. مشروطه، سکون مشروطه قصه پر آب و اشکی که تقریبا ۱۲۰ سال ایرانی را به درد آورده است. وینستون چرچیل…
انتشار: 2026/08/05 13:32 UTCدریافت: 2026/08/15 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:40 UTC
. مشروطه، سکون مشروطه قصه پر آب و اشکی که تقریبا ۱۲۰ سال ایرانی را به درد آورده است. وینستون چرچیل نخست وزیر و سیاستمدار بریتانیایی در جای گفته بود: «هر چه بتوانید به گذشته دیرتر بنگرید، احتمال بیشتری دارد که آینده دورتر را ببینید.» در زمانه کنونی و در میانه رخدادهای ظاهرا شگفتانگیز، این گفته را باید این گونه باز نوشت:«اگر به جریان تاریخ در بستر جغرافیا بنگرید، روند آینده آشکار میگردد.» تاریخ یگانه دانشی است که به خواننده بینش میدهد؛ دانشی برای درکِ آنچه که بر ما رفت و بینشی که اکنونِ ما چگونه است و بر ما چه خواهد رفت. از این رو، بزرگترین خیانت به یک ملت، تحریف تاریخ و ارائه نمایشی ایدئولوژیک از آن است. تاریخ را غیر ایدئولوژیک بخوانیم! از این لحاظ و در این چارچوپ باید وقایع و رویداده کشور را با دید بی تعصب به آن ها نگریست و به ارزیابی ان ها پرداخت تا به شناخت بهتری از آن رویدادها رسید و دلیل ناکامی و موفقیت آن را بهتر درک کرد و برای آینده مملکت بهتر عمل کرد. از مهترین وقایع تاریخ ما عصر مشروطه و خود رویداد مشروطه است که باید ارزیابی شود و دلایل ناکامی آن با توجه به تمام تلاش منورالفکرها و قاطب مردم این مملکت که برای موفقیت آن تلاش کردند چرا به نتایج در خوری نرسید. از موارد مهمی که باید در تحلیل عصر مشروطه لحاظ شود تکاپوی انجمنهای سری و لژهای فراماسونی است. در همین رابطه باید به نظر طالبوف توجه شود که چه نظری در این رابطه دارد طالبوف یکی از مشوقین مشروطه گری بود او در این باره اظهار می دارد: یاد دارید مکتوب مرا که از شما سؤال کرده بودم طهران کدام جانور است که در یک شب صد وبیست انجمن زائید…کدام دیوانه بی تهیهٔ مصالح، بنّا را دعوت به کار میکند؟ کدام مجنون، تغییر رژیم ایران را خلقالساعه حساب میکند؟ از نامهٔ عبدالرحیم طالبوف به دخو – سپتامبر ۱۹۰۸ آیا فعالان مشروطه به دنبال دموکراسی و آزادی بودند؟ این پرسشی است که بصورت بدیهی پاسخ آری می گیرد اما اگر از انگیزههای مادی و فرقهای و صنفی فعالان آن دوره بگذریم و از زد وبندهای پشت پرده بسیاری از آنان با دول روس و انگلیس صرفنظر کنیم اما بازهم پر واضح است که روشنفکران ایرانی به تقلید از اروپائیان به دنبال یک دیکتاتور به اصطلاح منور بودند تا جامعه بیسواد و کپک زده را با زور چماق و اسلحه آدم کند. تفکری که در آلمان و ایتالیا و با درجاتی خفیفتر در فرانسه، بلژیک، اتریش محقق شده بود البته باید اظهار کرد “مشروطه ایرانی همیشه بت مورد پرستش روشنفکر ایرانی بوده است" و این عجیب است، چون این معبود خیلی سریع شکست خورد و حاصلش فقط تباهی شد! از امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدینشاه تا کودتای سیدضیا که آغاز قدرت گرفتن رضاشاه بود ۱۵ سال بیش نبود که نشان داد مشروطه بی موقع و خواسته درون و بطن ایران نبود و فقط یک قشر الیت بدنبال آن بود. در این ۱۵ سال که از بدترین سالهای هرج ومرج در ایران بود از شعارهای آزادیخواهی و قانونطلبی، همه رسیدند به آرزو کردن که یک دیکتاتور منور بیاید تا ایرانیها را آدم کند! منور که نیامد بدترین نوع استبداد تاریخ ایران ظهور کرد. از حکومت سلطنتی که علیرغم "مستبد" بودنش، هزار و یک محدودیت ساختاری در اعمال قدرت داشت، رسیدیم به یک سلطانیزم کامل که هیچ محدودیتی در قدرت نمیشناخت و به هیچ قانونی پایبند نبود. مشروطه عصر تغییرات خیلی آرام و تدریجی، که در درازمدت میتوانست اصلاحات زیادی موجب شود، را تمام کرد و ما را وارد دنیای انقلابات و تغییرات شدید کرد ولی نتوانست نظم پایداری بر پایه قانون و سیستم جدید بچیند. در نتیجه حاصل مشروطه ۱۵ سال به همریختگی و آشوب بود و بعد از آن استبداد سلطانیزم واقعی و بعدش انقلاب بعد از انقلاب بعد از انقلاب!” مشروطه ایست و سکونی در تحولاتی که از عهد عباس میرزا و قائم مقام آغاز شده بود و در دوران امیرکبیر و حتی سپه سالار قزوینی تبلور پیدا کرد و در کل دوران حکومت ناصرالدین شاه تدریجا بدنبال اخذ و ایجاد آن بود را ناقص کرد و به یکباره خواست تدریجی را به یک جهش بدون مقدمات تبدیل کرد که به ناکامی رسید و این یک عمل تقلیدی از جوامع اروپایی بود. حتی همان قانون اساسی که در جامعه عقب مانده مادون مدرن را خواهان اجرا بود وقتی حقوق فردی و تعریف از انسانیت و حقوق او نامفهوم بود دم زدن از مفاهیم دوران عصر روشنگری و پیاده کردن آن در درون ایران آن زمان همانقدر ناهمگن بود که بخواهید یک انسان را از درون جنگل افریقا بیاورید و فرمان اتومبیل را بدست او بدهید تا در خیابانهای شهر رانندگی کند، نتیجه چه می شود. در نهایت مشروطه بود اما انسان و جامعه مشروطه گر نبود وقتی شما مفاهیم و اصول مشروطه را در جامعه و به مردم اموزش ندادید چگونه انتظار دارید مشروطه موفق شود. سید عبدالمجید الهامی