تاریخ یا اقوال طبری ، یا اسطوره های غرب ایران تاریخ اسلام وبعضا تاریخ عرب وحتی تاریخ باستان ایران و…
انتشار: 2026/08/04 05:31 UTCدریافت: 2026/08/15 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:40 UTC
تاریخ یا اقوال طبری ، یا اسطوره های غرب ایران تاریخ اسلام وبعضا تاریخ عرب وحتی تاریخ باستان ایران وسایر اقوام منطقه خاورمیانه با تکیه بر مطالب کتاب تاریخ طبری نوشته شده است. از آنجایی که تقریبا تمام تاریخ نویسان ما، از زرین کوب تا تورج دریایی، برای بازسازی” سقوط سلسله وحکومت ساسانیان به «تاریخ طبری» مراجعه کرده اند، بد نیست ببینیم که آیا این تاریخ برگرفته از واقعیات است، ویا اسطوره ای بیش نیست. ما می دانیم تاریخ طبری (۱۶ جلد) بسیار حجیم است. همچنین این تاریخ نویس در 30 جلد قران را هم تفسیر کرده است(تفسیر قران).با اینکه گفته شده که طبری بیش از ۸۰ سال زندگی کرد بعید و حتا غیرممکن به نظر می رسد که یک تاریخ نویس بتواند به تنهایی هزاران صفحه در رابطه با تاریخ وقران نگارش کند. به گفته پژوهشگران اسلام طبری تاریخ خود را به زبان عربی منتشر کرد. اما یک نسخه کوتاه ومختصر از تاریخ طبری(تاریخ بلعمی) نیز به زبان فارسی نوشته شده که ترجمه ی است از متن عربی. اما شاید برعکس باشد که طبری، یا یک بنیاد فرهنگی به نام طبری، اول این نسخه کوتاه را به زبان فارسی(در ایران؟) نوشت و بعد این نسخه را، با اضافه کردن روایت های دیگر، به عربی ترجمه کردند(نه فقط طبری، بلکه شش نویسنده حدیث ها هم فارس، یا فارس تبار بودند ). نکته دیگر این است که در هیچ کتابخانه، یا آرشیوی نوشته ی، یا کتابی به دستخط طبری پیدا نشده است. قدیمی ترین نسخه تاریخ طبری از قرن۱۲،یا ۱۳(میلادی) است. رو نویسان حداقل دو قرن بعد از درگذشت طبری تاریخ طبری را از روی نسخه اولی(اصلی؟) رونویسی کرده اند. زبان عربی این رونویسی زبان عربی قرن۹، یا ۱(زمان زندگی طبری) نیست، بلکه زبان مدرن عربی است. بیشتر اطلاعات تاریخی ما از قرن ۷ میلادی، از سقوط ساسانیان و حمله به اصطلاح اعراب به ایران، از تاریخ طبری است. تمام تاریخ نویسان ایرانی (۱) و همچنین پژوهشگران غربی برای بازسازی سقوط ساسانیان به تاریخ طبری مراجعه می کنند. شرقشناس آلمانی تئودور نولدکه (Theodor Nöldeke) اشاره میکند که طبری مشخص نکرده که از چه منبع خبری اطلاعات(تاریخی) خود را به دست آورده است وفقط در مواردی وآنهم به طور غیرمستقیم طبری از افراد مطلع(اسناد زنجیره ی) نام برده است که این اخبار را به او دادهاند. نولدکه ادامه میدهد که طبری در بخش تاریخ ساسانیان حتا از نام بردن این افراد مطلع نیز صرفنظر کرد.(۲) مهم ترین ویژگی تاریخ طبری شفاهی بودن آن است. این مجموعه عظیم داستانی ( تاریخ طبری)نخست حدود۸نسل(۲۰۰سال) از دهان به دهان نقل شد تا اینکه در آخر طبری این اخبار را با تمام جزئیات بر روی کاغذ آورد. (البته قابل توضیح است کاغذ در قرن ۸ هجری از چین بوسیله مغولان به جهان ان زوز نشر پیدا کرد.) طبری مورخ معروف کتاب الرسل و الملوک که پایه تمام تعاریف مورخین جهان نسبت به تاریخ اسلام است در شرح کتاب خویش می نویسد که: "بینده کتاب ما بداند که بنای من آنچه آورده ام وگفته ام بر راویان بوده است، نه حجت عقول واستنباط نفوس، نه استدلال ونظر، جز اندک علم اخبار گذشتگان، به خبر ونقل به متآخران توان رسید، نه استدلال و نظر، خبرهای گذشتگان که در کتاب ما هست وخواننده عجب داند یا شنونده نپذیرد وصحیح نداند، از من نیست، بلکه از ناقلان گرفته ام وهمچنان یاد کرده ام." چقدر این تبری طبری از اخبار و روایات اولیه اسلامی در آیات خود و چه اندازه این انذار طبری، مقام او را به عنوان مولفی صادق ونه مولفی لایق، متعالی می کند. طبری به صراحت معترف است که جز اندکی، مابقی مجموعه فصل او، با "حجت عقول "و"استنباط نفوذ" و"استدلال نظر" بی ارتباط است. او در ادامه می گوید"اگر خواننده و شنونده را عجب آید نپذیرد وصحیح ندانند، مسئولیت بر وی نیست، زیرا او سخنان ناقلان و راویان را آورده بی دخل وتصرف و به تعداد هم تکرار شده است." البته خود در پایان اخبار و روایت ها و نقلیات آورده با صدای رسا می گوید "الله اعلم". حال برخورد ما با مستندات مورخینی که تاریخ اولیه اسلام را بر این گزارش ها متکی کردند ومی کنند ونتیجه خاص خود را می گیرند چگونه است. محتوای کتب و نتایجی که امثال زرین کوب وشفا و پطروشفسکی ولمبتون ورنان ولوئیس و تمام مورخین ریز درشت گاها مغرض از او آورده اند تا اسلام ونبی اکرم را با آن آقوال یک هزار وشب معرفی کنند چه باید کرد. یا آنکه انان مسلمانان را یک مشت راهزن که تمدن متعالی غرب وشرق را نابود کرده اند را متجاوز وجنگ آور هیستریک که هدفی جز تجاوز وغارت وچپاول نداشتند و مردم را هزاران هزاران اسیر وبرده ساخته اند ومتجاوز به عنف به نوامیس مردم بودند معرفی می کنند بر چه رسم عقلی و عقلانیت عمل کرده اند.