بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادیهدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل ش…
انتشار: 2026/08/16 20:57 UTCدریافت: 2026/08/17 08:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 08:42 UTC
بامداد دوشنبه دوستان عزیزم به نیکی و شادیهدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان دیوان حافظ غزل شماره ۲۷ 🎹🍃🌷🍃🌷💐🎼💐🌷🍃🌷🍃🎹در دیر مغان آمد یارم قدحی در دستمست از می و میخواران از نرگس مستش مستدر نعل سمند او شکل مه نو پیداوز قد بلند او بالای صنوبر پستآخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیستوز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هستشمع دل دمسازم بنشست چو او برخاستو افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشستگر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچیدور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوستبازآی که بازآید عمر شده حافظهر چند که ناید باز تیری که بشد از شستمعنی لغات غزل:دیر: معبد مسیحیان.مُغان: زرتشتیان، روحانیان زرتشتی مأمور حفاظت از آتش در آتشکده.دیر مغان: معبد زرتشتیان و در اینجا کنایه از میکده و یا مجلس خاصّ عرفاست.قدح: پیاله.نرگس مست: (استعاره) چشم مست.سمند: اسب زرد رنگ، اسب.شمعِ دل: (اضافه تشبیهی) دلی که مانند شمع در سوز و گداز است.دمساز: همدم، مونس، هم صحبت.نظربازان: آنانکه در چهره زیبا می نگرند، بنا به عقیده بعضی از عرفا و صوفیان عارف، در چهره زیبا نگریستن و لذّت بردن بدون قصد شهوت یک نوع عبادت و پی به قدرت و عظمت پروردگار بردن است و آن را اشتغال به مظهر جمال غیبی تلقّی کرده و مباح می دانند که اِنَّ الله جَمیل یُحِبُّ الجَمال.افغان: غریو و فریاد.افغان نظربازان: غریو اعتراض که از ته دل نظربازان درآمد.غالیه: مادّه معطّر مشک مانند که با آن زلف را خوشبو کنند، مُشکِ تَر.وَسمَه: ماده سیاهرنگ متمایل به چرب که با آن ابرو را سیاه کرده و دنباله ابرو را کشیده و به شکل کمان در می آورند.شَست: حلقه انگشتر مانند که در انگشت ابهام کرده و با آن زه کمان را می کشیدند.t.me/amirnormohamadi1976