لم يحدث أن أصابني ضرر في المرات التي تصرفت فيها كشخص بغيض، وحدها المرات التي كُنتُ فيها شخصًا لطيفًا هي التي ضرّتني ...هرگز آن زمان که انسان بدخلق و نفرتانگیزی بودم، آسیبی به من وارد نشد ...تمام زخمهای من مربوط به روزگاری است که مهربان بودم ...#احمد_خالد_توفیق@khialatesarzadeh
گیوه هایم را کندم، ونشستم پاها در آب:من چه سبزم امروز وچه اندازه تنم هشیار است!نکند اندوهی، سر رسد از پس کوهچه کسی پشت درختان است!هیچ ، می چرد گاوی در کردظهر تابستان استسایه ها می دانند که چه تابستانی است.#سهراب_سپهری@khialatesarzadeh
انگشتانی تازه میخواهم،برای دیگرگونه نوشتن ...از انگشتانی که قد نمیکشند،از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم ...#نزار_قبانی@khialatesarzadeh
خواب تو باغیست پر از شعر ماهبر تن هر ساقهایپیچک سبز نگاه ...خواب تو باغیست که از رخنهی دیوار آنمیتواندید که در حوض بلورش بتیآبتنی میکند ...همسفر آب شدم، آمدمباغ تو را دیدم و چیدم گلیبرگ سفرنامهی من سبز شد ...#عمران_صلاحی@khialatesarzadeh