در فضای مجازی، قولی از یکی از متسلفین معاصر نقل شده که گفته است:«…صوفیان سیاست را کنار میگذارند تا…
انتشار: 2026/08/09 23:20 UTCدریافت: 2026/08/18 15:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 15:55 UTC
در فضای مجازی، قولی از یکی از متسلفین معاصر نقل شده که گفته است:«…صوفیان سیاست را کنار میگذارند تا دین را پاک نگه دارند، و افراطگرایانِ مرجئه و جامی، سیاست را کنار میگذارند تا حاکم را پاک نگه دارند؛ و همهی اینها درجاتی از سکولاریسماند.»این ادعا اشکالات متعددی دارد. لازم نیست به تمام ابعاد آن بپردازم، اما اشاره به چند نکته مهم ضروری است؛ زیرا گاهی برخی سخنان ظاهری شیرین دارند، حال آنکه در ترکیب آن سمها و مواد فاسدی نهفته است.اولاً: گوینده درباره دسته اول (صوفیان) سخن را به کل صوفیه تعمیم داده، اما درباره دسته دوم تنها به «افراطگرایانِ مرجئه و جامی» اشاره کرده است؛ گویی در میان این جریانها فقط همین عده چنین اندیشهای دارند. نکته برجستهتر اینکه این گروه -که همان دسته از متسلفین هستند- با ذکر عنوان سلفی معرفی نشدهاند؛ انگار گوینده خواسته است سلفیت را با این گروهها یکی نشمارد و تنها به شاخههایی از آنها بدون اشاره به جنبه سلفی بودنشان توجه دهد. هدف از این کار- الله اعلم- به نظر میرسد آن است که مخاطب نسبت به اصل سلفیت حساس نشود؛ زیرا از دیدگاه گوینده، سلفی بودن امری مقدس تلقی میشود. ثانیاً: با کدام دلیل میتوان با چنین قاطعیتی ادعا کرد که صوفیان چنین اندیشهای دارند؟ صوفیان در طول تاریخ رویکردهای گوناگونی داشتهاند:▫️برخی از سیاست فاصله گرفتهاند.▫️برخی در برابر حاکمان به نصیحت یا اعتراض پرداختهاند. ▫️برخی با حکومتها همکاری کردهاند.▫️برخی خود نفوذ سیاسی یا اجتماعی گستردهای داشتهاند. بنابراین نمیتوان درباره همه صوفیان -به جهت ذم آنها- گفت که سیاست را صرفاً برای «پاک نگهداشتن دین» کنار گذاشتهاند. چنین سخنی، پیش از آنکه یک گزاره علمی یا تاریخی باشد، نوعی تعمیم شتابزده است و آشکارا نشاندهنده بیتوجهی به تنوع درونی و واقعی این جریان است.ثالثاً: ادعای «همه اینها درجاتی از سکولاریسماند» نیز نادرست است، چراکه هر عاقلی میداند، هر نوع کنارهگیری از سیاست، سکولاریسم نیست؛ میان «عدم مداخله در قدرتطلبی»، «بیطرفی سیاسی»، «اطاعت از حاکم»، و «جدایی دین از سیاست» تفاوت اساسی وجود دارد. مفهوم سکولاریسم، نفی دخالت دین در اداره جامعه و سیاست است؛ اما ممکن است یک صوفی یا دیگر صاحبان علوم به دلایل شرعی و اخلاقی مانند پرهیز از فتنه یا اعتقاد به ناتوانی خود در اصلاح از میدان سیاست کناره بگیرد بدون اینکه دین را از عرصه عمومی حذف بداند. پس تلقی تمام این مواضع بهعنوان درجههایی از سکولاریسم، خلط میان ترک قدرتطلبی و نفی دخالت دین در سیاست است.در نهایت این قول با توسل به ذهنخوانی، تعمیم شتابزده، و کلیگویی، و در لوای سخنی زیبا، سعی دارد مخاطب را بفریبد. اینگونه قضاوتها یا ناشی از تعصبی کورکورانه است، یا ناشی از قضاوتی نادرست درباره این گروهها، بدون آنکه گوینده به مبانی فکری، آثار مکتوب و مواضع واقعی آنان در برابر ظلم، فساد و حکومت مراجعه کرده باشد.✍️ کیوان عثمانی