همچنان دوغی تُرُش در معدنیخود نکردی زو مُخَلَّص روغنیمُخَلَّص: خلاصه، چکیدهمُخَلَّص کردنِ روغن: م…
انتشار: 2026/08/15 05:32 UTCدریافت: 2026/08/15 10:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 10:00 UTC
همچنان دوغی تُرُش در معدنیخود نکردی زو مُخَلَّص روغنیمُخَلَّص: خلاصه، چکیدهمُخَلَّص کردنِ روغن: منظور گرفتنِ کره از دوغ است.هم خمیری، خُمرهٔ طینه دریگرچه عمری در تنورِ آذریطینه: گِلآذر: آتشحدیث قدسی«خَمَرْتُ طِینَةَ آدَمَ بِیَدِی أَرْبَعِینَ صَبَاحاً.»«گِلِ آدم را به دستِ (قدرت) خویش، چهل صبح (روز) سرشتم (خمیر کردم).»چون حشیشی پا به گِل بر پشتهایگرچه از بادِ هوس سرگشتهایمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۸۵-۱۷۸۷ما مانند دوغی تُرُش هستیم و او باید ما را تکان دهد تا کَرهٔ ما جدا شود .تا به این سن غم و سودا به زندگی تحویل دادیم و زندگی با امتحاناتش ما را به سوی خود جذب می کند، اجازه بدهیم فضا باز شود، تا زندگی خلقت ما را کامل کند 💥من ذهنی خلقت نهایی ما نیست 💥هدف های مادی زندگی اصل ما نیستند. ممکن است به هدف ها برسیم و باز دچار مسئله باشیم، ما باید به شادی بی سبب ارتعاش کنیم و کار کنیم. زآنکه بیلذّت نرویَد هیچ جزوبلکه لاغر گردد از هر پیچْ جزومولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۹۸🌺🌿🌺🌿هین خَمُش کن تا بگوید شاهِ قُلبلبلی مفْروش با این جنس گُلقُل: بگوشاهِ قُل: خداونداین گُلِ گویاست پُر جوش و خروشبلبلا تَرکِ زبان کن، باش گوشمولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۱۸۱۵-۱۸۱۶گوینده اصلی شاه قُل زندگی است، ما باید همیشه گوش باشیم. با صبر و پرهیز 🧘♀️او در ما حرف می زند. در من ذهنی فکر می کنیم صبر و پرهیز برایمان ضرر دارد، اما وقتی شروع به کار روی خود می کنیم، صنع و دید زندگی پیدا می کنیم. مانند جوش آمدن آب زندگی خودش را به ما نشان می دهد 🪞و زندگی در ما متجلی میشود و اینطور نیست که خدا را با چشم حسی ببینیم، باید در این حس ها زاییده شویم. گرچه در آب آتشی پوشیده شدصد هزاران کف بر او جوشیده شدگرچه آتش سخت پنهان میتندکف به دَه انگشت اشارت میکندهمچنین اجزایِ مستانِ وصالحامل از تِمثالهایِ حال و قالتِمثال: تصویر، صورت، شبیه، در اینجا مناسبِ معنی تجلّی است.در جمالِ حال وا مانده دهانچشم غایب گشته از نقشِ جهانآن مَوالید از رهِ این چار نیستلاجَرَم منظورِ این اَبصار نیستمَوالید: جمعِ مولود بهمعنیِ فرزندان، در اینجا مراد احوال روحانی عارفان است.چار: مخفّفِ چهار، اشاره به عناصر اربعه دارد.آن موالید از تجلّی زادهاندلاجَرَم مستورِ پردهٔ سادهاندمولوی، مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۱۸۰۸-۱۸۱۳مَوالید: جمعِ مولود بهمعنی فرزندان، در اینجا مراد احوال روحانی عارفان است.لاجَرَم: بهناچارمستور: پوشیدهصراحی از اندیشه 👇




