تازگی گردآوری
تلاش دوباره برای گردآوری- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-12 00:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- stats_running
- نسخه تجزیهگر
- web-v3

عزم کرده ایم با موهبت #مهربانی و #صلح بر هژمونیِ ناصلحی در جهانشهر پایان دهیم.مٲموریت ما: #نشاء_بذر_مهربانی و #پرورش_جوانه_صلح#Together_For_Peace--------Spread Of Peace & Small Kindness Foundationلینک ارتباطی:@Raouf_Azari
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 55 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
✅ وقتی «من» به «ما» تبدیل میشود؛ قدرت مشارکت در ساختن جامعه🔰جامعهای قوی، الزاما جامعهای بدون مسئله نیست؛ جامعهای است که برای مواجهه با مسائل، تنها نمیماند.مشارکت اجتماعی از همینجا آغاز میشود؛ از زمانی که افراد به جای تماشای مسائل، خود را بخشی از راهحل میدانند. اعتماد، همکاری، فعالیت داوطلبانه، عضویت در انجمنها و تشکلها و مشارکت در تصمیمگیریهای جمعی، همگی میتوانند به شکلگیری سرمایه اجتماعی و انسجام بیشتر کمک کنند.🔰اما مشارکت فقط کنار هم قرار گرفتن افراد نیست. مهم این است که این ارتباطها بتوانند به اعتماد، گفتوگو، یادگیری، همکاری و در نهایت کنش جمعی منجر شوند.تشکلها و گروههای اجتماعی نیز در این میان نقشی مهم دارند؛ آنها میتوانند فضایی برای تمرین همکاری، تقسیم مسئولیت، گفتوگو و حل مسئله ایجاد کنند و افراد را از «کمک به دیگری» به سمت «ساختن جامعه» ببرند.🔰در نهایت، قدرت مشارکت اجتماعی شاید در یک جمله خلاصه شود:تنهایی به ارتباط، ارتباط به اعتماد، اعتماد به همکاری و همکاری به ظرفیت اجتماعی تبدیل میشود.👈🏻 متن کامل گزارش را در سایت بخوانید.@Haajm
شکر تیغال تیره کاسنی ها، ستاره ای هابا نام علمیِEchinops cephalotesAsteraceaeدر اصطلاح حوزه جغرافیایی نگارنده، #کەر_تەشی، جزو بیش از هفتاد گونه از این نوع گیاه است که بیشتر با خارهایش شناخته می شود!اما اگر از زاویه دوربین( یا تصاوی همرسانی شده صفحه اینستاگرامی)ِ دکتر سجاد علیپور@d.sajad.alipourrبه آن بنگرید، گُل هایی می بینید که کمتر دیده اید!در دل پُرخارترین گیاهان، گاهی و بسیار، گُل هایی یافتنی اند که چشم نوازترین هایند.در جمع خانواده، دوستان، همکاران، همنوردان، هموندان، همشهریان و هم ولایتی هایی هستند که گرچه به ظاهر، خارِ شکل و قیافە یا رفتارشان، آزارنده است اما با کمی درنگ و تٲمل، خواهیم فهمید که گُل وجودشان، چه گرانسنگ، عطر رسان و خیر رسان اند.🌹❤️🌹 #بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی #مهربانی_های_کوچک #شکر_تیغار#کەرتەشی#خار_و_گُل#لە_برینەوە#بۆ_بڕیار@sopskfشکر تیغال تیره کاسنی ها، ستاره ای هابا نام علمیِEchinops cephalotesAsteraceaeدر اصطلاح حوزه جغرافیایی نگارنده، #کەر_تەشی، جزو بیش از هفتاد گونه از این نوع گیاه است که بیشتر با خارهایش شناخته می شود!اما اگر از زاویه دوربین( یا تصاوی همرسانی شده صفحه اینستاگرامی)ِ دکتر سجاد علیپور@d.sajad.alipourrبه آن بنگرید، گُل هایی می بینید که کمتر دیده اید!در دل پُرخارترین گیاهان، گاهی و بسیار، گُل هایی یافتنی اند که چشم نوازترین هایند.در جمع خانواده، دوستان، همکاران، همنوردان، هموندان، همشهریان و هم ولایتی هایی هستند که گرچه به ظاهر، خارِ شکل و قیافە یا رفتارشان، آزارنده است اما با کمی درنگ و تٲمل، خواهیم فهمید که گُل وجودشان، چه گرانسنگ، عطر رسان و خیر رسان اند.🌹❤️🌹 #بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی #مهربانی_های_کوچک #شکر_تیغار#کەرتەشی#خار_و_گُل#لە_برینەوە#بۆ_بڕیار@sopskf
اگر بذر وجودت، غنا داشته باشه، پسا بحران، جنگ و فاجعه نیز، دوباره سبز خواهی شد..@sopskf
🔻 نه جنگ، نه صلح | هزینه واقعی جنگ چیست؟🔹دکتر علیاکبر علیخانی، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در نخستین بخش این گفتوگو، به ابعاد پنهان و کمتر دیدهشده جنگ میپردازد.🔹 به باور ایشان، هزینه جنگ تنها خسارتهای نظامی نیست؛ بلکه باید پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی آن را نیز در کنار دستاوردهای احتمالی سنجید.🔹 وی تأکید میکند جامعهای که درگیر بحران و جنگ مداوم باشد، فرصت تمرکز بر علم، تولید، نوآوری و توسعه را از دست میدهد.🔹 ایشان معتقد است جنگ بزرگترین مصیبت جوامع بشری است و باید با تدبیر و واقعبینی، برای پایان دادن به آن تلاش کرد.🔹 از نگاه دکتر علیخانی، عرصه سیاست و مذاکره، عرصه مدیریت واقعیتها و حفظ منافع ملی است.🎥 مشروح برنامه در tv.ut.ac.ir🇮🇷 همه برای پیشرفت ایران عزیز 🇮🇷@ut_internet_tv | شبکه دانشگاه تهران
ننە گُلەhttps://t.me/Sopskf/8505نامش، گووڵێGOULEHبه معنای گُل، بود و الحق که اسم پُرفحوایی داشت..عموم مردم، چه روستایی و چه شهری، با پیشوند " پوور: معادل عمه و خاله" خطابش می کردند.جغرافیای اثر عطرمهربانی پوورە گوڵێ، محدود به روستای محل زندگی " باغی:باغ" نبود چه اینکه بوی این گُلِ باغِ زندگی، از دور دست ها به مشام می رسید.آن زن هفتاد-هشتاد ساله، هنرمندی چیره دست بود که هنر چندوجهی اش در ارتباطات و شوخ طبیعی، دست ورزی و اقتصاد پایدار خانواده و سفره داری نمود بسیاری داشت. آن زن بزرگسال روستایی ورای به دنیا آوردن نُه فرزند(پنج پسر و چهار دختر) و تربیت شایسته شان، در شوهرداری و حرمت نهادن به همسر نیز پیشگام بود.قدرت ارتباطی، هنر تقلید و شوخ طبیعی اش، چنان جذبه داشت که هر غریبه ای را در برخورد اول، خودی می کرد و حاشا که چارلی چاپلین در هنر پانتومیم و اکبر عبدی هم به قدر او در ایفای نقش دیگری حتی در مارمولک، توفیق یافته باشند.همین قدرت رفتن در نقش دیگری، بذله گویی و خوش مشربی اش بود که بارها از ضرورت کشف چنین چهره هایی توسط صداوسیما، سخن می گفتیم و در آن حسرت، می سوختیم!پووره گووڵێ (عمە،خالە گُلە)، زنی رشید و روستازاده بود که از اوان جوانی چندده کیلومتری دورتر از زادگاهش بر ساحل رودخانه زاب(نیسکاوێ:NISKAVEH)، شوهر داداه شده بود و در حدفاصل شهر و زادگاهش، بر تپه ای مشرف به زاب و دریاچه سد فعلی سردشت، خاک را با دست ورزی هنرمندانه اش، به سخن می آورد!او کوزەگری قهار بود که به کمک فرزندانش، خاک رُس را با آب حیات مخلوط می کردند و از آن معجونی می ساختند که با هر حرکت دستش، انگار عملیات ساکشن قلبی را چون پرستاری زبردست عهده دار بود تا نفس های زندگی را به ذره ذره آن خاک بالادست، برگرداند.این شیرزن صبور، با هنرِ کوزهگری اش، تنها تصادمِ میانِ دستِ لرزان و خاکِ بیجان، به نمایش نمی گذاشت بلکه معراجِ خاک به سوی معشوق را بازنمایی می کرد. او در هر چرخشِ دست، با دقتی میلیمتری و با صبری بیکران، از پسِ غبارِ نیستی، جان بر ذراتِ بیجانِ خاکِ رُس می پاشید و محصولی خلق می کرد که سخن گفتن با مشتری را چون معجزه معمارش، در میادین شهر نمایش می داد ..هزار افسوس که امروزه، پسا کوچ ابدی اش در دهه هشتاد، اثری از آن هنرناب سفالگری و نشانی از آن شور روزگاران، یافتنی نیست و با رفتنش، آن هنرناب میراثی، مدفون شد!پووره گووڵێ،از آن شیرزنان کردستانی و زاگروس نشین بود که از دل سنگ فقر، بر اقتصاد پایدار خانواده، زر و طلا ارمغان می آورد و همان بود که در گسترانیدن سفره مهر و خوان کرم، سر و گردنی از اطرافیان بالاتر نشان می داد به نحوی که کمتر آواره ای از سبُعیت رژیم بعث، جنگ و بمباران شیمیایی و نیز کاروان کاروان اهل تجارت ویژه در اوج گرمی بازار خشکبار و معامله آجیل یا عبور رهگذری از این مسیر منتهی به شهر، از خوان عنایت و دبه ماست و کره و پنیر، سبد محصولات باغی و زراعی و نیز سفره توجه وی بی بهره مانده است!پوره گوڵێ باغی، ورای هنر مجلس داری، شورآفرینی و شوخ طبعی، کوزه گری-سفالگری و دوزندگی دستی با سوزن، همواره چون یاری شفیق در کشت وزرع و تاکداری و نیز دامداری، کنار همسرش تمام قد ایستاد و اگر در آن میدان نیز، سر و گردنی فرازتر از شویش نداشت، کمتر هم نبود و بلکه بیش بود چه اینکه سوای کار همسنگ، در تغذیه، تٲمین پوشاک خانواده با هنر سوزن دوزی، بهداشت و حتی راهبری خانواده، سهمی گزاف بر عهده داشت و این حقیقت امر، بیش از آنی بود که در قواره یک کدبانو بگنجد ولی آن روزگاران، کم نبودند پووره گووڵێ های نیشتمان؛ که یک شان، بسیار امروز و هنر خانه داری و خانواده مداری و صدالبته راهبری نه یک خانواده، بلکه یک و چند روستا و حتی شهر و منطقه ای را عهده دار می شدند..از آن جمله؛ ما در بین اقوام فاطمه ها، عایشه ها، پیروزه ها، شرافت ها، استی ها، طوبی ها، خدیجه ها، رابعه ها، منیجه ها، دولت ها، آمنه ها، بهیه ها، خانم ها، و ... داشتیم که هریک شان، لشکری و ارتشی تک نفره در ساماندهی خانواده، مدیریت سفره و راهبری جریانی بودند و صدالبته ننە گُلە، پیشگام شان بود و هزار احسنت که در تبدیل غم بزرگ به کار بزرگ، از پیشاهنگان روزگار..یادش گرامی و راهش پر رهرو کە نام و یاد و خاطراتش نیز مهریاد و صلح سازند..--🌹❤️🌹#ننە_گُلە@sopskf
نامش، گووڵێGOULEHبه معنای گُل، بود و الحق که اسم پُرفحوایی داشت..عموم مردم، چه روستایی و چه شهری، با پیشوند " پوور: معادل عمه و خاله" خطابش می کردند.جغرافیای اثر عطرمهربانی پوورە گوڵێ، محدود به روستای محل زندگی " باغی:باغ" نبود چه اینکه بوی این گُلِ باغِ زندگی، از دور دست ها به مشام می رسید.آن زن هفتاد-هشتاد ساله، هنرمندی چیره دست بود که هنر چندوجهی اش در ارتباطات و شوخ طبیعی، دست ورزی و اقتصاد پایدار خانواده و سفره داری نمود بسیاری داشت. آن زن بزرگسال روستایی ورای به دنیا آوردن نُه فرزند(پنج پسر و چهار دختر) و تربیت شایسته شان، در شوهرداری و حرمت نهادن به همسر نیز پیشگام بود.قدرت ارتباطی، هنر تقلید و شوخ طبیعی اش، چنان جذبه داشت که هر غریبه ای را در برخورد اول، خودی می کرد و حاشا که چارلی چاپلین در هنر پانتومیم و اکبر عبدی هم به قدر او در ایفای نقش دیگری حتی در مارمولک، توفیق یافته باشند.همین قدرت رفتن در نقش دیگری، بذله گویی و خوش مشربی اش بود که بارها از ضرورت کشف چنین چهره هایی توسط صداوسیما، سخن می گفتیم و در آن حسرت، می سوختیم!یادداشت کامل 👇https://t.me/Sopskf/8506🌹❤️🌹@sopskf
لە برینەوە بۆ بڕیار،②پڕۆژەیەکی بنکەی گەشەی ئاشتی و دلۆڤانی بوو کە لە سەرەتای پووشپەڕی ۲۷۲۶ی کوردی، بە شیعاری: "نا بۆ بێ هیوایی و بەڵی بۆ ژیانەوە و هەستانەوە" دەستی پێکرد.سی و نۆیەمین ساڵوەگەری کیمیابارانی سەردەشت و کۆڕ و کۆڕبەند و بەشداری کەس و وەفد و لایەنەکان، دەرفەتێک بوو بۆ وروژاندنی ئەم پڕۆژەیە و وەرگرتنی ڕا و بۆچوونی کەسایەتیەکانلەدووهەم، کۆڕبەند دا؛ کە یەکشەممە شەو ۷ی پووشپەڕ، بەڕێوە چوو،بەڕێزان؛①محەممەد حەمە سەعید، سەرۆکی ئیدارەی مۆنۆمێنتی هەڵەبجە②ئەرسەلان عابید،سەرۆکی پێشووی تۆڕی ڕێکخراوەکانی هەڵەبجە ③عاسی فایقسەرۆکی تۆڕی ڕێکخراوەکانی هەڵەبجە④عەلی دلاویز،نوێنەری تۆڕی ڕێکخراوەکانی مەریوان⑤باخان فاتیحپارێزەر لە هەڵەبجەبەشداری وت و وێژێک لە تەک؛ڕەئووف ئازەری،داهێنەری بیرۆکە، توێژەر و چالاکی گەشتیاری ئاشتی، بوون.لە گەڵمان بن تا پێکەوە، بەشەکانیتر،دەوڵەمەندتر بپێکین.+دواتر کلیپی دەنگ و ڕەنگ، دەخرێتە بەردەستی بەردەنگە ئازیزەکانمان🌹❤️🌹#بنکەی_گەشەی_ئاشتی_و_دلۆڤانی#دلۆڤانیە_بچکۆڵەکان#هەنگاوە_بونیاتنەرەکان#پڕۆژەکانی_ئاشتی#لە_برینەوە#بۆ_بڕیار#گفتگۆ@sopskf
لە برینەوە بۆ بڕیار،①پڕۆژەیەکی بنکەی گەشەی ئاشتی و دلۆڤانی بوو کە لە سەرەتای پووشپەڕی ۲۷۲۶ی کوردی، بە شیعاری: "نا بۆ بێ هیوایی و بەڵی بۆ ژیانەوە و هەستانەوە" دەستی پێکرد.سی و نۆیەمین ساڵوەگەری کیمیابارانی سەردەشت و کۆڕ و کۆڕبەند و بەشداری کەس و وەفد و لایەنەکان، دەرفەتێک بوو بۆ وروژاندنی ئەم پڕۆژەیە و وەرگرتنی ڕا و بۆچوونی کەسایەتیەکانلەیەکەم، کۆڕبەند دا؛ کە شەممە شەو ۶ی پووشپەڕ، بەڕێوە چوو،بەڕێزان؛①لوقمان عەبدوولقادر، سەرۆکی کۆمەڵەی قووربانیانی هەڵەبجە②ڕەحیم واحیدی،سەرۆکی ڕێکخراوەی داکۆکی لە مافی زامدارانی سەردەشت③هومایون ساحیبسەرنوسەری کتێبی زانیاریەکانی هەڵەبجە④محەممەد هەمزەپوور،سینەماکار و دەرهێنەری ئەنیمەتی وڵاتی مەبەشداری گفتگۆیەک لە تەک؛ڕەئووف ئازەری،داهێنەری بیرۆکە، توێژەر و چالاکی گەشتیاری ئاشتی، بوون.لە گەڵمان بن تا پێکەوە، بەشەکانیتر،دەوڵەمەندتر بپێکین..+دواتر کلیپی دەنگ و ڕەنگی ئەم وت و وێژانە،دەخرێتە بەردەستی بەردەنگە ئازیزەکانمان🌹❤️🌹#بنکەی_گەشەی_ئاشتی_و_دلۆڤانی#دلۆڤانیە_بچکۆڵەکان#هەنگاوە_بونیاتنەرەکان#پڕۆژەکانی_ئاشتی#لە_برینەوە#بۆ_بڕیار#گفتگۆ@sopskf
معمای جزیره: چگونه «نداشتنها» تبدیل به «برگ برنده» شدند؟تصور کنید کشوری را که در سال ۱۹۶۵، با اندوهی عمیق از فدراسیون مالزی جدا شد. کشوری بدون نفت، بدون منابع معدنی، حتی بدون آب شیرین؛ جزیرهای که کارشناسان وقتِ دنیا با اطمینان میگفتند: «اینجا هیچ آیندهای ندارد.»۶۰ سال بعد، همان «هیچچیز» به «همه چیز» تبدیل شد. سنگاپورِ امروز، تورمی مدیریتشده (معمولاً در محدوده ۱ تا ۳ درصد) دارد، پاسپورتش در صدر فهرست قدرتمندترینهای جهان است و میانگین امید به زندگی در آن به ارقام خیرهکنندهای رسیده است.اما راز این جهش چیست؟سنگاپور یک «ایدئولوژی» متفاوت داشت. آنها برخلاف جریانهای مرسوم دنیا، یک میثاق ملی نانوشته بستند: «حکمرانیِ مغزها، نه پیوندها.»آنها فهمیدند که در دنیایِ بدون منابع، تنها «سرمایه انسانی» است که تولید ثروت میکند. پس سیستمی بنا کردند که در آن، صندلیهای تصمیمگیری نه با «رابطه»، نه با «دوستی» و نه با «سهمیهبندی حزبی»، بلکه صرفاً با «شایستگیِ اثباتشده» اشغال میشوند.نکته طلایی سنگاپور فقط جذب نخبگان جهانی نبود؛ بلکه «مزاحم نشدن» بود. آنها بستری ساختند که سرمایه و دانشِ جهان، امنیت و ثبات را در آن حس کند. دولت سنگاپور با حقوقهای رقابتی (که با مدیران ارشدِ بزرگترین شرکتهای دنیا برابری میکند)، باهوشترینها را به خدمت گرفت تا «سیستم» را بسازند.نتیجه؟درآمد سرانهای که از ۳۲۰ دلارِ سال ۱۹۶۵ به بیش از ۸۴,۰۰۰ دلار رسیده است.تبدیل شدن به هاب جهانی ترانزیت، بدون داشتن حتی یک چاه نفت.جذب دهها میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال، نه با شعار، بلکه با «ثباتِ ساختاری».درسِ سنگاپور برای ما چیست؟سنگاپور ثابت کرد که تورم، رکود و عقبماندگی، هیولاهایی نیستند که با دعا یا اتفاقات ناگهانی از بین بروند. آنها با «شایستهسالاریِ بیرحم» و «سیستمسازیِ مهندسیشده» عقب رانده میشوند.این جزیره کوچک، با یک تصمیم بزرگ به تاریخ جهان دیکته کرد:«اندازه مملکت، هرگز به وسعت جغرافیاییاش نیست؛ به وسعتِ مغزهایی است که آن را اداره میکنند.»آیا ما در کسبوکارها و سازمانهای خودمان، به دنبال «بهترینها» هستیم یا «نزدیکترینها»؟ سنگاپور پاسخِ این سوال را با اعدادِ غیرقابلانکارش داده است.مدیران ایران | به امید روزهای عالی برای ایرانمان❤️@modiriran مدیران ایران 🕊modiriran.ir
🔲⭕️آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفل شده هست؟مجتبی لشکربلوکی مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخصهای بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه میدهند. در این گزارشها ما بلا استثناء در شاخصهایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شدهشاخص ادارک فساد، رتبه ۱۵۳شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است! چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرات میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد، ناسازگار و قفلکنندهاند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی. در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب میشدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه میرفت. این تسلط تا ظهور نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیمها و کنشهایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند. ☑️⭕️چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمیشناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشتساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل اقتصاد انجامید.نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته نداشتند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کمآب، آن هم در دورههایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است بهویژه کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیشقدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسانهای خلاقاند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعهای که هنوز میاندیشد، میآفریند، سازگار میشود و راه میگشاید، هرگز جامعهای تمامشده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکافهای آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصتهای پنهان آن، امکان تازه خلق میکند.☑️⭕️تجویز راهبردی باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.ایران، اگر هنوز انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.@Dr_lashkarbolouki
💠 آب سنگ را میشکافت نه بخاطر قدرتش، بلکه بخاطر تداومش ... همچنان باش و از تلاش دست نکش ...📃 کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود میآیند [و میگویند:] نترسید و اندوهگین نباشید ...سوره فصلت آیه ۳۰🌱 امروز، حتی اگر قدمی کوچک برمیداری، آن را با ایمان و استقامت ادامه بده؛ زیرا خداوند، پاداش استقامت را هرگز ضایع نمیکند@sayeh_quran | درسایه قرآن
کودکان مفقودالاثر حلبچه، زخم جنگی که هر روز تازه می شود!شبکه تلویزیونی روداو در اقلیم کوردستان، طی مصاحبه ای، پرده از واقعیتی تلخ بر می دارد:تلاش مرد امروز متٲهل صاحب چندفرزند برای اثبات انتساب ژنتیکی و فامیلی به خانواده ای حلبچه ای، پس از سه سال، بی نتیجه ماند!چه اینکه، هاوری که اینک خود را کوردوان حلبچه ای می خواند، قبل تر از بمباران حلبچه در بغداد متولد شده و نامش ولید بوده و سپس به کرکوک نقل مکان کرده و تشکیل خانواده داده است.پس از سال ها، دنبال پرونده ای می رود که به زعم خود او را به حلبچه، وصل می کند!این فقط چالشی از بسیار مصایب جنگ و فاجعه پسابمباران شیمیایی حلبچه است.دوسال قبل، نگارنده، در اثنای کارگاه آموزش صلح برای تسهیلگران کودک، در موزه صلح تهران از چالش کودکان مفقودالاثر سخن گفته بودم و از انجمن ها و نهادهای مرتبط با کودکان و حقوق اساسی شان، طلبیده بودم این موضوع را در برنامه کاری شان قرار دهند تا شاید این ۷٨ کودک باقی به خانواده های شان برسند.https://t.me/Sopskf/7297 کتاب"مناڵه ونبوەکانی هەڵەبجه" با قلم شهروند حلبچه ای آمار دقیق را ثبت کرده است.از نقمات جنگ!نه به جنگ..@sopskfکودکان مفقودالاثر حلبچه، زخم جنگی که هر روز تازه می شود!شبکه تلویزیونی روداو در اقلیم کوردستان، طی مصاحبه ای، پرده از واقعیتی تلخ بر می دارد:تلاش مرد امروز متٲهل صاحب چندفرزند برای اثبات انتساب ژنتیکی و فامیلی به خانواده ای حلبچه ای، پس از سه سال، بی نتیجه ماند!چه اینکه، هاوری که اینک خود را کوردوان حلبچه ای می خواند، قبل تر از بمباران حلبچه در بغداد متولد شده و نامش ولید بوده و سپس به کرکوک نقل مکان کرده و تشکیل خانواده داده است.پس از سال ها، دنبال پرونده ای می رود که به زعم خود او را به حلبچه، وصل می کند!این فقط چالشی از بسیار مصایب جنگ و فاجعه پسابمباران شیمیایی حلبچه است.دوسال قبل، نگارنده، در اثنای کارگاه آموزش صلح برای تسهیلگران کودک، در موزه صلح تهران از چالش کودکان مفقودالاثر سخن گفته بودم و از انجمن ها و نهادهای مرتبط با کودکان و حقوق اساسی شان، طلبیده بودم این موضوع را در برنامه کاری شان قرار دهند تا شاید این ۷٨ کودک باقی به خانواده های شان برسند.https://t.me/Sopskf/7297 کتاب"مناڵه ونبوەکانی هەڵەبجه" با قلم شهروند حلبچه ای آمار دقیق را ثبت کرده است.از نقمات جنگ!نه به جنگ..@sopskf
🔺اسلام و دومین عبور از جبلالطارقروز پنجشنبه، دهها هزار مهاجر مراکشی در تلاش برای رسیدن به شهر سبته یکی از دو قلمرو اسپانیا در شمال آفریقا، خود را به آب زدند. هدف بسیاری از آنان رسیدن به اروپا و برخورداری از امکان اقامت و زندگی در اسپانیا بود. مقامهای اسپانیایی این رخداد را نوعی «حمله» توصیف کردند.این "حمله" دستکم برای اسپانیا، میتواند تداعیکننده بخشی از حافظهی تاریخی باشد: همین تنگه جبلالطارق در سال ۷۱۱ میلادی شاهد عبور نیروهای مسلمان به فرماندهی طارق بن زیاد به شبهجزیره ایبری بود؛ رخدادی که به سقوط پادشاهی ویزیگوتها و آغاز دورهای انجامید که با فراز و نشیبهای فراوان، تا سقوط غرناطه در سال ۱۴۹۲ ادامه یافت.موجی که عربها و بربرهای مسلمان را در آغاز قرن هشتم میلادی به شبهجزیره ایبری رساند، محصول قدرت و پویایی تمدنی بود که در آن زمان در جهان اسلام در حال گسترش بود. اما مهاجرت امروز عمدتاً در جهت معکوس حرکت میکند: از جنوب فقیرتر و بیثباتتر به سوی شمال ثروتمندتر، امنتر و برخوردار از نهادهای سیاسی و حقوقی کارآمدتر.منظور از شمال و جنوب البته صرفاً دو سوی تنگه جبلالطارق نیست؛ سخن از شکاف گستردهتر میان «شمال جهانی» و «جنوب جهانی» است.از این منظر، پرسش مهمی پیش روی ما قرار میگیرد: چرا آنها پیشرفت کردند و ما عقب افتادیم؟نمیتوان همه مسئولیت این عقبماندگی را به استعمار نسبت داد و نقش عوامل داخلی را نادیده گرفت. استعمار میراثی سنگین بر جای گذاشت، اما ضعف نهادهای سیاسی، فساد، استبداد، فقدان حاکمیت قانون، شکست در ایجاد نظامهای آموزشی کارآمد و ناتوانی در ساختن اقتصادهای مولد نیز بخشی از این داستاناند.جالب آنکه در سدههای نخستین پس از ظهور اسلام، وضعیت کاملاً متفاوت بود. جهان اسلام در اوج قدرت سیاسی و تمدنی خود قرار داشت و بهسرعت قلمروهای گستردهای را در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخشهایی از اروپا درنوردید. مسلمانان در آن دوره نه مهاجرانی در جستوجوی پناه و کار، بلکه صاحبان یک تمدن قدرتمند و رو به گسترش بودند.اما تاریخ به همینجا ختم نشد.همین اسپانیایی که امروز یکی از کشورهای مرفه و دموکراتیک اروپاست، قرنها زیر حکومتهایی زندگی کرد که با معیارهای امروز، اقتدارگرا و مذهبی بودند. نام اسپانیا در بخش مهمی از تاریخ خود با دادگاههای تفتیش عقاید، سرکوب دینی و اخراج یهودیان و مسلمانان نیز گره خورده است.حتی تا چند دهه پیش، اسپانیا کشوری نسبتاً فقیر و تحت یک دیکتاتوری نظامی ـ اقتدارگرا بود. فرانکو از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ بر کشور حکومت کرد. اما تحول بزرگ اسپانیا نه از معجزه قدیسان کلیسا، بلکه از گذار موفق به دموکراسی و ساختن نهادهای مدرن آغاز شد.پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵، اسپانیا توانست یکی از دشوارترین گذارهای سیاسی قرن بیستم را تجربه کند. سلطنت، نیروهای سیاسی محافظهکار، فرانکوییستهای سابق، سوسیالیستها، کمونیستها و جریانهای دموکراسیخواه، با وجود اختلافات عمیق، در نهایت بر سر ایجاد یک نظام دموکراتیک و مبتنی بر قانون به مصالحه رسیدند.این گذار بدون سازشهای دردناک و مصالحههای فراوان ممکن نبود. اسپانیا نشان داد که گاهی برای نجات یک کشور، نیروهای سیاسی باید بخشی از خواستههای حداکثری خود را کنار بگذارند و بر سر منافع بلندمدت ملی توافق کنند.به همین دلیل، کسانی که امروز خود را به آب و آتش میزنند تا به یک قلمرو اسپانیایی در آفریقا برسند، صرفاً به دنبال درآمد و فرصت شغلی نیستند. جاذبه اروپا فقط در ثروت آن نیست؛ در حاکمیت قانون، امنیت، کرامت انسانی و پیشبینیپذیری زندگی نیز هست.جایی که بازداشت خودسرانه قاعده نیست، مخالفت سیاسی الزاماً به زندان ختم نمیشود و شهروند میتواند با درجهای از اطمینان نسبت به آینده زندگی کند.از این منظر، نمیتوان جریان مهاجرت از جنوب فقیر به شمال مرفه را صرفاً با بازتوزیع ثروت جهانی متوقف کرد. حتی اگر شکاف اقتصادی کاهش یابد، تا زمانی که شکاف در کیفیت نهادهای سیاسی، حاکمیت قانون، امنیت و فرصتهای اجتماعی پابرجا باشد، انگیزه مهاجرت نیز باقی خواهد ماند.تجربه استعمارزدایی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نیز نشان داد که استقلال سیاسی، بهتنهایی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کافی نیست. دهها کشور مستقل پدید آمدند، اما بسیاری از آنها نتوانستند از چرخه فقر و توسعهنیافتگی خارج شوند.استعمارزدایی را میتوان تا حدی به یک «اصلاحات ارضی» در مقیاس جهانی تشبیه کرد: انتقال مالکیت سیاسی سرزمینها از قدرتهای استعماری به ملتهای آنها. اما همانگونه که اصلاحات ارضی بدون نهادهای کارآمد، نظام حقوقی مناسب و ساختار اقتصادی مولد نمیتواند توسعه پایدار ایجاد کند، استقلال سیاسی نیز بدون دولت کارآمد، حاکمیت قانون، سرمایه انسانی و نهادهای مشروع الزاماً به توسعه نمیانجامد.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1
چمن خرچنگی هرز یا چمن غاز(Eleusine indica)ودرس های الهام بخش آن در حوزه صلح سازی...@sopskf
همایش بین المللی نفس های سوخته و چندنکته قابل درنگ!بخش اول یادداشت①👇https://t.me/Sopskf/8493ادامه یادداشت فوق👆👇بخش②..اینجا گرچه مسئولیت دبیرخانه آن همایش با سردشت است و متعاقب، مسئولیت اهالی علم و عمل سردشت، بیشتر اما شایسته آنست دبیرخانه، اهتمام ورزد از همه مناطق درگیر فاجعه شیمیایی و نیز همه تخصص های مرتبط و نیز از همه کشورهای درگیر پرونده مرتبط و سفرای شان دعوت به عمل آورد تا بلکه از جهات مختلف، موضوع آسیب های دامنگیر مصدومان شیمیایی و مناطق آسیب دیده مورد امعان نظر قرار گرفته و خروج از سیکل معیوب تکراری گذشته، تسهیل گردد و به نوعی به خلق ارزش جدیدی منتهی شود.در کل، محوربندی هرساله همایش و تعریف ساز و کار اجرا و ارزیابی سالانه آن، ضرورتی انکارناپذیر است.③بودجه، تٲمین و توزیع و کنترل ریسکهمایشی با گستره بین المللی، می طلبد بودجه ای متناسب با تورم و نرخ ارز داشته باشد و در کنار آن نیز به گزینه های دیگری نیز برای کاهش ریسک ورود اندیشیده شود که البته همایش های در این سطح ساز و کار خاص خود دارند ولی علی ایحال لازم می آید از همین ابتدا، روی بودجه و منابع در آمدی و نحوه پوشش هزینه ها و توزیع آن برنامه ریزی لازم صورت گیرد.④زمان بندی و تعریف منازل برنامه ریزی و تفکیک وظایف نهادی- ستادی و اجرایی، علمی-پژوهشی، رسانه و روابط بین الملل و صدالبته حوزه پایداری و مسایل محیط زیستی و... از زمره مواردی هستند که اندیشه کردن قبل از موعد می طلبند و شایسته اهتمام و توجه پیش وقته اند..⑤مدیریت تجربه شرکت کننده:نحوه ثبت نام و حضور شرکت کنندگان و نیز سخنرانان و مهمانان ویژه،زبان شناسی. پروتکل های دیپلماتیک-تشریفاتی،پذیرایی و..،همگی نیازمند تدبیر و اندیشه پیش وقت اند.⑥و بسیاری موارد دیگر از جمله تعامل با ساختار سیاسی- نهادی و نیز اهتمام به مطالبات جامعه مخاطبان و همچنین دیدن نادیدنی های یک رویداد بین المللی ویژه در ایام کم ثباتی چون امروز وطن، می طلبد که تمهیدات مقتضی از قبل مورد امعان نظر قرار گیرند و برای شرایط دشوار، تسهیلگران و حامیان و کارگشایانی تدبیر شوند.نهایت کلام اینکه؛در چهلمین سالگی بمباران شیمیایی سردشت و کمتر و بیشتر تجربه گاز شیمیایی در جبهه های جنوب و سایر مناطق آسیب دیده غرب کشور، برگزاری صرف یک همایش حتی در سطح بین الملل، تیمارگر رنج دوران و زمانه دشوار نخواهد شد ولی در هرحال، دریچه ای است به سمت آنسوی آب ها و دیگری های دشوار دسترس که امید می رود سرآغای باشد بر استیفای حقوق اساسی حداقل یک شهر از یک جغرافیا و افزودن بر سرانه برخورداری ها و کاستن از نابرابری های درازدامن..به امید توفیق یار رفیق و تمهید حداکثرها در شرایط دشوار@sopskf
همایش بین المللی نفس های سوخته و چند نکته قابل درنگ!https://t.me/Sopskf/8492اولین همایش نفس های سوخته، پسِ سی و نه سال از بمباران شیمیایی سردشت و کمی بیشتر و کمتر از کاربرد گازهای شیمیایی در جنگ تحمیلی توسط رژیم بعث، با تولیت بنیاد شهید و امور ایثارگران (اداره کل دانش پژوهان و تشکل های شاهد و ایثارگر) و مشارکت قسمی از سازمان های مردم نهاد چون انجمن دفاع از قربانیان شیمیایی سردشت (از پیشگامان تشکل سازی مرتبط در ابتدای دهه هشتاد)، در ۲۷ آبانماه ۱۴۰۴ در دهکده نشاط تهران و سالن همایش ها با حضور جمعی از جانبازان شیمیایی سراسرکشور، هیٲتی از سردشت و جمعی از سفرا و مسئولان لشکری و کشوری برگزار شد.گرچه از همان اولین همایش به تبعِ پی گیری ها، ارتباطات و نیز پیشگامی انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت در تشکل سازی با محوریت جانبازان شیمیایی و نیز جمعیت شهدا و جانبازان با گاز خردل و ..، دبیری آن به رئیس هیٱت مدیره آن واگذار شده بود ولی پسا آن اولین و در ۲۹ تیرماه سال جاری نیز در پی اراده برگزاری سالانه آن همایش، طی حکمی رسمی به امضای رحیم نریمانی (مدیرکل دانش پژوهان و تشکل های شاهد و ایثارگر)،مسئولیت رحیم واحدی در دبیرخانه دایمی آن همایش، تثبیت شد.صاحب این قلم، ضمن تبریک این انتخاب و آرزوی توفیق آن عزیز در آن مسئولیت، بر این باور است که این مناصب همایشی، به هیچ وجه نمی تواند نشانگر توجه در خور و همسنگ متولیان به فاجعه سردشت و حجم زخم ها، رنج ها و هزینه ها و نیز نامهربانی های درازدامن سازمان های مرتبط باشد چه اینکه در طول زمان اجرای اولین همایش و حتی روی سن و حواشی آن نیز جز آن منصب و اجرای سمفونی سردشت که به همت و سفارش انجمن و البته خلاقیت و همت سازنده و تدوینگر و ناگفته نماند حمایت مالی نهاد متولی، سردشت باز در تصمیم گیری ها، ذیل هژمونی نورچشمی ها، غایب بزرگ یا حداقل مغفول خاص به نظر می رسید که زمان پخش سمفونی صلح سردشت و همچنین ممانعت پی در پی از پخش پکیج های فرهنگی-محیط زیستی سردشت توسط نیروهای حراست و .. نشان از قبضه دستور در همان حلقه مرکزی بود و نمودش مسجل بود!باری به هرجهت، در ابتدای دهه هشتاد و در مقام نماینده شورای اداری شهرستان صاحب این قلم خطاب به نماینده رئیس جمهور وقت دولت مهرزدا اعلام کرده بود که؛ "مردمان سردشت، زبان سپاس شان همواره بر زبان شکوه شان، اولویت دارد ولی وای به روزی که تساهل درازدامن در باب حقوق اساسی این مردمان، تداوم داشته باشد!"اینجا و در باب این مسئولیت سپاری کوچک و روتین پسا سی و نه سال از آن فاجعه نیز، ما همچنان سپاسگزار حسن نظر و توجه نریمانی های نوعی و خاصه در مقام تولیت مشارکت نهادهای مدنی آن بنیاد هستیم و حتی این حداقل ها را نیز ثناگوییم ولی نباید و نشاید که از همان ابتدا، نکاتی را در باب همایش بین المللی نفس های سوخته که بناست سالانه استمرار داشته باشد، مطرح نکنیم و مسئولیت سردشت و متولیان آن را از دبیرخانه تا نهادهای تصمیم گیر و حامی را یادآوری نکنیم.①این همایش طبق فحوای حکم دبیر، عزم استمرار سالانه دارد و آن استمرار به ویژه با حوزه بین الملل، می طلبد که؛الف) عنوان با جغرافیای اجرا، سازگار باشد و بیش از آنکه طبق عادات دیرین متولیان، در زخم و رنج و فاجعه، شهید و شهادت و جانباز درجا بزند، لازم و واجب می نماید که به یک راهبرد خروج از رنج، اندیشه شود تا بلکه این تفکر، منتج به همراهی و حمایت دیگران و صدالبته راهبردی توسعه زا شود.قطب الدین صادقی در کلیپی تٲکید می کند:"که دنیا ما را با رنج های مان نمی پذیرد، بلکه این نوع واکنش ما به مسایل و راه حل و راهبردهای بدیع است که دیگران را به همکاری و حمایت ترغیب می کند".(نقل به مضمون)اینجاست که تغییر در عنوان کاربستی اولین همایش، ضرورت می یابد و امید است که متولیان و در رٲس آن دبیرخانه و دبیر انتخابی، با دعوت از صاحب نظران، متخصصان و صاحبان تجربه، ضمن اصلاح عنوان، در اتخاذ راهبردها و تصویرسازی چشم اندازها و تدوین اهداف، همت گمارند.به زعم نگارنده سطور، عناوینی چون؛"نفس های چاق برای صلح"، " نفس هایی گرم از ریه های زخمی"، "جُرعه های زندگی"،"رنج خردل و گنج عزم جزم ساختن"،" صدای رسای خس خس سینه ها"،"تمنای ریه ها و تکاپوی اراده ها"و.. می تواند جایگزین مناسبی باشد، گرچه باز احساس می شود لازم است در اختیارکردن واژگان برای عنوان همایش، رایزنی و هم اندیشی و بارش فکری بیشتری صورت گیرد.②در اولین همایش، فراخوانی متناسب مشاهده نشد و بلاخره مشخص نشد محوریت آن، علمی است، فرهنگی، تبلیغی یا باری به هرجهت.. گرچه وجه فرهنگی آن غلبه داشت ولی در هرحال، لازم است سویه همایش به ویژه با گستره مدعایی بین الملل، مشخص باشد تا متناسب با آن برنامه ریزی لازم حداقل چندین ماه قبل تر صورت گیرد.ادامه در 👇https://t.me/Sopskf/8494
همایش بین المللی نفس های سوخته و چند نکته...بخوانید👇@sopskf
سردشت، منتظر تصمیم ماست(از گفتوگو تا مسئولیتپذیری)✍محمدعلی سوره- ارشد سیاسیماه دوم از عهدی که هشتم تیرماه با خود و مردم صبور سردشت بستم، فرا رسید؛ عهدی برای گفتن و نوشتنِ مستمر از مسائل، ظرفیتها و افقهای روشنِ این دیار. آنچه در ادامه میخوانید، مرورِ سادهٔ رخدادهای یک ماه گذشته نیست؛ بلکه دعوتی است به تأمل، نقدِ سازنده و ارائهٔ راهکارهای عملی برای فردای شهرِمان.در چهاردهم تیرماه، در نشستی که به همت انجمن حمایت از مصدومان شیمیایی برگزار شد، حضور یافتم. ترجیح دادم بیش از آنکه بگویم، بشنوم و از دیدگاههای ارزشمند دوستان بهره ببرم. اما با وجود آنکه جلسه بیش از دو ساعت و نیم به طول انجامید، در پایان نه برنامهای روشن تدوین شد و نه نقشه راهی مشخص به دست آمد. باورِ قلبی من این است که ارزش واقعی هر نشست، به خروجیِ ملموس و اقدامپذیرِ آن است، نه صرفاً طول زمان و تعداد سخنرانیها.از همین رو، پس از جلسه، مجموعهای از پیشنهادهای مکتوب را در قالب برنامههای یکساله و پنجساله ارائه کردم:* طراحی «نشان صلح سردشت» بهعنوان نمادی ماندگار برای معرفی جهانیِ این شهر؛* تبدیل روایت فاجعه شیمیایی به بخشی زنده و اثرگذار از حافظه عمومی جامعه؛* کاشت ۱۳۰ درخت به یاد قربانیان، همراه با نصب شناسنامه و بیوگرافی کوتاه هر شهید بر روی آنها؛* نصب معرفینامههای هنرمندانه از شهدای شیمیایی در فضای شهری.شهری با چنین حافظه تاریخی و جهانی، نباید در روایت و معرفیِ هویت خود منفعل بماند.در ادامه، بیست و دوم تیرماه در نشست دیگری با حضور فرماندار محترم شهرستان شرکت کردم. ایشان با سعهصدر گزارشی از اقدامات انجامشده ارائه دادند، از کمبود اعتبارات سخن گفتند و از حاضران خواستند پیشنهادهای خود را مطرح کنند. برای من که پس از سالها دوری، نخستین حضورم را در چنین جمعی تجربه میکردم، فرصت شنیدن ارزشمندتر بود؛ از این رو از طرح مستقیم تمام پیشنهادهایم چشمپوشی کردم، چرا که فضای جلسه بیشتر به گفتوگوی عمومی اختصاص داشت تا پردازش مسائل بنیادین. اما همانگونه که در جلسه اول صریح بودم، اکنون نیز همان دغدغهها را شفاف با مردم و مسئولان در میان میگذارم.پیش از هر چیز، از فرماندار محترم و معاون عمرانی ایشان برای ایجاد بستر گفتوگو قدردانی میکنم. اما یادمان باشد که گفتوگو تنها زمانی معنا مییابد که به «تصمیم»، «اقدام» و «پاسخگویی» ختم شود. با درک شرایط امروز کشور و محدودیتهای بودجه، معتقدم همه مشکلات سردشت ناشی از کمبود اعتبارات نیست؛ بخشی از چالشها مدیریتی است و با اراده، برنامهریزی درست و شفافیت اصلاحشدنی است.در این راستا، سه گامِ روشن و ضروری را پیشنهاد میکنم:۱. ساماندهی سیمای شهری و انضباط ترافیک: وضعیت کنونی شهر زیبنده نام و جایگاه بینالمللی سردشت نیست. پیشنهاد میکنم شهرداری و پلیس راهور با همراهی نخبگان بومی، برنامهای گامبهگام برای زیباسازی و اصلاح معابر تدوین کرده و گزارش اجرای آن را ماهانه به صورت شفاف به مردم ارائه دهند.۲. نهادینهسازی فرهنگ پاسخگویی: پیشنهاد میکنم فرماندار محترم مدیران دستگاههای اجرایی را موظف کنند که هر شش ماه یکبار، گزارش کارنامه خود را در نشستی علنی یا از طریق رسانهها منتشر کنند. پاسخگویی مداوم، اعتماد عمومی را بازمیگرداند.۳. تشکیل کمیته ناظر شهروندی: توسعه واقعی بدون نظارت مردم ممکن نیست. حضور داوطلبانه نمایندگانی از معلمان، اصناف، جوانان و معتمدان محلات بهعنوان ناظر بر طرحهای عمرانی، باعث میشود صدای مردم در مسیر تصمیمگیری شنیده شود.سردشت بیش از هر زمان دیگری به همدلی، عقلانیت و مسئولیتپذیری نیاز دارد. آینده این شهر با گلایه ساخته نمیشود؛ با اندیشه، برنامه و عمل شکل میگیرد. از تمامی صاحبان اندیشه، معتمدان، دانشگاهیان، فعالان رسانه و سرمایهگذاران دعوت میکنم فارغ از اختلاف سلیقهها، برای آبادانی این دیار همراه شوند.و در پایان، از شما شهروند عزیز سردشتی میپرسم: اگر امروز تصمیمگیری درباره یک مسئله کلیدی شهر در دست شما بود، چه میکردید؟
«کوهستان؛ خانقاهِ بیدیوارِ حقیقت»درنگی در نسبتِ «مرید» و «مراد» در سلوکِ کوهستانپیش از آنکه «کوهستان» سرزمینِ «سنگ» باشد، اقلیمِ «معرفت» است؛ و پیش از آنکه «قله» نقطهای بر بلندای زمین باشد، منزلگاهی در بلندای روحِ انسان است. آنان که کوه را تنها با «ارتفاع» میسنجند، از کالبدِ آن سخن میگویند؛ اما آنان که در سکوتِ صخرهها به ندایِ هستی گوش سپردهاند، کوهستان را «کتابِ گشودهٔ آفرینش» میدانند؛ کتابی که هر سنگِ آن واژهای از حکمت و هر قلهٔ آن سطری از حقیقت است.در این اقلیم، «مرید» و «مراد» دیگر دو انسان نیستند؛ دو مرتبه از «وجود» هستند. «مرید»، انسانی است که هنوز در راه است؛ راهی که از خاک آغاز میشود و به افقهای بیپایانِ معرفت میرسد. «مراد» نیز شخصی بیرون از وجودِ انسان نیست؛ بلکه حقیقتی است که در ژرفای جانِ او نهفته و سالها در پسِ غبارِ غرور، خواهش و غفلت پنهان مانده است.آدمی، هنگامی که نخستین گام را بر دامنهٔ کوه میگذارد، گمان میکند برای فتحِ قله آمده است؛ اما هرچه بالاتر میرود، درمییابد که قله، او را برای فتحِ خویشتن فراخوانده است. اینجاست که معنایِ حقیقیِ «سلوک» آشکار میشود. کوهستان، انسان را به جایی نمیبرد؛ بلکه او را به «خودِ حقیقی» بازمیگرداند.در هر پیچِ مسیر، «نفْس» با «روح» در گفتوگوست. یکی آسایش میطلبد و دیگری رهایی؛ یکی از دشواری میگریزد و دیگری در سختی، حقیقت را جستوجو میکند. از همین رو، دشوارترین شیبِ کوه، شیبِ سنگها نیست؛ شیبِ گذشتن از «خود» است. آنکه از این گردنه عبور کند، دیگر شکست را پایانِ راه نمیبیند، بلکه آن را منزلگاهی برای تولدی دوباره میشناسد.سکوتِ کوهستان، سکوتِ تهی نیست؛ لبریز از معناست. آنجا که زبان خاموش میشود، دل آغاز به سخن گفتن میکند. در هیاهوی شهر، انسان صدای دیگران را میشنود؛ اما بر فرازِ قله، برای نخستین بار، صدایِ وجدانِ خویش را میشنود. این همان لحظهای است که «مرید» نخستین نشانههای «مراد» را در درونِ خود مییابد.در عرفان، گفتهاند که «مراد»، مقصد نیست؛ نورِ راه است. هرچه سالک پیشتر میرود، افقِ حقیقت گستردهتر میشود. از همین رو، هیچ قلهای پایانِ سفر نیست؛ زیرا هر فتح، آغازِ پرسشی تازه و هر پاسخ، دریچهای به رازی ژرفتر است. آنان که گمان میکنند با ایستادن بر بلندترین قله، همهچیز را یافتهاند، هنوز راهِ سلوک را آغاز نکردهاند.کوهستان، انسان را از جهان جدا نمیکند؛ بلکه او را برای بازگشت به جهان آماده میسازد. اگر سالک، پس از فرود از قله، مهربانتر، فروتنتر، بردبارتر و مسئولتر نباشد، هنوز از کوهستان تنها «سنگ» دیده است، نه «حکمت». ارزشِ صعود، نه در ایستادن بر فرازِ ارتفاع، بلکه در برخاستنِ انسان بر فرازِ خویشتن است.شاید از همین روست که بزرگانِ حکمت گفتهاند: «راهِ حقیقت از میانِ رنج میگذرد.» کوهستان نیز ترجمانِ همین حقیقت است. هیچ قلهای بیرنج فتح نمیشود و هیچ روحی بیمجاهدت به روشنایی نمیرسد. هر گام، ذکری خاموش است و هر نفس، شهادتی بر ارادهٔ انسانی که میخواهد از مرزهایِ عادت عبور کند.در پایان، «مرید» درمییابد که تمامِ این راه، سفری از «من» به «ما» و از «خود» به «خدا» بوده است. آنچه در بلندای قله انتظارش را میکشید، نه افتخارِ ایستادن بر فرازِ زمین، بلکه فروتنیِ ایستادن در برابرِ عظمتِ آفرینش بود. آنگاه میفهمد که «مراد»، نه در دوردستها، بلکه از آغاز در اعماقِ جانِ او حضور داشته است؛ و کوهستان، تنها آینهای بود تا آن حقیقتِ پنهان را به او نشان دهد.«در کوهستان، "مرید" هرگز در پیِ یافتنِ "مراد" نیست؛ او در پیِ یافتنِ خویشتنی است که "مراد"، از ازل در آن مأوا داشته است. قله، پایانِ صعودِ پاهاست؛ اما آغازِ صعودِ جان.»پاورقیکوهستان زاگرس-نشین هاکوهنویس_زارعیان+بازنقل@sopskf
روز جهانی زبان اسپرانتو بر همه آنانکه از طریق این زبان مشترک به خدمات داوطلبانه و صلح می اندیشند، مبارک باد🙏 @sopskfمتن پیام سازمان جهانی اسپرانتو (ترجمه فارسی):روز اسپرانتو ۲۰۲۶: توسعهٔ پایدار و فعالیت داوطلبانهدر روز ۲۶ ژوئیه، روز اسپرانتو را جشن میگیریم؛ سالگرد ظهور زبان بینالمللی اسپرانتو که ۱۳۹ سال پیش پدید آمد.اسپرانتو با هدفی ساده اما عمیقا امروزی متولد شد: نزدیکتر کردن انسانها از طریق ارتباطی بر پایهٔ شرایط برابر. اسپرانتو بیش از آنکه صرفا یک زبان طراحیشده باشد، نمایانگر یک جنبش بینالمللی است که بر کار داوطلبانه، همکاری و احترام میان فرهنگها استوار است.فعالیت داوطلبانه، یکی از پایههای سازمانهای اسپرانتو در سراسر جهان است؛ همانگونه که احترام به اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر نیز از اصول بنیادین آن به شمار میآید. همچنین امروزه این جنبش میکوشد در تحقق ۱۷ هدف سازمان ملل برای توسعهٔ پایدار مشارکت داشته باشد. فعالیت این سازمانها شبکههای بینالمللی همبستگی، فراگیری، همکاری، کاهش نابرابریها و تقویت مشارکتهای جهانی را پیش میبرد.برای نمونه، آموزش داوطلبانهٔ زبان اسپرانتو با هدف کاهش موانع زبانی و گسترش دسترسی به یادگیری، به هدف شمارهٔ ۴ سازمان ملل، یعنی آموزش باکیفیت، کمک می کند.به همین ترتیب، ما با هدف شمارهٔ ۱۶ یعنی صلح، عدالت و نهادهای قدرتمند نیز همکاری میکنیم؛ زیرا از طریق گفتوگوی میانفرهنگی مبتنی بر برابری میان ملتها و ایجاد ارتباط میان انسانها بدون امپریالیسم زبانی، در ساختن فرهنگ صلح سهیم هستیم.ساختن جهانی بهتر، عادلانهتر و پایدارتر برای همه، تنها به سیاستهای عمومی وابسته نیست،بلکه به مشارکت داوطلبانهٔ شهروندانی نیز بستگی دارد که تصمیم میگیرند برای خیر مشترک با یکدیگر همکاری کنند. اسپرانتو با پیوند دادن فعالیت داوطلبانه، آموزش و گفتوگوی میانفرهنگی، همچنان نشان میدهد که این ساختن، تلاشی جمعی است. همانگونه که آنا لِنا بربوک، رئیس کنونی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تأکید کرده است: «ما در کنار هم بهتر هستیم.»از تمامی جامعهٔ بینالمللی، دعوت میکنیم که همراه ما کاربرد اسپرانتو را به عنوان ابزاری برای ساختن همکاریهایی مبتنی بر برابری جهانی و ارزش نهادن به تفاوتها تجربه کنند.ما از ۱ تا ۸ اوت در شهر گراتس، اتریش، در صد و یازدهمین کنگرهٔ جهانی اسپرانتو با یکدیگر دیدار خواهیم کرد.دسترسی به متن اصلی بیانیه: https://uea.org/gk/1312a1+بازنقل@sopskf
روز جهانی زبان اسپرانتوبر همه آنانکه از طریق این زبان مشترک به خدمات داوطلبانه و صلح می اندیشند، مبارک باد🙏 @sopskf
دکتر حقانی،استادی که صلح و مهربانی را و اقتصاد منابع خاکی، آبی- زمانی را در مزرعه اش، آموزش می دهد ..آن بزرگوار، از فرصت بحران کرونا، دانشگاهی حاصل آورده که هر واحد همت شان، درس آموز است..کلیپ گرچه به زبان کوردی است اما تماشای آن برای هر عزیز غیر کوردزبانی هم الهام بخش خواهد بود🙏③بخش اول👇https://t.me/Sopskf/8477بخش دوم👇https://t.me/Sopskf/8478🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی#مهربانی_های_کوچک#چالش_فرصت_سازی_از_بحران#خدمات_بزرگ#دانشگاه_مزرعه#دکتر_فتح_الله_حقانی#روانسر#سردشت#له_برینەوە#بۆ_بڕیار#باغبانی_تفکر_استراتژیک@sopskf...
دکتر حقانی،استادی که صلح و مهربانی را و اقتصاد منابع خاکی، آبی- زمانی را در مزرعه اش، آموزش می دهد ..آن بزرگوار، از فرصت بحران کرونا، دانشگاهی حاصل آورده که هر واحد همت شان، درس آموز است..کلیپ گرچه به زبان کوردی است اما تماشای آن برای هر عزیز غیر کوردزبانی هم الهام بخش خواهد بود🙏②بخش اول👇https://t.me/Sopskf/8477🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی#مهربانی_های_کوچک#چالش_فرصت_سازی_از_بحران#خدمات_بزرگ#دانشگاه_مزرعه#دکتر_فتح_الله_حقانی#روانسر#سردشت#له_برینەوە#بۆ_بڕیار#باغبانی_تفکر_استراتژیک@sopskf...
دکتر حقانی،استادی که صلح و مهربانی را و اقتصاد منابع خاکی، آبی- فضایی را در مزرعه اش، آموزش می دهد ..🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی#مهربانی_های_کوچک#خدمات_بزرگ#دانشگاه_مزرعه#دکتر_فتح_الله_حقانی@sopskf
✅ از تجربه ژاپن تا ایران؛ نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران و درسهایی برای افزایش تابآوریچرا نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران اهمیت دارد؟🔰مهستان؛ در دهههای اخیر، رویکرد مدیریت بحران در جهان تغییر کرده است. اگر در گذشته دولتها بازیگر اصلی مدیریت بلایا محسوب میشدند، امروز تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که بدون مشارکت جامعه مدنی، تابآوری اجتماعی به شکل قابل توجهی کاهش مییابد.جامعه مدنی شامل سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، خیریهها، گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، رسانهها و شبکههای اجتماعی است. این بازیگران میتوانند پیش از وقوع بحران، هنگام امدادرسانی و حتی در مرحله بازسازی، بخشی از بار مدیریت بحران را بر دوش بگیرند.در میان کشورهای بحرانخیز، ژاپن یکی از موفقترین نمونههای بهرهگیری از ظرفیت جامعه مدنی است؛ در حالی که ایران نیز با وجود سرمایه اجتماعی قابل توجه، هنوز با چالشهایی در نهادینهسازی این مشارکت روبهرو است.▫️ژاپن چگونه جامعه مدنی را به بخشی از مدیریت بحران تبدیل کرد؟زلزله کوبه؛ آغاز یک تحول🔰زلزله هانشین–آواجی در سال ۱۹۹۵ بیش از ۶۵۰۰ قربانی گرفت و ضعف ساختارهای دولتی در امدادرسانی را آشکار کرد.اما آنچه این حادثه را به نقطه عطف تبدیل کرد، حضور گسترده شهروندان بود. بیش از ۱.۳ میلیون داوطلب وارد مناطق آسیبدیده شدند و همین تجربه باعث شد سال ۱۹۹۵ در ژاپن به «سال نخست داوطلبی» مشهور شود.این تجربه نشان داد که مشارکت مردمی اگرچه ارزشمند است، اما بدون ساختار حقوقی و مدیریتی پایدار نمیتواند تداوم یابد.▫️قانون NPO؛ تبدیل مشارکت مردمی به ظرفیت ملی🔰سه سال بعد، ژاپن قانون سازمانهای غیرانتفاعی (NPO Law) را تصویب کرد. این قانون ثبت سازمانهای مردمنهاد را تسهیل و جایگاه آنها را در سیاستگذاری و مدیریت بحران به رسمیت شناخت.نتیجه این سیاستها، شکلگیری شبکهای گسترده از سازمانهای مردمنهاد و میلیونها داوطلب آموزشدیده بود که در بحرانهای بعدی نقشی تعیینکننده ایفا کردند.▫️آزمون موفق در زلزله و سونامی ۲۰۱۱🔰در فاجعه توهوکو، نزدیک به نیم میلیون داوطلب سازمانیافته در چهار ماه نخست عملیات امدادرسانی مشارکت کردند.برخلاف تجربه کوبه، این بار همکاری میان دولت، شهرداریها، سمنها و گروههای داوطلب بر پایه سازوکارهای مشخص انجام شد و همین موضوع سرعت و کیفیت امدادرسانی را افزایش داد.▫️زلزله نوتو؛ تداوم یک فرهنگ🔰در زلزله نوتو در سال ۲۰۲۴ نیز شبکههای داوطلبی که ریشه آنها به سه دهه قبل بازمیگشت، نقش مهمی در توزیع کمکها، حمایت روانی و بازسازی اجتماعی ایفا کردند.▫️تجربه ایران؛ سرمایه اجتماعی بالا، اما چالشهای نهادی🔰ایران یکی از حادثهخیزترین کشورهای جهان است و تقریباً هر سال با بحرانهایی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و حوادث انسانی روبهرو میشود.در اغلب این بحرانها، مردم و سازمانهای داوطلب حضوری گسترده داشتهاند؛ اما پژوهشهای داخلی نشان میدهد این ظرفیت هنوز به بخشی از ساختار رسمی مدیریت بحران تبدیل نشده است.▫️زلزله کرمانشاه🔰در زلزله سال ۱۳۹۶، هزاران گروه مردمی، خیریه و سمن وارد میدان شدند، اما گزارشهای علمی از مشکلاتی مانند:▫️موازیکاری میان نهادها▫️نبود فرماندهی واحد▫️ضعف تبادل اطلاعات▫️رقابت میان برخی بازیگران▫️محدود شدن برخی مسیرهای جمعآوری کمکهای مردمیحکایت دارند.▫️سیل نوروز ۱۳۹۸🔰در سیل گسترده سال ۱۳۹۸ نیز سیاست تمرکز جمعآوری کمکهای مردمی در دو نهاد رسمی دنبال شد.هدف این سیاست افزایش شفافیت و جلوگیری از سوءاستفاده عنوان شد، اما برخی پژوهشگران معتقدند این رویکرد ظرفیت بسیاری از سازمانهای محلی و تخصصی را محدود کرد.ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.@Akhbare_mahestan@Haajm
آرامش واقعی، در آشتی با خویشتن و رضایت به تقدیر الهی است.هرگاه انسان بداند دنیا گذراست، رنجها و غمها سبکتر میشوند؛ زیرا آنچه نزد خداست، ماندگار و ارزشمندتر از هر آن چیزی است که در این دنیاست.💠 مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ«آنچه نزد شماست، پایان میپذیرد؛ و آنچه نزد خداست، ماندگار است.»سوره النحل آیه ۹۶@sayeh_quran | درسایه قرآن
✅ جنگ یعنی همین؛ مادری که به جای پیکر، تکهای از فرزندش را بوسه میزند🔰پنج ماه پس از موشکباران مدرسه شجره طیبه میناب و کشته شدن دانشآموزان و معلمان این مدرسه، خانوادههای قربانیان دوباره عزادار شدند. شناسایی و بازگشت تکههایی از پیکر عزیزانشان، زخمی را که تازه داشت التیام مییافت دوباره باز کرد؛ مادرانی که نمیدانستند فرزندشان کامل دفن نشده، پدرانی که هنوز چشمانتظار نشانهای از کودکانشان هستند و خانوادههایی که باید برای دومین بار با تابوتهای کوچک به خاکسپاری بروند.🔰در میان بقایای تازه پیدا شده، تکههایی از پیکر دانشآموزان و معلمان مدرسه شجره طیبه میناب به خانوادهها تحویل داده شد؛ تکههایی که برای بسیاری از آنها تنها یادگار باقیمانده از عزیزانشان بود. برخی مادران با همان تکههای کفنپیچشده خداحافظی کردند و کنار مزار فرزندانشان به خاک سپردند.🔰این فاجعه فقط قربانیان کشتهشده را درگیر نکرده است؛ کودکانی که از این حمله جان سالم به در بردهاند نیز با ترس، اضطراب و کابوسهای دوباره جنگ دستوپنجه نرم میکنند. خانوادهها از تأخیر در شناسایی و تحویل بقایا گلایه دارند و میگویند بازگشت دوباره به روزهای حادثه، رنجی تازه بر داغ از دست دادن عزیزانشان افزوده است.🔰میناب، بار دیگر با تابوتهایی کوچک و اندوهی بزرگ، هزینه انسانی جنگ را به تصویر کشید؛ تصویری از اینکه در هر جنگ، پیش از هر چیز، زندگی انسانها و آینده کودکان قربانی میشود.@Haajm
چطور سطح IQ مردم یک کشور بر توسعه آن اثر میگذارد؟گرت جونز در سال ۲۰۱۵ کتاب «ذهن جمعی» چگونه ضریب هوشی کشور شما بسیار بیشتر از ضریب هوشی خود شما اهمیت دارد را منتشر میکند. جونز که استاد اقتصاد دانشگاه جرج میسون است، در این کتاب نشان میدهد که کشورهای دارای بالاترین نمرات در آزمون IQ هشت برابر مرفهتر از کشورهایی با پایینترین نمرات در این آزمون هستند. ملتهای باهوشتر ملتهای موفقتری در عرصه اقتصادی هستند و به نفع فرد است که یک انسان با IQ متوسط در یک جامعه نخبه باشد تا یک انسان با IQ بالا در یک جامعه با ضریب هوشی متوسط و پایین. جوامع باهوشتر تمایل بیشتری دارند که پسانداز کنند، مردمشان راحتتر با هم کار میکنند، بیشتر از سیاستهای بازارمحور حمایت میکنند و در کارهای تیمی عالی عمل میکنند. در جوامع باهوش مکانیسم تقلید هم بسیار به توسعه اقتصادی کمک میکند. وقتی فرد اطرافیان خود را میبیند که آگاه، اهل کار تیمی و خوشفکر هستند، خود او هم کمکم تلاش میکند شبیه آنها شود.@Beheshteketab
“بۆنی بن باخەڵی ئایدیۆلۆژیا!” زۆر سەیرە؛ هەندێک کەس هەن، بەوپەڕی وردبینییەوە هەڵسەنگاندن بۆ گشت بڕوا، ئایین و فەلسەفەی خەڵکی دی دەکەن و لە گۆشەنیگای خۆیانەوە درز و کەموکورتییەکانیان وەدەردەخەن. شەو و ڕۆژ ڕەخنە لەم بیرۆکە و لەو سیستەمە و لە هەموو کەس دەگرن…هەڵبەت واباش بوو، سەڕدێری تەوەر،بۆنی بن باخەڵی دەمارگرژی یا دەمارگرژەکان، بوایە..
“بۆنی بن باخەڵی ئایدیۆلۆژیا!”زۆر سەیرە؛ هەندێک کەس هەن، بەوپەڕی وردبینییەوە هەڵسەنگاندن بۆ گشت بڕوا، ئایین و فەلسەفەی خەڵکی دی دەکەن و لە گۆشەنیگای خۆیانەوە درز و کەموکورتییەکانیان وەدەردەخەن. شەو و ڕۆژ ڕەخنە لەم بیرۆکە و لەو سیستەمە و لە هەموو کەس دەگرن و هاوار دەکەن کە چەندە وێرانن، یان فڵانە کەس چۆنە و چییە؛ بەڵام تەنیا یەک جار سەر ناکەن بە باخەڵی خۆیاندا، تا بزانن ئایدیۆلۆژیاکەیان، یان خودی خۆیان، چەندە بۆنی گەنیوی دەمارگرژی، گەندەڵی و بەرتەسکیی لێ دێ!ئەمە گەورەترین داڕمانی بیر و هزرە؛ کاتێک مرۆڤ دەبێتە چاودێرێکی تیژبین بۆ دیتنی کەموکورتییەکانی جیهان، خەڵک و ئایدیۆلۆژیاکان، بەڵام لە ئاست بۆنوبەرامەی ناوەوەی خۆیدا، نە زمانی دەگەڕێ و نە چاو و لووتی دەکاتەوە بۆ ئەوەی بە ئاگایی و وریاییەوە ناخی خۆی ببینێ و هەستی پێ بکا.ئەم دۆخە لە ڕاستیدا ڕەوتێکی ئاڵۆزی خووپێگرتن و پێڕاهاتنە؛ ڕێک وەک ئەوەی چۆن مرۆڤ بەرەبەرە بە بۆنی لەشی خۆی ڕادێ و هەستی پێ ناکا، ئاواش بە دەمارگرژی و کەموکورتییە فیکرییەکانی خۆی خوو دەگرێ و ئیتر توانای بینینی نامێنێ. لێرەوەیە کە خاڵی کوێریی هزر و بیر و مێشک پێک دێ؛ تاک لە ئاست هەڵەکانی ناخی خۆیدا تووشی کوێری دەبێ و دەگاتە قۆناغی خۆبەڕاستزانین و خۆپەسندیی ڕەها، بە جۆرێک کە وای بۆ دەچێ کێشەکە هەمیشە لە بڕوای ئەوانی دیکەدایە، نەک لە باوەڕی خۆیدا.ئاکامی کۆتاییی ئەم ڕەوتە نالەبارەش، بریتییە لە دۆگماتیزم و پەکخستنی بیرکردنەوە؛ کاتێک ئایدیۆلۆژیایەک دەبێتە بەشێک لە شوناس و بوونی مرۆڤ، ڕەخنەگرتن لێی زەحمەت و ئەستەم دەبێ و مرۆڤ هێدیهێدی توانای خۆڕەخنەکردن و تێگەیشتن لە ئەوانی دیکە لە دەست دەدا.https://t.me/Galawezhnamekaro
✅ اینترنت چگونه آینده کار داوطلبانه را تغییر میدهد؟🔰در سالهای اخیر، اینترنت و شبکههای اجتماعی فقط شیوه ارتباط ما با یکدیگر را تغییر ندادهاند؛ بلکه به یکی از ابزارهای مهم برای شکلگیری فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تبدیل شدهاند.🔰این پرسش که «آیا حضور بیشتر در فضای دیجیتال باعث کاهش مشارکت اجتماعی میشود یا میتواند آن را تقویت کند؟» موضوع پژوهشی است که رابطه میان استفاده از اینترنت و فعالیتهای داوطلبانه را بررسی کرده است.🔰یافتههای این پژوهش نشان میدهد اینترنت الزاماً جایگزین مشارکت اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند به عنوان پلی میان شهروندان، سازمانهای مردمنهاد و مسائل اجتماعی عمل کند. افراد امروز میتوانند از طریق فضای آنلاین با یک مسئله اجتماعی آشنا شوند، فرصتهای داوطلبی را پیدا کنند، به کمپینها بپیوندند یا حتی بدون حضور فیزیکی، بخشی از یک حرکت جمعی باشند.🔰البته شیوه استفاده از اینترنت در میان نسلهای مختلف متفاوت است. نسلهای جوانتر بیشتر از فضای دیجیتال برای کشف فرصتهای جدید مشارکت استفاده میکنند و گروههای سنی دیگر از این ابزار برای حفظ ارتباطات اجتماعی و دسترسی آسانتر به فعالیتهای داوطلبانه بهره میبرند.🔰در این میان، سازمانهای مردمنهاد نیز با یک فرصت مهم روبهرو هستند؛ استفاده هوشمندانه از فناوریهای دیجیتال میتواند به جذب داوطلبان بیشتر، ایجاد اعتماد و گسترش اثرگذاری اجتماعی کمک کند.🔰آینده کار داوطلبانه احتمالا ترکیبی از مشارکت حضوری و دیجیتال خواهد بود؛ جایی که فناوری نه جایگزین ارتباط انسانی، بلکه تسهیلکننده آن است.👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت بخوانید.@Haajm
📰 گۆڤاری ژمارە ٧۲:لە داوێنی ئاربەباوەگەلاوێژی ۲۷۲٦(۱٤۰٥ی هەتاوی)سەرنووسەر: ک.د.ئازاد📚 @rojnama ✅📖 ڕۆژنامە
بغض عادل از صحبتهای حاجرضایی 🎞️ جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی میماند 🔗 تماشا در یوتوب فوتبال ۳۶۰ @Ft360_irعادل های امروز، گنجینه های فردای تاریخ وطن اند..این روزها، به دلیل مشغولیت زیاد روی یک پروژه پژوهشی، کمتر مجال دنبال کردن منظم فوتبال را دارم ولی مگر می شود جایی عادل فردوسی پور باشد و آن هم اشک درد و شوقش با هم جاری شود، ولی نباشیم و موضع نگیریم؟!https://t.me/Sopskf/8467اسفند ۹۷ منتهی به فروردین ۹٨ بود که سیل گلستان اتفاق افتاد. قبل تر نیز این استان سیل های مشابهی را پشت سرگذاشته بود(١٣٨٠،۱۳٨۴) و گویا، تاریخ درس آموز نبوده و هربار باید تاریخ برای مردمان این سرزمین تکرار شود!...و...وقتی خبر سیل در آن سامان را شنیدم، کک مسئولیت زیرپوست وجدانم چنان چنگک می زد، که نتوانستم تاب بیاورم و بلافاصله کوله را بستم و عزم سفر کردم.در میانه راه، استوری ای گذاشتم، با یار و پیشرانِ همواره همراه در بزنگاه های بحران[ دکتر محمد ایرانمنش عزی] تماس گرفتم و پس از حدود دوازده ساعت، از سردشت-شهر صاح و مهربانی- خود رابه تهران رساندم. یکی از مدیران وقت جمعیت امام علی(ع) [قبل تر در جریان بهمن برفی کولبران منطقه سردشت و بعدتر به وقت اعزام کاروان صلح کودکان سردشتی به تهران، افتخار آشنایی حاصل آمده بود]، وقتی از عزمم خبردار شده بود، تماس گرفت و شیوه رفتن ام پرسید و وقتی متوجه شد، از وسیله نقلیه عمومی استفاده می کنم، به لطف یکی از داوطلبانش، در کسری از زمان، وسیله نقلیه ای شخصی در اختیار گذاشتند..عصر آن روز به آق قلا رسیدیم و تا رسیدن یار دیرین مدیریت امداد (دکتر ایرانمنش) در مسجدی، کنار بچه های جمعیت، اسکان یافتیم. کمی حس شعف داشتم که زودتر از بسیاری رسیده ام!طبقه همکف خیلی شلوغ بود و برای اقامه نماز مغرب و عشاء، عزم طبقه فوقانی کردم.طبقه دوم مسجد که رسیدم، آنجا نیز چندین داوطلب جمعیت، از فرط خستگی، گوشه ای، مچاله شده بودند! بعد نماز، کمی اطراف را ورانداز کردم و به ناگاه چشمم در قیافه ای گره خورد که بسیار آشنا می آمد. دقت که کردم، خودش بود، عادل فردوسی پور!مهربانو، مدیر کمپ جمعیت که قبل تر بسیار گرم و پذیرا به استقبالم آمده بود، سر و کله اش پیدا شد و با اشاره انگشت بر دهان، تذکر داد، مراقب باشم تا استراحت اش، کامل شود..گرچه بسیار تمایل داشتم، بیدارش کنم و در آغوشش بگیرم، ولی حیفم آمد آن چنددقیقه عافیت پساسفر طولانی شان را برهم زنم.. عادل و فردوسی پورهای وطن را باید امروز فهمید و قدر دانست و بر صدر مسئولیت نشاند و گرنه فردا، میهن، طبق قانون کارما، تقاص اش را پس خواهد گرفت! گفته باشیم..عادل های امروز، گنجینه های فردای تاریخ وطن اند..اینان، سرمایه های گرانسنگی اند که ذره ذره وجودشان را برای ادای مسئولیت اجتماعی، خلق ارزش مشترک و معنابخشی به فضایل انسانی و شجاعت انسان بودن گذاشته اند و نشاید و نباید که هربار، با بی مهری های تکراری و ناروا، اشک شان را جاری ساخت!اینجاها👇،https://t.me/Sopskf/3779https://t.me/Sopskf/3784https://t.me/Sopskf/3780https://t.me/Sopskf/3785https://t.me/Sopskf/3796https://t.me/Sopskf/3810کلیک کنیک و لختی از آن حماسه های امدادی را ببینید و بر ملتی که همدلی را در بزنگاه ها به لطف پیشقراولان اخلاقمند و مسئولیت شناس، به نکویی بازنمایی می کنند، درود بفرستید و شمعی روشن کنید✍رئوف آذری،پژوهشگر گردشگری صلح و کنشگر محیط زیست🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی#مسئولیت_اجتماعی#سیل_گلستان#آق_قلا#فوتبال_٣۶٠#عادل_فردوسی_پور#دیدار_در_عبادتگاه_امداد@sopskf
بغض عادل از صحبتهای حاجرضایی🎞️ جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی میماند🔗 تماشا در یوتوب فوتبال ۳۶۰@Ft360_ir
🌷بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ«بلکه تنها خداوند را پرستش کن و از شکرگزاران باش.»🔖سوره زمر، آیه ۶۶💎 در هر شرایطی سپاسگزاری از پروردگارت را فراموش نکن ...شکرگذاری یامین یامال بازیکن مسلمان اسپانیا بعد از قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶@sayeh_quran | درسایه قرآن
مهر مهربانان"هر فردی، همه دنیاست.همان گونه که خیلی از عرفا و دوراندیشان، تٲیید کرده اند، هر فردی، به گونه ای رازآلود و زیرکانه، تجسم همه افراد است.اگر بتوانیم کمی آرامش و راحتی را تنها برای یک نفر فراهم کنیم، این خود پیروزی به شمار می آید.واکنشی کوچک و بی سر و صدا به درد و رنج سیاره و آن نقطه آغاز است.. (پیرو فروچی، قدرت مهربانی)این زوج کرمانشاهی، ایام مدیدی است در بزنگاه ها، نشان داده اند که کان مهربانی اند.https://t.me/Sopskf/8463از گشودن آغوش مهر مادرانه و کشیدن دست پدرانه بر سر دانشجویان غیربومی تا پذیرایی و استقبال از امدادگران غیربومی در جریان زلزله کرمانشاه و نیز میزبانی در خور تیم دوچرخه سوار اعزامی بلوطبانان پا به رکاب از سردشت به کرمانشاه با شعار نه به اکوساید و نه به سیکل معیوب مواجهه با حریق و..در شهریور ۱۴۰۲ و بسیاری بزرگ منشی ها در حق کودکان آن سامان...کم نیستند از آن خانواده های پذیرا،چه دیروز و چه امروز، چون؛ معروفیان،قادری،کشاورزی- معروفیان،معروفیان-کشاورزی،اسماعیلی-معروفیان،آذری، قادری،مولانی-حسنی، بایزیدی،موسی پور، محمدی،ابراهیم پور،محمدی،محمدیان، کاوهایرانمنش- سوری،کولیوند-امیری،دینده، دینده، محمدخانی-ویسی،خورشیدی، ویسی، خضری، خضری،قادری-خدابخشیان، حقانی-بهرامی ، صادقی پور-سلیمی،آسایش فرد- حاجی،مرادی-عزیزی،حدیقی-سعیدی،الهی-فهیم،شریعتی-قادری،ابراهیمی- حمزه پور،عباسی-عباسی،صابری،اسد- قهرمانی،رحمانی-خضری،محمودی-حسینی،عباسی-نقشبندی،عباسی-همت یار،رستم نژاد-فهیمی،کیانمهر-کیانی زادە،عباسی-خوشوقت،حسن پور، محمودی،فتاحی-معروفی،و اینان فقط مُشتی نمونه خرواراند و صد و هزار و بیشتر دگر در این جمع و جامعه که به کرمی، سفره ای و مهری پیشگام اند و تکریم شان، واجب..[بسیاری نام ها و یادها باقی اند که امید، با ذکر نام و بدون یادکرد، همچنان چون الماس درخشان در آسمان مهربانی، بدرخشند و نور بپراکنند]سپاسی از یک از آن بسیار و طلب بسیار دیگران که سنگینی اش، مجال تسویه نمی دهد..👇https://t.me/Sopskf/8444🌹❤🌹sopskf
کان مهربانی..@sopskf
بازی، آینهی زندگیسالها در میدان فوتبال حضور داشتم. توپ زیر پایم، عرق بر پیشانی، و قلبی که با هر گل، هر باخت، هر تلاش، تندتر میزد. آن سالها گذشت، اما در من نمرد؛ خاطراتی برجای گذاشت که هرگاه به آنها بازمیگردم، مرا به دورانی میبرند که هنوز در رگهایم جاری است. تلخی شکستها را چشیدهام، و شیرینی پیروزیها را؛ اما آنچه از همه ماندگارتر بود، نه گلی که زدم و نه جامی که بردم، بلکه لحظههایی بود که از خودم بیشتر از حریف یاد گرفتم؛ لحظههایی که فهمیدم استقامت شیرینتر از هر پیروزی زودگذر است، و شرافت در باخت، ارزشمندتر از پیروزی بیقاعده.فینال جام جهانی نیز برای من، بیش از یک بازی، بازتابی از همان تجربهی زیسته است. آن میدان کوچکی که در آن دویدم، امروز در قامت جهانی بزرگتر تکرار میشود؛ اما درس یکی است. هیچ بازیکنی صرفاً با استعداد به اوج نمیرسد؛ آنچه او را میسازد، تمرینِ بیادعا در روزهایی است که کسی تماشا نمیکند، انضباطی که در سکوت شکل میگیرد، و صبری که فقط خودش میداند چه هزینهای داشته.این را از میدان آموختم و به زندگی آوردم: که سبک زندگی انسان، مثل یک بازی طولانی است. روزهایی میبازیم، روزهایی میبریم؛ اما آنچه واقعاً تعیینکننده است، نه نتیجهی یک روز، که کیفیت تمرین روزانهی ماست. سلامتی با یک تصمیم به دست نمیآید، با تکرار روزانهی انتخاب درست به دست میآید. آرامش خانواده، با یک لحظه ساخته نمیشود، با صبر و مراقبت مستمر ساخته میشود. و رشد انسان، نه با آرزوهای بزرگ، که با گامهای کوچکِ پیوسته شکل میگیرد.از دل آن خاطرات، این حقیقت را دریافتم: هیچ باختی پایان راه نیست، اگر از آن درس بگیریم؛ و هیچ پیروزی پایدار نیست، اگر از آن غافل بمانیم. زندگی مثل بازی، فرصتی دوباره میدهد؛ اما فقط به کسی که در نیمهی دوم، هنوز ایستاده و هنوز میدود.پس بگذارید امشب، بهجای آنکه فقط تماشاگر باشیم، بازیگر زندگی خودمان شویم. بگذاریم فینال جام جهانی، فقط یک شب پرهیجان نباشد، بلکه سوت آغازی باشد برای بازگشت به میدان زندگی خودمان؛ با انضباطی تازه، با هدفی روشنتر، و با این باور که هنوز وقت هست برای تغییر، برای رشد، و برای بازیای بهتر.محمدعلی سوره@KhatNegaar
🔹 فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ «هر کس هموزن ذرهای کار نیک انجام دهد، آن را خواهد دید.» 🔖 سوره الزلزله آیه ۷تلاشت را، هر چند که اندک و فردی باشد ناچیز مشمار و هرگز نگو: «منِ تنها چه کاری از دستم برمیآید؟» چه بسا یک نفر اگر ارادهاش صادق و نیتش خالص باشد، بتواند مسیر یک امت را دگرگون کند.@sayeh_quran | در سایه قرآن
💠ما نیز روزی، ما نیز روزگاری...✍🏻صدیق قطبی«غریب را آزار مرسان و بر او ستم روا مدار، چه شما خود نیز در سرزمین مصر غریب بودید.»(عهد عتیق، خروج: ۲۲: ۲۰، ترجمهٔ پیروز سیّار)«اگر غریبی با شما در سرزمینتان اقامت گزیده، او را میازارید. غریبی که با شما اقامت گزیده، از برای شما چون هموطن باشد و او را چون خویشتن دوست بدار، چرا که در سرزمین مصر غریب بودید.»(عهد عتیق، لاویان، ۱۹: ۳۳_۳۴، ترجمهٔ پیروز سیّار)این سخنان از کتاب مقدس، چقدر دلنوازند. برای اینکه همدلی مخاطب را برانگیزد گذشته را به یادش میآورد. از یاد بردهای که تو خود نیز غریب بودی؟پس غریبان را بنواز و چون خویشتن دوستش بدار.مشابه همین رویّه را در قرآن کریم سوره ضحیٰ میبینیم. آنجا نیز از رهگذر یادآوری گذشته است که همدلی مخاطب را برمیانگیزد. از یاد بردهای که بیکس و کار بودی روزگاری؟ تنگدست و بینوا بودی روزگاری؟ سرگشته و راهگمکرده بودی روزگاری؟حال، بیکسوکاران و بینوایان و راهگمکردگان را دوست بدار و بنواز. دشواریهایی که از سر گذراندهای میتواند سرمایهٔ محبت باشد و همدلیات را برانگیزد:«آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟و تو را راه نایافته و سرگشته نیافت و راه نمود؟و نیازمندت نیافت و بینیاز کرد.پس یتیم را تندی مکن،و درخواست کننده را با تندی مران.و از نعمت پروردگارت سخن بگوی.»(قرآن کریم، سوره ضحیٰ، آیات ۶ تا ۱۱، ترجمه محمدعلی کوشا)یادآوری نامرادیها و ناتوانیهای گذشته، میتواند ما را آگاه و فروتن نگاه دارد. حکایت زیر که بر زبان ابوسعید ابوالخیر رفته، در همین زمینه است. وزیری که «ابتدای زندگی خویش فراموش نکرده بود.»:«وقتی جولاههای[=بافندهای] به وزیری رسیده بود. هر روز بامداد برخاستی و کلید برداشتی و دَرِ خانه باز کردی و تنها در آنجا شدی و ساعتی در آنجا بودی، پس بیرون آمدی و پیش امیر شدی. امیر را خبر دادند که او چه میکند. امیر را هوس آن بگرفت که آیا در آن خانه چیست؟ روزی، ناگاه، از پس وزیر بدان خانه در شد. گوی [=گودال] دید که در آن خانه چنانک جولاهگان[=بافندگان] را باشد. وزیر را دید پای بدان گو[=گودال] فرو کرده. امیر او را گفت: «این چیست؟» وزیر گفت: «یا امیر! این همه دولت که هست از آنِ امیر است ما ابتدای زندگی خویش فراموش نکردهایم. ما این بودهایم. هر روز خود را از خود یاد دهیم. تا در خود به غلط نیوفتیم.»(اسرار التوحید، تصحیح شفیعی کدکنی، جلد اول، ص۲۵۳)و نیز آنچه سعدی از سرگذشت خود آورده است:وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم. دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟...گر از عهد خُردیت یاد آمدیکه بیچاره بودی در آغوش مننکردی در این روز بر من جفاکه تو شیرمردی و من پیرزن(گلستان، باب ششم)اینجا نیز سخن از بهیادآوردن است. به یاد آوردن روزگار عجز و بیچارگی. قرآن پیشتر میرود و سورهای را چنین میآغازد:«مگر نه این است که بر آدمی روزگاری گذشت که هنوز چیز قابل ذکری نبود؟»(سورهٔ انسان، آیه ۱، ترجمه کریم زمانی)📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
رئوف آذریپژوهشگر دکتری گردشگری و کنشگر صلح و محیط زیست، مدیرگروه گردشگری صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران---+پ.ن: این پیشنهاد ترجیع بند اختتامیه وبینار "مسئولیت اجتماعی شهروندی و موهبت تشکل یافتگی ما" بود که در شنبه شب مورخه ۲۷ تیرماه، ساعتی قبل از بازی رده بندی و فینال جام جهانی در فضای اسکای روم با ارائه پیشنهاد دهنده و مخاطبان کشوری برگزار شد.@sopskf@ipsan
فراخوان "تیمِ منتخب جام جهانی برای صلح"( از فرصت تنفس در جنگ برای پایداری نَفَسِ صلح)https://t.me/Sopskf/8457(بخش اول)به عالی مقامان:+رئیس محترم اتحادیه جهانی فوتبال (FIFA)+جناب دبیرکل محترم سازمان ملل متحد (UN)+دبیرکل محترم یونسکو (UNESCO)+دبیرکل محترم کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد (UNHCR)موضوع: پیشنهاد تشکیل «تیم مروج صلح و ارزشآفرین همزیستی مسالمت آمیز» در پسا جام جهانی ۲۰۲۶با سلام و احترام و آرزوی صلح پایدار،عالی جنابان مستحضرند که جهان امروز، در میانهی تلاطمهای ناشی از خشونت، نابرابری، بحرانهای زیستمحیطی و جنگ های دامنگیر، نیازمند گذر از «صلحِ منفعل» به «صلحِ فعال» است؛ گذری که در آن، ورزش دیگر تنها یک سرگرمی، نیست و بلکه ابزاری برای "خلق ارزش مشترک "(CSV)و بازسازی کرامت انسان و جایگاه جوامع بشری باشد. با نگاهی به مأموریتهای بنیادین سازمانهای پیشروِتان، پیشنهاد می شود از تجمیع بازیکنان برگزیده رقابت های جام جهانی ۲۰۲۶ زیرنظر مربیان پیشگام آن جام، بلافاصله پسا دیدار فینال، تیمی سازماندهی بفرمایید که نه برای کسب جام، بلکه برای اجرای «مأموریتهای ویژه انسانی» به میدان برود.این پیشنهاد بر پایهی اصول حقوقی و انسانی زیر استوار است:۱. مأموریت صلح و همبستگی (با استناد به منشور سازمان ملل و اتحادیه جهانی فیفا):مطابق با ماده ۱ منشور سازمان ملل متحد که بر «ایجاد روابط دوستانه میان ملتها بر پایه احترام به اصل مساوات و حق تعیین سرنوشت» تأکید دارد، و همچنین با توجه به ماده ۲ اساسنامه فیفا: «ارتقای بازی جوانمردانه و صلح جهانی»، این تیم مأموریت خواهد داشت تا در مناطق درگیر جنگ، «دیپلماسی فوتبال» را به کار گیرد. آنها تنها بازیکن نیستند؛ آنها سفیرانِ بدون مرز هستند تا نشان دهند که زمین سبز فوتبال، میتواند جایگزین میادین جنگ، مین و مرگ باشد.۲. مأموریت عدالت و حمایت از پناهندگان (با استناد به کمیساریای عالی پناهندگان - UNHCR):با ارجاع به کنوانسیون ۱۹۵۱ مربوط به وضعیت پناهندگان و مأموریت UNHCR در حفاظت از حقوق و رفاه پناهندگان، این تیم مأموریت دارد تا «صدای پناهندگان» را در بلندترین سکوهای جهان طنینانداز کند. هدف، انسانیسازیِ آمارهاست؛ تبدیل کردن صورتکهای بینام در اردوگاهها به چهرههای انسانی که حق داشتن آیندهای برابر را دارند.۳. مأموریت فرهنگ، آموزش و پایداری (با استناد به اساسنامه یونسکو - UNESCO):با استناد به مٲموریت یونسکو برای ترویج فرهنگ صلح و امنیت از طریق آموزش و فرهنگ، این تیم مأموریت دارد تا پیام «صلح مثبت»را از طریق قدرت نمادین ورزش به نسل جوان منتقل کند. تیم منتخب جام جهانی برای صلح به عنوان پیشگام در ترویج «اخلاق زیستمحیطی و فرهنگ صلح» عمل می کند تا از تخریب میراث طبیعی که یونسکو متولی آن است، جلوگیری کرده و متعاقب مروج فرهنگ صلح پایدار باشد.۴. مأموریت اقلیم و حفاظت از زمین (با استناد به اهداف توسعه پایدار - SDGs):در پاسخ به بحرانهای تغییر اقلیم، این تیم مأموریت دارد تا از طریق کمپینهای خود، مدل «اقتصاد چرخشی» و «حفاظت از تنوع زیستی» را در قالب سبک زندگی ورزشی ترویج کند؛ تا فوتبال، نمادی از «حیاتِ پایدار» باشد، نه صرفاً مصرفگرایی.پیشنهاد میشود این تیم، در قالب «مأموریتهای ویژه»، به مناطق درگیر در جنگ، فقر و نابرابری، تخریب محیط زیست و اردوگاه آوارگان از جنگ و تبعیض و فقر وارد شده و با برنامه ریزی بازی های همگرایانه و تحقق شعار «فوتبال برای صلح» در راستای بازسازی اعتماد میان جوامع متخاصم و محروم و کاهش تنش، انرژی بگذارد.عالیجنابان؛امروزه جهان نیازمند پاردایم شیفت و تغییری بنیادین از تنش به آرامش و از جنگ و تبعیض و نابرابری و فقر به صلح و برابری و توزیع عادلانه مواهب دنیوی است.آقایان، اکنون زمان آن رسیده است که از «تلاشهای پراکنده» به سمت «همبستگی استراتژیک» حرکت کنیم. تیم پیشنهادی، می تواند تجسمِ آن «خمیرمایه صلح» و «ارزشآفرینی» زیست مسالمت آمیز که جهان برای بقا به آن نیاز دارد، باشد.عالی مقامان، امروز از سرزمین درگیر جنگ(ایران) و در آستانه اختتامیه جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ از جمع شما متولیان روز سازمان های بین الملل مرتبط می طلبیم تا با تلاقی دادنِ قدرتِ دیپلماسی ورزش و اقتدارِ حقوق بینالملل، بذرِ «صلح» را در میدان مشارکت و همگرایی جهانی بکارید و برای فرداهای روشن از همین امروز، به پاخیزید و مسئولیت اجتماعی خود را برای خلق ارزش مشترکِ صلح، ایفا کنید.با احترام و امید به آیندهای صلحآمیز،
فراخوان «تیمِ منتخب جام جهانی برای صلح( از فرصت تنفس در جنگ برای پایداری نَفَسِ صلح)به حضرات عالیقدر:+رئیس محترم اتحادیه جهانی فوتبال (FIFA)+جناب دبیرکل محترم سازمان ملل متحد (UN)+دبیرکل محترم یونسکو (UNESCO)+دبیرکل محترم کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد (UNHCR)موضوع: پیشنهاد تشکیل «تیم مروج صلح و ارزشآفرین همزیستی مسالمت آمیز» در جام جهانی ۲۰۲۶ پیشنهاد دهنده: رئوف آذری، پژوهشگر دکتری گردشگری، کنشگر صلح و محیط زیست و مدیرگروه گردشگری صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایرانارایه شده در ترجیع بند اختتامیه وبینار " مسئولیت شهروندی-اجتماعی و موهبت تشکل یافتگی ما"شنبه شب ۲۷ تیرماه، ساعتی قبل از دیدار رده بندی جام جهانی ۲۰۲۶___#فوتبال_برای_صلح@sopskf@ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر جواد رنجبر درخشیلرغلبه ژورنالیسم و روشنفکری و غیبت مفاهیم علوم سیاسی در نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر داریوش رحمانیاندرنگی در زمینههای جنگ اخیر از دیدگاه تاریخی و نقش مردم در نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر ماندانا سجادیمنطق تشدید در بحران ایران و آمریکا: بازاندیشی روانشناسانه از جنگ اخیردر نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر موسی اکرمیفلسفه و جنگ کنونیدر نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر محمود جعفری دهقیالگوی رفتاری ایرانیان در شرایط جنگ و صلح بنابر داده های ایران شناسیدر نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر علی اکبر علیخانیجنگ رمضان و توافق بعد از آن از منظر نظريه هاى صلح و حل منازعهدر نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
ویدیو سخنرانی دکتر نغمه مبرقعیاثرات و خسارات جنگ بر محیط زیستدر نشستجنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانیچهارشنبه ۲۴تیرمرکز نشر دانشگاهیhttps://t.me/ipsan
لطفا به تغییر نشانی محل برگزاری نشست توجه بفرمایید. جنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانی سخنرانان:دکتر محمود جعفری دهقیالگوی رفتاری ایرانیان در شرایط جنگ و صلح بنابر داده های ایران شناسیدکتر موسی اکرمیفلسفه و جنگ کنونیدکتر نغمه مبرقعیاثرات و خسارات جنگ بر محیط زیستدکتر علی اکبر علیخانیجنگ رمضان و توافق بعد از آن از منظر نظريه هاى صلح و حل منازعهدکتر داریوش رحمانیاندرنگی در زمینههای جنگ اخیر از دیدگاه تاریخی و نقش مردمدکتر ماندانا سجادیمنطق تشدید در بحران ایران و آمریکا: بازاندیشی روانشناسانه از جنگ اخیردکتر جواد رنجبر درخشیلرغلبه ژورنالیسم و روشنفکری و غیبت مفاهیم علوم سیاسیچهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶تهران: خیابان وليعصر، خیابان شهيد بهشتي، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچه دهم، مرکز نشر دانشگاهی https://t.me/ipsan
✅ نقش نهادهای مدنی در پر کردن خلاهای اجرایی قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت✍🏻 مهستان؛ رضا سخن سنج - کامران عاروان🔰قانون حمایت از حقوق معلولان مشتمل بر ۳۴ ماده و ۲۹ تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۲۲ به تأیید شورای نگهبان رسید. در فصول دهگانه این قانون ضمن اشاره به کلیات و تعاریف به موضوعات تخصصی از قبیل:-مناسبسازی، دسترسپذیری، تردد و تحرک-خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی-امور ورزشی، فرهنگب، هنری و آموزشی-کارآفرینی و اشتغال-مسکن-فرهنگسازی و ارتقاء آگاهیهای عمومی-حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی-معیشت و حمایتهای اداری و استخدامی-برنامهریزی، نظارت و منابع مالیمورد نظر قرار گرفته بود. اما نقش نهادهای مدنی (مانند سازمانهای مردمنهاد یا NGOها، انجمنهای خیریه، گروههای فشار و بنیادهای حقوق مدنی) در ایران در قبال گسترش حقوق افراد دارای معلولیت، بسیار حیاتی و چندجانبه است. از آنجایی که نهادهای دولتی معمولاً بر جنبههای اجرایی و خدماتی تمرکز دارند، نهادهای مدنی نقش «پل» میان جامعه، افراد دارای معلولیت و دولت را ایفا میکنند.🔰در ادامه، این نقشها را در چند لایه اصلی بررسی میکنیم:۱. ترویج آگاهی و تغییر نگرش اجتماعی (Social Awareness)یکی از بزرگترین موانع پیش روی افراد دارای معلولیت، «مدل پزشکی» یا درمانمحور به افراد دارای معلولیت است (نگاه به معلولیت به عنوان یک بیماری که باید درمان شود)؛ در حالی که نهادهای مدنی تلاش میکنند «مدل اجتماعی» را جایگزین کنند (نگاه به معلولیت به عنوان نتیجهی نبودِ دسترسیهای محیطی و اجتماعی).مقابله با استیگما (انگ): برگزاری کارگاهها و کمپینهای رسانهای برای کاهش نگاه شفقتمحور (که فرد را نیازمند کمک میبیند) و جایگزینی آن با نگاه مبتنی بر حق (که فرد را صاحب حق میبیند).آموزش جامعه: آموزش مدارس، محیطهای کاری و عمومی برای پذیرش تنوع انسانی.۲. سیاستگذاری و حمایت (Advocacy & Policy Making)نهادهای مدنی به عنوان «گروههای فشار» عمل میکنند تا سیاستگذاریهای داخلی با استانداردهای بینالمللی همسو شود.مطالبه از دولت: فشار برای اجرای دقیقتر «قانون حمایت از حقوق افرادی که دارای اختلالات تکامل یافته هستند» یا اصلاحات در قوانین مربوط به اشتغال و آموزش آنها.همسویی با کنوانسیونهای بینالمللی: تلاش برای تطبیق قوانین داخلی با «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد» (CRPD) که ایران نیز آن را امضا کرده است.مشارکت در تدوین طرحها: حضور نمایندگان این انجمنها در هیئتهای نظارتی یا مشورتی برای پیشبینی نیازهای واقعی افراد دارای معلولیت در لایههای قانونگذاری.۳. پایش و نظارت (Monitoring)دولتها ممکن است قوانین را تصویب کنند، اما اجرای آنها در سطح شهرها و روستاها تضمین نشده است.نظارت بر دسترسیپذیری: نهادهای مدنی با بررسی محیطهای شهری، حملونقل عمومی و ساختمانهای دولتی، میزان رعایت استانداردهای دسترسی (Accessibility) را رصد کرده و گزارشهای انتقادی منتشر میکنند.گزارشگری از نقض حقوق: مستندسازی مواردی که در آن حقوق فرد دارای معلولیت (مانند حق تحصیل در مدارس عادی یا حق اشتغال) نقض شده است.👈🏻 ادامه این یادداشت را در سایت اخبار مهستان بخوانید.@Akhbare_mahestan@Haajm
1369.pdfدر ادامه ویژه نامه سیروان برای هفتم تیر سالگشت بمباران شیمیایی سردشت، یادداشت دکتر ئاکو(محمود)حسن زاده، دکترای مدیریت بازاریابی بین الملل را با عنوان "اولین شهر بمباران شیمیایی شده، استراتژی های طی شده و پیش رو" +با سپاس ویژه از مدیران هفته نامه سیروان و صاحبان قلم و اندیشه همراه که در تدوین یادداشت ها و نیز تهیه ویژه نامه، بنیاد توسعه صلح و مهربانی را همراهی کردند.دسترسی به نسخه بهتر یادداشت فوق الذکر در شماره ۱۳۶۹ مورخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ ص ۷👇https://t.me/Sopskf/8446دسترسی به نسخه پیشین ویژه نامه به شماره ۱۳۶٨ مورخ ۱۱ تیر۱۴۰۵ 👇https://t.me/Sopskf/8392🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی #تلخیاد_بمباران_شیمیایی_سردشت#ویژه_نامه#سیروان۲@sopskf@sirwan_weekly
🔺سیروان شماره ١٣٦٩ تاریخ ٢٧ تیر ماه ١٤٠٥🔹«آرش» خونخواه «سام» استاندار کردستان می گوید او پیش از خانواده «سام حسنی»نوجوان کشته شده در «دره ناخی» مریوان، شاکی عامل قتل است.🔸نارین به خانه بازگشت گزارش سیروان از روند درمان دختران آزار دیده سنندجی از حبس در خانه تا شروع زندگی در خانه امن 🔹گزارش سیروان ازبرپایی آیین های بزرگداشت رهبر شهید در مناطق کُردنشین وقدردانی فراکسیون نمایندگان اهلسنت مجلس و سپاه از مردم کردستان برای شرکت در تشییع رهبر شهید 🔸در میانه ی طوفان غرایز یادداشتی به قلم ✍️حسین الماسی🔹زردآلو بیا گلو؛ یا روایت انتظار بیپایان در نظام مهندسی کشاورزی! یادداشتی به قلم ✍️جبار صیدی قلعه 🔸از مهندسی عمران تا سینما؛ روایتی از مسیری که با رویا آغاز شد مصاحبه سیروس ثنایی با «کیوان سروری» با چشم انداز تجربه فیلم سازی و آینده سینمای کوردی#سیروان#مناطق_کردنشین#کردستان #کرمانشاە#ایلام#آذربایجان_غربی@sirwan_weekly