
با هنر ، ادبیات، فلسفه و روانشناسی مجموعه ای ساخته شده و خواهد شد برای اندیشیدنی کیفی تر ، و زیستنی شادتر .لطفا با نشر لینک کانال ، این اهداف را سهیم شوید.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 184 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 184 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
گیوه هایم را کندم، ونشستم پاها در آب:من چه سبزم امروز وچه اندازه تنم هشیار است!نکند اندوهی، سر رسد از پس کوهچه کسی پشت درختان است!هیچ ، می چرد گاوی در کردظهر تابستان استسایه ها می دانند که چه تابستانی است.#سهراب_سپهری@khialatesarzadeh
انگشتانی تازه میخواهم،برای دیگرگونه نوشتن ...از انگشتانی که قد نمیکشند،از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم ...#نزار_قبانی@khialatesarzadeh
چه همدلیای، چه سَر و سِرّی که میشد با دستان آغاز کرد ...در جستوجوی زمان از دست رفته#مارسل_پروستبرگردان: #مهدی_سحابی@khialatesarzadeh
خواب تو باغیست پر از شعر ماهبر تن هر ساقهایپیچک سبز نگاه ...خواب تو باغیست که از رخنهی دیوار آنمیتواندید که در حوض بلورش بتیآبتنی میکند ...همسفر آب شدم، آمدمباغ تو را دیدم و چیدم گلیبرگ سفرنامهی من سبز شد ...#عمران_صلاحی@khialatesarzadeh
«فرصت» خواننده: پرواآهنگ و ترانه: جهانبخش پازوکیتنظیم: جلیل عندلیبی من که پروا ندارم از گفتن گفتنیهاحاصلِ هستی ما چه بوده از این دنیاپیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمردامن عشقُ بگیرید آدما آی آدماحالا که هستی ما اسیر یک آه و دمهحالا که عمر تموم و آرزوی عالمهروزگار کاری بکن، فرصت ما خیلی کمهلحظهها رُ ما به نام روز و شب سر کردیمغنچههای عشقُ دلشکسته پرپر کردیمخندهها و شادی رُ به غم فروختیم ارزونعمر ما طی شد و خورشید غروب کرد آسونای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همهمگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟ای خدا نعمت عشقُ که ندادی به همهمگه تا آخرِ خطِ زندگی چند قدمه؟پیش از آنی که شود لبریز پیمانهی عمردامن عشقُ بگیرید آدما آی آدماحالا که هستی ما اسیر یک آه و دمهحالا که عمر تموم و آرزوی عالمهروزگار کاری بکن فرصت ما خیلی کمه
🄱🄰🅉🄼🄴🄼🄾🅄🅂🄸🄶🄷🄸 بانو پروا درگذشتمعصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.
برنامه «موسیقی ایرانی»_ شراره جاودانخواننده: #مرضیهآهنگ: #همایون_خرمنوازندگان: ارکستر باربداشعار: شعر تصنیف از معینی کرمانشاهیشعر آواز از رهی معیریدستگاه: چهارگاه@khialatesarzadeh
پیام سروش، تازه ترین سروده ام را با هزار امید برای داشتن ایرانی آباد و سرفراز پیشکش میکنم.پاینده ایران. هما ارژنگی 💫💥💫☄💥🌟💫⭐️t.me/+LqLM8MC-XNlhYTk0. لینک کانال
معصوم بودن دو احساس متضاد به تو می دهد ... گاه احساس پوچی و ناتوانی میکنی، درست مثل خرگوشی تنها درمیان یک عالم گرگ ...اما گاهی هم احساس می کنی با همهی این شقاوتها، چقدر خوب که پاک ماندهای ... بعد از خودت راضی می شوی که به زیبایی جهان افزودهایی ...#بختیار_علی آخرین انار دنیا@khialatesarzadeh
مستی سلامت می کندشعر از: #مولانا آهنگساز: #حمید_متبسمخواننده: #شهرام_ناظری@khialatesarzadeh
امید قدرت واقعی یک قلب است ...#نادر_ابراهیمی@khialatesarzadeh
که گرچه رنج به جان میرسد، اُمید دواست ...#سعدی@khialatesarzadeh
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریمشاید ای جان نرسیدیم به فردای دگراین بیت زیبا از سراینده گرانمایه "عماد خراسانی"، چکیده شناخت و دستاوردِ بسیاری از اندیشه ورزان و دانایان جهان از آغاز تا امروز است👌.آگاهانه زیستن و در لحظه بودن، بدون بی خبری از آنچه که بر ما گذشته و آنچه که با رفتار امروزمان بر ما خواهد گذشت!این است چکیده و جوهرِ دانشِ زندگی👍هما ارژنگی
و سلام بر آنان که در دیدار اندکند و در یاد بسیار...#محمود_درویش@khialatesarzadeh
میگردی ...بین فلسفه میگردی ...لابهلای ادبیات میگردی، درون سينما میگردی، ميان موسيقى میگردی، بلکه فيلسوفى تو را يافته باشد، اديبی تو را نوشته باشد، فيلمسازى تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد ...آدمی تشنه جرعهای درک شدن است،میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود ...#وحید_عیسوی@khialatesarzadeh
تسلیات راتسلی مقدس مبارکت رابر دریاهای ژرف ابر بنشان و هبه کن ...#عباس_نعلبندیان@khialatesarzadeh
در آن چشم ها#علیرضا_قربانی@khialatesarzadeh
عشق ما ...صدایی شد در دهان پرندهای و به دوردستها رفت و بین شاخ و برگ درختان، گم شد …#بیژن_جلالی@khialatesarzadeh
یاس را سپاسالتیام بی چرای زخم های زمین #افسانه_نجاتی @Khialatesarzadeh
انسان،کسانی را که دوست داردقضاوت نمی کند ...بلکه سعی در درک آنها دارد ...#ایران_درودی@khialatesarzadeh
لم يحدث أن أصابني ضرر في المرات التي تصرفت فيها كشخص بغيض، وحدها المرات التي كُنتُ فيها شخصًا لطيفًا هي التي ضرّتني ...هرگز آن زمان که انسان بدخلق و نفرتانگیزی بودم، آسیبی به من وارد نشد ...تمام زخمهای من مربوط به روزگاری است که مهربان بودم ...#احمد_خالد_توفیق@khialatesarzadeh
مردم تا جایی دوستمون دارن که ...@khialatesarzadeh
جهانشعری زیباستبا مفهومی عمیقشاعرانآن را زندگی میکنندهر روز آن را می سرایند ، می سازندسیاستمداران در آن غرق می شوند ، می میرندو مردمدر تلاشی بیهودهتکه های آن را برای روز مبادا جمع می کنند.#احمد_نجاتی
پشت دستگاه اپتومتری نشستم و با چشم چپم به تصویر مونیتور خیره ماندم تا دکتر وضعیت بینایی ام را تجزیه تحلیل کند...چشم چپ وضعیت پیچیده ای نداشت، چشم راست اما حکایتها داشت ...دیگر هیچ صراط مستقیمی نمی بیند...دکترها می گویندCSR و علتش؟ تشویش! و درمانش؟ هیهات!حالا من مانده ام که چطور و با کمک کدام ردیاب یا نقشه خوانی درست به راه راست روم! دکتر بیماری را که تشریح کرد ، آب دهانم را از ترس قورت دادم و گفتم : مطمءنید این یک عارضه چشمی است؟ گفت چطور؟ گفتم به نظر من اما تاریخی - فلسفی - اجتماعی - فرهنگی- عاطفی است! جای شکر دارد که متوجه شده ام هیچ چیز جای خودش نیست و به امید درمان آمدم خدمتتان ...بقیه فکر می کنند دارند درست می بینند!گفت : تا حالا اینطوری درباره CSR فکر نکرده بودم و پیدا بود سعی می کند جلوی خنده اش را بگیرد...ولی از پشت دستگاه بیرون آمد و گفت هیچ چاره ای نداری جز خونسردی!گفتم یعنی این اعوجاج را ببینم و بگویم به به چه منظره زیبایی؟ گفت : با کمترین استرس و شکایتی CSRدوم و سوم حمله ور می شوند...گفتم : این که بزرگترین دلیل برای اضطراب است...اعوجاج را مگر می شود خونسردانه نگاه کرد و از بیشتر شدنش نترسید؟ بترسم یا نترسم این صراط، مستقیم نمی شود، می شود؟کار دکتر که تمام شد پرسیدم : انصافا من ویزیت به شما بپردازم یا شما به من؟گفت : تا جلسه بعد به این موضوع فکر می کنیم هر دو...تکه ای از یک خیال طولانی #افسانه_نجاتی@khialatesarzadeh
أنَّ الجرح عندما يتعب من البكاء، يبدأ بالغناء ...آنگاه که زخم از گریستن خسته شود، آواز سر می دهد ...#غازی_القصیبی@khialatesarzadeh
آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفتآیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان بینکس واقفِ ما نیست که از دیده چهها رفتبر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوشآن دود که از سوزِ جگر بر سر ما رفت*دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشممسیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت*از پای فتادیم چو آمد غمِ هجراندر درد بمردیم چو از دست دوا رفتدل گفت وصالش به دعا باز توان یافتعمریست که عمرم همه در کارِ دعا رفتاحرام چه بندیم؟ چو آن قبله نه این جاستدر سعی چه کوشیم؟ چو از مروه صفا رفت*دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دیدهیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفت*ای دوست به پرسیدنِ حافظ قدمی نهزان پیش که گویند که از دارِ فنا رفت*#حافظ#سینا_سرلکپیمان خازنی@khialatesarzadeh
سايه های تو که روئید : به ناگهان جنگلی شد سیاه که در اندرونه ی آن مارهای موذیِ زهرآلودو گرگ های گرسنه دهان به خون آلودند و آنگاه لَم داده در آفتاب ِگرمِ بهاریغزل به ستایش زیبایی نوشتند و البته: رنج را هم در دستاویزی زیباشناختیبه بُنمایه ای اساسی از طبیعت ِانسانی در آفریده های ذهنی شان رقم زدند و افیون پاشیدند!حالا هم :تو همان جنگلی هستی که سیاه ای و مارهای موذی و گرگ های گرسنه ات با دهانِ آلوده به خون شان در طرحی خاکستری و کسوتی شاعرانه تاریخ را به درد می نویسند و بر ما نموده می شوند و از رنج های بنیادینِ انسانی می گویند : که ناگزیری سرنوشت این است و هنوز هم افیون می پاشند !#شهریار_دادور ۱۲ آگوست ۲۰۲۶۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۵@khialatesarzadeh
سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر ... هیچ درختی براشان تازگی ندارد ... این که سفر نیست ...سفر یعنی دور شدن از یکنواختی، وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت، هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر ...و من این را پیش از سفر نمیدانستم ... سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم ...#عباس_معروفی@khialatesarzadeh
خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چندنگاه شوق تو بودم کنون خیال تواَم ...#بیدل_دهلوی@khialatesarzadeh
نورها جمله یار یکدیگرند ...#شمس_تبریزی
ایرج خواجه امیری درگذشت«ایرج» (حسین خواجهامیری)، خواننده نامآشنا و پیشکسوت موسیقی درگذشت.@fararunews
."دیاره جعفری" خواننده 27 ساله سمرقندی ازبکستانی که آهنگهای قدیمی خوانندگان ایرانی را به نحو احسن اجرا کرده است.@khialatesarzadeh
باد را شرمگین می کندموج آبگیرشکوفه سیبتعظیم درختتبسم غنچهعمر کوتاه قاصدکبرگ زرد پاییزی#افسانه_نجاتی@khialatesarzadeh
آشیانه ای باش،روزی پرنده ای در تو زندگی را مطمئن خواهد یافت ...#شهرام_شیدایی@khialatesarzadeh
من،برای همین آمده ام ...تا نورسر مستِ امکانِ وزیدن شود ...تا سنگ،آهسته از اذانِ اسمِ تو بگذرد ...تا تو از آنِ من باشی،تا من از آنِ علاقه،از آنِ آدمی،از آنِ امید ...!من،برای همین آمده ام ...تا عین از حروفِ الفباء بگذرد به عشق توتا شین از تولدِ نوشتن بگذرد به عشق توتا قاف از قوسِ آسمان بگذرد به عشق توهی دخترِ دلنشینِ حوّاها ...!#سیدعلی_صالحی@khialatesarzadeh
اندوە کسی را نکشت، اما ما را از همە چیز تهی کرد...#محمود_درویش#mim@khialatesarzadeh
این عکس به مدت ۲۸ روز و هربار در یک ساعت خاص از ماه گرفته شده است ...@khialatesarzadeh
دچار یعنی عاشق ...و فکر کن که چه تنهاست، اگر که ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد ... #سهراب_سپهری@khialatesarzadeh
حوالی پنجره ی ما ...صبح،پیش از آنکه نام خود رابر زبان بیاورد،در چشم های گلدانشکوفه می کند ...؟؟؟@khialatesarzadeh
هر صبح متعلق به كسیست،و خورشيد هميشه پشت ابر نمىماند ...بىگمان روزهاى زيبا،باز از راه خواهند رسيد ...#ناظم_حکمت@khialatesarzadeh
گل که دل زنده کند بوی وفایی دارد ...#هوشنگ_ابتهاج@khialatesarzadeh
گنجشک از باران پرسيد: کارِ تو چيست؟ باران با لطافت جواب داد: تلنگر زدن به انسانهايي که آسمان خدا را از ياد برده اند.گاهي بايد کرکرۀ زندگي را پايين بکشيم و با خود خلوت کنيم .و به پيرامونمان با دقت بيشتري نگاه کنيم،شايد چيزهايي را از ياد برده باشيم.یه وقت هایی هست که جز خودمان چیزی را نمی بینیم.حتی خدا را .......!اندکی تامل باید ...؟؟@khialatesarzadeh
ترانه : شرقی - l'Orientalخواننده : Enrico MaciasEt l'on m'appelle l'orientalLe brun au regard fatalEt l'on m'appelle l'orientalCar moi je suis sentimentalEt pourtant je ne fais pas de malOn m'a surnommé l'orientalمرا «شرقی» خطاب می کنندسبزه با نگاهی کشندهچرا که احساساتی هستمو با وجود اینکه شری ندارمبه من لقب «شرقی» داده اندOn critique ma vieMais on aime ma compagnieÀ tout instant mon cœur s'attacheMon cœur joue cache-cacheبر زندگانی من خرده می گیرنداما همراهی ام را دوست دارندقلب من همواره دلبسته میشودو قایم باشک بازی می کندMême quand je n'ai pas un dollarJe chante et j'oublie mon cafardOn m'a surnommé l'orientalCar moi je suis sentimentalحتی زمانی که یک دلار ندارمآواز می خوانم و غمم را فراموش می کنمبه من لقب «شرقی» داده اندچرا که احساساتی هستمChansons tristes ou chansons gaiesMoi je chante ce qu'il me plaîtC'est la musique qui m'affoleMusique orientale ou espagnoleآواز غمگین یا آواز شادمن هر آنچه دلم بخواهد می خوانمموسیقی است که مرا دیوانه می سازدموسیقی شرقی یا اسپانیاییLa chanson c'est comme l'amourÀ fait rêver la nuit le jourOn m'a surnommé l'orientalTellement je suis sentimentalترانه بسان عشق استسبب می شود رویای شب و روز را در سر بپروانیچنان احساساتی هستمکه به من لقب «شرقی» داده اند.@khialatesarzadeh
میپرسد از من کیستی؟ میگویمش اما نمیدانداین چهرهی گمگشته در آیینهی خود را نمیداندمیخواهد از من فاش سازم خویش را، باور نمیداردآیینه در تکرار پاسخهای خود حاشا نمیداندمیگویمش گمگشتهای هستم که در این دور بی مقصدکاری بهجز شب کردن امروز یا فردا نمیداندمیگویمش آنقدر تنهایم که بیتردید میدانمحال مرا جز شاعری مانند من تنها نمیداندمیگویمش چیزی از این ویران نخواهی یافتکاین در غبار خویشتن، چیزی از این دنیا نمیداندمیگویم و میبینمش او نیز با آن ظاهر غمگینآنگونه میخندد که گویی هیچ از این غمها نمیداند ...#محمدعلی_بهمنی@khialatesarzadeh
دارم نگاه میکنمو چیزها در من میرویددر این روز ابری، چه روشنمهمهی رودهای جهان به من میریزدبه من که با هیچ پُر میشومخاک، انباشته از زیبایی استدیگر چشمهای من جا نداردچشمهای ما کوچک نیست،زیبایی کرانه نداردبرگرفته از نامههای #سهراب_سپهری@khialatesarzadeh
به آغاز نام میبرم از عنصرهاصدای توچشمهای تودستهای تولبهای تومن روی زمینم چگونه میبودماگر تو هم نمیبودی؟سکوتهای ما، کلامهای ماروشنایی که میرودروشنایی که بازمیگرددسپیدهدمان و غروب ما را به خنده میآرددر دلِ پیکر ماهر چه میشکوفد و میرسدبر کاهِ عمر منآنجا که استخوانهای پیرسالَم را میخوابانمآنجا که تمام میشوم#پل_الوار برگردان بیژن الهی@khialatesarzadeh
تو مخلوقِ منیمتن : #افسانه_نجاتیموزیک : #آبل_کورزنیوسکیصدا و تنظیم : #مانی@khialatesarzadeh
یگانه پاسخ به اندوه زندگی کردن است ...تولستوی و مبل بنفش#نینا_سنکویچ@khialatesarzadeh
اى لحظات خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید ...؟قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند ...؟#نزار_قبانیبرگردان: #احمد_دریس@khialatesarzadeh
به خاطر آوردنت رادوست دارم...چه زیبامرا از هم میپاشی!#ناظم_حكمت#mim@khialatesarzadeh
فرض من این چنین است : که زمینی هست که در آن جا درختی است که تناور است و شاخ و برگی دارد که هم قطور و هم سایه پرور است و من فرض می کنم که:زنی زیرِ آن نشسته است که مادر است و او دختری دارد که بی آنکه بخواهدخود یک همسر است !در فرضِ من : یک درخت خود نمادِ یک جنگل است زیرا اگر که سلسله همان معنای پیوستگیِ درونی و بیرونیِ چیزهای متشابهِ هم است پس درخت و دختر : ادامه ی آن اصلِ نظام بخشی است که وحدت آن در یکی به جنگل است و در یکی به استمرارِ ناگزیری تن دادن به آن فرضی است که از آن خدا زاده می شود یعنی که بی آن که بخواهد آن دختر به ناچار یک مادر است!#شهریار_دادور 10 آگوست 2026 19 مرداد ماه 1405@khialatesarzadeh
دل نهان در گَردِ اُلفَت گردد از اندک غمیبر رُخ آیینه از آهی توان دیوار بست ...#جویای_تبریزی@khialatesarzadeh
ساعتی میزان آنیساعتی موزون اینبعد از این میزان خود شوتا شوی موزون خویش ...#مولانا@khialatesarzadeh
من تماشای تو میکردم و غافل بودمکز تماشای تو خلقی به تماشای منند ...#هوشنگ_ابتهاج@khialatesarzadeh
کسی نیستبیا زندگی را بدزدیم،آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم ...#سهراب_سپهری#گیلان ( پاییزِ سال ۱۳۲۹ )📷 : #هنری_کارتیه_برسون ...@khialatesarzadeh
آلبوم «مسافر» دکلمه: خسرو شکیباییاشعار: سهراب سپهریموسیقی: محمدرضا احمدیانآلبوم «مسافر»، یکی از آثار صوتی ماندگار، با صدای جاودانهی زندهیاد خسرو شکیبایی است که در آن اشعار عمیق و تأثیرگذار سهراب سپهری با موسیقی دلنشین محمدرضا احمدیان همراه شدهاند. این اثر شامل ۸ بخش است و فضایی شاعرانه، آرام و تأملبرانگیز را برای مخاطب خلق میکند. تلاقی صدای گرم خسرو شکیبایی، جهان عرفانی و طبیعتگرای سهراب سپهری و موسیقی احساسی محمدرضا احمدیان، «مسافر» را به یکی از ارزشمندترین آلبومهای دکلمه شعر فارسی تبدیل کرده است.▪️نوازندگان: آندره آرزومانیانمحمدرضا احمدیانسیاوش ظهیرالدینیکریم قربانیابراهیم لطفیخاچیک بابائیانعلیرضا خورشیدفرارسلان کامکارهمایون رحیمیان@khialatesarzadeh
کاش آدمی می توانست،صدای کسی را که دوستش دارد،در گلدانی بکارد ...!#سیامک_تقی_زاده@khialatesarzadeh
از هر چه هست و نيست گذشتم ...ولی هنوزدر مرز چشمهای تو گيرم،فقط همين ...با ديدنت زبان دلم بند آمده ست ...شاعر شدم که لال نميرم،فقط همين ...#محمد_علی_بهمنی@khialatesarzadeh
گفتمش دل بردی از ما جان من مقصد کجاست؟گفت عاشق را نشاید پرسوجو با ما بیا ...#راحم_تبریزی@khialatesarzadeh
تیغ برآور هله ای آفتابنور ده این گوشه ویرانه را ...#مولانا@khialatesarzadeh
چون دوستت دارمراهی پیدا خواهم کردتا نور زندگی تو باشم،حتی اگر در تاریکترین و دلگیرترینحال خود باشم...#جسیکا_کاتوف@khialatesarzadeh
سرانجام...بی اتاق خبر بی فرستندهبی آنتنبلند و رساجوری خبر را گفتکه دلش می خواست:"شنوندگان عزیز! فقط کافی است توجه فرمایید..."!#افسانه_نجاتی#روز_خبرنگار@khialatesarzadeh
پر سفید یک کبوتر، چرخزنان پایین میآید ... جلو پایم میافتد ... پر را برمیدارم، بو میکنم ... بوی آزادی و بوی آسمان میدهد، بغض میکنم ...#سالهای_ابری#علی_اشرف_درویشیان@khialatesarzadeh
موجها از شرق نامرئی یکییکی صبورانه میآیند تا نزدیک ما و صبورانه یکییکی میروند به سوی غرب نامرئی ... راهی دراز که هرگز آغاز نشده و هرگز تمام نخواهد شد ...رودخانه و رود میگذرند، دریا امّا میگذرد و میماند ...باید اینچنین عشق ورزید، وفادار و گریزان ...تابستان#آلبر_کاموبرگردان: #بنفشه_فریسآبادی@khialatesarzadeh
و ریشهها از کجا میدانندکه باید به سوی نور بالا روند ...؟ #پابلو_نرودا@khialatesarzadeh
عشاق را حیات به جانست و جان توییجان را اگر حیات دگر هست آن تویی ...#هلالی_جغتایی📷 #کردستان@khialatesarzadeh
کهکشان راه شیری بر فراز ارتفاعات #گیلانغرب ... ( #کرمانشاه )@khialatesarzadeh
آيا كسى نشسته است پشت ابركه نى مىزنديا سه تارنمىدانم ...آوازى، اما يک آوازاز گوشهى آسمان جمعه مى ريزد ...#بیژن_نجدی@khialatesarzadeh
ماندگاری ِخیالِ من از تو :درازنای ِشب ها و روزهایی است که با تو حرف می زدم و می گفتم از چیزهایی که تو زبان شان بودی و شکل می دادی به آن حس هایی که داشتی از آن ها و من در جست وجوی معنایی از آن ها بودم که با آن ها همخوان باشد. و هنوز هم در توالیِ همان شب ها و روزهاست که می نویسم اگر می نویسم و می گویم اگر می گویم. اما چه بی هوده سعی می کنم این روزها که روزهای رفته و شب های مُرده را به آن همزمانی ای اتصال دهم که در اکنون ِروزگار ِبی تو بودنم سپری می شود .حالا زمان برای من آن تعریفی را داردکه بی آن که دانسته باشم اش در شب ها و روزهای رفته ای است که با تو به حرف بوده ام یعنی: در آن ماندگاریِ متوالیِ همزمان که خود را می نوشته ام و می گفته ام و هیچ نمی دانستم که زمان : تعریفی کانتی دارد .#شهریار_دادور 11جون 2026 21 خرداد ماه 1405@konjedenjefarhang
اخلاص ..متن : #علی_شریعتیموزیک : #ونجلیسصدا : #مانی@Mani_Raad@konjedenjefarhang
در زندگی لحظاتی هست که آدم میبیند بنای عمرش یکباره فرو میریزد ... مثل خانههای مقوایی کودکان که با تلنگری هوار میشود ... آدم به کمرگاه کوه نرسیده باید برگردد و مثل سیزیف راه رفته را از سر بگیرد ...#شاهرخ_مسکوب سوگ مادر@khialatesarzadeh
به هر چمن رسیدهام از تو نشان ندیدهامتو در کجا شکفتهای ای گلِ بینظیر من ...#حسین_منزوی@khialatesarzadeh