اثر شریعتی و امروز ایران امروز چهل ونه سال از یکی از مهمترین مرگهای تاریخ معاصر ایران گذشت. 29 خردا…
انتشار: 2026/07/23 03:05 UTCدریافت: 2026/08/15 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:40 UTC
اثر شریعتی و امروز ایران امروز چهل ونه سال از یکی از مهمترین مرگهای تاریخ معاصر ایران گذشت. 29 خرداد 56 دکترعلی شریعتی لب فروبست. رهروان، همراهان او وانقلابیون بلافاصله وی را شهید راه حق نامیدند. فضای انقلابی دهه پنجاه مهیای مفهوم شهادت بود و شریعتی خود بیش از هر کس این مفهوم اسلامی را بازخوانی وبازپروری کرده بود. "سوژه جهان سوم" این زیست ـجهان اعتراض را شریعتی به ایران وارد نمود. بازخوانی سنت وبازسازی اسطوره های دینی برمبنای معرفت شناسانه پیشگفته، هنری بود که تنها از کام وزبان شریعتی برمی آمد وجان های زیادی را شیفته خود کرد. ایران در حال نوسازی،چالش سنت ومدرنیته در قله، تحرک اجتماعی در اوج وهنجارهای پیشین سست ولرزان، مهیاترین شرایط برای یک سخنور قهار ودانش آموخته غرب بود که نقد سنت را سکویی برای احیا دین ومفاهیم دانست تا جامعه ونسل جوان را با آن آشتی وارتباط دهد. طبقه متوسط سنتی به زودی زبان گویای خود را یافت ودانشجویان ودانش آموزان متعلق به طبقات پایین نیز که از گسترش آموزش رایگان در دوره پهلوی دوم منتفع شده بودند، مفتون کلام وجذبه سحرآمیز مردی شدند که اسلام انقلابی و روزآمد شده را چاره دردهای ناشی از استبداد و استعمار می دانست. تاریخنگاری رسمی جمهوری اسلامی مرتضی مطهری را نظریه پرداز انقلاب و نظام می داند، اما واقعیت آن است که معلم انقلاب شریعتی است. چگونگی شناخت جوانان با اسلام از طریق آثار دکتر شریعتی بود! واین نشان از تاثیر اندیشه وتفکر شریعتی برانقلاب بود، انقلابی که بوسیله نواندیشی دینی کلید خورد ومثلث معروف "خشم"(خمینی، شریعتی،مجاهدین) معرف آن گشت. باید یکسال می گذشت تا خطوط و رازها ونیتها مکشوف وسمت وسوها شناخته میشد. نفوذ وآوازه شریعتی به این بسنده نکرد و به جهانها وزبانهای دیگر هم رفت. در اقدامی بی سابقه معروفترین نویسندگان وپژوهشگران جهان اسلام چندین جلد از آثاردکتر شریعتی را به زبانهای مختلف ترجمه کردند. آنان دلیل این امر را مفتون زبان آوری اعجاب انگیز وشیفته خدای زیبایی شده بودند که شریعتی در آثارش به شناساندن آن پرداخته می دانستند. آثاری که در مصر، ترکیه، اندونزی، افغانستان،و.... ترجمه شد ونسل جوان کتاب خوان را معجوب خود کرد. همانند احمد شاه مسعود انقلابی افغانی، در دهه های بعد، هنوز کمدها وگنجه های دانشجویان پر ازکاستها وکتابهای شریعتی است. نسل های بعدی هنوز شریعتی را آمال خود می دانند. بخشی از نظم سیاسی واجتماع ایران تاحد زیادی وامدار افکار وآرای وی است.این چه راز است؟ در آغاز دهه هفتاد زلزله ای که در بلوک شرق رخ داد، ناقوس باز خوانی نوین اندیشه وفکر ومرام معنوی شریعتی ازسوی هم فکران وشاگردان وپیروان وی را به صدا در آورد. پانزده سال پس از خاتمه حیات بیولوژیک معلم انقلاب، آهنگ تغییر و دریافت جدید از نوشته هایش وایدئولوژی که پرورش داد آغاز شد. تا اندازه پروژه رهایی بخشی وانقلاب گری رهاشد نه واژگون کردن روابط سلطه صورت گرفت، نه توسعه ای بدست آمد. صد البته شریعتی جوانمرگ آنقدر نزیست که نه انقلاب مالوف خود و نه انقلاب عظیم بعدی در زیست جهان ببیند. او یک مصلح اجتماعی بود و از مصلح سیاسی بودن دوری میکرد، همان شعار معروفش، اگر قبل از تحول فرهنگی ومعنوی وشناخت هویت به انقلاب سیاسی برسیم رجعت وناکامی است. راز اصلی ایده شریعتی،مطالبه گری، به امروز ما نزدیکتر است. دکتر شریعتی وقتی پروژه خویش را شروع کرد ودکترین حاصل از آن را ارائه نمود بدنبال انقلاب وبراندازی فیزیکی نبود.حرکت او در راستای تغییرات از درون و از لایه های پایین جامعه وبرخاسته از طبقات باسواد ومتوسط جامعه بود. بنابرین وی علاوه بر اینکه تغییر را از کانال اصناف واقشار متوسط آگاه میدید که خودآگاهی ملی را از این طبقه می دید وتا طبقات خودآگاه بر منافع خویش وتشریک مساعی با دیگر طبقات جامعه پیش نیاید تغییر وتحول شکل نمی گیرد. این فرآیند تا بعد از فربه شدن طبقه متوسطه که بنیان قشرهای آگاه بودند و بوسیله آنان جامعه مدنی شکل می گرفت انجام نشود وبوجود نیاید ثمره ای نخواهد داشت. پروژه شریعتی درست از بستر دین حرکت می کرد که لازمه حرکت وپرروژه وی بود چرا که وی معتقد بود چونکه اکثریت غالب جامعه مسلمان ودیندار هستند بنابر این برای حرکت آگاه بخش وقرار گرفتن در جاده توسعه ورهایی باید دین ونگرش به دین ودینداری تغییر نماید. عملی همانند پیشرفت وتوسعه وپروژه مدرنیته اروپایی که با قرائت ودید ایرانی مسلمان وبا توجه به فرهنگ خودمان انجام گیرد. اما سه گروه از حرکت او ممانعت داشتند و الان هم دارند و آن را مضر به دیدگاه وایدئولوژی خود می دانند. و البته امروز دشنام به شریعتی یک رسم مالوفه شده و دشنام دهنده ها با نام نقد یا ایرادهای روش شناختی و نقد ادبی خواهان کم رنگ کردن نقش وی در تحولات معاصر هستند.