کارل مارکس- به زعم خودش-، ذات دین را بدون هیچ قیدی، افیون ملتها توصیف کرده است. با این حال، بخشی ا…
انتشار: 2026/08/11 08:33 UTCدریافت: 2026/08/18 15:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 15:55 UTC
کارل مارکس- به زعم خودش-، ذات دین را بدون هیچ قیدی، افیون ملتها توصیف کرده است. با این حال، بخشی از جریانهای فکری- در کمال تعجب- با نوعی تقلیلگرایی، سعی دارند با بهرهگیری از آن عبارت مارکس در جهت تخطه کردن مخالفان، این نقد را به خوانش و تفاسیر بشری از دین محدود کنند؛ در حالی که سخن مارکس صراحتاً خود ماهیت دین را هدف قرار داده است.این جریان، از یک سو رفتارهای برخیها را که مبتنی بر خرافه و بدعت -که ماهیت آنها بستگی به زاویه دید دارد- به عنوان تجلی همان افیون مدنظر مارکس معرفی میکنند تا ماهیت وجودی آنها را تخریب کنند؛ اما از سوی دیگر، وقتی با جنایات، تکفیرها و فسادهای ناشی از همان خوانشها که از دین میشود و مدعی قرآن و سنت هم هستند، روبرو میشوند، آنها را صرفاً تندروی و افراطگرایی از منظر اسلامستیزها و سکولارها مینامند.این رویکرد گویی نشان میدهد که معیار اسلامستیز برای قبول یا ردّ دین، تنها خوانشهای غلط است و نه خود دین. اما واقعیت این است که این ستیز، نه با تفسیر، بلکه با ماهیت و هستی دین در تعارض است؛ چرا که مشکل آنها (اسلامستیزها) نه با اشتباهات خوانندگان از دین، بلکه با اصالت دین است. ✍️ کیوان عثمانی