بغض عادل از صحبتهای حاجرضایی 🎞️ جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی میماند…
انتشار: 2026/07/21 08:40 UTC
بغض عادل از صحبتهای حاجرضایی 🎞️ جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی میماند 🔗 تماشا در یوتوب فوتبال ۳۶۰ @Ft360_irعادل های امروز، گنجینه های فردای تاریخ وطن اند..این روزها، به دلیل مشغولیت زیاد روی یک پروژه پژوهشی، کمتر مجال دنبال کردن منظم فوتبال را دارم ولی مگر می شود جایی عادل فردوسی پور باشد و آن هم اشک درد و شوقش با هم جاری شود، ولی نباشیم و موضع نگیریم؟!https://t.me/Sopskf/8467اسفند ۹۷ منتهی به فروردین ۹٨ بود که سیل گلستان اتفاق افتاد. قبل تر نیز این استان سیل های مشابهی را پشت سرگذاشته بود(١٣٨٠،۱۳٨۴) و گویا، تاریخ درس آموز نبوده و هربار باید تاریخ برای مردمان این سرزمین تکرار شود!...و...وقتی خبر سیل در آن سامان را شنیدم، کک مسئولیت زیرپوست وجدانم چنان چنگک می زد، که نتوانستم تاب بیاورم و بلافاصله کوله را بستم و عزم سفر کردم.در میانه راه، استوری ای گذاشتم، با یار و پیشرانِ همواره همراه در بزنگاه های بحران[ دکتر محمد ایرانمنش عزی] تماس گرفتم و پس از حدود دوازده ساعت، از سردشت-شهر صاح و مهربانی- خود رابه تهران رساندم. یکی از مدیران وقت جمعیت امام علی(ع) [قبل تر در جریان بهمن برفی کولبران منطقه سردشت و بعدتر به وقت اعزام کاروان صلح کودکان سردشتی به تهران، افتخار آشنایی حاصل آمده بود]، وقتی از عزمم خبردار شده بود، تماس گرفت و شیوه رفتن ام پرسید و وقتی متوجه شد، از وسیله نقلیه عمومی استفاده می کنم، به لطف یکی از داوطلبانش، در کسری از زمان، وسیله نقلیه ای شخصی در اختیار گذاشتند..عصر آن روز به آق قلا رسیدیم و تا رسیدن یار دیرین مدیریت امداد (دکتر ایرانمنش) در مسجدی، کنار بچه های جمعیت، اسکان یافتیم. کمی حس شعف داشتم که زودتر از بسیاری رسیده ام!طبقه همکف خیلی شلوغ بود و برای اقامه نماز مغرب و عشاء، عزم طبقه فوقانی کردم.طبقه دوم مسجد که رسیدم، آنجا نیز چندین داوطلب جمعیت، از فرط خستگی، گوشه ای، مچاله شده بودند! بعد نماز، کمی اطراف را ورانداز کردم و به ناگاه چشمم در قیافه ای گره خورد که بسیار آشنا می آمد. دقت که کردم، خودش بود، عادل فردوسی پور!مهربانو، مدیر کمپ جمعیت که قبل تر بسیار گرم و پذیرا به استقبالم آمده بود، سر و کله اش پیدا شد و با اشاره انگشت بر دهان، تذکر داد، مراقب باشم تا استراحت اش، کامل شود..گرچه بسیار تمایل داشتم، بیدارش کنم و در آغوشش بگیرم، ولی حیفم آمد آن چنددقیقه عافیت پساسفر طولانی شان را برهم زنم.. عادل و فردوسی پورهای وطن را باید امروز فهمید و قدر دانست و بر صدر مسئولیت نشاند و گرنه فردا، میهن، طبق قانون کارما، تقاص اش را پس خواهد گرفت! گفته باشیم..عادل های امروز، گنجینه های فردای تاریخ وطن اند..اینان، سرمایه های گرانسنگی اند که ذره ذره وجودشان را برای ادای مسئولیت اجتماعی، خلق ارزش مشترک و معنابخشی به فضایل انسانی و شجاعت انسان بودن گذاشته اند و نشاید و نباید که هربار، با بی مهری های تکراری و ناروا، اشک شان را جاری ساخت!اینجاها👇،https://t.me/Sopskf/3779https://t.me/Sopskf/3784https://t.me/Sopskf/3780https://t.me/Sopskf/3785https://t.me/Sopskf/3796https://t.me/Sopskf/3810کلیک کنیک و لختی از آن حماسه های امدادی را ببینید و بر ملتی که همدلی را در بزنگاه ها به لطف پیشقراولان اخلاقمند و مسئولیت شناس، به نکویی بازنمایی می کنند، درود بفرستید و شمعی روشن کنید✍رئوف آذری،پژوهشگر گردشگری صلح و کنشگر محیط زیست🌹❤️🌹#بنیاد_توسعه_صلح_و_مهربانی#مسئولیت_اجتماعی#سیل_گلستان#آق_قلا#فوتبال_٣۶٠#عادل_فردوسی_پور#دیدار_در_عبادتگاه_امداد@sopskf



