
محبّت کن تا محبّت ببینی...کانال شخصی کیوان عثمانی«کانالی در بیان تجربیات شخصی در عرصههای مختلف زندگی ... علمی ندارم لیکن کمی مطالعه کتب مختلف را در برنامه خود دارم.»@navavi_al_kurdi68جهت ارتباط با بندهی حقیر@navavi_al_kurdi
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 47 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 41 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
یکی از ادعاهای مشهور و رایج درباره خاستگاه میلاد پیامبر اکرمﷺ، انتساب ابداع و تأسیس این مراسم به فاطمیان مصر است. استنادکنندگان این دیدگاه اغلب به گزارشهای امام مقریزی (رحمهالله) استناد میکنند؛ اما این ادعا از نظر تاریخی فاقد صحت است. مقریزی (رحمهالله) در آثار خود تصریح نکرده که فاطمیان نخستین کسانی بودهاند که مولودی را پدید آوردهاند، بلکه صرفاً گزارش داده است که آنها در دوران حکومت خود، مراسم عید میلاد نبویﷺ را برگزار میکردند. بنابراین، میان «برگزاری یک مراسم» و «ابداع آن» تفاوت ماهوی وجود دارد. این برداشت که فاطمیان بنیانگذار این عمل هستند، غالباً برآمده از تحلیلهای نویسندگان معاصر است، چرا که در متون مورخان متقدم، هیچ اشاره صریحی به اینکه فاطمیان مؤسس جشن میلاد نبوی بودهاند، دیده نمیشود.در دوران حکومت فاطمیان، بهویژه در عصر المعز لدینالله، اعیاد رسمی حکومتی به دو دسته تقسیم میشد: «اعیاد عام» و «اعیاد خاص». اعیاد عام شامل مراسمی همچون میلاد نبویﷺ و عید هجرت بود، در حالی که اعیاد خاص شامل مراسمی مانند عید غدیر و نظایر آن میگشت. نکته قابل توجه این است که اعیاد عام در میان جمعیت اهلسنت که تحت حاکمیت فاطمیان میزیستند، بسیار مورد توجه بود. به گونهای که حتی زمانی که یکی از وزرای سنی خلافت فاطمی به دلایل سیاسی تلاش کرد اعیاد رسمی حکومتی را ملغی کند، مردم همچنان بدون ممانعت جدی از سوی حکومت، به برگزاری آنها ادامه میدادند. در واقع سیاست فاطمیان در رسمیت بخشیدن به این اعیاد عام، تا حد زیادی در راستای جلب رضایت اکثریت اهلسنت و کاهش تنشهای مذهبی بهویژه در تقابل با دستگاه خلافت عباسی در بغداد بوده است.از سوی دیگر، برگزاری منسجم و سازمانیافته میلاد نبویﷺ، معمولاً به سلطان مظفرالدین کوکبری (رحمهالله)، حاکم اربیل، منسوب است. او که حاکمی عادل و سنیمذهب بود، این عمل مبارک را به صورت سالیانه و با شکوه خاصی در اربیل برپا میکرد. طبق گزارشهای تاریخی، وی این مراسم را از طریق شیخ معینالدین عُمر ملاء (رحمهالله) اخذ و توسعه داد. شیخ عمر ملاء، فردی صالح و عابد و از صوفیان مورد وثوق سلطان نورالدین زنگی (رحمهالله) بود که نقش پررنگی در مدیریت امور موصل و نظارت بر ساخت مسجد جامع نوری داشت. نقل است که سلطان نورالدین زنگی (رحمهالله) در سفرهای خود به مناطق موصل و اربیل، پیش از هر کاری به دیدار شیخ عمر ملاء میرفت و با وی مشورت میکرد.✍️ کیوان عثمانی
در شهریور ماه سال ۱۴۰۴، نخستین نسخه از کتاب میلاد پیامبر اکرمﷺ در کانال نشر گردید. امسال، با اصلاحات و تغییراتی اندک، نسخه جدیدی از این اثر را منتشر مینمایم؛ امید است که این اثر، مقبول حق تعالی و سپس خوانندگان محترم قرار گیرد. آنچه در این کتاب میخوانید، شرحی است بر مقالۀ علمی ماموستا بهزاد مهدویان که با استناد به قرآن و سنّت و اقوال علما، و مبتنی بر کتابهای اصولی، فقهی و تاریخی، به تبیین جایگاه و جواز مراسم مولودی پرداخته شده است. ✍️ کیوان عثمانی
امام حسن البنّا-رحمهالله- (م1368هـ) میگوید:«[به یاد میآورم] معمولاً در سالگرد میلاد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مهرگانی (جشن و سرور) بپا میساختیم و از اول تا دوازدهم ربیع الاول هر شب کاروان تظاهراتی از منزل یکی از برادران اهل طریقت به راه میانداختیم.» 📚 خاطرات حسن البنّا، ترجمه: جلال الدین فارسی، (تهران: انتشارات برهان، چاپ اول، 1358)، ص50.هنگام مطالعۀ کتاب مذکور در ادامه سخنان شیخ حسن البنّا (رحمهالله) مطلبی ذکر شده بود که بسیار مرا تحت تأثیر قرار داد بهطوری که حالم دگرگون گردید و چشمانم را اشکبار کرد. جا دارد به همین مناسبت بخشی از این مطلب را در اینجا نقل نمایم. حسن البنّا (رحمهالله) میگوید: «...اتفاقاً شبی نوبت به برادرمان شیخ شلبیرجال (رحمهالله) رسید. طبق معمول پس از نماز عشاء به خانهاش رفتیم، دیدیم خانه تمیز و روشن و مجهز و آماده است. شربت و قهوه مثل همیشه آوردند و خوردیم، کاروان تظاهرات به راه افتاد و سرودهای رسمیمان را با نشاط و شادمانی هرچه بیشتر شروع به خواندن کردیم و بانگ شادی به آسمان رساندیم. کاروان بالاخره به محل اولیه بازگشت و چند دقیقهای با شیخ شلبی نشستیم. همین که خواستیم برخیزیم دیدیم در حالی که لبخندی لطیف به لب دارد میگوید: فردا ان شاءالله صبح زود بیایید تا "روحیه" را بگور سپاریم. حالا این روحیه تنها فرزند اوست که خدا تقریباً یازده سال بعد از ازدواجش به او عنایت فرموده، و به قدری به او علاقه داشت که حتی در موقع کسب و کار هم از او دور نمیشد، تا بزرگ و برومند شده بود و چون به منزلۀ روحی بود که در بدنش باشد اسمش را روحیه گذاشته بود. بُهمتمان زد و پرسیدیم: کَی مرده؟ گفت: همین امروز نزدیک غروب. گفتیم: پس چرا به ما اطلاع ندادی تا کاروان را از منزل دیگری به راه اندازیم؟ گفت: مگر حالا چطور شد، غممان کمتر شد و تسکین یافت، ماتمی به جشنی بدل شد، از این نعمت چه بالاتر؟...» 📚 همان، صص50 – 51.✍️ کیوان عثمانی
#جمعه_روز_صلوات «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَآلِ إِبْرَاهِيمَ»📚صحيح البخاری، ج8، ص121 ح4798.@navavi_al_kurdi68
یک نفر در خطبههای نماز جمعه در بانه، خطاب به برخی از ایزدیهای اقلیم کردستان که – علیالظاهر- به اسلام و مسلمانان اهانت کرده بودند، سخنانی تند و تهدیدآمیز بیان کرده است. بنا بر توضیح خود او، کلیپ وی قیچی شده و مخاطب این سخنان صرفاً گروهی خاص از ایزدیها بودهاند، نه عموم شهروندان ایزدی.صرفنظر از اینکه چنین خطابهای تا چه اندازه درست، سنجیده یا در شرایط کنونی به مصلحت بوده است، گروهی از ماموستایان با صدور بیانیهای آن را محکوم کردهاند؛ اما در این بیانیه حتی اشارهای کوتاه نیز به رفتار کسانی نشده است که با اسلامستیزی، به نام کُرد و دفاع از هویت کُردی، به اسلام و مقدّسات مسلمانان اهانت میکنند.بدیهی است هرگونه تهدید، توهین و تحریک علیه افراد یا گروهها، صرفنظر از هویت دینی و قومی آنان، شایسته نقد و محکومیت است. با اینحال، محکومیت یکجانبه و نادیدهگرفتن توهینهای آشکار به مقدّسات میلیونها مسلمان، نهتنها با عدالت و انصاف سازگار نیست، بلکه میتواند به برداشتهای دوگانه و سیاسی از مسئله دامن بزند.انتظار میرود ماموستایان دینی، پیش از آنکه در پی اثبات مردمیبودن خود باشند، جایگاه ربّانی، اخلاقی و اصلاحگرانه خویش را حفظ کنند؛ یعنی همزمان با دفاع از کرامت انسانها و پرهیز از خشونت و تهدید، در برابر اهانت به مقدّسات نیز با صراحت، عدالت و بیطرفی موضع بگیرند. رسالت عالم دینی، دامنزدن به احساسات و جلب رضایت گروهی خاص نیست؛ بلکه دعوت به حق، حفظ انصاف، جلوگیری از افراطگرایی و اصلاح جامعه بر پایه حکمت و اخلاق است.✍️ کیوان عثمانی
بزرگترین نعمت بر این امت، ولادت سیدنا و مولانا رسول اللهﷺ است؛ نعمتی که به اقتضای تحدیث نعمت، شکرگزاری و سپاسگزاری بر آن لازم است.✍️ کیوان عثمانی
برخی نقل کردهاند که شیخالاسلام ابندقیق العید-رحمهالله- (م702هـ)،- از بزرگان و علمای برجسته شافعیه- با علامه ابنتیمیه حرانی-رحمهالله- (م728هـ)، ملاقات داشته و او را تمجید کرده است؛ در حالی که این نقل خالی از اشکال نیست: نخست آنکه ابنتیمیه-رحمهالله- در سال 705هـ.ق وارد مصر شد (نک: العقود الدرية من مناقب شيخ الإسلام أحمد بن تيمية، ابن عبدالهادی، ص264؛ غاية الأمانی فی الرد على النبهاني، ج2، ص234)، در حالی که ابندقیق العید-رحمهالله- قاضی مصر بوده و پیش از آن تاریخ وفات یافته بود. دوم آنکه نوع بیانی که در تمجید ابنتیمیه-رحمهالله- از وی نقل شده، با منشِ گفتاری ابندقیق-رحمهالله- سازگار نیست؛ چرا که وی در خطاب با همگان، از حاکم گرفته تا دیگران، معمولاً تنها از واژۀ «ای انسان» استفاده میکرد؛ به استثنای دو نفر: «علاءالدین باجی» (م714هـ) که به او میگفت: «ای امام» و « ابن الرِّفْعه» (م710هـ) که به او میگفت: «ای فقیه»؛ چنانکه امام تاجالدین سُبکی-رحمهالله-(م771هـ) در "طبقات الشافعیه" (ج10، ص340) از پدرش امام تقیالدین سُبکی-رحمهالله-(م756هـ) نقل نموده و به این نکته تصریح کرده است.✍️ کیوان عثمانی
کارل مارکس- به زعم خودش-، ذات دین را بدون هیچ قیدی، افیون ملتها توصیف کرده است. با این حال، بخشی از جریانهای فکری- در کمال تعجب- با نوعی تقلیلگرایی، سعی دارند با بهرهگیری از آن عبارت مارکس در جهت تخطه کردن مخالفان، این نقد را به خوانش و تفاسیر بشری از دین محدود کنند؛ در حالی که سخن مارکس صراحتاً خود ماهیت دین را هدف قرار داده است.این جریان، از یک سو رفتارهای برخیها را که مبتنی بر خرافه و بدعت -که ماهیت آنها بستگی به زاویه دید دارد- به عنوان تجلی همان افیون مدنظر مارکس معرفی میکنند تا ماهیت وجودی آنها را تخریب کنند؛ اما از سوی دیگر، وقتی با جنایات، تکفیرها و فسادهای ناشی از همان خوانشها که از دین میشود و مدعی قرآن و سنت هم هستند، روبرو میشوند، آنها را صرفاً تندروی و افراطگرایی از منظر اسلامستیزها و سکولارها مینامند.این رویکرد گویی نشان میدهد که معیار اسلامستیز برای قبول یا ردّ دین، تنها خوانشهای غلط است و نه خود دین. اما واقعیت این است که این ستیز، نه با تفسیر، بلکه با ماهیت و هستی دین در تعارض است؛ چرا که مشکل آنها (اسلامستیزها) نه با اشتباهات خوانندگان از دین، بلکه با اصالت دین است. ✍️ کیوان عثمانی
شیخِ صوفی، امام ابن عطاءالله اسکندری-رحمهالله- (م709هـ) در "حکم عطائیه" خود میگوید:إذا التبس عليك أمران فانظر أثقلهما على النفس فاتّبعه، فإنّه لا يثقل عليها إلا ما كان حقّا.هرگاه دو امر بر تو مشتبه شد [و میان دو راه مردد ماندی]، پس به آن موردی بنگر که بر نفس سنگینتر است و از آن پیروی کن؛ چرا که بر نفس، چیزی جز آنچه حق است، سنگین نمیگردد.امام احمدبنعجیبه-رحمه الله- (م1224هـ) در شرح این حِکم مینویسد:این معیاری درست برای کسانی است که در مسیر سیر و سلوک، و مشغول به جهاد اکبر هستند. خداوند متعال میفرماید:▪️{وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ} (حج: 78)▫️ترجمه: «و در راه خدا، چنان جهاد کنید که حقِ جهاد اوست.» و نیز میفرماید: ▪️{وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا} (عنکبوت: 69)▫️ترجمه: «و کسانی که در راه ما جهاد کنند، قطعاً آنان را به راههای خود هدایت میکنیم.»پس هر آنچه بر نفسِ سالک (مريد) سنگینی کند و نفس از آن گریزان باشد، همان حق است؛ بنابراین بر سالک لازم است که از آن پیروی کند. و هر آنچه بر نفس آسان باشد، باطل است و در آن بهرهای از [میل و هوای] نفسانی نهفته است؛ پس باید که از آن دوری گزیند.البته این سنگینی و سبکی تفاوتهای زیادی دارد؛ زیرا چه بسا امری بر یک نفس سنگین باشد اما بر نفس دیگر سبک؛ برای مثال، بر برخی سنگینی سکوت رواست، اما بر برخی دیگر سخن گفتن سنگین است. همانند کسی که در سکوت پرورده شده است. بر برخی سنگینی تنهایی (خلوتگزینی) است و بر برخی دیگر معاشرت با مردم. بر برخی روزه گرفتن سنگین است و بر برخی دیگر افطار کردن. برخی از انسانها از پرسشگری چنان سنگینی احساس میکنند که گویی در یک لحظه جان میدهند، در حالی که بر برخی دیگر این امر سبک است چون پیشتر به آن عادت کردهاند. و بر این اساس، موارد دیگر را نیز میتوان قیاس کرد.📚ايقاظ الهمم فى شرح الحكم، ابن عجیبة، ص400.✍️ کیوان عثمانی
آق شمسالدین محمد بن حمزه نقشبندی-رحمهالله- (م863هـ)، از صوفیان و مربیان برجسته و حاذقی بود که در تدوین جهانبینی و افکار سیاسی سلطان عثمانی، محمد فاتح-رحمهالله- (م886هـ)، اثرگذاری عمیقی داشت. مداخلات ایشان در عرصههای سیاست و فتوحات، بر پایه اندرزهای معنوی، تجلیگر پیوند میان اخلاق اسلامی و تدبیر سیاسی است.✍️ کیوان عثمانی
امام ابوحامد غزالی-رحمهالله- (م505هـ) که در علم تصوف صاحب نظر و عمل بوده و از پیشگامان و از بزرگترین داعیان و مربیان این طریق است، در کتاب «نصیحة الملوک» به ارائه رهنمودهای حکمرانی پرداخته است. وی این اثر را به سلطان محمد بن ملکشاه-رحمهالله- (م511هـ)، از سلاطین سلجوقی، تقدیم کرد. این اثر با رویکردی تلفیقی از اخلاق و سیاست، به بررسی اصول بنیادین حکومت، قواعد کشورداری، روشهای صحیح تربیت شاهزادگان و ضرورت پایبندی به عدالت و شریعت در مدیریت جامعه میپردازد.✍️ کیوان عثمانی
صوفی و نصیحت ملوکانهچون سلطان طغرلبیگ به همدان آمد، از اولیاء [الله] سه پیر بودند: باباطاهر [عُریان]، باباجعفر و شیخ حمشاد؛ کوهی است بر درِ همدان که آن را خضر میخوانند. پیران در آنجا ایستاده بودند که نظر سلطان بر ایشان افتاد. او کوکبۀ لشکر را برافراشت، پیاده شد و همراه با وزیرش، ابونصر کندری، پیش آنان آمد و دستهایشان را بوسید.باباطاهر که مردی شیفته و وارسته بود، به او گفت: «ای تُرک! با خَلقِ خدا چه خواهی کرد؟» سلطان پاسخ داد: «آنچه تو فرمایی.» باباطاهر گفت: «آنگونه کن که خدا میفرماید.» و آیه را خواند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (همانا خداوند به عدالت و نیکی فرمان میدهد). سلطان گریست و گفت: «چنین خواهم کرد.»باباطاهر دست او را گرفت و پرسید: «آیا از من پذیرفتی؟» سلطان گفت: «آری.» آنگاه باباطاهر سرِ ابریقی (آبریز) شکسته را که سالها با آن وضو گرفته بود، از انگشت بیرون آورد، در انگشت سلطان کرد و گفت: «مملکت عالم را چنین در دست تو کردم؛ پس بر عدل باش.» [نک: راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق، محمد بن علی الراوندی، تصحیح: محمد اقبال، صص98 – 99؛ همچنین بنگرید به: (بازنویسی کتاب: سرگذشت سلجوقیان، نادره جلالی، ص45) - با اندکی تصرف]✍️ کیوان عثمانی
در فضای مجازی، قولی از یکی از متسلفین معاصر نقل شده که گفته است:«…صوفیان سیاست را کنار میگذارند تا دین را پاک نگه دارند، و افراطگرایانِ مرجئه و جامی، سیاست را کنار میگذارند تا حاکم را پاک نگه دارند؛ و همهی اینها درجاتی از سکولاریسماند.»این ادعا اشکالات متعددی دارد. لازم نیست به تمام ابعاد آن بپردازم، اما اشاره به چند نکته مهم ضروری است؛ زیرا گاهی برخی سخنان ظاهری شیرین دارند، حال آنکه در ترکیب آن سمها و مواد فاسدی نهفته است.اولاً: گوینده درباره دسته اول (صوفیان) سخن را به کل صوفیه تعمیم داده، اما درباره دسته دوم تنها به «افراطگرایانِ مرجئه و جامی» اشاره کرده است؛ گویی در میان این جریانها فقط همین عده چنین اندیشهای دارند. نکته برجستهتر اینکه این گروه -که همان دسته از متسلفین هستند- با ذکر عنوان سلفی معرفی نشدهاند؛ انگار گوینده خواسته است سلفیت را با این گروهها یکی نشمارد و تنها به شاخههایی از آنها بدون اشاره به جنبه سلفی بودنشان توجه دهد. هدف از این کار- الله اعلم- به نظر میرسد آن است که مخاطب نسبت به اصل سلفیت حساس نشود؛ زیرا از دیدگاه گوینده، سلفی بودن امری مقدس تلقی میشود. ثانیاً: با کدام دلیل میتوان با چنین قاطعیتی ادعا کرد که صوفیان چنین اندیشهای دارند؟ صوفیان در طول تاریخ رویکردهای گوناگونی داشتهاند:▫️برخی از سیاست فاصله گرفتهاند.▫️برخی در برابر حاکمان به نصیحت یا اعتراض پرداختهاند. ▫️برخی با حکومتها همکاری کردهاند.▫️برخی خود نفوذ سیاسی یا اجتماعی گستردهای داشتهاند. بنابراین نمیتوان درباره همه صوفیان -به جهت ذم آنها- گفت که سیاست را صرفاً برای «پاک نگهداشتن دین» کنار گذاشتهاند. چنین سخنی، پیش از آنکه یک گزاره علمی یا تاریخی باشد، نوعی تعمیم شتابزده است و آشکارا نشاندهنده بیتوجهی به تنوع درونی و واقعی این جریان است.ثالثاً: ادعای «همه اینها درجاتی از سکولاریسماند» نیز نادرست است، چراکه هر عاقلی میداند، هر نوع کنارهگیری از سیاست، سکولاریسم نیست؛ میان «عدم مداخله در قدرتطلبی»، «بیطرفی سیاسی»، «اطاعت از حاکم»، و «جدایی دین از سیاست» تفاوت اساسی وجود دارد. مفهوم سکولاریسم، نفی دخالت دین در اداره جامعه و سیاست است؛ اما ممکن است یک صوفی یا دیگر صاحبان علوم به دلایل شرعی و اخلاقی مانند پرهیز از فتنه یا اعتقاد به ناتوانی خود در اصلاح از میدان سیاست کناره بگیرد بدون اینکه دین را از عرصه عمومی حذف بداند. پس تلقی تمام این مواضع بهعنوان درجههایی از سکولاریسم، خلط میان ترک قدرتطلبی و نفی دخالت دین در سیاست است.در نهایت این قول با توسل به ذهنخوانی، تعمیم شتابزده، و کلیگویی، و در لوای سخنی زیبا، سعی دارد مخاطب را بفریبد. اینگونه قضاوتها یا ناشی از تعصبی کورکورانه است، یا ناشی از قضاوتی نادرست درباره این گروهها، بدون آنکه گوینده به مبانی فکری، آثار مکتوب و مواضع واقعی آنان در برابر ظلم، فساد و حکومت مراجعه کرده باشد.✍️ کیوان عثمانی
برخی در پوشش تقوا و با تکیه بر شعارهای مذهبی، دیگران را با تازیانۀ قرآن و سنت مورد هجمه قرار میدهند. آنان چنان در ذم خرافات و بدعتها- به زعم خودشان-غوطهورند که گویی تنها نگهبانان حقیقت و رهروانِ راه حقاند؛ انگار راهی که آنان و همکیشانشان برگزیدهاند، بیعیب و نقص است. اما این ژست متشرعانه، واقعیت تلخ دیگری را پنهان میکند؛ همان کسانی که با بهرهگیری از نامِ شریعت، حاکمیت اسلام و جهاد، به خونریزی و جنایات گسترده برخاستند و با نام دین، به افساد در زمین پرداختند. اگر رفتار آنان از آنچه به مخالفان نسبت میدهند فراتر نرود، بیشک در مسیر فساد و انحراف، از آنها بسیار بدترند.✍️ کیوان عثمانی
دکتر سفر الحوالی -از متسلفین معاصر- میگوید:▪️الحكم الصحيح في الأشاعرة أنهم من أهل القبلة لاشك في ذلك, أما أنهم من أهل السنة فلا.▫️حکم صحیح درباره اشاعره این است که آنها بدون شک از اهل قبله هستند، اما از اهل سنت نیستند.📚 منهج الأشاعرة فی العقيدة، ص73.البته دکتر در جای دیگری از کتاب خود (ص97) صراحت نموده است که اشاعره، با وجود آنکه از اهل سنت محسوب نمیشوند، در زمره همان هفتاد و دو فرقهای قرار دارند که حکم به گمراهی و بدعت بر آنان جاری است و بر آنان وعید به آتش دوزخ و عدم رستگاری صادر شده است، گرچه در ادامه بیان داشته که این گمراهی مقصود کفر نیست بلکه معصیت در اعتقاد است! ✍️ کیوان عثمانی
ممکن است برخی مدعی شوند که فرد مورد اشاره، عذر به جهل را نمیپذیرد یا به وجود موانع تکفیر قائل نیست؛ درحالیکه وی درباره عقیده و منهج خودش، بهصراحت موانع تکفیر را هم پذیرفته است. بنابراین، حتی در مسئله صدور حکم نیز آنها اختلاف چندانی با یکدیگر ندارند؛ بلکه میتوان گفت یکی از طرفین دیدگاه خود را آشکارا بیان کرده، اما دیگری یا عمداً یا سهواً آن را پنهان میکند، یا هنوز به درجهای از اطمینان و قناعت نرسیده است که وجدانش را قانع کند و آن حکم را اظهار نماید، و یا بیم آن دارد که با بیان صریح چنین موضعی، بخشی از پیروان و مخاطبان خود را از دست بدهد.✍️ کیوان عثمانی
محمدبنشمسالدین، از متسلفین فضای مجازی، چهرهای است که همکیش او عبدالرحمن دمشقیه نیز از وی حمایت میکند؛ هر دو در اروپا فعالیت دارند و در سایۀ حکومتهای کفر، به تکفیر و تبدیع ائمه و بزرگان اهل سنت از جمله امام غزالی، امام نووی و امام سیوطی و دیگر بزرگان پرداختهاند. کار به جایی رسیده که حتی برخی از داعیان سلفی نیز با آن دو، بهویژه محمدبنشمسالدین، مباهله کردهاند.اینکه برخی از متسلفین در برابر این دو تکفیری به پاسخگویی برخاستهاند، فینفسه نیکوست؛ اما مشکل اساسی در همینجا نهفته است؛ نادیده گرفتن اشتراک در ریشۀ اعتقادی دو طرف. بهطور نمونه، یکی از دلایل عمدۀ محمدبنشمسالدین برای تکفیر امام سیوطی، مطالبی است که از ایشان دربارۀ توسل، استغاثه و عقیدۀ اشعری نقل شده است که از منظر وی این اقوال و افعال مصداق کفر و شرک و بدعت است. حال آنکه دیدگاه گروه مقابل دربارۀ این امور نیز کاملاً روشن و معلوم است؛ از نگاه آنان نیز چنین اعمالی مردود و نارواست و تنها از اظهار کفر و شرک خودداری میکنند و برای آن علما-به ظاهر- عذر میآورند. این، تنها نقطۀ افتراق این دو گروه است. محمدبنشمسالدین به این عذر قائل نیست، اما آنان قائل بدانند.بنابراین باید دانست که اختلاف این دو گروه در حکم است، نه در مبنا. هر دو در اصل نفی توسل و استغاثه و ردّ عقیدۀ اشعری همعقیدهاند و هر دو این امور را در شمار بدعت، شرک و کفر میشمارند؛ تنها اختلافشان بر سر آن است که آیا قائلِ این اقوال، خود به کفر و شرک افتاده یا اینکه عذر او پذیرفته میشود. پس آنان که با این تکفیری مباهله کردهاند، در حقیقت با همفکرِ خود نزاع کردهاند، نه با کسی که در اصلِ اعتقاد با آنان اختلافی بنیادین دارد. بلکه این گروه، چه بسا سزاوار ذمی بیش از ذم خودِ محمدبنشمسالدین باشند؛ زیرا او در انحراف خود صریح و آشکار است، اما آنان همان فکر و همان مبنا را دارند و تنها در ظاهرِ حکم، خود را از او جدا کردهاند. بدین ترتیب، انحراف در جامۀ مخالفت ظاهری پوشیده میماند و خطر آن نه تنها کمتر نیست، بلکه افزونتر است؛ چراکه از دیدگاه طرفداران ابن شمسالدین آنان با نزاع بر سرِ فرع، اصلِ خطا- به زعم خودشان- را عملاً تأیید میکنند و راه را برای ترویج همان اندیشه هموار میسازند! ✍️ کیوان عثمانی
#جمعه_روز_صلوات «اللهُمَّ اجْعَلْ صَلاَتَكَ وَرَحْمَتَكَ وَبَرَكَاتِكَ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ، وَإِمَامِ الْمُتَّقِينَ، وَخَاتَمِ النَّبِيِّينَ، مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ، وَقَائِدِ الْبِرِّ، وَرَسُولِ الرَّحْمَةِ، اللهُمَّ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُودًا يَغْبِطُهُ بِهِ الأْوَّلُونَ وَالآخِرُونَ» 📚سنن ابن ماجه، ج1، ص293 ح906؛ الترغيب والترهيب، المنذری، ج2، ص329 ح2588.@navavi_al_kurdi68
این روزها مجریهای صداوسیما چنان لحن پرخاشگرانهای به خود گرفتهاند که باید کنار هر تلویزیون بنویسند: «این برنامه برای افراد زیر ۱۸ سال، بالای ۶۰ سال و حتی افراد ۱۸ تا ۶۰ سالِ حساس مناسب نیست!» یعنی برای دیدن یک برنامه کارشناسی ساده هم باید اول کلاس کنترل خشم را با نمرۀ عالی گذرانده باشی؛ وگرنه مجری همان ثانیۀ اول با یک غرّش، هم اعصابت را خرد میکند، هم انگیزۀ ادامۀ زندگیات را!مجری شبکه سه خطاب به کشورهای عربی: حبیبی کیف حالک؟... من: یاد کاراکتر داعشی فیلم «به وقت شام» افتادم؛ همان که با ریشی قرمز، لبخندی شیرین و لحنی نرم به اسیر ایرانی گفت: «چطوری ایرانی؟»✍️ کیوان عثمانی
برخی افراد در مجالس و محافل چنان رفتار میکنند که گویی یبوست ناگهانی به مجلس زده است؛ یکدفعه همه چیز قفل میشود، لبخندها منقبض میشوند. مجلس چنان قبض میشود که نه تنها حاضران، که سماور و استکان هم از کار میافتند ... ✍️ کیوان عثمانی
اینکه عدهای در این مملکت بدون هیچ واهمهای به خود اجازه میدهند مقامات کشوری و لشکری را آماج ناسزا و تهمت قرار دهند و آب از آب تکان نخورد، نشاندهندۀ یک تناقض آشکار در اجرای عدالت است. در حالی که طبق قانون مجازات اسلامی، حتی یک توهین ساده میتواند فرد را با جریمههای نقدی سنگین مواجه سازد.این رفتارها مصداق بارز این باور تلخ است که «قانون تنها بر گُردۀ ضعیفان سنگینی میکند»؛ چرا که اگر شهروندی در پی تضییع حقوقش در یک اداره، از روی استیصال و خشم، کوچکترین ناسزایی به کارمند خاطی بگوید، دمار از روزگارش درمیاورند. چرا همین قانون در برابر توهینکنندگان بلندگوبهدست که معلوم نیست به کجا متصلاند، سکوت اختیار کرده است؟ این دوگانگی در برخورد، دقیقاً همان جایی است که مردم را به این نتیجه میرساند که قانون، نه یک ابزار برای عدالت، بلکه ابزاری برای سرکوب ضعیفان است. اینکه عدهای با دست باز به کل ساختار مملکت توهین میکنند و گویی هیچ قانون و ضابطهای برایشان وجود ندارد، نهتنها اعتماد عمومی را از بین میبرد، بلکه قبح توهین و بیقانونی را نیز در جامعه میشکند.✍️ کیوان عثمانی
برخی مدعیان بیهویت، با وقاحتی کمنظیر، خود را صدای مردم نامیده و به دروغ ادعای نمایندگی ملت را در مسیر اعتراضات مطرح میکنند. این اشخاص، کار خود را با دروغِ بزرگ وکالتِ بیسند آغاز کرده و بر پایۀ این شالودۀ فریبکارانه، داعیهدار حقطلبی، عدالتخواهی و مبارزه با ظلم شدهاند؛ گویی نمیدانند که بنایی که بر پی دروغ نهاده شود، جز فریب افکار عمومی و خیانت به حقیقت، نتیجهای در بر نخواهد داشت.✍️ کیوان عثمانی
آقای عبدالقادر ترشابی مجری و کارشناس شبکه کلمه با وقاحت تمام، چنان بر لزوم بازگشت به دوران پهلوی و تحمیل سکولاریسم بهجای نظام جمهوری اسلامی پافشاری میکند که گویی برای این ادعای باطل، حجتی در قرآن و سنت یافته است؛ حال آنکه چنین رویکردی نه تنها فرسنگها با مبانی اصیل قرآن و سنت فاصله دارد، بلکه تلاشی مذبوحانه برای تطبیق مکتب سکولار مزعوم با دین است که جز رسوایی برای گوینده آن حاصلی در پی نخواهد داشت!✍️ کیوان عثمانی
شبکه کلمه افسار پاره کرده است؛ چنان در پهلویسم ذوب شدهاند که گویی رسالتشان تنها دعوت مردم به این جریان بوده است؛ هرچند حقیقت آن است که آنان پیش از این نیز، جز در مسیر بطالت و تفرقهافکنی، گامی در هیچ راه درستی بر نداشتهاند.✍️ کیوان عثمانی
خانم شیما کاتوزیان که عمدتاً به عنوان یک بیوتیبلاگر ایرانی شناخته میشود، به دلیل سبک خاص بیان و مدیریت محتوایش، طرفداران زیادی دارد. اما فعالیتهای او تنها به دنیای آرایش و زیبایی محدود نمیشود. او از قدرت کلام خود برای ترویج دیدگاههای رادیکال فمینیستی و ایجاد تنشهای جنسیتی استفاده میکند و با ورود به مباحث حقوقی در جوامع مسلمان، اهداف مغرضانهای را دنبال میکند.انتخاب او به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد تأثیرگذار سال ۲۰۲۶ توسط مجله «تایم»، نشاندهنده یک الگوی مشخص است. به نظر میرسد رسانههای غربی، افرادی را انتخاب میکنند که در مسیر تضعیف فرهنگ و ارزشهای دینی جوامع اسلامی حرکت میکنند. در این میان، اگر فردی مهارت هنری یا اجتماعی هم داشته باشد، از آن به عنوان یک پوشش استفاده میشود تا انتخابهای سیاسی و فرهنگی آنها، پذیرفتنیتر جلوه کند. در واقع، چهرههایی مثل شیما کاتوزیان یا مسیح علینژاد، نماد افرادی هستند که بر اساس معیار تقابل با فرهنگ اسلامی و سنتی از سوی غرب ستایش میشوند.✍️ کیوان عثمانی
برخی انسانها هنری ندارند جز اتهام زدن و قضاوتهای عجولانه! نگاهشان سیاه و سفید است، حق را فقط در خود میبینند و با همان نگاه محدود، در مسیر باطل، همگان را قضاوت میکنند. مشکل آنها نه در نگاهشان، که در خودشیفتگی آنهاست.✍️ کیوان عثمانی
تبدیل احکام شرعی به دستورالعملهای اختیاری، نوعی لیبرالیسم مذهبی است که با هدف سازگاری با الگوهای سکولار شکل گرفته است. این رویکرد، با ماهیت نظاممند و الزامآور شریعت در تضاد است و نوعی تحریف در مفهوم حاکمیت الهی محسوب میشود.✍️ کیوان عثمانی
یا هازم الأحزاب...{وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ} [انفال: 17]
کاخ سفید توئیت زده: خدا سربازان ما را حفظ کند!؛ این یعنی آنها بیپروا نام خدا را سپر تجاوزات نظامیشان به کشورها از جمله ایران قرار دادهاند. عجیب است که کسی جنایات سازمانیافته آنها را به نام خدا نمینویسد، اما اگر مسلمانی هنگام دفاع از وطن و ناموس خود اللهاکبر بگوید، فورا برچسب خشونت دینی میخورد. ✍️ کیوان عثمانی
پروردگارا! ایران را از شر دشمنانت از نتانیاهو و ترامپ و سربازانشان حفظ کن و مکر آنان را به خودشان برگردان و دریا و هوا و زمین را برای آنها تنگ و سخت بگردان و ادوات جنگی آنها را که بسان فرعون بدان اعتماد و توکل کردند درهم بکوب... اللهم آمین
اللهم انصر الاسلام والمسلمیناللهم انصر المجاهدین فی سبیلک فی کل مکان
#جمعه_روز_صلوات «بِسْمِ اللَّهِ وَالسَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، وَاغْفِرْ لَنَا، وَسَهِّلْ لَنَا أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ»📚سنن ابن ماجه، ج1، ص253 ح771؛ فضل الصلاة على النبي لإسماعيل بن إسحاق، ص73 ح82.@navavi_al_kurdi68
بیش از دو سال غزه زیر چکمههای رژیم سفاک صهیونیستی به کشتارگاه انسانی تبدیل شد؛ هزاران زن و کودک تکهتکه شدهاند و جهانی در سوگ است، اما در عربستان سعودی، انگار که نه انگار! در حالی که خون برادران عرب در غزه بر زمین میریخت، آقای بنسلمان و دار و دستهاش در حال برگزاری جشنهای مبتذل و رقصهای شرمآور بودند. این اوج وقاحت حکومتی است که خود را خادمالحرمین مینامد، اما عملاً به نوکر آمریکا تبدیل شده است تا جایی که ترامپ با کمال پر رویی خطاب به بنسلمان میگوید باید ما تحت وی را ببوسد! چطور آلسعود برای سرکوب ملت مظلوم یمن، آن ائتلاف ننگین را با عدهای از کشورهای مسلمان عرب و عجم و غیرمسلمان تشکیل میدهد، اما اینها در برابر قاتلان اصلی امت اسلام، لالمونی گرفتهاند؟ آلسعود، آن ائتلافی که علیه یمن راه انداخته است، نشاندهنده قدرت نیست؛ نشاندهنده نهایت ذلت و ترس است که در میدان نبرد، جرأت رویارویی با یمنیها را ندارند.حالا که این آل سعود، آبرویش را با سکوت در برابر جنایات غزه و همدستی با استکبار به حراج گذاشته، باید تاوان این خیانت را بدهد. عربستان با این سیاستهای ذلتبار، خودش را رسماً در فهرست اهداف مشروع قرار داده است. دست توانای جبهه مقاومت یمن برای درهمکوبیدن تمام نقاط راهبردی، سکوهای نفتی و شریانهای اقتصادی عربستان و شرکای فاسدش بازتر از همیشه است. دیگر زمان مماشات تمام شده؛ بابالمندب به گلوگاه خفگی اینها تبدیل میشود تا طعم تلخ خیانتشان را با تمام وجود حس کنند.✍️ کیوان عثمانی
در ادامه جریانسازیهای مغرضانه علیه شعائر اسلامی، پس از شایعات بیاساس پیرامون اذان و ارتباط آن با اجرای حکم اعدام، اخیراً ادعای کذب و هتاکانۀ دیگری در فضای مجازی در حال بازنشر است. ادعا شده است که دختران باکرۀ محکوم به اعدام، پیش از اجرای حکم، مورد تعرض جنسی قرار میگیرند. این شایعه که با هدف تحریک احساسات عمومی و ترویج اسلامستیزی توسط جریانهای برانداز و شبکههای نفوذی سایبری صهیونی طراحی شده، در حالی با سوءاستفاده از فضای هیجانی منتشر میشود که با هیچ منطق شرعی، قانونی و اخلاقی سازگار نیست.باید تأکید کرد که در هیچیک از منابع فقهی اسلام و متون قوانین جمهوری اسلامی ایران، چنین عملی جایگاهی ندارد. ریشۀ این روایت دروغین به سالهای آغازین انقلاب 57 بازمیگردد که توسط گروه تروریستی مجاهدین خلق جعل شد و در همان زمان نیز توسط مراجع و نهادهای مربوطه بهطور رسمی تکذیب گردید. احیای این ادعای کهنه و بیاساس در شرایط کنونی، تنها بخشی از یک عملیات روانی سازمانیافته برای تسخیر ذهن مخاطبان سادهانگار و ایجاد شکاف و تنفر میان مردم و باورهای دینیشان است.✍️ کیوان عثمانی
اخیراً در شهر اصفهان، حکم اعدام دو تن از محکومان حوادث دیماه ۱۴۰۴ که به جرم قتل، محاربه و... محکوم شده بودند، در حین طلوع آفتاب اجرا شد. در پی این واقعه، برخی جریانهای مخالف با ایجاد پیوندی ساختگی میان «زمان اجرای حکم» و «اذان صبح»، ضمن مخالفت با اصل حکم، به ساحت شعائر اسلامی نیز توهین کردند. بررسیها نشان میدهد که هسته اصلی این هجمهها متعلق به جریانهای سلطنتطلب است که با سوءاستفاده از این واقعه، درصدد تخطئه اسلام و مسلمانان و تحریک هیجانات عمومی هستند.اولاً: ادعای ارتباط میان «زمان اعدام» و «اذان صبح» یک فرضیه ساختگی است؛ چرا که در دوران پهلوی نیز اعدامها بهطور گسترده و غالباً در سحرگاه یا سپیده دم انجام میشد. بهطور نمونه:اعدام اعضای گروه فدائیان اسلام در سحرگاه ۲۷ دیماه ۱۳۳۴، اعدام ۶ تن از سران شورشیان عشایر در سحرگاه ۱۳ مهر ماه ۱۳۴۳ و اعدام بنیانگذاران مجاهدین خلق و ۲ تن از اعضای مرکزیت سازمان در سحرگاه ۴ خرداد ماه ۱۳۵۱ همگی در همان بازه زمانی انجام شده است. بنابراین، اجرای حکم در سحرگاه، یک رویه است که فراتر از جریانات سیاسی کنونی، ریشهای تاریخی و امنیتی دارد.ثانیاً: از منظر قانونی، هیچ پیوندی میان «اذان صبح» و «زمان اعدام» وجود ندارد. هدف از انتخاب زمان سحرگاه، مدیریت امنیتی، کنترل اجتماعی و جلوگیری از اخلال در اجرای حکم است. در همین راستا، ماده ۴۱ «آییننامه نحوه اجرای احکام سلب حیات» (مصوب ۱۳۹۸) صراحتاً مقرر میدارد: «زمان اجرای مجازات سالب حیات حین طلوع آفتاب است؛ مگر آن که دادگاه زمان دیگری را تعیین کرده باشد.»بدیهی است که میان «اذان صبح» و «طلوع آفتاب» فاصله زمانی وجود دارد. در تاریخ اجرای اعدام آن دو محکوم در اصفهان، وقت اذان صبح ساعت ۰۳:۴۲ و زمان طلوع آفتاب ساعت ۰۵:۱۵ بوده است. آنچه مخالفان به سوءاستفاده از آن پرداختهاند، صرفاً یک «همزمانی اتفاقی» بوده است؛ به این معنا که تجمع برخی افراد در محل (میدان علیخانی) پیش از ساعت مقرر، با پخش همزمان اذان از بلندگوهای مساجد در آن موقعیت زمانی تلاقی یافته است.در نهایت، نسبت دادن عمدی اجرای حکم به «اذان صبح»، کذبی محض و تلاشی هدفمند برای تخریب چهره دین و شعائر اسلامی است.✍️ کیوان عثمانی
پریشانی چهرۀ مردانی که مسئولیت تأمین معیشت خانوادهها را بر عهده دارند، صرفاً نشانی از ناامیدی شخصی نیست، بلکه نشانۀ فروپاشی قدرت خرید در برابر تورم افسارگسیخته است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نوعی شرمندگی اجتماعی است که در آن، تأمین ضروریات زندگی برای پدران و سرپرستان، به چالشی طاقتفرسا بدل گشته است. متأسفانه، با اتخاذ سیاستهای مبهم و تأییدهای غیرمستقیم افزایش قیمتها، دولت بیش از آنکه راهگشا باشد، به تثبیت این روند صعودی مخرب کمک کرده است. این وضعیت، فراتر از یک نوسان اقتصادی، یک بحران بسیار عمیق اجتماعی است.✍️ کیوان عثمانی
طرفداران ایران باستان و هواداران نظام سلطنتی باید به این واقعیت تاریخی توجه کنند که امپراتوریهای ایران باستان، همواره در تقابل با قدرتهای غرب مانند یونان و روم بود. جنگهای فرساینده و تمدنسوز میان شاهان ایران و امپراتوریهای غرب، گویای یک دشمنی دیرینه و ساختاری است. چگونه کسانی که با افتخار از شکوه این دوران یاد میکنند، امروزه با رویکردی متناقض، قدرتهای غربی را تنها منجی و تکیهگاه خود میبینند؟ این نگرش، گویی پذیرش نوعی «اسکندر مدرن» است؛ قدرتی که اگرچه با شعارهای متفاوت میآید، اما میتواند همان پیامدهای ویرانگر تسلط بر خاک، جان و مال میهن را تکرار کند!✍️ کیوان عثمانی
علی بن ابی طالب (رضیاللهعنه) میگوید: رسول اللهﷺ میفرمایند: ▪️«الْمَهْدِيُّ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، يُصْلِحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةٍ» ▫️ترجمه: «مهدی از ما، اهل بیت است، الله او را در یک شب اصلاح میکند.»📚 سنن ابن ماجه، ج2، ص1367ح4085؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص74ح645؛ مسند أبی يعلى الموصلی، ج1، ص359ح465؛ مصنف ابن أبی شيبة، ج7، ص513ح37644-: «إسناده حسن» (التيسير بشرح الجامع الصغير، المناوی، ج2، ص458). رجال این حدیث از ثقات و معتمدین هستند جز یکی از آنها به نام "یاسین العجلی" که "مختلف فیه" است، یحیی بن معین، ابوزرعه، یعقوب بن سفیان وی را توثیق کردهاند و در مقابل بخاری و برخی دیگر او را تضعیف نمودهاند. (تهذيب التهذيب، ابن حجر، ج11، صص 172 – 173 رقم 294) در حالی که به این راوی ایرادی وارد نیست و او را با راوی دیگری اشتباه گرفتهاند. (نک: تقریب التهذیب، ابن حجر، ص587 رقم7491).✍️ کیوان عثمانی
حدود ۲۳ سال پیش جزوهای به دستم رسید که نامش در خاطرم نمانده، اما محتوای بخشی از آن بر حرمت «عکسبرداری» تأکید داشت و بدون ارجاع به آرای علمای برجسته از مذاهب اربعه، تنها به ذکر برخی احادیث اکتفا کرده بود. آن کتاب که برآمده از یک گرایش فکری خاص بود، چنان در من اثر گذاشت که مدتی از عکس گرفتن پرهیز میکردم.هرچند در ظاهر این کنارهگیری را به پای تعبد و شرع مینوشتم تا برای دیگران توجیهی داشته باشم، اما حقیقت ماجرا چیز دیگری بود؛ من به دلیل اندام نحیف و عدم اعتماد به نفس در برابر دوربین، غالباً از عکس گرفتن گریزان بودم. بعدها دریافتم که حرمت عکسبرداری، برداشتی نادرست است که چندان مقبول نظر علمای مذاهب اربعه نیست و صرفاً استنباطی اشتباه از برخی از احادیث است.اما آنچه امروز مرا بیش از هر چیز در پیشگاه خداوند شرمگین میسازد، آن «نگرش معیوب» است؛ اینکه چگونه با ابزار قرار دادن دین، ضعف شخصی خود را با جامهای از تقدس پوشاندم. این تجربه، آینهای شد تا دریابم بسیاری از ما چگونه رفتارهای سلیقهای یا ناتوانیهای شخصیمان را با ظاهری دینی توجیه میکنیم و بدینسان، با برداشتی دلبخواه از شرع، عمل باطل خود را میآراییم. الحمدلله سالهاست این رویه را کنار گذاشتهام، اما همچنان از مشاهدۀ این آفت اخلاقی در جامعه که دینبازیچه کردن برای مقاصد شخصی است، افسوس میخورم.✍️ کیوان عثمانی
#جمعه_روز_صلوات «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» 📚صحيح ابن خزيمة، ج1، ص351 ح711؛ صحیح ابن حبان، ج5، ص289 ح1959.@navavi_al_kurdi68
آمریکا با کمال لطف و شفقت اعلام کرد که عربستان سعودی اجازه دارد از تکنولوژی هستهای صلحآمیز استفاده کند. وسط این نمایش بزرگ، یکی از آن نخبگان دور از سیاست، با یک سوال ساده پرسید: خب، ایران هم ادعای استفاده از همین تکنولوژی را دارد؛ پس چرا برای عربستان "بله" و برای ایران "نه"؟جوابشان هم مثل همیشه، به طرز خندهداری شفاف بود: چون برای عربستان، آمریکا باید در اولویت باشد و برای رسیدن به این امتیاز، باید اول با توافق ابراهیم دست بدهد.خلاصه که در منطق واشینگتن، علم هستهای با اصل بله قربان گفتن و سازگاری با منافع ما سنجیده میشود، نه با استانداردهای علمی!✍️ کیوان عثمانی
در حالی که دنیا منتظر تصمیم بزرگ جنگی ترامپ برای ایران است، خود او هنوز درگیر فاز تصمیمگیری است. با توجه به پیشینه این مرد، نباید تعجب کرد؛ چون او از آن انسانهایی است که اگر موقع مواجهه با توالت هواپیما گیر کند، میتواند کل استراتژیهای دفاعی جهان را بر اساس فشار شکم تغییر دهد! حالا هم باید ببینیم این تصمیم بزرگ، حاصل تحلیلهای ژئوپلیتیک است یا صرفاً نتیجۀ یک حرکت گوارشی در ارتفاع ۳۰ هزار پایی!✍️ کیوان عثمانی
پس از آنکه ایران در پایگاههای اردن، هیمنۀ پوشالی ارتش آمریکا را درهم شکست و نشان داد که این جنایتکاران تا چه حد آسیبپذیرند، ترامپ متوهم در اوج عصبانیت، خطاب به سنتکام عربده کشیده که چون ایران سربازان ما را به هلاکت رسانده، دروازههای جهنم را به رویشان باز کنید.این وقاحت محض ترامپ، پرده از حقیقتی چرکین برمیدارد؛ برای این مستبدان، جان و خون مردمان کشورهای عربی و امنیت منطقه پشیزی ارزش ندارد؛ آنچه برایشان ظاهراً تقدس دارد، تنها جنازۀ سربازانی است که هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود، تا غرب آسیا گسیل شدهاند تا با بمبهایشان زیرساختهای ایران را ویران و مردم را به خاک و خون بکشند. این یعنی برای واشنگتن، تنها حق زیستن متعلق به متجاوزان است و بقیه، گوشت دم توپ استراتژیهای امپریالیستی آنها هستند.✍️ کیوان عثمانی
واقعاً خندهدار است! فردی که زیر سایۀ تهدیدها و بمبارانهای آمریکای جنایتکار و ائتلاف عبری-عربی علیه وطنش، همچنان کاسۀ داغتر از آش دشمن شده و از آنها دفاع میکند، به من میگوید چرا از حکومت حمایت میکنی؟ گرامی! اول تکلیف وطنفروشی خودت را روشن کن، بعد برای ما ادای منتقد سیاسی در بیاور!من مدافع کورکورانۀ هیچ حکومتی نیستم؛ حساب انتقادات ریز و درشتی که از سر دلسوزی و دغدغه به ساختار هم وارد کردهام -و خیلیا هنوز جرأت بیانش را ندارند- از مواضع استراتژیک در برابر دشمن جداست. در این جنگ تحمیلی، سادهلوحی یعنی فریب رسانههایی را خوردن که همین حالا عدهای وطنفروش بیمایه را اجیر کردهاند تا راه را برای ورود بیگانگان متجاوز به خاک وطن هموار کنند. چشمها را باز کنید؛ امنیت یک ملت، بازیچۀ بازیهای جناحی نیست!✍️ کیوان عثمانی
هنگامی که ایران به پایگاهها و اهداف استراتژیک در خدمت منافع آمریکا در کشورهای عربی حمله میکند؛ در این لحظات، دولتهای عربی با چنان لفاظی و تندی از ایران انتقاد میکنند که گویی مدافع عدالت هستند! اما وقتی همان آمریکا با تمام توان از پایگاههای نظامی مستقر در خاک خود این کشورها، ایران را هدف قرار میدهد، آن لفاظیها به سکوتی مرگبار بدل میشود. ✍️ کیوان عثمانی
به نظر میرسد صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر با تکرار چهرههای ثابت و استفاده از کارشناسان و مجریانی با نگاههای یکسویه، بهتدریج از بخشی از بدنه جامعه فاصله گرفته است. این رویکرد، ناخواسته باعث شده تا جایگاه این رسانه بهعنوان مرجع مورد اعتماد مردم، دستخوش تغییر شود.در مواردی مشاهده میشود که برخی کارشناسان برنامه، بهجای ارائه تحلیلهای تخصصی و سازنده، لحنی انتقادی و تند نسبت به دولت و شخصیتهای حقیقی اتخاذ میکنند که این موضوع، فضای گفتگو را از مسیر منطقی خارج میسازد. همچنین، برخی واکنشهای هیجانی مجریان در برنامههای زنده، از جمله شعارهای تند درباره مسائل بینالمللی، شاید با هدف ابراز غیرت ملی صورت بگیرد، اما بهدلیل عدم تناسب با ادبیات دیپلماتیک و رسانهای، خروجی مطلوبی نداشته و ممکن است تصویر درستی از اقتدار کشور ارائه ندهد. بدیهی است که جایگاه رسانه ملی، فضایی برای تبیین دقیق، خردمندانه و علمی است، نه صحنهای برای بیان احساسات لحظهای.از سوی دیگر، نقش رسانه در تقویت وحدت میان اقوام و مذاهب بسیار حیاتی است؛ بنابراین انتظار میرود با ظرافت و سعهصدر بیشتری به این مقولات نگریسته شود تا از هرگونه سوءتفاهم یا شکاف احتمالی در جامعه جلوگیری گردد.همچنین، وقتی مجریان باسابقه یا هنرمندان برآمده از همین سازمان قصد دارند در بسترهای جدید و فضای مجازی فعالیت کنند، شایسته است که صداوسیما با نگاهی گشودهتر و رویکردی انتقادپذیر با آنها تعامل کند. ایجاد محدودیت برای این افراد، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه ممکن است سرمایههای انسانی رسانه را دلسرد کرده و به فضای چندصدایی جامعه آسیب بزند.در مجموع، به نظر میرسد صداوسیما برای بازگشت به جایگاه اصلی خود و جلب دوباره اعتماد طیفهای مختلف مردم، نیازمند یک تحول ساختاری و نگرشی است. بازنگری در سیاستهای محتوایی و استقبال از تکثر آرا، میتواند این سازمان را به مرجعی پویا، همدل و پیشرو در فضای فرهنگی کشور تبدیل کند.✍️ کیوان عثمانی
برخی سطحینگر و گاهی نادان، عبارت مشهور «لُحوم العُلماء مَسمومَة» (گوشت علماء مسموم است) را دستمایه نقد قرار داده و آن را مغایر با شرع تلقی میکنند تا از این رهگذر، باب طعن و تخریب جایگاه عالمان را بگشایند. این در حالی است که این گزاره و مضامین مشابه آن، توسط بزرگان و عالمان عامل و ربانی این امت همچون امام احمد بن حنبل-رحمهالله-[1]، امام عبدالله بن مبارک-رحمهالله-[2]، حافظ ابن عساکر-رحمهالله-[3] و تأیید آن توسط دیگر ائمه[4] نه برای ایجاد حاشیه امن مصونیت خطاپذیران، بلکه به عنوان هشداری اخلاقی جهت صیانت از حریم دانش و جلوگیری از گستاخی جُهال در برابر مرجعیت علمی نقل شده است.بدیهی است که اهل انصاف، این سخن را مختص «علمای ربانی» میدانند؛ بزرگانی که عمر خود را در راه تبیین شرع و اسلام صرف کردهاند. لذا تطبیق این مفهوم بر عالمان وارسته، نه به معنای نفی نقد علمی، بلکه به معنای مرزبانی در برابر هجمههای تخریبی است. بدفهمی برخی ناآگاهان نسبت به این عبارت و گشودن زبان طعن بر اصل این سخن یا گویندگان آن، ناشی از عدم درک تفاوت میان «نقد علمی سازنده» و «هتک حرمت عالمان ربانی» است.✍️ کیوان عثمانی 📚پینوشتها:[1] المعيد في أدب المفيد والمستفيد، العلموی، ص60.[2] سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج8، ص408.[3] تبیین کذب المفتری، ابن عساکر، ص29.[4] المجموع شرح المهذب، النووی، ج1، ص24؛ الصارم المسلول على شاتم الرسول، ابن تیمیة، ص165؛ المختصر في أخبار البشر، أبو الفداء، ج4، ص130؛ درر العقود الفریدة، المقریزی، ج3، ص470؛ الدرر الكامنة، ابن حجر، ج1، ص191؛ الزواجر عن اقتراف الكبائر، ابن حجر الهيتمی، ج1، ص187.