دائی جان ناپلئون نگاه پهلوچی ها به تحولات سال ۵۷ نگاهی معروف به دائی جان ناپلئونی است." ژنرال رابرت…
انتشار: 2026/07/25 19:51 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/15 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:40 UTC
دائی جان ناپلئون نگاه پهلوچی ها به تحولات سال ۵۷ نگاهی معروف به دائی جان ناپلئونی است." ژنرال رابرت هایزر، فرستاده جیمی کارتر به ایران در زمان انقلاب ۱۳۵۷: به فرماندهان ارتش ایران گفتم که به هر تعداد که لازم است مردم را بکشید تا از پیروزی انقلاب جلوگیری شود" در قصه "دایئ جان ناپلئونی" شاه الهیها دوران محمد رضا شاه "عصر طلایی" ایران بود، ولی مردم ناگهان دیوانه شدند و با کمک آقای جیمی کارتر و دولت ایشان انقلاب کردند، و آمریکا و بریتانیا آقای خمینی و روحانیون را بر ما تحمیل نمودند. آنهایی که در انقلاب بودند، و یا دستکم درباره آن مطالعه کردند، می دانند که این قصه دروغ است. دهها کتاب، هزاران مقاله و گزارش، و دهها تز دکتری درباره انقلاب ۱۳۵۷ نوشته شده و منتشر شده که جایی برای اینگونه قصههای مضحک باقی نمی گذارد. با این وجود، گزارش مفصل ۲۹ دسامبر ۲۰۱۹، روزنامه نیویورک تایمز روایت دیگر را نقل می کند، چون بی اساس بودن یکی از مهمترین ستونهای قصه "دائی جان ناپلئونی" سقوط شاه را از زبان کسی که خود در آن وقایع از نزدیک درگیر بود بیان میدارد. لینک به خود مقاله در زیر پست است، و من خلاصهای از آنرا اینجا شرح می دهم. پس از کنفرانس گوادلوپ که بین ۴ تا ۷ ژانویه سال ۱۹۷۹ با شرکت سران آمریکا، آلمان، فرانسه، و بریتانیا درباره ایران برگزار شد، آقای کارتر ژنرال [چهار ستاره] رابرت هایزر را، که در آن زمان یکی از معاونین فرمانده کل نیروهای آمریکا در اروپا، یعنی ژنرال الکساندر هیگ [که در سال ۱۹۸۱ وزیر خارجه آمریکا شد] بود، به تهران فرستاد. هدف این مسافرت، اول، متقأعد نمودن سران ارتش برای پشتیبانی از دولت دکتر شاپور بختیار بود و، دوم، جلوگیری از پیروزی انقلاب و حفظ نظام سلطنتی با فرستادن شاه به خارج از ایران. خود ژنرال هایزر در کتاب خود، "ماموریت در تهران" Mission to Tehran که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد اینرا صریحا میگوید. آنهایی که ادعا میکنند آقای کارتر کمک کرد که رژیم سلطنتی سقوط کند، باید گزارش روزنامه نیویورک تایمز را بخوانند. بر طبق این گزارش، ژنرال هایزر [که لقب ایشان داچ بود]، در یک مهمانی نهار در کلوب "نیکرباکر" در نیویورک پس از پیروزی انقلاب، به حاضران می گوید که وقتی در تهران بوده است به فرماندهان ارتش اصرار می کرده است که "باید به هر تعداد که لازم است از تظاهر کنندگان علیه رژیم سلطنتی را بکشند تا رژیم شاه سقوط نکند. به فرماندهان گفتم اول گلوله ها را بالای سر تظاهر کنندگان شلیک کنید تا [بترسند و] متفرق شوند، ولی اگر موثر نبود سینه آنها را نشانه بگیرید. من با صدای بلند و محکم به آنها این را گفتم، ولی فرمانده کل [ارتشبد عباس قرهباغی] ترسو بود [و اینکار را نکرد]." این بدین معنی است که تمامی قصه "دائی جان ناپلئونی" شاه الهیها به قول معروف کشک است. ژنرال هایزر به تهران رفته بود که رژیم شاه را حفظ کند. ایشان در کتاب خود صریحا می نویسند که شب انقلاب [وقتی همافرها قیام کردند]، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امور امنیت ملی آقای کارتر، به او در تهران تلفن کرد تا اگر امکان داشته باشد ارتش در آخرین لحظه کودتا کند، ولی ژنرال هایزر به برژینسکی گفت، "دیگر دیر شده است." گزارش نیویررک تایمز نکات جدیدی را نیز مطرح میکند. بر طبق این گزارش دیوید راکفلر، مدیر چیس منهتن بانک آمریکا که از دوستان نزدیک شاه بود پروژه مخفی را رهبری میکرد به نام "پروژه عقاب" Project Eagle که دو هدف داشت که عبارت بودند از آوردن شاه به آمریکا، و فشار بر دولت آقای کارتر برای حمله نظامی به ایران، و کمک به ضد انقلابیون و ارتش برای سرنگونی دولت تازه تاسیس شده ایران. در هدف اول خود موفق شدند، ولی ورود شاه به آمریکا باعث گرفتن سفارت آمریکا در تهران و گروگان گیری شد، که در نتیجه شاه را مجبور کردند که از آمریکا به پاناما و بعد به مصر رود که در آنجا از دنیا رفت. راکفلر در هدف دوم در دوران آقای کارتر شکست خورد. ولی چون در آن زمان شایعه بسیار قوی درباره احتمال October Surprise که بر طبق آن جمهوری اسلامی قرار بود گروگانها را قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۴ نوامبر ۱۹۸۰ آزاد کند، وجود داشت، راکفلر و تیم "پروژیه عقاب" او، که شامل هنری کیسینجر، جان مک کلوی، فرماندار آلمان اشغال شده پس از جنگ جهانی دوم، ارچیبالد روزولت، مامور ارشد سازمان سیا [که پسر عموی او کرمیت روزولت فرماده عملیات کودتای ۱۳۳۲ بود]، و ریچار هلمز مدیر سابق سازمان سیا و سفیر آمریکا در تهران از آوریل ۱۹۷۳ تا دسامبر ۱۹۷۶ می شد، به شدت فعالیت می کردند که از October Surprise جلوگیری کنند. حال البته میدانیم که آقای جرج بوش پدر که بعنوان معاون آقای رانالد ریگان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰ شرکت داشت.