گزیدهای از تلفن خانم نسرین از اردبیل:من همهاش این ابیات را تکرار میکردم به فرمایش شما، بعد یک رو…
انتشار: 2026/08/15 04:53 UTCدریافت: 2026/08/15 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:12 UTC
گزیدهای از تلفن خانم نسرین از اردبیل:من همهاش این ابیات را تکرار میکردم به فرمایش شما، بعد یک روز از خواب بلند شدم، بدون اینکه اصلاً هیچچیز فکر کنم، چشمم را باز کردم گفتم زندگی سلام. بعد یک دنیایی برایم باز شد، دنیایی برایم باز شد، انگار در این صندوق یک دریچهای باز شد که این فضا هِی میرفت به من نشان داده میشد.البته همیشه میگفتم خدایا فضاگشایی یعنی چه؟ به آن شیوهای که خودم میدانستم فضاگشایی میکردم، ولی واقعیتش هنوز برایم تجربه نشده بود، ولی آن موقع دیدم که یک فضایی باز شد، باز شد، باز شد، باز شد، بیکران که میگفت.بعد، بعد از اینکه متوجه شدم این فضا باز شد، باز شد، تمام وجود من تمام ذرات وجودم را حس میکردم که شاد هستند، دارند میرقصند. خواستم از شما سپاسگزاری کنم برای برنامهتان که یک راهی است و من واقعاً هرچه این مولانا را میخوانم بیشتر،یعنی هر دفعه عزمم جزم میشود که دقیقتر بخوانم بیشتر، چون ایمان آوردهام به آن. این بار واقعیت برای من عینی شد که این مثلاً ابیاتی که مولانا میگوید،از آن صحبت میکند انگاربرایم به حقیقت پیوست،انگار که من دیدم آن را.کوثر 🙏t.me/GanjeHozourMessages




