ گناه میشود؟ نه نمیشود.شما بهترین چیزها را، بهترین حالتها را، بهترین سلامتی را، بهترین شادی را در اوجش اول به خودتان روا بدارید، اگر به خودتان روا نمیداریم به دیگران هم روا نخواهید داشت.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
بنام زندگى با سپاس از مولاناى جان و آقاى شهبازى عزيز و ياران عشقىبر گرفته از فرمايشات آقاى شهبازى عزيز در برنامه ۱۰۶۱و گر خضری در اشکستی به ناگه کشتی تن رادر این دریا همه جان ها چو ماهی آشنا یستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)اگر کشتی تن را بشکنیم جاودانه شده ایم و نماد خضر هستیم.یک خضر قوی مثل مولانا می تواند تن ها و من های ذهنی را بشکند.اگر ذهن ما بشکند جان ما خودش شنا در دریای یکتایی را بلد است، یعنی بدون من ذهنی همه انسانها می توانند زندگی را عالی اداره کنند.هر چه فضا بیشتر باز شود متوجه می شویم بدون من ذهنی زندگی بهتر خواهد بود.به جای هر سوالی در من ذهنی فقط فضا را باز کنیم، یواش یواش شناسایی بصورت ناظر بالا می آید، چگونه این را فضا نشان می دهد، مسئله و مانع و دشمن و درد کمتر ایجاد می کنیم و خلاقیت ما ساختار های شاد می سازد.خواندن ابیات یک نوع حزم است، افکار خراب کننده را شناسایی می کنیم و طرفش نمی رویم.با سپاس شهلااز اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
مریم ضیایی از فولادشهر (تشخیصِ من ذهنی از منِ اصلی)🕊🦋t.me/GanjeHozourMessages
با سلام انصتو را گوش کن خاموش باش چون زبانِ حق نگشتی گوش باش(مولوی،مثنوی معنوی،دفتر دوم، بیت ۳۴۵۶)من ذهنی:👇👇👇این موجود نرم و بیصدا. همان است که سهروردی اسمش را گذاشت: وهمِ(توهم سارق)و ابنعربی فرمود:«ما عبد الناسُ شیئاً کعبادتهم أوهامَهم»هیچ چیز را مثل خیالهایشان پرستش نکردند.من ذهنی چه میکند؟ریلگذاری میکند، آنقدر ماهرانه و بیصدا، که انسان معنوی خیال میکند دارد میفهمد.درحالیکه دارد بازی داده میشود.من ذهنی، همه چیز را شخصی میکند. چطور؟-هر حادثهای را به من ربط میدهد.-هر حرفی را دربارهٔ من تفسیر میکند.-هر رفتاری را نشانه میبیند.-هر سکوتی را حملِ بر من میکند.این همان انانیت پنهان است.من ذهنی بهترین زندانبان است.چیزی که عرفای ما هزار سال پیش گفتند:النفس أمّارة، والذهنُ وزیرُهانفس فرمان میدهد، من ذهنی اجرا میکند.-با ظرافت.-با رنگ حقیقت.-با چاشنی عقلِ جز.-با نَفَس استدلال.اما همهٔ اینها برای چیست؟برای اینکه من از یکتایی جدا بمانم و در دوگانگی اسیرشوم.من ذهنی سه مکر اصلی دارد:۱. مکر تفسیر👇هرچه میبینم، معنای شخصی میگذارد.تا در «من و غیر من» بمانم.در این دام، وحدت گم میشود.۲. مکر ترس👇فقط کافیست راهی را انتخاب کنم، که قدمش من را به سمت مرکز عدم ببرد.من ذهنی فوراً میگوید:نکند اشتباه میکنی؟نکند خیالاتی شدهای؟نکند غرور گرفتهای؟این همان دیو «شک و تردید» است۳. مکر قضاوت👇من ذهنی عاشق مقایسه است.چون مقایسه یعنی دوگانگی. و دوگانگی یعنی سقوط ازعالم وحدت.و سقوط یعنی قدرتِ من ذهنی.وقتی انسان معنوی میخواهد از عالمِ کثرت همان من ذهنی عبور کند و وارد مرکز عدم شود.یعنی وارد منطقهای که در آن دوگانگی نیست. من و تو نیست.تفاوتِ بیننده و دیدهشونده کمرنگ میشود.من ذهنی بلافاصله میگوید: نه، نرو! اینجا خطرناک است! چرا؟چون من ذهنی، در عالم وحدت نمیمیرد. اما بیاثر میشود. و او از بیاثری میترسد.اما من ذهنی گاهی چنان روحانی میشود. که حتی تجربههای لطیف را هم مصادره میکند.مثلاً میگوید:تو به جایی رسیدهای (پندار کمال)تو انتخاب شدهای(من میدانم)تو برتر از دیگرانی(خودنمایی)شیطان نماینده من ذهنی هم به خاطر همین گمان، سقوط کرد.نه به خاطر بینمازی و بیذکری.من ذهنی اگر ببیند از او عبور میکنیم. مثل یک فرماندهٔ شکستخورده. به آخرین سنگرش پناه میبرد. سنگر من.یعنی👇👇👇همهچیز را دوباره برمیگرداند به من.-به شخصیت من.-به آبروی مصنوعی من و ترس از قضاوت و ترس از تاییدنشدن.-به برداشتها.-به اینکه دیگران چه فکر میکنند؟-به اینکه پیر دربارهات چه میگوید؟و من از این طریق👇👇👇دیگر نمیتوانم به وحدت وجودم قدم بگذارم.من ذهنی، مرزبان عالم کثرات است. و حقیقت ما ، شاهِ عالم وحدت است.انسان معنوی اگر بخواهد بالا برود. باید من ذهنی را بشناسد. نه با جنگ. بلکه شناخت.با دیدن بازیاش و جدی گرفتن هایش.با بیتوجهی به صحنهسازیهایش.وقتی من ذهنی فهمید که من👇👇👇نور را از سایه تشخیص میدهم.دیگر بازی نمیکند. و آن وقت راه باز میشود.به مرکز عدم وارد میشوم با فضاگشایی.از هر جهتی تو را بَلا داد تا باز کَشَد به بی جهاتت (مولوی مثنوی معنوی،غزل شمارهٔ ۳۶۸)و به آن قبلهای که درون من هست.نه در جهت جغرافیا. که در جهتِ نگاه خداوند که بی جهتیست.چون که عاشق اوست تو خاموش باش او چو گوش ات می کَشَد تو گوش باش (مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۱۷۴۲)این گُلِ گویاست پُر جوش و خروشبلبلا ترکِ زبان کن ،باش گوش (مولوی،مثنوی معنوی،دفتر ششم،بیت۱۸۱۶)مریم ضیایی از فولادشهر👇t.me/GanjeHozourMessages
با سلام و احترام خدمت اعضای محترم گنج حضورضمن سپاس فراوان از زحمات جناب آقای شهبازی عزیز و یاران گنج حضور، میتوان زایش فکرها را به تولید حباب تشبیه کرد؛ گویی «منِ ذهنی» همچون پسربچهای با حبابساز، پیوسته در حال تولید حبابهای فکر است.برای حضور در لحظهٔ اکنون، باید با سوزن فضاگشایی این حبابهای فکری را ترکاند تا دریابیم که فکرهای ما ارزش ذاتی ندارند و تنها ما را از حضور در میخانهٔ لحظهٔ اکنون و اتصال با زندگی غافل میکنند. پس بیدرنگ، با سوزن فضاگشایی، حبابهای فکر را پیش از آنکه گسترش بیشتری پیدا کنند، در فضای خلأ لحظهٔ اکنون بترکانیم.فُرجهٔ صندوق نَو نَو مُسْکرِ استدر نیابد کو به صندوق اندر استمولوی، مثنوی معنوی، دفتر ۶، بیت ۴۵۱۶با سپاس قدرت از مشهد🌹t.me/GanjeHozourMessages
استاد عزیز و گرامی، با درود و سپاس از دل شانزده سال است که در مسیر گنج حضور قدم میزنم و هر روز بیشتر میفهمم که این راه، راهِ لطف است نه تلاش.از روزی که قانون جبران را با صداقت و تعهد اجرا کردم، زندگی ما رنگ دیگری گرفت؛گویی خداوند پردهای را کنار زد و برکت را بیمحابا روان کرد.بهترین مکان برای زندگی، بهترین وسیله، باغ، شرکت، آرامش، و دخترم که امروز در آمریکا مشغول گرفتن دکتراست…همه اینها را نه «نتیجه کار خودم»، بلکه شرمندگیِ ام و مهربانی خداوند میدانم.هر ماه جبران مالی انجام میدهم و هر ماه مبلغ را بیشتر میکنم؛زیرا دیدهام هر قدمی که در مسیر جبران برداشته میشود، زندگی همان لحظه چند قدم جلوتر برکت میفرستد.این افزایش ماهانه، برای من نوعی «سپاس عملی» است؛نه از روی وظیفه، بلکه از روی عشق و فهم اینکه جریان برکت، با جریان جبران هماهنگ است.و در عمق دلم میدانم:اگر خداوند میخواست، خودش بهتنهایی میتوانست تمام هزینههای برنامه را فراهم کند.اما این درِ نور را باز گذاشت تا ما هم در این چرخهٔ آگاهی سهمی داشته باشیم.این کمک مالی، لطفی نیست که ما به برنامه میکنیم؛این سعادتی است که زندگی برای ما گذاشته تا بتوانیم دهنده باشیم و در جریان برکت قرار بگیریم.به دوستان تازهوارد همیشه میگویم:از جبران مالی شروع کنید، حتی با مبلغ کم؛تعهد، دریچههای برکت را باز میکند و رشد مادی و معنوی را همزمان آشکار میسازد.در کار صوت و تصویر، نام برندمان را «روزی حلال» گذاشتم و مردم به برکت همین صداقت، ما را امین میدانند.و نکتهای که برای من بسیار عجیب و زیباست این است که مشتریان حقیقت را خودشان میگویند؛گویی زندگی، صداقت را بر زبانشان جاری میکند.مثلاً تلویزیونی را میآورند که خاموش شده،و قبل از اینکه من چیزی بپرسم، خودشان میگویند:«راستی این تلویزیون قبلاً یک خط باریک داشت… یا یک ضربه کوچک خورده بود.»من هم همان را در فاکتور مینویسم.در حالی که قبل از آشنایی با برنامه، معمولاً پنهان میکردند و میگفتند «ما ضربه نزدیم» و دردسر درست میشد.امروز اما صداقت، مثل نوری که از دهانشان بیرون میآید، پیش از هر حرفی جاری میشود.این تغییرات را نشانهای روشن میبینم از اینکه رعایت قانون جبران، جهان ما را از بنیاد دگرگون کرده است.با سپاس و درود بر شما و همه دوستان گنج حضوریرضا حسینی از مشهدt.me/GanjeHozourMessages
📺 اطلاعیه پخش زنده برنامههای اعضای گنج حضور⏰ همه ساعتها به وقت ایران میباشند.🗓 برنامهها هر دو هفته یکبار اجرا میشوند. شنبه🕟 ۱۶:۳۰ — با اجرای خانم فریده مقصودی | شبکه ۵🕡 ۱۸:۳۰ — با اجرای آقای پویا مهدوی | شبکه ۵🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای آقای آیدین جودت | شبکه ۵🕤 ۲۱:۳۰ — با اجرای خانم زهره چاوشی | شبکه ۵یکشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای خانم پریسا شوشتری | شبکه ۲ یا ۵دوشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای خانم یلدا مهدوی | شبکه ۵پنجشنبه🕢 ۱۹:۳۰ — با اجرای آقای دکتر فرشید فرگاهی | شبکه ۵جمعه🌅 ۷:۳۰ صبح — با اجرای خانم سارا احسانی | شبکه ۵
🌸 مادران عشق در تلگرام و روبیکا و اپل پادکست 🌸لینک کانال تلگرام: 🔗t.me/Madaran_Eshgh%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9 کانال روبیکا:🔗rubika.ir/madaran_eshgh%D9%84%DB%8C%D9%86… اپل پادکست:🔗podcasts.apple.com/ca/podcast/madarane-es…
✨قابل توجهپخش زنده برنامه شمارهٔ ۱۶با اجرای خانم فریده مقصودی «داستان قاضی و جوحی»قسمت اولشنبه ۱۵ اوت ۲۰۲۶مصادف با ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر به وقت ایران پخش زنده برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارهی یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E اپ گنج حضور (GanjeHozour2)🔶 کانال روبیکاrubika.ir/faride_maghsudi_LivePrograms%D9… تمامی برنامههای زندهٔ خانم فریده مقصودی در کانال تلگرامی زیر قابل دسترسی هستند. میتوانید فایلهای صوتی، تصویری و پیدیاف ابیات را از این کانال دانلود کنید.t.me/faride_maghsudi_LivePrograms
قابل توجه✨پخش زنده برنامه شمارهٔ ۲۴با اجرای آقای آیدین جودتشنبه ۱۵ آگوست ۲۰۲۶مصادف با ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۷:۳۰ شب به وقت ایران پخش زنده برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارهی یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E اپ گنج حضور (GanjeHozour2) 🌎 کانال روبیکاrubika.ir/AidinJodat%D9%87%D9%85%E2%80%8C… تمامی برنامههای زنده آقای آیدین جودت در کانال تلگرامی زیر قابل دسترس هستند.t.me/aidinjodat%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D… برنامههای آقای آیدین جودت:podcasts.apple.com/us/podcast/ganje-hozou… یوتیوب آقای آیدین جودت:youtube.com/@aidinjodat
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور.♦️اصلاح با یاری بندگان حق♦️بندگانِ حق، رحیم و بُردبارخویِ حق دارند در اصلاحِ کار مهربان، بیرَشوتان، یاریگَراندر مقامِ سخت و، در روزِ گران هین بجو این قوم را ای مبتلاهین غنیمت دارشان پیش از بلا(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۲۲۲۲ تا ۲۲۲۴)بیرَشوت: بدون چشمداشت/ مبتلا: بیمار 🌷خدمت را بندگان حق میکنند 🌷اینها رحیم، فضاگشا و صبورند. 🌷خوی خداوند دارند. 🌷کسی که خوی خداوند دارد، کسی است که به او زنده شده و فضا را باز کرده است. 🌷«خوی حق دارند در اصلاح کار». 🌷اصلاً خودشان حرف نمیزنند!🌷مهربان هستند، 🌷برای نفع شخصی کار نمیکنند؛ بیرشوت هستند. ✅گزیدۀ بیانات جناب شهبازی👇 دائماً فکرشان یاری است. امکان ندارد یاری نکنند. در کِی؟ در وضعیتهای سخت و روزِ گران. حالا به ما میگوید دنبال این قوم باشید ای بیماران. مولانا از آن قوم است.قبل از اینکه بلا برسد، بیا از مولانا استفاده کن.✅ واقعاً پیشنهاد میکنم من مخصوصاً به جوانها که از این دانش که الآن در اختیار شما قرار گرفته استفاده کنید. «هین بجو این قوم را ای مبتلا». در بالاترین سطح این مولانا نشسته.
✔️گزیدهای از بخش چهارم برنامۀ ١٠۶١ گنجحضور.♦️اصلاح با یاری بندگان حق♦️بندگانِ حق، رحیم و بُردبارخویِ حق دارند در اصلاحِ کار مهربان، بیرَشوتان، یاریگَراندر مقامِ سخت و، در روزِ گران هین بجو این قوم را ای مبتلاهین غنیمت دارشان پیش از بلا(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۲۲۲۲ تا ۲۲۲۴)بیرَشوت: بدون چشمداشت/ مبتلا: بیمار 🌷خدمت را بندگان حق میکنند 🌷اینها رحیم، فضاگشا و صبورند. 🌷خوی خداوند دارند. 🌷کسی که خوی خداوند دارد، کسی است که به او زنده شده و فضا را باز کرده است. 🌷«خوی حق دارند در اصلاح کار». 🌷اصلاً خودشان حرف نمیزنند!🌷مهربان هستند، 🌷برای نفع شخصی کار نمیکنند؛ بیرشوت هستند. ✅گزیدۀ بیانات جناب شهبازی👇 دائماً فکرشان یاری است. امکان ندارد یاری نکنند. در کِی؟ در وضعیتهای سخت و روزِ گران. حالا به ما میگوید دنبال این قوم باشید ای بیماران. مولانا از آن قوم است.قبل از اینکه بلا برسد، بیا از مولانا استفاده کن.✅ واقعاً پیشنهاد میکنم من مخصوصاً به جوانها که از این دانش که الآن در اختیار شما قرار گرفته استفاده کنید. «هین بجو این قوم را ای مبتلا». در بالاترین سطح این مولانا نشسته.
✨قابل توجهپخش زنده برنامه شمارهٔ ۱۶با اجرای خانم فریده مقصودی «داستان قاضی و جوحی»قسمت اولشنبه ۱۵ اوت ۲۰۲۶مصادف با ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر به وقت ایران پخش زنده برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارهی یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E اپ گنج حضور (GanjeHozour2)🔶 کانال روبیکاrubika.ir/faride_maghsudi_LivePrograms%D9… تمامی برنامههای زندهٔ خانم فریده مقصودی در کانال تلگرامی زیر قابل دسترسی هستند. میتوانید فایلهای صوتی، تصویری و پیدیاف ابیات را از این کانال دانلود کنید.t.me/faride_maghsudi_LivePrograms
قابل توجه✨پخش زنده برنامه شمارهٔ ۲۴با اجرای آقای آیدین جودتشنبه ۱۵ آگوست ۲۰۲۶مصادف با ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۷:۳۰ شب به وقت ایران پخش زنده برنامه در پلتفورمهای زیر:🌎 کانال ماهواره شبکه ۵ گنج حضور:ماهوارهی یاهستفرکانس: ۱۱۷۶۶سیمبل ریت: ۲۷۵۰۰پولاریزیشن: عمودی🌎 وبسایت رسمی گنج حضور (شبکه ۵ انتخاب شود)parvizshahbazi.com 🌎 کانال تلگرامی شبکه ۵ در لینک زیر:t.me/GanjeHozourLive5%F0%9F%8C%8E اپ گنج حضور (GanjeHozour2) 🌎 کانال روبیکاrubika.ir/AidinJodat%D9%87%D9%85%E2%80%8C… تمامی برنامههای زنده آقای آیدین جودت در کانال تلگرامی زیر قابل دسترس هستند.t.me/aidinjodat%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D… برنامههای آقای آیدین جودت:podcasts.apple.com/us/podcast/ganje-hozou… یوتیوب آقای آیدین جودت:youtube.com/@aidinjodat
با سلاممژده به والدین عزیز:ثبتنام کلاس جدید:کلاسهای آموزش خواندن و نوشتن فارسی در اروپا از طریق آنلاین برگزار میشود.برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر لطفآ با شماره تلفن زیر و یا با پشتیبانی گنج حضور تماس بگیرید.0049-1636658831🔗t.me/Madaran_Eshgh
ابیات تبدیلکننده «قسمت چهارم»خانم نصرت از سنندجt.me/GanjeHozourMessages
📕 بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی(هجونامه منتسب به فردوسی)📌 هرکسی که ایرانی است و میگوید من ایرانی هستم، حالا هر زبان محلی هم که دارد داشته باشد، ولی فارسی را باید خوب بلد باشد. خوب یعنی خوب، خیلی خوب، نه معمولی. آن موقع میتواند مولانا را بفهمد.(آقای پرویز شهبازی، برنامهٔ ۱-۹۳۱)✍🏼 درست بنویسیم. غزا: جنگغذا: خوراکقضا: اتفاق، سرنوشت، تقدیر، قضاوتگروه متن آقای زارعپور. Parvizshahbazi.comt.me/GanjeHozourMessages
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماندبگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند(مولوی، دیوان شمس، غرل 592)مَثَل ورود انسان از کودکی به بزرگسالی، مانند مسافری است که به شهری ناشناخته آمده و نه جادههایش را بلد است و نه مقصد را میداند و نه حتی رانندگی درست بلد است، مدام از مردم شهر آدرس میپرسد ولی هر کس از ظن و گمان خودش آدرسی به او میدهد و خیلیها عمدا به او آدرس غلط میدهند، به خودش میآید و میبیند بنزینش در حال تمام شدن است و نه هتلی پیدا کرده و نه به مقصد خاصی رسیدهاست و حتی چند باری تصادف هم کردهاست، مسافر با خودش میگوید دیگر به ذهن خودم اتکا میکنم ولی هر روز گمراه تر میشود و فقط دور خودش میچرخد و ماشینش هر روز خرابتر میشود، درتمام مسیر تابلوهای راهنما وجود داشتند ولی گویی چشمش آنها را نمیدید و حتی شهردار آن شهر، رانندگانی حاذق که تمام مسیر و مقصد را بلد بودند را مدام تبلیغ میکرد، ولی مسافر همچنان اصرار داشت که خودش اتوموبیل خرابش را در مسیر گمراهی براند، نهایتا مسافر به خودش آمد و دید، در جادهای دور افتاده و در وسط بیابانی تنها ماندهاست، آنقدر دور شده که حتی بنزین برای برگشت ندارد و هیچ لذتی از مسافرتش نبرده و حتی به هتل یا مکان امنی نرسیده است که با خیال راحت استراحت کند، وقت مسافرتش هم تمام شده و باید شهر را ترک کند، ما انسان ها نمیبینیم که خداوند ماه و خورشید را با آن عظمت، بدون ذره ای اشکال، در زمان درست میگرداند، خدایی که اگر ذرهای زمین را نزدیک تر یا دورتر از خورشید قرار میداد، اصلا حیات در زمین شکل نمیگرفت، ما به خدایی که کهکشانها را مدیریت میکند اعتماد نداریم که فرمان زندگی خود را به دستش بدهیم که ما را از کوتاه ترین و آسان ترین مسیر(صراط المستقیم) به درست ترین مقصد برساند.از خدا جوییم توفیق ادببیادب محروم گشت از لطف ربّ(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت 78)این بیاعتمادی من ذهنی به خداوند، همان بیادبی است، به ذهن رفتن در این لحظه مَثَل همین مسافر گمراه شده است، ما در این لحظه ساکن نمیمانیم تا راهنمایی خدا را دریافت کنیم و او زندگی ما را براند و به ذهن میرویم، زیرا فکر میکنیم خدا کافی نیست یا همه چیز درست و سر جای خودش نیست، ما به ذهن میرویم زیرا فکر میکنیم تدبیر او در مقابل قضا و کنفکان خداوند میتواند کاری بکند، در واقع ما به عنوان من ذهنی بیادب و گمراه هستیم و فقط مگر لطف خداوند توفیق ادب را شامل حال ما کند.❤️فاطمه از اندیمشکt.me/GanjeHozourMessages
گفت ای زن یک سوالت میکنممرد درویشم همین آمد فنماین درشت است و غلیط و ناپسندلیک بندیش، ای زن اندیشهمنداین درشت و زشت تر یا خود طلاق؟این تو را مکروه تر یا خود فراق(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۱۷۶۴_۱۷۶۶)خداوند از زبان مولانا، راز قدرت آفرینش و بینهایت بودنش را به ما میگوید، فن خداوند، خالی بودن مرکزش است، ولی چرا با اینکه خداوند فرصت دانستن این راز بزرگ را به ما داده است، از آن استفاده نمیکنیم؟ چرا محدودیت را به بینهایت ترجیح میدهیم؟ چرا خداییت خود را انکار میکنیم و میل داریم جسم زوال پذیر دردمند و ناتوان باقی بمانیم؟مولانا در این سه بیت، دلیل کوته بینی ما را نیز بیان میکند، ما تمرکز خود را روی عیب ها و مشکلات زندگی گذاشته ایم و از خداوند فقط حل شدن آنها را طلب میکنیم، خداوند میگوید اگر غم تو فقط جدایی از من باشد، تمام آن مشکلات توهمی جسمت نیز حل خواهند شد.رنج کی ماند دَمی که ذوالمننگویدت چونی؟ تو ای رنجور من(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۷۰)حدیث پیامبر:« هر کس همهی غصه هایش را یک غصه، یعنی غصه آخرتش کند، خداوند غصه های دنیایی او را برطرف میسازد و هر کس انواع غصههای دنیا وجودش را فرا بگیرد، خداوند اهمیتی نمیدهد که در کدام وادی از وادی های آن نابود میشود.»فاطمه از اندیمشکt.me/GanjeHozourMessages
موضوع: بگو، بشنو، بخوانزهرا سلامتی، از زاهدان.🍷🙏🏻🍷t.me/GanjeHozourMessages
آغاز می کنم امروزم را که آغاز گر هر آغازیست و پایان بخش هر پایانی.بخوان به نام پروردگارت که اوست هدایت گر.بخوان به نام پروردگارت که اوست حمایت گر.به نام خداوند ایثار و ایمانموضوع :"بگو ، بشنو ، بخوان"چون حدیث راه پُر خون روان چون حدیت عشق مجنون خداچون نوایی نینواچون هوای بی هواچون شفای جمله علت های ماچون شفیق راه بی انتهاچون سفیر صور اسرافیل حقچون علی مرتضیچون نبی احمداچون درخت سدره المنتهیچون که تو چونی و بی چونی طلب چون که تو اویی مشتاقی حقچون که تو آینه داری در درونتا نیاید طعنه لاتبصرونو بشنو از من که نوای نینواست بشنو از من که صلاح بی سلاحستبشنو از من که حضور اولیاست بشنو از من که ملاقات خداست بشنو از من که ملاقات خودم هست در بدنسلام سلام سلام عشق پاک لایتنهای.سلام سلام سلام عشق پاک پروردگاری.سلام سلام سلام عشق پاک شفای درونی.سلام سلام سلام عشق پاک کودک درون خدایی.سلام سلام سلام عشق پاک وحدانیت سبحانی.تو آمدی اینجا در دل نظام هستی که به نظم کائناتی اش معنا ببخشی.تو آمدیاینجا در دل نظام هستی که عشق را بچشی.تو آمدیاینجا در دل نظام هستی که عشق را بچشانی.تو آمدی اینجا در دل نظام هستی تا کودک درونت را بغل کنی و با آن به صلح برسی.تو آمدی اینجا در دل نظام هستی تا پرونده های باز گذشتگان را که در مسیر زندگی ات دوباره باز بخش می شوند، انرژی به تله افتاده اش را آزاد کنی و به آن کودک درونت القا نمایی.و تو آمدی اینجا در دل نظام هستی که :از زبان من سخن بگویی.و تو آمدی اینجا در دل نظام هستی که :مرا ملاقات کنی.خوش آمدی ای بنده خوش نگار من.خوش آمدی ای بنده خوش لقای من.خوش آمدیای بنده خوش سودای من.خوش آمدیای بنده خوش کلام من.خوش آمدیای بنده خوش سلام من.خوش آمدیای بنده خوش سیمای من."الوهیتت را سپاس""عشق درونت را سپاس""صمدیت و احدیتت را سپاس"سپاس ، سپاس ، سپاس . و در پایان : وقتی که خرد بی منتهای کائنات سر گرم کار است ، زندگی شخصی کوچک من زهرا را هم اداره می کند.🍷ای ز غم مُرده که دست از نان تهیستچون غفورست و رحیم این ترس چیست؟(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۸۷)پُر انرژی و سالم بمانید.و در روح برقرار باشید.خیلی ممنون، خدا نگهدار شما.زهرا سلامتی، از زاهدان.🍷🙏🏻🍷t.me/GanjeHozourMessages
📕 هرکسی که ایرانی است و میگوید من ایرانی هستم، حالا هر زبان محلی هم که دارد داشته باشد، ولی فارسی را باید خوب بلد باشد. خوب یعنی خوب، خیلی خوب، نه معمولی. آن موقع میتواند مولانا را بفهمد.(آقای پرویز شهبازی، برنامهٔ ۱-۹۳۱)✍🏼 بیاموزیم مِلک: دارایی، مانند خانه، زمین و مغازه 🏠مثال:چون کسی بیخواستِ او بر وَی براند خارْبُن در مِلک و خانهٔ او نشاند مُلک: قلمرو، پادشاهی، سلطنت 🌍مثال:چون از آن اقبال، شیرین شد دهان سرد شد بر آدمی مُلکِ جهان مَلَک: فرشته 🧚♂️مثال:مؤمنان در حشر گویند: ای مَلَک نی که دوزخ بود راهِ مُشتَرَک؟مَلِک: پادشاه 👑مثال:ستایش میکند شاعر مَلِک را و اگر او را ز خویشِ خود خبر بودی، مَلِک شاعر ستایستیگروه متن آقای زارعپور. Parvizshahbazi.comt.me/GanjeHozourMessages0️⃣0️⃣0️⃣0️⃣6⃣
🙂سبب سازی های ما، من درآوردی هست،جنبه ی علمی ندارد،فقط ذهن درست کرده است،ذهنی بدون ناظر.🙃باید سبب سازی خود را به چالش کشید و بگوییم چرا این سبب سازی من درست است؟خواهید دید که درست نیست.بیانات جناب شهبازی گرامی💎ناشناسt.me/GanjeHozourMessages
یانور🤍🌱💚از حادثهٔ جهان زاینده مترسوز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس این یکدم عمر را غنیمت می دان از رفته میندیش وز آینده نترس (مولوی،دیوان شمس، رباعی شماره ۹۷۶)💝🌸با فضاگشایی از حوادث نترس ،این حوادث پاینده نیستند و می گذرند.ما با فضاگشایی این لحظه را غنیمت می شماریم🌺✨به گذشته و رفته ها فکر نمی کنیم و از آینده نمی ترسیم🙂مریم از مهرشهر🩵t.me/GanjeHozourMessages
یا نور🤍💙🫧آنچه بر دستست،اینست آن سخُنکه مُحالی را ز کس باور مکُنبرکَفَش چون گفت اول پندِ زَفتگشت آزاد و، بر آن دیوار رفت گفت دیگر :بر گذشته غم مخورچون ز تو بگذشت، زآن حسرت مَبر( مولوی، منثوی،دفترچهارم،بیت ۲۲۵۱ تا۲۲۵۳)💝🌸ما باور کردیم که با منِ ذهنی به خدا می رسیم، این امر غیر ممکن است.ما نباید این امر غیر ممکن را باور کنیم .🌱با منِ ذهنی نمیتوان به خداوند رسید 🌱این دو پند بسیار مهم است 🌟:۱-اگر ما منِ ذهنی را باور نکنیم و بدانیم جز⚡️ فضاگشایی⚡️محال است که به خداوند برسیم ،اگر قبول کنیم که با منِ ذهنی محال است به خداوند برسیم روح ما کمی آزاد می شود.🌼✨۲-ما نباید حسرت گذشته را بخوریم، (اصلا گذشته ای وجود ندارد آینده ای وجود ندارد) 🌺فقط این لحظه است 🌺گذشته را رها کن.گذشته و آینده دو قطب هستند که همدیگر را نگه میدارند ( دو قطب توهمی هستند)🔶زمان اصلی این لحظه است و زمان روانشناختی وجود ندارد.🔶🔹گذشته را رها کن و حسرت گذشته را نخور🔹مریم از مهرشهر🩵t.me/GanjeHozourMessages
کسی که فضا را باز کرده و مست میخانه ایزدی شده اگر به صحرای ذهن برود مورد تمسخر انسان های من ذهنی قرار می گیرد، چون من های ذهنی مورد تمسخر قرار میدهند انها حرف عشق را نمی فهمند و بازیچه انها می شوند.با من های ذهنی بحث و جدل نکنیم، آنها قدرت را در پول وهمانیدگی می دانند. خلق ،اطفال اند ،جُز مست ِ خدا نیست بالغ جز رهیده از هوا (مولوی ،مثنوی ،دفتر اول ،بیت ۳۴۳۰)🌺🌿🌺🌿تمام جنگ هایی که انسان ها در من ذهنی می کنند نشان نا بالغ بودن است و هیچ مغزی توی ان نیست ، مردم سوار من ذهنی خود هستند و آن را دول دول پی می پندارند. ما سوار ذهن خود شدیم و فکر می کنیم اسب ما است، فکرهای من ذهنی کافی نیست. ما باید فضا را باز کنیم، فاصله دو فکر میخانه است آن را در یابیم، «هر آینه خدا به کاری که می کنند آگاه است »در این لحظه بیاییم ببینیم چه چیز را به خداوند عرضه می کنیم درد و سودا ؟؟؟یا صنع و آفریدگاری و شادی همچو طفلان جملهتان دامنسوارگوشۀ دامن گرفته اسبواراز حق انَّالظَّنَّ لایُغنیٖ رسیدمَرکبِ ظن بر فلکها کَی دوید؟«وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ؛»«بيشترشان فقط تابع گمانند، و گمان نمىتواند جاى حق را بگيرد. هر آينه خدا به كارى كه مىكنند آگاه است.»قرآن کریم، سوره یونس (۱۰)، آیه ۳۶آنگهی بینید مَرْکَبهایِ خویشمَرْکَبی سازیدهاید از پایِ خویشوهم و فکر و حس و ادراکِ شماهمچو نی دان مرکبِ کودک، هلامولوی، مثنوی، دفتر اول، ابیات ۳۴۴۱-۳۴۴۵(پایان بخش اول و دوم) با تشکر 🙏😊صراحی از اندیشهt.me/GanjeHozourMessages
فکر و خواسته های من ذهنی جدی نیستند، هر چقدر فضا را باز کنیم هوشیاری ما از جسم به صورت نظر تغییر پیدا می کند، مراقب قرین های خود باشیم. زندگی به دل ما نظر می کند، ما باید با تمرکز روی خود آینه خود را پاک نگه داریم. فکر و خواسته های من ذهنی هیچکدام جدی نیستند دل ما باید مانند کوه شود، بی نهایت ریشه داری.هیچ حادثه بیرونی ما را تکان نمی دهد، یاد می گیریم بی نهایت حضرت است این بارگاه و بهتر و بهتر می شویم، خداوند فقط به دل پاک ما نظر می کند نه دلی که پر از کاسه سودا وغم است.این ها جز ضروریت های زندگی نیستند. با فضا گشایی جنس خود خداوند را آنجا بگذاریم، زندگی از جنس فراوانی است و من هم به عنوان امتدادش از جنس او می شوم. دل نباشد غیرِ آن دریایِ نور دل نظرگاهِ خدا وآنگاه کور؟!مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ٢٢۶٩ریزۀ دل را بِهِل، دل را بجوتا شود آن ریزه چون کوهی از اومولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ٢٢۷۱بِهِل: رها کن.بجو[ی]: (جُستن) جستوجو کن، پیدا کن.🌺🌿🌺🌿تمام همانیدگی های ما خیال است و ما دائم در خیال هستیم و در خیالات خود دنبال خداوند می گردیم.پیر راه پیر عقل است نه کسی که موی سفید دارد، به خداوند بخواهیم برسیم این به موی سفید نیست. با خواندن مولانا بینش او را می گیریم، از ستیزه من ذهنی رها شویم، اشتباهات خود را پیدا کنیم. ما همانیدگی ها را جای خدا گذاشتیم و می گوییم بالغ هستیم.دامنِ تو آن نیاز است و حضورهین منِهْ در دامن آن سنگِ فُجورفُجور: تبهکاری، گناه کردنتا ندرَّد دامنت زآن سنگهاتا بدانی نقد را از رنگهاسنگ پُر کردی تو دامن از جهانهم ز سنگِ سیم و زر چون کودکاناز خیالِ سیم و زر، چون زر نبوددامنِ صدقت درید و، غم فزودکِی نماید کودکان را سنگ، سنگ؟تا نگیرد عقل، دامنْشان به چنگپیرْ عقل آمد، نه آن مویِ سپیدمو نمیگنجد در این بخت و امیدمولوی، مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۲۲۷۳-۲۲۸۰صراحی از اندیشه👇t.me/GanjeHozourMessages
همچنان دوغی تُرُش در معدنیخود نکردی زو مُخَلَّص روغنیمُخَلَّص: خلاصه، چکیدهمُخَلَّص کردنِ روغن: منظور گرفتنِ کره از دوغ است.هم خمیری، خُمرهٔ طینه دریگرچه عمری در تنورِ آذریطینه: گِلآذر: آتشحدیث قدسی«خَمَرْتُ طِینَةَ آدَمَ بِیَدِی أَرْبَعِینَ صَبَاحاً.»«گِلِ آدم را به دستِ (قدرت) خویش، چهل صبح (روز) سرشتم (خمیر کردم).»چون حشیشی پا به گِل بر پشتهایگرچه از بادِ هوس سرگشتهایمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۸۵-۱۷۸۷ما مانند دوغی تُرُش هستیم و او باید ما را تکان دهد تا کَرهٔ ما جدا شود .تا به این سن غم و سودا به زندگی تحویل دادیم و زندگی با امتحاناتش ما را به سوی خود جذب می کند، اجازه بدهیم فضا باز شود، تا زندگی خلقت ما را کامل کند 💥من ذهنی خلقت نهایی ما نیست 💥هدف های مادی زندگی اصل ما نیستند. ممکن است به هدف ها برسیم و باز دچار مسئله باشیم، ما باید به شادی بی سبب ارتعاش کنیم و کار کنیم. زآنکه بیلذّت نرویَد هیچ جزوبلکه لاغر گردد از هر پیچْ جزومولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۹۸🌺🌿🌺🌿هین خَمُش کن تا بگوید شاهِ قُلبلبلی مفْروش با این جنس گُلقُل: بگوشاهِ قُل: خداونداین گُلِ گویاست پُر جوش و خروشبلبلا تَرکِ زبان کن، باش گوشمولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۱۸۱۵-۱۸۱۶گوینده اصلی شاه قُل زندگی است، ما باید همیشه گوش باشیم. با صبر و پرهیز 🧘♀️او در ما حرف می زند. در من ذهنی فکر می کنیم صبر و پرهیز برایمان ضرر دارد، اما وقتی شروع به کار روی خود می کنیم، صنع و دید زندگی پیدا می کنیم. مانند جوش آمدن آب زندگی خودش را به ما نشان می دهد 🪞و زندگی در ما متجلی میشود و اینطور نیست که خدا را با چشم حسی ببینیم، باید در این حس ها زاییده شویم. گرچه در آب آتشی پوشیده شدصد هزاران کف بر او جوشیده شدگرچه آتش سخت پنهان میتندکف به دَه انگشت اشارت میکندهمچنین اجزایِ مستانِ وصالحامل از تِمثالهایِ حال و قالتِمثال: تصویر، صورت، شبیه، در اینجا مناسبِ معنی تجلّی است.در جمالِ حال وا مانده دهانچشم غایب گشته از نقشِ جهانآن مَوالید از رهِ این چار نیستلاجَرَم منظورِ این اَبصار نیستمَوالید: جمعِ مولود بهمعنیِ فرزندان، در اینجا مراد احوال روحانی عارفان است.چار: مخفّفِ چهار، اشاره به عناصر اربعه دارد.آن موالید از تجلّی زادهاندلاجَرَم مستورِ پردهٔ سادهاندمولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۱۸۰۸-۱۸۱۳مَوالید: جمعِ مولود بهمعنی فرزندان، در اینجا مراد احوال روحانی عارفان است.لاجَرَم: بهناچارمستور: پوشیدهصراحی از اندیشه 👇
با سلام و درود خدمت استاد شهبازی عزیزو همه یاران و هم سفران این مسیر سبز برنامه ۱۰۶۱ غزل ۲۵۲۱دیوان شمس گنج حضور اگر یارِ مرا از من غم و سودا نَبایستیمرا صد در دکان بودی، مرا صد عقل و رایستی وگر کشتیِّ رختِ من نگشتی غرقهٔ دریافلک با جمله گوهرهاش پیشِ من گدایستی وگر از راهِ اندیشه بدین مستان رهی بودیخرد در کارِ عشقِ ما چرا بیدست و پایستی؟ مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۲۱انسان ها همه مانند زندگی خاصیت گستردگی دارند و اگر روی خود کار کنیم و تمرکز بگذاریم و فشار را یک به یک کم کنیم فضا خودش گشوده می شود و خاصیت اصلی که جنس اولیه ماست در ما اجرا می شود. هر بار که بر اساس من ذهنی بلند می شویم در فضای انقباض دچار غم و سودا می شویم و زندگی هم طبق قانون جذب از همان به ما می دهد، حال به خود بنگریم که چه چیز به زندگی عرضه می کنیم🤔 ناله و شکایت یا شادی بی سبب و فراوانی و صنع او را 😇تنها راه تغییر ما از طریق فضا گشایی است و با تغییرات تبدیل می شویم .ابیات که مانند فرمول است را بپذیریم و قبول کنیم به من ذهنی پست شویم، تا به من اصلی بزرگ شویم. هر عیبی در دیگران دیدیم و خشمگین شدیم یاد بگیریم و بدانیم که در ما است و نقطه تغییر ماست و خود را اصلاح کنیم .وآن گنه در وی ز جنسِ جُرمِ توست باید آن خو را ز طبعِ خویش شُست (مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۱۵۲)🌻🦋🌻🦋به فاصله دو فکر توجه بگذاریم و شراب نو به نو خود را از آنجا بگیریم، لوله های اتلاف انرژی را ببندیم و اجازه دهیم تا درونمان گسترش پیدا کند 🌺🌿🌺🌿گر ز صندوقی به صندوقی رَوَداو سمایی نیست، صندوقی بُوَدسَمایی: آسمانی، مجازاً از جنسِ زندگی و حضورفُرجهٔ صندوقْ نونو مُسکِر استدَرنیابد کاو به صندوق اندر است(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۴۵۱۵-۴۵۱۶)فُرجه: گشایشنونو: تازه به تازهمُسکِر: مستکننده🍃🌸🍃🌸🍃دو فرمانی که مولانا از قرآن گرفته را توجه کنیم 🤝خودمان را به صورت من ذهنی هلاک نکنیم و به مُردن من ذهنی عجله کنیم و در ضعیف کردن من ذهنی از همدیگر سبقت بگیریم و با فضا گشایی رنجش های خود را می بخشیم و این طرح زندگیست. 🌺🌿🌺🌿آنکه مردن پیشِ چشمش تَهْلُکهستاَمرِ لاتُلْقُوا بگیرد او به دستتَهْلُکه: هلاکتلاتُلْقُوا: میفکنید، نیندازید.«وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ۛ وَ أَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.»«در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را به دست خويش به هلاكت ميَندازيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد.»قرآن کریم، سورهٔ بقره (۲)، آیهٔ ۱۹۵وآنکه مردن پیشِ او شد فتحِ بابسارِعوا آید مَر او را در خِطابمولوی، مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۳۴۳۴-۳۴۳۵فتحِ باب: گشوده شدنِ در، مراد اولین گشایشِ مرکز درونِ انسان است که خود را به صورتِ زندگی شناسایی میکند.سارِعوا: شتاب کنید، پیشی گیرید.«وَ سَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ.»«بر يکديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت كه پهنايش به قدرِ همهٔ آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران مهيّا شده است.»قرآن کریم، سورهٔ آل عمران (۳)، آیهٔ ۱۳۳🌺🌿🌺🌿🌺در کار زندگی فضولی نکنیم با عقل جزوی ما سر از کار خدا در نمی آوریم و تا خواسته خدا را بدانیم ؟؟؟تنها راه فضا گشاییست. با هر دردی زندگی ما را امتحان می کند و دوای ما در فاصله بین فکرهاست ،کار زندگی از طریق کُن فَکان است، نه سبب سازی ذهن ما .هیچ برگی درنیفتد از درختبی قضا و حُکمِ آن سلطانِ بخت(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۸۹۹)صراحی از اندیشه 👇t.me/GanjeHozourMessages
من ذهنی یک سیستم شرطیشدگیهٔ واکنشیست. جهانِ من ذهنی جهان شک و تقلید است، تقلید در راه معنوی فلج کننده است. **وقتی نمیتوانید فضاگشایی کنید، حَزم و تأمل کنید*. *وقتی اشتباهی کردید خودتان را ملامت نکنید، بلکه یاد بگیرید و ادامه بدهید. **وقتی دیگران میتوانند شما را تحریک کنند و فکر و عملتان را تعیین کنند، این نشاندهندهٔ ماندن در منِ ذهنی است. **تنها چیزی که در این لحظه داریم، توجهِ زندهٔ ماست؛ نباید بگذاریم این توجه از ما بیرون برود و روی همانیدگیها قرار بگیرد. باید توجه را روی خودمان و لحظهٔ حال نگه داریم.**هر اتفاقی که شما را ناراحت میکند، تیشه یا تبرِ زندگی است که به شما نشان میدهد در کجا گیر کردهاید. خردمند باشید و از این اتفاق شکر کنید؛ زیرا باعث شده است بند و گرفتاریِ خود را بشناسید.*محمدرضا_کیان* *از سراب*
خوانش ابیات برنامهٔ ۱۰۰۰ گنج حضور خانم فرشته کارگروه نکات برگزیدهt.me/GanjeHozourabyat
فایل PDFمجموعهٔ ابیات برنامه ۱۰۰۰ گنج حضور بهصورت عکسکارگروه نکات برگزیده t.me/GanjeHozourabyat
بنام زندگیبا سپاس از مولانای جان و آقای شهبازی عزیز و یاران عشقیبر گرفته از فرمایشات آقای شهبازی عزیز در برنامه ۱۰۶۱و گر این گندمِ هستى سبكتر آرد مى گشتىمتاعِ هستىِ خلقان برون زين آسيايستى(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)اگر گندم همانیدگی ها لِه بشوند، آسانتر آرد مى شوند، و حضور و زندگى ما خارج از ذهن خواهد بود.مردم به درد ها چسبيده اند و دارايى خود مى دانند، آنها دارايى تقلبى هستند.در فضاى باز شده خداوند اين همانيدگى ها را آرد مى كند، پس ديگر آنها سرمايه ما نيستند و به عنوان غول انديشه از آنها تقليد نمى كنيم.با سپاس شهلااز اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
سلام تازگی ها با این نیم بیت خیلی مراقبه می کنم ای نرگس چشم و رُخ چون لاله کجاییمولوی، دیوان شمس، غزل ۲۳۳۴ای شاهکار خلقت الان کجا هستی؟الان من داشتم مشکلات مالی که برام پیش اومده راست و ریست می کردم.الان کجایی:داشتم چیدمان خونه جدیدم رو انجام میدادم.الان کجایی؟ داشتم به مشکلات پسرم رسیدگی می کردم الان کجایی؟داشتم مامانم رو نصیحت می کردم .جدیدا خیلی داره خودش رو اذیت می کنه.الان کجایی؟داشتم به شوهرم و کارهاش فکر می کردم .تازگیها خیلی عجول شده .باید نصیحتش کنم کمی صبر رو تمرین کنه.الان کجایی؟ داشتم به دخترم فکر می کردم .همش از شاخه به شاخه ای می پره و یه کار رو تا آخر تموم نمی کنه.الان کجایی؟داشتم به رئیسم فکر می کرد مثل قبل به من احترام نمیذاره شاید کسی پشت سرم حرفی زده و من رو از چشمش انداخته.الان کجایی؟فردا واسه ناهار چی درست کنم ......الان کجایی ........الان کجایی ..............................و بسیار حرف های تکراری و پشت سر هم. بدون فاصله بین آنها.این فکرها انرژی من رو می دوزدند.بدون اینکه کاری انجام بدهم خسته و بی انرژی می شوم.ولی با تکرار این نیم بیت:ای نرگس چشم و رُخ چون لاله کجایی:فاصله ای بین افکارم ایجاد می شود. انگار آنجا استراحتگاهی است برای ذهن خسته من. به قول آقای شهبازی میکده ای که در آن لحظه ای آرام بگیرم و از می الهی بنوشم.فرشته از خرم آبادt.me/GanjeHozourMessages
ای زننده بیگناهان را قفادر قفایِ خود نمیبینی جزا؟مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۳۳۹قفا: پشت گردنحالا ما بهعنوان منذهنی روا میداریم که به خودمان لطمه بزنیم به دیگران هم درد بدهیم ضرر بزنیم، ولی پسِ گردنی میزنی به دیگران، در پشتت جزای خداوند را نمیبینی که او دارد نگاه میکند؟ پسِ گردنی به یکی میزنید فکر نمیکنید خداوند پسِ گردنی به شما بزند؟ یک چیز بدی میفرستی عین آن به شما برمیگردد، موقع برگشتن چهکار میخواهی بکنی؟ای زننده بیگناهان را قفادر قفایِ خود نمیبینی جزا؟مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۳۳۹چرا، میبینیم الآن. خب اگر آنطوری است پس دروغ نگوییم تا به ما دروغ نگویند، خیانت نکنیم تا خیانت نکنند، ظلم نکنیم تا به ما ظلم نشود. درست است؟پس بنابراین زندگی ما با تقدیر خداوند جلوی ما باز نمیشود، با انتخاب خودمان باز میشود. شما ایجادکنندهٔ زندگیِ خودتان هستید. چیزهای بد اتفاق میافتد شما انتخاب میکنید، چیزهای خوب اتفاق میافتد شما انتخاب میکنید.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
گزیدهای از تلفن خانم نسرین از اردبیل:من همهاش این ابیات را تکرار میکردم به فرمایش شما، بعد یک روز از خواب بلند شدم، بدون اینکه اصلاً هیچچیز فکر کنم، چشمم را باز کردم گفتم زندگی سلام. بعد یک دنیایی برایم باز شد، دنیایی برایم باز شد، انگار در این صندوق یک دریچهای باز شد که این فضا هِی میرفت به من نشان داده میشد.البته همیشه میگفتم خدایا فضاگشایی یعنی چه؟ به آن شیوهای که خودم میدانستم فضاگشایی میکردم، ولی واقعیتش هنوز برایم تجربه نشده بود، ولی آن موقع دیدم که یک فضایی باز شد، باز شد، باز شد، باز شد، بیکران که میگفت.بعد، بعد از اینکه متوجه شدم این فضا باز شد، باز شد، تمام وجود من تمام ذرات وجودم را حس میکردم که شاد هستند، دارند میرقصند. خواستم از شما سپاسگزاری کنم برای برنامهتان که یک راهی است و من واقعاً هرچه این مولانا را میخوانم بیشتر،یعنی هر دفعه عزمم جزم میشود که دقیقتر بخوانم بیشتر، چون ایمان آوردهام به آن. این بار واقعیت برای من عینی شد که این مثلاً ابیاتی که مولانا میگوید،از آن صحبت میکند انگاربرایم به حقیقت پیوست،انگار که من دیدم آن را.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
شما اولین بار که فضا باز بشود و شما منذهنیتان را ببینید و ببینید چه کارهای خطرناک و مضری شما خودتان بر علیه خودتان میکنید، ممکن است یا خیلی تعجب کنید و قبول نکنید، یک همچون چیزی نمیشود، یا فرار کنید. فرار نکنید و نگویید همچون چیزی نمیشود.فقط آن دفعۀ اول خیلی بهاصطلاح شوک میدهد به آدم، که آدم خودش را آنطور که هست ببیند، نه آنطور که در ذهنش تصور کرده که من آدم راستگویی هستم، من آدم عادلی هستم، من منصف هستم، من پدر عالی هستم، مادر عالی هستم، نمیدانم استاد عالی هستم، دیگر من در آن تاپتاپ (بالا :top) هستم، بالابالاها هستم. وقتی یکدفعه ببیند نه، هیچکدام از اینها درست نیست، برمیگردد فرار میکند به ته ذهن، ته رحِم.همینطور مولانا میگوید. مولانا میگوید بچه وقتی میخواهد زاییده بشود، درست است یک ذره فشار میکشد و اینها، ولی دیگر فرار نمیکند ته زِهدان مادر، میآید بیرون.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages
عشقِ صادق، صدقِ طالب از ما خیلی صریح پرسیدید: آیا شما صادقید؟ در کارِتان صِدق دارید؟ خیلی جدی فرمودید: صدق یا دارید، یا ندارید. نمیشود بگویید اینجا صدق دارم، آنجا ندارم.در خودم خواستم یک بله یا نه بگویم. خواستم بگویم: «بله، دارم!» اما تمام بدنم میلرزید. این بلهٔ راحتی برایم نیست. فرمودید: «صدق، یعنی عمل» باز در خودم مشاهده کردم که انصافاً بیعمل نیستم؛ میتوانم بیشتر عمل کنم. بیشتر کار کنم. وقت کمتر تلف کنم. تماماً تمرکزم را روی خودم نگاه دارم. بازگردم به سوالتان: «آیا صدق دارید؟» خواستم شرمگین بگویم: «نه!، ندارم.» اما دیدم نه، کملطفی و ناشکری است. در حق زندگی، مولانا، آقای شهبازی بزرگوار و ...لطفا از من یک بله و نهٔ خاکستری و مخلوط بپذیرید. چرا که اشخاصی را از نزدیکانم دیدهام که ۲۴ ساعته گنج حضور میدیدند، تمام در و دیوار را با اشعار پر میکردند. توی ماشین، خانه، و مهمانی گنج حضور و مولانا باید میبود. ولی یکهو چه شد که سستشدند. کسی که سکوتش عمیق بود، پذیرشش بحر و دریا، بعد از کورونا وسواس فکری گرفت و از طلب نشست. صدق یعنی عمل:هر که اِستاد به کاری، بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلبِ آن ننشستمولوی دیوان شمس، غزل شماره ۴۱۳بله و نهٔ خاکستری من را بپذیرید چون دیدم کسانی که بیش از ۲۰ سال گنج حضور را یاری میکردند و شاید ساپورت مالی ایشان یکی عوامل ادامهٔ این برنامه بوده، ولی اکنون دیگر نیستند و رفتند. کسانی که با شور و حرارت بالا پیام میدادند و نعرهٔ عشقشان تمام وجود مرا از پشت تلفن میلرزاند، ولی هماکنون دگر نیستند و دست از طلب برداشتند.بله و نهٔ خاکستری میگویم چون میترسم... میترسم من هم به هر دلیلی از راه بدر شوم. مانند بید لرزان...اگر صد سال روز و شب، ریاضت میکشی دائممباش ایمن، یقین میدان که نَفسَت در کمین باشدعطار، دیوان اشعار، غزل شماره ۲۶۴یک وقتی فکر نکنم برای خودم خری شدهام، یادم نرود که از کدام در استخوان خوردم.آن درِ اوّل که خوردی استخوان سخت گیر و حق گزار، آن را مَمان(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ٣١۶)آن را مَمان: آنجا را ترک نکناما از یک طرف نه هم نمیگویم، چون نیمایی که ۱۸ ساله بود، این نیمای ۳۷ ساله را جزو جانوران هم نمیدانست! اصلا چنین شخصی را آدم حساب نمیکرد. چرا ۱۸ ساله، نیمای ۲۷ ساله هم چنین شخصی را فقط مسخره میکرد و نمیدانست اصلا میشود با گرفتنِ آنچیزی که در آن زمان به آنها میبالید و با آنها عشق میکرد، زندگی کرد و شاد بود.دارد ۹ سالم پر میشود. ۹ سالی که زندگی کردم. بالا و پایین داشت، ولی رو به جلو بود. همراه با عمل بود. کار بود و انشاءالله، انشاءالله ادامهدار باشد. در دفتر دوم داستان طالبی است که دنبال شتر گمشدهاش میگردد و یک صادق، یک عاشق، او را همراهی میکند. من نیز مانند آن طالب بوی شترم را از درگاه اینترنت، از وبسایت گنج حضور توسط سخنان شما شنیدم. منِ دروغگو، با نفاق و انکار، ناگهان تمامی آنچه را که میپوشیدم، مینوشیدم، و ... را گذاشتم که شاید شتر خودش را یک روز نشان دهد.پَیْرویِّ تو کُنم ای راستگوبوی، بُردی ز اشترم، بنما که کو مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۹۸۶کاذبی با صادقی چون شد روانآن دروغش راستی شد ناگهانمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۹۹۳سَیّئاتم شد همه طاعات، شُکرهَزل شد فانیّ و، جِدّ اثبات، شکرسیّئاتم چون وسیلت شد به حقپس مَزَن بر سیّئاتم هیچ دَقمر تو را صدقِ تو، طالب کرده بودمر مرا جِدّ و طلب، صدقی گشوددَق: کوفتن، طعنه زدن، نکوهش کردنمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۰۴آقای شهبازی بزرگوار صدق شما در طلب من دارد اثر میکند. اثر دارد، اثر دارد...با احترام،نیما از کاناداt.me/GanjeHozourMessages