تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-16 09:10 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
روزنامهنگار و طنزنویسدیدهبان خرمآباد تماس:[email protected]@reza_saki
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 81 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
فاصله «شاهنامه» و «ویسورامین» حدود ۴۰ سال است و بدیهی است که شباهتهایشان بسیار است. آن قدر زیاد که اینجا نمیگنجد بنویسم. فقط همین قدر بگویم که جهانبینی مشترک را میتوان در هر دو اثر جست و رد تقدیرگرایی، خردگرایی و البته نگاه نوافلاطونی مشترک را در آنها فهرست کرد. مثلا:پناه من به هر کاری خرد بادکه جوید راستی و پرورد داد#شاهنامه_گردی #ویس_رامین
این هفته دوره داستایوفسکی رو شروع میکنیم. بالاتر توضیحات کافی هست درباره دوره و محتواش. همین روزها دو کتاب تازه درباره اندیشههای داستایوفسکی منتشر شده که اونا رو هم به دوره اضافه میکنم و از فردا مشغول خوندنشون خواهم شد. یکی رو «چرخ» منتشر کرده و یکی رو…👆🏽👆🏽👆🏽
شما که عاشق «روزبه دادویه» یا همون «ابنالمقفع» شدید، حتما «اَبان بنِ عَبْدُالْحَمیدِ لاحِقی» را هم دوست خواهید داشت. بهویژه دوستانی که در کلاس کلیلهودمنه هستند، بخونن این مقاله رو:اینجا@resaki
Voice messageاین هفته دوره داستایوفسکی رو شروع میکنیم. بالاتر توضیحات کافی هست درباره دوره و محتواش.همین روزها دو کتاب تازه درباره اندیشههای داستایوفسکی منتشر شده که اونا رو هم به دوره اضافه میکنم و از فردا مشغول خوندنشون خواهم شد.یکی رو «چرخ» منتشر کرده و یکی رو «امیرکبیر».اگه قصد شرکت در دوره رو دارید، به خودم هم میتونید پیام بدید تا هماهنگی رو انجام بدم.
هر کس نوشیدنی خودشتوضیحات بیشتر برای فهم بیت حافظ که در اینستاگرامم گذاشتم:رضا ساکی: کافهای کوکاکولا، فانتا، پپسی و اسپرایت ندارد و نوشیدنیهایی که با ارزشهایش همخوانی دارد سرو میکند. اشکال دارد؟ هیچ اشکالی ندارد. البته برای جامعهشناسان این گسسته (اتمیزه) شدن مردم ایران، منبع پژوهشی و آیندهنگری است اما من چون جامعهشناس نیستم نمیتوانم آن را درست تحلیل کنم.و حتی به نظرم اشکال هم ندارد که این محتوا را در اینستاگرام منتشر میکنند که به احتمال زیاد، پلتفرمی است که هر بار در آن پست میگذارند، دستشان را آب میکشند.من با هیچ کدام از این چیزها مشکل ندارم و اگر بیت حافظ را برای توصیف این کلیپ استفاده کردم، دلیل دیگری دارد.حافظ هم تقریبا همین مشکل را در زمان خودش داشت. حرف من این است که چرا زیر میز ما میزنید؟ این نوشابهها همگی در کشور ایران و تحت مقررات این مملکت پر شدهاند و اتفاقا خوشمزه هم هستند و بسیاری از ایرانیان یا کولاخور هستند یا پپسیباز. خودم پپسی را بیشتر دوست دارم.خب، اگر این کلیپ فقط سبک زندگی خودش را تبلیغ میکرد من میدیدم و میگذشتم اما چون نوشابههایی را روی زمین انداخت که من دوست دارم، از قول حافظ نوشتم:«دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجاتمکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش»بله، مسئله این است که شما میتوانید نوشیدنی خودتان را بخورید اما باید بگذارید ما هم نوشیدنی خودمان را انتخاب کنیم.باقی بقایتان @resaki
کدام دو قرن سکوت را بخوانیم؟چاپ اول یا ویرایش زرینکوب را؟رضا ساکی: میدانید که «دو قرن سکوت» در ۱۳۳۰ منتشر شد و زرینکوب در ۱۳۳۶ آن را ویرایش کرد و اغلب نسخههایی که در بازار غیررسمی و رسمی هست همین نسخه ۱۳۳۶ است.اگر حتی کتاب را نخوانید و فقط ورق بزنید میبینید که زرینکوب هر چه را گفته است به منابع مستند کرده است. مثلا «فتوح البُلدان» از «بَلاذُری»، «اخبار الطوال»، «تاریخ سیستان»، «مُروج الذَهَب»، «تاریخ گَردیزی»، «تاریخ طبری»، «عُیون الاخبار»، «ابن خَلَکان»، «ابن اثیر»، «التنبیه و الاشراف» و دیگران. اینها همان منابع مرتضی مطهری هم در «خدمات متقابل اسلام و ایران» هستند و زرینکوب چیزی به آنها اضافه نکرده است. اما او در چاپ اول برخی روایتهای بیمنبع را حذف کرد و البته ایده خود را گسترش داد و کتاب ۱۳۳۶ کتابی مفصلتر است.البته که بدیهی است که هر چه مثلا طبری نوشته است سند نیست و نمیشود گفت چون در طبری هست پس حتما درست است. اینها را بعدا دکتر «محمد محمدی ملایری» در شش جلدی «تاریخ و فرهنگ ایران در دوره انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی» بحث کرده است.زرینکوب اما آغازگر این ماجراست و تقریبا اغلب پژوهشگران پس از او، این دو قرن را قرنهایی ویژه دانستهاند و حتی برخی آن را به همین نام «دو قرن سکوت» نامگذاری کردهاند. از جمله سیدجواد طباطبایی.پس تا اینجا باید بدانید اگر میخواهید «دو قرن سکوت» بخوانید همان نسخهای که نشر سخن منتشر کرده است را بخرید یا اگر افست میخرید بدانید که دارید چاپ ۱۳۳۶ را میخوانید.اما نقدی که به کتابی که در ۷۰ سال پیش نوشته شده است این است که پژوهشهای مربوط آن به آن دو قرن، حالا دقیقتر و عمیقتر شدهاند. اسناد تازهای هست و بسیاری پژوهشگران از جمله «آذرتاش آذرنوش» چند کتاب دقیق درباره آن نوشتهاند که البته در بسیاری موارد تایید حرف زرینکوب است. یعنی آن ستمورزیها به ایرانیها وجود داشته است.همچنین پژوهشهای نو درباره «ابنمقفع» یا روزبه دادویه و عاقبت همعصران او نیز، هم چنین است. کتاب «در نگاه ایرانشهری» از دکتر نصرالله پورجوادی، درباره همین روزهاست.من درباره کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» هم یادداشتی دارم که اینجا میتوانید بخوانید. شهید مرتضی مطهری این کتاب را در پاسخ زرینکوب نوشت اما «خدمات متقابل اسلام و ایران» هم کتابی نیست که چشمبسته بخوانیمش.هشتگها را بخوانید:#محمدی_ملایری #مسئله_زرینکوب @resaki
تا در این مملکت زن نباشد، مرد پیدا نخواهد شداز جمله تلاشهایی که دههها طول کشید و خون دل برایش خورده شد، تأسیس مدرسههای دخترانه و اصلأ تلاش برای درس خواندن دختران بود. در هنگامهای که مدرسه دخترانه را فاحشهخانه میگفتند، تلاش برای چنین کاری، البته دشوار بود.«سیدعلی شوشتری» وقتی برای اعتراض به تأسیس مدرسه دخترانه بیبی خانم استرآبادی، در شاه عبدالعظیم، بست نشست، گفت: «وای به حال مملکتی که در آن مدرسه دخترانه تأسیس شود.»در روزهای مشروطه، زنی نامهای به روزنامه «حکمت» فرستاد و خطاب به «سیدمحمد طباطبایی»، از او خواست که اساس تربیت نسوان، فراهم شود:زنهای فرنگی به واسطه علم، معنی هیئت اجتماعیه را میفهمند و میدانند که فرزندان خود را برای چه کار آماده کنند زنهای مسلمان جز کینهورزی با یکدیگر و تربیت کودک به مقتضای سلیقه کج خود چیز دیگر نمیدانند.این است فرزندانی که از پستان آن مادرها شیر خورده مدبر عالم، و اولادی که در دامان تربیت اینها پرورده شده پستترین امـم مـیشـوند. وقتی که آموزگاران و مربیان اولیه اطفال را تربیت نکنیم، جوانان کاردان و پیـران باتدبیر نخواهیم داشت و خودپرستی از مملکت ما رخت بر نخواهد بست. یعنی میخواهم عرض کنم تا در این مملکت زن نباشد، مرد پیدا نخواهد شد و تا مرد پیدا نشود، از عدم استقلال مملکت و بقای ملت ایمن نمیتوانیم بود. پس چنانچه بنای تعلم مردان در این مملکت به واسطه حضرت مستطاب عالی محکم شد چشمداشت آن است که اساس تربیت نسوان نیــز بـه دسـت حضرتعالی تأسیس شود.#مشروطه_ایرانی @resaki
سعدی و گریه 😀@resaki
خوش آمدیدبرای دوستان تازهای که به این کانال آمدهاند چند هشتگ میگذارم که مجموعهای از یادداشتها درباره شعر و ادبیات و تاریخ است:#شاهنامه_گردی #مسئله_زرینکوب #مکتب_رندی #جلال_آل_احمد #مشروطه_ایرانی
ملامتگوی بیحاصل، نداند درد سعدی رامگر وقتی که در کویی به رویی مبتلا ماند#سعدی
دنیا به دین خریدنت از بیبصارتی استای بدمعاملت، به همه هیچ میخری#سعدی
نهاد شبستان در عصر قاجار در کتاب «تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار» مقالهای درخشانی هست از «آتنا غلام نیارمی» با عنوان «نهاد شبستان در عصر قاجار». نویسنده مقاله شبستان یا «حرمسرا» را نهاد میداند، با کارکردهای سیاسی، اجتماعی و... که محل تحولات در جامعه…مقاله:«بیاعتباری گفتمان حقوق مدرن، در سنجش جایگاه زن در جامعه سنتی ایران»«شکیبا فتاحی سلطانکوهی»@resaki
نهاد شبستان در عصر قاجاردر کتاب «تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار» مقالهای درخشانی هست از «آتنا غلام نیارمی» با عنوان «نهاد شبستان در عصر قاجار».نویسنده مقاله شبستان یا «حرمسرا» را نهاد میداند، با کارکردهای سیاسی، اجتماعی و... که محل تحولات در جامعه ایران هم هست. یعنی حرمسرا را از آن جنبه جنسی و شهوتناک که بهویژه سفرنامهنویسان آن را صورتبندی کرده بودند، جدا میکند.همچنین، مقاله «بیاعتباری گفتمان حقوق مدرن، در سنجش جایگاه زن در جامعه سنتی ایران» هم بسیار خواندنی است.«شکیبا فتاحی سلطانکوهی» نوشته است:«تحلیل جایگاه زن در جامعه سنتی ایران از منظر گفتمان مدرنیته باعث بدفهمیها و سوء تفاهمات بسیاری در خصوص جایگاه زن در ایران از حيث اجتماعی و سیاسی گردیده است. در واقع نگاه تاریخگرایانه و نظر کردن بر زنان از منظر ،مدرنیته باعث این بدفهمیها و انحرافات گردیده است و در این مقاله با دلایل متعدد که در هفت محور اساسی تلخیص گردیدهاند اثبات گردیده است که زن در جامعه سنتی ایران آن طور که مستشرقین و مورخین غربگرا اعلام داشتهاند از جایگاه حقیر و مبتذلی برخوردار نبوده است و زن در جامعه سنتی ایران علیرغم نابرخورداری از حقوق برابر بواسطه نظام حقوقی تحمیلی از جایگاه اجتماعی قابل قبول و مناسبی برخوردار بوده است.»مقاله را در ادامه میگذارم تا دانلود کنید.@resaki
قصد دارم ادامه بدهم و هر جا ببینم کسی دارد ناله میکند بر تاریخ ایران، دربارهاش بنویسم. فعلا دو یادداشت دارم که آنها را اینجا میتوانید بخوانید:#نقد_نالیدن_بر_تاریخ_ایران
این طنز را پاییز ۱۳۹۷ نوشتم:با مافیای خانوادگی شهر بلغور گندم آشنا شوید طنز روز ایسنا، رضا ساکی: محمدمهدی محسنیانراد استاد تمام علوم ارتباطات گفته است: «شما روزنامهنگاران ایران باید شرکتی مثل کاسپین را قبل از اینکه مردم را بیچاره کند، گیر میانداختید؛ در حالی که پشت میزتان نشستهاید و چای میخورید و با تلفن خبر جمع میکنید.» لطفاً خبرنگاران و روزنامهنگاران بگویند در این سالها کجا بودند؟ چرا هیچوقت گزارشی از هفت تپه منتشر نکردید؟ اگر که ارزان فروخته شد چرا گزارش نکردید؟ اگر هر اتفاقی افتاده بود باید گزارش میکردید. چرا حتی روزنامههای محلی گزارش نکردند؟ میدانم بسیار از فشارها و بگیر و ببندهایی گلهمند هستید که گاه شما را فلج کرده است، اما اجازه دهید اگر هستید، آنگونه باشید که باید باشید. این حق شما و حق مردم است. از آن پاسداری کنید.» سخنان جناب استاد درست است. بهویژه آنجا که از پشت میزنشینی گله کرده است. اما یک نکته درباره سخنان ایشان هست که عرض میکنم. مثلا شما فکر کنید در شهر بلغور گندم زندگی میکنید. بلغور گندم چسبیده به بلغور جو است و مسئولین این دو شهر چشم دیدن یکدیگر را ندارند. شما در بلغور گندم خبرنگاری میکنید و متوجه میشوید فرماندار شهر بلغور گندم سند ۳ هزار هکتار از جنگلهای شهر را به نام دامادش زده است و حالا میخواهید به گفته استاد، آنگونه باشید که باید، باشید. پس با خودتان میگویید مردم حق دارند که بدانند داماد فرماندار جنگل مملکت را بالا کشیده است. پس شروع میکنید به تحقیق کردن و به اداره منابع طبیعی میروید تا ته قضیه دربیاورید که متوجه میشوید برادر داماد فرماندار آنجا مدیر است. پس سعی میکنید از اداره برق بپرسید چرا دارد به سمت جنگل برقکشی میکند که میفهمید داماد برادر فرماندار، یعنی داماد عموی دختر فرماندار آنجا رئیس است. پس سعی میکنید از اداره مخابرات پیگیری کنید که چرا دارد به قعر جنگل تلفن میکشد که درمییابید رئیس آنجا پدر داماد برادر فرماندار است، یعنی پدر دامادِ عمویِ دخترِ فرماندار. پس بدون تعجیل به اداره ... میروید تا از مافیای خانوادگی شهرتان پرده بردارید که با هم دارند جنگل را میخورند اما در اداره ... در اتاقی کمنور، اخوی عروس فرماندار از پشت سر در گوش شما میگوید: نکنه میخوای آنگونه باشی که باید، باشی؟ این چیزها را بلغورجوها در مغزت فروکردهاند؟ بله خائن؟ و شما در این لحظه تاریخی تصمیم میگیرید که هر چه سریعتر از آن اتاق کمنور خارج شوید و با جماعتی چنین در شهر بلغور گندم درنیفتید. باقی بقایتان@resaki
کپشن را در ادامه بخوانید:کپشن 👇 👇 👇ناله بر تاریخ ایران در ۴۵ ثانیه با احترام به جایگاه هنری استاد فرهاد ناظرزاده کرمانی.رضا ساکی: این دیدگاه خردمندانه نیست. عذرخواهی میکنم جناب استاد، این ایلی خواندن ایرانیان در دوران جدید محصول نگاه آبراهامیان و کاتوزیان است. قطعا که بخش بزرگی از جامعه ایران مانند بسیاری از نقاط جهان، کوچنشین بود اما مگر میشود نقش ایرانیان شهرنشین را در تحولات تاریخی نادیده گرفت و همه مردم را ایلی و قومی خطاب کرد؟میبینید؟ جناب فرهاد ناظرزاده کرمانی، یک تاریخ طولانی را در چند ثانیه خلاصه میکند و نتیجه میگیرد در همه این هزارهها غم بوده است و غم باعث اتحاد!گزاره ایشان همان نگاه استبدادی به تاریخ ایران است: «ایران غمهای بزرگی داشته است.» بله داشتهایم، اما چقدر؟ کشورهای دیگر غم نداشتهاند؟ چرا غم را ویژگی ایرانی میدانیم؟ ایشان دوباره میگوید: «این فجایعی که در تاریخ ایران گذشته است» چرا فاجعه را ذاتی تاریخی ایران میدانیم؟ روسها فاجعه نداشتند؟ روم فرونپاشید؟ آن همه شکست نخوردند؟و آقای ناظرزاده کرمانی، پتک آخر را محکم میزند و میگوید: «این ملت با غم و اندوه بزرگ شده». کاش آقای صحت از ایشان میپرسید، منبع و سندتان برای این گزاره چیست؟ با چه مدرکی میگویید ما با غم و اندوه بزرگ شدهایم؟ بله، وقتی از تاریخ فقط حملههای اسکندر، عربها، مغولها و... را خواندهایم، معلوم است که فکر میکنیم نافمان را با غم بریدهاند. پس شور عاشقانه سعدی از کجاست؟ اصفهانی که فخرالدین اسعد گرگانی در آن «ویسورامین» را سرود، اگر شهر ارواح بود که عاشقانه خلق نمیکرد. کی فرصت میکنیم، ناله بر تاریخ ایران را کنار بگذاریم؟ و کمی هم نقش و هنر و زیبایی را در تاریخمان ببینیم.این طور در ۴۵ ثانیه تاریخ هزاران ساله را با ناله تعریف کردن، ادامه همان راهی است که تا کنون پیمودهایم. هنر هم نمیخواهد. کمی نالیدن میخواهد و آه کشیدن.#نقد_نالیدن_بر_تاریخ_ایران.@resaki
کپشن را در ادامه بخوانید:
بماند به یادگاربرنامه آبیاری درختان مسیر چینکلاغ۱۶ مرداد ۱۴۰۵گروه پاکبانان سیمرغ ✌️@resaki
در ادامه این ویدئو، یادداشتم را بخوانید: 👇کپشن 👇 👇 👇 با احترام به جایگاه ادبی استاد محمد شمس لنگرودیرضا ساکی: یک رویکرد درباره گذشته ایران همین نگاهی است که جناب شمس لنگرودی در پیش گرفتهاند. یعنی دوام و پیوستگی ایران را از دل بدبختی و سختی بیرون بیاوریم. در این رویکرد، چیزی سیاهی و جنایت و بیچارگی نداشتهایم و اینجاست که سعدی و حافظ و خیام و فردوسی آمدهاند و نوری شدهاند در تاریکی.آیا واقعا چنین است؟ رازی این طور کشته شد؟ کتابش را توی سرش کوبیدند؟ شاید برایتان جالب باشد که چنین روایتی درباره «مستشارالدوله» هست که میگویند ناصرالدینشاه دستور داد کتاب «یک کلمه» را آن قدر توی سرش بکوبند تا بمیرد. برای این یکی که ماجرایش مربوط به کمتر از دویست سال پیش است هم سند دقیقی نداریم، چه رسد به رازی.اصلا گیرم که هر دو چنین مردند آیا باید آن را به هزاران سال تاریخ تعمیم بدهیم؟ پس تلکیف آن همه شاعر و نویسنده که کتاب توی سرشان نخورد چه میشود؟خود فردوسی مثلا. مگر همه عمر در فقر بود؟ میدانیم نبود اما ما دوست نداریم فردوسی را خوشحال و پولدار و حتی در برخی مواقع، معاف از مالیات در نظر بیاوریم. همیشه دوست داریم فردوسیمان در رنج و بدبختی شاهنامه را سروده باشد.این همان روایت استبدادی جناب «کاتوزیان» است که مثلا «علی رضاقلی» هم دنباله آن را گرفتهاند. تاریخی سراسر ستم و سیاهی با جامعهای کوتاهمدت. در این رویکرد حتی کسی که دمخور حافظ است، یعنی جناب شمس لنگرودی به گزاره عجیب: «هیچ شعری از حافظ نیست که از رنج و مصائب صحبت نکنه» میرسد. جملهای که آدم باور نمیکند گویندهاش ایشان باشد.در این روایت سیاه، مغول به همه ایران حمله کرده است و هیچ سخنی درباره شهرهایی که با سیاستورزی آباد ماندند و ویران نشدند، نمیشود. انگار مغول همه ایران را به خون کشیده است. یا اعراب فقط با شمشیر ایران را گرفتند.بلندشدن از زیر بار سنگین روایت «همایون کاتوزیان» یکی از نیازهای امروز ملت ایران است.#نقد_نالیدن_بر_تاریخ_ایران@resaki
در ادامه این ویدئو، یادداشتم را بخوانید:👇
تقویم سال ۱۳۵۹تصاویر روی این تقویم جالبه. سالی که من به دنیا اومدم.@resaki
فردا ۱۶ مرداد میریم آبیاری درختان چینکلاغ⏰ ساعت: ۵:۰۰ تا ۹:۰۰ صبح📍 محل: ایستگاه اتوبوس بام تهرانلوکیشن محل جمع شدن:لینک نرم افزار بلد: https://balad.ir/p/1zs61tvaRL6ktTلینک نرم افزار نشان: https://nshn.ir/_bv1-QWx4_Hhلطفاً ۱۰ دقیقه زودتر حضور داشته باشید. دیر نکنین!📞 ثبتنام و هماهنگی: 09366181472
یکی درباره فردوسی حرف میزند و میگوید شاهنامه را سرود تا جهزیه دخترش را فراهم کند. دیگری میگوید حافظ فقط از یک شاعر در غزلهایش نام برده است و آن کمالالدین اسماعیل است. یکی دیگر به خزه میگوید، گلسنگ و آن یکی میگوید «دریاچه گهر» لرستان را بلژیکیها کشف کردند.اینها فقط گوشهای از وضعیت اینستاگرام است. پلتفرمی که برای برخی جایگزین کتاب شده است. راستش اوضاع پادکستها هم بهتر از این نیست. یا کانالهای یوتیوب.پس اگر خودتان را دوست دارید، از کتاب دست نکشید.@resaki
ستم بر مشروطهجواد رنجبر درخشیلر مشروطه به مشروطیت، انقلاب مشروطه، جنبش مشروطه دگرگون شده است و همراه با دگرگونی اسم دگرگونی رسم هم پیدا کرده است. مشروطه را متاثر از عثمانی و قفقاز دانسته اند و آن را پایان موقت استبداد ۲۵۰۰ ساله فهمیده اند و با رایی قطعی شکستش را اعلام می کنند. با این همه معلوم نیست چرا رهایش نمی کنند و هر سال برای مشروطه شکست خورده و پایان یافته جشن و همایش برگزار می کنند؟مطالعات مشروطه در ایران نه تنها کمکی به فهم این نقطه عطف تاریخی ما نکرده است، بلکه آن را با پشتکاری عظیم چنان تحریف می کند که احتمالا یکی دو دهه دیگر کسی مشروطه را به جا نخواهد آورد. نقطه شروع مشروطه شناسی این است که مشروطه ریشه ای عمیق در فرهنگ ایرانی دارد. از داد و خرد مایه می گیرد و ساختار مطلوب خود را بارها در قالب رابطه شاه و وزیر و شاه و پهلوان آزموده است. مشروطه تجلی ناخودآگاه ملت ایران بود؛ پیش از آنکه الگوییی از دیگران بگیرد. غفلت از مایه های ایرانی مشروطه آن را به محصولی وارداتی فروکاسته است.شکست مشروطه نیز که در اعلام آن اغراق می کنند، پیوندی عمیق با بحران در شاهنشاهی ایرانی یافت. همزمانی مشروطه با بحران در شاهنشاهی آن را بیش از سایر مولفه های داخلی و خارجی تضعیف کرد. تمام هفت دهه مشروطه با بحران شاهنشاهی دچار فرسایش و انحطاط شد. ترور ناصرالدین سرآغاز آن بحران عمیق بود و عزل محمدعلی و سستی و بی کفایتی احمد قاجار و تاج و تخت را رها کردن از سوی پدر و پسر پهلوی مصداق های مستمر آن بودند. مشروطه به شاه مقتدری نیاز داشت که حافظ قانون اساسی و آزادی و عملکرد مجلس شورای ملی باشد و این شاه مقتدر مشروطه همواره در هفتاد سال مشروطه مفقود بود. مظفرالدین شاه با امضای فرمان مشروطه خود را از بحران شاهنشاهی رها کرد و تنها شاه در بین شش شاه اخیر ایران است که در ایران به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.پاداش مظفرالدین شاه را همه تاریخ نویسان و سیاستمداران و روشنفکران و فیلم سازان در اتحادی پایدار و خلل ناپذیر دادند و او را به جای ستایش به سستی متهم کردند و چهره ای مضحک از او ساختند. انحطاط در روایت مشروطه از تحقیر مظفرالدین شاه آغاز می شود و با رفتن روایت مشروطه در قالب های شعری سست تداوم می یابد. روایت مشروطه باید نثری خردمندانه می داشت ولی به شاعرانگی دچار شد و هرگز جز در مواردی معدود نتوانست خود را توضیح دهد.گنگی یا لکنت نظری مشروطه با پرگویی سطحی و بی وقفه طرفداران و مخالفان مشروطه همراه شد. هزاران انجمن و صدها شخصیت آنارشیسم را با آزادی اشتباه گرفتند و بی نظمی و بی ادبی را رهایی از استبداد موهوم تلقی کردند. همه این ها در غیبت شاه مقتدر مشروطه به بحران مشروطه مبدل شد که سال های فتح تهران به دست مشروطه خواهان در ۱۲۸۸ تا برآمدن رضاشاه در ۱۲۹۹ را کاملا می پوشاند. روایت جدید مشروطه باید به نثری پخته و سنجیده از داد و خرد ایرانشهری آغاز شود و پس از رها کردن تاریخ شاهنشاهی از استبدادنگاری های مرسوم تحول های اندیشه در صد سال قبل از مظفرالدین شاه را توضیح دهد و نقش شاه مشروطه را بفهمد و تداوم مشروطه را در بحران شاهنشاهی روایت کند.به نظر می رسد هنوز مبانی نظری این روایت موجود نیست و فعلا میدان روایت را شاعرانگی و روایت های درشت روشنفکرانه اشغال کرده است. این خود ستمی است که با مشروطه ای اندیشه ای شاید رفع شود. https://t.me/melliiran
این رو ببینید لطفاً درباره مشروطه https://www.instagram.com/reel/DbpxiT6o0Th/?igsh=Y3N5bzdpcnB2aWQ3
قبلا هم گفتم، وظیفه داریم مشروطه رو بدونیم و بخونیم.امروز مشروطه ۱۲۰ ساله شد و دستکم این هشتگ رو بخونید و بشنوید:#مشروطه_ایرانی
«ساسات» در ۱۳۹۶ منتشر شد. کتابی است که دوستش دارم و چند بار تلاش کردم، نسخهای بهروز آن تهیه کنم که فرصت نشد. در طاقچه میتوانید سه تا از کتابهایم را بخوانید:https://taaghche.com/book/26179/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA
شیوه رندی|رضا ساکی pinned «یک پل چوبی رضا ساکی: هیچ عیبی نداره که یک شاعر یا نویسنده یا نقاش، بشینن و درباره ایران و جامعه ایران و آینده ایران حرف بزنن. اتفاقا خوبه که از گروههای متفاوت درباره آینده ایران بشنویم. فقط یک کار هم ما باید بکنیم و اون اینه که حواسمون باشه که اونها جایگاهشون…»
یک پل چوبیرضا ساکی: هیچ عیبی نداره که یک شاعر یا نویسنده یا نقاش، بشینن و درباره ایران و جامعه ایران و آینده ایران حرف بزنن. اتفاقا خوبه که از گروههای متفاوت درباره آینده ایران بشنویم. فقط یک کار هم ما باید بکنیم و اون اینه که حواسمون باشه که اونها جایگاهشون همون جایگاه هنری است که دارن.یعنی چی؟ بذارید از خودم مثال بزنم. من از محیطزیست، مشروطه، شعر و ادبیات و گاهی روشهای بهتر بنزین زدن مینویسم. خب روزنامهنگارم و سرک میکشم به اینجا و اونجا اما شما باید همیشه حواستون باشه که من اندیشمند نیستم. یعنی جایگاهم رو قاطی نکنید. فکر نکنید چون دارم ادای جامعهشناسها رو درمیارم و حرفهایی میزنم که بوی جامعهشناسی میده، پس جامعهشناسم یا اگه دارم از تاریخ مینویسم مورخم یا مثلا اندیشه سیاسی سرم میشه.من فقط پُلم و اندیشمند و روشنفکر، کسی دیگهاس. برای فهم واقعیت ایران کنونی، باید اهل اندیشه رو بخونیم. حالا اگه گاهی اهل اندیشه در دسترس نیستند یا حرفهاشون سخت به نظر میرسه، شاید نیاز به پل باشه اما پل، فیلسوف سیاسی نیست.من یکی خودم نهایت، پلی چوبی هستم که زیاد تکون میخوره و لقه. لطفا این رو در همراهیتون با من فراموش نکنید.@resaki
وضعیت نت شما؟
در دوره ناصری، قانونی نوشته شد با عنوان «قانون ثبت و مهر دولتی» که شخصی به نام «بارن اطریشی» به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد و «امینالدوله» مامور اجرای آن شد.برای این قانون ادارهای هم درست شد که باید آن را نخستین اداره ثبت اسناد در ایران به شمار آورد.این اداره در نهایت اما با فشار امینالسطان صدراعظم و برخی علما تعطیل شد.امینالسطان برای مخالفت دلیل سیاسی داشت اما علما میگفتند که مُهر آنها برای اعتبار دادن به اسناد کافی است و نیاز به مُهر دولت نیست.از کتاب: نخستین کوششهای قانونگذاری در ایران#مشروطه_ایرانی
نخستین قانون مجازات در ایران با امضای ناصرالدین شاه ابلاغ شد. قانونی بود که «کنت دومونت فرت» فراهم کرد. در ماده ۴۴ این قانون آمده است:«کسی که کثافت و زَبیل میان کوچه میریزد عوض اینکه به جای مخصوص زبیل ببرد، ۴۸ ساعت حبس از یک قران تا یک تومان جریمه خواهد داد»#مشروطه_ایرانی
چند تا قیمت رو مرور کنیم:بسته کامل پد الکلی ۱۰۰ تایی، ۷۷۰ هزار تومانصابون گلیسیرین ۱۹۵ هزار تومانسنگک ۳۱۵ گرمی (پس از پخت) ۴۰ هزار تومان
داستایوفسکی برای امروز.pdfداستایوفسکی برای امروز۲۸ مرداد شروع میکنیم 👆🏽
درباره مشروطه اینجا را بخوانید: #مشروطه_ایرانی
به ۱۴ مرداد روز فرمان مشروطه نزدیک میشویم.اگر کوتاه بپرسید، کوتاه پاسخ میدهم درباره مشروطه. کمی دانستههایمان را مرور و بهروز کنیم.@resaki
گفتاری درباره «شبهای روشن» داستایفسکی از دکتر زینب موذنزاده که بسیار شنیدنی است.@resaki
دوستان کسی هست امروز یه کمک حرفهای ویدیویی به ما بده؟تدوین دو دقیقه ویدئو و زیرنویس اون 👋
مهرزاد بروجردی در روشنفکران ایرانی و غرب، بخشی را به علی شریعتی و افکار و آرای او اختصاص داده است که نمایی خوبی میدهد از شریعتی. در بخشی از آن آمده است:«شریعتی به عنوان یک اهل جدل پا به صحنه نهاد، نه به عنوان یک فیلسوف یا کلامشناس. او بر زیروبمهای فلسفه اسلامی تسلط نداشت و با گرایش تاریخی این رشته از نظر کنارهجویی سیاسی همراه نبود. این موضوع را میتوان در گزینش او از شخصیتهای تاریخی مورد احترام دید. او بیشتر مجذوب جهادگرایانی همچون ابوذر و سلمان بود تا فیلسوفانی همانند اینسینا، فارابی.»#مسئله_شریعتی@resaki
اختراع دوباره شریعتیرضا ساکی: مسئله شریعتی در همه این سالها وجود داشته است اما این روزها بیشتر از تمام ۴۹ سالی که از درگذشت او میگذرد، محل جدال است. چرا؟چون هستند کسانی که شریعتی را راه رهایی جامعه ایران میدانند. ایدهشان این است که شریعتی درست فهم نشده است و اگر شریعتی را درست بفهمیم، اوست که میتواند گره این وضعیت سیاسی-اجتماعی را باز کند.یعنی بازگشت به شریعتی امروز هوادارانی دارد با تریبونهای بسیار و همین باعث میشود، آنها هم که مخالف ایده شریعتی هستند به میدان بیایند و بحث گُر بگیرد.من به عنوان یک روزنامهنگار و علاقهمند به گفتوگو درباره آینده ایران، مخالفتی با طرح دوباره شریعتی ندارم. اتفاقا خوب است که هر چند سال، دوباره به گذشته رجوع کنیم، نقد کنیم و حرف بزنیم. اما چیزی در این بازگشت به شریعتی هست که آن را مخوف میبینم.در تیر ۱۴۰۴ در روزهایی که تازه از جنگ دوازده روزه خلاص شده بودیم همایشی برگزار شد با عنوان «شریعتی و امر ملی». همان روزها جدی و طنز، چیزهایی نوشتم و از قول شریعتی خطاب به برگزارکنندگان این همایش گفتم:«راستش موضوع آنقدر برایم تازگی داشت که تعداد زیادی نکته یادداشت کردم. یعنی خودم فکر نمیکردم درباره امر ملی این قدر چیز نوشته باشم و حرف برای گفتن داشته باشم.»مسئلهام با طرح دوباره شریعتی همین است. اغلب کسانی که نسخه شریعتی را درمان میدانند، در گفتوگوهایشان کمتر اشارهای به سخنرانیها و اندک متنها میکنند. یعنی حرفهایی میزنند اما نمیگویند این حرف را از لابهلای کدام سخنرانی درآوردهاند. بازگشت به شریعتی برای این گروه از هواداران او، چنین است که با خود میگویند کاش شریعتی این را گفته بود و چون میبینند نگفته، برداشت خود را منتسب میکنند به او. یعنی فضای غالب بیشتر مدافعان او چنین است. دنبال منبع هم باشی میگویند مجموعه سخنرانیها!شریعتی در ادامه فردید است و شفاهی است. مجموعهای است از سخنرانیها و این فضای شفاهی جا میدهد به آدمها که هر چه دوست دارند، مانند «امر ملی» از او بیرون بکشند و این خطرناک است. چون حدومرز ندارد.چون کمکم یک شریعتی درست میشود که هیچ شباهتی به «علی شریعتی مَزینانی» ندارد اما کسی هم نمیتواند بگوید این شریعتی آن شریعتی نیست.یعنی کار طوری بیخ پیدا کرده است که خود شریعتی اگر زنده بود باید مینشست و یک بار دیگر کتابهایش را با دقت میخواند. آن قدر که حرف در دهانش گذاشتهاند.#مسئله_شریعتی@resaki
پرسش شما: میشه یه تعریف لفظی از مشروطه یا تعریف دو خطی ازش ارائه بدید؟ ممنون.پاسخ: مشروطه رو نمیشه این طور تعریف کرد یا در دو خط گفت اما میتونم بگم:مشروطه یعنی مشروط. یعنی شرط شده. حکومت مشروطه یعنی مشروط شدن اختیارات شاه، سلطان، حاکم یا خلیفه. یعنی قدرت محدود و مشروط است و اختیارات حاکم مطلق نیست و باید برای انجام امور نظر پارلمان نیز در نظر گرفته شود.به عبارت دیگر: اختیارات حکومت بر اساس قانون اساسی و با نظارت پارلمان اعمال میشود.@resaki
مسئله من درباره گفتوگوها در مورد شریعتی این است که کمتر کسی به متن یا سخنرانی ارجاع میدهد. یعنی اغلب دارند برداشت خود را ارائه میدهند اما ارجاع نمیدهند که این برداشت از کجای متن است و مرز میان حرف کارشناس و شریعتی معلوم نیست.این البته خطرناک است.@resaki
در ۵/۵/۵ با ۷ نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله، کلاس مشروطه داشتم.تلاش کردم به آنها بگویم که چرا مشروطه کردیم و اصلا مشروطه یعنی چه؟ از محدود شدن و مشروط شدن قدرت گفتم و قدم به قدم بحث را باز کردم تا به درکی از مشروطه و قرن نوزدهم برسند.زمانی طول کشید تا بر تاریخها و خطی که از پیشامشروطه کشیدم تا لحظه مشروطه، مسلط بشوند. اما یک ساعت که گذشت، سوار بحث شدند و سوالبارانم کردند.تجربه نابی بود.#مشروطه_ایرانی
داستایوفسکی برای امروزبا روایت رضا ساکی (نویسنده و روزنامهنگار)🔰 شش گام در جهان فکری داستایوفسکی🔰 حضوری و آنلاین🔰 چهارشنبهها🔰 شروع از ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵🔰 ساعت ۵ تا ۷ عصرداستایوفسکی را معمولاً به عنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ میشناسند، اما آنچه آثار او را همچنان زنده و خواندنی نگه داشته، صرفاً مهارت داستاننویسی او نیست؛ بلکه پرسشهایی است که درباره انسان، رنج، ایمان، عشق، آزادی، عدالت و اخلاق مطرح میکند.در ادامهی روند تحلیلیادبی که طی سه سال گذشته در طراحی «پاتوق نوشتن» زیر نظر رضا ساکی عزیز داشتیم، این بار تلاش میکنیم در دورهای ششهفتهای به جهان فکری او نزدیک شویم.این دوره هم برای کسانی مناسب است که پیشتر آثار داستایوفسکی را خواندهاند و میخواهند درک عمیقتری از اندیشههای او پیدا کنند، و هم برای کسانی که قصد دارند خواندن داستایوفسکی را آغاز کنند و میخواهند نقشهای برای ورود به جهان او داشته باشند.فایل پیوست شده را بخوانید و برای برای ثبتنام به ابرسین پیام بدهید:@Abarsin1405
تجربه امروزبرگزاری کارگاه آشنایی با مشروطه با نوجوانان ✌️دو ساعت کامل با پرسشهای خوب و دقیقی که داشتند.
جلسه سوم کلیلهودمنه هم امروز برگزار شد. ۲ ساعت یکنفس و کامل نشستیم و برزویه طبیب رو خوندیم و بحث کردیم.چند روز پیش یکی از کلاس پرسید و فکر میکرد فقط روخوانی میکنیم. توضیح دادم که روخوانی میکنیم اما تلاش میکنیم بفهمیم این همه آدم بزرگ که این کتاب رو به روزگار ما رسوندن چرا این کار را کردن و اهمیت کتاب تو چیه.گفتم سعی میکنیم با کمک از بوستان، شاهنامه، گلستان و... به رازهای کلیلهودمنه پی ببریم. بینهایت ممنونم از ۴۱ نفری که دارن همت میکنن برای خوندن این کتاب.راستی امروز رسیدیم به آغاز باب شیر و گاو و ۶۰ صفحه رو رد کردیم 🙌🫡💪🏽@resaki
مقاله درباره تاریخ اسماعیلیان بهویژه اسماعیلیه نزاریدانلود کنید و برای آنها که به دنبال آگاهیاند بفرستید.@resaki
چند مقاله درباره تاریخ اسماعیلیان بهویژه اسماعیلیه نزاریدانلود کنید و برای آنها که به دنبال آگاهیاند بفرستید.
«قلعه الموت و استحکامات وابسته» آن در فهرست میراث جهانی ثبت شد. تاریخ اسماعیلیان بهویژه اسماعیلیه نزاری و حسن صباح، آغشته به تحریف و اخبار نادرست است. اسماعیلیه در روزگاری که بودند، تقریبا یک طرف خودشان بودند و سمت دیگر دشمنانشان. یعنی نه دولتهای صلیبی، نه نهاد خلافت، نه سلجوقیها، نه امامیه، نه ایوبیان و... هیچکدام تقریبا دلخوشی از آنها نداشتند و این گونه بود که مثلا برچسب «حشاشین» برای همیشه تاریخ به آنها زده شد.عرضم این است که تاریخ اسماعیلیه نزاری پیچیده است و متاسفانه از پژوهشهای تازه درباره اسماعیلیه نزاری کمتر خبر داریم و هنوز «خداوند الموت» خوانده میشود...اسماعیلیان همکیشان خود را «رفیق» خطاب میکردند. سازمان آنها، بهویژه اسماعیلیه نزاری یا ایرانی یا حسن صباحی، در تاریخ جهان کمنظیر است.اگر دوست داشته باشید میتوانم فهرستی از مقالهها درباره آنها را در کانال بگذارم.@resaki
قبلا در گلونی به انرژی زمینگرمایی پرداخته بودیم و حالا نخستین نیروگاه زمینگرمایی ایران در «مشگینشهر» به بهرهبرداری رسیده است. نکته جالب درباره استفاده از انرژی زمینگرمایی این است که همه کشورهای به یک اندازه از آن سهم نخواهند داشت اما ایران ما از جمله کشورهایی است که ظرفیت مناسبی برای بهرهبرداری از انرژی زمینگرمایی دارد 💪🏽:https://payamema.ir/payam/157871
جوانی یوتیوبر به نام «نیما تکیدو» در رویدادی در ایرانمال شرکت کرده است و هواداران عمدتا دهه نودیاش، او را زیر دستوپا له کردهاند.خواستم به همه تحلیلگران و همه کسانی که تا دیروز بلاگر موز و مویز بودند و حالا بلاگرجامعهشناس شدهاند عرض کنم که ساندویچ شدن یک چهره، میان هوادارن چیز تازهای نیست و در ایران و جهان بارها اتفاق افتاده است.اگر بلدید، حادثه را علمی تحلیل کنید و اگر بلد نیستید لطفا به همان بلاگری بپردازید و بگذارید جامعهشناسان واقعی، تحلیلشان را از ماجرا برایمان بنویسند.پیشاپیش از همه شما سپاسگزارم 🫠@resaki
جایگاه اکبر عبدی را در سینما باید با واژه نبوغ توضیح داد. او نقشهایی بازی کرد که از مرحله استادی فراتر است. او نابغهای بود که از ۱۳۶۵ تا حدود ۱۳۷۵ درخشید و برای همیشه در تاریخ سینمای ایران جاودان شد.@resaki
یکی از قشنگیهای برنامههای پاکسازی کوهستان و طبیعت و درختکاری اینه که اثر خوبی روی رهگذارن میذاره.یادمه یک بار که تو درکه داشتیم زباله جمع میکردیم، یک آقایی که داشت میرفت به سمت پلنگچال ده دقیقهای کنار ما موند و آشغال جمع کرد. گفت شرمنده شدم شما رو دیدم، گفتم بمونم سهمم رو جمع کنم و بعد برم.امروز هم دستکم سه تا گروه و دهها نفر از کنار ما رد شدن به سمت قله و تقریبا همه وایسادن، نگاه کردن، سوال کردن و براشون جذاب شد برنامه و خدا قوتی گفتن و رفتن ✌️@resaki
کوهنوردان، کوهپیمایان و دوستداران طبیعتگروه پاکبانان سیمرغ، یک گروه مردمنهاد غیرانتفاعیه که زیر نظر انجمن کوهنوردان ایران، با هدف حفاظت از محیط زیست و ترویج فرهنگ طبیعت دوستی فعالیت میکنه.برای مشارکت تو برنامههای درختکاری و پاکسازی طبیعت این گروه درجه یک، کانال تلگرامشون رو داشته باشید:@simorgh_nature
کمی ناسزارضا ساکی: ظهر دیدم تنش منطقه بالاست گفتم کتاب تازه دست بگیرم حواسم پرت بشه. پرت نشد. رفتم اندرویدباکس رو روشن کردم، گفتم فیلم میبینم حواسم پرت میشه. یه فیلمی پیدا کردم نشستم پاش. دقیقه بیستم فیلم، اینترنت همراه اول و ایرانسل قطع شد. لحظه حساسی تو فیلم بود و تنش قطع شدن فیلم به تنش خودم و منطقه اضافه شد.موبایل رو برداشتم به یکی از رفقا زنگ بزنم، گپ بزنیم، فحش بدیم، حواسممون پرت بشه. از همراه اولم، همراه اولش رو گرفتم، خط نداد. از ایرانسلم گرفتم قطع و وصل شد. اون من رو گرفت، نشد. چندتا پیامک با کمی ناسزا ردوبدل کردیم و بعدش با خودم گفتم برم اتاقم رو مرتب کنم، حواسم پرت بشه. داشتم اتاق رو مرتب میکردم که برق رفت.گفتم رضا به خودت مسلط باش. چیزی نشده که. برقه دیگه، میره، زود میاد. برق زود نیومد و به جاش پیامک جریمه دوربینی که از پریروز مشغول بررسی بود، رسید.@resaki
کوهنوردان، کوهپیمایان و دوستداران طبیعت جمعه من را همراهی میکنید؟ نجات درختان چینکلاغ دوستان، نهالهای چینکلاغ در این گرمای شدید تشنهاند! برای آبرسانی به این درختان، به حضور ۵۰ نفر همراه نیاز داریم. لطفا اگر جمعه ۲ مرداد تهران هستید، در این حرکت گروهی…فردا چینکلاغنبود؟
۴ کتاب برای شناخت داستایفسکی:داستایفسکی؛ جدال ایمان و شک. نویسنده: ادوارد هَلِت کار. مترجم: خشایار دیهیمی.داستایفسکی و روند خلاقیت ادبی. نویسنده: ژاک کاتوو. مترجم: شاپور عظیمی.داستایفسکی، زندگی و آثار او. نویسنده: هانری تروایا. مترجم: حسینعلی هروی.پرسشهای بوطیقای داستایفسکی. نویسنده: میخائیل باختین. مترجم: سعید صلحجو.@resaki
توی این سخنرانی درباره پیچیده بودن شعر و ادبیات حرف زدم و نمونههایی آوردم که خود نویسندگان این تاکید رو داشتن و بعد رسیدم به داستایوفسکی. در همرسانیاش بکوشید لطفا 👆🏽
زندهماندن در جهان داستایفسکیسخنرانی رضا ساکی در کتابفروشی و انتشارات خوارزمی۳۱ تیر ۱۴۰۵@resaki
📣 دوره «گزارش کنشگری» شروع شد✅ جلسه اول دوره آموزشی گزارشنویسی کارزار با عنوان «گزارش کنشگری» برگزار شد.🔸 این دوره بهصورت رایگان و حضوری در کافهرویداد کارزار در حال برگزاری است و از میان ۱۷۰ متقاضی، پس از ارزیابی و انجام مصاحبه، ۲۵ نفر برای حضور در آن انتخاب شدند.🔸 دوره «گزارش کنشگری» در راستای مأموریت اجتماعی پلتفرم کارزار برگزار میشود تا فرصتی برای یادگیری علاقهمندان به روزنامهنگاری حرفهای فراهم کند.🔸در هفتههای آینده، جلسات دیگری از این دوره برگزار خواهد شد.منتظر روایتهای «گزارش کنشگری» باشید.@cafekarzar
درباره جنگ در شاهنامه باید پای حرف کارشناس نشست. سخنان استاد بهفر را با دقت بخوانید لطفا.این شارح و مصحح شاهنامه افزود: در باب صلح باید گفت که ایرانیان هرگاه صلح پیشنهاد شود، آن را میپذیرند، حتی اگر بدانند، که همیشه هم آگاهند که دشمن فریبکار و پیمانشکن است.#شاهنامه_گردی
زندهماندن در جهان داستایفسکی گرداننده: رضا ساکی چهارشنبه ۳۱ تیر از ساعت ۱۷ نشانی: کتابفروشی و انتشارات خوارزمی. انقلاب، بین دوازده فروردین و فخررازی. تا حالا شده کتابی از داستایوفسکی رو تموم نکرده باشید؟ شده خونده باشید و بعدش با خودتون گفته باشید، خب…به بهانه نشست امروز، ۱۵ درصد تخفیف روی تمامی آثار ادبیات روسیه در کتابفروشی خوارزمی 🙌✌️
زاغ اگر زشتی خود بشناختی همچو برف از درد و غم بگداختی فارغ از اینکه این بیت چقدر هنرمندانه است و چه بیان زیبایی از سیاهی و سپیدی دارد، آموزنده هم هست. #مولانا @resakiچونکه زاغان، خیمه بر بهمن زدندبلبلان پنهان شدند و تن زدندزانکه بی گلزار، بلبل خامُش استغیبت خورشید، بیداریکُش استدفتر دوم، بیت ۴۰ و ۴۱#مولانا
مشغول کارهای کارگاه فردا درباره داستایوفسکی بودم که از این صفحه به آن صفحه، به ویکیپدیای «مهری آهی» رسیدم.چقدر آن روزها شبیه این روزهاست:مهری آهی در ۷ اسفند ۱۳۶۶ درگذشت. بعد از فوت وی بابک احمدی در شماره ۲۵ نشریه آدینه دربارهٔ او نوشت:«مهری آهی در ۷ اسفند ۶۶ درگذشت، سه روز بعد بمباران موشکی تهرانآغاز شد و در نگرانیها، هراسها و فاجعههای آن ایام کسی از مرگ او باخبر نشد. امروز هم که چند ماه از رفتن او میگذرد همچنان بسیاری از حادثه بیخبرند. گناه از موشک نیست. در این روزگار چه کسی را پروای مرگ اوست؟ ناسپاسان که ماییم دیگر چه سود از هشدار ضرورت یاد از زندگی، کارها و مرگ زنی اندیشمند و معلمی دانا؟ اما، خانم آهی که رفتهاست و بینیاز از یاد...»
زندهماندن در جهان داستایفسکی گرداننده: رضا ساکی چهارشنبه ۳۱ تیر از ساعت ۱۷ نشانی: کتابفروشی و انتشارات خوارزمی. انقلاب، بین دوازده فروردین و فخررازی. تا حالا شده کتابی از داستایوفسکی رو تموم نکرده باشید؟ شده خونده باشید و بعدش با خودتون گفته باشید، خب…فردا هم فراموش نشهزندهماندن در جهان داستایفسکی 👆🏽
کوهنوردان، کوهپیمایان و دوستداران طبیعتجمعه من را همراهی میکنید؟نجات درختان چینکلاغدوستان، نهالهای چینکلاغ در این گرمای شدید تشنهاند!برای آبرسانی به این درختان، به حضور ۵۰ نفر همراه نیاز داریم. لطفا اگر جمعه ۲ مرداد تهران هستید، در این حرکت گروهی کنار ما باشید.🌱 برنامه بیست و هشتم گروه پاکبانان سیمرغ 📅 زمان: جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت ۵ تا ۹ صبح📍 محل قرار: ایستگاه اتوبوس بام تهران🎒 همراه داشته باشید: حمل ۶ لیتر آبدوستانی که میان لطفا به من پیام بدن 🙌
امیر قلعهنویی: «ساعت ۲ تا ۴ گفتیم هر کی نظری داره بیاد بگه»ادامه: و متاسفانه برخی ۳ تا ۵ اومدن. شنیدم یک نفر هم از ۸ تا ۹ اومده بود 😀
امیر قلعهنویی: «آیا لودهبازی درآوردن به فوتبال ما کمک میکند؟»دیدید ژنرال رو ناراحت کردید؟ این درسته الان؟ خجالت بکشید لودهها.
سال ۱۳۷۴ خرمآباد را به سمت تهران ترک کردیم. ۳۱ سال پیش. دخترخالهام بچه همان سال است. سال ۱۳۸۴ احمدینژاد آمد، ۲۱ سال پیش. سال ۱۳۷۶ به خاتمی رای دادیم ۲۹ سال پیش و ۲۷ سال پیش در تیر ۱۳۷۸ به کوی دانشگاه حملهور شدند.حالا در دروه گزارش کنشگری کارزار، دوستانی هستند متولد آن سالها. با آرزوهای بزرگ. با امید به آینده. امروز که سال تولدشان را میپرسیدم با شنیدن هر سال، میرفتم به دوره دبیرستان، دانشگاه و سربازی، با آن همه امید و آرزو که داشتم.و از شور جوانیشان نیرو گرفتم 🙌
خب، اسپانیا فرزند خلف کاتناچوی ایتالیا، با بستن بازی، برنده شد.مبارک دفاعپسندهای عالم بشریت.
گندزدن به روح و روان و جسم و جان فوتبال 😡
شاهد فاجعه در بین دو نیمه جامجهانی هستیم 😡
نیمه اول توپ رو دادیم دستشون بازی کنن 😁بریم واسه نیمه دوم
یکی مسی میزنه و یکی مکآلیستر
خب بریم واسه فینال؟
همه، تاکید میکنم همه تیمهای که فکر میکردن آرژانتین فقط مسی رو داره، به آرژانتین باختن اونم در چند دقیقه. امشب هم همین وضعیت برقراره ⚽️
امیر قلعهنویی: «از من منصفتر کسی هست؟»بله، هست، امیر قلعهنویی 😀
«هنر نزد ایرانیان است و بس ندارند کرگ ژیان را به کس» هنر اینجا یعنی رزم و جنگآوری. هنر در شاهنامه و شعر و ادبیات پیشامشروطه به معنی امروز نیست. این صد بار... @resakiگفتم این صدبار ولی باز هم قیمهها رو ریختن تو ماستها:https://www.instagram.com/reel/Da72lyhINEL/?igsh=MW0ybDZ1em9ub2E1eQ==
زندهماندن در جهان داستایفسکیگرداننده: رضا ساکیچهارشنبه ۳۱ تیر از ساعت ۱۷نشانی: کتابفروشی و انتشارات خوارزمی. انقلاب، بین دوازده فروردین و فخررازی.تا حالا شده کتابی از داستایوفسکی رو تموم نکرده باشید؟ شده خونده باشید و بعدش با خودتون گفته باشید، خب که چی؟ آیا واسهتون سوال بوده که چطور میشه از خوندن داستایوفسکی لذت برد؟📚داستایوفسکی را معمولاً به عنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ میشناسند، اما آنچه آثار او را همچنان زنده و خواندنی نگه داشته، صرفاً مهارت داستاننویسی او نیست؛ بلکه نکاتی است که درباره انسان، رنج، ایمان، عشق، آزادی، عدالت و اخلاق مطرح میکند.این کارگاه هم برای کسانی مناسب است که پیشتر آثار داستایوفسکی را خواندهاند و میخواهند درک عمیقتری از اندیشههای او پیدا کنند، و هم برای کسانی که قصد دارند خواندن داستایوفسکی را آغاز کنند و میخواهند نقشهای برای ورود به جهان او داشته باشند.مهم: شرکت در این کارگاه رایگان است اما برای حضور و رزور صندلی لطفا پیام بدهید.@resaki