کیمیا داری که تبدیلش کنی گر چه جویِ خون بود، نیلش کنی(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۹۴)تو خویش درد…
انتشار: 2026/08/17 18:25 UTCدریافت: 2026/08/17 21:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 21:54 UTC
کیمیا داری که تبدیلش کنی گر چه جویِ خون بود، نیلش کنی(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۹۴)تو خویش درد گمان بردهای، و درمانیتو خویش قفل گمان بردهای، کلیدستی(مولوی، دیوان شمس، غزل ۳۰۸۱، بیت ۹)وین تَعَلُّل بهرِ ترکَش دافعِ صد علّت است(مولوی، دیوان شمس، غزل ۴۰۰، بیت ۳)صبر و خاموشی جَذوبِ رحمت است(مولوی، مثنوی، دفتر ۳، بیت ۲۷۲۵)مَنفَذی داری به بحر، ای آبگیرننگ دار از آب جُستن از غدیرکه اَلَمْ نَشْرَحْ نه شرحت هست باز؟چون شدی تو شرح جو و کُدیهساز؟در نگر در شرحِ دل در اندرونتا نیاید طعنهٔ لٰاتُبْصِرُون(مولوی، مثنوی، دفتر ۵، بیت ۱۰۷۰ تا بیت ۱۰۷۲)هم نبودت عبرت از لیل و نهار؟(مولوی، مثنوی، دفتر ۶، بیت ۱۷۷۹)در مرکز عدم تمام تبدیل ها صورت میگیرد یعنی از انقباض به انبساط رفتن است. (فضاگشایی)تمام پادزهر ها و تبدیل ها، راه حل ها به صورت فکر به تو میتونه داده بشه. پادزهر یعنی درمان درد ها از مرکز عدم می آید.تبدیل یعنی از من ذهنی به جنس اصلی خودت رفتن است.شرط اش این هست که در ذهن نباشی و از جنس ذهن نباشی و در عدم مستقر باشی و صبر کنی منظور اجرای دو مصرع مثنوی دفتر۳ بخش ۲۷۲۵ و غزل ۴۰۰ هست. برای قفل ها و دردها و راه حل های تو براساس تجارب که داری و به زبان خودت به صورت عملی پیغام میده.ناشناسt.me/GanjeHozourMessages




