در ادامه این ویدئو، یادداشتم را بخوانید: 👇کپشن 👇 👇 👇 با احترام به جایگاه ادبی استاد محمد شمس لنگرو…
انتشار: 2026/08/06 08:52 UTCدریافت: 2026/08/16 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:10 UTC
در ادامه این ویدئو، یادداشتم را بخوانید: 👇کپشن 👇 👇 👇 با احترام به جایگاه ادبی استاد محمد شمس لنگرودیرضا ساکی: یک رویکرد درباره گذشته ایران همین نگاهی است که جناب شمس لنگرودی در پیش گرفتهاند. یعنی دوام و پیوستگی ایران را از دل بدبختی و سختی بیرون بیاوریم. در این رویکرد، چیزی سیاهی و جنایت و بیچارگی نداشتهایم و اینجاست که سعدی و حافظ و خیام و فردوسی آمدهاند و نوری شدهاند در تاریکی.آیا واقعا چنین است؟ رازی این طور کشته شد؟ کتابش را توی سرش کوبیدند؟ شاید برایتان جالب باشد که چنین روایتی درباره «مستشارالدوله» هست که میگویند ناصرالدینشاه دستور داد کتاب «یک کلمه» را آن قدر توی سرش بکوبند تا بمیرد. برای این یکی که ماجرایش مربوط به کمتر از دویست سال پیش است هم سند دقیقی نداریم، چه رسد به رازی.اصلا گیرم که هر دو چنین مردند آیا باید آن را به هزاران سال تاریخ تعمیم بدهیم؟ پس تلکیف آن همه شاعر و نویسنده که کتاب توی سرشان نخورد چه میشود؟خود فردوسی مثلا. مگر همه عمر در فقر بود؟ میدانیم نبود اما ما دوست نداریم فردوسی را خوشحال و پولدار و حتی در برخی مواقع، معاف از مالیات در نظر بیاوریم. همیشه دوست داریم فردوسیمان در رنج و بدبختی شاهنامه را سروده باشد.این همان روایت استبدادی جناب «کاتوزیان» است که مثلا «علی رضاقلی» هم دنباله آن را گرفتهاند. تاریخی سراسر ستم و سیاهی با جامعهای کوتاهمدت. در این رویکرد حتی کسی که دمخور حافظ است، یعنی جناب شمس لنگرودی به گزاره عجیب: «هیچ شعری از حافظ نیست که از رنج و مصائب صحبت نکنه» میرسد. جملهای که آدم باور نمیکند گویندهاش ایشان باشد.در این روایت سیاه، مغول به همه ایران حمله کرده است و هیچ سخنی درباره شهرهایی که با سیاستورزی آباد ماندند و ویران نشدند، نمیشود. انگار مغول همه ایران را به خون کشیده است. یا اعراب فقط با شمشیر ایران را گرفتند.بلندشدن از زیر بار سنگین روایت «همایون کاتوزیان» یکی از نیازهای امروز ملت ایران است.#نقد_نالیدن_بر_تاریخ_ایران@resaki