
شعر شناسی و علم ادبیات تحقیق ومقالهمطالب آموزشی و زبانشناسیمطالب ویرایشی و نگارشیغزل حافظ،معنا،تحلیلکارگاه داستان نویسیبرگی از تقویم تاریخنگاهی به تاریخ ادبیات ایراننقد وتحلیل شعردکلمه وشعرخوانیمعرفی کتاب(پی دی اف وصوتی)
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 679 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/18
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 677 پست مشاهدهشده و 3 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ادامه👇👆روش اجرا: یک پاراگراف از یک متن بسیار منطقی و مرتب (مثلاً یک مقاله خبری یا کتاب تاریخی) را بخوانید. سپس سعی کنید همان محتوا را با استفاده از تکنیک جریان سیال ذهن بازنویسی کنید. یعنی به جای بیان واقعیتها، بنویسید که یک شخصیت در حین خواندن آن خبر، چه آشفتگیهایی در ذهنش رخ میدهد.چند نکته برای موفقیت در تمرینات:1. با خودتان مهربان باشید: در مراحل اول، نوشتههای شما احتمالاً بیمعنی، درهمریخته و حتی آزاردهنده به نظر خواهند رسید. این کاملاً طبیعی است. شما در حال «پاکسازی مسیر» بین ذهن و دست هستید.2. از «من» استفاده نکنید (در مراحل پیشرفته):سعی کنید به جای استفاده زیاد از ضمیر «من»، از تصاویر و اشیاء استفاده کنید تا روایت را جلو ببرید. این کار باعث میشود جریان ذهنی، بیشتر شبیه به یک تجربه زیسته شود تا یک گزارش شخصی.3. ویرایش، اما بعداً: هرگز در حین تمرین، قلم را برای اصلاح کردن بردارید. ویرایش دشمنِ جریان سیال ذهن است. وقتی تمرین تمام شد، میتوانید به نوشته نگاه کنید تا «الگوهای ذهنی» خود را کشف کنید.خلاصه کلام:تمرین جریان سیال ذهن، تمرینِ «نوشتنِ بدونِ فکر کردن»است تا در نهایت بتوانید «فکرهایی که فکر نمیکنیم» (ناخودآگاه) را بنویسید.تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی •[️️️️️️️️️t.me/amirnormohamadi1976
تمرین کردن «جریان سیال ذهن در نویسندگی>>در واقع تمرینِ «رها کردنِ ناخودآگاه» و «متوقف کردنِ سانسورِ درونی» است. اکثر ما هنگام نوشتن، ناخودآگاه خود را کنترل میکنیم (آیا این جمله زیباست؟ آیا منطقی است؟ آیا غلط املایی دارم؟)؛ اما برای نوشتنِ جریان سیال ذهن، باید دقیقاً برعکس عمل کنید.در اینجا چند تمرین عملی و گامبهگام برای تقویت این مهارت در شما آوردهام: ۱. تمرین «نوشتن آزاد» این کلاسیکترین و موثرترین روش است. هدف این نیست که یک داستان بنویسید، بلکه هدف این است که «دست» و «ذهن» را با هم هماهنگ کنید.- روش اجرا: یک تایمر برای ۱۰ یا ۱۵ دقیقه تنظیم کنید. شروع به نوشتن کنید و هرگز دست از نوشتن برندارید. حتی اگر نمیدانید چه بنویسید، بنویسید: «نمیدانم چه بنویسم، قلم من سنگین است، صدای تیکتیک ساعت...». - قانون طلایی: نباید بازنگری کنید. غلط املایی، دستور زبان اشتباه یا جملات بیمعنی، همه بخشی از تمرین هستند. هدف این است که اجازه دهید کلمات بدون فیلترِ «منِ منطقی» از ذهن به کاغذ سرازیر شوند.۲. تمرین «تداعی حسی» جریان سیال ذهن اغلب از طریق حواس پنجگانه تحریک میشود. این تمرین به شما کمک میکند پیوندهای پنهان ذهنی را پیدا کنید.- روش اجرا: یک شیء یا یک موقعیت ساده را انتخاب کنید (مثلاً: فنجان قهوه یا صدای باران). - گامها: 1. ابتدا فقط آنچه میبینید را بنویسید. 2. سپس به اولین بویی که به ذهنتان میآید بروید. 3. از آن بو، به یک خاطره پرش کنید (حتی اگر به قهوه ربطی ندارد). 4. از آن خاطره، به یک حس یا یک سوال فلسفی برسید.- مثال: قهوه بوی خاک باران یادِ خانه پدربزرگ سنگینیِ تنهایی در شهر بزرگ چرا همه اینقدر تند میدوند؟ ۳. تمرین «تغییر زاویه دید درونی» در این تمرین، سعی کنید از حالت «گزارشگر» خارج شوید و به حالت «تجربهکننده» دربیایید.- روش اجرا: یک صحنه معمولی را انتخاب کنید (مثلاً ایستادن در صف نانوایی). به جای اینکه بنویسید: «من در صف ایستاده بودم و خسته بودم»، سعی کنید افکار پراکنده، صداهای مزاحم محیط، درد خفیف در کمر، و ناگهان یادآوری یک وعده غذایی که از یاد رفته را با هم ترکیب کنید. - هدف: ترکیبِ «واقعیت بیرونی» با «آشفتگی درونی». ۴. تمرین «خواندن و بازسازی» t.me/amirnormohamadi1976
بخش دوم👆👇* هدف: این کار برای نشان دادن بینظمی جهان، آشفتگی روان انسان، یا نمایش دنیای رویاها انجام میشود. اینجا هدف «توضیح دادن» نیست، بلکه «ایجاد شوک یا تعجب» است.--- مقایسه در یک نگاه| نوع ساختار | جهت حرکت | محرک اصلی | تجربه خواننده || :--- | :--- | :--- | :--- || خطی | مستقیم (آ/ب/ج) | زمان و اتفاقات | دنبال کردن یک داستان || غیرخطی | پرشی و دایرهای | خاطره و احساس | حل کردن یک پازل ذهنی || منطقی | پیوسته و استدلالی | عقل و پیوند معنایی | درک یک مفهوم یا پیام || غیرمنطقی | گسسته و پراکنده | رویا و ناخودآگاه | مواجهه با تعجب و ابهام | چرا شاعر از ساختار غیرخطی استفاده میکند؟شاعر مدرن میداند که ذهن انسان هم خطی نیست؛ ما مدام در میان خاطرات، رویاها و واقعیتها در حال پرش هستیم. بنابراین، برای اینکه شعر «واقعگرایانه» (در سطح روانشناختی) باشد، از ساختارهای غیرخطی و گاهی غیرمنطقی استفاده میکند تا بتواند آشفتگی درونی انسان را بازنمایی کند.• تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
وقتی صحبت از **ساختارهای روایی و منطقی (در مقابل غیرخطی)** در شعر میکنیم، در واقع در حال بررسی این هستیم که «داستان» یا «سفر معنایی» در یک شعر چگونه پیش میرود. در شعر کلاسیک، روایت معمولاً مانند یک خط مستقیم است، اما در شعر مدرن و پستمدرن، این خط شکسته میشود.در اینجا این سه ساختار را به تفکیک بررسی میکنیم:---### ۱. ساختار روایی خطی (Linear Narrative)این ساختار سادهترین و قدیمیترین شیوه روایت است. در این حالت، شعر از نقطه الف شروع میشود، به نقطه ب میرسد و در نقطه ج به پایان میمیاندمد.- ویژگیها: رعایت ترتیب زمانی (گذشته $\leftarrow$ حال $\leftarrow$ آینده)، وجود رابطه علت و معلولی روشن، و یک سیر منطقی برای رسیدن به نتیجه.- در شعر: در اشعار حماسی (مانند شاهنامه) یا داستانسراییهای کلاسیک، ما یک سیر مشخص داریم. شخصیتها با زمان پیش میروند و خواننده به راحتی میتواند ردپای اتفاقات را دنبال کند.- منطق: این ساختار بر پایه «و بعد از آن...» بنا شده است.### ۲. ساختار روایی غیرخطی (Non-linear Narrative)در این ساختار، شاعر زمان را میشکنه و اجازه میدهد روایت از یک نقطه شروع نشود. روایت میتواند به جای حرکت مستقیم، به عقب بازگردد یا به چندین نقطه در زمانهای مختلف بپر کند.- ویژگیها: استفاده از تکنیکهایی مثل «فلاشبک» (بازگشت به گذشته) یا «فلاشفورورد» (پیشبینی آینده)، پرشهای زمانی ناگهانی، و عدم رعایت ترتیب زمانی.- در شعر: در شعر مدرن، شاعر ممکن است از میان یک خاطره شروع کند، ناگهان به یک تصویر از آینده بپرد و سپس به یک مفهوم فلسفی در زمان حال برسد. این کار باعث میشود خواننده احساس کند در میانهی یک جریان ذهنی قرار دارد، نه یک داستان مرتب.- منطق: این ساختار بر پایه «تداعی معنا» است؛ یعنی رویدادها نه بر اساس زمان، بلکه بر اساس شباهتِ احساسی یا فکری به هم وصل میشوند.### ۳. ساختار منطقی و غیرمنطقی (Logical vs. Illogical/Absurdist)این بخش به نحوه اتصال اجزاء شعر بر اساس قوانین عقل یا فراتر از آنها اشاره دارد:- ساختار منطقی: مفاهیم و تصاویر با هم در ارتباط هستند. اگر شاعر از «برق» صحبت میکند، تصویر بعدی میتواند «رعد» یا «تاریکی» باشد. این ساختار برای ایجاد یک استدلال یا یک نتیجهگیری مشخص به کار میرود.- ساختار غیرمنطقی (یا سوررئال/پوچ): در این ساختار، پیوند منطقی میان کلمات و تصاویر از بین میرود. تصاویر کنار هم قرار میگیرند که در دنیای واقعی هیچ رابطهای با هم ندارند (مانند یک ساعت که در حال ذوب شدن است). تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976ادامه دارد👇
✳️ واژهٔ عنقا به چه معناست؟ایا همان ققنوس است؟❇️ عنقا[عَ] (ع اِ) نام سازي است که گردني دراز دارد. (از آنندراج) (غياث اللغات) :گهي سماع زني گاه بربط و گه چنگگهي چغانه و طنبور و شوشک و عنقا.فرخي.مطرباني چو باربد زيباچنگ و بربط چغانه و عنقا.مسعودسعد.به پيروزي و بهروزي نشين مي خور به کام دلبه لحن چنگ و طنبور و رباب و بربط و عنقا.مسعودسعد.ز دستان قمري در او بانگ عنقاز آواز بلبل در او زخم مزهر.ازرقي.از براي عاشقان مفلس اکنون بي طمعبلبل خوش نغمه گه شهرود و گه عنقا زند.فضل بن يحيي هروي.◀️ || نام نوايي است از موسيقي. (از آنندراج) (از غياث اللغات) (از ناظم الاطباء).❇️ عنقا[عَ] (اِخ) همان عنقاء است که در تداول فارسي زبانان همزهء آن مانند ساير الفهاي ممدود، به تلفظ درنيايد. سيمرغ. اشترکا. عنقاي مغرب. عنقاي مغربي. رجوع به عَنْقاء شود :بسان مخلب عنقا پديد شد ز افقو يا چو ابروي زال از نشيمن عنقا(1).منوچهري.ابله آن گرگي که او نخجير با شيران کنداحمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند.منوچهري.با هر کس منشين و مبر از همگان نيزبر راه خرد رو نه مگس باش نه عنقا.ناصرخسرو.رستم چرا نخواند بروز مرگآن تيز پرّ و چنگل عنقا را؟ناصرخسرو (ديوان چ مينوي ص167).خرسند مشو به نام بي معنينام تهي است زي خرد عنقا.ناصرخسرو.از چتر تو سايهء هماي افتدوز گرد سپاه سايهء عنقا.مسعودسعد.گرچه عنقا را نگيرد هيچ باز صيدگيرباز کز دست تو پرد صيد او عنقا بود.اميرمعزي.نقاش چيره دست است آن ناخداي ترسعنقا نديده صورت عنقا کند همي.؟ (از کليله و دمنه).گرچه شد ز اهل روزگار جداچه کم است آخر از مگس عنقا.سنايي.ز گرد راه چو عنقا به آشيانهء بازبسوي بنده خراميد شاه بنده نواز.سوزني.در جوف سپهر تنگدل بودعنقا به قفس درون نيايد.انوري.ملک به کام کي شود تا نرسد بحکم اوعنقا دايه کي شود نا نرسد بزال زر.مجير بيلقاني.من اندر رنج و دونان بر سر گنجمگس در گلشن و عنقا به گلخن.خاقاني.گر به خدمت کم رسم معذور دارکز پي عنقا نشان خواهم گزيد.خاقاني.وگر عنقايي از مرغان ز کوه قاف دين مگذرکه چون بي قاف شد عنقا عنا گردد ز ناداني.خاقاني (ديوان چ عبدالرسولي ص424).هنر نهفته چو عنقا بماند از آنکه بماندکسي که بازشناسد هماي را از خاد.ظهير فاريابي (ديوان ص66).چو مشک از ناف عزلت بو گرفتمبتنهايي چو عنقا خو گرفتم.نظامي.به باز چتر عنقا را بگيردبه تاج زر ثريا را بگيرد.نظامي.برون رفت و روي از جهان درکشيدچو عنقا شد از بزم شه ناپديد.نظامي.عنکبوت ار طبع عنقا داشتياز لعابي خيمگي افراشتي.مولوي.وصف بازان را شنيده در زمانگفته من عنقاي وقتم بيگمان.مولوي.نباشد محرم عنقا مگس.مولوي.اگر عنقا ز بي برگي بميردشکار از چنگ گنجشکان نگيرد.سعدي.وليکن ترا صبر عنقا نباشدکه در دام شهوت به گنجشک ماني.سعدي.مرا که عزلت عنقا گرفتمي همه عمرچنان اسير گرفتي که باز تيهو را.سعدي.يافت عنقا ز عزلت و دوريقاف تا قاف نام مستوري.اوحدي.برو اين دام بر مرغ دگر نهکه عنقا را بلند است آشيانه.حافظ.عنقا شکار کس نشود دام بازچينکآنجا هميشه باد به دست است دام را.حافظ.من و انديشهء مدح تو بادا زين هوس شرممچنان پرد مگس جايي که ريزد بال و پر عنقا.هاتف.◀️ - خود را عنقا کردن؛ کنايه از گم شدن و ناپديد گرديدن است :از که مشرق چو طاووسي برآيد بامداددر که مغرب شبانگه خويشتن عنقا کند.ناصرخسرو.◀️ - عنقاپيکر؛ بزرگ جثه. که پيکري چون عنقا دارد :در مقام عز عزلت در صف ديوان عهدراست گويي روستم پيکار و عنقاپيکرم.خاقاني.◀️ - عنقاسخن؛ که سخني چون عنقا دارد. بمجاز فصيح :خاقاني است بلبل عنقاسخن(2) وليعنقاست کبک هم صفت اوش چون نهي.خاقاني.◀️ - عنقاوار؛ مانند عنقا. بسان عنقا :قاز ار بازو زند بر ياد عدل پهلوانچرغ عنقاوار متواري شود از بيم قاز.سوزني.◀️ - عنقاي فرتوت؛ کنايه از زمين و ظلمت شب باشد. (انجمن آراي ناصري). کنايه از زمين است :شباهنگام اين عنقاي فرتوتشکم پر کرد از اين يکدانه ياقوت.نظامي.(1) - در صفت هلال است.(2) - ن ل: عنقاصفت.t.me/amirnormohamadi1976
🐺 دو اصطلاح گرگی!✳️ یکی از مواردی که شاید بسیاری از ما امروزه واژهای برایش سراغ نداشته باشیم «آشتی ظاهری» و «آشتی مصلحتی» است که چندان حق مطلب و عمق کدورت و اجبار را ادا نمیکند؛ ◀️ اما «گرگآشتی» اصطلاحی است که از گذشته برای این مواقع بهکار میرفت. این واژه در فرهنگهای لغت چنین تعریف شدهاست: «آشتی ظاهری که دلهای طرفین در باطن بر کینه و دشمنی باشد؛ صلح و سازش از روی مکر و نفاق». چند نمونه از کاربرد این اصطلاح:دشمنانِ خویش را قهر کردیم، و صواب آن است که گرگآشتیای کنیم و بازگردیم. (تاریخ بیهقی، قرن ۵)الهی! ای دیرخشم زودآشتی، بنده را در ناامیدی نگذاشتی. با ما مکن گرگآشتی (رسائل خواجه عبدالله، قرن ۵)ز عدلش میش و گرگ اندر حوالی/ بههم گرگآشتی کردند حالی (الهینامۀ عطار، قرن ۶)هیچکدام را مجال آب گذشتن نبود. جمعی در میان آمدند و گرگآشتیای کردند. (جغرافیای حافظ ابرو، قرن ۹)هر دو طایفه، یکی برای فرصتِ افزایش قوت دریایی، دیگر بهجهت تسلی عامۀ مُلک که رغبتِ کلی به صلح بهامید ارزانیِ اشیا داشتند، بنای گرگآشتی گذاشتند. (سفینۀ طالبی، قرن ۱۳)◀️ اصطلاح دیگر «گرگآشنایی» است که همان «دوستی مصلحتی» باشد؛ یعنی «دوستی از روی فریب و نفاق و مکر و حیله». برای این اصطلاح تنها یک شاهد یافت شد: مکن قصد جفا گر باوفایی/ ز سگطبعی بُوَد گرگآشنایی (سعادتنامه، منسوب به ناصرخسرو، قرن ۵)عطار نیز در اسرارنامه، در حکایتی از دوستیِ بیفرجام گرگ و روباه، «گرگآشنا» را در معنی دوست مصلحتی بهکار بردهاست: اگر از چَهْ برون آیی تو را بِهْ/ در این صحرا چو من گرگآشنا بِهْ!◀️ برخی فرهنگها مانند بهار عجم و رشیدی، احتمالاً بهدلیل نیافتن شاهد مثال، گرگآشتی و گرگآشنایی را مترادف دانستهاند.❇️ منابع: فرهنگ فارسی عمید؛ فرهنگ فارسی معین؛ برهان قاطع، فرهنگ نفیسی (فَرنودسار)؛ فرهنگ بهار عجم؛ فرهنگ رشیدی؛ سفرنامۀ ناصرخسرو (بهکوشش محمود غنیزاده)؛ دیوان قصاید و مقطعات حکیم ناصرخسرو (بهکوشش تقیزاده، مینوی، و دهخدا، مطبعۀ مجلس، ۱۳۰۴–۱۳۰۷)؛ پیکرۀ دادگان فرهنگستان زبان و ادب فارسی.✍🏻 سمانه ملکخانی#واژه_پژوهیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
✳️ «شگرف آغازی» یا «براعت استهلال» ❇️ «شگرف آغازی» که بدیعیان آنرا «براعت استهلال» نامیدهاند، آن است که سخنور یا نویسنده آغاز سروده یا نوشته خویش را به گونهای بنویسد و بسراید؛ و در آن واژگان و نکتههایی را بگنجاند که گویای زمینه سروده یا نوشته باشد؛ به گونهای که سخنْدوست از آغاز بتواند دریابد که سخن از آن پس، در چه زمینهای خواهد بود نمونهای نغز و برجسته از این آرایه دیباچهٔ داستان رستم و سهراب را آراسته است. استاد فرزانه توس، در بیتهای شگرف آغاز این دیباچه همۀ اندوهنامه رستم و سهراب را به شیوایی فروفشرده و بازنموده است. دیباچه با نگارهای روشن از سهراب و فرجام اندوهبار او آغاز میگیرد: ترنجی نارسیده با تندبادی نابیوسان که به ناگاه از گوشهای برآمده است، در خاک فرو میافتد:اگر تندبادی برآید ز کُنج،به خاک افگند نارسیدهترنج،ستمگاره خوانیمش، ار دادگر؟هنرمند دانیمش ار بیهنر؟اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ز داد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟از این راز جان تو آگاه نیست؛بدین پرده اندر، تو را راه نیست.همه تا درِ آز رفته فرازبه کس بر، نشد این درِ راز باز◀️ نمونهای دیگر از این آرایه را در بیتهای آغازین «دٓه نامه» از عماد فقیه کرمانی میتوان یافت که در آنها از نامه و واژگانی که با آن در پیوند است، سخن گفته است:به نام آنکه معجز نامهٔ اوست؛ حروف کائنات از خامهٔ اوست.محقق شد که بینامش ز خامهنمیآید برون فرخنده نامه.تعالی الله حکیم حکمت آموزکه در لعلی نهد دُر شب افروز! دهان را چون صدف جای گهر کرد؛ز گفتارش جهانی پر شکر کرد. زبان خامه پرگوهر از او گشت؛دهان نی پر از شکّر از او گشت.◀️ نیز هم از اوست این بیتهای «شگرف آغاز » از دیباچۀ «محبت نامه»:به نام آنکه در کاشانهٔ دل محبت را معین کرد منزلحکیم نقشبند ما در ارحام؛ که در آغاز داند هر سرانجامنگارینی که زِ آب و گِل برآرد؛محبت نامهاش بر دل نگارد.❇️ منابع:- شاهنامه: دفتر پنجم. «داستان رستم و سهراب»، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات از مهری بهفر، تهران: فرهنگ نشر نو، ١٣٩٨، چاپ دوم، صص ١-۶ - زیبا شناسی سخن پارسی، «بدیع» میرجلالالدین کزازی، نشر مرکز، چاپ دهم، ۱۴۰۰، صص ۱۵۸_۱۵۶t.me/amirnormohamadi1976
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۷ امرداد زادروز علیرضا پنجهیی (زاده ۲۷ اَمرداد ۱۳۴۰ ساوه) شاعر، روزنامهنگار، نظریهپرداز و منتقد ادبی او که از پدر و مادری باشنده رشت زاده شد، در کارنامهاش سردبیری ویژه هنر و ادبیات کادح ۱۳۶۶ مجله گیلانزمین ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۱ روزنامه معین ۱۳۸۰ هدیه مهر "پزشکی" ۱۳۹۲ ویژه فرهنگ، هنر و ادبیات گیلهوا ۱۳۸۶ و از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دوهفتهنامه دوات دیده میشود. اشعار او تاکنون به زبانهای عربی، ترکی، کردی، گیلکی، آلمانی، سوئدی، چینی، ایتالیایی، فرانسه و روسی ترجمه شدهاست. وی از دهه ۶۰ به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمده است واز نیمه دوم دهه ۵۰ به شعر و در دهه ۶۰ به روزنامهنگاری روی آورد.او با چاپ شعر در آدینه و گفتوگوی عباس معروفی و کوشان با او در شماره ۲۰ گردون در مهر ۱۳۷۰ به عنوان شاعری نوآور و حرفهای به مخاطبان شعر امروز معرفی شد. انتخاب سه شعر از او از سوی پروفسور شارف و علی عبداللهی و چاپ آن در دو مجلد از آنتولوژی شاعران پارسینوبس ایران و جهان به زبان آلمانی در سال ۲۰۲۲ از زمره مهمترین ملاحظات فرهنگی مربوط به وی شمرده میشود. شایان یادآوری آنکه پروفسور شارف همان برنامهریز مراسم ده شب شعر شاعران ایران انجمن گوته در پیش از انقلاب است.او نیز همراه تنی چند از نویسندگان و هنرمندان گیلانی از بنیانگذاران خانه فرهنگ گیلان محسوب میشود که از ابتدای تشکیل خانه فرهنگ گیلان پیدرپی عضو هیئت رئیسه، بازرس، سخنگو و مسئول روابط عمومی آنجا بود. وی همچنین در دهه ۱۳۸۰ به مدت دو سال و اندی کارگاه شعر پنجشنبهها را همیشه بهصورت رایگان در این خانه برگزار کرد.کتابشناسی:۱۳۵۷- سوگ پاییزی- ناشر شاعر- نایاب۱۳۶۶- همنفس سروهای جوان - هنر و ادبیات کادح- نایاب۱۳۷۰- آن سوی مرز باد- هنر و ادبیات کادح - نایاب۱۳۷۰- برشی از ستاره هذیانی - هنر و ادبیات کادح- نایاب۱۳۷۴- گزینه شعر گیلان، شرح حال و اشعار دهه ۶۰ شامل ۵۴ شاعر نوپرداز گیلانی - مروارید - موجود۱۳۸۳- عشق اول، چاپ دوم ۱۳۸۵ و چاپ سوم ۱۳۹۰- فرهنگ ایلیا - موجود۱۳۸۷- پیامبر کوچک - فرهنگ ایلیا - نایاب۱۳۸۷- شب هیچوقت نمیخوابد - فرهنگ ایلیا - نایاب۱۳۹۳- کوچه چهرزاد - نگاه - نایاب۱۳۹۳- عشق همان اویم است - نصیرا - موجود۱۳۹۶- برگزین ده کتاب «تورا به اندازه تو دوست دارم» - دوات معاصر - نایاب۱۳۹۸- از خویش میدوم - هرمز- موجود۱۴۰۱- مسافرخانه بهشت گیلان - دوات معاصر - موجود🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز نیلوفر لاریپور (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۴۹ تهران) شاعر، ترانهسرا و روزنامهنگاراو کتابهای شعر: بی من فروغ نخوان، اگر تا هفت بشماری، آلزایمر، عسل و فرورین، خاکستریتر از همیشه، عشق کوچک من، خواب دم صبح، امروز چندشنبه است؟ هزار و یک شب من، زیبای اساطیری و ترانههای پر پرواز، شب برهنه را سروده است و در نشریه چلچراغ مطلب مینویسد.وی در برنامه اینترنتی آبان که با محوریت بانوان است به عنوان مجری و نویسنده فعالیت داشت و سرپرست نویسندگان برنامه رادیو هفت بود و در سه تئاتر «سرخ سوزان» (۱۳۷۴)،«مرگ فیدل» (۱۳۹۷) و «به وقت پازولینی» (۱۳۹۸) به عنوان بازیگر حضور داشت.زندگی هنریاو که لیسانس ادبیات دارد، ترانه سرایی را از سال ۱۳۷۱ با اولین ترانهاش به نام «بهار لبخند» آغاز کرد.نام وی در کارهای بسیاری از خوانندگان مطرح همچون ناصر عبداللهی، شادمهر عقیلی، سعید مدرس، علی لهراسبی، مجید اخشابی، مسعود خادم، سعید شهروز، حمید خندان و… به عنوان ترانهسرا دیده میشود. او همچنین برای آثار تلویزیونی نیز ترانه نوشته است، از جمله فیلم تلویزیونی کودک و نوجوان ماهرخ محصول شبکه دوم سیما.او در سال ۱۳۹۷ به عنوان بازیگر در نمایش «مرگ فیدل» به نویسندگی و کارگردانی «آرش سنجابی» بازی در تئاتر را تجربه کرد.fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%84%… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز محمود بیجنخان (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۳۷ آبادان) زبانشناس، استاد و مدیر گروه زبانشناسی دانشگاه تهراناو دوره کارشناسی ریاضی کاربردی را در دانشگاه تگزاس در آرلینگتون (۱۹۸۸) و دوره کارشناسی ارشد (۱۳۶۹) و دکتری زبانشناسی (۱۳۷۴) را در دانشگاه تهران گذراند. تخصص او در حوزههای آواشناسی، واجشناسی و زبانشناسی پیکرهای است. وی علاوه بر تدریس واحدهای مرتبط به این دو حوزه در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران، واحدهای مربوط به مکاتب زبانشناسی، روش تحقیق و زبانشناسی رایانهای را نیز تدریس میکند. همچنین پژوهشهایی را در مرکز تحقیقات مخابرات انجام داد و از سال ۱۳۸۹ تا تابستان ۱۳۹۲ هم معاونت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران را بر عهده داشت. وی از ۴ تیر ۱۳۹۹ تا ۱۶ تیر ۱۴۰۱ بهمدت دو سال در مقام «رئیس موسسه لغتنامه دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی» مشغول فعالیت بود.همچنین پایهگذار اولین آزمایشگاه مجهز زبانشناسی در ایران و برنده رتبه سوم تحقیقات کاربردی در یازدهمین جشنواره بینالمللی خوارزمی است.کتابشناسی:واجشناسی: نظریه بهینگی، تهران: انتشارات سمت ۱۳۸۴.زبان فارسی و رایانه (ویرایش مجموعه مقالات با همکاری حسین صامتی) دو جلد، تهران: انتشارات سمت ۱۳۸۹.امکانسنجی برای تجزیه و تحلیل حوزه اضافه بر اساس روش انطباق الگو، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، وزارت فرهنگ و ارشاد.مجموعه مقالات اولین کارگاه پژوهشی زبان فارسی و رایانه (و) تهران: انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۸۳.فرهنگ بسامدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۱.نظام آوایی زبان فارسی، تهران: سمت، ۱۳۹۲.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز افشین مقدم (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۵۴ چالوس) شاعر و ترانهسرااو که فارغالتحصیل رشته حقوق است، از سال ۷۸ ترانه سرایی را شروع کرده و سال ۸۲ نخستین ترانهاش به مناسبت روز جانباز با نام «دلاور» و با صدای خشایار اعتمادی از صداوسیما پخش شد.وی در دی ماه ۱۳۹۱ به همراه چند تن از اهالی موسیقی، به اتهام همکاری با خوانندگان لسآنجلسی بازداشت شد.ترانه «الکی» در سال ۸۸ انتشار یافت و سال ۸۹ از طرف بینندگان شبکه من و تو رتبه نخست را پیدا کرد و جزو صد ترانه ماندگار فارسی در یکی دیگر از برنامههای همین شبکه قرار گرفت. ترانه همدم او نیز اسفند ۸۹ منتشر شد و در سال ۹۰ رتبه سوم بهترین ترانهها از دید بینندگان من و تو را از آن خود کرد.در سال ۱۳۹۷ کتاب مجموعه ترانه «جان جوانی» از او توسط انتشارات نگاه عرضه شد که شامل ترانههای اجرا شده و اجرا نشده اوست.آثار:از او ترانهها و شعرهای متعددی به انتشار رسیده است که توسط خوانندگان: ابی، سیاوش قمیشی، معین، عارف، علی زندوکیلی، علیرضا عصار، خشایار اعتمادی، نیما مسیحا، مانی رهنما، آوا بهرام و چند خواننده دیگر اجرا شده است.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%B4%…(%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D8%B1%D8%A7)🆔t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد زهرایی (زاده ۱۱ فروردین ۱۳۲۸ مشهد -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۹۲ تهران) ناشر و ویراستاراو کار نشر و کتاب را با راهاندازی کتابفروشی کوچکی در خیابان سعدی مشهد آغاز کرد که پاتوق اهل کتاب و روشنفکران آن دوره، از جمله علی شریعتی بود. در تهران کار نشر را با انتشارات گوتنبرگ ادامه داد و سپس به انتشارات فرانکلین زیر نظر همایون صنعتیزاده پیوست. در سالهای میانیِ دهه ۱۳۵۰ با همکاری دو ناشر دیگر، انتشارات نیل را بازگشایی کرد. برخی از رمانهای شاخص جهان از جمله دنکیشوت، با ترجمه محمد قاضی، یا آثار "م.ا. بهآذین" احمد شاملو و دیگران، حاصل همکاری وی با این افراد در انتشارات نیل بود.پس از انقلاب، بهدلیل گرایشهای سیاسیاش، مدتی به زندان افتاد و تا سالها اجازه فعالیت نداشت، تا اینکه در دهه۷۰ مجوز نشر کارنامه را بهنام همسرش گرفت.کتابهای، حافظ به سعی سایه، تألیف هوشنگ ابتهاج، خواب آشفته نفت و شرح فصوصالحکم هردو تألیف محمدعلی موحد و قبله عالم، ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران نوشته عباس امانت از مهمترین کتابهای نشر کارنامه بود. اما شاید مشهورترین کتاب نشر کارنامه، کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز نوشته نجف دریابندری با همکاری همسرش فهیمه راستکار باشد.او بنیانگذار مراکز پخش کتاب «گلپخش» و «بانک کتاب» در دهه ۱۳۶۰ نیز بود.همچنین مدیریت کتابفروشی شهر کتاب، شعبه نیاوران، را برعهده داشت که یکی از محبوبترین و مؤثرترین کتابفروشیهای تهران و ایران برای کتابدوستان است.ایدهها و نظرات مشتریمدار و پیشرو او بهطور مؤثری چهره کتاب، محصولات فرهنگی و فروشگاههای فرهنگی ایران بهویژه «شهر کتابها» را تغییر داده است.در سال ۱۴۰۰ با تصویب شورای شهر تهران، خیابان حمید واقع در منطقه یک تهران به «خیابان محمد زهرایی» تغییر نام یافت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز عباس امیرانتظام (زاده ۲۷ امرداد ۱۳۱۱ تهران – درگذشته ۲۱ تیر ۱۳۹۷ تهران) سیاستمدار، معاون نخستوزیر و سخنگوی دولت بازرگان او قدیمیترین زندانی سیاسی پس از انقلاب بهشمار میرفت که از ۲۸ آذر ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۵ در زندان بسر بردوی از هواداران مصدق بود و از سال ۳۲ بهنهضت مقاومتملی پیوست و با رهبران آن بهویژه مهدی بازرگان ارتباط نزدیک داشت. روابط او با بازرگان از دانشگاه تهران آغاز شده بود، زمانی که بازرگان استاد و رئیس دانشکده فنی بود و امیرانتظام دانشجوی مورد احترام و اعتماد بازرگان بود و در جریان انقلاب بهعنوان نماینده بازرگان با شاپور بختیار مذاکره کرد و سرانجام بختیار را متقاعد کرد تا از نخستوزیری استعفا بدهد. وی در زمان نخستوزیری بازرگان، چندین مسئولیت از جمله معاونت نخستوزیری و سخنگوی دولت را برعهده داشت. او یکی از مخالفان ولایت فقیه بود و برای جلوگیری از تصویب ولایت فقیه، طرح انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی را ارائه داد که مورد تأیید بازرگان و اکثریت قاطع وزرا قرارگرفت، اما با واکنش حاکمیت، به سرانجام نرسید. او همچنین بهعنوان سفیر ایران در اسکاندیناوی و نماینده ویژه رئیس دولت در مذاکره با کشورهای اتحاد شوروی و آمریکا فعالیت کرده بود.در زمانی که او بهعنوان سفیر در اسکاندیناوی مشغول کار بود، پس از گروگانگیری در سفارت آمریکا، او را به ایران احضار و به اتهام ارتباط با آمریکا محاکمه کردند. دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا معتقد بودند که وی جزو عوامل آمریکا در دولت موقت بود.یکی از شواهدی که ضد او مطرح شد این بود که سفیر آمریکا در نامه خود به او، نوشته «آقای امیرانتظام عزیز» در حالی که بهکارگیری واژه عزیز جزو عُرف روابط بینالملل است. امیرانتظام به اعدام محکوم شد اما با تلاشهای بازرگان، حکم او به حبس ابد کاهش یافت و در چند سال اخیر به دلیل شدت بیماری و نیز جراحیهای پیدرپی، در خانهاش تحت نظر بود.جوایز بینالمللی:جایزه بینالمللی حقوق بشر «برونو کرایسکی» در سال ۱۳۷۵.جایزه بینالمللی شهامت اخلاقی «کرانسکی» در سال ۱۳۸۳.جایزه بینالمللی حقوق بشر "لوح سپاس" «از سازمان حقوق بشر ایران _ به ریاست خانم شیرین عبادی» در سال ۱۳۸۶.کتابشناسی:آن سوی اتهام، جلد نخست خاطرات امیرانتظام.آن سوی اتهام، جلد دوم محاکمه و دفاعیات امیرانتظام در دادگاه انقلاب.ناگفتههای انقلاب ۵۷ گفتگوهای روزبه میرابراهیمی با امیرانتظام.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد زادروز حسین گلگلاب(زاده ۲۷ امرداد ۱۲۷۴ تهران -- درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ تهران) شاعر سرود ای ایراناو نویسنده، شاعر، مترجم، موسیقیدان و گیاهشناس بود و بهزبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. در ۱۳۰۳ علینقی وزیری گروه موسیقیاش را تاسیس کرد و برای ارکستر آن بهجز تار معمولی، سه نوع تار با طولهای مختلف طراحی کرد که در واقع یک ارکستر مجلسی چهار بخشی بود که با موسی معروفی، گلگلاب، ادیب، حسنعلی صبا، اسماعیل مهرتاش، صادق خانی و صادق اربابی اجرا میشد. گلگلاب که در نواختن ساز، نوازندهای ماهر بود، در سرودن شعر و ترانه هم همردیف بزرگانی چون شیدا، عارف قزوینی و محمدتقی بهار ارزیابی میشد.وی نت میدانست و برخلاف سایر شعرا که سرودن شعر روی آهنگ برایشان مشکل بود، کلمات را با نتهای موسیقی تطبیق میداد. سرودهای «ای ایران» «آذر آبادگان» «خاک ایران» «پایدار ایران» «زبان عشق» «ره عشق» «بلبل مست» و «وصال دوست» از او بهیادگار ماندهاست. سرود ایایران:درباره ساختن سرود «ای ایران» روایتی است: که در زمان اشغال ایران توسط "متفقین" (قوای روس و انگلیس و امریکا) در جنگ دوم جهانی سال ۱۳۲۳، روزی گلگلاب از خیابان رد میشده، رفتار دور از ادب مامور نظامی خارجی را با مردم میبیند. برآشفته میشود؛ به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت میرود و با ناراحتی این جریان را برای خالقی تعریف میکند. خالقی هم متاثر میشود و آهنگی میسازد و گلگلاب شعرش را میگوید که حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است. نخستین اجرای آن ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در کنسرت انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران در خیابان استانبول برای دوشب متوالی برگزار میشود. این سرود در همان مجلس سهبار تکرار شده و هربار شور و هیجانی را در جمع به وجود میآورد. استقبال و تاثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را بهمرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر مربوط بهسالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که بنان خواننده محبوب، این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن پارسی هستند.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذست امیرمسعود برزین (زاده ۳ آبان ۱۲۹۹ تهران -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۸۹ تهران) روزنامهنگار و نخستین رئیس سندیکای نویسندگان و خبرنگاران او در دانشگاه تهران به تحصیل ادبیات انگلیسی پرداخت و برای مدتی به انگلستان رفت و یک دوره روزنامهنگاری را در کالج مطبوعاتی لندن گذراند.در دهه ۱۳۳۰ با مهین عظیما، که فارغالتحصیل دانشکده هنرهای زیبا و نقاش بود و بعدها از پیشکسوتان نقاشی پشت شیشه شد ازدواج کرد.او مترجم خبرگزاری پارس، خبرنگار و سردبیر مهر ایران و سردبیر مجله خواندنیها شد و در پایان جنگ جهانی دوم به عنوان خبرنگار در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.در دهه ۱۳۳۰ در سفارت هند مترجم و سپس رابط فرهنگی سفارت شد و ۳۶ ساله بود که به ریاست روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران درآمد. اما همیشه به کار نویسندگی و مطبوعاتی ادامه داد.سپس به مأموریت اداره روابط عمومی شرکت تصفیه نفت در آبادان رفت و با بروز تنش میان ایران و عراق، کشیک شبانه پستهای حفاظتی شهر را به عهده گرفت.پس از شرکت نفت، رئیس سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد و سال ۱۳۴۸، در دوران ریاست حسین نصر، به ریاست روابط عمومی دفتر فرح پهلوی منصوب شد.او سپس به مدت چهار سال مشاور رئیس دانشگاه تهران و مدرس روزنامهنگاری و روابط عمومی بود و نیز به پیشنهاد شاپور بختیار رئیس سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد.وی در انقلاب ۱۳۵۷ برای ۱۲۳ روز به زندان افتاد و پس از آزادی از زندان، خانهنشین و ممنوع الخروج شد و حقوق بازنشستگی و حق بیمه او را نیز قطع کردند.آرامگاه وی در بهشت زهرا قطعه ۲۳۱ است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد محیططباطبایی (زاده ۲۶ خرداد ۱۲۸۰ زواره – درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۷۱ تهران) ادیب، پژوهشگر ادبی، مورخ و منتقد او در سال ۱۳۰۲ از مدرسه دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و به مدرسه حقوق وارد شد و به خدمت وزارت معارف درآمد و به تدریس تاریخ و جغرافیا در دارالفنون و دانشکده افسری پرداخت.مقالههای تاریخی و ادبی به قلم وی از سال ۱۳۰۶ در نشریات شفق سرخ و روزنامه ایران منتشر شد و سلسله مقالاتش درباره زکریای رازی و اعزام محصل به اروپا، موجب شهرتش بود. او ضمن خدمت در وزارت فرهنگ، به نگارش مقالات تحقیق ادامه میداد که در طی سالیان تعداد آنها از ۱۵۰۰ مقاله فراتر رفت. مدتی مدیریت مجله آموزش و پرورش را به عهده داشت و مجله محیط را در سال ۱۳۲۱ دایر کرد. بین سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۴ مدت دو سال سمت مستشار فرهنگی ایران در دهلی را بهعهده گرفت و چهار سال رایزن فرهنگی ایران در عراق و سوریه و لبنان بود. در سال ۱۳۲۹ در نخستین کنگره ابنسینا در بغداد به زبان عربی، تحقیقی در مورد تولد ابنسینا عرضه کرد.وی در سال ۱۳۳۷ به دعوت رادیو ایران برنامه رادیویی مرزهای دانش را دایر کرد و تعداد گفتارهایی که خود او در برنامه مرزهای دانش ایراد کرد بیش از ۴۵۰ بود.در سال ۱۳۵۷ نخستین جایزه از سوی انجمن آثار ملی به او اعطا شد. در سال ۱۳۵۹ برای دومین بار در کنگره ابنسینا شرکت کرد و در اواخر سال ۱۳۶۲ نیز در کنگره خوارزمی سخنرانی کرد. در سال ۱۳۶۹ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.آرامگاه وی در برج طغرل ابن بابویه در شهر ری است.آثار:آثار وی متجاوز از ۲۵۰۰ مقاله و ۶۰۰ خطابه است. عناوین تعدادی از آثار تجدیدچاپشده او:تحلیل مطبوعات ایرانمجموعه مقالات در مورد جمالالدین اسدآبادی مجموعه مقالات در مورد «فردوسی»مجموعه مقالات در مورد «گلستان سعدی»مجموعه مقالات در مورد «دیوان حافظ»مجموعه مقالات در مورد «خیامی یا خیام». مضمون این کتاب این است که «خیام» ریاضیدان و منجم با «خیامی» شاعر، دو شخص متفاوت هستند.مجموعه مقالات در مورد «تاریخ تحلیل مطبوعات»مجموعه مقالات در مورد «محمد زکریای رازی»مجموعه مقالات در مورد «اعزام محصل به اروپا»«دیوان اشعار»عظیم پس از باب و پیش از ازلرساله خالویه یا ایقانطاهرا یا طاهره (پژوهشی در شعر منسوب به طاهره)برهان قاطعگفتگوی تازه درباره تاریخ قدیم و جدید🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۷ امرداد سالروز درگذشت محمد غفاری "کمالالملک" (زاده سال ۱۲۲۴ کاشان -- درگذشته ۲۷ امرداد ۱۳۱۹ نیشابور) نقاشاو که یکی از مشهورترین و پرنفوذترین شخصیتهای تاریخ هنر معاصر ایران است، برادر زاده ابوالحسن غفّاری معروف به صنیعالملک از اولین تحصیلکردگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. وی تحصیلات اولیه را در زادگاهش گذراند. پدرش میرزابزرگ که همچون پدرانش دارای حرفه نقاشی بود، ابوتراب، پسر بزرگترش و محمد را برای ادامه تحصیل راهی تهران کرد. محمد با خواهر مفتاحالملک یکی از مقامات دربار ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر به نام نصرت و پسری بهنام حسین علیخان شد.کمالالملک پس از حضور در تهران، بههمراه برادر بزرگترش در مدرسه دارالفنون در رشته نقاشی مشغول بهتحصیل شد، هردو برادر در مدت سه سال تحصیل توانستند موفقیتهای بسیاری را کسب کنند. در پایان سال سوم، ناصرالدینشاه در حین بازدید از مدرسه دارالفنون، با دیدن تابلویی که از چهره اعتضادالسلطنه، رئیس وقت مدرسه دارالفنون که توسط محمد غفاری کشیده شده بود، تحت تأثیر قرارگرفت و دستور داد تا او را بهعنوان نقاش به استخدام دربار درآورند.باحضور در دربار، ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص بهوی اهدا شد و پس از چندی ناصرالدینشاه، با تأثیر آثار او سبب شد تا خود بهشاگردی وی در آید و او را در ابتدا بهلقب نقاشباشی و سپس بهلقب کمالالملک منصوب کند. او در مدت حضورش در دربار ۱۷۰ تابلو کشید که معروفترین آنها تالار آینه است و اولین تابلوییست که آن را «کمالالملک» امضا کردهاست.پس از کشته شدن ناصرالدینشاه، کمالالملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید و در موزهها بهرونگاری از آثار رامبراند و تیسین پرداخت و در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. این سفر اروپایی تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت و بهدستور مظفرالدینشاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواستهای شاه جدید کنار بیاید. بهعراق رفت و چندسالی را در آنجا گذرانید. سالهای (۱۲۸۱ تا ۱۲۸۳) پردههای زرگر بغدادی و میدان کربلا را بههنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد.بازگشت کمالالملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه شد. او اگرچه به مشروطهخواهان متمایل بود ولی در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. او در این هنگام با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاکروسو و دیگر نویسندگان آزادیخواه فرانسه، بهسهم خود باحرکت مردم، همراه بود. در سالهای بعد، مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را برعهده گرفت و در این مدرسه با کوشش فراوان بهپرورش شاگردان همت گماشت که زبدهترین آنها، استادانی در مکتب او شدند.وی سرانجام بهدلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶) و بهملک شخصیاش در حسینآباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷) در آنجا بر اثر حادثهای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سالهای آخر زندگانی بهنقاشی ادامه داد. در شرح این حادثه روایتها مختلف است از جمله گفته میشود که سالار معتمد گنجی، از خوانین منطقه و دوست کمالالملک، آجری را برای زدن یک کارگر حمام پرانده که بهعینک و چشم کمالالملک آسیب رسانده است. قاسم غنی پس از این حادثه بر بالین استاد حاضر شد و پس از آن او مدتی برای معالجه بهتهران رفت.آرامگاه وی در کنار مزار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در نیشابور است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢٨با صدای استاد موسوی گرمارودی
به صدق کوش به صدق کوش که خورشید زاید از نفست روح غزل: رندی که دل به محبوب بسته است برای اثبات عشق و ارادت خود، به جز یکرنگی و صداقت هیچ سرمایه ای ندارد.در دستهای هر سلطان مقتدری همه چیز هست.اینک که به سلطان سلطانان و سلطان آفرین جهان دلبسته ایم برای عرضه به درگاه او چه متاعی داریم که او نداشته باشد چه ارائه کنیم که نظر او را جلب کند؟! او که همه چیز دارد.او که محبوب عالم است!!! تنها چیزی که می خرد «صداقت مادر عشق» است و بس.پس خوشا به حال آنان که فقط و فقط صداقت ارائه می کنند تا نگاه عنایتش را به خویش جلب کنند. رهنمود فال: ای صاحب گرامی فال.ای که با صداقت و خلوص برگهای دیوان حافظ را گشودی و به این غزل تفأل زدی.صادقانه به شما بگوئیم که هدف شما خواسته ای والا و ارزشمند است.چند بار تاکنون تا مرز موفقیت کامل رفته اید اما هر بار به یکی از امکانات شخصی خود بیش از آنچه باید تکیه کرده ایدجمال, جلال، توانمندیهای مادی و ظاهری همه صفاتی ارزشمند هستند اما این بار به محض دسترسی به فرصتی مغتنم از اینهمه امکانات نامی نبرید و فقط به نقاط ضعفتان بیندیشید تا آنها را تقویت کنید و آنچه لازم است به دست آورید.خوش بینی به انسانها، حسن جویی از آنها و صداقت در بیان و کردار کلید موفقیت نهایی شماست. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
بخش دوم👆👇-جریان سیال ذهن (در شعر): «آسفالتِ داغ... بوی یاسِ گرهخورده در هوا... پاهای کوچک در خاک... صدای خنده در میان ترافیک... چرا آسمان اینقدر سنگین است؟» (در اینجا، پیوندها مستقیم نیستند و خواننده باید خودش این پرشهای ذهنی را تجربه کند).### ۴. چرا شاعران از این تکنیک استفاده میکنند؟هدف، «واقعگراییِ درونی» است. شاعر میخواهد به خواننده بگوید که حقیقتِ زندگی، در وقایع بیرونی نیست، بلکه در آن آشفتگی، تلاطم و پیوندهای نامرئی است که در ذهن ما میگذرد. این تکنیک باعث میشود شعر از حالت «گزارشگری» خارج شده و به حالت «تجربهگری» دربیاید.### یک نکته مهم برای خواننده:وقتی با شعری مواجه میشوید که از تکنیک جریان سیال ذهن استفاده کرده، نباید با دیدِ «جستجوی معنای منطقی در هر جمله» به آن نگاه کنید. اگر بخواهید هر خط را مثل یک پازل که باید با خط بعدی جور شود تحلیل کنید، ممکن است گیج شوید. در این نوع شعر، باید اجازه دهید «تصاویر و احساسات» مثل موجهای دریا، روی شما اثر بگذارند و معنا را در کلِ آن «حسِ کلی» پیدا کنید.تهیه و جمع آوری مطالب؛ #امیر #نورمحمدی [️️️️️️️t.me/amirnormohamadi1976https://t.me/amir…
تکنیک «جریان سیال ذهن» (Stream of Consciousness)در شعر، یکی از پیچیدهترین و در عین حال جذابترین روشها برای بازنمایی دنیای درون انسان است. این تکنیک که ریشه در روانشناسی (نظریه ویلیام جیمز) دارد، در ادبیات بهویژه در شعر نو، برای شکستن ساختار منطقی و خطی استفاده میشود.در شعر، جریان سیال ذهن به معنای آن است که شاعر سعی میکند «خردِ آشفتۀ» ذهن را به جای «گفتارِ مرتبشدهی» زبان، بر روی کاغذ بیاورد.در اینجا برای درک عمیقتر، این تکنیک را به چند بخش تقسیم میکنیم:### ۱. ماهیت جریان سیال ذهن در شعردر زندگی عادی، افکار ما مثل یک رودخانه نیستند که آرام و یکدست جریان کنند؛ بلکه بیشتر شبیه به برخورد امواج یا پرتاب شدن تکههای چوب به دریا هستند. افکار ما مدام از یک موضوع به موضوع دیگر میپرند، با خاطرات برخورد میکنند، با حواس پنجگانه (رایحه، صدا، رنگ) درگیر میشوند و گاهی بدون هیچ دلیل منطقی، از یک حس به حس دیگر تغییر میکنند.در شعر، این تکنیک تلاش میکند این «بینظمیِ درونی» را بازسازی کند.### ۲. ویژگیهای اجرای این تکنیک در شعروقتی شاعری از این تکنیک استفاده میکند، معمولاً ویژگیهای زیر در اثر دیده میشود:- از هم گسیختگی منطقی (Fragmentation): جملات لزوماً با هم ارتباط معنایی مستقیم ندارند. یک تصویر در یک خط شعر، ممکن است با تصویری در خط بعدی که از نظر ظاهری هیچ ربطی به آن ندارد، پیوند بخورد (پیوند از طریق احساس، نه منطق).- اتکا به تصویرسازی (Imagery) به جای توضیح: شاعر به جای اینکه بگوید «من در میان خاطرات گم شدهام»، از برخورد ناگهانی یک بو یا یک صدا استفاده میکند تا همان لحظه، طوفان افکار را در شعر بیاورد.- تغییر ناگهانی زمان: در جریان سیال ذهن، زمان «روانی» است، نه «ساعتشمار». شاعر ممکن است در میان یک جمله، از لحظهای که در حال تماشای باران است، به خاطرهای از بیست سال پیش بپرد، بدون اینکه از شما بخواهد این تغییر را بپذیرد.- استفاده از تداعی معنا (Association): این قلبِ تکنیک است. یک کلمه باعث یادآوری یک تصویر میشود، آن تصویر باعث یادآوری یک درد میشود و آن درد، شاعر را به یک پرسش فلسفی میرساند. این زنجیره در شعر، پیونددهنده اصلی است.### ۳. تفاوت با روایت معمولیبرای اینکه تفاوت را بهتر درک کنید، این مقایسه را ببینید:- روایت معمولی (منطقی): «من در خیابان قدم میزدم، ناگهان بوی گل یاس به مشامم خورد و یاد دوران کودکی افتادم که در باغ مادرم بازی میکردم.» (این یک رابطه علت و معلولی و خطی است).تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
تکنیک «جریان سیال ذهن» (Stream of Consciousness)در شعر، یکی از پیچیدهترین و در عین حال جذابترین روشها برای بازنمایی دنیای درون انسان است. این تکنیک که ریشه در روانشناسی (نظریه ویلیام جیمز) دارد، در ادبیات بهویژه در شعر نو، برای شکستن ساختار منطقی و خطی استفاده میشود.در شعر، جریان سیال ذهن به معنای آن است که شاعر سعی میکند «خردِ آشفتۀ» ذهن را به جای «گفتارِ مرتبشدهی» زبان، بر روی کاغذ بیاورد.در اینجا برای درک عمیقتر، این تکنیک را به چند بخش تقسیم میکنیم:### ۱. ماهیت جریان سیال ذهن در شعردر زندگی عادی، افکار ما مثل یک رودخانه نیستند که آرام و یکدست جریان کنند؛ بلکه بیشتر شبیه به برخورد امواج یا پرتاب شدن تکههای چوب به دریا هستند. افکار ما مدام از یک موضوع به موضوع دیگر میپرند، با خاطرات برخورد میکنند، با حواس پنجگانه (رایحه، صدا، رنگ) درگیر میشوند و گاهی بدون هیچ دلیل منطقی، از یک حس به حس دیگر تغییر میکنند.در شعر، این تکنیک تلاش میکند این «بینظمیِ درونی» را بازسازی کند.### ۲. ویژگیهای اجرای این تکنیک در شعروقتی شاعری از این تکنیک استفاده میکند، معمولاً ویژگیهای زیر در اثر دیده میشود:- از هم گسیختگی منطقی (Fragmentation): جملات لزوماً با هم ارتباط معنایی مستقیم ندارند. یک تصویر در یک خط شعر، ممکن است با تصویری در خط بعدی که از نظر ظاهری هیچ ربطی به آن ندارد، پیوند بخورد (پیوند از طریق احساس، نه منطق).- اتکا به تصویرسازی (Imagery) به جای توضیح: شاعر به جای اینکه بگوید «من در میان خاطرات گم شدهام»، از برخورد ناگهانی یک بو یا یک صدا استفاده میکند تا همان لحظه، طوفان افکار را در شعر بیاورد.- تغییر ناگهانی زمان: در جریان سیال ذهن، زمان «روانی» است، نه «ساعتشمار». شاعر ممکن است در میان یک جمله، از لحظهای که در حال تماشای باران است، به خاطرهای از بیست سال پیش بپرد، بدون اینکه از شما بخواهد این تغییر را بپذیرد.- استفاده از تداعی معنا (Association): این قلبِ تکنیک است. یک کلمه باعث یادآوری یک تصویر میشود، آن تصویر باعث یادآوری یک درد میشود و آن درد، شاعر را به یک پرسش فلسفی میرساند. این زنجیره در شعر، پیونددهنده اصلی است.### ۳. تفاوت با روایت معمولیبرای اینکه تفاوت را بهتر درک کنید، این مقایسه را ببینید:- روایت معمولی (منطقی): «من در خیابان قدم میزدم، ناگهان بوی گل یاس به مشامم خورد و یاد دوران کودکی افتادم که در باغ مادرم بازی میکردم.» (این یک رابطه علت و معلولی و خطی است).تهیه و جمع آوری مطالب #امیر #نورمحمدی t.me/amirnormohamadi1976
تفاوت شعر کلاسیک و شعر سپید در ساختار بصری چیست؟ تفاوت اصلی شعر کلاسیک و شعر سپید در ساختار بصری، در میزان «آزادی در چیدمان» و «تعامل با فضای صفحه» است. در شعر کلاسیک، چشم خواننده به دنبال یک نظم هندسی و قابل پیشبینی است، اما در شعر سپید، چشم خواننده با تجربهای متغیر و گاه غیرقابل پیشبینی روبرو میشود.در اینجا این تفاوتها را در چهار حوزه اصلی بررسی میکنیم: ۱. نظم در مقابل آشفتگی (نظم هندسی vs آزادی)شعر کلاسیک: ساختار بصری در شعر کلاسیک (مانند غزل یا مثنوی) بسیار منظم و متقارن است. سطور معمولاً هماندازه هستند و از لبه سمت راست تا لبه سمت چپ (در فارسی) پر شدهاند. این نظم بصری، بازتابی از نظمِ وزن و قافیه است. چشم خواننده انتظار دارد هر بیت، یک بلوک منظم و متقارن باشد.شعر سپید: در اینجا هیچ قاعده ثابتی برای طول سطور وجود ندارد. یک سطر ممکن است فقط یک کلمه باشد و سطر بعدی بسیار طولانی. این ناهمخوانی بصری، به شاعر اجازه میدهد با سرعت خواندن و مکث کردن خواننده از طریق طول سطور بازی کند.۲. مدیریت فضای سفید (سادگی vs معناگرایی)شعر کلاسیک: در شعر کلاسیک، فضای سفید (White Space) معمولاً فقط به معنای «حاشیه کاغذ» است. هدف از فضای سفید، ایجاد نظم و جلوگیری از شلوغی است و خودِ این فضا معمولاً معنای مستقلی ندارد.شعر سپید ؛ فضای سفید در شعر سپید، خود یک عنصر استعاری است. شاعر از فضای خالی برای نشان دادن سکوت، تنهایی، مرگ، یا گسستهای ذهنی استفاده میکند. در شعر سپید، «آنچه نوشته نشده» (فضای خالی) به اندازه «آنچه نوشته شده» اهمیت دارد.۳. حرکت چشم (خطی vs سیال)- شعر کلاسیک: حرکت چشم در شعر کلاسیک کاملا خطی و پیشبینیپذیراست. چشم از راست به چپ حرکت میکند و با پایان هر سطر، به سطر بعدی با فاصلهای مشخص میپرد. این یک حرکت منظم و ریتمیک است.شعر سپید: حرکت چشم در شعر سپید میتواند سیال و غیرخطی باشد. به دلیل تغییرات ناگهانی در طول سطور یا حتی چیدمانهای خاص (در برخی نمونههای مدرن)، چشم خواننده ممکن است مجبور شود با سرعتهای متفاوتی حرکت کند یا در فضاهای خالی مکث کند. ۴. رابطه با وزن و موسیقیشعر کلاسیک: ساختار بصری در خدمت «شنیدن» است. یعنی نظم سطور، در واقع نشاندهنده نظمِ ضربآهنگ و وزن است. چشم، آنچه را که گوش میشنود، تایید میکند.شعر سپید: ساختار بصری در خدمت «دیدن» و «احساس کردن» است. در شعر سپید، چیدمان کلمات میتواند به جای وزن، «ریتم بصری» ایجاد کند. یعنی حتی اگر شعر را بیصدا بخوانید، شکلِ کلمات روی صفحه، نوعی آهنگ را به ذهن شما منتقل میکند.تهیه و جمع آوری مطالب:#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
#ریشه_شناسی_اصطلاح #اصطلاحات_و_واژه_ها_ی_مهم_فلسفی_سیاسی_اجتماعی1- پراگماتیسم : اصالت دادن به عمل در مقابل فکر و عقیده ( ضد متافیزیک )2- پولیتیک : علم سیاست – تدبیر اندیشیدن3- پسی فیسم : صلح طلب – مخالف جنگ به هر نوع وشکلی که باشد4- پروونسیالیسم : اعتقاد به عدم تمرکزکارها در مرکز کشور و اعتقاد به ناحیه ای شدن5- تاکتیک : شیوه و فنون عملیات 6- ترور : ایجاد رعب و وحشت و از بین بردن مخالفان7- توتا لیتا ریونیسم : اعتقاد به حکومت جمعی و دخالت در کلیه شئون زندگی افراد8- داینامیسم : اصالت روح وتشکیل جهان از ذرات آن 9- دموکراسی : حکومت مردم بر مردم10- دگماتیسم : فلسفه جزم و یقین ( حقایق ذهنی اند یا عینی ؟ )11- دمونستراسیون : تظاهرات بویسله ی سخنرانی و راهپیمایی برای بدست آوردن تقاضاها12- دیالکتیک : مباحثه و جدل – بررسی و روشن کردن مطلبی بوسیله ی روش منطقی 13- دیپلومات : سیاستمدار – سیاسی14- دیکتاتور : مستبد و خودرای15- رئالیسم : واقع گرایی16- رادیکالیسم : خواهان تغییر سیستم و نظام اجتماعی 17- راسیونالیسم : اعتقاد به برتری عقل بر همه چیز18- رفراندوم : مراجعه به آرای عمومی برای دست یابی به اکثریت آرا19- رفرم : تغییرات واصلاحات اساسی بدون استفاده از زور20- رنسانس : نوزایش – نهضت و تجدید حیات علمی و ادبی21- رویالیسم : سلطنت طلبی – ترجیح دادن سلطنت به جمهوریت22- رومانتیسم : جلوه گر ساختن به نحو دل انگیز و خاطره انگیز23- ریتوآلیسم : اعتقاد به لزوم آداب و رسوم در حد افراط24- ژئوپولیتیک : رابطه بین علم جغرافیا و محیط زیست وقدرتها25- سکولاریسم : اعتقاد به اصالت امور دنیوی و رد غیر آن26- سوسیالیسم : اعتقاد به جمعی بودن جامعه و مالکیت دولت به وسایل تولید27- سیپتی سیسم : مکتب شک در مقابل واقعیت ها28- فاشیسم : هرج و مرج وآشوب طلبی ( در زمان موسو لینی احیا شد )29- فئودالیسم : ملوک الطوایفی – حکومت مالکیت بر رعایا30- فاکسیونالیسم : حزب پرستی – اعتقاد شدید به حزب گرایی 31- فناتیسم ( فاناتیسم ) : متعصب – تعصب به آداب ورسوم داشتن32- فرکسیون : گروهی هم فکر به صورت حزبی 33- فراماسونری : گروهی سری که فعالیت های سیاسی داشته باشند34- کاپیتالیسم : اعتقاد به سرمایه داری و وجود قدرت در دست سرمایه داران35- کاپیتولاسیون : دادن حق کنسولی و برائت به برخی از نمایندگان دول خارجی در یک کشور36- کمونیسم : حق مالکیت اشتراکی توده ها نسبت به وسایل تولید با نظارت دولت37- کنفدراسیون : اتحادیه چند کشور و اداره آن بصورت واحد با حفظ استقلال داخلی کشورها38- کنوانسیون : موافقت نامه بین کشورها در امور اقتصادی وسیاسی39- کودتا : تغییر ناگهانی رژیم و بدست گرفتن قدرت توسط عده ای دیگر40- کلکتیویسم : اعتقاد به اداره کشور بطور گروهی و تشریک مساعی41- لیبرالیسم : فلسفه آزادی طلبی – اعتقاد به اصل آزادی انسانها در جامعه 42- ماتریالیسم : ماده پرستی – توجه به مادیات – اصالت دادن به ماده43- میتینگ : جمع شدن مردم برای سخنرانی و مذاکره44- متروپل : کشورهای دارنده مستعمرات45- مرکانتالیسم : اعتقاد به قدرتمندی کشور وجامعه در افزونی صادرات بر واردات46- میلیتاریسم : اعتقاد به آماده باش جنگی به عنوان مهمترین وظیفه شناسی47- ناسیونالیسم : ملیت پرستی – اعتقاد به برتری ملت خودی به ملل دیگر48- ناتورالیسم : گرایش به طبیعت 49- هیومنیسم ( اومانیسم ) : اعتقاد به برتری انسانها و قدرت آن.t.me/amirnormohamadi1976https://t.me/amir…
ادبیات مصنوعی با افتخارِ هوش مصنوعی!✍️آرمان میرزانژاد در دوره کنونی که شائبهٔ استفاده دیگری از تکنولوژی هوش مصنوعی خاطر منتقدان تیز بین را مشوش می کند، آیا مسئله اصلی این است که چه کسی متن را نوشته؟ یا این که این متن چه میزان اصالت فکری، تجربه زیسته و صدای منحصربهفرد خود را دارد؟آنچه متن را از حالت روتوش شده، کمال گرا، بی خطا در می آورد و شائبه ماشینی بودن آن را کم رنگ می کند چیست؟ دخیل کردن حواس چندگانه، تجربه فردی، لحن و لهجه، موقعیت اکنونی مفاهیمی که به شکل زنده در شهر، خیابان و روابط انسانی می بینم یا نه همه این موارد هم قابلیت کپی برداری دارند و ماشین این موارد را هم می تواند به مثابه الگوی زبانی مشخصی بازتولید کند؟هوش مصنوعی نسخه هوشمندی از ایده ها و مفاهیم از پیش موجود را میگیرد و تحلیل میکند و نقد را می سازد نسخه ای که غلط املائی ندارد، گزاره ها بدون دخالت حالت روانی، حسی، لغزش زبانی به شکلی لاجیکال پیش می رود، سعی می کند علائم نگارشی را رعایت کند.اما نوشته انسانی غالبا در برهم کنش مجموعه ای از چیزها به وجود می آید جایی که بتواند زبان از حالت اتوماتیک در توزیع گزاره های منطقی و انتقال اطلاعات در بیابید و ارتباط نزدیکی با متن زندگی روزمره پیدا بکند و از موقعیت تن، زبان، آسیب ها و مسائلی که در زیر پوست فرد و جامعه است بگوید که انسان های زنده امروز هر یک به نوعی چه تجربه ای می کنند و چه اموری را آسیب زا میبینند یا چه زیبایی های را حس می کنند. با این وضعیت متن از دامِ اتهام به ماشینی بودن در می آید. نقد ماهم نیازمند چنین فازی استقلال طلبانه ای برای توسعه است جایی که مفاهیم گذشته بیانگر موقعیت کنونی نیست، زبان سعی می کند با موقعیت بدن، تجربه های نو، حواس و اثر تکنولوژی ها، مفاهیمی تابع موقعیت خود و دیگران خلق کند. وگرنه این خط و خطوط انسانی، این ردپای تجربه منحصر به فرد، بدگمانیها و قضاوت ها اگر در متنی حاضر نباشد کمو بیش با شائبهی زبان ماشینی روبه روییم، نه زبانی حامل رخداد یا اثر انسانی... امری که این روزها به شدت شایع شده به نام خود زدن زبان ماشینی تا سر حدی که کاربر فکر نمیکند پیشتر فرم زبانی متن هاش، با فرم کنونی زبانش فاصله دارد و این شیفتگی مسحورکننده ی دزدآفرین به زبان ماشینی، باعث شده زندگی فردی، طعم چیزها، لحن های مختلف، تفاوت های حسی، فکری و روانی خود را با دیگری نادیده بگیریم و در برابر هوش مصنوعی ذوب شویم، و با خوار داشت دیگری، دیگری را سوژه ای کمهوش تر از خود تصور کنیم، در صورتی که نه دیگری الزاما کم هوش است و نه ما چندان هوشمند! آنک! بدبختی جدید زمان ما این است...t.me/amirnormohamadi1976
▪️"ظرایف معنایی یکی از زیباترین ابیات حافظ"ز گِردْخوانِ نگونِ فلک طمع نتوان داشتکه بیملالتِ صد غصه، یک نواله برآیدـ آقای هاشم جاوید در شرح این بیت، به نکتهای مهم دربارهٔ ضبط و معنای «گِردْخوان» پرداخته است. این ترکیب گاه به صورت «گِردِ خوان» (اطراف سفره) ضبط شده، اما صورت درست آن «گِردْخوان» به معنای «سفره یا خوانِ گرد» است.«خوان» در فارسی کهن به معنی طبق یا سفرهای بوده که بیشتر از چوب و گاه از فلز میساختند و در زبان پهلوی نیز به معنای سینی آمده است. میزهای پایهدار امروزی نیز در حقیقت ادامهٔ همان خوانهای کهناند؛ چنانکه در دارابنامه آمده است:«بفرمود که خوان بیارید. رفتند و خوان بیاوردند به چهار قسم، تختهای ازاو سرخ و تختهای سبز و تختهای زرد و تختهای سپید یک گز در یک گز و پایههای وی هم از وی»(داراب نامه طرسوسی تصحیح دکتر ذبیح الله صفا، ج ۲، ص ۳۳۰)از همین رو، به خوانی که به شکل دایره ساخته میشد «گِردْخوان» میگفتند. این معنا با جهانبینی گذشتگان نیز هماهنگ است؛ زیرا آنان آسمان را گرد و فلک را دایرهای میدانستند که ستارگان بر آن یا با آن در گردشاند. تعبیرهایی چون «فلک دوّار» و «گردون گردان» نیز بر همین تصور استوار است.حافظ که همواره در گزینش واژگان به تناسبهای معنایی و لفظی توجهی دقیق دارد، «گِردْخوان» را در کنار «فلک» به مناسبت گردی آن آورده است و خوانش «گردِ خوان» به معنای اطراف سفره را میتوان در معنای ثانویه و ایهامی پذیرفت.ـ فرهنگهای معتبر و متون کهن نیز معنای گردْ بودن این خوان را تأیید میکنند:جز زهر نداد در نوالهگردون که به شکل گِردْخوان است (زیاد اصفهانی)خلق از این گردخوان دیرینهخورده سیلی و هیچ سیری نه (سنایی)رحلِ اجزا و نان خشک بر اوگردخوان من و کباب من است (انوری)ما جمله بر آن گردخوان نشستهجویان شده نانپارهٔ جدا را (سوزنی)حکمتت هر سال بر این گردخوان نقرهکوببره را از آتش خورشید بریان ساخته (خواجوی کرمانی)بیت زیر از صائب نیز شاهدی روشن بر درستی این ضبط است؛ زیرا حضور واژههای «مرکز» و «پرگار» آشکارا بر شکل دایرهای «گردخوان» دلالت دارد:دل خوردن است قسمتم از گردخوان چرخاز مرکز خود است چو پرگار دانهامـ در بیت حافظ، پیوند میان «گردخوان»، «نگون»، «طمع»، «غصه» و «نواله» با دقتی کمنظیر شکل گرفته است. حافظ آسمان را به «گردخوانی نگون» تشبیه میکند؛ سفرهای واژگون که طبعاً به دلیل واژگونی، لقمهای از آن نصیب کسی نمیشود. این تصویر، هم به هیئت ظاهری آسمان اشاره دارد و هم کنایهای از وارونگی کار جهان و بیوفایی فلک است؛ همان فلکی که زمام مراد را به نادانان میسپارد و داد اهل خرد را نمیدهد.واژهٔ «طمع» نیز با فضای سفره و خوردن تناسبی طبیعی دارد و در عین حال، معنای آز و چشمداشت را نیز در خود حفظ کرده است.▪️اما ظریفترین نکتهٔ بیت، که آقای جاوید به زیبایی به آن اشارت کردند؛ کاربرد واژهٔ «غصّه» است. امروزه این واژه بیشتر به معنای اندوه به کار میرود، اما در منابع کهن، معنای اصلی آن «چیزی است که در گلو گیر کند»، مانند استخوان یا لقمهای که راه نفس را ببندد. لغتنامهها چون دهخدا و ناظمالاطبا و فرهنگ بزرگ سخن از انوری و ترجمانالقرآن زمخشری، اقربالموارد، لسانالتنزیل و دیگر منابع، همگی این معنا را ثبت کردهاند.چنانکه در سندبادنامه آمده است:«این مرد را این ساعت استخوانی در مجرای حلق بماند... ترسیدم که مبادا از این غصه بمیرد.»در این عبارت، «غصه» به معنای اندوه نیست، بلکه همان استخوان یا لقمهٔ گلوگیر است. از همین رو، قرار گرفتن آن در کنار «نواله» که به معنای لقمه است، تناسبی دقیق و هنرمندانه میآفریند.همین کاربرد را در قرآن کریم نیز میتوان دید؛ آنجا که در آیهٔ چهاردهم سورهٔ مزمل از «طعاماً ذا غصه» یاد شده است؛ یعنی خوراکی گلوگیر و جانکاه. بیشتر مفسران و مترجمان کهن، از جمله طبری، سورآبادی و جرجانی، «ذا غصه» را به «گلوگیر» ترجمه کردهاند.✍🏼 بدین ترتیب، حافظ با بهرهگیری از معنای اصیل «غصه»، شبکهای از واژگان همخانواده و همفضا، مانند «گردخوان»، «طمع» و «نواله»، پدید آورده و تصویری آفریده است که در آن، هم بیمهری فلک و هم دشواری به دست آوردن روزی، با هنری کمنظیر در کنار یکدیگر نشستهاند.📚منابع مورد بررسی:➖حافظ جاوید، دکتر هاشم جاوید، تهران: نشر فروزان ۱۳۷۷، صص ۵۵۷-۵۶۰.➖فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن ۱۳۸۲، ج ۶: ۵۱۸۳ و ۶۱۱۷.➖فرهنگ اصطلاحات نجومی همراه با واژههای کیهانی در شعر فارسی، ابوالفضل مصفی، تبریز، انتشارات تاریخ و فرهنگ ایران، شماره ۳۱، مهر ماه ۱۳۵۷، ص ۶۵۵.➖شرح شوق، دکتر سعیدحمیدیان، تهران: نشر قطره، ج ۴: ۲۶۹۶.گردآوری: #محمدرضاکاکائیhttps://t.me/amirnormohamadi1976t.me/amirnormohamadi1976
ساختار های بصری در شعرعبارت «ساختار بصری در شعر» به ویژگیهایی اشاره دارد که با استفاده از چیدمان کلمات، فضای سفید کاغذ، و شکل ظاهری شعر، یک تصویر یا معنای خاص را در ذهن خواننده (علاوه بر معنای واژگان) ایجاد میکند. در واقع، در این نوع شعر، «چگونه دیده شدن» کلمات به اندازه «معنای» آنها اهمیت دارد.این ساختارها را میتوان به چند دسته کلی تقسیم کرد:### ۱. شعر تصویری یا کنکرهای (Concrete Poetry)این مشهورترین نوع از ساختارهای بصری است. در این سبک، کلمات و حروف به گونهای روی صفحه آرایش میشوند که شکل یک شیء یا مفهوم را بسازند.- مثال: اگر شاعری درباره «باران» شعر میگوید، کلمات را به صورت خطوط مورب یا قطرهقطره در صفحه پخش میکند. در اینجا، چشم خواننده قبل از خواندن متن، تصویر باران را میبیند.### ۲. استفاده از فضای سفید (Negative Space)در شعر مدرن، فضای خالیِ اطراف کلمات یا فاصلههای زیاد بین کلمات، خود بخشی از معناست.- سکوت بصری: وقتی یک شاعر کلمات را با فاصلههای بسیار زیاد از هم قرار میدهد، در واقع دارد «سکوت» یا «توقف» را به صورت بصری تجربه میکند. این فضا میتواند نشاندهنده تنهایی، پوچی، یا زمانِ سپری شده باشد.### ۳. چیدمان و هندسه (Typography & Layout)نحوه قرارگیری سطور (Lineation) و استفاده از انواع فونت یا اندازه کلمات:- سطور کوتاه و بلند: استفاده از سطور بسیار کوتاه در کنار سطور طولانی میتواند ضربآهنگ بصری ایجاد کند که با سرعت خواندن متن هماهنگ است.- تغییر جهت: نوشتن کلمات به صورت عمودی، یا چرخش آنها، خواننده را مجبور میکند از زاویه دید متفاوتی به متن نگاه کند.### ۴. بازی با حروف و نشانهگذاری (Punctuation & Graphemes)گاهی ساختار بصری از طریق خودِ حروف ایجاد میشود:- استفاده از تکرار یک حرف خاص برای ایجاد یک بافت (Texture) بصری.- استفاده خلاقانه از علائم نگارشی (مانند نقطه، ویرگول یا علامت سوال) که نه فقط برای دستور زبان، بلکه برای ایجاد یک الگوی گرافیکی به کار میروند.---### چرا شاعر از ساختار بصری استفاده میکند؟تکمیل معنا: وقتی کلمه درمان نمیتواند تمام احساس را منتقل کند، شکلِ کلمه در صفحه این نقص را جبران میکند.درگیر کردن حواس: شعر دیگر فقط یک تجربهی «شنیداری» (خواندن با صدای بلند) نیست، بلکه به یک تجربهی «دیداری» نیز تبدیل میشود.شکستن سنت: در شعر کلاسیک، تمرکز بر وزن و قافیه بود؛ اما در شعر نو، شاعر میخواهد محدودیتهای صفحه کاغذ را به چالش بکشد.خلاصه کلام:ساختار بصری یعنی تبدیل کردن صفحه کاغذ از یک «زمینه بیطرف» به یک «بستر هنری» که در آن، چیدمان کلمات، بخشی از پیام شعر است.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز علیاصغر حکمت(زاده ۲۶ امرداد ۱۲۷۱ شیراز -- درگذشته ۳ شهریور ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده، مترجم و سیاستمداراو از سیاستمداران دوران رضاشاه و محمدرضاشاه بود و چندین دوره عهدهدار مقام وزارت، نخستین رئیس دانشگاه تهران و بنیانگذار کتابخانه ملی در مقام وزیر فرهنگ و معارف وقت و بنیانگذار نشریه فروغ تربیت بود.وی فرزند احمدعلی مستوفی معظم الدوله "حشمت الممالک شیرازی" و اجدادش از علمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه حسن فسایی نویسنده کتاب فارسنامه ناصری بود و جد او علیخان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه است.او در تهران، همزمان با آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی به آموختن فقه و اصول پرداخت و در سال ۱۲۹۷ وارد خدمات فرهنگی شد. با نشر مقالات تحقیقی و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، به شهرت رسید و وارد فعالیتهای سیاسی شد و با کمک عدهای از دوستان و همفکرانش به رهبری علیاکبر داور، حزب رادیکال را بنیانگذاری کردند. وی تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت میکرد و در این سال به تشکیلات جدید داور در دادگستری وارد شد و پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا رفت. او در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت و مأموریت دیگر او در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود. در سال ۱۳۰۹ بهمنظور تکمیل تحصیلاتش به فرانسه و انگلستان رفت و از دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات فارغالتحصیل شد.آرامگاه وی در شهرری "باغچه توتی" است. تألیفات:امثال قرآن مجیدشرح احوال جامیرساله در باب امیر علیشیرنوایی«پارسی نغز» (مجموعهای از برگزیدههای پارسیگویان)تصحیح «کشفالاسرار» میبدیرهآورد حکمت، از نوشتهها و خاطرات شخصی حکمتنقش پارسی بر احجار هندترجمه:پنج حکایت از شکسپیراز سعدی تا جامی، ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون،امین و مأمون، ترجمه از سلسله روایات جرجی زیدانترجمه «رستاخیز» تألیف تولستوی ترجمه «راه زندگانی» تألیف نیکولا حداد مصری،تاریخ جامع ادیان، نوشته جان بی. ناسنمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۶ امرداد سالروز درگذشت غلامحسین بیگدلی (زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۷۷ کرج) شاعر، ادیب، خوشنویس و پژوهشگراو در سال ۱۳۲۰ از دانشکده نظام فارغالتحصیل شد و بهخدمات نظامی مشغول شد و مدتی محافظ خاندان پهلوی بود.پس از قیام افسران خراسان در سال ۱۳۲۴ بهجرم عضویت در حزب توده دستگیر و بهزندان شیراز و کرمان منتقل شد. پس از آزادی از زندان و با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان بهفرقه دموکرات آذربایجان پیوستند. پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ بسیاری از افسران دستگیر و اعدام شدند در حالی که تعدادی نیز همراه با دیگر نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان به شوروی پناه بردند. وی نیز همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت و در آنجا با شرایط دشوار معیشتی روبرو شد. او با مکاتبات اعتراض آمیزی که داشت، منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد و طی محاکمهای غیابی در شوروی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.وی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، از زندگی سختش در هفت سال دوری از خانواده نوشته است و تبعید به شهرهای "راستف-ان-دون" در اوکراین، ولادی وستوک و منطقه سردسیر ماگادان و کار در معادن زغال سنگ و معدن طلا را شرح داده است.او سرانجام با مرگ استالین، دیکتاتور شوروی، پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، از تبعید آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.زندگی علمی:وی پس از آزادی، زندگی علمیاش را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد. وی ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری بهزبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بیگدلی
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد سالروز درگذشت عزتاله انتظامی (زاده ۳۰ خرداد ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۹۷ تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیوناو در سال ۱۳۲۶ به عرصه هنر وارد شد و با دستمایههای هنر نمایش و تئاتر به شهر هانوفر آلمان رفت و در مدرسه شبانه آموزش سینما و تئاتر تحصیل کرد. در سال ۱۳۴۸ با فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی وارد حرفه سینما شد و در دیگر آثار مهرجویی: آقای هالو، دایره مینا، پستچی، اجارهنشینها، هامون و بانو، به هنرنمایی پرداخت. وی علاوه بر این نقشآفرینیها، در فیلمهای کارگردانان مطرح سینما: علی حاتمی، مسعود کیمیایی و محسن مخملباف نیز بازی کرد. همچنین در فیلم مستند عشقپرداز به کارگردانی محمدهادی کاویانی در کنار محمود فرشچیان حضور داشت. وی پس از انقلاب و به خصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقشها به بهترین نحو ممکن ظاهر شد. بازی او در فیلمهای حاجی واشنگتن، اجاره نشینها، گراندسینما، هامون، بانو، گاو، ستارخان، صادق کرده، خانه خلوت، ناصرالدینشاه اکتور سینما، روز فرشته، روسری آبی، دیوانه از قفس پرید، خانهای روی آب و راه آبی ابریشم، اوج هنرنمایی او در آن فیلمهای ماندگار است. او در گاوخونی دومین همکاریاش با بهروز افخمی را تجربه کرد و جایی برای زندگی چهارمین تجربهاش با محمدرضا بزرگنیا بود. او برای اولین بار با مسعود کیمیایی یکی از کارگردانان صاحب سبک سینمای ایران و در ۷۹ سالگی در فیلم حکم همکاری کرد. شاید نقش «رضا» در فیلم حکم یک دن کورلئونه باشد. فیلمی که شاید حال و هوای پدرخوانده را برایمان زنده کند. مجید انتظامی آهنگساز و نوازنده معروف، فرزند اوست..🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۶ امرداد زادروز ابوالقاسم ایرانی (زاده ۲۶ امرداد ۱۳۲۵ بوشهر) شاعراو دانشآموخته حقوق قضایی و دریایی است، اما بیش از همه عمرش را در زمینه ادبیات و شعر صرف کرده است. وی در میان اهالی ادبیات شاعری است که در طول نیم قرن اخیر شعرها و مقالاتش در جنگهای ادبی و نشریات منتشر شده است. همچنین «صدای بوشهر» اولین روزنامه بوشهر نیز توسط این شاعر بنیانگذاری شد. اولین مجموعه شعر وی بعد از قریب به نیم قرن فعالیت ادبیاش باعنوان «جاده تا آنجا که ایستادهای میآید» در سال ۱۳۹۳ از سوی موسسه انتشارات نگاه منتشر شد. او در همه سالهای فعالیت تنها همین یک کتاب را منتشر کرده است.وی در سالهای ۴۰ تا ۵۰ کتابی بهنام «زنجیر تا ابد» را آماده انتشار کرد، چاپ هم شد اما جلوی پخش آن را گرفتند و کتاب خیلی دیده نشد.او در آن سالهای ۴۷-۴۸ با فشار دولت از ایران گریخت و به بحرین رفت، از آنجا بههند رفت و بعد دنیا را گشت و بعد از چند سال دوباره به بحرین بازگشت و همانجا ازدواج کرد.وی طی مدتهای فعالیت، نشریات «صدای بوشهر» «پیکار اندیشه» و «از شعر تا قصه» را راهاندازی کرد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز حسامالدین سراج(زاده ۲۶ امرداد ۱۳۳۷ اصفهان) خواننده موسیقی سنتی و نوازنده سنتور و سهتار او در خرداد ۱۳۹۳ بهمدت چهارسال بهعنوان یکی از ۲۵ عضو شورایعالی بنیاد باران انتخاب شد و همچنین سرپرستی گروه موسیقی سنتی ایرانی «بیدل» را نیز به عهده دارد.وی دارای مدرک تحصیلی فوقلیسانس معماری از دانشگاه شهیدبهشتی و دکترای پژوهش هنر از دانشگاه هنر است.موسیقی را از سیزده سالگی با آموختن تنبک آغاز کرد، سپس سنتور را نزد سیروس ساغری آموخت و برای تکمیل آن از استادانی چون فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهرهمند شد. همچنین در زمینه آواز از محمود کریمی و محمدرضا شجریان استفاده کرد. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر پدرش "محمدرضا سراج" بود که بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با استادان ادب و هنر مانند جلالالدین همائی، تاج اصفهانی، حسن کسایی و ... آشنایی داشت، بههمین جهت فضایی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود.وی علاوه بر آواز، در برخی از آثارش آهنگسازی را نیز بهعهده داشته و بانواختن سنتور و سهتار نیز آشنایی دارد. همچنین در دانشکده هنرهای زیبا بحثی با عنوان شناخت هنر را تدریس میکند. او، علاوه بر ایران، کنسرتهای فراوانی در کشورهای دیگر داشتهاست.لغو کنسرت در کرمانشاه: در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ تیر ۱۳۸۹ وی به کمک جمعیت دانشجویی امامعلی در شهر کرمانشاه کنسرتی را تدارک دیده بودند که در اولین روز اجرای خود با قفل کردن درهای ورودی لغو شد. در اولین شب اجرای کنسرت عدهای که بلیتهای کنسرت را در دست داشتند بهمحل برگزاری کنسرت مراجعه کردند و عدهای دیگر در خارج از تالار مانع حضور مردم در تالار شدند و پس از مدتی مسئولان اجرای کنسرت در روزهای بعد را هم لغو کردند. این درحالی بود که نیروی انتظامی در محل حضور پیدا کرده بود ولی عملاً هیچ اقدامی انجام نداد. سراج در گفتگو با ایسنا چنین شرح داد:شب گذشته عدهای جلوی در سالن «انتظار» را زنجیر بستند و به مردمی که برای دیدن کنسرت آمده بودند، اجازه ورود به سالن ندادند و ما هم نتوانستیم برای اجرا وارد سالن شویم.در پی اقدام سراج، علیاکبر مرادی نوازنده و استاد تنبور نیز از برگزاری کنسرت در کرمانشاه منصرف شد.آثار منتشرشده:همپای جلودارنینوا ۱نینوا ۲باغ ارغوانوصل مستانشمس الضحییاد یار۱۳۷۲: آفاق عشق نظامی (خسرو شیرین، لیلی مجنون)طریقت عشق۱۳۷۴: آینه رو۱۳۷۴: بوی بهشت۱۳۷۵: دلآرابی نشاننگاه آسمانینرگس مستشهر آشنایی۱۳۷۸: شرح فراقرویای وصل۱۳۸۲: وداع۱۳۸۲: نازنین یار۱۳۸۳: عشق و مستی۱۳۸۳: ماه نو۱۳۸۴: آیینه و آه۱۳۸۷: قصه گیسو۱۳۸۸: جام الست۱۳۹۰: راه بینهایت۱۳۹۱: خوشا سرو۱۳۹۳: مسیحا۱۳۹۴: لب خوانی بارانآیین آوازسراج مبدع برنامه تخصصی آموزشی آیین آواز است که توسط علی شیرازی در فرهنگسرای ارسباران بنیانگذاری شد. بهگفته شیرازی در نطق افتتاحیهاش در نخستین نشست آیین آواز، فکر اولیه این برنامه را سراج در زمانی که این دو در خلال برگزاری شب آواز ایرانی بهمدیریت اولیه شیرازی با هم در ارتباط بودند با او در میان گذاشته بود. در نهایت آیین آواز با افزودن ایدههای خود شیرازی بهشکل فعلی درآمد و شروع بهکار کرد.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۶ امرداد زادروز اردشیر رستمی (زاده ۲۶ امرداد ۱۳۴۹ اهر) کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمهساز، طراح لباس، شاعر و بازیگراو تسلط کاملی به زبان آذری دارد و مانند بسیاری از آذربايجانیها به اشعار شهريار عشق میورزد.وی به دلیل مشغلههای کاری نتوانست تحصيلاتش را ادامه بدهد، اما صدها جلد کتاب فلسفی، اجتماعی، هنری و ادبی را خوانده است.این هنرمند کشيدن نقاشی، کاريکاتور و آموختن گرافيک را بهطور تجربی ياد گرفته است.آثار:دیگ دودزده - اردشیر رستمی - فرهنگ کاوش (۱۳۷۹)تیلهها - اردشیر رستمی، فرزین هومانفر - میرکسری (۱۳۸۳)شب هزار و دوم - تورج رهنما، اردشیر رستمی (نقاش) نشرچشمه (۱۳۸۴)شهروند خط صفر - اردشیر رستمی - دنیاینو (۱۳۸۴)اناریها - محمدرضا یوسفی، اردشیر رستمی (نقاش) فرهنگگستر (۱۳۸۵)آفتاب مهتاب: قصههای پریان از سرزمین کره - منوچهر آتشی (مترجم) اردشیر رستمی (تصویرگر) کاثلین سیروس (تدوین) - آهنگ دیگر (۱۳۸۶)گؤی اوزو داش ساخلاماز - رامیز روشن، اردشیر رستمی (تصویرگر) زهرا قیطرانیاسکانلو - یاشماق درگیسی (۱۳۸۶)به شیوه همه مادرانام - مهناز چتر فیروزه، اردشیر رستمی (طراح) افراز (۱۳۸۶)یاغیشلی نغمه - رامیز روشن، اردشیر رستمی (تصویرگر) ووقار نعمت - اندیشهنو (۱۳۸۷)تلنگر - اردشیر رستمی - پوینده (۱۳۸۷)اردشیرنامه: طرحها و نوشتهها - اردشیر رستمی - دنیاینو (۱۳۸۷)پرنیان و آب: با لالایی تا سرزمین خواب - ثریا قزلایاغ، اردشیر رستمی (تصویرگر) - نشرچشمه (۱۳۸۷)کشکول تحت ویندوز مجموعه داستان طنز احمد اکبرپور با تصویرهای اردشیر رستمی ۱۳۹۴ نشر نون.درختها ایستاده سفر میکنند، نشر دنیای نو، ۱۴۰۲حالنامه، نشر دنیای نو، ۱۴۰۳فیلمشناسی:نقش شهریار در مجموعه تلویزیونی شهریار به کارگردانی کمال تبریزی.نارنجیپوش به کارگردانی داریوش مهرجوییلانتوری به کارگردانی رضا درمیشیان.مجموعه تلویزیونی صبح آخرین روز به کارگردانی حسین تبریزی.نقش خشایار در سریال نمایش خانگی قبله عالم.نقش تیام در سریال نمایش خانگی دفتر یادداشت به کارگردانی کیارش اسدیزاده.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای استاد موسوی گرمارودی
فایل صوتی غزل شماره ٢٧با صدای مهربانو مدرس زاده
باز آی باز آی که باز آید عمر شده حافظ هر چند که ناید باز تیری که بشد از شصت! روح غزل: آنگاه که محبوب جلوه می کند دیگر عاشق را خبری از خود نمی ماند.تمام وجودش غرق در حضور و جلوۀ معشوق و محبوب است.همچون زنانی مصری که یوسف را دیدند و از خود بیخود شده دستشان را بجای ترنج بریدند.او همچون جان عاشق است که اگر باز آید عمر به دوباره می ماند اما سخن اصلی بر سر این است که بازگشت همراهان ندارد.آن لحظه که معشوق در کنار است و محبوب در پس تجلی همان لحظه را باید قدر دانست و کسب فیض کرد که اگر او رفت، پشیمانی در کار نباشد. رهنمود فال: صاحب گرامی فال.به نظر می رسد که شما حداقل یکبار و شاید چند بار فرصت های طلایی را از دست داده اید.فرصت ها مثل ابر بهار می آیند و می روند.باید توجه داشت که هیچ فرصتی پایدار نیست.پس چرا از این فرصت ها استفاده بهینه نشود؟! شما در نیمه دوم سال بیشتر امکان موفقیت دارید.ضمناً گاهی هم شتابزده عمل می.کنید.زنهار که در هیچ موردی بدون مشورت با خبرگان و با تجربه ها تصمیمهای مهم اتخاذ نکنید. طی سه ماه آینده یکی از بهترین فرصتهای ممکن در اختیارتان قرار می گیرد.لطفاً این بار هوشمندانه و با مشورت از آن بهره گیری کامل بفرمائید. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
شرح غزل شماره ۲۷وزن غزل: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلنبحر غزل: هزج مثمّن احزب مُسبغ*شاه نعمت الله ولی: از دیر برون آمد ترسا بچه یی سرمست بر دوش چلیپایی، خوش جام مئی در دست*عراقی: از پرده برون آمد ساقی قدحی در دستهم پرده ما بدرید، هم توبه ما بشکست*۱-در هر عهد و زمان غزلهای دلکش و ابتکاری زبانزد خاصّ و عام شده دست به دست می گردد و این خود انگیزه یی است که شعرای دیگر در همان وزن و قافیه و ردیف طبع آزمایی کنند و پرواضح است که هدف نهایی دیگر شاعران در حالی که خود تحتِ تأثیر مضمون لطیفِ شعری قرار گرفته اند این است که از آن بهتر بسرایند و عَلَمِ شهرت طرف مقابل را بخوابانند و در این باره نمونه ها فراوان است و در اینجا حافظ غزل عراقی را استقبال نموده است.حافظ از نادر شعرایی است که با مطالعه فراوانی که در دیوان شعرای متقدّم و معاصر خود داشته است مضامین لطیف آنها و گاه غزلهای مشهوری را برگزیده و استقبال و بازار آن مضامین و غزلها را کساد کرده است و این یکی از آن غزلهاست که سرگذشتی مبتکرانه و عاشقانه دارد و به خوبی پیداست که مضمون ساخته و پرداخته فکر مبتکر شاعر است.۲-تشبیه نعل اسب به ماه نو مضمونی است که ظهیرالدّین اینچنین پرورده است:نعل سمند شاه جهان است کاسمانهر ماه سرش می نهد از بهر افتخارو با مقایسه این دو ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.۳-مضمون بیت چهارم حافظ را خواجو چنین به نظم کشیده است:فغان از جمع چون بنشست برخاست چراغِ صبح چون برخاست بنشستt.me/amirnormohamadi1976
معنی غزل شماره ۲۷(۱) (زمانی) نگار من با حال مستی، در حالی که پیمانه یی در دست داشت (سواره) به خلوت می خواران وارد و باده نوشان از حالت چشم خمارین او مست و از خود بیخود شدند.(۲) نعل مرکبش به مانند ماه نو می درخشید و در کنار قامتِ بلند او قدِّ صنوبر نارسا بود.(۳) (با دیدن او) در حالی که از خود بی خود و بی خبر بودم چگونه می توانستم ادّعا کنم که بر حواس خود مسلّط و در حالتِ محوِ جمال او، بگویم که از او غافلم.(۴) در آن دم که به رقص و پایکوبی برخاست آتش دل دوستان فرو نشست و با نشستن او غریو اعتراض نظربازان بلند شد.(۵) مُشکِ تر از همنشینی با زلف او خوشبو و وسمه از پیوستنِ با ابروان او کمان کَشِ ابروان شد.(۶) محبوب من! دیگر بار بازآ، تا به پیکرِ حافظ جان باز آید، هر چند که تیری که از کمان در رفت بر نمی گردد.t.me/amirnormohamadi1976
بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادیهدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۷ 🎹🍃🌷🍃🌷💐🎼💐🌷🍃🌷🍃🎹در دیر مغان آمد یارم قدحی در دستمست از می و میخواران از نرگس مستش مستدر نعل سمند او شکل مه نو پیداوز قد بلند او بالای صنوبر پستآخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیستوز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هستشمع دل دمسازم بنشست چو او برخاستو افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشستگر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچیدور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوستبازآی که بازآید عمر شده حافظهر چند که ناید باز تیری که بشد از شستمعنی لغات غزل:دیر: معبد مسیحیان.مُغان: زرتشتیان، روحانیان زرتشتی مأمور حفاظت از آتش در آتشکده.دیر مغان: معبد زرتشتیان و در اینجا کنایه از میکده و یا مجلس خاصّ عرفاست.قدح: پیاله.نرگس مست: (استعاره) چشم مست.سمند: اسب زرد رنگ، اسب.شمعِ دل: (اضافه تشبیهی) دلی که مانند شمع در سوز و گداز است.دمساز: همدم، مونس، هم صحبت.نظربازان: آنانکه در چهره زیبا می نگرند، بنا به عقیده بعضی از عرفا و صوفیان عارف، در چهره زیبا نگریستن و لذّت بردن بدون قصد شهوت یک نوع عبادت و پی به قدرت و عظمت پروردگار بردن است و آن را اشتغال به مظهر جمال غیبی تلقّی کرده و مباح می دانند که اِنَّ الله جَمیل یُحِبُّ الجَمال.افغان: غریو و فریاد.افغان نظربازان: غریو اعتراض که از ته دل نظربازان درآمد.غالیه: مادّه معطّر مشک مانند که با آن زلف را خوشبو کنند، مُشکِ تَر.وَسمَه: ماده سیاهرنگ متمایل به چرب که با آن ابرو را سیاه کرده و دنباله ابرو را کشیده و به شکل کمان در می آورند.شَست: حلقه انگشتر مانند که در انگشت ابهام کرده و با آن زه کمان را می کشیدند.t.me/amirnormohamadi1976
بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادی هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۷ 🎹🍃🌷🍃🌷💐🎼💐🌷🍃🌷🍃🎹 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او بالای صنوبر….
ابداع ساختار شعری یکی از قدرتمندترین ابزارهای شاعر برای بیان منحصر به فرد اندیشهها، احساسات، و جهانبینی خود است. این به معنای فراتر رفتن از قالبهای موجود و ساختن یک چارچوب جدید و متناسب با محتوای شعر است. در واقع، شاعر با ابداع ساختار، به شعر خود هویت و شکل تازهای میبخشد.در اینجا به جنبههای مختلف ابداع ساختار شعری میپردازیم:1. شکستن و بازآفرینی قالبهای موجود:* تغییر در اوزان و بحور: شاعر میتواند بخشی از وزن را حفظ کند و بخش دیگری را تغییر دهد، یا اوزان سنتی را با الگوهای جدیدی در هم آمیزد. این میتواند منجر به ریتمهای غیرمنتظره و پویایی خاصی شود.* بازی با قافیه: حذف قافیه، تغییر نظم قافیهها (مثلاً قافیههای درونی، قافیههای نامعمول، یا قافیههایی که در پایان بندها تکرار نمیشوند)، یا خلق قافیههای جدید.* تغییر طول مصراعها و بندها: مصراعهای بسیار کوتاه و بریده بریده، مصراعهای بلند و کشیده، بندهای نامتوازن، یا حتی یک شعر با تنها یک مصراع بلند، همگی میتوانند ساختارهایی ابداعی باشند.* تلفیق قالبهای مختلف: ممکن است شاعری یک غزل را با ساختار یک مثنوی در هم بیامیزد، یا عناصر شعر سپید را با قالب چهارپاره ترکیب کند.2. خلق ساختارهای کاملاً جدید:* ساختارهای بصری (Visual Structures): شاعر میتواند با چینش کلمات، مصراعها، و حتی فضاهای خالی، ساختاری را خلق کند که شکل خاصی را بر روی صفحه نمایش دهد (شعر تصویری). این شکل میتواند با موضوع شعر ارتباط معنایی داشته باشد.* ساختارهای روایی و منطقی غیرخطی: شاعر میتواند داستان یا روایتی را به صورت غیرخطی، با پرشهای زمانی، یا از زاویههای دید متعدد بیان کند. این ساختار، روند طبیعی خواندن و درک مخاطب را به چالش میکشد.* ساختارهای تکرار شونده یا مارپیچی: استفاده از تکرار یک یا چند مصراع یا کلمه در فواصل مشخص، یا ساختاری که به تدریج به سمت یک نقطه یا یک مفهوم خاص پیش میرود (مانند ساختار مارپیچی).* ساختارهای مبتنی بر کنتراست یا تقابل: تقسیم شعر به بخشهایی که در تضاد با یکدیگر قرار دارند (مفاهیم، احساسات، یا تصاویر).* ساختارهای مبتنی بر "سکوت" و "فضا": ابداع ساختاری که در آن، فضاهای خالی، مکثها، یا سکوتها نقش فعال و معنا داری ایفا میکنند. این بخشها میتوانند به اندازه کلمات، حامل پیام باشند.* ساختارهای غیرهنجار در نحوه نگارش: تغییر در فاصلهگذاری کلمات، استفاده از حروف بزرگ یا کوچک به صورت نامعمول، یا ترکیب زبان فارسی با زبانهای دیگر به شکلی غیرمنتظره.چرا ابداع ساختار شعری مهم است؟* انعکاس محتوای درونی: گاهی، احساس یا اندیشهای چنان پیچیده یا نو است که قالبهای سنتی قادر به بیان آن نیستند. ابداع ساختار، ابزاری برای "شکل دادن" به این محتوای درونی است.* ایجاد تجربه منحصر به فرد برای مخاطب: ساختارهای غیرمعمول، خواننده را وادار به درگیر شدن فعالانهتر با شعر میکنند. خواننده مجبور است فرم را کشف کند، بفهمد، و آن را در کنار معنا درک کند.* تازگی و تأثیرگذاری: فرمهای نو، شعر را از یکنواختی خارج کرده و آن را جذابتر، تازهتر، و به یاد ماندنیتر میسازند.* ابراز هویت شاعر: ساختار ابداعی، بازتابی از جهانبینی، سبک فکری، و شیوه منحصر به فرد شاعر در نگاه به جهان است.* به چالش کشیدن انتظارات: ابداع ساختار، انتظارات سنتی مخاطب از شعر را به چالش میکشد و او را وادار به تفکر درباره چیستی و ماهیت شعر میکند.* استقلال فرم از محتوا: گاهی، فرم ابداعی خود به تنهایی تبدیل به یک "محتوا" یا "پیام" میشود و فرم و محتوا در هم تنیده و یک کل واحد را میسازند.چالشهای ابداع ساختار:* خطر ابتذال و پوچی: اگر ابداع ساختار صرفاً برای "متفاوت بودن" باشد و فاقد عمق معنایی باشد، شعر به سمت ابتذال و بیمحتوایی سوق پیدا میکند.* عدم درک توسط مخاطب: ساختارهای بیش از حد پیچیده یا نامأنوس ممکن است برای بخش زیادی از مخاطبان قابل درک نباشد و ارتباط را دشوار کند.* نیاز به تسلط: برای ابداع ساختار موفق، شاعر نیاز به تسلط کامل بر ساختارهای موجود و درک عمیقی از نحوه کارکرد زبان و فرم دارد.ابداع ساختار شعری، نشاندهنده جسارت، خلاقیت، و عمق نگاه شاعر است. این فرآیند، شعر را از یک فرمول ثابت خارج کرده و به فضایی برای تجربه، کشف، و بیان نامحدود تبدیل میکند.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.#اکراد = کُردان، کُردها#الوار = لُران#بلوط = بالوت، بلوت#ترنج = ترنگ#جناس = گِناد(شیوهای در نوشتن و سرودن)#جناق = جَناغ، چَناغ#جوز = گـَوز، گردو#جوشقان = جوشخان#جهنم = گَهنام#دستجرد = دستگرد#سراب = آپسار، آبسار#غوز = گوژ، کوژ#غوطه = غوته#غوطهور = غوتهور#قاق = کاک، نان کاک#قاطر = کَرتَر، غاتر، استر#قبا، قباء = کَپاه#قبراق = گوبراک#قپان = کَپّان#قپی = غُپی، لاف#قپیآمدن = غُپیآمدن، لافزدن#قندهار = کندهار#قو = غو#قوچ = غوچ#قوچان = غوچان#قوز = گوژ، کوژ#قوزپشتذ= گوژپشت، کوژپشت#قوزَ ک= کوژَک، غوزَک#نقره = نُکره، نُکرَک#نقرهداغ = نُکرهداغ#نق = نغ#نقزدن = نغزدنt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی#مشتغل (مُشتغِل): روی گرداننده#مشتغل_عنه : واگذاشته#مشتق (مُشتَق): برگرفته، شکافته، جدا گشته، گرفته، جُدامَد#مشتقات : جُدامدها، برگرفتگان#مشدد (مُشَدد): بافشاره، واژآواپذیر#مصدر : کنشگون، بُنیادواژه#مصدر_اصلی : کنش بنیادین، کنش خانیک (بُنیک).#مصدر_بسیط : کنش ساده#مصدر_جعلی :کنش ساختگی#مصدر_صناعی : کنش ساختگی#مصدر_متعدی : گذراکنش، کنشکنان#مصدر_مخفف : کاهیده کنش#مصدر_مرخم (مُرَخّم): کاهیده کنش#مصدر_مرکب : کنش آمیزه، آمیختهکنش#مصدری : کنشی#مصغر (مُصَغَر): کوچک نمود، کوچک شده، کهیده#مضارع_التزامی : کنونهی واداری#مضارع : کنونه#مضاف_و_مضاف_الیه : فزود و فزایش، فزاینده#مضاف : افزا، فزوده#مضاف_الیه : فزاینده، برگیر، (پیشنهاد نگارنده: فزایش نشان)#معدود : شمرده، اندک#معدوله : ناخوانه#معرفه : شناخته#معرفه_جنسی : شناسه ی گونهای/گونی، (پیشنهاد نگارنده: شناسهی ژادین)دنباله دارد#پارسی_پاک🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، ضیاالدین هاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشهشناختی اخترشناسی، محمد حیدری ملایریt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔻احقر = خوارتر، خُردتر، کوچکتر، کِهین🔻تحقیر = کوچکشماری، کوچکبینی، زبونی، خواری، خوارسازی، خوارداشت، پستشمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش🔻تحقیرا = بهخواری، بهزبونی🔻تحقیرکردن = تَرمینیدن، خوارشمردن، هاژیدن🔻تحقیرانه = خواراَنگارانه، هاژانه🔻حقارت = خواری، خُردی، زبونی، پستی🔻حقیر = پست، فرومایه، بیمایه، کوچک، هاژ، کِهتَر، خوار، خُرد، زبون، پَچیز، نَچیز، ناچیز🔻حقیرجثه = ریزپیکر، خُردتََن، رنجور، لاغر، لاغرمردنی، زَوَنگ🔻حقیر شدن = کوچکشدن، خوارشدن، پستشدن🔻حقیرشمردن = کوچکشمردن، کوچکبینی، خوارسازی، خوارداشت، پستشمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش🔻حقیری = پستی، خواری، زبونی🔻محقّر = ناچیز، کوچک، خرد، اندک، هاژ، هاژه، خوار، زبون، کوتاه، اندک، ریزهt.me/amirnormohamadi1976%F0%9F%94%B7%F0%9…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت احمد فَردید "مهینی یزدی"(زاده ۱ مهر ۱۲۸۹ یزد – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۷۳ تهران) استاد فلسفه او در ۱۳۰۹ از دارالفنون دیپلم گرفت و در ۱۳۱۳ به دانشسرای عالی رفت و به درجه لیسانس نائل آمد و بعداً در وزارت فرهنگ مشغول خدمت شد. در ۱۳۲۶ از طرف وزارت فرهنگ، با استفاده از بورس تحصیلی برای گرفتن دکتری به فرانسه رفت و در سال ۱۳۳۶ با عنوان استاد فلسفه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول تدریس شد.وی تا سال ۱۳۵۱ در دانشگاه تهران تدریس میکرد تا اینکه در این سال و برخلاف میل باطنی و ظاهراً به دلیل رسیدن به حدنصاب سنی بازنشسته شد. غربزدگی:او در مقام فیلسوف یک مفهوم تازه به زبان فارسی عرضه داشت که سرنوشت تاریخی بسیار با اهمیتی پیدا کرد و آن مفهوم غربزدگی بود که به نظر میآید در دهه ۳۰ به آن رسیده است. البته حرفهای او پیرامون این مفهوم تنها در محفلهای خصوصی یا در کلاسهای درس مطرح میشد. اما انتشار کتاب غرب زدگی جلال آلاحمد باعث توجه به فردید شد و به گفته آلاحمد در ابتدای کتاب، او این مفهوم را از فردید گرفته بود اما شرحی که جلال از این مفهوم داد، ارتباطی با فردید نداشت.شاگردان پس از انقلاب:پس از انقلاب، غلامحسین ابراهیمی دینانی، مرتضی آوینی، محمد مددپور، عباس معارف و بسیاری از جوانان به دور او گرد آمدند و همه آنها به نحوی از او تاثیر گرفتند و بعدها در آثاری که به وجود آورد، اصطلاحات و دیدگاههای او را به کار گرفتند. او در حالی که کتاب و مقاله نمینوشت اما در تلویزیون و در مجامع دانشجویی و یا حتی در منزلش سخنرانی میکرد و در مصاحبههای رادیویی، تلویزیونی و مطبوعاتی شرکت میکرد و به تشریح نظراتش میپرداخت.وی در زندگیاش هیچ اثری منتشر نکرد. بهطوریکه به «فیلسوف شفاهی» مشهور شد. کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان مجموعهای است از درس گفتارهای وی که پس از مرگش منتشر شد. آرامگاه وی در بهشت زهرا است.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت غلامحسین بیگدلی (زاده ۲۴ اسفند ۱۲۹۷ زنجان -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۷۷ کرج) شاعر، ادیب، خوشنویس و پژوهشگراو در سال ۱۳۲۰ از دانشکده نظام فارغالتحصیل شد و بهخدمات نظامی مشغول شد و مدتی محافظ خاندان پهلوی بود.پس از قیام افسران خراسان در سال ۱۳۲۴ بهجرم عضویت در حزب توده دستگیر و بهزندان شیراز و کرمان منتقل شد. پس از آزادی از زندان و با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور ۱۳۲۴ با افسران باقیمانده از قیام خراسان و تعدادی دیگر از افسران سازمان نظامی حزب توده ایران، برای آموزش نظامیان بهفرقه دموکرات آذربایجان پیوستند. پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ بسیاری از افسران دستگیر و اعدام شدند در حالی که تعدادی نیز همراه با دیگر نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان به شوروی پناه بردند. وی نیز همراه سایر افسران و افراد خانوادهاش به شوروی گریخت و در آنجا با شرایط دشوار معیشتی روبرو شد. او با مکاتبات اعتراض آمیزی که داشت، منجر به محکومیتش به اتهام جاسوسی شد و طی محاکمهای غیابی در شوروی به ۲۵ سال زندان با اعمال شاقه و ۵ سال آزادی بدون بهرهگیری از حقوق اجتماعی محکوم شد.وی در کتاب از کاخهای شاه تا زندانهای سیبری، از زندگی سختش در هفت سال دوری از خانواده نوشته است و تبعید به شهرهای "راستف-ان-دون" در اوکراین، ولادی وستوک و منطقه سردسیر ماگادان و کار در معادن زغال سنگ و معدن طلا را شرح داده است.او سرانجام با مرگ استالین، دیکتاتور شوروی، پس از نزدیک به هشت سال تحمل شرایط طاقت فرسا، از تبعید آزاد شد و توانست در شرایط معمولی به تحصیل و زندگی بپردازد.زندگی علمی:وی پس از آزادی، زندگی علمیاش را آغاز کرد. او در مدت اقامت در باکو در رشته زبانشناسی تحصیل و در سال ۱۹۶۹ مدرک دکترای علوم در رشته زبانشناسی از آکادمی علوم اجتماعی، دانشکده زبان و ادبیات نظامی گنجوی دریافت کرد. وی ۲۰ عنوان کتاب به زبانهای فارسی، ترکی و روسی نگاشته و در سمپوزیومها و کنفرانسها در مورد ادبیات ایران سخنرانی کرده و همچنین اشعار بسیاری بهزبان فارسی و ترکی سرودهاست که مجموعه اشعار او در سال ۱۳۸۱ در دیوان بیگدلی چاپ شدهاست. آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بیگدلی
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد زادروز منوچهر درفشه(زاده ۲۵ امرداد ۱۳۱۹ -- درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۹۳ تهران) نقاش و تصویرساز کتابهای درسی او تصویرساز کتابهای درسی بود که از جمله آثارش تصویرسازی برای شعر اشک یتیم از کتاب فارسی پنجم دبستان و ماجرای خانواده آقای هاشمی از کتاب تعلیمات اجتماعی سوم دبستان بود.رشته تحصیلی او در دبیرستان «علوم طبیعی» بود؛ اما پس از پایان تحصیلات متوسطه، به تصویرسازی، نقاشی و گرافیک روی آورد. یادگیری زبان فرانسه از علاقهمندیهای او بود و از نوجوانی بدون داشتن استاد بهیادگیری زبان فرانسه پرداخت، تاجایی که توانست متون بسیار سخت فرانسه را بهفارسی برگردان کند. وی از علاقهمندان به سینما و از منتقدین و کارشناسان این حوزه بود و در مجله ستاره سینما، همراه با پرویز دوایی، نقدفیلم مینوشت.شکوفه بر شمشیر، در راه مانده، ستارههای بر ساحل، آفتاب در آینه، شب اما آفتاب، مکافات عمل، ابوسعید و بقال و فضول، تا هزاربار و تابه آفتاب، از جمله آثاری است که منوچهر درفشه تصویرگری آنها را برعهده داشته است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت منوچهر اسلامی(زاده ۳ اردیبهشت ۱۳۲۰ تهران _ درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۲ تهران) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ترومپت او از سال ۱۳۴۱ همکاریاش را به عنوان نوازنده ترومپت و ساکسیفون با گروه موسیقی بلک کتس آغاز کرد و از سال ۱۳۴۵ در «کلاب کوچینی» با گروه بلک کتس به خوانندگی «فرهاد مهراد» که از دوستان نزدیکش بود به اجرای موسیقی مشغول شد. تنظیم ترانههای پاپ آئینه، حباب، پاپا، نخل جنوب و … از آثار او بود.فعالیتهای هنری:تنظیم آثار متعددی برای ارکستر بادی تهران به رهبری جاوید مجلسی بر اساس نغمات و ترانههای محلی ایرانی.تنظیم و اجرای آثار متعددی برای ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بر اساس نغماتی از ردیف موسیقی دستگاهی ایران.کتاب «دختر بویر احمدی» پارتیتور برای ارکستر بادی تهران.کتاب «دختر شیرازی» پارتیتور برای ارکستر ملی ایران.کتاب «چکیده و سرآغازی بر بداههنوازی و هارمونی موسیقی جزو پاپ».تدریس در هنرستان موسیقی تهران.همکاری با گروه موسیقی «ایماژ» به سرپرستی ایمان جعفری پویان.همکاری با ارکستر امید حاجیلی.آثار هنری:از جمله آثار موسیقی که او در آن حضور داشته است:آهنگسازی قطعه موسیقی «شکار آهو».آهنگسازی قطعه موسیقی «مارش حمله».آهنگسازی قطعه موسیقی «بابلی کره».آهنگسازی قطعه موسیقی «نغمه بهاری».تنظیم کننده قطعه موسیقی «آئینهها» (مسخ) با شعر «اردلان سرفراز» آهنگسازی «شماعیزاده» و خوانندگی «فرهاد مهراد».تنظیم کننده قطعه موسیقی «باغ سحر» با شعر «مشفق کاشانی» و آهنگسازی «جعفری امید».تنظیم کننده قطعه موسیقی «جمهوری» با شعر «علی مردانی» و آهنگسازی «هادی آرزم».تنظیم کننده قطعه موسیقی «گلزار» با شعر «مولوی» با آهنگسازی «نادر عرفانیان» و خوانندگی «رضا منفرد».تنظیم کننده قطعه موسیقی «بسیج» با شعر و آهنگ «حسامالدین سراج».منوچهر اسلامی ۲۵ امرداد ۱۴۰۲ در تهران درگذشت. 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت نادیا دلدارگلچین(زاده ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۹ تهران – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۹۱ تهران) بازیگر سینما و تلویزیوناو فرزند نادر گلچین خواننده نامدار بود و از هنرستان عالی موسیقی دیپلم دریافت کرد. ابتدا بهبازیگری تئاتر و به تدریج بهبازیگری در سینما روی آورد و در سال ۱۳۶۹ با بازی در فیلم ابلیس (ساخته احمدرضا درویش) به ایفای نخستین نقش خود در سینمای ایران پرداخت.وی در مدت بازیگری در فیلمهای ماندگاری همچون روسری آبی، غریبانه، دختری با کفشهای کتانی، مارال و صبحانهای برای دو نفر، ایفای نقش کرد.آثار سینمایی:سه درجه تب (۱۳۸۹)صبحانهای برای دو نفر (۱۳۸۲ مهدی صباغ زاده)ملاقات با طوطی (۱۳۸۲ علیرضا داوود نژاد)بیهمتا (۱۳۸۰)شب برهنه (۱۳۸۰ سعید سهیلی)مزاحم (۱۳۸۰ سیروس الوند)خاکستری (۱۳۷۹ مهرداد میرفلاح)مارال (۱۳۷۹ مهدی صباغ زاده)دختری با کفشهای کتانی (۱۳۷۷ رسول صدر عاملی)شیدا (۱۳۷۷)کمکم کن (۱۳۷۷)اصحاب کهف (۱۳۷۶)غریبانه (۱۳۷۶ احمد امینی)مهر مادری (۱۳۷۶)عروسی مهتاب (۱۳۷۵)مرد نامرئی (۱۳۷۴)خط آتش (۱۳۷۳)روسری آبی (۱۳۷۳ رخشان بنی اعتماد)پادزهر (۱۳۷۲)همه دختران من (۱۳۷۲)دو روی سکه (۱۳۷۱ محمد متوسلانی)دیدار در استانبول (۱۳۷۰)ابلیس (۱۳۶۹ احمدرضا درویش)آثار تلویزیونی:درخت دوستی (۱۳۶۶)نگهبان (۱۳۷۰)خاله سارا (۱۳۷۱)آندروماک (۱۳۷۴)دو پنجره (۱۳۷۴)دزدان مادربزرگ (۱۳۷۵–۱۳۷۴)پهلوانان نمیمیرند (۱۳۷۶)کهنهسوار (۱۳۷۶)همه فرزندان من (۱۳۷۶)پزشکان (۱۳۷۷)همه بچههای من(۱۳۸۸)پس از باران (۱۳۷۹)سرزمین خاکستری (۱۳۸۰–۱۳۷۹)رستوران خانوادگی (حسین سهیلیزاده ۱۳۸۰) (یک قسمت، بازیگر میهمان)سفر سبز (۱۳۸۱)نقطهچین (مجموعه تلویزیونی) (۸۳–۱۳۸۲)سه در چهار (۱۳۸۷)کلاه پهلوی (۱۳۹۲–۱۳۹۱)تئاتر:گذر لوطی صالحسوگمضحکه آدممعرکه در معرکه🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۵ امرداد زادروز بهمن مفید(زاده ۲۵ امرداد ۱۳۲۱ تهران – درگذشته ۲۶ امرداد ۱۳۹۹ تهران) بازیگر، نوازنده، خواننده و صداپیشه عروسکیاو برادر بیژن مفید نمایشنامهنویس و کارگردان و اردوان مفید بازیگر، هنگامه مفید شاعر، ترانهسرا، نمایشنامه نویس و کارگردان و فرزند غلامحسین مفید، از هنرپیشگان قدیمی تئاتر و قدسیه فریور بود. وی بازیگری تئاتر را از کودکی و با بازی در نمایشنامههایی که پدر و برادرش کارگردانی میکردند آغاز کرد و از ۵ سالگی در نمایشهای پدرش حضور داشت و «یوسف و زلیخا» نخستین نمایشی بود که وی در کودکی بازی کرد.فعالیتها ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷:وی در جوانی، همزمان با تحصیل در دانشکده هنرهای دراماتیک، به کارگردانی و بازیگری میپرداخت و همراه با پدر و برادرانش گروهی داشتند که بههمراه بازیگرانی دیگر، بهزاد فراهانی، رضا میرلوحی، اصغر آقاخانی، و بهرام وطنپرست به اجرای تئاتر میپرداختند. او همچنین با «گروه هنر ملی» و عباس جوانمرد همکاری داشت و پس از آن، برادرش اردوان مفید، گروه «کانون» را تأسیس کرد.از آثار معروف بهمن مفید در تئاتر، بازی در تئاتر شهر قصه به کارگردانی بیژن مفید و نقش تمثیلی «دهباشی» در نمایش میراث و ضیافت، کار بهرام بیضایی در آذر ۱۳۴۶ در تماشاخانه سنگلج "تالار ۲۵ شهریور" بودهاست.وی همچنین با گروهی متشکل از: سیروس ابراهیمزاده، رامین فرزاد، نیکو خردمند، تجدد، فهیمه راستکار و پروین امیرسلیمانی نمایشنامههایی را به کارگردانی بیژن مفید در رادیو تهران اجرا میکرد. او در باله نیز فعال بود و در افتتاح تالار رودکی با نقشآفرینی «زال» در اپرای زال و رودابه بههمراه افسانه دیهیم و حسین سرشار حضور داشت.در سال ۱۳۵۱ برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای بازی در فیلم داشآکل از چهارمین جشنواره سینمایی سپاس شد.وی پس از انقلاب مدتی بهعنوان هنرپیشه نمایشهای مردمی در تئاتر سنگلج و سپس در لالهزار مشغول بهکار شد و در فیلمهای فریاد مجاهد، منافق و قدیس نیز نقشآفرینی کرد. اما در سال ۱۳۶۰ با فشارهای وارده از سوی انقلابیون، در آمریکا ساکن شد و در آنجا به همراه مرتضی عقیلی، چند میانپرده و همچنین نمایش «ماه و پلنگ» «شاپرک خانم» و نمایشهای کودکانه را بهروی صحنه برد. وی پس از سالها دوری از وطن، در سال ۱۳۷۸ به منظور دیدار مادرش به ایران بازگشت ولی بهعلت توقیف پنجساله گذرنامهاش در ایران ماندگار شد. در مصاحبهای گفته بود:«گفتند ممنوعالتصویرم. رفتم تئاتر بازی کردم. بعد یکی با کلت آمد گفت: تئاتر تعطیل. من هم رفتم آمریکا! با میانپردهخوانی زندگی میکردم که رئیس دولت اصلاحات گفت همه ایرانیها میتوانند تا دو هفته بعد برگردند ایران. من هم آمدم، پاسپورتم را ضبط کردند و نگذاشتند برگردم. بد هم نشد! ماندم پیش مادرم!»بهمن مفید در زمان دولت اصلاحات، در فیلم سرود تولد نقش کوتاهی بازی کرد که در نهایت از آن حذف شد. اما با اعتراض و ممنوعالتصویری دوباره روبرو شد. در دوره احمدینژاد نیز اجازه کار در تئاتر به وی داده نشد. او پس از مدتی به شبکه جم در ترکیه پیوست و در آنجا مشغول به بازیگری شد، اما خیلی زود به ایران بازگشت. وی درحالی که اجازه هیچگونه فعالیت حرفهای نداشت، پس از دریافت گذرنامهاش حاضر به ترک ایران نشد و زندگی در کشورش را به مهاجرت ترجیح داد. او پس از آن، به صورت جسته و گریخته بهعنوان دوبلور و صداپیشه نمایشهای عروسکی و با نام مستعار «بهمن فریور» به نقشآفرینی ادامه داد.گفته میشود که قرار بوده بهمن مفید در فیلم لامینور نیز بازی کند اما تلاش در این زمینه هم ناکام ماند.آرامگاه وی در قطعه هنرمندان، در کنار کامبیز صمیمیمفخم، هنرمند تئاتر و تئاتر عروسکی و همسر خواهرش، هنگامه مفید است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… بهمن_مفید
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت حميد زرينكوب (زاده ۱ فروردین ۱۳۱۵ بروجرد -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۶۶ تهران) نویسندهاو از دانشسرای مقدماتی تهران ديپلم گرفت و در زادگاهش آموزگار شد. در سال ۱۳۴۱ ليسانس و در سال ۱۳۴۸ فوق ليسانس گرفت و در سال ۱۳۵۲ رساله دكتریاش را باعنوان "بررسی و نقد فنی و تاريخی در باب صنايع بديعی، با توجه بهسير تكاملی تشبيه در شعر فارسی از رودكی تا ارزقی" دفاع کرد و با موفقيت، دانشنامه دكتری دريافت داشت و در سال ۱۳۵۴ برای سفری مطالعاتی به امريكا رفت. وی در بيشتر مباحث ادبی تبحر داشت، همچنان كه در علم بديع و بلاغت غور میكرد و در شناخت ادبيات معاصر ايران نيز صاحبنظر بود. "چشم انداز شعرنو فارسی" در سال ۱۳۵۸ كار ارزشمندی از اوست كه در واقع بهبحث شعر امروز فارسی میپردازد، بهويژه که از جهت محتوا و بنيانهای فكری شاعران ايران از مشروطيت تا عصر حاضر اختصاص دارد. وی چندی در دانشگاه مشهد تدريس كرد و سردبيری مجله دانشكده ادبيات مشهد (۱۳۵۰) را برعهدهدار بود. وی بهزبان انگليسی و عربی تسلط داشت. مقالات بسياری از او در جرايد ادبی بهچاپ رسيده است كه جوانب گوناگون ادبيات از كهن تا نو را در بر میگيرند. از تصحيح كتابهای حوزه ادبيات میتوان به "ديوان مجمر اصفهانی" كه ناتمام ماند، "قلندر نامه خطيب فارسی" "سيرت جمالالدين" كه با حواشی و تعليقات وی بهچاپ رسيد نام برد."قلندرنامه" منظومهای متعلق بهقرن هشتم هجری قمری كه ۱۷۷۰ بيت دارد و موضوع آن زندگینامه جمالالدين ساوجی مجرد و ديگر پيران معروف بهقلندريه است، بهگفته او:"اگر بتوان از بعضی مسامحات خطيب فارسی در اين كتاب چشم پوشيد، بايد آن را يكی از مآخذ جالب توجه و مفيد در باب قلندريه دانست" اين اثر در سال ۱۳۶۲ بهچاپ رسيده است. وی در سال ۱۳۶۴ دانشيار دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد. مجموعه مقالات، چشمانداز شعر معاصر، مجموعه سخنرانیهای دومين كنگره تحقيقات ايران (دو جلدی) فرهنگ لغات و اصطلاحات ادبی و بلاغت و بديع، سخنرانیهای اولين و دومين هفتهنامه فردوسی (۱۳۶۶) از جمله آثار اوست. 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت حسن یوسفزمانی(زاده سال ۱۳۱۰ سنندج -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۸۸ کانادا) آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده کلارینت و ویلونآلتواو درسهای اولیه موسیقی را در مدرسه موزیک نظام فراگرفت و در سال ۱۳۳۷ به همراه برادرش حسین در کنسرواتوار جهانی و هنرستان عالی موسیقی تهران زیر نظر استادان، غلامحسین قریب، هوشنگ استوار، حسین ناصحی و لوییجی پازاناری و فریدون فرزانه درسهای موسیقی را آموخت. همچنین دورههای عالی این هنر را بهخوبی گذراند و دو ساز کلارینت و ویلونآلتو را بهخوبی مینواخت و با علم رهبری ارکستر هم به تمام و کمال آشنا بود.در سالهای میانی دهه چهل با تلاش و پیگیری، برادران یوسفزمانی نخستین ارکستر موسیقی کردی را راهاندازی کردند که رهبری آن را حسن و سرپرستیاش را حسین برعهده گرفتند. از این منظر باید این دوتن را بهعنوان پیشگامان علمی کردن موسیقی کردی بهشمار آورد که خوانندگانی چون مظهر خالقی و حسن زیرک در این ارکستر اجرای برنامه کرده بودند و بهگفته حسین یوسفزمانی در این مدت تنها برای مظهر خالقی نزدیک به ۳۰ قطعه تصنیف کردی باتنظیم و آهنگسازی برادرش و وی ساخته و اجرا شد.حسن یوسفزمانی در آهنگسازی نیز چیرهدست بود و برخی از ساختههایش توسط خوانندگان نامی چون نادر گلچین و محمدرضا شجریان اجرا شد. از کارهای مشترک وی با نادر گلچین تصانیف «دریا تو بگو» و «از پشت آتش» است.و با محمدرضا شجریان نیز کارهایی ماندگار انجام دادند که برخی از آنها در مجموعه دولت عشق و مجموعه گلبانگ شجریان منتشر شده است. تصانیفی چون دولت عشق، اشک مهتاب و مبتلا از جمله معروفترین کارهای مشترک میان حسن یوسفزمانی و شجریان بهشمار می رود.آلبوم نجوا باصدای شهرام ناظری و آلبوم طریقت عشق با صدای حسامالدین سراج از جمله آخرین کارهای اوست.حسن یوسفزمانی در زمینه موسیقی فولکلور، سنتی یک صدایی "ملودی" و موسیقی ارکسترال آهنگهای زیادی ساخته و اجرا کرده و بهگفته خودش در یکی از مصاحبهها بیش از ۱۲۰ قطعه آهنگ با کلام و بدون کلام جدید اجرا نشده در گنجینه ساختههای خود دارد.وی اواسط دهه هفتاد بهکانادا مهاجرت کرد و باتشکیل گروهی بهنام پژواک بهتوسعه و گسترش موسیقی علمی و سنتی ایران همت گماشت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد زادروز محمدامین قانعیراد (زاده ۲۵ امرداد ۱۳۳۴ تهران – درگذشته ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ تهران) جامعهشناس، رئیس انجمن جامعهشناسی ایران او در رشته انسانشناسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و در گرایش پژوهشگری اجتماعی، کارشناسی ارشد گرفت.وی تا دو سال پس از پایان دوره دکترا به علت مخالفت با انتقالش به وزارت علوم در سمت مدیریت بیمارسان باقی ماند و نهایتا در سال ۱۳۷۷ به مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور منتقل شد و تا پایان زندگی در این مرکز باقی ماند. گزیده آثار:ساختار مدیریت نظام علمی کشور تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۲.نظام علمی کشور در برنامه سوم توسعه. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، ۱۳۸۲.ناهمزمانی دانش: روابط علم و نظامهای اجتماعی - اقتصادی در ایران. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۲.تبارشناسی عقلانیت مدرن (قرائتی پست مدرن از اندیشه دکتر علی شریعتی) ویراسته بیژن عبدالکریمی. تهران: انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۸۱.جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران. تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور ۱۳۸۴.تعاملات و ارتباطات در اجتماع علمی. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۸۵.مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان. تهران: راه دان ۱۳۸۹.تحلیل فرهنگی صنعت. تهران: پژوهشگاه هنر، فرهنگ و ارتباطات ۱۳۸۸.جامعهشناسی کنشگران علمی در ایران. با همکاری فرهاد خسروخاور. تهران: نشرعلم ۱۳۹۰.هابرماس و روشنفکران ایرانی. با همکاری علی پایا تهران: طرحنوگفتمانهای دگرواره در علوم اجتماعی آسیا (پاسخهایی به اروپامحوری)، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ اول: تابستان ۱۳۹۳شبکه سیاستی علم و فناوری، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶پیمایش علم و جامعه، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶الگوی چهار وجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم: تابستان ۱۳۹۶نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟ پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، زمستان ۱۳۹۶زوال پدرسالاری: فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی، نقد فرهنگ ۱۳۹۶اخلاقیات شعوبی و روحیه علمی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، تابستان ۱۳۹۷پیدایش روشنفکر گفتگویی در ایران، مطالعهای تاریخی از روشنفکران سکوت تا روشنفکران ارتباطی (مجموعه مقالات و چند گفتگو) تهران، انتشارات آگاه ۱۳۹۷.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت بابک برزویه (زاده ۲۳ شهریور ۱۳۴۸ تهران – درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۱) بازیگر و عکاس سینما و مطبوعات او همکاری با کارگردانان داریوش مهرجویی، رسول ملاقلیپور، مسعود کیمیایی و مهران مدیری را در کارنامهاش دارد و سال ۱۳۷۵ برنده دیپلم و سیمرغ بلورین بهترین عکاس فیلم برای عکاسی فیلم سفر به چزابه (ساخته رسول ملاقلیپور) شد. وی با عکاسی بیش از ۱۰ مجموعه تلویزیونی، ۳۵ فیلم سینمایی بلند و کوتاه و بیش از ۲۰۰ تئاتر داخلی، یکی از فعالترین عکاسان هنری ایران بود و همکاری با خبرگزاریهای فارس، ایسنا، آنا و مهر، جزو کارنامه خبری اوست. او از سال ۱۳۹۱ با فیلمبرداری و کارگردانی فیلم تئاتر وارد دوره جدیدی از فغالیتهایش شد.وی تحصیلاتش را در رشته کاردانی هنر در انستیتو مربیان هنر و دوره کارشناسی عکاسی را در سال ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند. پس از مدتی وقفه و فعالیتهای هنری، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی رشته بازیگری/کارگردانی در دانشگاه آزاد ادامه داد و در سال ۱۳۸۰ موفق به دریافت مدرک در این رشته شد.او برای اولین بار در ۱۱ سالگی در فیلم «مدرسهای که میرفتیم» (۱۳۵۹) بهکارگردانی داریوش مهرجویی نقشی ایفا کرد و در دوران نوجوانی با توجه به علاقه به رشته عکاسی به این رشته روی آورد و با ادامه تحصیلاتش در این رشته، فعالیتهایی را به صورت حرفهای در عکاسی خبری، عکاسی صنعتی و عکاسی هنری ادامه داد.او فعالیتش را در عکاسی هنری در سال ۱۳۷۶ با عکاسی فیلم ایلیا نقاش جوان شروع کرد و در سال ۱۳۸۸ اقدام به انتشار کتاب عکسهای فیلم محاکمه در خیابان ساخته مسعود کیمیایی کرد.fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%… t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت هرمز فرهت(زاده ۱۸ امرداد ۱۳۰۷ تهران -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۴۰۰ دوبلین) آهنگساز و موسیقیشناسکتاب «مفهوم دستگاه در موسیقی ایرانی» نوشته او، از مهمترین کتابها به زبان انگلیسی درباره موسیقی است. وی از دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس (UCLA) در رشته موسیقی لیسانس گرفت؛ سپس در رشته آهنگسازی کالج میلز در رشته آهنگسازی نزد داریوس میو آموزش دید و در نهایت از "یو.سی.ال.ای" دکترای موسیقیشناسی دریافت کرد.در سال ۱۳۳۶ در طول پژوهشهایش برای دریافت دکترای موسیقیشناسی، با استفاده از بورس بنیاد فورد به ایران آمد. وی نزد حسین صبا "سنتور" و نزد نصراله زرینپنجه "سهتار" آموخت و با موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شد.از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ رئیس دپارتمان موسیقی دانشگاه تهران بود و در تابستان ۵۸ از ایران به ایرلند رفت.فعالیتهای حرفهای:او در سالهای پایانی تحصیل در آمریکا، مدتی دانشیار دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس بود. پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ مدیر بخش موسیقی دانشگاه تهران و در سالهای بعد، سرپرست موسیقی جشن هنر شیراز، نایب رئیس دانشگاه فارابی، استاد دانشگاه تهران و … بود. او از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ رئیس دپارتمان موسیقی دانشگاه ترینیتی دوبلین بوده است. نوشتههای او در همان دوران در نشریات فرهنگی در تهران مانند مجله موسیقی بهچاپ رسید. وی در همایشهای گوناگون بهعنوان سخنران درباره موسیقی ایرانی شرکت کرده است و نوشتههایش در نشریات جهانی مانند «فرهنگ موسیقی گروز» و «دانشنامه ایرانیکا» بهچاپ رسیدهاند.او موسیقی تعدادی از فیلمهای سینمای ایران از جمله جنوب شهر، گاو، پستچی، دایره مینا و آرامش در حضور دیگران را ساخته است.پایاننامه دکترای وی باعنوان «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» سالها بعد، در ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در بریتانیا بهچاپ رسید که از مهمترین نوشتهها درباره موسیقی ایرانی بهزبان انگلیسی است. برگردان پارسی این کتاب نیز بهکوشش مهدی پورمحمد در تهران منتشر شده است.آثار:«راپسودی مازندرانی» (برای ارکستر)«سه مینیاتور ایرانی» (برای پیانو)«کنسرتو برای کلارینت و ارکستر»کوارتت زهیموسیقی فیلم:۱۳۵۳ - دایره مینا۱۳۵۱ - آرامش در حضور دیگران۱۳۵۱ - پستچی۱۳۵۱ - صادق کرده۱۳۴۹ - آقای هالو۱۳۴۸ - گاو۱۳۳۷ - جنوب شهرکتاب :ترجمه: «کنترپوان»، نوشته کنت کنان، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۵۳.«مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» ، انتشارات دانشگاه کمبریج ۱۹۹۰:Farhat, Hormoz. "The Dastgah Concept in Persian Music". Cambridge University Press، 1990.🆔t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
غزل شماره ٢۶با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
غزل شماره ٢۶با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢۶با صدای استاد موسوی گرمارودی
خمر بهشت اگر از خمر بهشت است و گر بادۀ مست روح غزل: عاشقی که شب و روز به یاد معشوق باشد به راستی او را دوست بدارد از غیر او دم نزند دل در گرو عشق یک معشوق نهاده باشد و هیچ جلوه چهره دیگری را باور نداشته باشد.عاشقی که خلوص داشته و از غمزهها و اشارات دیگر معشوقان چشم بپوشد عاشقی که درد هجران یار را در سراسر وجودش حس کند.بدون تردید معشوق نیز گاه در دیده جان او تجلی میکند گاه به خوابش می آید و حتی گاه در برابرش ظاهر می شود تا جامی از باده وصال به او بنوشاند.آنجاست که او با همه زیبایی خود را می نمایاند و عاشق با همۀ خلوص لحظه های وصال را می آشامد که گوارایش باد و یا بهتر بگوئیم گوارایشان باد هم عاشق هم معشوق هم عارف هم معروف هم محب هم محبوب گوارایشان باد این شراب طهور. رهنمود فال: صاحب ارجمند فال.به شما تبریک می گویم که پس از سالها انتظار، به زودی شاهد موفقیت چشمگیر و بسیار بسیار عالی خواهید بود.تلاش شما به زودی زود نتیجه می دهد.این نتیجه پاک مطهر و ارزشمند است بسیاری از دوستان و آشنایان به شما غبطه خواهند خورد.سرنوشت بازی های مختلف داشته و دارد اما این بار بازی شما را به قهرمانی موفق تبدیل خواهد کرد.فقط یادتان باشد که به دست آوردن موفقیت ها خیلی مشکل است اما نگه داشتن آنها هم آسان نیست.نذرهایی که در هنگام تنهایی به قلبتان گذشته است باید عملی شوند.از شکست دیگران هم نباید خوشحال شوید. شما در فصل تابستان بیشتر موفق خواهید بود. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
"ادبیت" در شعر، مفهومی چندوجهی و عمیق است که به کیفیتِ هنری، ارزشِ زیباییشناختی، و عمقِ معناییِ یک اثرِ شعری اشاره دارد. این واژه، اغلب در کنارِ مفاهیمی مانند "هنر"، "زیبایی"، "پختگی"، و "بصیرت" به کار میرود.میتوان ادبیات در شعر را به چند جنبه تقسیم کرد:1. زبان و بیانِ هنرمندانه: * انتخابِ واژگان: استفاده از واژگانی که نه تنها دقیق، بلکه زیبا، تأثیرگذار، و گاهی نوآورانهاند. واژگانی که بارِ معناییِ عمیق، چندین لایه، و یا بارِ احساسیِ خاصی را حمل میکنند. * ساختارِ جملات و نحو: نظمِ خاصِ کلمات در جمله، که باعثِ برجسته شدنِ معنا، ایجادِ ریتم، و تصویرسازیِ قوی میشود. * استفاده از آرایههایِ ادبی: استعاره، تشبیه، کنایه، ایهام، جناس، و سایرِ صورِ خیال، اگر به درستی و خلاقانه به کار گرفته شوند، به شعر "ادبیت" میبخشند. اما ادبیات در این بخش، صرفاً استفاده از ابزار نیست، بلکه نحوهیِ خلاقانه و بدیعِ بهکارگیریِ آنهاست. * موسیقیِ کلام: ریتم، وزن، و قافیه (حتی در شعرِ سپید، وجودِ یک موسیقیِ درونی و جریانِ سیالِ کلام)، به شعر جان میبخشد و آن را از گفتارِ معمولی متمایز میکند.2. عمقِ معنا و اندیشه: * بصیرت و دیدگاه: شعرِ ادیبانه، اغلب حاویِ اندیشههایِ عمیق، نگاهی نو به جهان، انسان، و مفاهیمِ هستیشناسانه است. این شعر، خواننده را به تفکر وامیدارد. * غنایِ مضمون: موضوعاتی که در شعر مطرح میشوند، باید فراتر از سطوحِ عادیِ زندگی باشند. پرداختن به مفاهیمِ انسانی، اجتماعی، فلسفی، و عاطفی با عمق و ظرافت، از نشانههایِ ادبیات است. * تجربهیِ زیسته و انسانی: تواناییِ شاعر در بیانِ صادقانه و در عینِ حالِ هنرمندانه از تجربیاتِ شخصی و عمومیِ انسانی، که باعثِ همذاتپنداریِ خواننده میشود.3. احساس و عاطفه: * ظرافتِ بیانِ احساس: شعرِ ادیبانه، احساسات را به شکلی هنرمندانه، نه گلایهآمیز یا سطحی، بیان میکند. از هیجاناتِ شدید، به صورتی تراشخورده و زیبا استفاده میکند. * انتقالِ حس: تواناییِ شعر در انتقالِ یک "حس" یا "فضا" به خواننده، به طوری که او را در تجربهیِ شاعر شریک کند.4. تراشیدگی و استادی: * پختگی: نشانههایِ پختگیِ هنری، که در آن شاعر از خامدستی و شتابزدگی دور است. هر کلمه، هر مصرع، در جایِ خود قرار گرفته و به کلیتِ اثر خدمت میکند. * اختصار و ایجاز: گاهی، تواناییِ بیانِ مفاهیمِ بزرگ در کلماتِ اندک، نشانهٔ بالایی از ادبیات است. "کم گوی و گزیده گوی چون دُر" نیز اشاره به همین نکته دارد. * بدیع بودن: نوآوری در بیان، در تصویرسازی، و در نگاه به جهان. شعرِ ادیبانه، تکراری نیست و حرفِ تازهای برای گفتن دارد.5. ماندگاری و اثرگذاری: * جهانشمولی: شعری که ادبیات دارد، اغلب مفاهیمِ انسانیِ مشترکی را در بر میگیرد و میتواند با مخاطبانِ در زمانها و فرهنگهایِ مختلف ارتباط برقرار کند. * قابلیتِ تفسیر: شعرِ ادیبانه، خواننده را به تفسیر و برداشتهایِ مختلف دعوت میکند و در هر بار خواندن، ممکن است لایههایِ جدیدی از معنا برایش آشکار شود.به طور خلاصه، "ادبیت" در شعر، کیفیتی است که از ترکیبِ ظرافتِ زبان، عمقِ اندیشه، صدقِ احساس، استادیِ در بیان، و بینشِ هنرمندانه حاصل میشود و اثری خلق میکند که نه تنها زیباست، بلکه تأملبرانگیز، تأثیرگذار، و ماندگار است. این چیزی است که یک شعر را از یک نوشتهیِ صرفاً ادبی، به یک اثرِ هنریِ والا تبدیل میکندتهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
#ادبيتادبیت، مؤلفههای بارز و معینی است که زبان ادبی را میسازد.ادبیّت، مؤلفههای بارز و معینی است که زبان ادبی را میسازد. به عبارت دیگر، یعنی همان ویژگیهایی که نوشتهای را به اثر ادبی مبدل میکند و باعث میشود که آثار ادبی از سایر آثار متمایز شوند.ادبیت برحسب نظریههای شکلگرایان روس، مجموع خصلتها و خصوصیتهای زبانی و شکلی است که در متنهای ادبی وجود دارد. مؤلفههایی مشخص که زبان ادبی را از متنهای غیر ادبی متمایز میکند. ادبیت، هدف مهم مطالعات ادبی در مرحلهی اول فعالیتهای شکلگرایان روس بود. به بیان دیگر، اگرچه فرمالیستها همواره بر روی متون منفرد کار میکردند، اما کانون توجه آنها، نقطه اشتراک همهی متون ادبی یا عنصر مشترک و مسلط ادبی این متون بود.#مکاریک دربارهی ادبیات میگوید: فرمالیستها بر این باورند که موضوع مطالعات ادبی، کلیت ادبیات نیست؛ بلکه ادبیت وجه ممیّزهی ادبیات است.#یاکوبسن، زبانشناس روسی، در سال ۱۹۲۱م در مقاله شعر نو روسی بیان کرد که موضوع علم ادبيات، نه ادبیات، بلکه ادبیت است؛ یعنی آنچه که از اثری معین، اثری هنری میسازد.بنابراین وی به جنبههای بیانی و نمایشی متون ادبی توجه نمیکرد، در عوض به خصوصیاتی از متن عنایت داشت که به زعمش منحصرا ویژگی ادبی دارد.از دیدگاه #یان_موکاروفسکی، نظریهپرداز چک، ادبیت اثر شامل "غایت تشخیص بیان" میباشد؛ یعنی "تشخیص کنش بیان و کنش گفتار" شعر باعث راندن جنبهی ارجاعی و ارتباطات منطقی زبان به پس زمینهی موجب میشود. کلمات خود چون نشانههای صوتی "ملموس و محسوس" میشوند.از نظر شکلگرایان، کار منتقد، کشف قوانین ادبیت و مؤلفههای عمدهای است که در آثار ادبی وجود دارد؛ ازاینرو منتقد شکلگرا بهجای آنکه ورای یافتن اساس ادبیات در جستوجوی کیفیتهای مجردی از قبیل تخيل باشد، کوشش خود را صرف تعريف و مشخص کردن مقدمات میکند که در متنهای ادبی باعث پیشنماسازی یعنی مشخص شدن زبان شده است. تمهیداتی نظیر وزن و قافیه یا به کار گرفتن کلماتی که به نحوی (مثلا از طریق تکرار صداها در آن) تشخص یافته است.طبق نظر #ویکتور_شکلوفسکی، غرض ادبیات از اینگونه تشخص، آن است که آشناییزدایی کند. به عبارت دیگر جهان عادی و روزمره را غیر از آنچه هست، نشان بدهد و خواننده بتواند استعداد از دست رفته خود را در تجربهی تازهی حسی، دوباره پیدا کند.#شعر برای این منظور، گسترهی شگفتانگیزی از #تمهیدات را به کار میگیرد. برای مثال شعر از اشکال گوناگون #تكرار استفاده میکند. از جمله این اشکال میتوان به قافیه، وزن یا قطعهبندی در بسیاری از اشعار اشاره کرد. در حالی که این تمهیدات در زبان روزمره یافت نمیشود.شعر همچنین از تمهیداتی مانند استعاره و نمادها استفاده میکند که میتوانند در زبان غیر شاعرانه هم به کار روند؛ اما نه به همان قوت زبان شاعرانه. با توجه به این موارد باید گفت که #آشنایی_زدایی اصلیترین معیار ادبیت است.ادبیت دقیقا با آشناییزدایی که به مفهوم هنجارگریزی از زبان عادی است، همراه است؛ و باید گفت که ادبیت از راه برجستهسازی حاصل میشود که باعث میگردد چیزها در روشنترین حالت در معرض توجه قرار گیرند. این دو مفهوم (آشناییزدایی و ادبیت)، نظریهی مهم شکلگرایان روسی را که عوامل مشخصکنندهی اثر ادبی در شکل آن وجود دارند، مورد تأکید قرار میدهد.وقتی دو متن ادبی و غیر ادبی را که هر دو یک موضوع را بیان میکنند با هم میسنجیم در زبان آن دو، فرقهایی میبینیم که همان ادبیت است. مثلا به جای آن که بگوییم: سحر چون خورشید بر کوه تابید، بگوییم: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد. در این جا دو کنایه خسرو خاور (خورشید) و علم بر کوهساران زد (طلوع کردن) وجوه ادبیت متناند. به این ترتیب وقتی از کسی خواسته میشود وجوه ادبی بودن متنی را توضیح دهد، آن شخص باید با استعانت از علوم ادبی مخصوصا بيان و بديع، بتواند حیثیت ادبی كلام را تبیین کند و امروزه این سؤال (وجه ادبی بودن این بیت چیست؟) جای (معنی این بیت چیست؟) را گرفته است.#تینیانوف نظریهپرداز روسی مي گويد ادبيات وقتی علم است که موضوع بحث آن ادبیت کلام باشد.نگارش.#امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
شعریت، هسته اصلی و جوهر شعر است؛ آن بخشی که شعر را از نثر، از گزارش صرف، و از بیان مستقیم، متمایز میکند. شعریت، آن "چیزی" است که باعث میشود کلمات در کنار هم، بار معنایی، احساسی، و هنری مضاعفی پیدا کنند و تجربهای غنیتر و عمیقتر را برای خواننده یا شنونده خلق کنند.به زبان سادهتر، اگر شعر را بنایی در نظر بگیریم، شعریت موادی است که این بنا را خاص، زیبا، و ماندگار میکند؛ یعنی کیفیت و جوهر شاعرانه آن.اجزای کلیدی شعریت:شعریت ترکیبی از عناصر مختلف است که با هم در تعاملند و اثری یگانه خلق میکنند. برخی از مهمترین این اجزا عبارتند از:1. زبان خاص و غنی: * واژگان: انتخاب دقیق و گاه غیرمتعارف کلمات، استفاده از کلمات چندوجهی، یا انتخاب کلماتی با بار عاطفی یا تاریخی خاص. * تصویرسازی (Image-making): خلق تصاویر حسی (دیداری، شنیداری، بویایی، چشایی، لامسه) که مخاطب بتواند آنها را در ذهن خود ببیند، بشنود، یا حس کند. این تصاویر اغلب استعاری و برانگیزاننده هستند. * استعاره، تشبیه، و دیگر آرایههای ادبی: استفاده هوشمندانه از این ابزارها برای ایجاد ارتباطات نو و غافلگیرکننده بین مفاهیم. * آهنگ و موسیقی کلام (Sonority): استفاده از واجآرایی (تکرار صامتها)، واوآرایی (تکرار مصوتها)، جناس، و دیگر فنون آوایی برای ایجاد موسیقی درونی و لذت شنیداری.2. احساس و عاطفه: * شدت و عمق احساس: شعریت اغلب با بیان عمیق و صادقانه احساسات انسانی (عشق، اندوه، شادی، خشم، تنهایی، امید) همراه است. * پویایی عاطفی: انتقال طیف وسیعی از احساسات، یا دگرگونی آنها در طول شعر. * همدلی (Empathy): ایجاد ارتباط عمیق با احساسات مخاطب و برانگیختن حس همدردی.3. موسیقی و ریتم: * وزن و عروض: در شعرهای کلاسیک، وزن عروضی نقش مهمی در موسیقی و ریتم دارد، اما شعریت صرفاً به وزن محدود نمیشود. * ریتم: حتی در شعرهای سپید و نو، وجود یک ریتم درونی، تناسب در طول مصراعها، تکرارها، و مکثها، به شعریت کمک میکند. این ریتم میتواند ملایم، تند، بریده بریده، یا کشیده باشد.4. معنا و اندیشه: * لایههای معنایی: شعریت اغلب دارای معانی چندوجهی است؛ یعنی هر عبارت یا مصراع میتواند تفاسیر متعددی داشته باشد. * بینش و بصیرت: شعر معمولاً چیزی فراتر از یک بیان ساده است و بینشی نو درباره زندگی، انسان، طبیعت، یا جهان ارائه میدهد. * ابهام هنرمندانه: گاهی، شعریت در بخشی از ابهاماتی نهفته است که ذهن مخاطب را به تفکر وامیدارد.5. تخیل و خلاقیت: * نوآوری در بیان: خلق راههای تازه برای بیان ایدهها و احساسات. * دیدگاه منحصر به فرد: شاعر با شعریت خود، جهان را از دریچهای خاص و تازه به ما نشان میدهد.6. فشردهسازی و ایجاز: * بیان زیاد در کمترین کلمات: شعریت به شاعر اجازه میدهد تا حجم عظیمی از معنا، احساس، و تصویر را در چند کلمه بگنجاند. * حذف زواید: زدودن هرگونه کلمه یا عبارتی که به جوهر اصلی شعر لطمه میزند.چگونه شعریت به وجود میآید؟شعریت یک اتفاق اتفاقی نیست، بلکه حاصل تسلط شاعر بر زبان، احساس، و هنر است. شاعر با:* انتخاب دقیق کلمات* استفاده خلاقانه از استعاره و تصویر* آهنگین کردن کلام* ابراز صادقانه احساسات* ایجاد ارتباطات غیرمنتظره* به کارگیری تخیلاین جوهر را به کلام خود میبخشد.شعریت در مقابل "شعر" چیست؟* شعر (Poem): اثر مکتوب یا شفاهی است که ساختار، وزن (یا ریتم)، و قالب مشخصی دارد.* شعریت (Poeticity): کیفیتی است که در یک اثر، حتی اگر شعر رسمی نباشد (مثل یک جمله در نثر، یا حتی یک صحنه در فیلم) میتواند وجود داشته باشد و آن را "شاعرانه" کند.در نهایت، شعریت همان نیروی جادویی است که کلمات را از روزمرگی جدا کرده و به آنها جان میبخشد، تا بتوانند ما را به عوالم جدیدی ببرند، احساسات عمیقمان را برانگیزند، و درک ما را از خود و جهان عمیقتر کنند.تهیه و جمع آوری مطالب#امیر#نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻تعداد = شمار، شماره، شمار شمارگان، شمارگان، شمارش🔻به تعداد = به شماره🔻پر تعداد = پرشمار🔻تعداد محدودی = شمار اندکی🔻تعدادی = شماری، چندی🔻تَعدُد = بسیاری، بیشماری، بیشمارشدن، بَسماری🔻تَعدُد زوجات = چندهمسری، چند زنی🔻متعدد = انبوه، فراوان، بیشمار، پُرشمار، بسیار، چندین، فَرای، گوناگون، رنگارنگ🔻معدود = شُمُرده، اندکشمار، انگشتشمار، اندک، اند، کم، نایافته🔻معدودات = شُمُردگان، اندکان🔻معدوده = شُمُرده، اند، اندک🔻معدودی = شماریt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻راحت= ساده، آسوده، آسان، آرام🔻راحتی= سادگی، آسانی، آسایش، آرامش🔻راحتکردن= آرامشبخشیدن، آسودهکردن🔻راحتگاه= آسایشگاه🔻راحتطلب= آسودهجو، آسایشخواه، تنآسا🔻راحتطلبی= آسودهخواهی، آسایشخواهی، تنآسایی🔻راحتالحلقوم= نرمینه، شادنای🔻راحتباش= آزاد(در ارتش)🔻راحتی= آسو(کفش)🔻استراحت= آسودن، بَرآسودن، آساییدن، آسایش، آسانی، درازکشیدن، آرَمیدن، آرامش، رامش، غُنایش، دَمگیری، مَغل(خواب)🔻استراحت کرد= بَرآسود، آرَمید🔻استراحتکردن= برآسودن، غنودن🔻اتاق استراحت= یاختهی آسایش، آسودخانه، آسایشگاه، تنبلخانه🔻راحت و محنت= گرم و سرد🔻راحِ روح= رامِشِ جان🔻ناراحت= آزرده، اندوهگین، پریشان، آشفته، ناسوده، نَژَند، دُشرام، ناآرام، بیآرام، خشمگین، جوشی، دلنگران، دلگیر، دلواپس، آشوبگر، سرکش، ناخُرسند، اَخُرسند🔻ناراحتشدن= ناآرامشدن، جوشیشدن، بهدردسرافتادن، برآشفتن🔻ناراحتکردن= ناآرامکردن، خشمگینکردن، دردسرآفریدن🔻ناراحتکننده= دردسرآفرین، نگرانکننده، خشمانگیز🔻ناراحتی= ناخرسندی، اَخرسندیt.me/amirnormohamadi1976
🔷🔶🔹🔅پالایش زبان پارسی🔻خاطر = یاد، دل، اندیشه، دلگذشت، ویر، هوش(=ذهن)🔻خاطره = یادبود، یادمان، یادآمد، ویره، یادگار، یادنامه🔻خاطرات = یادمانها، یادبودها، یادنامهها🔻آزردهخاطر = آزردهدل، دلآزرده، دلگیر، رنجیده🔻آسودهخاطر = آسودهدل، دلآرام🔻آشفتهخاطر = دلواپس، آشفتهدل، آشفتهدرون، دلآشوب🔻اطمینان خاطر = رامِش، آسودهدلی🔻انبساط خاطر = خوشی، خرمی🔻به خاطر = برای، از برای، از رویِ، به پاس، از پی، بَهرِ، از بَهرِ🔻بهخاطر آوردن = بهیاد آوردن🔻به خاطر این که = زیرا، چون، از روی این که، از این رو که🔻بهخاطر داشتن = یاد داشتن، بهیاد داشتن🔻به همین خاطر = از این رو🔻تجدید خاطره = یادآوری🔻تعلقخاطر = وابستگی، دلبستگی🔻خاطرپَریش = دلپَریش🔻خاطرپسند = دلخواه، دلپذیر🔻خاطرجمع = آسودهدل🔻خاطرخواه = دلباخته، خواهان، شیفته🔻خاطرخواهی = شیفتگی🔻خاطرنشان = یادآوری، یادآور، یادآوردن، یادآور شدن، گوشزد🔻خاطرنشان کرد = یادآوری کرد، یادآور شد، گوشزد کرد🔻خاطرنشین = دلنشین، بهیادماندنی🔻خاطرهانگیز = بهیادماندنی، یادانگیز🔻دفتر خاطرات = دفتر یادبود، دفتر یادمانها🔻کتاب خاطرات = یادنامه🔻کوفتهخاطر = رنجیده، آزردهدلt.me/amirnormohamadi1976%F0%9F%94%B7%F0%9…
🔷🔶🔹🔸🔅پالایش زبان پارسی🔻عدد = شماره، شمارک، شمار، شمار واژه، تا، اُشمار، اندازه🔻اعداد، عددها = شمارهها، شمارَکان🔻عداد = شمار، رَدِه🔻عداد محدودی = شمار اندکی🔻عدد اصلی = شمارهی بُنیک🔻عدد اصمّ = شمارهی گنگ🔻عدد اول = نخستشمارک، شمارک نخست، شمارهی نخست🔻عدد تام = شمارهی هام🔻عدد ترتیبی = شمارهی دَهنادی🔻عدد توزیعی = شمارهی بَخشیک🔻عدد جبری = شمارهی فُزودی🔻عدد جذری = شمارهی ریشه ای🔻عدد حسابی = شمارهی هَماری🔻عدد ذَهَبی = شمارهی زرین🔻عدد زوج = شمارهی جُفت🔻عدد صحیح = شمارهی درست🔻عدد غیرجذری = شمارهی گُنگ🔻عدد فرد = شمارهی تک🔻عدد کسری = شمارهی فَرایوت🔻عدد مجرد(عدد غیر مقید) = شمارهی آزاد🔻عدد مقید = شمارهی نیوَند🔻عدد نویسی = شمارهنویسی🔻عدد وَتَری = شمارهی تک🔻عدد وصفی(عدد ترتیبی) = شمارهی دَهنادی🔻عددهای مشترک = شمارههای هَنباز🔻عددهای متعالی = شمارکان ترارونده🔻علم اعداد = دانش شمارش🔻عدید = شُمُرده، بهره، همتا، هَمال، بانگِ کَمان، شمار، شماره🔻عدیده = بهره، بسیار، بیشمار✍نمونه:🔺چند عدد پیچ لازم داریم؟ =چند دانه پیچ نیاز داریم؟🔺صد عدد پیچ احتیاج داریم =سَد تا پیچ نیاز داریم🔺عدد ۵ را با ۶ جمع ببندید =شمارک ۵ را با ۶ گرد آورید🔺تا عدد هجده بشمار =تا شماره ی هژده بشمار🔺با مشکلات عدیده ای روبرو بود =با گرفتاری های بسیاری روبرو بود🔺راههای رسیدن به خدا، به عدد آدمهاست =راههای رسیدن به خدا، به شمار آدمهاستراههای رسیدن به خدا، به اندازهی آدمهاست🔺آتشنشانان حادثه "پلاسکو" در عداد شهدا محسوب میشوند =آتشنشانان رخداد "پلاسکو" در ردهی جانگواهان به شمار میآیندt.me/amirnormohamadi1976%D9%80
رندی بیدل🔹زیرکی و رندی بیدل کم از حافظ نیست:قناعتپرورِ عشقم، مكن انكارم اى زاهد تو و صد سبحهگردانى، من و يک دانهٔ خالش! بیدل دهلوی🔹سخت است شعر بیدل را با یک بار خواندن فهمید. اگر بخواهی معنیاش را بفهمی، باید با ابیاتش دستوپنجه نرم کنی. اگر معنی را نفهمی، کلافه میشوی که چرا ظرافت این بیت را از دست دادم. و اگر معنی را بفهمی، ذوقزده میشوی، گویی مسئلهای سخت در ریاضی را حل کردهای.🔹بیت بالا از آن سختها نیست. مسئلهای متوسط است که با اندکی توجه حل میشود، خصوصاً با گذاشته شدن نیمفاصله و کسره و ویرگول. (پیشنهاد میکنم پیش از خواندن توضیحات من دوباره نگاهی به بیت بیندازید و برداشت خودتان را مزهمزه کنید.)🔹بیدل در این بیت خطابش به زاهد است. زاهد اهل قناعت است و به قدر ضرورت به دنیا توجه میکند. بیدل در مصرع اول میگوید ای زاهد، زهد من را انکار نکن. من هم مانند تو قناعتپیشهام. اصلاً عشق من را اینچنین پرورش داده که قانع باشم.🔹اما قناعتِ بیدل به چیست؟ پاسخش در مصرع دوم است. توی زاهد تسبیحِ «صددانه»ای را صد بار میچرخانی و هزار ذکر میگویی. درمقابل، منِ بیدل به «یک دانه» خال یار رضایت میدهم و قناعت میکنم.🔹«خال» نزد عرفا نماد وحدت است. بیدل، بهزیبایی، کثرت و دوری زاهد از معشوق را در یک طرف قرار میدهد و وحدت و رسیدن خود را در طرف دیگر. زاهد اگر به یار رسیده باشد، نیازی به ذکر ندارد، چون حکمتِ ذکر گفتن زنده نگه داشتن یاد معشوق در دل است. وقتی معشوق و مذکور کنارت باشد، دیگر نیازی به گفتن ذکر نیست. بیدل، در این بیت، هم جواب زاهد را داد و خود را قناعتپرور نشان داد که زاهدانه به دانهای قناعت کرده، و هم شیوهٔ زاهدانی را که مشغول به ذکر شدهاند و از مذکور غافل به سخره گرفت. این است که میگویم زیرکی و رندی بیدل کم از حافظ نیست.#ادبیات #شعر #بیدل_هلویسجاد سرگلیt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی #ابتدا_بساکن : نخست ایستا، نخستجا#ابتر : فشرده، کوتهواره، کوتا شده#اجزای_فرعی : اندامهها#اخباری (اِ) : گزارشی#ادات : وندها، آوندها#ارکان_جمله : وَچَک پایهها، پایههای گفتار#استقبال #مستقبل : آینده#استمراری : پیوسته، همارگی، پی در پی#اسم_اشاره : نام نشانه، نشانه نام، نَمارنام#اسم_آلت: ابزارنام، افزارنام، نامابزار#اسم_بسیط_مشتق : نام سادهی برگرفته، سادهنام برگرفته#اسم_بسیط : ساده نام، نام ساده#اسم_جمع: انبوههنام، نام رَمَن، رَمَننام، بیشالنام#اسم_جنس : نامگونه، گُننام#اسم_خاص : نام ویژه، ویژهنام#اسم_ذات : گوهرنام، زادنام#اسم_عام : همهنام، همگان نام، نام همگانی#پارسی_پاکدنباله دارد🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، دکترهاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشه شناختی زبان پارسی، دکتر محمد حسندوستt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی #اسم_فاعل : کارورز نام، کنانام، پویندهنام#اسم_مرکب : آمیزهنام، آمیختهنام#اسم_مصدر : کنشنام، پویهنام، نامکنش#اسم_معرفه : شناختهنام، شناسنام#اسم_معنی : تاوَرنام، مانیکنام#اسم_مفرد : تکنام، تکیننام#اسم_مفعول : پوییدهنام، پذیرانام#اسم_مکان : نامجا، جانام، گِواکنام#اسم_نکره : ناشناختهنام، ناشناسنام#اسم : نام#اشتغال : کارآفرینی، پردازش، کارگیری#اشتقاق : برگیری، واژهگیری، جُدامَد#اشخاص : کسان#اشیا : چیزها، پَرموتهها#اصوات : آواها، بانگها#اضافات_دستوری : فزودهای دستوری#اضافات : فزودهها، افزودگان#اضافه : افزوده، فزایش، فزوده#اضافه_استعاری : افزودهی ایرمانیک، فزایش ایرمانیک#اضافه_اقترانی : افزودهی فرایی، فزایش فرایی#اضافه_انتسابی (اضافه بُنوّت) : فزایش وابستگی#اضافه_بیانی : فزایش گونهنمایی، فزودهی گوییکدنباله دارد#پارسی_پاک🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، دکترهاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشه شناختی زبان پارسی، دکتر محمد حسندوستt.me/amirnormohamadi1976
🖋📋 واژههای بیگانه در دستور زبان پارسی#ایجاب : پاسخ، پاسخی، بایستگی#ایجاز_مخل (مُخِّل): فشردهی کاستار#ایجاز : فشرده گویی، کوته گرایی#ایهام : گُمانِش،گمان انگیزی#بسیط : ساده، نیامیخته، نابرگرفته#بعید : دور بیگانه#بیان : روشنساز، روشن کننده، روشنگر#تا (تاء): ت کشیده#تا_مربوطه (تاء): ة گرد#تاکید #تاکیدی : استواری، پافشاری، فشارش، سختار#تتابع_اضافات : پیاپی شدگی فزودگان، پیواره فزود (پیشنهاد نگارنده)#تجزیه : واکاوی، واکافت#تجزیه_و_ترکیب : واکاوی و آمیخت (پیشنهاد نگارنده)#تجوید : درستخوانی، شمردهخوانی، نیکخوانی#تحریف : واتگشت، وارون گفت (پیشنهاد نگارنده)#تخصیص : ویژگی#ترتیب : آرا، آرایی، دَهناد#ترتیبی : آرایی، دهنادی، سامانی#ترخیم (تَرخیم): واتکاهی#ترکیب : پایهشناسی، بنیانشناسی(پیشنهاد نگارنده)#التزامی : واداری، بایستگی، شایدی#تشدید : فشاره#تصریف : برگردان، بازگردان، چرخش، چرخانش#تصغیر : خُردی، کوچکی، کوچک نمود، کهاندن#تعریف : روشن ساخت، روشن کردن، بازنمود (پیشنهاد نگارنده)، شناساندن#تنازع :پرگاس، درگیری، کشمکشدنباله دارد#پارسی_پاک🖋📋 برجستهترین بازخنها (منابع):۱- پیوستهای فرهنگ ساختاری زبان پارسی، ضیاالدین هاجری۲- فرهنگ نظام با ریشهشناسی، محمدعلی داعیالاسلام۳- فرهنگ ریشهشناختی زبان پارسی، محمد حسندوستt.me/amirnormohamadi1976
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۴ امرداد زادروز حمید متبسم(زاده ۲۴ امرداد ۱۳۳۷ مشهد) آهنگساز و نوازنده تار و سهتار او در خانوادهای اهل موسیقی زاده شد ونخستین آموزشهای موسیقی را از پدرش علی متبسم فراگرفت. بعدها در تهران به دانشسرای هنر و هنرستان موسیقی رفت و نزد استادان: زیداله طلوعی، حبیباله صالحی، هوشنگ ظریف، حسین علیزاده و محمدرضا لطفی با دقایق و ظرایف ردیفنوازی و نوازندگی تار و سهتار آشنا شد.او در تهران فعالیت آموزشی و تدریس را در کانون چاووش آغاز کرد و همزمان به عنوان نوازنده تار و سهتار به گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان پیوست و در سال ۱۳۶۵ به آلمان مهاجرت کرد و در آنجا به فعالیت در زمینه آهنگسازی پرداخت. اوایل دهه ۷۰ گروه دستان را به اتفاق محمدعلی کیانینژاد بنا گذاشت، گروهی که اگر چه با تاثیر گروه عارف و کارهای پرویز مشکاتیان قرار داشت، اما به مرور طعم و رنگی تازه را در فضای موسیقی ایران پدید آورد. به گفته او، نام دستان را کیانینژاد پیشنهاد داد و نخستین اجراهای این گروه به خوانندگی بیژن کامکار بود.آلبوم بامداد تجربهای متفاوت در آهنگسازی و تنظیم به شمار میرفت. آهنگسازی متبسم و آواز بیژن کامکار نام متبسم را به عنوان آهنگسازی خوشذوق به جامعه موسیقی شناساند. آلبوم بامداد بعدها به عنوان یکی از آلبومهای تاثیرگذار و جریان ساز در موسیقی ایران به یادگار ماند.بعد از آن آلبوم بوی نوروز به خوانندگی زندهیاد ایرج بسطامی را با گروه دستان انتشار داد. وی به تشکیل گروههای چکاوک و دستان، تاسیس انجمن تار وسهتار، بر پایی سمینار سالانه تار و سهتار از سال ۱۳۷۳ پرداخت.به همراه گروه دستان کنسرتهای متعددی را در خارج و داخل ایران اجرا کرد که اجراهای متعدد و همکاری درازمدت با شهرام ناظری از کارهای شاخص آن است.همکاری با صدیق تعریف در انتشار آلبوم ماه عروس و آخرین کار با ناظری با عنوان لولیان هم از دیگر کارهای اوست.او به همراه گروه دستان کنسرتهایی را با بانو سیمابینا و بانو پریسا در خارج از ایران اجرا کرد. آلبوم شوریده که حاصل اجرای گروه دستان با پریسا است، عنوان شوک از مجله لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از وزارت فرهنگ فرانسه را نصیب گروه دستان کرد.او به همراه گروه دستان از سال ۱۳۸۵ تا پایان دهه ۹۰ به ارائه کنسرتهایی با سالار عقیلی و همایون شجریان پرداخت که حاصل آنها انتشار آلبومهای قیژک کولی و بهنام گلسرخ است.آهنگسازی و اجرای قطعه سیمرغ بر اساس داستان زال از شاهنامه فردوسی یکی از فرازهای دوران زندگی هنری اوست که در سال ۱۳۸۹ با همایون شجریان و به رهبری محمدرضا درویشی در مجموعه ورزشی انقلاب برای اولین بار اجرا شد. او قصد دارد این اثر را بار دیگر در ایران و نقاط دیگر جهان اجرا کند.مجموعه آثار حمید متبسم تا سال ۱۳۹۸ به شرح زیر است:● بامداد ۱۳۶۹گروه عارف، بیژن کامکار● بوی نوروز ۱۳۷۱گروه دستان، ایرج بسطامی ● نوای دریا ۱۳۷۳تکنوازی سهتار● ساز نو ، آواز نو ۱۳۷۶گروه دستان، شهرام ناظری● سه نوازی ۱۳۷۸حمید متبسم، حسین بهروزی نیا، پژمان حدادی● حنایی ۱۳۷۹گروه دستان، سیما بینا● ضرب تار ۱۳۸۰حمید متبسم، بهنام سامانی● شوریده ۱۳۸۱گروه دستان، پریسا (برنده جایزه بهترین موسیقی سال از وزارت فرهنگ فرانسه و عنوان شوک موسیقی سال از مجله موسیقی لوموند)● گل بهشت ۱۳۸۳گروه دستان، پریسا● ماه عروس ۱۳۸۴گروه دستان، صدیق تعریف● لولیان ۱۳۸۴گروه دستان، شهرام ناظری● غژک کولی ۱۳۸۷گروه دستان، همایون شجریان(برنده بهترین موسیقی سنتی سال ۲۰۰۹ از سازمان نقد صفحه آلمان)● به نام گل سرخ ۱۳۸۸گروه دستان، سالار عقیلی● پنجرهای بهسوی آفتاب ۱۳۹۰حمید متبسم، امامیار حسن اف، پژمان حدادی● سیمرغ ۱۳۹۰ارکستر سیمرغ، همایون شجریان ● زمزمهها ۱۳۹۳سالار عقیلی و گروه مضراب● زمستان ۱۳۹۳فریبا داوودی و گروه مضراب● یک دریچه ۱۳۹۴مهدیه محمدخانی و گروه دستان● تار و پود ۱۳۹۶به آوای مهدیه محمدخانی و به آوای وحید تاج● سپیدار ۱۳۹۶تکنوازی سهتار● خوابهای رنگی من ۱۳۹۷بقیه در پست بعدی 🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۴ امرداد زادروز همایون خسروی (زاده ۲۴ امرداد ۱۳۳۲ تهران – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ لسآنجلس) موسیقیدان و نوازنده ویولنسل او که پدرش نوازنده ویلون بود، با موسیقی آشنایی یافت، به هنرستان عالی موسیقی رفت و نواختن ساز ویولنسل را آغاز کرد و مدتی نیز نواختن ساز فرنچ هورن (کُر) را نزد مرتضی حنانه فراگرفت. از جمله استادان او: زاون مورکوریان، میشل خوتسیف، هوشنگ سنجری و پورتراب بودند.در ۱۴ سالگی به ارکستر بزرگ رادیو به رهبری ایرج گلسرخی و فریدون شهبازیان دعوت شد و پس از آن، همکاریاش را با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری فرهاد مشکات آغاز کرد. وی دورههای تخصصی نوازندگی ویولنسل را با بورسیه وزارت فرهنگ و هنر، در کشورهای آلمان و اتریش گذراند.پس از آغاز جنگ ایران و عراق، برای آشنایی با بازارهای موسیقی بینالمللی ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت. همچنین بهعنوان آموزگار ویولنسل، سابقه همکاری با هنرستان موسیقی تهران و هنرستان باغچهبان را در کارنامه هنریاش داشت.کارهای هنری:همکاری با ارکستر سمفونیک تهران. همکاری با ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران. اجراهای بسیار در جشن هنر شیراز و جشنوارههای بینالمللی. همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. تشکیل گروههای کوچک ارکستر زهی در آمریکا. اجرا در بیش از ۱۰۰ کنسرت بینالمللی همراه با مایکل کراوفورد. تهیه و اجرای برنامه تلویزیونی «ضیافت» در شبکه اندیشه. نوازندگی در آلبوم موسیقی «شب، سکوت، کویر» به آهنگسازی کیهان کلهر و خوانندگی محمدرضا شجریان.نوازندگی در آلبوم موسیقی «نگاه آسمانی» به آهنگسازی همایون رحیمیان و خوانندگی حسامالدین سراج.نوازندگی در آلبوم موسیقی «گریه بیبهانه» به خوانندگی حسامالدین سراج.نوازندگی در موسیقی فیلم «قیصر» به آهنگسازی اسفندیار منفردزاده.نوازندگی در موسیقی فیلم «گوزنها» به آهنگسازی اسفندیار منفردزاده.نوازندگی در موسیقی فیلم «گاو» به آهنگسازی هرمز فرهت.نوازندگی در موسیقی فیلم «گلهای داوودی» به آهنگسازی کامبیز روشنروان.نوازندگی در موسیقی سریال «سلطان صاحبقران» به آهنگسازی واروژان.نوازندگی در موسیقی سریال «افسانه سلطان و شبان» به آهنگسازی بابک بیات.نوازندگی در موسیقی سریال «امیرکبیر» به آهنگسازی کامبیز روشنروان.و نوازندگی در موسیقی سریال «سربداران» به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۴ امرداد سالروز درگذشت بانو الهه(زاده سال ۱۳۱۳ تهران -- درگذشته ۲۴ امرداد ۱۳۸۶ تهران) خوانندهاو از شاگردان عبداله دوامی، استاد بزرگ ردیف موسیقی ایران و غلامحسین بنان، از خوانندگان نامدار موسیقی سنتی ایران بود و در ۲۷ سالگی صدای او مورد توجه داوود پیرنیا، تهیهکننده برنامه گلها در رادیو ایران قرارگرفت که برنامه اصلی موسیقی در رادیو بهشمار میرفت و خاص موسیقی سنتی بود.نخستین پخش رسمی صدای الهه با نام پریچهر در فیلم «مردی که رنج میبرد» بود که در سال ۱۳۳۶ اکران شد. الهه با اجرای ترانه معروف «رسوای زمانه» که شعر آن را بهادر یگانه سروده بود با آهنگسازی همایون خرم بهرادیو راه یافت و به مدت ۱۵ سال از خوانندگان اصلی برنامه گلها بود. بسیاری از ترانههایی که باصدای او خوانده شده از ساختههای همایون خرم است. از جمله مشهورترین اجراهای او خواندن ترانه «از خون جوانان وطن لاله دمیده» ساخته و سروده عارف قزوینی بود که روحاله خالقی آنرا برای ارکستر بزرگ تنظیم کرد و باصدای الهه اجرا شد.وی در سالهای بعد ترانههایی نیز در قالب پاپ اجرا کرد، اما عمدتاً بهعنوان خواننده سنتی مطرح بود. همچنین ترانه رفته، ساخته همایون خرم یکی از ماندگارترین آهنگهای اوست.او نزدیک به ۵۰ سال در عرصه موسیقی ایران فعال بود و بیش از ۱۰۰ قسمت از مجموعه قدیمی و مشهور برنامه گلها را در رادیو ایران اجرا کرد، وی در طول فعالیت هنریاش بیش از ۷۰۰ ترانه خواند و در بیشتر برنامههای موسیقی رادیو حضوری فعال داشت.او در طول دوران خوانندگی با آهنگسازان برجسته، پرویز یاحقی و همایون خرم و نیز تعداد زیادی از شاعران و ترانهسازان مشهور همکاری کرد.با وقوع انقلاب که پخش برنامه گلها متوقف و خوانندگی زنان ممنوع شد، او ابتدا بهلندن پیش فرزندانش رفت و سپس به آمریکا مهاجرت کرد. در خارج از ایران گاهی به اجرای کنسرت میپرداخت و تنها آلبوم «ساقی» را در این زمان منتشر کرد، هرچند موسیقی سنتی ایران در خارج از ایران چندان مورد توجه نبود.بانو الهه در اردیبهشت ۱۳۸۶ برای همیشه به ایران بازگشت و درگذشت.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۴ امرداد زادروز اسداله صورتگر (زاده ۲۴ امرداد ۱۳۱۲ کرمان -- درگذشته ۲۳ فروردین ۱۳۸۶ کرمان) نقاش، شاعر، مترجم، عکاس و مجسمهسازاو پس از دوران تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد و از استادان: صفا، ابراهیم جعفری، نصرتاله کریمی، محمدسلحشور و اسماعیل شنگله بهره برد.در سال ۵۲ بین ۷۰ دانشجوی هنرکده مربیان امورهنری تهران، عنوان ممتاز را کسب کرد و نشان درجه ۲ فرهنگ گرفت.وی در زمینه عکاسی دو کتاب ترجمه کرد که هنوز بهچاپ نرسیدهاند و اشعار ارزندهای در زمینه عرفان، که گویای افکار و دنیای درون او بود سروده است. از او تعدادی تابلو نیز به یادگار مانده که از جمله تابلوی درویشخان، پرتره ابوالحسن صبا، کمالالملک و شاه نعمتاله ولی است.t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
فایل صوتی غزل شماره ٢۵با صدای مهربانو فرزانه جمشیدی
فایل صوتی غزل شماره ٢۵با صدای مهربانو مدرس زاده
فایل صوتی غزل شماره ٢۵با صدای استاد موسوی گرمارودی
بارگاه استغناء مقام عیش میسر نمیشود بی رنج روح غزل: همانگونه که در پس هر زمستانی بهار می آید برای هر انسانی که در این جهان گرفتار محدودیت این جهانی است بهار پرواز به سوی کمال مطلق دنیایی مطلق و مبداء عالی عالم پیش می آید.داشتن و نداشتن شهرت و گمنامی مقام یا انزوا هیچ کدام ارزش ذاتی ندارند.رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست آنچه ضرورت دارد تهیه بال و پر برای پرواز معنوی است.پروازی که انسان را به سوی مقصد ازلی و ابدی هدایت کند او که بی نیاز مطلق است از ما چیزی داشتن نمی خواهد.در بارگاه استغنای او چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست!! آنچه او می خواهد «طلب» است و عشق و ما از این جهان هر چه ببریم بیهوده است بهدجز دلی سالم و آیینه وار که تصویر محبوب را بخوبی در خویش منعکس کند. رهنمود فال: صاحب فال عمری است به دنبال تهیه مقدمات است و خود را با تهیه امکانات و وسایل سرگرم کرده است.عزیزم باید بدانید که شاهد مقصود را آنگاه در آغوش خواهید گرفت که خود را فراموش کنید به هدفتان با خلوص بیندیشید.آنچه را دارید وسیله کسب عشق و علاقه او ندانید.شما چند بار تا بحال امتحان کرده اید و آنگونه که باید به نتیجه نرسیده اید.لازم است این بار با وارستگی افتادگی و صمیمیت بیشتری تلاشتان را پیگیری کنید به ورزش بپردازید اما از ورزش مغرور نباید شد.ضمناً به مشورت بهای بیشتری بدهید بی تردید به نتیجه خواهید رسید، اما تحمل اندکی از مشکلات شما را آماده تر می کند و لذت پیروزی را برایتان چند برابر خواهد کرد. 📚آیات نور در سفینه غزل✒️دکتر مصطفی بادکوبه ای t.me/amirnormohamadi1976
شرح غزل شماره ۲۵وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتبحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون مقصور*سعدی: چنان به روی تو آشفته ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست*عطّار: ندای غیب به جان تو می رسد پیوست که پای در نه و کوتاه کن ز دنیا دست *سلمان ساوجی: دلی چو زلف تو سر تا به پای جمله شکست ز سر بر آمده در پا فتاده رفته ز دست *خواجو: سحر به گوش صباحی کشان باده پرست خروش بلبله خوشتر ز بانگ بلبل مست *۲-شاعر با خلق مضامینی چند در این غزل علی الظّاهر از بی وفایی دنیا و توصیه به بی اعتنا بودن به آن و شاد زیستن در فرجه کوتاه حیات دم می زند و در ابیات پایانی غزل با آوردن کلمه آصف و خواجه و مقایسه این شخص مورد نظر با وزیر قدرتمند حضرت سلیمان و خود سلیمان، از پایان کار نافرجام یک آصف و خواجه یی صحبت می کند که دارای جاه و مقام و قدرت و شخصیّت بوده و همه را به یکباره از دست داده است.۲-می دانیم امیر مبارزالدّین برای فرزند و جانشین خود در ایّام نوجوانی مربّی و معلّمی به نام محمّدبن علی خواجه قوام الدّین صاحب عیار را برگزید به امّید اینکه به هنگام سلطنتِ پسرش، کارهای وزارت او را هم به عهده گیرد. هر چند چنین شد و شاه شجاع در بادیِ امر صاحب عیار را به وزارت خود برگزید لیکن پس از چندی در اثر سوء ظنّ، به جرم خیانت او را به وضع فجیعی به قتل رسانیده و هر قطعه از بدنش را در کنار دروازه شهرهای مختلف آویزان کرد تا موجب عبرت ناظرین گردد. به نظر می رسد این غزل پس از قتل این وزیر مقتدر سروده شده و آوردن کلمه آصف و خواجه که از القاب صاحب عیار است و اشاره به حشمت سلیمانی این احتمال را تقویت می کند که منظور نظر حافظ ماجرای صاحب عیار است.۳-هر چند جزئیات رویدادهای تاریخی را نمی توان از خلال نوشته های تاریخ کما هُوَ حَقّه به دست آورد و در کلّی گوئی های تاریخ ریزه کاریهای یک واقعه، دستگیر خواننده نمی شود، اما می توان با دقّتِ در مضمونِ بیتِ دومِ این غزل، چنین استنباط کرد که بین شاه شجاع و صاحب عیار یک عهد و میثاق برقرار بوده تا اخبار محرمانه او به خارج درز نکرده و به گوش برادران و مدّعیان سلطنت شاه که خود طالب حکومت بر شیراز بودند نرسد و چنین بر می آید که آخرالامر این وزیر، بی گناه یا با گناه جان بر سر این کار نهاده است. در اینجا حافظ از توبه شکنی صحبت می دارد اما تعبیر آن همان عهد شکنی است.۴-شاعر در بیت پنجم مضمون لطیفی را در یک مصراع گنجانیده است. در آیه ۱۷۳ سورۀ اعراف چنانکه قبلاً نیز اشاره شده، آمده است: (... وَ اَشهَدُهُم عَلی اَنفُسِهِم اَلَستُ بِرَبِّکُم قالُوا بَلی ...) و می دانیم که لفظ (بَلی) در عربی به معنای (بَلی) و آری است و به لحاظ تلفّظ ظاهری آن (بَلا) گفته می شود که جناس لفظی با کلمه بلا و مصیبت است. شاعر می گوید انسان از همان روز الست که بَلی گفت بلا گفت! و در این دنیا همیشه دچار بلا و رنج و عذاب است و تعبیر باطنی این بیت مشعر بر آن است که وزارت و فرمانروایی چندان هم بی دردسر نیست و خطرات جانی هم در بر دارد و متعاقب آن در بیت هشتم نصیحت کرده می گوید: اگر به تو بال و پر داده شد، بیش از حدّ اعتدال بلند پروازی مکن تا همانند تیری که از کمان رها شده و عاقبت سرنگون به خاک فرو می افتد، بد عاقبت نباشی و مفاد ضمنی این نصیحت دلیل بر این است که احتمالاً صاحب عیار از اختیاراتی که شاه شجاع به او داده و به او اطمینان کرده بوده است دچار وسوسه و لغزش شده باشد و خدا دانا است.t.me/amirnormohamadi1976
معنی غزل شماره ۲۵(۱) گل سرخِ شرابی رنگ شکفته و بلبل مستِ نغمه سرایی شده است. ای صوفیان خوشگذران زمان شور و شادی و مستی فرا رسیده است.(۲) بنگر که چگونه توبه محکم و استواری که همانند سنگِ خارا سخت بود به وسیله جام شرابی شکسته شد.(۳) باده پیش آر که در پیشگاه قادر متعال شاه و گدا و مست و هشیار یکسانند.(۴) چون به ناچار بایستی از این دار دنیا رفت، بنای سرپناه این زندگی موقّت، بلند یا پست فرقی نمی کند.(۵) با شادمانی زیستن بدون رنجش و آزار به آسانی فراهم نمی شود مگر نه اینکه در روز الست آدم (بَلی) گفت و بلا را به جان خرید.(۶) خوش و بی خیال باش و در فکر بود و نبود مباش که پایان همه چیزها نیستی است.(۷) هیبت و عظمت وزارت و تسلّط بر باد و فهم زبان مرغان که سلیمان دارا بود همه به باد فنا رفت و او از آنها بهره یی نبرد.(۸) اگر روزگار به تو بال و پری برای پرواز داد از جای خود به در مرو که مانند پیکان پرّان لحظاتی در هوا اوج گرفته و عاقبت بر خاک خواهی افتاد.(۹) حافظ! زبان خامه تو چگونه از عهده شکرگزاری این نعمت برمی آید که سخنان تو را به ماند تحفه دست به دست می برند.t.me/amirnormohamadi1976
بامداد شنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادی هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۵ 🍃🌷🍏🎹💐🌺🎼🌺💐🎹🍏🌷🍃 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود ببین که جام زجاجی چه طرفهاش….
علوم وفنون ادبی pinned «*سنتیکس (Syntax) به طور کلی به قواعد و ساختار جملهبندی** در یک زبان گفته میشود. در زبانشناسی، سنتیکس یکی از شاخههای اصلی است که به چگونگی ترکیب کلمات برای تشکیل عبارات، جملات، و پاراگرافها میپردازد. این قواعد نحوه قرارگیری کلمات، ترتیب آنها، و روابط…»
علوم وفنون ادبی pinned «زیباییشناسی در شعر چیست؟ زیباییشناسی در شعر، در معنای کلی، به کیفیت و خصلتهایی اطلاق میشود که باعث برانگیختن حس لذت، تأثیر عمیق، زیبایی، و درک هنری در خواننده یا شنونده میشود. این شامل مجموعهای از عناصر و تکنیکهایی است که شاعر برای ایجاد یک تجربه حسی،…»
علوم وفنون ادبی pinned «خلاقیت فرمی در شعر به معنای نوآوری، کشف، و ابداع در ساختار، قالب، زبان، و تکنیکهای شعری است. این خلاقیت به شاعر این امکان را میدهد که ایدهها و احساسات خود را به شیوهای بدیع، تازه، و تأثیرگذار بیان کند. خلاقیت فرمی تنها به معنای شکستن قواعد موجود نیست،…»
*سنتیکس (Syntax) به طور کلی به قواعد و ساختار جملهبندی** در یک زبان گفته میشود. در زبانشناسی، سنتیکس یکی از شاخههای اصلی است که به چگونگی ترکیب کلمات برای تشکیل عبارات، جملات، و پاراگرافها میپردازد. این قواعد نحوه قرارگیری کلمات، ترتیب آنها، و روابط بین اجزای مختلف جمله را مشخص میکنند تا معنای مورد نظر به درستی منتقل شود.شکست خلاقانه در سنتیکس (Creative Syntax Disruption) به معنای خروج آگاهانه و هدفمند از قواعد معمول و رایج جملهبندی برای دستیابی به اهداف هنری، بلاغی، یا عاطفی خاص است. این شکست، به جای اینکه باعث سردرگمی یا نامفهوم شدن متن شود، به خلق جلوههایی جدید، تأکید بر بخشهای خاص، ایجاد ریتم یا آهنگ متفاوت، یا برانگیختن احساسات و تفکرات ویژهای در مخاطب کمک میکند.چرا یک نویسنده یا شاعر سنتیکس را میشکند؟دلایل مختلفی برای این کار وجود دارد:1. تأکید (Emphasis): با جابجا کردن یا تکرار بخشی از جمله، میتوان آن بخش را برجسته کرد. * مثال: به جای "من این کتاب را خواندم"، شاید شاعر بگوید: "این کتاب را، من خواندم" (برای تأکید بر فاعل) یا "خواندم، این کتاب را من" (برای تأکید بر فعل و ماهیت عمل).2. ایجاد ریتم و موسیقی (Rhythm and Musicality): تغییر در ترتیب کلمات یا ساختار جمله میتواند به شعر یا متن، ریتم خاصی ببخشد که با موضوع یا احساس متن همخوانی دارد. * مثال: تکرار یک ساختار ساده و بریده بریده برای بیان اضطراب، یا یک ساختار کشیده و روان برای بیان آرامش.3. ایجاد غافلگیری و نوآوری (Surprise and Novelty): شکستن قواعد آشنا، خواننده را از یکنواختی خارج کرده و توجه او را جلب میکند. این امر باعث میشود متن از کلیشهها دور شده و تازگی خود را حفظ کند.4. بیان احساسات خاص (Expressing Specific Emotions): برخی احساسات، مانند شوک، سردرگمی، یا هیجان شدید، ممکن است با ساختارهای جملهای نامتعارف بهتر منتقل شوند. * مثال: جملات بریده بریده و ناقص برای بیان وحشت، یا جملات معلق و ناتمام.5. فشردهسازی و ایجاز (Conciseness and Brevity): گاهی اوقات، حذف کلمات یا ساختارهای معمول میتواند به فشردهتر شدن معنا کمک کند و پیام را در کمترین کلمات منتقل کند.6. ایجاد ابهام هنری (Artistic Ambiguity): گاهی اوقات، ساختار غیرمعمول جمله میتواند به ایجاد لایههای معنایی و ابهام هنری منجر شود که خواننده را به تفسیر وادارد.انواع شکست خلاقانه در سنتیکس:* جابهجایی (Inversion): تغییر ترتیب معمول فاعل، فعل، و مفعول. (مثال: "رفتم به خانه" به جای "من به خانه رفتم").* حذف (Ellipsis): حذف بخشی از جمله که به دلیل سیاق، قابل درک است. (مثال: "او آمد. من؟ نماندم." - فاعل و فعل در جمله دوم حذف شده).* تکرار (Repetition): تکرار یک کلمه یا ساختار نحوی.* نظم غیرمعمول (Unusual Word Order): قرار دادن کلمات در ترتیبی که در زبان معمول نیست.* جملات ناقص یا بریده بریده (Fragmented Sentences): استفاده از عبارات یا کلماتی که به تنهایی یک جمله کامل نیستند، اما در بستر متن معنا پیدا میکنند.مثال در شعر فارسی:حافظ، یکی از استادان بزرگ در استفاده خلاقانه از سنتیکس است. بسیاری از ابیات او ساختاری نسبتاً غریب دارند که به زیبایی و تأثیرگذاری بیشتر شعرشان کمک میکند.* "زِ جامِ وصل، مستم، من، نمیدانم کجایم" * در این بیت، ترتیب معمول "من مستم" یا "من از جام وصل مستم" رعایت نشده است. "مستم، من" برای تأکید بر حال مستی و شخصِ مست است.* "اگر مُشتَم، پر از سِیماب، دَمِ پیکار، بایستد" (در برخی ابیات مشابه) * این نظم غیرمعمول، حسی از پایداری و آمادگی را القا میکند.نکته مهم:شکست خلاقانه در سنتیکس زمانی مؤثر است که هدفمند و آگاهانه باشد. اگر این شکست بدون دلیل و صرفاً برای گیج کردن مخاطب باشد، به جای اثر هنری، به یک متن نامفهوم و آزاردهنده تبدیل خواهد شد. هنرمند باید بداند چرا این شکست را انجام میدهد و چه اثری را از آن انتظار دارد.در نهایت، سنتیکس، ابزار اصلی ما برای بیان معنا در قالب کلمات است و شکستن خلاقانه آن، یکی از راههای مهم برای غنیتر کردن، زیباتر کردن، و تأثیرگذارتر کردن بیان، به ویژه در قلمرو هنر و ادبیات است.تهیه و گردآوری مطالب#امیر #نورمحمدیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
فنآوری یا فناوری؟🔸در کتابها، روزنامهها، مجلات، رسانهها، آگهینما(بیلبورد)ها، تابلوهای بینشهری، بسیار دیدهایم که فناوری را به این شکل مینویسند: «فنآوری».🔸فنّاوری معادلی است که زندهیاد احمد آرام برای واژهٔ technology ساخت. او ابتدا واژهٔ «فنوری» را پیشنهاد کرد، اما برای سهولت تلفظ و زیباییِ واژه الفی میانجی، که به آن الف صورتساز نیز میگویند، در میان آن نهاد. شاید آن زمان گمان نمیکرد در آینده ممکن است فارسیزبانان اشتقاق این واژه را نادرست تشخیص دهند و معنای آن را آوردن فن بدانند. از سوی دیگر، دیدهام که بعضی اهل فن اشتقاق این واژه را نادرست تبیین کردهاند و «-اور» را پسوند اشتقاقی دانستهاند که این نیز نادرست است.۱. فناوری: فن (اسم) + -ا- (صورتساز) + -ور (پسوند اشتقاقی)+ -ی (پسوند اشتقاقی)✔️۲. فناوری: فن (اسم) + -اور (پسوند اشتقاقی) + -ی (پسوند اشتقاقی)✖️۳. فنآوری: فن (اسم) + آور (ستاک حال) + -ی (پسوند اشتقاقی)✖️🔸پس معنای واژهٔ «فنآوری» آوردن فن است که طبیعتاً نمیتواند معادل تکنولوژی باشد، اما واژهٔ «فناوری» همان «فنوری» است که به قیاس کلمهای مانند «دانشوری» ساخته شده. الف صورتساز هم به قیاس کلماتی مانند «تناوری»، «جنگاوری» و «دلاوری» به آن اضافه شده. تناور و جنگاور و دلاور تن و جنگ و دل نمیآورند، بلکه بهترتیب تنومند و جنگجو و شجاع هستند.📎برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ «صورتساز» میتوانید به کتاب فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، نوشتهٔ دکتر علاءالدین طباطبایی، ذیل همان مدخل مراجعه کنید.#واژهگزینی #واژهسازی #ساختواژهسجادسرگلیt.me/amirnormohamadi1976
فرنگی🔸کمی پیشتر، مردم ما نسبت به زبان خودشان حساسیتهایی داشتند. وقتی کالا و محصولات و مواد غذایی از اروپا به ایران میآمد، شباهتی میان آن شیء با محصولی داخلی پیدا میکردند و با اضافه کردن صفت «فرنگی» به آن اسم نامگذاریاش میکردند.🔸اطلسیفرنگی، توالتفرنگی، توتفرنگی، فلفلفرنگی، کلاهفرنگی، گوجهفرنگی/بادنجانفرنگی، عروسکفرنگی، نخودفرنگی، هویجفرنگی نمونههایی از این نامگذاریاند.🔸اما زمانیکه ماکارونی و گریپفروت و مانند آن وارد ایران شدند، مردم با اینکه میتوانستند برایشان «رشتهفرنگی» و «دارابیفرنگی» و مانند آن بسازند، ترجیح میدادند واژهٔ خارجیاش را به کار ببرند. فرهنگستان از این صفت چند واژه ساخته: رشتهفرنگی، حلیمفرنگی، سربندی فرنگی.🔸فرنگی منسوب به فرنگ است. فرنگ یا فرنگستان یعنی اروپا؛ فرنگی یعنی اروپایی. فرنگ از واژهٔ فرانسویِ Franc گرفته شده. «فرانک» به معنای قوم ژرمن است. از آنجا که فرانکها سالها در اروپا غلبه داشتند، ایرانیان و هندیان و عربها مردم اروپا را فرانکی میدانستند. در فارسی: فرنگی؛ در هندی: feringhi؛ در عربی: الإفرنجي و الفرنجي.🔸احتمالاً این واژه چنین مسیری را طی کرده باشد: فرانک Franc (فرانسوی باستان) ← افرنج/فرنج (عربی) ← فرنگ (فارسی)🔸ابوسعیدابوالخیر، خاقانی، نظامی، سعدی، مولانا، شیخ بهایی، هاتف اصفهانی، اوحدی مراغهای، صائب تبریزی و بسیاری دیگر از ادیبان و شاعران در آثار خود از واژهٔ «فرنگ» استفاده کردهاند. برای نمونه، ابوسعید ابوالخیر میگوید:از باده به روی شیخ رنگ آوردناسلام ز جانب فرنگ آوردنناقوس به کعبه در درنگ آوردنبتوان، نتوان تو را به چنگ آوردن#واژهگزینی #واژهگزینی_مردمی #ریشهشناسیسجادسرگلیt.me/amirnormohamadi1976
چندش🔸مصدر «چندیدن» در زبان پهلوی به معنای «لرزیدن» است. «چند» در کلمۀ «بومچندگ» از همین مصدر گرفته شده، کلمهای که در فارسی میانه معادل زمینلرزه بوده. «بوم» (اسم) به معنای زمین + «چند» (بن مضارع) به معنای لرز + «-َگ» (پسوند اسمساز).🔸با اینکه این مصدر در فارسی معیار از بین رفته، اما همچنان در بعضی گویشها حضور دارد، مثلاً میگویند «از درد به خود میچندم».🔸از این ریشه یک کلمه هست که در فارسی معیار همچنان باقی مانده: «چندش» که اسم مصدر است. ایرج میرزا میگوید:بر تنِ او چندشی آمد پدیدپس عرقی گرم به جانش دویدجالب است که فرهنگ دهخدا در معنای چندش همین معنای لرزیدن را برجسته کرده: «لرز تند که با سرما نبود. لرزش نامطبوعی که در اعصاب آدمی پیدا شود، آنگاه که کاردی یا شیشۀ نوکتیزی را بر شیشه و امثال آن کشند. حالتی نامطبوع که از دیدن جراحتی صعب یا شنیدن آواز کشیده شدن نوکتیزی بر فلز و چوب سخت یا چیزی دیگر مزاجهای عصبانی را دست دهد». اما در فرهنگهای جدیدتر مثل فرهنگ فارسی عمید معنایی آمده که امروزه در ذهن ما متبادر میشود: «حالتی که از دیدن چیزی ناخوشایند به انسان دست بدهد». و از همینجا نیز میتوان به تحول معنایی این واژه پیبرد.#واژگان #ریشهشناسیسجادسر گلیt.me/amirnormohamadi1976
کلمات نیمهشفاف🔸کلمات در یک تقسیمبندی معروف به «شفاف» و «تیره» تقسیم میشوند. کلمات شفاف کلماتی هستند که بهراحتی و وضوح از لفظ به معنایشان پی میبریم. مثلاً «پارچهفروش» جزء کلمات شفاف است، چون از کنارهمقرارگرفتن اجزای این کلمه معنایش برایمان شفاف میشود. در مقابل، کلماتی هستند که از لفظ به معنایشان نمیرسیم. مثلاً اگر ندانیم «مریخ» یا «کلید» به چه چیز اطلاق میشوند، نمیتوانیم مدلول یا معنایشان را دریابیم. با این تعریف، واژههای بسیط تیره به حساب میآیند.🔸اما ماجرا به همین سادگی هم نیست. چون شفافیت و تیرگیِ کلمات علاوهبراینکه نسبی هستند مدرج و طیفیاند. مثلاً در کنار همان واژۀ «پارچهفروش» که شفافیت معنایی دارد واژۀ «میوهفروش» را بگذاریم که از شفافیت کمتری برخوردار است، چون میوهفروش فقط میوه نمیفروشد. و اگر کلمۀ «فخرفروش» را در نظر بگیریم، نسبت به دو کلمۀ پیش شفافیت کمتری دارد. پس در اینجا میتوانیم یک قسم دیگر هم به تقسیم فوق اضافه کنیم: کلمات «نیمهشفاف».🔸نیمهشفافها همان کلمات بحثبرانگیز هستند. برای مثال ممکن است کسی گمان کند «مان» در واژۀ «آسمان» همان پسوندی است که بر سر کلماتی همچون گفتمان، سازمان، ساختمان، ریسمان و امثالهم میآید. برخی هم مثل ابوریحان بیرونی ممکن است تصور کنند «مان» از ریشۀ ماندن و مانستن گرفته شده، یعنی «آس» را به معنی سنگ بگیریم (همچنانکه امروزه در کلماتی مثل «آسیاب» و «دستاس» حضور دارد) و «مان» را بن فعل بدانیم و نتیجه بگیریم که آسمان یعنی مانند سنگ یا آنچه همچون سنگ میماند. اما «مان» پسوندی است باستانی که نسبت را میرساند. بنابراین آسمان یعنی منسوب به آس، یعنی سنگی. (در قدیم گمان میکردهاند آسمان بالای سرمان سنگی است.)یا در کلمهای همچون «مستمند» ممکن است بهراحتی تشخیص دهیم که «مند» در این کلمه پسوند است و با بررسی بیشتر متوجه شویم که «مُست» به معنای «گله و شکایت» است و مستمند یعنی گلهمند و شکایتمند و اکنون در اثر تحول معنایی به فقیر و تهیدست اطلاق میشود.یا کلمهای همچون «خنجر» را امروزه بسیط میگیریم اما در قدیم آن را مرکب میگرفتهاند، چون «جَر» خودش به معنای «کارد» بوده و «خَن» نیز به معنای «کج».🔸پس میبینیم که کلمات نیمهشفاف نیاز به بررسی تاریخی دارند و اگر با حدس و گمان به سراغ کشف معنایشان برویم، ممکن است راه به خطا ببریم. معمولاً در بررسیهای تاریخی به سراغ واژههای نیمهشفاف میرویم و برای خودمان شفافشان میکنیم. همچنین به کلماتی برمیخوریم که زمانی شفاف بودهاند و اکنون تیرهاند. علاوهبراین، تقسیمبندیِ کلمات به شفاف و نیمهشفاف و تیره برای معناشناسان و اصطلاحشناسان و واژهگزینان حائز اهمیت است و ثمراتی دارد که امیدوارم در آینده در مورد اهمیت و ثمراتش بیشتر بنویسم.📎پینوشت: مثال پارچهفروش و فخرفروش را از کتاب درآمدی بر معناشناسی دکتر کورش صفوی آوردم. مثال «طلافروشِ» ایشان را به مثال «میوهفروش» تغییر دادم. ایشان «عشوهفروش» را نیز به معنای «ریاکار» برای تیرگی معنایی آورده بود که در بدنۀ متن نیاوردم. کلمات نیمهشفاف و مثالهایش را نیز از گفتههای دکتر علاءالدین طباطبایی نقل کردم.#واژگان #واژهگزینی #زبان_علمسجادسرگلیhttps://t.me/amirnormohamadi1976
ویتامین ج🔸معروف است که ویتامینها به ترتیبِ کشفشان نامگذاری شدهاند:A, B, C, D🔸ما نیز برای معادلگذاری این ویتامینها میتوانستیم از «الف»، «ب»، «پ»، «ت» استفاده کنیم، اما به تبعیت از تلفظ الفبای زبان فرانسه تقریباً شبیه به نامهای اصلیشان معادلگذاری کردیم، یعنی گفتیم «آ»، «ب»، «ث»، «د» و نگفتیم «اِی»، «بی»، «سی»، «دی».🔸عربیزبانها و اردوزبانها براساس حروف ابجد نامگذاری کردهاند: «الف»، «ب»، «ج»، «د». درنتیجه ویتامین «ج» همان ویتامین C است. این ویتامین در ترکی استانبولی هم هرچند C نوشته میشود، اما «ج» خوانده میشود، چون نویسۀ C در خط فعلیشان برای «ج» استفاده شده. بنابراین در زبانهای عربی و اردو و استانبولی به آن ویتامین «ج» میگویند و زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی آن را ویتامین «ث» نامیدهاند.#واژگان #واژهسازیسجادسرگلیt.me/amirnormohamadi1976
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۳ امرداد سالروز درگذشت حسینعلی وزیریتبار(زاده سال ۱۲۵۸ تهران -- درگذشته ۲۳ امرداد ۱۳۳۷ تهران) آهنگساز و نوازندهاو فرزند مبصر همایون بود و از کودکی بهموسیقی علاقه داشت، پدرش بهوسیله «سرهنگ نصراله مینباشیان» سرپرست مدرسه موزیک نظام، وی را برای هنرجویی به آن مدرسه فرستاد. در سال ۱۳۰۷ که «مدرسه موسیقی دولتی» تشکیل شد، او هم دوباره به تحصیل ساز تخصصیاش کلارینت "قرهنی" پرداخت.در عین حال، با ابراهیم منصوری "نوازنده مشهور ویلون در آن زمان" نیز آشنا شد و از او ردیفها را آموخت و کوشید آوازهای ایرانی را با ساز خود بنوازد و بهجز کلارینت به تمرین ساکسیفون و ویلون نیز مشغول شد. در آن زمان اداره آموزش و پرورش عراق تقاضای اعزام یک هنرآموز موسیقی برای تدریس در مدارس آنجا را کرد و «سالار معزز» "غلامرضا مینباشیان" از میان هنرجویان، وزیریتبار را برگزید و او در سال ۱۳۱۰ به آنجا رفت و در شهر «کاظمین» در «دبستان اخوت ایران» مشغول آموزش موسیقی به دانش آموزان شد.او پس از بازگشت بهتهران، تحصیلاتش را در هنرستان عالی موسیقی دنبال کرد و در سال ۱۳۱۵ دوره متوسطه هنرستان را به پایان رسانید و دیپلم گرفت و پس از آن هنرآموز موسیقی مدارس بزرگ شیراز شد.در شیراز هنرجویان متعددی تربیت کرد و کار آموزشگاهها را سر و صورت داد، ارکستری از شاگردان زبده ترتیب داد و با ساختن قطعاتی به برپایی کنسرتهایی اقدام کرد.هرچند که او خود را نوازنده میدانست و ادعای آهنگسازی نداشت، ولی نواهایی که گهگاه بهوسیله او ساخته میشد از نظر ذوق عمومی بسیار قابل توجه بود و او هم کوشش میکرد ساختههایش از حدود موسیقی ملی بیرون نباشد.بعضی از آن آثار سالها بعد در تهران ضبط و اجرا شدند که از جمله آنها تصنیف «به یاد شیراز» است که توسط «انجمن موسیقی ملی» اجرا شد. در سالهای بعد، با اتحاد برنامه گلها، توسط ارکستر رادیو همراه با آواز بنان نیز اجرا شد که ضبطی از آن موجود است و نت آهنگ "بههمراه شعر آن" در اولین شماره مجله موسیقی رادیو در سال ۱۳۳۶ چاپ شده است.در تهران او در ارکسترهای متعددی مانند «ارکستر نوین» ارکستر «انجمن موسیقی ملی» و ارکسترهای «اداره موسیقی کشور» بهعنوان همنواز و تکنواز به همکاری پرداخت.وی از سال ۱۳۲۸ هنرآموز هنرستان موسیقی ملی بود و این همکاری ۸ سال ادامه پیدا کرد. در کنار فعالیتهای متعدد او تاسیس «ارکستر نابینایان» جایگاه ویژهای برای او به وجود آورد. اولین دسته ارکستر نابینایان ۲۵ نفر بود که بعدها بیشتر شد.از او چهار فرزند به نامهای گیتی، همایون، هدایت و هایده باقی مانده است که همه اهل موسیقی هستند.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۳ امرداد زادروز هادی شفائیه (زاده ۲۳ امرداد ۱۳۰۲ تبریز – درگذشته ۷ شهریور ۱۳۹۷ امریکا) عکاس پیشکسوت، طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران او در سال ۱۳۱۲ اولین تجربه عکاسی و چاپ و ظهور عکس را انجام داد و در سال ۱۳۲۰ در مسابقه عکاسی انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، برنده اول مسابقه شد. در فروردین ۱۳۳۴ استودیو عکاسی هادی و اولین کلاس عکاسی ایران را افتتاح کرد. او طراح و پایهگذار رشته عکاسی در دانشگاههای ایران از سال ۱۳۴۹ و مدیر گروه و رئیس دپارتمان عکاسی در پردیس هنر در دانشگاه تهران از بدو پیدایش و استقرار دوره چهار ساله عکاسی بود. همچنین مدیریت و تدریس گروه عکاسی را تا آخر سال تحصیلی ۱۳۶۶ بهعهده داشت. وی گرچه فعالیتهای عکاسیاش گونههای مختلفی را در بر میگیرد، ولی شهرتش بیشتر بهخاطر پرترههایی است که عکاسی کردهاست. وی در سال ۱۳۶۷ به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان زندگی در اوهایو ساکن شد."او چنان از نظم و انضباط بالایی در کارش برخوردار بود که گویی از حرفه دیگرش یعنی پزشکی بهعاریت گرفته بود. او در حرفهاش خاص بود و همیشه اعتقاد داشت، اول باید مبانی را درست یاد بگیرید و بعد بهدنبال ساختارشکنی باشید."اینها را جاسم غضبانپور یکی از اولین دانش آموختگان رشته عکاسی و از عکاسان حرفهای ایران درباره او میگوید. غضبانپور در زمستان ۱۳۶۲ همزمان با بازگشایی دانشگاهها بعد از انقلاب فرهنگی از اولین دانشجویان دانشگاه هنر در رشته عکاسی بود که شفائیه بنیانگذاری کرد .این نظم، وسواس، دقت و تخصص چنان در شخصیت شفائیه در هم تنیده بود که وقتی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به ترک ایران گرفت، از میان هزاران نگاتیوی که در طول سالها عکاسی کرده بود، تنها تعدادی از نگاتیوهایش را در جعبهای به ابعاد ۱۳ در ۱۸ سانتی متری با خود به آمریکا برد و مابقی نگاتیوهای خود را از دم تیغ قیچی گذراند.از مجموعه عکاسی شده از محمدرضاشاه توسط او فقط یک عکس روی اسکناس بیست ریالی دوران پهلوی منتشر شدوقتی در آستانه نودمین سالگرد تولدش در اوهایو آمریکا از او پرسیدم چرا آن گنجینه عظیم بهچنین سرنوشتی دچار شد گفت: "بیش از اندازه وسواس داشتم تا عکسهای چاپ شده از نگاتیوها را خودم انجام دهم و بعد از خروج از ایران کسی را نمیشناختم تا بتواند آنچه من میپسندم را چاپ کند، لذا تصمیم گرفتم خیالم را برای همیشه راحت کرده و آنها را از بین ببرم. و برای این کارم هم اصلا پشیمان نیستم."آثار:از مشهورترین کارهای او پرترههای نیمایوشیج "و دیگر مشاهیر ادبی و هنری همدورهاش" هستند. فن و هنر عکاسی، کتابی در عکاسی از قلم اوست که در سال ۱۳۷۲ توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران بهچاپ رسیدهاست🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
☘☘ برگی از تقویم تاریخ ☘☘۲۳ امرداد سالروز درگذشت غلامعلی بِسکی "معروف به بابابسکی"(زاده ۸ بهمن ۱۳۱۰ سبزوار – درگذشته ۲۳ امرداد ۱۳۹۸ گنبدکاووس) پزشک و هوادار محیط زیستاو در رشته طب دانشگاه علوم پزشکی تهران تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۵ با درجه تخصص جراحی زنان فارغالتحصیل شد.او میگفت: خوردن گوشت باعث ایجاد بیماری میشود و به طبیعت پناه برد و خامگیاهخواری را در پیش گرفت و به تأثیر شفابخش گیاهان دارویی اعتقاد داشت. وی مطالعاتش را بیشتر صرف تحقیق در این مورد کرد و همچنین بسیاری از اموالش را صرف امور خیریه ساخت.در سال ۱۳۴۵ بیمارستانی را در شهر گنبدکاووس تأسیس کرد و در ۱۳۴۹ زندگی شهری را رها کرد و خام گیاهخوارِ مطلق شد و زندگیِاش را وقفِ دفاع از محیط زیست و تبلیغ گیاهخواری کرد.تأسیس بیمارستان و زایشگاه دکتر بسکی.تأسیس مدرسه تیزهوشان گنبدکاووس، خانه ریاضی گنبدکاووس، سرای گاندی (تیز هوشان فقیر در روستاها)ساخت باغ انگور با روش آبیاری از فاضلاب، از آثار نیکوکاری اوست.آرامگاه وی در روستای تنگراه است.🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%… #بابا_بسکی