مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 19 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 19 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
اسلام پیامبرانه محمد در سپهر قرآن واسلام مردم طالبین حقیقت بهترین هستند و این حقیقت جویان، بهترین جهانیان هستند. تمامی ملل و خلایق عالم باعلم وایمان باید به حقیقت برسند و در این راستا صلح یا سلام بهترین روش و بستر برای رسیدن به حقیقت هست. دین اسلام با ان روشنایی و مکارم اخلاق پیامبر که اسوه زمانه است می تواند انان را راهنما و مفید باشد. باید گفت بدون در نظر گرفتن تاریخ تحریفی طبری و پیروانش این دین با توجه به سلوک پیامبر و با تاسی از قران مجید بدون تحمیل و غلبه وفشار عرضه شد. اگر این دین با جنگ و فشار به مردم عرب عرضه و نازل شده باشد، عرب شدیدا در مقابل ان می ایستاد. همینطور کملل دیگر که در اولین لحظه ضعفی که در ارکان ان پیش امده بود آن را کنار می زدند. در صورتیکه این ملل پیشگامان تبلیغ و توسعه ان شدند. کمااینکه، ازطرفی در ذات هر دین این امر وجود دارد که برای هدایت جهانیان آمده، اما به شرطی که مردم طالب آن شوند. اسلام هیچ نوع شیوه حکومت یا دولت را معرفی نکرد؛ که بخواهد متمرکز باشد. امر حکومت زمینی و مربوط به اجتماعات بشری و جوامع مردمی است و در حوزۀ اختیار جامعۀ انسانی است. اما عدالت را مهمترین عامل ماندگاری و بسط جامعه می داند. یکی از اهداف اسلام، ایجاد عدالت در بین جوامع است. پیامبر دین را فقط وفقط معرفی کرد که بتواند آموزه ها وهدایت های توحیدی را به مردم ارائه بدهد. نبی اکرم دینی را ارائه داد که دین راه است، نوع اداره جامعه را به خود مسلمانان وتجارب ونحوه ای زیست بومشان محول نمود. پیامبر رحمت، دین را چونان به جوامع انسانی معرفی کرد که با زیست انسان سرکار داشته باشد و برای تغییر نگاه آنسان به نوع زندگی و نحوه تآمل او با اجتماع پیرامونش آمده است. قصد وهدف آن تلطیف رحمانی وعادلانه حیات انسان است. دین پیامبرانه نبی رحمت انسان را برای اداره کردن زیست بوم خود مجبور به کاربرد عقل نمود تا کاربرد عقلانه زیستش اداره کند. دین اسلام که از سوی الله بوسیله پامبر رحمه و سهله ارائه شد دین صلح بود که از نامش برآمده، سهل وآسان است؛ اهل سخت گیری وتکلف نبود که بخواهد با جنگ و حرب و تعصب ایده و رای خود را پیش ببرد. پیامبر همانند تمامی انسان ها بوده و نمونه مکارم اخلاق بود به انسان این پیام را می دهد اهل تکبر وطغیان نباشد تا به اسراف نیافتد، چرا که خود پیامبر اهل اسراف و جلوه گری نبود.سید عبدالمجید الهامی
اعتماد قسمتی از خاطره نویسی هاشمی رفسنجانی جالب است نگاه اصلاح طلبان نسبت به ملی مذهبی ها، در حالی که ملی مذهبی ها آن موقع نسبت به آنان و روابطشان با انها چگونه فکر و عمل می کردند. آیا امروز هممی شود به آنان اطمینان کرد. راقم که این اعتماد را هیچ وقت به آنان نداشته، امروز هم بعید هست بجز تعدادی انگشت شمار آنان تفاوت و فرقی کرده و یا شده باشند. خاطره هاشمی رفسنجانی ۱۷.. ۱۱ .. ۱۳۸۱ "" حسنآقا خمينىآمد براى مراسم سالگرد حاجاحمد آقا دعوتكرد. از عدم شركت در مراسم 12 بهمن در مرقد امام گله کرد.در مورد شركت ملى مذهبىها در انتخابات شوراها گفت، [حزب] مشاركتىها مايل نيستند كه آنها شركت كنند، چون بخشى از آرای آنها را مىبرند؛ از طرفى هم مىترسند، اگر آنها را رد كنند، طرفدارانشان برنجند و به آنها رأى ندهند. ميل دارند كه قوه قضایيه مانع آنها شود و چون مىبينند قوه قضایيه مانع نشده است، به آنها پيغام دادهاندكه اگر اصرار بر شركت در نامزدى داشته باشند، رهبرى با آنها برخورد مىكند و پيشنهاد دادهاند، خودشان استعفا بدهند و گويا آنها هم پذيرفتهاند، ولى خواستهاند كه صلاحيتشان را بپذيرند و سپس آنها كنار بروند. ""@majidelhami_nazar
اعتماد قسمتی از خاطره نویسی هاشمی رفسنجانی جالب است نگاه اصلاح طلبان نسبت به ملی مذهبی ها، در حالی که ملی مذهبی ها آن موقع نسبت به آنان و روابطشان با انها چگونه فکر و عمل می کردند. آیا امروز هممی شود به آنان اطمینان کرد. راقم که این اعتماد را هیچ وقت به آنان نداشته، امروز هم بعید هست بجز تعدادی انگشت شمار آنان تفاوت و فرقی کرده و یا شده باشند. خاطره هاشمی رفسنجانی ۱۷.. ۱۱ .. ۱۳۸۱ "" حسنآقا خمينىآمد براى مراسم سالگرد حاجاحمد آقا دعوتكرد. از عدم شركت در مراسم 12 بهمن در مرقد امام گله کرد.در مورد شركت ملى مذهبىها در انتخابات شوراها گفت، [حزب] مشاركتىها مايل نيستند كه آنها شركت كنند، چون بخشى از آرای آنها را مىبرند؛ از طرفى هم مىترسند، اگر آنها را رد كنند، طرفدارانشان برنجند و به آنها رأى ندهند. ميل دارند كه قوه قضایيه مانع آنها شود و چون مىبينند قوه قضایيه مانع نشده است، به آنها پيغام دادهاندكه اگر اصرار بر شركت در نامزدى داشته باشند، رهبرى با آنها برخورد مىكند و پيشنهاد دادهاند، خودشان استعفا بدهند و گويا آنها هم پذيرفتهاند، ولى خواستهاند كه صلاحيتشان را بپذيرند و سپس آنها كنار بروند. ""@majidelhami_nazar
ایران و همسایه ها در بحران پدید امده در تحولات اخیر مابین ایران و امریکا و اسرائیل بخصوص در جنگ چهل روزه و تحولات بعدی همسایه های ایران عربستان و پاکستان و ترکیه و قطر و عمام تلاش وافر و بی حدی کردمد تا جنگ بین امریکا و ایرام خاتمه پذیرد بخصوص تلاش عربستان سعودی و قطر و عمان که شدیدا به امریکا فشار اوردند تا جنگ را خاتمه دهد. با توجه به این تحول باید این فرصت را غنیمت شمرد و از آن در جهت منافع ملی استفاده کرد و از سیاست خصومت و ستیز با همسایگان دست برداشت. باید یادآور شد که مملکت ایران در نقطه ی قرار گرفته که خواه یا ناخواه بنا به بعد جغرافیایی همسایه های تاریخی دارد که در چند مورد و وجه از جمله نژاد و قومیت و زبان و دین و فرهنگ و تمدن با انان وجه اشتراک دارد.. ما بعنوان مملکت ایران (بعنوان حدیث آن و بنا بر تمامی ابنا ان با هر قوم زبان و دین) بیش از چند هزار سال تمدن در دنیا و الاخص منطقه خاورمیانه داریم با تمام رنگارنگی جمعیتی زبانی و دینی و عقیده و نظر و ایده، با توجه به اینکه در عمق با همسایه های موجود زندگی کرده و داریم و خواهیم داشتم باید روابط استراتژیک با انان داشت و از ناسیونالیسم نژاد گرایانه خصومت آمیز و ستیز پرهیز دست برداشته و با احترام با همسایه های تاریخی خود برخورد کرد. چرا که منافع ملی ما علاوه بر روابط داخلی به روابط منطقه ای و در نهایت تاثیر شگرفی که این موضوع بر روابط بین المللی ما خواهد داشت پس ارتباط با همسایه های پیرامونی و برگزیدن علاقه و دوستی حسنه بخصوص با اعراب می تواند بر آینده سرزمینی ما تاثیر فراوانی داشته باشد. به خاطر داشته باشیم در عصر نهضت ملی برای ملی شدن صنعت نفت و مبارزه با استعمار بریتانیا این مصر عربی بود که از نهضت و رهبریت آن حمایت بی شایبه ای نمود و در کنار ایران قرار گرفت. در دیدار دکتر مصدق بعد از سفر امریکا از مصر و استقبال نحاس پاشا نخست وزیر وقت مصر به همراه ۵۰۰ هزار نفر از مردم قاهره از ایشان که بصورت حماسی و نشانه عمق دوستی مردم مصر با مردم ایران و حمایت از نهضت ملی بود باید یاداور دوستی ها باشد. البته در همان موقع هم خیابانی در قاهره بنام دکتر مصدق نام گذاری شد که نشان از احترام و پاس داشت نخست وزیر و مردم و مملکت ایران بود. بعدها در عهد جنبش ملی مصر و افسران جوان مصری به رهبری سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر این نهضت، دکتر مصدق و مبارزات مردم ایران الگوی نهضت افسران و مبارزه مردم مصر قرار گرفت و جا پای رهبر ملی مردم ایران نهاد.ند بنابرین داشتن روابط حسنه همراه با احترام و رعایت اصول همسایه گری با ممالک پیرامون و احترام به وجود و سیاستهای انان می تواند به ایجاد روابط حسنه کمک کند و سیاستهای استعماری امریکا و اسرائیل را خنثی نماید و در همین راستا ما را در راه ازادی و استقلال و توسعه ملی یاری و توانمند. و منافع ملی ما را تامین نماید.سید عبدالمجید الهامی
. مشروطه، سکون مشروطه قصه پر آب و اشکی که تقریبا ۱۲۰ سال ایرانی را به درد آورده است. وینستون چرچیل نخست وزیر و سیاستمدار بریتانیایی در جای گفته بود: «هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.» در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.» تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درکِ آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنونِ ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت. از این رو، بزرگترین خیانت به یک ملت، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است. تاریخ را غیر ایدئولوژیک بخوانیم! از این لحاظ و در این چارچوپ باید وقایع و رویداده کشور را با دید بی تعصب به آن ها نگریست و به ارزیابی ان ها پرداخت تا به شناخت بهتری از آن رویدادها رسید و دلیل ناکامی و موفقیت آن را بهتر درک کرد و برای آینده مملکت بهتر عمل کرد. از مهترین وقایع تاریخ ما عصر مشروطه و خود رویداد مشروطه است که باید ارزیابی شود و دلایل ناکامی آن با توجه به تمام تلاش منورالفکرها و قاطب مردم این مملکت که برای موفقیت آن تلاش کردند چرا به نتایج در خوری نرسید. از موارد مهمی که باید در تحلیل عصر مشروطه لحاظ شود تکاپوی انجمنهای سری و لژهای فراماسونی است. در همین رابطه باید به نظر طالبوف توجه شود که چه نظری در این رابطه دارد طالبوف یکی از مشوقین مشروطه گری بود او در این باره اظهار می دارد: یاد دارید مکتوب مرا که از شما سؤال کرده بودم طهران کدام جانور است که در یک شب صد وبیست انجمن زائید…کدام دیوانه بی تهیهٔ مصالح، بنّا را دعوت به کار میکند؟ کدام مجنون، تغییر رژیم ایران را خلقالساعه حساب میکند؟ از نامهٔ عبدالرحیم طالبوف به دخو – سپتامبر ۱۹۰۸ آیا فعالان مشروطه به دنبال دموکراسی و آزادی بودند؟ این پرسشی است که بصورت بدیهی پاسخ آری می گیرد اما اگر از انگیزههای مادی و فرقهای و صنفی فعالان آن دوره بگذریم و از زد وبندهای پشت پرده بسیاری از آنان با دول روس و انگلیس صرفنظر کنیم اما بازهم پر واضح است که روشنفکران ایرانی به تقلید از اروپائیان به دنبال یک دیکتاتور به اصطلاح منور بودند تا جامعه بیسواد و کپک زده را با زور چماق و اسلحه آدم کند. تفکری که در آلمان و ایتالیا و با درجاتی خفیفتر در فرانسه، بلژیک، اتریش محقق شده بود البته باید اظهار کرد “مشروطه ایرانی همیشه بت مورد پرستش روشنفکر ایرانی بوده است" و این عجیب است، چون این معبود خیلی سریع شکست خورد و حاصلش فقط تباهی شد! از امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدینشاه تا کودتای سیدضیا که آغاز قدرت گرفتن رضاشاه بود ۱۵ سال بیش نبود که نشان داد مشروطه بی موقع و خواسته درون و بطن ایران نبود و فقط یک قشر الیت بدنبال آن بود. در این ۱۵ سال که از بدترین سالهای هرج ومرج در ایران بود از شعارهای آزادیخواهی و قانونطلبی، همه رسیدند به آرزو کردن که یک دیکتاتور منور بیاید تا ایرانیها را آدم کند! منور که نیامد بدترین نوع استبداد تاریخ ایران ظهور کرد. از حکومت سلطنتی که علیرغم "مستبد" بودنش، هزار و یک محدودیت ساختاری در اعمال قدرت داشت، رسیدیم به یک سلطانیزم کامل که هیچ محدودیتی در قدرت نمیشناخت و به هیچ قانونی پایبند نبود. مشروطه عصر تغییرات خیلی آرام و تدریجی، که در درازمدت میتوانست اصلاحات زیادی موجب شود، را تمام کرد و ما را وارد دنیای انقلابات و تغییرات شدید کرد ولی نتوانست نظم پایداری بر پایه قانون و سیستم جدید بچیند. در نتیجه حاصل مشروطه ۱۵ سال به همریختگی و آشوب بود و بعد از آن استبداد سلطانیزم واقعی و بعدش انقلاب بعد از انقلاب بعد از انقلاب!” مشروطه ایست و سکونی در تحولاتی که از عهد عباس میرزا و قائم مقام آغاز شده بود و در دوران امیرکبیر و حتی سپه سالار قزوینی تبلور پیدا کرد و در کل دوران حکومت ناصرالدین شاه تدریجا بدنبال اخذ و ایجاد آن بود را ناقص کرد و به یکباره خواست تدریجی را به یک جهش بدون مقدمات تبدیل کرد که به ناکامی رسید و این یک عمل تقلیدی از جوامع اروپایی بود. حتی همان قانون اساسی که در جامعه عقب مانده مادون مدرن را خواهان اجرا بود وقتی حقوق فردی و تعریف از انسانیت و حقوق او نامفهوم بود دم زدن از مفاهیم دوران عصر روشنگری و پیاده کردن آن در درون ایران آن زمان همانقدر ناهمگن بود که بخواهید یک انسان را از درون جنگل افریقا بیاورید و فرمان اتومبیل را بدست او بدهید تا در خیابانهای شهر رانندگی کند، نتیجه چه می شود. در نهایت مشروطه بود اما انسان و جامعه مشروطه گر نبود وقتی شما مفاهیم و اصول مشروطه را در جامعه و به مردم اموزش ندادید چگونه انتظار دارید مشروطه موفق شود. سید عبدالمجید الهامی
ایستادگی سیاست امروز که لازم و ملزوم هست از سوی نخبگان جامعه ایران در قبال تحولات جاری بر مبنای یک روشنگری و تنویر افکار عمومی اتخاذ شود باید از قرار: اولا، ایستادگی در قبال سیاستهای تزویری، دروغین و سرکوب و اعدام های هسته سخت قدرت است.ثانیا تلاش در جهت سازمان یابی تلاش گران عمومی جهت افشای این سیاست هاست.ثالثا اگر رئیس جمهور واقعا با مردم است که راقم این فقره را ضعیف می داند، اما بر اساس ادعای شخص رئیس جمهور ایشان باید در جبهه مردم قرار گیرد و فریب نمایشات قلدرمابانه شبانه نخورد. از این رو ایشان بایدسیاست ایستادگی را نصب العین خویش نماید و مرعوب شعارها و تهدیدها قرار نگیرد. اینکه استعفا دهد فلان و بهمان می شود تهدیدی توخالی و کاغذی بیش نیست. بهترین عمل وی این است ضمن افشای این غوغا سالاران که بقول امام همام علی ابن ابی طالب از حمقا هستند باید سیاستی اتخاذ کند که مملکت را از این مخمصه خود خواسته و تحمیلی هسته سخت قدرت نجات دهد و سرانجامی مطلوب را جاری نماید اقای رئیس جمهور از تاریخ درس بگیرید و ببینید پیشنیان شما چه کردند و مملکت ایران را از مخمصه و تنگنانهای این شکلی خارج کردند به قائم مقام فراهانی و عباس میرزا توجه کنید که چه کردند تا از نابودی ایران ممانعت کردند از امیرکبیر یاد بگیرد در پیمان ارزه الروم چگونه عمل کرد از شادروان دکتر مصدق بیاموز که چگونه در قبال استبداد و دربار و جهان استعمار ایستادگی کرد و سیادت ایران را اعاده کرد. اقای رئیس جمهور نام نیکی از خود بجای گزارید، هیچ کاری نمی کنید اقلا در مقابل زر و زور و تزویر مقاومت کنید و با ملت باشید و به ملت جواب بدهید. رویه مانوس و مطلوب گزارش به ولی نعمتان مملکت یعنی مردم را روزانه عمل کنید. از طروق مختلف ارتباط خود را با مردم برقرار کنید و راست و حسینی با شجاعت مثال زدنی و با تاسی از امام علی و حسین جلوی مارقین و ناکثین و قاسطین وطنی ایستادگی کنید اگر این عمل را بجا آوردید با مردم هستید و انگاه مردم می دانند چگونه حامی شما باشند سالگرد کودتای ۲۸ مرداد در پیش هست قبل از اجرای کودتای هسته سخت قدرت علیه مردم شما اقدام بجا را به کمک مردم انجام دهید و با روشنگری مردمی ایستادگی مردمی را البته به کمک تمامی نخبگان و ملت شجاع ایران راهبر باشید.سید عبدالمجید الهامی
این نوشته های سراسر دروغ وتهمت ونتیجه گرفتن غرض ورزانه بر چه منهاج است. این طول وتفسیر که می آورند و نتیجه غیر صائب خود را می گیرند ومردم ناآگاه را وا می دارند تا به توهین به اعتقادات میلیون ها مردم بپردازند یا مردمی که بنام اسلام ومسلمانی آن اعمال هیستریک بنیادگرایانه را با این مستندات عمل می کنند چگونه است. با توضیح وتشریح خود طبری که پایه گزارش ابن اثیر ودینوری ونویری وابن خلدون وخیل عظیم مورخین اولیه است و ندانسته فقط نسخه را استنساخ نمودند و مورخین فعلی هم رونویسی کره و بعضا از غرض وعمدا به اسلام واعراب تاختند چگونه است وبا آنان باید چطور برخورد کرد. این اقوال بعضا نادرست که حتی در دوران جدید با سنت نقد ادبی هنوز نقد و راست آزمایی هم نشده و بقول سید محمود طالقانی اسرائیلیات در آن موج می زند باید چه برخورد کرد. حتی روشنفکر مسلمان ما هم در اسلام و مومن بودن وی نمی توان شک کرد تابع و زیر سیطره اقوال و روایات سراسر کذب که طبری راوی آن معترف به راستی آن نیست چگونه باید دید.@majidelhami_nazar
تاریخ یا اقوال طبری ، یا اسطوره های غرب ایران تاریخ اسلام وبعضا تاریخ عرب وحتی تاریخ باستان ایران وسایر اقوام منطقه خاورمیانه با تکیه بر مطالب کتاب تاریخ طبری نوشته شده است. از آنجایی که تقریبا تمام تاریخ نویسان ما، از زرین کوب تا تورج دریایی، برای بازسازی” سقوط سلسله وحکومت ساسانیان به «تاریخ طبری» مراجعه کرده اند، بد نیست ببینیم که آیا این تاریخ برگرفته از واقعیات است، ویا اسطوره ای بیش نیست. ما می دانیم تاریخ طبری (۱۶ جلد) بسیار حجیم است. همچنین این تاریخ نویس در 30 جلد قران را هم تفسیر کرده است(تفسیر قران).با اینکه گفته شده که طبری بیش از ۸۰ سال زندگی کرد بعید و حتا غیرممکن به نظر می رسد که یک تاریخ نویس بتواند به تنهایی هزاران صفحه در رابطه با تاریخ وقران نگارش کند. به گفته پژوهشگران اسلام طبری تاریخ خود را به زبان عربی منتشر کرد. اما یک نسخه کوتاه ومختصر از تاریخ طبری(تاریخ بلعمی) نیز به زبان فارسی نوشته شده که ترجمه ی است از متن عربی. اما شاید برعکس باشد که طبری، یا یک بنیاد فرهنگی به نام طبری، اول این نسخه کوتاه را به زبان فارسی(در ایران؟) نوشت و بعد این نسخه را، با اضافه کردن روایت های دیگر، به عربی ترجمه کردند(نه فقط طبری، بلکه شش نویسنده حدیث ها هم فارس، یا فارس تبار بودند ). نکته دیگر این است که در هیچ کتابخانه، یا آرشیوی نوشته ی، یا کتابی به دستخط طبری پیدا نشده است. قدیمی ترین نسخه تاریخ طبری از قرن۱۲،یا ۱۳(میلادی) است. رو نویسان حداقل دو قرن بعد از درگذشت طبری تاریخ طبری را از روی نسخه اولی(اصلی؟) رونویسی کرده اند. زبان عربی این رونویسی زبان عربی قرن۹، یا ۱(زمان زندگی طبری) نیست، بلکه زبان مدرن عربی است. بیشتر اطلاعات تاریخی ما از قرن ۷ میلادی، از سقوط ساسانیان و حمله به اصطلاح اعراب به ایران، از تاریخ طبری است. تمام تاریخ نویسان ایرانی (۱) و همچنین پژوهشگران غربی برای بازسازی سقوط ساسانیان به تاریخ طبری مراجعه می کنند. شرقشناس آلمانی تئودور نولدکه (Theodor Nöldeke) اشاره میکند که طبری مشخص نکرده که از چه منبع خبری اطلاعات(تاریخی) خود را به دست آورده است وفقط در مواردی وآنهم به طور غیرمستقیم طبری از افراد مطلع(اسناد زنجیره ی) نام برده است که این اخبار را به او دادهاند. نولدکه ادامه میدهد که طبری در بخش تاریخ ساسانیان حتا از نام بردن این افراد مطلع نیز صرفنظر کرد.(۲) مهم ترین ویژگی تاریخ طبری شفاهی بودن آن است. این مجموعه عظیم داستانی ( تاریخ طبری)نخست حدود۸نسل(۲۰۰سال) از دهان به دهان نقل شد تا اینکه در آخر طبری این اخبار را با تمام جزئیات بر روی کاغذ آورد. (البته قابل توضیح است کاغذ در قرن ۸ هجری از چین بوسیله مغولان به جهان ان زوز نشر پیدا کرد.) طبری مورخ معروف کتاب الرسل و الملوک که پایه تمام تعاریف مورخین جهان نسبت به تاریخ اسلام است در شرح کتاب خویش می نویسد که: "بینده کتاب ما بداند که بنای من آنچه آورده ام وگفته ام بر راویان بوده است، نه حجت عقول واستنباط نفوس، نه استدلال ونظر، جز اندک علم اخبار گذشتگان، به خبر ونقل به متآخران توان رسید، نه استدلال و نظر، خبرهای گذشتگان که در کتاب ما هست وخواننده عجب داند یا شنونده نپذیرد وصحیح نداند، از من نیست، بلکه از ناقلان گرفته ام وهمچنان یاد کرده ام." چقدر این تبری طبری از اخبار و روایات اولیه اسلامی در آیات خود و چه اندازه این انذار طبری، مقام او را به عنوان مولفی صادق ونه مولفی لایق، متعالی می کند. طبری به صراحت معترف است که جز اندکی، مابقی مجموعه فصل او، با "حجت عقول "و"استنباط نفوذ" و"استدلال نظر" بی ارتباط است. او در ادامه می گوید"اگر خواننده و شنونده را عجب آید نپذیرد وصحیح ندانند، مسئولیت بر وی نیست، زیرا او سخنان ناقلان و راویان را آورده بی دخل وتصرف و به تعداد هم تکرار شده است." البته خود در پایان اخبار و روایت ها و نقلیات آورده با صدای رسا می گوید "الله اعلم". حال برخورد ما با مستندات مورخینی که تاریخ اولیه اسلام را بر این گزارش ها متکی کردند ومی کنند ونتیجه خاص خود را می گیرند چگونه است. محتوای کتب و نتایجی که امثال زرین کوب وشفا و پطروشفسکی ولمبتون ورنان ولوئیس و تمام مورخین ریز درشت گاها مغرض از او آورده اند تا اسلام ونبی اکرم را با آن آقوال یک هزار وشب معرفی کنند چه باید کرد. یا آنکه انان مسلمانان را یک مشت راهزن که تمدن متعالی غرب وشرق را نابود کرده اند را متجاوز وجنگ آور هیستریک که هدفی جز تجاوز وغارت وچپاول نداشتند و مردم را هزاران هزاران اسیر وبرده ساخته اند ومتجاوز به عنف به نوامیس مردم بودند معرفی می کنند بر چه رسم عقلی و عقلانیت عمل کرده اند.
هماوردی عادلانه دلایل حملات اخیر امریکا خارج از موضوع تحریک اسرائیل و لابی اسرائیل در امریکا خواست خود هیت حاکمه امریکا از ایران برای برداشت کامل برنامه هسته ایران است. به گزارش: نیوزنیشن که اعلام کرد،《مذاکرات شکست خورده، ایالات متحده تعطیلی کامل صنعت اتمی ایران را می خواهد و تهران مخالفت کرده است.》 حال با توجه به موضع هیئت حاکمه ایران چگونه برخورد خواهد کرد. مخالفت با این خواسته امریکا به بمباران و نابودی زیر ساخت های مملکت ایران منجر می شود. آیا در این وادی عقل سلیمی هست از این تخریب تاریخی و ابر بحران ایران ممانعت نماید. ایا فشار هیئت فشار بیش از قدرتی است که بر سر طبل شانتاژ و غوغا سالاری می نوازد و به فکر اینده جامعه ایران نیست. ایا ایران هم زیر ساخت های امریکا را مورد تعرض قرار می دهد و وسعت تخریب ان به همین اندازه است که بر این ایران نازل شده است. ایا این هماوردی با توجه به شرایط دو مملکت عادلانه و برابر است. سید عبدالمجید الهامی
حجاب خبرگزاریها خبر دادن و اعلام نمودند، ۱۵۵ نماینده مجلس در نامهای خواستار اجرای قانون برای جلوگیری از رشد بی حجابی شدن! اولا بایذ گفت اینها نماینده مردم نیستند بلکه منتصبان حاکمیت هستند که بعضا با ۴ درصد رای شکلی و صوری خود را نماینده پنداشته اند ثانیا اینها نماینده حاکمیت هستند و نماینده مردم نیستند نماینده مجلس شورا تعریف خود را دارد و طبق تعریف رایج نمایندگان مجلس باید به خواسته ملت عمل کنند. انان نماینده مردمند و باید در مقابل حاکمیت و حکومت که علیه ملت از زبان زور و خلاف نظر مردم استفاده می کند باید دفاع کنند. انها نمی توانند علیه مردم و به نفع سنت حکومت عمل کنند. ثالثا وقتی اینها منتخب ملت نیستند نمی توانند از جانب مردم باشند و از حکومت بنام ملت مطالبه داشته باشند. روال عادی جامعه و مملکت به گونه ای است که ملت حجاب دلخواه خود را انتخاب کرده و باید به خواسته ملت عمل کرد. پس نهایتا باید گفت مجلس بر خلاف خواست ملت نمی تواند عمل کند، انچنانکه که حکومت نمی تواند برخلاف این روال اقدامی غیر شرعی و قانونی انجام دهد. هر اقدامی خلاف این جهت باشد عملی استبداد ی و خلاف ملت که ولینعمت حکومت و مجلس هست انجام شده است. از طرفی ملت هم در این ۴ سال اخیر به انواع اشکال ممکن با صدای رسا اعلام کرده خواسته او چیست بنابرین هرگونه خلاف ارای ملت و مردم عملی استبدادی و ناصواب است.سید عبدالمجید الهامی
جنگ من جنگ را نفرتانگیز میدانم،اما حتی بیش از آن، کسانی را نفرت انگیز میشمارم که بدون شرکت در جنگ، آن را میستایند! "رومن رولان" در سریال شوگان دیالوگ جالبی هست که عنوان می کند <<چرا فقط کسانی که تا بهحال در هیچ نبردی نجنگیدن و در جبهه های جنگ مشارکت نداشته و نبودند، اینقدر مشتاق نبرد و جنگ هستند؟>> این کلام خطاب به جنگ طلب ها و مدعیان پیروزی نظام ج.ا است. اینان اکثرا کسانی هستند که فضا و جبهه جنگ را ندیده و احساس و لمس نکردند همانند عهد جنگ ایران و عراق که اغلب مویدین جنگ حتی کیلومترها از جبهه های جنگ دور بودند. اما شعار جنگ جنگ جنگ می دادندسید عبدالمجید الهامی
خیر لَنا اللهُ في ما مضی و في ما بَقی و فی ما هو آتِما الله را داریم در آنچه گذشتو آنچه هست و آنچه خواهد آمد!من أعطاك عذراً زائفاً للرحيل... أعطه ألف شكر لعدم البقاء... هر کس برای رفتن بهانه ای واهی برایت تراشید تو برای نماندنش هزار بار از او تشکر کن.لو كان محباً لحكىَلو كان مشتاقاً لأتىَلو كان خيراً لبقيَاگر دوستت داشت، حرف میزد.اگر دلتنگت بود، می آمد.اگر برای تو خیری داشت، می ماند.سید عبدالمجید الهامی
تماسهای مخفیانهای با جمهوری اسلامی در اسپانیا داشت که بر طبق توافق با آنها گروگانها قبل از انتخابات آزاد نشدند، و در نتیجه آقای کارتر شکست خورد. بر طبق گزارش نیویورک تایمز پس از آنکه آقای ریگان انتخاب شد، تیم آقای راکفلر به ایشان برای حمله به ایران اصرار می کرد، که البته انجام نشد. عملیات "پروژه عقاب" با رهبری آقای جوزف رید رئیس دفتر راکفلر [عکس ردیف دوم، سمت راست] انجام می شد. آقای رید معتقد بود که افشای اسناد این پروژه به حیثیت راکفلر صدمه زیادی خواهد زد. به همین دلیل ایشان این اسناد را بطور محرمانه در اختیار دانشگاه یل Yale آمریکا قرار دادند، با این شرط که آنها فقط پس از فوت راکفلر منتشر شود. آقای رید در سال ۲۰۱۶ و راکفلر در سال ۲۰۱۷ در ۱۰۱ سالگی فوت کردند. اگرچه راکفلر بارها ادعا کرده بود که کمک او به شاه فقط بخاطر دوستی آنها بود، اسناد این عملیات نشان می دهند که هدف اصلی راکفلر حفاظت از منافع بانک خود بود که در معاملات خود با شاه و دولت او سود سرشاری بدست آورده بود. بخصوص که در زمان انقلاب دولت ایران ۳۵۰ میلیون دلار به بانک راکفلر بدهکار بود، ولی مبلغ ۵۰۰ میلیون دلار در آن بانک پول داشت.نتیجتا اینگونه بر می اید نظام سلطنتی پهلوی چه در عهد برآمدن با کودتا و چه در هنگام تثبیت با حمایت نیروی بیگانه بوده است. این مدار در عهد تنول دهه ۲۰ هم بود که در جابجای قدرت برآمدن محمدرضا شاه این حمایت نیروی بیگانه بود که وی در قدرت مستقر شد و بعد از ان هم در سال ۳۲ با کودتای امزیکایی و بریتانیایی حکومت وی ادامه دار و تثبیت شد درسال ۵۷ هم هرچقدر امیریکا و بریتانیا تلاش کردند که نظام پهلوی سقوط نکند که از خلال گزارشات سفارت دولتین مشهود هست، و در کتاب خاطرات پارسونز سفیر بریتانیا و سوالیوان سفیر امریکا قید شده سعی ممتددی نمودند که شاه در قدرت بماند؛ اما سرعت تحولات و خواست مردم اجازه ماندگاری و دخالت بیگانه را نداد. حال هم بازمانده این نظام تلاش وافری دارد که به کمک اسرائیل و امریکا اعاده قددت نماید، اما شرایط مهیا نیست، چونکه اولا زمینه داخلی ان آماده نمی باشد، از طرفی خود شخص رضا پهلوی هم شخصیتا علیرغم پروپاگاندای رسانه ی به ضرب پول این پرنسیپ را ندارد. حالت کمدی این قضیه در آن است، زمانی که وی و حامیان ساده لوح او به این فکر هستند، امریکا و بخصوص اسرائیل در ظاهر حامی وی نشان می دهند در تدارک به قدرت رساندن فرد وابسته دیگری هستند و این بیشتر حالت سیرک را به رخ می کشاند. در نهایت این بستر و صحنه یک چیز را یاداور است که منش دائی جان ناپلئونی تار وپود بازمانده های نظام پهلوی و حامیان آنان را گرفته است و این منش قادر به تغییر اوضاع هم نیست.@majidelhami_nazar
دائی جان ناپلئون نگاه پهلوچی ها به تحولات سال ۵۷ نگاهی معروف به دائی جان ناپلئونی است." ژنرال رابرت هایزر، فرستاده جیمی کارتر به ایران در زمان انقلاب ۱۳۵۷: به فرماندهان ارتش ایران گفتم که به هر تعداد که لازم است مردم را بکشید تا از پیروزی انقلاب جلوگیری شود" در قصه "دایئ جان ناپلئونی" شاه الهیها دوران محمد رضا شاه "عصر طلایی" ایران بود، ولی مردم ناگهان دیوانه شدند و با کمک آقای جیمی کارتر و دولت ایشان انقلاب کردند، و آمریکا و بریتانیا آقای خمینی و روحانیون را بر ما تحمیل نمودند. آنهایی که در انقلاب بودند، و یا دستکم درباره آن مطالعه کردند، می دانند که این قصه دروغ است. دهها کتاب، هزاران مقاله و گزارش، و دهها تز دکتری درباره انقلاب ۱۳۵۷ نوشته شده و منتشر شده که جایی برای اینگونه قصههای مضحک باقی نمی گذارد. با این وجود، گزارش مفصل ۲۹ دسامبر ۲۰۱۹، روزنامه نیویورک تایمز روایت دیگر را نقل می کند، چون بی اساس بودن یکی از مهمترین ستونهای قصه "دائی جان ناپلئونی" سقوط شاه را از زبان کسی که خود در آن وقایع از نزدیک درگیر بود بیان میدارد. لینک به خود مقاله در زیر پست است، و من خلاصهای از آنرا اینجا شرح می دهم. پس از کنفرانس گوادلوپ که بین ۴ تا ۷ ژانویه سال ۱۹۷۹ با شرکت سران آمریکا، آلمان، فرانسه، و بریتانیا درباره ایران برگزار شد، آقای کارتر ژنرال [چهار ستاره] رابرت هایزر را، که در آن زمان یکی از معاونین فرمانده کل نیروهای آمریکا در اروپا، یعنی ژنرال الکساندر هیگ [که در سال ۱۹۸۱ وزیر خارجه آمریکا شد] بود، به تهران فرستاد. هدف این مسافرت، اول، متقأعد نمودن سران ارتش برای پشتیبانی از دولت دکتر شاپور بختیار بود و، دوم، جلوگیری از پیروزی انقلاب و حفظ نظام سلطنتی با فرستادن شاه به خارج از ایران. خود ژنرال هایزر در کتاب خود، "ماموریت در تهران" Mission to Tehran که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد اینرا صریحا میگوید. آنهایی که ادعا میکنند آقای کارتر کمک کرد که رژیم سلطنتی سقوط کند، باید گزارش روزنامه نیویورک تایمز را بخوانند. بر طبق این گزارش، ژنرال هایزر [که لقب ایشان داچ بود]، در یک مهمانی نهار در کلوب "نیکرباکر" در نیویورک پس از پیروزی انقلاب، به حاضران می گوید که وقتی در تهران بوده است به فرماندهان ارتش اصرار می کرده است که "باید به هر تعداد که لازم است از تظاهر کنندگان علیه رژیم سلطنتی را بکشند تا رژیم شاه سقوط نکند. به فرماندهان گفتم اول گلوله ها را بالای سر تظاهر کنندگان شلیک کنید تا [بترسند و] متفرق شوند، ولی اگر موثر نبود سینه آنها را نشانه بگیرید. من با صدای بلند و محکم به آنها این را گفتم، ولی فرمانده کل [ارتشبد عباس قرهباغی] ترسو بود [و اینکار را نکرد]." این بدین معنی است که تمامی قصه "دائی جان ناپلئونی" شاه الهیها به قول معروف کشک است. ژنرال هایزر به تهران رفته بود که رژیم شاه را حفظ کند. ایشان در کتاب خود صریحا می نویسند که شب انقلاب [وقتی همافرها قیام کردند]، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امور امنیت ملی آقای کارتر، به او در تهران تلفن کرد تا اگر امکان داشته باشد ارتش در آخرین لحظه کودتا کند، ولی ژنرال هایزر به برژینسکی گفت، "دیگر دیر شده است." گزارش نیویررک تایمز نکات جدیدی را نیز مطرح میکند. بر طبق این گزارش دیوید راکفلر، مدیر چیس منهتن بانک آمریکا که از دوستان نزدیک شاه بود پروژه مخفی را رهبری میکرد به نام "پروژه عقاب" Project Eagle که دو هدف داشت که عبارت بودند از آوردن شاه به آمریکا، و فشار بر دولت آقای کارتر برای حمله نظامی به ایران، و کمک به ضد انقلابیون و ارتش برای سرنگونی دولت تازه تاسیس شده ایران. در هدف اول خود موفق شدند، ولی ورود شاه به آمریکا باعث گرفتن سفارت آمریکا در تهران و گروگان گیری شد، که در نتیجه شاه را مجبور کردند که از آمریکا به پاناما و بعد به مصر رود که در آنجا از دنیا رفت. راکفلر در هدف دوم در دوران آقای کارتر شکست خورد. ولی چون در آن زمان شایعه بسیار قوی درباره احتمال October Surprise که بر طبق آن جمهوری اسلامی قرار بود گروگانها را قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۴ نوامبر ۱۹۸۰ آزاد کند، وجود داشت، راکفلر و تیم "پروژیه عقاب" او، که شامل هنری کیسینجر، جان مک کلوی، فرماندار آلمان اشغال شده پس از جنگ جهانی دوم، ارچیبالد روزولت، مامور ارشد سازمان سیا [که پسر عموی او کرمیت روزولت فرماده عملیات کودتای ۱۳۳۲ بود]، و ریچار هلمز مدیر سابق سازمان سیا و سفیر آمریکا در تهران از آوریل ۱۹۷۳ تا دسامبر ۱۹۷۶ می شد، به شدت فعالیت می کردند که از October Surprise جلوگیری کنند. حال البته میدانیم که آقای جرج بوش پدر که بعنوان معاون آقای رانالد ریگان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰ شرکت داشت.
اما مخالفان، اولا: سکولارها در بعد کمونیستها وغربگرای لیبرال وسلطنت طلب ها و روشنفکران نادم چه انقلابی چه غیر انقلابی، ثانیا: دیندارهای سنتی ومرتجع وحافظان وضع موجود، ثالثا: انقلابیونی که خواهان براندازی رژیم از بسترانقلاب خشونت گرا هستند. همین الان هم این گروه ها متحدان نزدیکی در قبال شریعتی هستند ونماد آن را در افرادی مانند حسین نصر، جواد طباطبایی وبعضی ملاهای تندرو وکمونیستهای سنتی ایرانی وسلطنت طلب پهلوی چی که هنوز هم افکار وآثار شریعتی را بزرگترین دشمن خود می دانند. دلیل عدم موفقیت جامعه مدنی هم در ایران علاوه بر سیطره استبداد و خودکامگی، عدم شناخت نیروی های تحول خواه از خواسته خود هست، وعدم توافق نیروهای مبارزه است. چرا که زیر بنای تغییر را هنوز برای خود تعریف نکرده اند که چگونه اتفاق می افتاد، تا برنامه وطریق نقشه ترسیم شود. به همین مناسبت عدم شناخت بستر اجتماع ایران به اتخاذ سیاست ها و تزهای منجر می شود که سرانجام ناکامی را به همراه دارد و یکی از دلایل ناکامی که اتفاقا دم دست و بلادفاع است دکتر شریعتی و تفکرات وی است و چون وی ۴۹ سال پیش یعنی بیست ماه قبل از وقوع انقلاب رحلت نمود پس می توان عدم ناکامی اجتماعی ایران را ناشی از تفکرات او دانست به همین سادگی بدون انکه متغیرهای بسیار زیادی در این رابطه هست در نظر گرفته نمی شود. پس بهترین راه انست که تمام کاسه وکوزه ها را بر سر این بنده خدای که جرات کرد و مقداری از راز عدم رشد جامعه ایران را برملا نمود و اعتقاد داشت سر تغییر و تحول اجتماع ایران در درون خود است و از راه اصلاح دین است و باید از این طریق برای هر تحول اساسی اقدام کرد. این نقشه راه تنها طریق موجود است و مخالفان چون قادر به انجام اقدامی نیستند این را تحمل ندارند. در یک اتحاد نانوشته به مدت ۵۵ سال در حال سرکوب اندیشه و نقش دکتر شریعتی در تحول اندیشه جامعه هستند.سید عبدالمجید الهامی
اثر شریعتی و امروز ایران امروز چهل ونه سال از یکی از مهمترین مرگهای تاریخ معاصر ایران گذشت. 29 خرداد 56 دکترعلی شریعتی لب فروبست. رهروان، همراهان او وانقلابیون بلافاصله وی را شهید راه حق نامیدند. فضای انقلابی دهه پنجاه مهیای مفهوم شهادت بود و شریعتی خود بیش از هر کس این مفهوم اسلامی را بازخوانی وبازپروری کرده بود. "سوژه جهان سوم" این زیست ـجهان اعتراض را شریعتی به ایران وارد نمود. بازخوانی سنت وبازسازی اسطوره های دینی برمبنای معرفت شناسانه پیشگفته، هنری بود که تنها از کام وزبان شریعتی برمی آمد وجان های زیادی را شیفته خود کرد. ایران در حال نوسازی،چالش سنت ومدرنیته در قله، تحرک اجتماعی در اوج وهنجارهای پیشین سست ولرزان، مهیاترین شرایط برای یک سخنور قهار ودانش آموخته غرب بود که نقد سنت را سکویی برای احیا دین ومفاهیم دانست تا جامعه ونسل جوان را با آن آشتی وارتباط دهد. طبقه متوسط سنتی به زودی زبان گویای خود را یافت ودانشجویان ودانش آموزان متعلق به طبقات پایین نیز که از گسترش آموزش رایگان در دوره پهلوی دوم منتفع شده بودند، مفتون کلام وجذبه سحرآمیز مردی شدند که اسلام انقلابی و روزآمد شده را چاره دردهای ناشی از استبداد و استعمار می دانست. تاریخنگاری رسمی جمهوری اسلامی مرتضی مطهری را نظریه پرداز انقلاب و نظام می داند، اما واقعیت آن است که معلم انقلاب شریعتی است. چگونگی شناخت جوانان با اسلام از طریق آثار دکتر شریعتی بود! واین نشان از تاثیر اندیشه وتفکر شریعتی برانقلاب بود، انقلابی که بوسیله نواندیشی دینی کلید خورد ومثلث معروف "خشم"(خمینی، شریعتی،مجاهدین) معرف آن گشت. باید یکسال می گذشت تا خطوط و رازها ونیتها مکشوف وسمت وسوها شناخته میشد. نفوذ وآوازه شریعتی به این بسنده نکرد و به جهانها وزبانهای دیگر هم رفت. در اقدامی بی سابقه معروفترین نویسندگان وپژوهشگران جهان اسلام چندین جلد از آثاردکتر شریعتی را به زبانهای مختلف ترجمه کردند. آنان دلیل این امر را مفتون زبان آوری اعجاب انگیز وشیفته خدای زیبایی شده بودند که شریعتی در آثارش به شناساندن آن پرداخته می دانستند. آثاری که در مصر، ترکیه، اندونزی، افغانستان،و.... ترجمه شد ونسل جوان کتاب خوان را معجوب خود کرد. همانند احمد شاه مسعود انقلابی افغانی، در دهه های بعد، هنوز کمدها وگنجه های دانشجویان پر ازکاستها وکتابهای شریعتی است. نسل های بعدی هنوز شریعتی را آمال خود می دانند. بخشی از نظم سیاسی واجتماع ایران تاحد زیادی وامدار افکار وآرای وی است.این چه راز است؟ در آغاز دهه هفتاد زلزله ای که در بلوک شرق رخ داد، ناقوس باز خوانی نوین اندیشه وفکر ومرام معنوی شریعتی ازسوی هم فکران وشاگردان وپیروان وی را به صدا در آورد. پانزده سال پس از خاتمه حیات بیولوژیک معلم انقلاب، آهنگ تغییر و دریافت جدید از نوشته هایش وایدئولوژی که پرورش داد آغاز شد. تا اندازه پروژه رهایی بخشی وانقلاب گری رهاشد نه واژگون کردن روابط سلطه صورت گرفت، نه توسعه ای بدست آمد. صد البته شریعتی جوانمرگ آنقدر نزیست که نه انقلاب مالوف خود و نه انقلاب عظیم بعدی در زیست جهان ببیند. او یک مصلح اجتماعی بود و از مصلح سیاسی بودن دوری میکرد، همان شعار معروفش، اگر قبل از تحول فرهنگی ومعنوی وشناخت هویت به انقلاب سیاسی برسیم رجعت وناکامی است. راز اصلی ایده شریعتی،مطالبه گری، به امروز ما نزدیکتر است. دکتر شریعتی وقتی پروژه خویش را شروع کرد ودکترین حاصل از آن را ارائه نمود بدنبال انقلاب وبراندازی فیزیکی نبود.حرکت او در راستای تغییرات از درون و از لایه های پایین جامعه وبرخاسته از طبقات باسواد ومتوسط جامعه بود. بنابرین وی علاوه بر اینکه تغییر را از کانال اصناف واقشار متوسط آگاه میدید که خودآگاهی ملی را از این طبقه می دید وتا طبقات خودآگاه بر منافع خویش وتشریک مساعی با دیگر طبقات جامعه پیش نیاید تغییر وتحول شکل نمی گیرد. این فرآیند تا بعد از فربه شدن طبقه متوسطه که بنیان قشرهای آگاه بودند و بوسیله آنان جامعه مدنی شکل می گرفت انجام نشود وبوجود نیاید ثمره ای نخواهد داشت. پروژه شریعتی درست از بستر دین حرکت می کرد که لازمه حرکت وپرروژه وی بود چرا که وی معتقد بود چونکه اکثریت غالب جامعه مسلمان ودیندار هستند بنابر این برای حرکت آگاه بخش وقرار گرفتن در جاده توسعه ورهایی باید دین ونگرش به دین ودینداری تغییر نماید. عملی همانند پیشرفت وتوسعه وپروژه مدرنیته اروپایی که با قرائت ودید ایرانی مسلمان وبا توجه به فرهنگ خودمان انجام گیرد. اما سه گروه از حرکت او ممانعت داشتند و الان هم دارند و آن را مضر به دیدگاه وایدئولوژی خود می دانند. و البته امروز دشنام به شریعتی یک رسم مالوفه شده و دشنام دهنده ها با نام نقد یا ایرادهای روش شناختی و نقد ادبی خواهان کم رنگ کردن نقش وی در تحولات معاصر هستند.
سی تیر پیروزی آمال مردم امروز یادبود یکی از تحولات تاریخی ایران است روزی که ملت یک بار دیگر بیعت خود را با رهبر نهضت ملی ایران دکتر مصدق تجدید کرد. مردم در این روز با صدا و عزمی راسخ کنار رفتن صدراعظم منتخب خود را نپذیرفته و خواهان برگشت ایشان به پست صدراعظمی شدند. مردم در این روز با جانفشانی بی حد و حصر و اندازه خون خود را ریختند و با سردادن شعار یا خون یا مصدق صدای ازادیخواهی را به گوش دربار و نیروهای بین المللی رسانده و اعلام کردند که دکتر مصدق رهبر نهضت آزادیحواهی و رهبر ملی انان است. بعد از به شهادت رسیدن تعداد بی شماری از مردم که مخالف عمل دربار و مخالفان بخصوص روحانیت درباری و استعمار گران بودند توطئه مخالفان ناکام گردید. در این واقعه مردمی در راه امال رهایی و ازادی جان خود را از دست دادند که نشان خود آگاهی ملی بود. در این ارتباط محمدحسین خان قشقایی روایت می کند ""که در شامگاه ۳۰ تیر، آن هنگام که محاصره مجلس شکسته شد، چون بعضی از نمایندگان عزم آن کردند تا با دکتر محمد مصدق دیدار کنند، ضیالدین حاج سید جوادی نماینده قزوین در مجلس هفدهم، عمامه از سر برداشت و آن را پاره پاره کرد تا هر کدام از نمایندگان، تکه ای از آن را به نشانه ی سوگواری بر سینه بیاویزند. این واقعه نشان داد اتحاد ملت رمز پیروزی و موفقیت یک مملکت است انگاه که رهبران سیاسی و اجتماعی از جنس مردم باشند و همانند مردم فکر و برای مردم عمل کنند مردم هم در کنار انان خواهند بود. پس در راه مردم بودن است که اعتماد و اطمینان را در بین دولت مردان بوجود می اورد.سیدعبدالمجید الهامی
نماد عدالت حق طلب امشب جدال دو تیم دو دنیای متضاد است اول تیم حامی عدالت و حق طلبی و مبارزه با آپارتاید و مدافع حقوق انسانهای جهان سومی دوم تیمی که با اینکه از جهان سوم امده اما در قالب مدافع فاشیسم سلطه گر در نماد امریکا ترامپیسمی است اولی مدافع حقوق فقرا و در شکل منحصر بفردش حامی حقوق ملت و مملکت فلسطین و مخالف فاشیسم صهیونیزم است. البته مخالف میلیتاریسم توسعه طلب متجاوز امریکای ترامپیسم است. دومی در قالب یک نظام حامی سلطه گری راست افراطی است و همراه صهیونیزم است و موید سلطه گری امریکا ترامپیسم و متضاد با حقوق انسانی است. حال الهه عدالت و دوستی و مهربانی آرزومند برد حق طلبهاست. ایا لامیم یامال عدالت طلب، حق طلب اسپانیا موید الهه حق طلب یا لئو مسی موید سلطه میلتاریسم راستگرا دستشان به جام دنیا می رسد.سید عبدالمجید الهامی