پشت دستگاه اپتومتری نشستم و با چشم چپم به تصویر مونیتور خیره ماندم تا دکتر وضعیت بینایی ام را تجز…
انتشار: 2026/08/13 07:19 UTCدریافت: 2026/08/14 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 12:25 UTC
پشت دستگاه اپتومتری نشستم و با چشم چپم به تصویر مونیتور خیره ماندم تا دکتر وضعیت بینایی ام را تجزیه تحلیل کند...چشم چپ وضعیت پیچیده ای نداشت، چشم راست اما حکایتها داشت ...دیگر هیچ صراط مستقیمی نمی بیند...دکترها می گویندCSR و علتش؟ تشویش! و درمانش؟ هیهات!حالا من مانده ام که چطور و با کمک کدام ردیاب یا نقشه خوانی درست به راه راست روم! دکتر بیماری را که تشریح کرد ، آب دهانم را از ترس قورت دادم و گفتم : مطمءنید این یک عارضه چشمی است؟ گفت چطور؟ گفتم به نظر من اما تاریخی - فلسفی - اجتماعی - فرهنگی- عاطفی است! جای شکر دارد که متوجه شده ام هیچ چیز جای خودش نیست و به امید درمان آمدم خدمتتان ...بقیه فکر می کنند دارند درست می بینند!گفت : تا حالا اینطوری درباره CSR فکر نکرده بودم و پیدا بود سعی می کند جلوی خنده اش را بگیرد...ولی از پشت دستگاه بیرون آمد و گفت هیچ چاره ای نداری جز خونسردی!گفتم یعنی این اعوجاج را ببینم و بگویم به به چه منظره زیبایی؟ گفت : با کمترین استرس و شکایتی CSRدوم و سوم حمله ور می شوند...گفتم : این که بزرگترین دلیل برای اضطراب است...اعوجاج را مگر می شود خونسردانه نگاه کرد و از بیشتر شدنش نترسید؟ بترسم یا نترسم این صراط، مستقیم نمی شود، می شود؟کار دکتر که تمام شد پرسیدم : انصافا من ویزیت به شما بپردازم یا شما به من؟گفت : تا جلسه بعد به این موضوع فکر می کنیم هر دو...تکه ای از یک خیال طولانی #افسانه_نجاتی@khialatesarzadeh

