ادبیات مصنوعی با افتخارِ هوش مصنوعی!✍️آرمان میرزانژاد در دوره کنونی که شائبهٔ استفاده دیگری از تکنو…
انتشار: 2026/08/16 20:59 UTCدریافت: 2026/08/17 13:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 13:44 UTC
ادبیات مصنوعی با افتخارِ هوش مصنوعی!✍️آرمان میرزانژاد در دوره کنونی که شائبهٔ استفاده دیگری از تکنولوژی هوش مصنوعی خاطر منتقدان تیز بین را مشوش می کند، آیا مسئله اصلی این است که چه کسی متن را نوشته؟ یا این که این متن چه میزان اصالت فکری، تجربه زیسته و صدای منحصربهفرد خود را دارد؟آنچه متن را از حالت روتوش شده، کمال گرا، بی خطا در می آورد و شائبه ماشینی بودن آن را کم رنگ می کند چیست؟ دخیل کردن حواس چندگانه، تجربه فردی، لحن و لهجه، موقعیت اکنونی مفاهیمی که به شکل زنده در شهر، خیابان و روابط انسانی می بینم یا نه همه این موارد هم قابلیت کپی برداری دارند و ماشین این موارد را هم می تواند به مثابه الگوی زبانی مشخصی بازتولید کند؟هوش مصنوعی نسخه هوشمندی از ایده ها و مفاهیم از پیش موجود را میگیرد و تحلیل میکند و نقد را می سازد نسخه ای که غلط املائی ندارد، گزاره ها بدون دخالت حالت روانی، حسی، لغزش زبانی به شکلی لاجیکال پیش می رود، سعی می کند علائم نگارشی را رعایت کند.اما نوشته انسانی غالبا در برهم کنش مجموعه ای از چیزها به وجود می آید جایی که بتواند زبان از حالت اتوماتیک در توزیع گزاره های منطقی و انتقال اطلاعات در بیابید و ارتباط نزدیکی با متن زندگی روزمره پیدا بکند و از موقعیت تن، زبان، آسیب ها و مسائلی که در زیر پوست فرد و جامعه است بگوید که انسان های زنده امروز هر یک به نوعی چه تجربه ای می کنند و چه اموری را آسیب زا میبینند یا چه زیبایی های را حس می کنند. با این وضعیت متن از دامِ اتهام به ماشینی بودن در می آید. نقد ماهم نیازمند چنین فازی استقلال طلبانه ای برای توسعه است جایی که مفاهیم گذشته بیانگر موقعیت کنونی نیست، زبان سعی می کند با موقعیت بدن، تجربه های نو، حواس و اثر تکنولوژی ها، مفاهیمی تابع موقعیت خود و دیگران خلق کند. وگرنه این خط و خطوط انسانی، این ردپای تجربه منحصر به فرد، بدگمانیها و قضاوت ها اگر در متنی حاضر نباشد کمو بیش با شائبهی زبان ماشینی روبه روییم، نه زبانی حامل رخداد یا اثر انسانی... امری که این روزها به شدت شایع شده به نام خود زدن زبان ماشینی تا سر حدی که کاربر فکر نمیکند پیشتر فرم زبانی متن هاش، با فرم کنونی زبانش فاصله دارد و این شیفتگی مسحورکننده ی دزدآفرین به زبان ماشینی، باعث شده زندگی فردی، طعم چیزها، لحن های مختلف، تفاوت های حسی، فکری و روانی خود را با دیگری نادیده بگیریم و در برابر هوش مصنوعی ذوب شویم، و با خوار داشت دیگری، دیگری را سوژه ای کمهوش تر از خود تصور کنیم، در صورتی که نه دیگری الزاما کم هوش است و نه ما چندان هوشمند! آنک! بدبختی جدید زمان ما این است...t.me/amirnormohamadi1976