اختراع دوباره شریعتیرضا ساکی: مسئله شریعتی در همه این سالها وجود داشته است اما این روزها بیشتر از…
انتشار: 2026/07/29 10:15 UTCویرایش: 2026/07/31 23:56 UTCدریافت: 2026/08/06 05:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 05:07 UTC
اختراع دوباره شریعتیرضا ساکی: مسئله شریعتی در همه این سالها وجود داشته است اما این روزها بیشتر از تمام ۴۹ سالی که از درگذشت او میگذرد، محل جدال است. چرا؟چون هستند کسانی که شریعتی را راه رهایی جامعه ایران میدانند. ایدهشان این است که شریعتی درست فهم نشده است و اگر شریعتی را درست بفهمیم، اوست که میتواند گره این وضعیت سیاسی-اجتماعی را باز کند.یعنی بازگشت به شریعتی امروز هوادارانی دارد با تریبونهای بسیار و همین باعث میشود، آنها هم که مخالف ایده شریعتی هستند به میدان بیایند و بحث گُر بگیرد.من به عنوان یک روزنامهنگار و علاقهمند به گفتوگو درباره آینده ایران، مخالفتی با طرح دوباره شریعتی ندارم. اتفاقا خوب است که هر چند سال، دوباره به گذشته رجوع کنیم، نقد کنیم و حرف بزنیم. اما چیزی در این بازگشت به شریعتی هست که آن را مخوف میبینم.در تیر ۱۴۰۴ در روزهایی که تازه از جنگ دوازده روزه خلاص شده بودیم همایشی برگزار شد با عنوان «شریعتی و امر ملی». همان روزها جدی و طنز، چیزهایی نوشتم و از قول شریعتی خطاب به برگزارکنندگان این همایش گفتم:«راستش موضوع آنقدر برایم تازگی داشت که تعداد زیادی نکته یادداشت کردم. یعنی خودم فکر نمیکردم درباره امر ملی این قدر چیز نوشته باشم و حرف برای گفتن داشته باشم.»مسئلهام با طرح دوباره شریعتی همین است. اغلب کسانی که نسخه شریعتی را درمان میدانند، در گفتوگوهایشان کمتر اشارهای به سخنرانیها و اندک متنها میکنند. یعنی حرفهایی میزنند اما نمیگویند این حرف را از لابهلای کدام سخنرانی درآوردهاند. بازگشت به شریعتی برای این گروه از هواداران او، چنین است که با خود میگویند کاش شریعتی این را گفته بود و چون میبینند نگفته، برداشت خود را منتسب میکنند به او. یعنی فضای غالب بیشتر مدافعان او چنین است. دنبال منبع هم باشی میگویند مجموعه سخنرانیها!شریعتی در ادامه فردید است و شفاهی است. مجموعهای است از سخنرانیها و این فضای شفاهی جا میدهد به آدمها که هر چه دوست دارند، مانند «امر ملی» از او بیرون بکشند و این خطرناک است. چون حدومرز ندارد.چون کمکم یک شریعتی درست میشود که هیچ شباهتی به «علی شریعتی مَزینانی» ندارد اما کسی هم نمیتواند بگوید این شریعتی آن شریعتی نیست.یعنی کار طوری بیخ پیدا کرده است که خود شریعتی اگر زنده بود باید مینشست و یک بار دیگر کتابهایش را با دقت میخواند. آن قدر که حرف در دهانش گذاشتهاند.#مسئله_شریعتی@resaki