تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 19:35 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
کارشناسان، کنشگران و خبرنگاران را از وضعیت میراث منطقهتان آگاه کنید:@masoudaji[انتشار اخبار غیرتولیدی به معنای تایید آنها نیست، اطلاع رسانی و بازنشری است تا مورد توجه و پیگیری قرار گیرند]گروهِ ما برای گفتوگو: https://t.me/mirasgap
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 53 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
🔰 دوگانه ایرانی«کاسپین» یا انیرانی«خزر»/ سهم ایران از سومین پهنه انرژی کره زمین چه می شود؟!▪️آیا ایران باید هزینه های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را بپردازد؟!🔹به مناسبت ۲۱ امرداد ماه، روز ملی گرامی داشت دریاچه کاسپین✍حنیف رضا گلزار٫ روزنامه پیام ما، یکشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۱🔻کاسپیان/کاسپین، ایرانی ترین نام پهنه آبی شمال ایران است و این نام تنها نام شناخته شده و زیور همه نقشه ها و اسناد سازمانی و رسمی جهان است، ولی در ایران تلاش می شود تا این دریاچه با نامی انیرانی که یادگاری از نامگذاری تازیان بر این دریاچه است شناسانده شود.🔻«کاسپین» برگرفته از نام دودمانی ایرانی در کرانه های جنوب و جنوب غربی این دریاچه و «خزر» نیز برگرفته از نام قبیله ای ستیزه جوی، بیابان گرد و تمدن گریز در کرانه های شمالی این دریاچه بوده که از زمان ساسانیان همیشه به مرزهای کشور ما تاخت و ناز می کردند. برای نمونه درسال ۱۱۲ ه ق ترک نژادان «خزر» در تبریز و اردبیل مردم ایران را کشتار و به خاک و خون کشیدند.🔻 هرودوت تاریخ نگار شناخته شده یونانی نیز در ۴۲۵ پیش از میلاد در نوشته های خود نام دریای شمالی ایران را کاسپین می نگارد.🔻کاربرد نام بی ریشه «خزر» برای این پهنه آبی مانند کاربرد نام ساختگی و دروغین خلیج ع.ر.ب.ی برای پهنه آبی جنوبی کشورمان است. چرا به یکی آنگونه کنش پذیر و نسبت به دیگری اینگونه سهل انگار و واداده هستیم؟!🔻بی گمان پاسداری از شناسه فرهنگی و تاریخی پهنه آبی شمال ایران، پیش نیاز پاسداست حقوق اقتصادی و سهم کشورمان از بستر و منابع انرژی کاسپین است. 🔹فراموش نکنیم که بستر دریای کاسپین، پس از پهنه های سیبری و خلیج فارس، دربرگیرنده سومین مخازن بزرگ نفتی کره زمین است و کاهش «سهم بالسویه» ایران بر اساس قرار دادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و شوروی به ۱۳ یا ۱۱ درصد، به روشنی بیانگر کاهش سهم کشورمان از این ثروت های بی قیمت و استراتژیک و به بیانی دیگر فربه سازی کشورهای همسایه از دارایی ملی این سرزمین است.🔻 آیا ایران باید هزینه های فروپاشی شوروی را با چشم پوشی از خاک و آب خود بپردازد؟! برای نمونه اگر دو فردای دیگر روسیه یا ترکمنستان بار دیگر به کشورهای کوچکتری تقسیم شوند، باید رژیم حقوقی و سهم کشور های کرانه این دریا باز هم بازنگری و کوچکتر شود؟!
«استعمار ستیزی» و مسأله کنوانسیون کاسپین (و ابطال معاهده ضد استعماری مودّت) توضیح: این جستار در مورد رویکردی است که علاقهدارد همه تحولات جهان را در قالب مناسبات استعماری توضیح دهد! عیار حرکت «استعمارستیزی» مبتنی بر شریعتی، ادوارد سعید و ایدیولوژی شرقشناسی جایی روشن میشود که در برابر معاهدات استعماری مثل ترکمانچای-که خود بلشویکها در مودت ۱۹۲٠ پذیرفتند استعماری بود-دم بر نمیآورد اما در مورد سهم ایران در دریای #کاسپین ساکت است و ابطال معاهده ضداستعماری مودّت در کنوانسیون اکتائو را نادیده میگیرد.اگر استعمارستیزی نام دیگر بیگانهپرستی (منهای غرب) و حراست از منافع کشورهای جداشده از شوروی است، لطفا بگویید. اگر قرار است، به نام ایدئولوژی استعمارستیزی فقط نژاد ایرانی، حاکمیت ملّی و مناسبات ایران با جهان هدف حمله باشد، این حرکت نه ضدیت با استعمار به نفع ملّت ایران بلکه نوعی دیگر از بیگانهپرستیِ استتار کرده در کسوت استعمارستیزی است.در این دو هفته حتی یک نفر از بلاگرها، نویسندگان و کنشگرانی که تلویحاً یا مشخصاً خود را آنتیامپریالیست مینامند، متوجه نشدند که یک معاهده قدیمی ضداستعماری (موّدت) مربوط به مصالح ایران که متعلق به دوران ماهعسل لنین با همسایگان بود به پایان عمر خود نزدیک میشود! مگر میشود کسی خود را ضداستعمار بداند اما قراردادهای ضداستعماری ایران را نشناسند و نگران حیات و بقای آنها نباشد؟ یا یکبار از ترکمانچای حرف نزند یا منافع ایران را در همه حال نادیده بگیرد؟@Salar_Seyf
یک باستانشناس هشدار داد: خطر فرونشست ناگهانی در تخت جمشید و نقش رستم/ ضرورت پایش فوری محوطههای تاریخیhttps://iran24news.com/fa/news/46817https://t.me/reesjomhoormiras
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپین |بخش دومخط حسینقلی-آستارا؟ سهم ۱۳ درصـدی!هیچ مبنای حقوقی یا عرفی برای ملاک قرار گرفتن یک خط مستقیم از بندر حسینقلی به آستارا وجود ندارد! اینکه شوروی اجازه نمیداد شناورهای ایرانی از این خط عبور کنند صرفاً روایت است که جناب آقای ظریف هم آن را تکرار میکند! حتی اگر صحت داشته باشد نشانگر ستمی غیرحقوقی و برخلاف معاهدات دو جانبه بین ایران و شوروی بود. باید تذکر داد که استناد به این رویه-در صورت صحت- باید از سوی رقبای ایران مطرح شود و پاسخ بگیرد نه از سوی نمایندگان ایران. پاسخ آن نیز این است که اولا این یک شایعه است و تا کنون سند یا یادداشتی از سوی شوروی خطاب به ایران ندیده نشده که چنین تعیین ترتیباتی برای ما معین کند. اگر هم درست باشد، نشان میدهد که ایران اگرچه در ورای این خطوط فرضی اجازه اعمال حاکمیت نداشت اما مالکیت همچنان برقرار بود که مشمول مرور زمان نمیشود. یعنی عمل شوروی در اینجا نوعاً «ممانعت از حق» بود که ایجاد حق نمیکند. پس فقدان کنترل موثر ایران در دوره ای کوتاه به معنای فقدان حق نبود. ممانعت شوروی در تمام این سالها میتواند رفتاری برخلاف اصل حسننیت تلقی شود نه بیشتر. اگر با ادبیات حقوقی بخواهیم بگوییم عدم امکان حق، به معنی عدم وجود حق نیست.اما اقای ظریف در سخنرانی چند سال پیش خود استدلالش را بر مبنای ادعای طرف مقابل قرار داده، رفتاری که یک دولتمرد نباید صورت بدهد، زیرا این نوع گفتار بعدها میتواند مورد استناد رقبا قرار بگیرد. ایران باید همواره بر عدم شناسایی خط آستارا-حسینقلی (سهم سیزده درصدی) تأکید کند. البته این ادبیات نتیجه عقب نشینی از سهم حداکثری است.حراست ایران از میدان البرز در ۲٠٠۱:در ۲۰۰۱، کنسرسیومی به رهبری BP شرکت سابق نفت ایران و انگلیس (که در نهضت ملیشدن نفت خلع ید شده بود) برای اکتشاف بلوک نفت و گاز میدان البرز وارد عمل شد. در این سال نیروهای هوایی ایران به یک شناور اکتشافی مرتبط با این پروژه هشدار داد و فعالیت اکتشافی متوقف شد. همچنین سفیر باکو و نماینده BP نیز به وزارتخارجه احضار شدند. از آن زمان، این میدان عملاً توسعه نیافته و تولید تجاری از آن صورت نگرفته است. اختلاف بر سر البرز یکی از مهمترین نمونههای مناقشه ایران بر سر تحدید حدود و منابع هیدروکربنی کاسپین است (در کتاب ژئوپلیتیک آذربایجان با جزییات بیشتری توضیح دادهام).پیشنهاد:اگر بخواهیم قبول کنیم که سهم ۵٠ درصدی واقعگرایانه نیست اما باید این را هم پذیرفت که انفعال و پذیرش تحمیل حدود ۱۳ درصد سهم، از سوی دولتهای ساحلی هم اشتباه است و باید حداکثر منافع را دنبال کرد. یکی از توصیهها این است که ایران حقوق ویژه در ازای چشمپوشی از سهم ۵٠ درصدی برای خود در کنوانسیون بگنجاند که شامل پذیرش مالکیت و حاکمیت مشترک ایران بر برخی میدانهای انرژی ترکمنستان و باکو، درصدی از سهم برخی از دولتهای ساحلی و حق عبور خط لوله از دریا برای ایران به عنوان درصد ترانزیت است. این حقوق ویژه باید به تناسب بین وارثان شوروی تقسیم شود. مبنای مشروعیت این ادعا نیز معاهده آلماتی و پذیرش معاهدات شوروی توسط دولتهای جانشین است. اگر قرار است ایران به دلیل دگرگونی بنیادین در اوضاع و احوال( انحلال شوروی) از بخشی از حقوق خود فداکاری کند (در حالیکه نقشی در آن نداشته) سایر کشورهای تازهتأسیس ساحلی هم باید از منافع خود فداکاری کنند و حقوق ویژهای برای ایران قائل شوند. بنابراین حقوق حاکمه ایران بر منافع بستر و روی آب تا حدی حفظ شود. در رأس آنها نیز میدانهای انرژی ترکمنستان و بندر باکـو قرار دارد که میتوانند سهمی از سود به ایران بدهند یا شرکتهای انرژی ایران را سهامدار کنند. ایران نباید از ادعاهای تاریخی خود بدون گرفتن امتیاز موثر عقبنشینی کند در غیراینصورت چنین عقبنشینی، ایران را در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار خواهد داد و در حکم تجزیه بخشی از سرزمینهای آبی است. نباید فراموش کرد که معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴٠ مبنای تاریخی حقوق ایران هستند.@Salar_Seyf
پاسخ به چند نکته اصلیِ طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون کاسپینبخش یک:در اینجا به چند نکته کلیدی که طرفداران پیوستن ایران به کنوانسیون دریای کاسپین مطرح کرده اند پاسخ خواهیم داد:اشاره به اصل انصاف در کنوانسیون:گفته شده است که: تیم حقوقی ایران با ریاست دکتر ممتاز، موفق شده اصل انصاف را در متن سند اکتائو بگنجاند. طبق این بند، از آنجا که شکل ساحل ایران، کشور را در وضعیت «نامساعد ویژه» قرار میدهد، این موضوع باید در تعیین خطوط مبدأ مستقیم به صورت استثنایی جبران شود تا سهم عادلانهای به ایران برسد.لذا اگر طبق کنوانسیون حقوق دریاها و حتی عرف، میخواستن خط مبدا رو ترسیم کنند، سهم ایران حداکثر 11 تا 13 درصد میشد. اما طبق اصل انصاف ایران سهم میتواند بالاتر هم باشد.و اما پاسخ:اصل انصاف که اصولا در حقوق بینالملل هم هست و میشود همواره به آن استناد کرد، پس وارد کردنش در کنوانسیون نکته خاصی نیست. بماند که در این بند اصل انصاف یک بند کلی است و معلوم نیست طرفین الزاما دلالت آن به نفع ایران را بپذیرند. به عنوان یک تجربه مشابه، در تقسیم مرزهای دریایی ترکیه و یونان در اژه (مدیترانه شرقی) چون ترکیه از حقوق خودش را در لوزان و معاهده پاریس نسبت به جزایره اژه و هر نوع خشکی در سه مایلی از خط ساحلی اعراض کرده، اکنون به مشکل جدی برخورده است. یونان خودش را کشور مجمع الجزایری دانسته و حدود دریای سرزمینی اش رو ۱۲ مایل طبق کنوانسیون ۱۹۸۸ اعلام کرده، که در صورت اعمالش ترکها حتی برای تردد بین دو شهر ساحلی هم باید از آبهای یونان عبور کنند. در همین رابطه همین حالا ترکیه در برابر اعلام ۱۲ مایل ازسوی یونان به «اصل انصاف» استناد میکند ولی گوش آتن به این حرفها بدهکار نیست (به طور مفصل در کتاب چشمانداز ژئوپلیتیک ترکیه توضیح دادهام). حالا چطور میخواهیم در برابر حکومتی مثل باکو که حتی حاکمیت مسلم ایران بر استانهای شمالغرب را به صورت دفاکتو قبول نداره و کتب درسی و رسانههایش مدعی است که طبق قراراداد ترکمانچای (که نسخه اصلی آن هم موجوده) آذربایجان جنوبی از کشوری به نام اذربایجان جدا شده (که تا ۱۹۹۱ وجود خارجی نداشته) را به قاعده انصاف دعوت کنیم؟ منطقی را که از یک طرف قاجاریه را نشانهای بر حاکمیت عنصر ترک در ایران میداند و ازسوی دیگر معتقد است در ترکمانچای روسها و فارسها سرزمین آذربایجان را دوپاره کردند، چگونه میتوان به اصل انصاف دعوت کرد؟نباید نقد را دو دستی تقدیم کرد و سپس امید انصاف داشت. علیاف بارها نشان داده که حقوق بینالملل را قبول ندارد و اصل زور را می پذیرد.در مورد حق ۵٠ درصدی:معاهدات سابق به حق مشاع و استفاده مشترک اشاره میکنند، گیریم که این عبارتها دلالت بر سهم ۵٠ درصدی ایران ندارد، آیا بر سهم ۱۳ یا هفت درصدی دلالت دارد؟طرفداران کنوانسیون میگویند در این سند اشاره به سهم یا درصد خاصی نشده است! پس دستاورد کنوانسیون چیست؟اصولا این کنوانسیون چه مسالهای از مسائل ما را حل میکند؟ غیر این است که باعث نارضایتی افکار عمومی شده و صرفاً بر انتقال خط لوله از بستر دریا از مقصد ترکمنستان به بندر باکو صحه گذاشته در حالی که پیش از آن، این انتقال از مسیر ایران تأمین میشد؟ پس کنوانسیون مساله خاصی را حل نمیکند.ممانعت از ورود کشتی نظامی کشور غیرساحلی:طرفداران کنوانسیون میگویند تصویب آن مانع ورود ناوها و کشتیهای نظامی بیگانه به دریای مازندران میشود! باید پرسید مگر پیش از این ناو نظامی بیگانه وارد این پهنه آبی شده بود که اکنون مساله باشد؟ آیا عمق آب و یخ زدگی ولگا در زمستان اجازه ورود ناوهای سنگین نظامی به دریای خزر را میدهد؟ کشتی نظامی سنگین برای ورود به کاسپین باید از دریای آزوف وارد کانال ولگا-دن شود. این محدوده دارای عمق حداکثر ۵ متر است و طول مجاز شناور حداکثر ۱۴٠ متر و عرض آن ۱۷ متر است. آبخور مجاز کشتی نیز ۳.۵ متر است درحالیکه متوسط آبخور ناوها ۹ متر است. حتی زیردریایی سنگنین و نیمه سنگین نیز نمیتواند از ولگا عبور کند. پس حتی اگر هیچ ممنوعیت حقوقی هم در کار نباشد، ناوگان دولت غیرساحلی نمیتواند وارد این محدوده شود. از این رو نمایش گنجاندن این بند به عنوان یک دستاورد، فاقد مبنا و تحصیل حاصل است.ادامه در بخش دوم👇
⚖️ شفافیت یا سانسور؟ تناقضِ آشکارِ وزارت خارجه در پرونده خزر🗣 سخنگوی وزارت امور خارجه، آقای بقایی، در واکنش به انتقاداتِ واردشده دربارهی تلاش برای محدودکردنِ بحثهای پیرامونِ کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، بر شفافیتِ کاملِ فرآیند تأکید کرده و حضورِ معاون وزیر (آقای غریبآبادی) در جمع مدیرانِ رسانهای را دلیلِ این ادعا معرفی کرده است.🚫 اما عملکردِ عملیِ همین مقامات، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر میکشد. از یک سو، آقای غریبآبادی در همان جلسات، از رسانهها خواسته است که با «عدمِ پردازشِ موضوع»، اجازهی تصویبِ سریعِ این سند را بدهند و در جلساتِ خصوصی با مدیرانِ مسئول، صراحتاً درخواست کرده که نظراتِ مخالفان و منتقدان پوشش داده نشود.📺 از سوی دیگر، خودِ آقای بقایی که بر شفافیتِ فرآیند پای میفشارد، از پخشِ برنامهی «گفتگوی ویژه خبری» دربارهی این کنوانسیون در صدا و سیما ممانعت به عمل آورده است.🎤 آقای بقایی که به عنوانِ سخنگوی وزارت خارجه، وظیفه دارد تصویرِ شفاف و پاسخگویی را از دستگاهِ دیپلماسی به افکارِ عمومی ارائه دهد، تاکید کرده که برخی از اظهارنظرهایی که راجع به کنوانسیون میشود، کاملاً مشخص است بر اساس برخی مفروضات کلیشهای ذهنی است که هیچ مبنایی نه در سند دارد و نه در سابقه مذاکراتی.❓ اگر واقعاً اینگونه است که آقای بقایی میگوید، چرا هیچ فردی از وزارت امور خارجه حاضر به مناظره با منتقدان و یا پاسخ شفاف به انتقادهای مطرح شده نیست؟🌐 سیاست ملی🌐 @siasatemeli
⛔️❌این بار فرق دارد!⛔️❌⭕️بجای حسرت بیهوده، خواستار احیای ساباط زندیه هستیم!🏠تاریخمان گرامی است، هویتمان عزیز و این درخواستی از سوی علاقهمندان به تاریخ و هویت ایران به شهردار کازرون، مقامات قضایی و مسئولان میراث فرهنگی استان فارس است.🏠شهر تاریخی کازرون در جنوب غرب ایران، زمانی شهر طاقکها بود. هر گذر و کوچهای در میانهٔ محلات تاریخی، طاقکها و ساباطهایی داشت که هرکدام تاریخ این کهنشهر را روایت میکردند.🏠از بیش از ۳۰ ساباط تاریخی کازرون، تا همین چند وقت پیش ۸ عدد باقی مانده بود و بهتازگی یکی دیگر از ساباطهای تاریخی این کهنشهر نیز برخاک افتاد تا تعداد ساباطها فقط به ۷ عدد برسد و شاید اگر کاری نکنیم، دیگر هیچ نشانی از تاریخ در کوچهها و خیابانهای کازرون باقی نماند.🏠ساباط تازه تخریبشدهٔ کازرون در جنوب میدان تاریخی خیرات، یادگار توسعه فیزیکی شهر کازرون در اواخر دورهٔ زند است. یعنی زمانی که بخشی از خانوادهها و اطرافیان خاندان حاکم زند در شیراز پس از مرگ کریمخان به دلیل درگیری و اختلافات داخلی از شیراز راهی کازرون شدند و در بخش جنوبی میدان تاریخی خیرات ساکن شدند.👩👦👦ما علاقهمندان به میراث و هویت تاریخی ایران، این بار نمیخواهیم فقط در حسرت از دست دادن یکی دیگر از آثار تاریخی شهر کازرون بمانیم و تنها نظارهگر از میان رفتن آثار تاریخی این شهر باشیم.👩👦👦ما این بار خواستار اقدام عملی هستیم.👩👦👦ما از شهردار محترم کازرون میخواهیم که با هدف ارج نهادن به اماکن تاریخی کازرون، ساباط تازه تخریبشده را احیا کند.⭕️از مقامات قضایی کازرون خواستار برخورد بازدارنده با تخریبکنندگان خانههای تاریخی هستیم تا چنین تخریبهایی در بافت تاریخی این شهر تکرار نشود و از مسئولان میراث فرهنگی میخواهیم برای احیای ساباط زندیه همت عالی و پیگیری لازم را به عمل آورند.🖤اندوهگین از دست دادن آثار تاریخی خود هستیم، اما میدانیم نباید دست روی دست گذاشت و فقط حسرت خورد. ما میدانیم که میتوان باردیگر ساباط تخریبشدهٔ کازرون را احیا کرد؛ مانند دروازههای قجری تهران که احیا شدند یا ساباطهای تاریخی یزد و شیراز که دوباره به کوچهها بازگشتند.⭕️دیگر نمیخواهیم غصهدار از دست دادن ساباط زندیه باشیم، بلکه این بار همهٔ ما علاقهمندان به تاریخ و فرهنگ ایران از شهرداری کازرون، مسئولان قضایی و مقامات میراث فرهنگی استان فارس میخواهیم بجای ابراز تاسف، گام عملی و مجازات لازم را برای احیا و برپایی دوبارهٔ ساباط زندیه در همان مکان سابق بردارند.⛔️❌این بار فرق دارد،⛔️❌نمیخواهیم فقط غصه بخوریم،🏠بلکه میخواهیم آنچه را که با تیشهٔ ناآگاهی تخریب شده بود، با دستان آگاه به کوچههای کازرون بازگردانیم!✍️امضا کنید: https://www.karzar.net/342553
🗣 قشقاوی؛ سخنگویی که در ترازِ امنیت ملی نیست!🏛 سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به عنوانِ صدایِ رسمیِ یکی از حساسترین نهادهایِ نظارتیِ کشور، مسئولیتی فراتر از یک نمایندهی عادی دارد. او نه تنها باید منعکسکنندهی دیدگاههایِ کمیسیون باشد، بلکه موظف است در اظهاراتِ خود، عمقِ درکِ راهبردی از مسائلِ کلانِ ژئوپلیتیکی و امنیتیِ کشور را به نمایش بگذارد.⚠️ با این حال، اظهاراتِ اخیرِ حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، دربارهی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر، به روشنی نشان داده است که او یا از پیچیدگیهایِ این معضلِ تاریخی بیخبر است، یا عامدانه در مسیری گام برمیدارد که با منافعِ ملیِ ایران در تناقض قرار دارد.🎯 اصرارِ او بر «تأخیرِ فاجعهبارِ ایران» در تصویبِ این سند، در حالی که نقدهایِ حقوقی و کارشناسیِ متعددی بر آن وارد است، فراتر از یک اشتباهِ تحلیلی، نوعی «ترجمان زبانِ دشمن» در لباسِ یک مقامِ مسئول است.⚡️ ضرورتِ برکناریِ وی از سمتِ سخنگویی، یک الزامِ امنیتی برای حفظِ اعتبارِ کمیسیون و حراست از منافعِ ملی است.📌 هشداردهندهترین نکته، تضادِ آشکارِ اظهاراتِ قشقاوی با واقعیتهایِ حقوقی و امنیتیِ کنوانسیون است. او در گفتوگو با ایرنا، این سند را «از منظر امنیتی فوقالعاده» و دارای «چارچوب بسیار محکم» خوانده و با ابرازِ تأسف از اینکه ایران «آخرین کشورِ تصویبکننده» است، خواستارِ شتاب در این فرآیند شده است. اما این روایت، در تضادِ کامل با هشدارهایِ مکررِ کارشناسانِ حقوق دریاها و ژئوپلیتیک است که این کنوانسیون را به دلیلِ کاهشِ سهمِ ایران از ۲۰ درصد به یکچهارم، و وعدههایِ ناتمامِ چهار الحاقیهی حیاتی (که پس از ۸ سال همچنان بیپاسخ مانده) به شدت نقد کردهاند.🌍 دومین محورِ نقد، عدمِ درکِ عمیقِ قشقاوی از ابعادِ کلانِ ژئوپلیتیکیِ قضیه است. او با اشاره به میزبانیِ آیندهی تهران از اجلاسِ سرانِ کشورهایِ ساحلی، استدلال کرده که «شایسته نیست ایران میزبان باشد، در حالی که هنوز این کنوانسیون را تصویب نکرده است». این استدلال، از یک سو، فشارِ روانیِ ناشی از «عجله برایِ پذیرش» را به جایِ «عقلانیتِ حقوقی» نشان میدهد و از سوی دیگر، نشان از نادیدهگرفتنِ این نکته دارد که «میزبانی» به معنایِ «تسلیمِ بیچونوچرا» نیست.🇷🇺 سومین نکته آن است که قشقاوی به صراحت به انتظارِ سرگئی لاوروف، وزیر خارجهی روسیه، برایِ تصویبِ سریعِ این سند توسطِ ایران اشاره کرده و با این کار، عملاً اولویتِ منافعِ ملی را در برابرِ انتظاراتِ یک قدرتِ خارجی به حاشیه رانده است. یک سخنگویِ کمیسیون امنیت ملی باید بداند که در مسائلِ مرزی و حاکمیتی، «شتاب» و «فشارِ خارجی» هرگز نمیتواند جایگزینِ «بررسیِ دقیقِ حقوقی» و «تأمینِ منافعِ درازمدت» شود.🏛 چهارمین و مهمترین پیامدِ این اظهارات، تضعیفِ اعتبارِ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. وقتی سخنگویِ رسمیِ یک کمیسیون، موضعی اتخاذ کند که با نقدهایِ کارشناسیِ متعدد و حتی با اظهاراتِ سایرِ اعضایِ کمیسیون همخوانی نداشته باشد، عملاً به یک «صدایِ خودسر» تبدیل میشود که نمیتواند نمایندهی دیدگاهِ جمعیِ کمیسیون باشد. این رفتار، نهتنها به روندِ قانونگذاریِ این سندِ حساس ضربه میزند، بلکه به باورِ عمومی نسبت به نهادِ مجلس نیز خدشه وارد میکند.🔍 در شرایطی که افکارِ عمومی به شدت نسبت به ابعادِ پنهانِ این کنوانسیون حساس است، اصرارِ یک سخنگو بر «تصویبِ سریع» و «تبرئهی کامل» از آن، بدونِ پاسخگوییِ شفاف به نقدها، این سوءظن را تقویت میکند که «ارادهای خارج از چارچوبِ منافعِ ملی» در حالِ هدایتِ این پرونده است. از این رو، تداومِ حضورِ قشقاوی در این سمت، نه به نفعِ کمیسیون و نه به نفعِ امنیتِ ملی نیست و برکناریِ او، یک اقدامِ اصلاحیِ حداقلی برایِ بازگرداندنِ اعتبارِ ازدسترفته به شمار میآید.🌐 سیاست ملی🌐 @siasatemeli
💬 #اختصاصی|نسخه پیچی اشتباه آقای وزیر برای پژوهشکده هنرهای سنتی/ سعدآباد با مشکلات جدی مواجه است!🟢وزیر میراث فرهنگی با دستور تخلیه، آینده پژوهشکده هنرهای سنتی را به خطر انداخت.🔵انتقال به سعدآباد، مشکلات قدیمی هنرهای سنتی را حل نمیکند؛ بحران تازهای میسازد.🔻مصطفی دهپهلوان، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی در گفتوگو با ایران ۲۴:جابهجایی بدون برنامه، پژوهشکده را به سمت زوال میبرد.🔻سعدآباد هنوز با بحران نگهداری و مرمت دستوپنجه نرم میکند؛ چرا باید میزبان پژوهشکده شود؟🔻تصمیم برای جابهجایی، یک مجموعه یکپارچه را تکهتکه میکند و آینده هنرهای سنتی را مبهمتر میسازد.⛓گزارش کامل را اینجا بخوانید.
«دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» از شما درخواست دارد برای حفظ حقوق ایران در دریای مازندران به کارزار زیر بپیوندید: درخواست رد «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» توسط مجلس شورای اسلامی https://www.karzar.net/340902 @reesjomhoormirasابهام، گاهی از دروغ بدتر استمسعود امیرزادهدبیر کارگروه زیستبوم دیدهبانآقای ظریف در یک فایل صوتی که اخیراً منتشر شده، در پاسخ به پرسش یک دانشجو درباره سهم یازدهدرصدی ایران، میگوید این عدد دروغ است. اما نکته عجیب اینجاست که بعد از نفی عدد یازده درصد، نمیگوید عدد واقعی چیست. اگر یازده درصد دروغ است، پس واقعیت چیست؟ سهم ایران بیشتر از یازده درصد بوده یا کمتر؟به نظر من، همین سکوت و ابهام گاهی از خود دروغ گفتن هم بدتر است؛ زیرا مخاطب را با یک «نفی» مواجه میکند، بدون آنکه حقیقت جایگزین آن شود. شما نمیتوانید صرفاً بگویید این عدد غلط است و بعد از بیان عدد درست خودداری کنید، مگر اینکه اساساً قصدتان روشن کردن حقیقت برای مخاطب نباشد.از سوی دیگر، آقای ظریف دوباره مدعی شده است که ایران پیش از فروپاشی شوروی سهم پنجاهدرصدی نداشته است. حتی اگر فرض کنیم این ادعا از نظر حقوقی یا تاریخی درست باشد، باز یک نکته اساسی باقی میماند: اگر در قراردادهای مربوطه سهم مشخص و صریحی برای ایران تعیین نشده بود، همین سکوت میتوانست برای ایران یک امکان حقوقی و سیاسی ایجاد کند تا در آینده، با استناد به سابقه روابط ایران و روسیه و اسناد و قراردادهای تاریخی، از حقوق خود دفاع کند.اما اگر ایران بیاید و خودش یک سهم پایینتر را به صورت رسمی امضا و تثبیت کند، عملاً بخشی از امکان چانهزنی و ادعای آینده خود را از بین برده است. مسئله فقط این نیست که امروز چند درصد نصیب ایران میشود؛ مسئله این است که با امضای امروز، چه چیزی برای نسلهای آینده باقی میماند.مشکل سخنان آقای ظریف دقیقاً همینجاست: بخشی از حقیقت را میگوید، اما همه حقیقت را نمیگوید؛ و گاهی با همین نیمهگویی، تصویری میسازد که ممکن است مخاطب را به نتیجهای برساند که تمام واقعیت را منعکس نمیکند. این را نمیدانم باید «شارلاتانبازی» نامید یا سیاستورزی؛ اما هرچه باشد، برای کسی که درباره منافع ملی سخن میگوید، قابل قبول نیست.فهم این مسائل نه مدرک خارقالعاده میخواهد، نه خبرنگار بودن، نه سیاستمدار بودن. کمی دقت میخواهد، کمی شعور، کمی شرف و البته کمی آزادی در اندیشیدن و سخن گفتن؛ اینکه آدم مجبور نباشد برای دفاع از یک جریان سیاسی، در هر شرایطی بخشی از حقیقت را ببیند و بخش دیگرش را نادیده بگیرد.مسئله امروز دیگر فقط این نیست که آقای ظریف چه گفته است. مسئله این است که چرا باید در موضوعی به این اهمیت، مخاطب را در میان نفی یک ادعا و پنهان ماندن ادعای واقعی رها کرد؟ اگر حقیقت روشن است، چرا کامل گفته نمیشود؟@reesjomhoormiras
#میراث_بان ۸۷۸🔰 سیامک صحافی ؛ ایرانشناس، محقق باستان شناسی و رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان : 🔺 قابل توجه مدیر کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان همدان ⬅️ تپه نوشبجان ، یکی از برجستهترین نیایشگاه های خشتی جهان و محوطه ای نفیس که آثار و چشم انداز فرهنگی بی نظیری در دنیا دارد ، نيازمند حفاظت خلاقانه و دوراندیشانه است 📢 بدون شک مشارکت اجتماعی در قالب جوامع محلی و گروه های شهری همراه با نظارت مستمر می تواند راهگشا باشد📢 یقینا بی توجهی به طرح #هر_ایرانی_یک_میراث_بان تبعات و نتایج نادرستی در بر خواهد داشت و در محکمه تاریخ هرکسی آسیبی به این کشور زده باشد باید پلسخگو باشد @foalborz* ─┅•𑁍⊱🌞⊰𑁍•┅─*#میراث_بان ۸۷۸🔰 سیامک صحافی ؛ ایرانشناس، محقق باستان شناسی و رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان : 🔺 قابل توجه مدیر کل میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان همدان ⬅️ تپه نوشبجان ، یکی از برجستهترین نیایشگاه های خشتی جهان و محوطه ای نفیس که آثار و چشم انداز فرهنگی بی نظیری در دنیا دارد ، نيازمند حفاظت خلاقانه و دوراندیشانه است 📢 بدون شک مشارکت اجتماعی در قالب جوامع محلی و گروه های شهری همراه با نظارت مستمر می تواند راهگشا باشد📢 یقینا بی توجهی به طرح #هر_ایرانی_یک_میراث_بان تبعات و نتایج نادرستی در بر خواهد داشت و در محکمه تاریخ هرکسی آسیبی به این کشور زده باشد باید پلسخگو باشد @foalborz* ─┅•𑁍⊱🌞⊰𑁍•┅─*
کتاب «خلیجفارس و خلیج عربی(دریای سرخ)»نوشته پروفسور نظامالدین فقیهپرفسور نظامالدین فقیه لطف کرده و با ارسال متن زیر، توضیحاتی در مورد این کتاب و هدف از نگارش آن را بیان کردهاند. ضمن تشکر از لطف این استاد برجسته و چهرهی ماندگار کشور، نظر شما را به متن ایشان جلب میکنم:«این کتاب در طرحی ابتکاری، خلاقانه، و نوظهور، به تمایز تاریخی و جغرافیایی خلیج فارس و خلیج عربی (نام واقعی و تاریخی دریای سرخ) اختصاص یافته و برای جا انداختن موضوع، نام این دو خلیج در کنار هم در عنوان کتاب آورده شده است. در صفحه اول کتاب، این کتاب، با ذکر اسامی تک تک دانشمندان و چهره های سرشناس تاریخی، به دانشمندان، تاریخ دانان و جغرافیا دانان سرشناس و عمده در سراسر جهان (از روم باستان و یونان تا عرب و ایرانی و ...) اهداء و تقديم گردیده است که در طول تاریخ ابن تمایز را بطور کامل محفوظ داشته اند. در این کتاب سعی شده است نام واقعی خلیج عربی، برای محل واقعی آن (یعنی دریای سرخ) زنده شود. در عنوان کتاب، این نام همراه با نام خلیج فارس و بلافاصله پس از آن، در عنوان و روی جلد کتاب لستفاده شده است:(The Persian Gulf and the Arabian Gulf Economies)یعنی به جای کشورهای خاورمیانه گفته شده است: کشورهای حوزهی این دو خلیج. هدف این است که با زنده کردن و جا انداختن این نام برای دریای سرخ، از این پس نام خلیج عربی نتواند عمداً یا سهواً برای خلیج فارس بهکار برده شود. همچنین با تأکید بر تمایز نام خلیج فارس و خلیج عربی بر روی جلد کتاب، و با زنده نگاهداشتن نام خلیج عربی برای محل تاریخی آن (دریای سرخ )، هم اعراب و هم جهان بدانند که خلیج عربی کجا هست و این نام را از این پس نتواند برای خلیج فارس بهکار برند. مضافاً، هم روی Back cover و هم در داخل کتاب، در پرانتز Red Sea دریای سرخ هم قرار گرفته تا بیشتر به جا افتادن این نام کمک شود. به نظر می رسد این یک ابتکار و یک کار اساسی باشد برای پاسداری از نام خلیج فارس.در این کتاب و سایر مجلدات ابن مجوعه، سعی و کوشش دقیقاً در این جهت است که بحث کاملأ آکادمیک و دانشورانه و با استناد به حد اکثر ممکن منابع تاریخی و آکادمیک صورت پذیرد؛ به نحوی که یک پژوهشگر و یا یک استاد دانشگاه در رشتههای های متعدد مرتبط با این موضوع، در هرجای دنیا بتواند با کمال میل و بدون هیچگونه اکراه و بر پایه ی احساس وظيفه آکادمیک، از کتاب به عنوان یک منبع مطلوب استفاده کنند و به این ترتیب حقیقت علمی و تاریخی نام خلیج فارس و نیز موضوع حقانیت ایران در مورد سه جزیره (تنب بزرگ، تنب کوچک، و ابوموسی) ترویج یابد و بطور طبیعی، کامل، و غیر قابل انکار، جا بیفتد. مضافاً، حتی این که در این کتاب با استدلالات آکادمیک گسترده و بهره برداری از انتقاداتی که به نام گذاری منطقه ایMENA (Middle East and North Africa) Region در مجامع آکادمیک و اجرایی در سطح جهان وجود دارد، پیشنهاد نام گذاری منطقه ای:PGAG(The Persian Gulf and Arabian Gulf) Region که Arabian Gulf همان Red Sea و دریای سرخ است، مطرح گردیده است. به این ترتیب نام گذاری منطقه ای، همواره با نام خلیج فارس توأم، عجین، و هماهنگ می شود. قضاوت با خوانندگان است و آیندگان. به تعبیر جلالالدین مولوی:هین بگو که ناطقه جو میکَنَدتا به قرنی بعد ما آبی رسدگرچه هر قرنی سخنآری بودلیک گفت سالفان یاری بود.»@DidebanS#خلیج_فارس#خلیج_عربی#پروفسور_نظامالدین_فقیه#انجمن_دیده_بان_استهبان
🔺دکتر سیدمنصور سیدسجادی:🔴 تکرار فاجعه در جیرفت/ حمله به شناسنامه سرزمین/ ضرورت ایمن سازی محوطه های باستانی با فناوری های جدید🖋#دکتر_سید_منصور_سید_سجادیسرپرست گروههای باستانشناسی شهر سوخته و کنارصندل جیرفت🔸دکتر سید منصور سید سجادیسرپرست گروههای باستانشناسی شهر سوخته و کنارصندل جیرفت، در یادداشتی با اشاره به شدت گرفتن حفاری های غیرمجاز در جیرفت، از آن بعنوان تکرار فاجعه یاد کرده و راهکارهایی برای ایمن سازی محوطه های تاریخی جیرفت ارائه داده است:🔸 یک بار دیگر در جیرفت شاهد تکرار غمانگیز تجاوز به فرهنگ و تمدن ایرانی هستیم. این نه به خاطر دزدی و سرقت چند شیء باستانی است، بلکه از آن جهت تأسفبار است که ریشههای فرهنگی/تاریخی، یا در حقیقت شناسنامه سرزمین ما را نشانه رفتهاند. اشاره به اهمیت آثار جیرفت و سایر محوطههای باستانی ایرانی تنها تکرار مکررات است و دردی را دوا نمیکند و میباید راهی را برای درمان جست.🔸 حملاتی که این روزها علیه ایران آغاز شده، نه تنها غیرقانونی و ناقض اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد (ماده ۲، بند ۴ و ماده ۵۱) است، بلکه گونهای جدید از جنگ نامتقارن محسوب میشود؛ جنگی که خشونت در آن صرفاً برای تصرف قلمرو یا ثروت این سرزمین به کار برده نمیشود، بلکه با هدف نابودی فرهنگی با قدمت هزاران سال به کار گرفته میشود. حملات و تخریبهای وارده به آثار تاریخی/هنری و فرهنگی در استانهای مختلف ایران گواهی بر این مدعاست. تاریخ هرگز بر پایه تصادف و اتفاق رقم نمیخورد و ازسرگیری کاوشهای غیرقانونی در منطقه جیرفت را نیز نمیتوان چنین پنداشت؛ این گونه اقدامات را نباید صرفاً به عنوان فعالیت حفاران غیرمجاز تلقی کرد، بلکه آن را باید حملهای نامتقارن به فرهنگ ایران دانست. با توجه به این شرایط، بدیهی است که واکنشی فوری، قاطع و کوبنده، هم از منظر حفاظت فیزیکی از محوطههای باستانی و هم از دیدگاه حقوقی ضروری است.📌 ایمنسازی محوطههای باستانی🔸با توجه به وسعت دشت جیرفت و پراکندگی بسیار فشرده محوطههای باستانی آن، دیگر نمیتوان صرفاً به حضور فیزیکی نگهبانان آثار برای تضمین ایمنی و حفاظت از چنین مناطق باستانی وسیعی، به ویژه هنگام مواجهه با حفاران غیرمجاز، تکیه کرد و برای این کار اقدامات قاطع و به موقع ضروری است.🔸 زمان آن فرا رسیده که استفاده از فناوریهای جدید برای حفاظت دیجیتال آثار جدیتر گرفته شود. ایران منابع فکری و مادی لازم برای اجرای این نوع حفاظت را دارد.📌برخی روشها و فناوریهای لازم:◀️ ایجاد یک گروه ویژه امنیت دیجیتالی – متشکل از متخصصان – برای نظارت ۲۴ ساعته از راه دور بر مناطق باستانی با استفاده از فناوریهای پیشرفته دیجیتال برای نظارت فعال بر قلمرو. استراتژیهای کلیدی باید شامل استفاده از پهپادها، تجزیه و تحلیل ماهوارهای و همکاری با نیروی انتظامی محلی برای عملیات واکنش سریع باشد.◀️استفاده از پهپادهایی با قابلیت پرواز و پایش ۲۴ ساعته برای بررسی عوارض زمین و شناسایی گودالها یا هرگونه تغییر و دستخوردگی اخیر در سطح خاک.◀️ اسکن لیزری برای نقشهبرداری سهبعدی از عوارض زمین و اندازهگیری عمق حفاریهای غیرمجاز، حتی در نقاط پوشیده از پوشش گیاهی.◀️استفاده از فناوری لایدار (LIDAR = Light Detection And Ranging) که در آن پرتو لیزر به سطح زمین نفوذ کرده و پروفیل ارتفاعیِ چشمانداز و عوارض زمین را ترسیم میکند.📌 اقدامات میدانی:◀️استفاده از حسگرهای لرزهنگاری برای تشخیص ارتعاشات ناشی از ردپا یا حضور وسائل حفاری، پیش از آسیب رساندن به آثار – که این امکان را فراهم میکند تا مناطقی که نیاز به نظارت فوری دارند شناسایی شوند.◀️شبکههای ارتباطی LoRaWAN با استفاده از پروتکلهای رادیویی کممصرف، حسگرهایی را که کیلومترها از هم فاصله دارند، حتی در غیاب کامل سیگنالهای Wi-Fi یا اینترنت، به هم متصل میکنند.◀️ نصب دوربینهای تلهای 4G و دوربینهای فعالشده با حسگر برای ثبت فعالیتهای مشکوک، بهویژه در شب.◀️نصب تابلوهای هشدار با عنوان: منطقه تحت نظارت ویدیویی – متخلفان طبق ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) مجازات خواهند شد.◀️مشارکت جامعه از طریق ایجاد یک کمپین آگاهیبخشی که تردد وسایل نقلیه یا افراد ناشناس و غیرمجاز و یا هرگونه فعالیت مشکوک در مناطق باستانی را به مقامات ذیصلاح گزارش میکند.◀️از دیدگاه حقوقی نیز باید اشاره کرد که مجازاتهای مندرج در ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) – که حفاری و کاوش به قصد به دست آوردن اموال تاریخی و فرهنگی را ممنوع و مرتکب را به ۶ ماه تا ۳ سال حبس محکوم میکند – به طور فزایندهای ناکافی به نظر میرسد.instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
سکوت ۴ ساله در کمیته مبارزه با قاچاق میراث فرهنگی/ غارت تاریخ بیخ گوش مسئولان ادامه داردحفاریهای غیرمجاز امروز دیگر تنها یک تخلف پراکنده نیست بلکه به پدیدهای سازمان یافته تبدیل شده که هر روز بخشی از حافظه تاریخی ایران را غارت میکند...https://iran24news.com/fa/news/46605@reesjomhoormiras
🔺آقای نوکنده؛ موزه ملی، پناهگاه گنجینههاست یا مقصد کوچ اجباری آنها؟🖋#مریم_اطیابی ‼️این روزها پرسشی جدی در میان جامعه میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چه اتفاقی افتاده که موزه ملی ایران، به جای دفاع از تثبیت گنجینهها در خانه اصلیشان، به توجیهکننده انتقال آنها تبدیل شده است؟🔸اظهارات رئیسکل موزه ملی ایران درباره انتقال «امانی» گنجینه پژوهشکده هنرهای سنتی، نه تنها نگرانیها را برطرف نکرد، بلکه این شائبه را تقویت کرد که گویا قرار است جابهجایی گنجینههای ملی، به یک رویه عادی تبدیل شود.✅اما سؤال اینجاست؛ چرا امانی؟مگر این آثار بیصاحباند؟ مگر پژوهشکده هنرهای سنتی، متولی قانونی، پژوهشی و تاریخی این گنجینه نیست؟ اگر این آثار خانه دارند، چرا باید در خانه دیگری «امانت» باشند؟واژه «امانی» شاید از نظر اداری ساده باشد، اما در عمل یک پیام نگرانکننده دارد؛ اینکه گنجینهای که سالها در بستر علمی خود تعریف شده، آرامآرام از همان بستر جدا شود.⚠️آقای نوکنده؛ انتظار از رئیس موزه ملی ایران این نبود.🔸انتظار این بود که موزه مادر کشور از جایگاه مجموعههای تخصصی دفاع کند، نه اینکه مقصد انتقال گنجینههایی شود که صاحب خانه و هویت مشخص هستند.اگر محل نگهداری آثار استاندارد نیست، چرا موزه ملی و وزارت میراث فرهنگی برای ارتقای همان محل مطالبهگری نکردند؟ چرا سادهترین راه، یعنی جابهجایی آثار، انتخاب شد؟ مگر وظیفه مدیران، حل مسئله است یا جابهجا کردن مسئله؟‼️از همه مهمتر، چرا این تصمیم در شرایطی گرفته میشود که کشور روزهای حساسی را پشت سر میگذارد؟ در چنین شرایطی، اصل احتیاط ایجاب میکند هرگونه جابهجایی غیرضروری آثار تاریخی به حداقل برسد. پس این انتقال، پاسخ به کدام ضرورت فوری بوده است؟🔸جامعه میراث فرهنگی و هنرهای ملی امروز از رئیس موزه ملی ایران، مدیرکل امور موزهها و رئیس مجموعه سعدآباد یک پاسخ روشن میخواهد؛ گزارش کارشناسی این انتقال کجاست؟ ارزیابی ریسک آن منتشر شده است؟ چه کسانی مسئولیت کامل این جابهجایی را پذیرفتهاند؟ و مهمتر از همه، چرا راهکار تقویت پژوهشکده هنرهای سنتی کنار گذاشته شد؟✅نگرانکنندهتر از خود انتقال، عادیسازی انتقال است. امروز پژوهشکده هنرهای سنتی، فردا کدام گنجینه؟ اگر قرار باشد هر مجموعهای که با کمبود امکانات روبهرو شد، آثارش راهی موزه ملی شود، پس تکلیف هویت، اصالت و استقلال مراکز تخصصی چه خواهد شد؟✅موزه ملی ایران، موزه مادر کشور است؛ نه انبار مرکزی گنجینههای سایر مجموعهها.این ماجرا دیگر فقط درباره چند شیء تاریخی نیست؛ موضوع، دفاع از شأن پژوهشکده هنرهای سنتی و دفاع از اصول موزهداری کشور است.🛑جامعه میراث فرهنگی و هنرهای ملی امروز یک مطالبه روشن دارد؛ توقف جابهجاییهای غیرضروری، انتشار مستندات کارشناسی این تصمیم و پاسخگویی مدیرانی که نامشان پای این انتقال ثبت شده است.🛑میراث فرهنگی، اسبابکشی نیست. گنجینههای ملی، بار و بنه اداری نیستند که با هر تغییر مدیریتی یا هر تصمیم سلیقهای، از این ساختمان به آن ساختمان منتقل شوند. تاریخ، از کنار این تصمیمها به سادگی عبور نخواهد کرد.❎نکته آخر ؛ جناب آقایان جبرئیل نوکنده و سید محسن میر و سرکار خانم لیلا خسروی این جماعت نامتخصص پاسخناپذیر دیر یا زود میروند همچون آنهایی که پیش از آنها آمدند و رفتند. شما میمانید و همکارانتان و تاریخ میراث فرهنگی و هنرهای ملی این مملکت! اگر مرد میدان آنهایید بسمالله ، اگر مرد میدان میراث و هنر گهربار ایران و ایرانی هستید هم بسمالله . در هر صورت نامتان در تاریخ ثبت خواهد شد امید که به نام باشد .instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
🛖 وضعیت نابسامان خانه شاعر ملی، ابوالقاسم عارف قزوینی در قزوین، محله حمدالله مستوفی، خیابان صوفیان، محله پنبه ریسه که در ۱۹ امرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۹۰۴ در فهرست میراث ملی جای گرفته است. @rahaaaavardارسالی از مخاطبان دیدهباندرود و سلاماین عکس مربوط به سالها پیش است. در حال حاضر پس از فرسایش و تخریب تقریبا کامل این بخش، بقایای اثر نیز جهت بازسازی از بین رفته و سازهی جدید توسط مالک در حال ساخت میباشد.این آخرین عکسی بود که بنده سال ۱۴۰۱ پیش از تخریب کامل و بازسازی گرفتم و در اختیار ایسنا قرار دادم.سعید زارعپور، کنشگر میراث فرهنگیhttps://t.me/reesjomhoormiras
🛖 وضعیت نابسامان خانه شاعر ملی، ابوالقاسم عارف قزوینی در قزوین، محله حمدالله مستوفی، خیابان صوفیان، محله پنبه ریسه که در ۱۹ امرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۹۰۴ در فهرست میراث ملی جای گرفته است.@rahaaaavard
مقبرهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین دو روزنامهنگار و خطیب مشروطهخواه که به دار آویخته شدند، ساختمان کوچک و سادهای در تهران است که از سالها پیش در دست مرمت بوده اما هنوز مخروبهای از یاد رفته به نظر میرسد.aasoo.org/fa/notes/3330@NashrAasoo 💭مقبرهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین دو روزنامهنگار و خطیب مشروطهخواه که به دار آویخته شدند، ساختمان کوچک و سادهای در تهران است که از سالها پیش در دست مرمت بوده اما هنوز مخروبهای از یاد رفته به نظر میرسد.aasoo.org/fa/notes/3330@NashrAasoo 💭
دیدهبان میراث فرهنگی pinned a photo
«دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» از شما درخواست دارد برای حفظ حقوق ایران در دریای مازندران به کارزار زیر بپیوندید:درخواست رد «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» توسط مجلس شورای اسلامیhttps://www.karzar.net/340902@reesjomhoormiras
🔺بازگشت بقائیسم به وزارتخانه؟!‼️آقای صالحیامیری، آقای دارابی؛ آیا قرار است میراث فرهنگی و هنرهای ملی دوباره هزینه اشتباهی را بدهد که هنوز از زیر بار خسارتهایش بیرون نیامده است؟🖋 #مریم_اطیابی🔸میراثباشی: دستور تخلیه پژوهشکده هنرهای سنتی صادر شده است؛ خبری که برای بسیاری از کارکنان قدیمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، یک جابهجایی اداری نیست، بلکه یادآور یکی از تلخترین تجربههای این وزارتخانه است؛ روزهایی که به نام «تمرکززدایی» و «تحول مدیریتی»، پژوهشگاه میراث فرهنگی تکهتکه شد، پژوهشکدهها از خانههای خود کنده شدند و سرمایهای که طی دههها شکل گرفته بود، قربانی تصمیمهایی شد که امروز کمتر کسی حاضر است مسئولیت آن را بپذیرد.🔸اکنون، هجده سال بعد، همان پرسش دوباره مطرح است؛ آیا قرار است همان تجربه شکستخورده، این بار با امضای مدیران و معاونان و وزیران دیگر تکرار شود؟⚠️🛑📣بر اساس گزارشها، لیلا خسروی، مدیرکل امور موزهها، با این جابهجایی موافقت کرده است. اگر این گزارشها درست باشد، این پرسش جدی مطرح میشود؛ مدیری که سالها در پژوهشگاه میراث فرهنگی فعالیت کرده و ریاست پژوهشکده باستانشناسی را برعهده داشته، چگونه حاضر میشود پای تصمیمی را امضا کند که پیامدهای آن هنوز از حافظه این وزارتخانه پاک نشده است؟🔸نتیجه آن تصمیم فقط انتقال چند میز و صندلی نبود؛ کارشناسان و استادکاران ناچار به بازنشستگی، استعفا یا دورکاری شدند، خانوادهها از هم گسستند، بخشی از دانش ضمنی سازمان از میان رفت و آثار، اسناد، کتابها، تجهیزات تخصصی و اموال فرهنگی و هنری آسیب دید یا برای همیشه مفقود شد.🔸پژوهشکده هنرهای سنتی یک اداره معمولی نیست. اینجا کارگاه است؛ کورههای تخصصی، دارهای قالی، تجهیزات مرمت، نمونههای آموزشی، آثار پژوهشی و هزاران شیء موزهای بخشی از هویت آن هستند. پژوهش و هنر را نمیتوان مانند یک اداره بستهبندی و منتقل کرد. تجربه گذشته نشان داد که انتقال چنین مجموعهای بدون مطالعه و برنامه کارشناسی، نه توسعه میآورد و نه بهرهوری؛ بلکه زیرساخت را تخریب، آثار را آسیبپذیر و سرمایه انسانی را فرسوده میکند.🔸هنوز هم پرسشهای بیپاسخ آن دوره باقی است؛ از مفقود شدن اموال ثبتشده پژوهشکده، از لوحهای پوستی تا آثار خاتمکاری و زریبافی. جامعه میراث فرهنگی هنوز هزینه آن تجربه را میپردازد. چه تضمینی وجود دارد که این بار تاریخ تکرار نشود؟✅خانم خسروی، آیا از وضعیت مخازن مجموعه سعدآباد اطلاع دارید؟ هزار و اندی شیء موزهای پژوهشکده هنرهای سنتی قرار است در کدام مخزن استاندارد نگهداری شود؟ کدام موزه در سعدآباد امروز از کمبود فضا گلایه ندارد؟ مگر خانه اصلی پژوهشکده هنرهای سنتی همین ساختمان ۴۷ ساله نیست؟ چرا باید پژوهشکدهای با چنین سابقهای از خانه خود کوچانده شود؟🔸اما مهمتر از همه، یک پرسش حقوقی وجود دارد. متولی آثار پژوهشکده، وزارتخانه نیست؛ پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری است که هیأت امنای قانونی دارد. آیا این انتقال در هیأت امنا تصویب شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، صورتجلسه آن را منتشر کنید. جامعه میراث فرهنگی و صنایعدستی حق دارد بداند آیا محمدابراهیم زارعی، سیدمحمد بهشتی، هایده لاله، زهره بزرگمهری، ناصر نورزاده چگینی، حسین سیمایی صراف وزیر علوم و مهدی محمدی نماینده سازمان برنامه و بودجه هم مسئولیت این تصمیم را پذیرفتهاند یا خیر.‼️شفاف بگویید چه کسانی پای این تصمیم ایستادهاند.🔸تجربه دوره بقایی یک حقیقت را ثابت کرد؛ انتقال «اداره» با انتقال «پژوهش و هنر» تفاوت دارد. آن مدیران و روسا و معاونان رفتند، اما خسارت تصمیمهایشان ماند. امروز هم این وزیران و قائم مقامها و معاونان و مدیران خواهند رفت، اما اگر این جابهجایی انجام شود، نام امضاکنندگان آن در کنار این تصمیم برای همیشه در تاریخ این وزارتخانه ثبت خواهد شد، آن هم در وانفسای تاریخ جنگ این مملکت با اجنبی!🔸اگر این انتقال بر پایه مطالعات کارشناسی است، اسناد آن را منتشر کنید؛ اگر نیست، پیش از آنکه میراث فرهنگی بار دیگر هزینه یک تصمیم شتابزده را بپردازد، آن را متوقف کنید. تاریخ یکبار درباره این تجربه قضاوت کرده است؛ تکرار آن، دیگر اشتباه نیست، انتخاب است.instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
🔶«شاهدژ»؛ روایت ناتمام اسماعیلیان پیش از الموت+ فیلم✍️ کوروش دیباج🔹ثبت جهانی قلعههای اسماعیلی ایران با محوریت الموت، بار دیگر توجهها را به این میراث تاریخی جلب کرده است؛ اما در کنار الموت، شاهدژ اصفهان نیز یکی از مهمترین دژهای این شبکه تاریخی است که هنوز آنگونه که باید شناخته نشده است.🔹علی شجاعی اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر اصفهان، در گفتوگو با «پیام ما» از جایگاه تاریخی شاهدژ، وضعیت پژوهشها، چالشهای حفاظت و ظرفیتهای کمتر شناختهشده این محوطه میگوید.ادامه مطلب 👇https://payamema.ir/payam/158782
💢 وقتی آشفتگی بصری «مسجد جامع» اصفهان را از چشم میاندازد🖋 مهرناز شهباز 🔺مسجد جامع عتیق اصفهان، شاهکار ۱۲ قرن معماری ایرانی و یکی از آثار ثبت جهانی یونسکو، بجای آنکه با شکوه معماریاش در ذهن گردشگران ماندگار شود، سالهاست با آشفتگیهای بصری ناشی از حجم بهرهبرداری و کجسلیقگی در مواجهه با یک بنای تاریخی، پیش چشم گردشگران و بازدیدکنندگان از فروغ افتاده و این شیوه مدیریت یک اثر ثبت جهانی مورد انتقاد کنشگران میراث فرهنگی قرار گرفته است. گفته میشود مسجد جامع عتیق اصفهان در شمار پنج مسجد باشکوه تاریخ معماری دنیاست اما آنچه امروز بیش از هر چیز در برابر دیدگان بازدیدکنندگان قرار میگیرد، شکوه این اثر جهانی است که پشت آشفتگیهایی بصری زیر سایه شیوه و وسعت بهرهبرداری از این گنجینه بینظیر، به چشم میآید و خاطر علاقمندان میراث تاریخی و هویتی این سرزمین را مکدر میکند.مشاهدات میدانی نشان میدهد که با وجود بهبود نسبی وضعیت ساماندهی بصری این بنا نسبت به سالهای گذشته، همچنان ساماندهی فضاهای داخلی مسجد، نحوه استقرار تجهیزات و ملزومات مورد استفاده در آیینهای مذهبی، کمبود نیروی خدماتی و آشفتگی سیما و منظر پیش چشم بازدید کنندگان از مهمترین چالشهای این مجموعه تاریخی است.مسجد جامع عتیق، برخلاف بسیاری از مساجد دیگر، صرفاً یک فضای مذهبی نیست؛ این بنا همزمان یک اثر ثبت جهانی، موزه معماری ایران و یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری اصفهان به شمار میرود. همین ویژگی ایجاب میکند که شیوه بهرهبرداری از آن نیز با دیگر بناهای مذهبی متفاوت و برگزاری آیینهای مذهبی در آن بر اساس ضوابط و ملاحظات حفاظتی آثار تاریخی انجام شود.در سالهای گذشته، برگزاری برخی مراسم مذهبی با استقرار غرفهها، بنرها و تجهیزات متعدد در صحن مسجد در حالی که نمای ایوانهای تاریخی و معماری کمنظیر مسجد را مخدوش میکرد، بارها با انتقاد کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی روبهرو شد و ایرنا با انتشار گزارشاتی این شیوه مدیریت را به نقد کشید.با پیگیریهای رسانهای و انتقاد فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی، تا حدی از حجم این مداخلات منظری و بصری کاسته شد اما بررسیهای میدانی نشان میدهد همچنان این مسجد تاریخی ارزشمند با آثار و تبعات کجسلیقگی در شیوه و گستردگی بهرهبرداری مواجه است.بازدید میدانی در روزهای اخیر نشان میدهد، شبستان الجایتو که محل قرارگیری یکی از زیباترین محرابهای ارزشمند مساجد ایرانی است به محل نگهداری موکتها تبدیل شده است؛ موضوعی که با جایگاه تاریخی و گردشگری این بخش از مسجد همخوانی ندارد. همچنین در برخی شبستانها، از جمله شبستان مجاور گنبد نظامالملک، آشفتگی بصری، منظری نازیبا ایجاد کرده که با شأن یک اثر ثبت جهانی فاصله دارد.بررسیها و پیگری ها نشان میدهد بخش مهمی از این وضعیت، ناشی از کمبود شدید نیروی خدماتی در این مسجد تاریخی است که با وجود مدیریت ۲ دستگاه اجرایی با چینن وضعیتی مواجه است. گفته می شود مجموعهای با وسعت نزدیک به ۲ هکتار، تنها با ۲ یا سه نیروی خدماتی اداره میشود؛ نیروهایی که باید همزمان نظافت شبستانها، جمعآوری تجهیزات پس از برگزاری نمازها و آیینهای مذهبی، ساماندهی صحنها و رسیدگی به امور روزمره مجموعه را بر عهده داشته باشند. در این صورت طبیعی است که با چنین امکانات محدودی، حفظ نظم و آراستگی دائمی این مجموعه تاریخی با دشواری همراه باشد.‼️با این وضعیت کمبود نیرو، قطع یقین شیوه مدیریت رویدادها و برنامههای مذهبی در این مسجد باید بازنگری شود. پرسش اساسی از نهادهای متولی این است که آیا نمیتوان متناسب با ظرفیت نگهداری بنای ۱۲۰۰ ساله، حجم و نحوه برگزاری برخی مراسمها را مدیریت کرد تا فشار کمتری بر کالبد و سیما و منظر این مسجد تاریخی ثبت جهانی وارد شود؟📌ادامه گزارش و پاسخ نهادهای متولی در رابطه با این وضعیت میراث جهانی مسجد جامع عتیق اصفهان و تصاویر مربوطه را در لینک زیر بخوانید و ببینید:https://irna.ir/xjXVsx@mehrnaz_shahbaz
💢 وقتی آشفتگی بصری «مسجد جامع» اصفهان را از چشم میاندازد🖋 مهرناز شهباز 🔺مسجد جامع عتیق اصفهان، شاهکار ۱۲ قرن معماری ایرانی و یکی از آثار ثبت جهانی یونسکو، بجای آنکه با شکوه معماریاش در ذهن گردشگران ماندگار شود، سالهاست با آشفتگیهای بصری ناشی از حجم بهرهبرداری و کجسلیقگی در مواجهه با یک بنای تاریخی، پیش چشم گردشگران و بازدیدکنندگان از فروغ افتاده و این شیوه مدیریت یک اثر ثبت جهانی مورد انتقاد کنشگران میراث فرهنگی قرار گرفته است. گفته میشود مسجد جامع عتیق اصفهان در شمار پنج مسجد باشکوه تاریخ معماری دنیاست اما آنچه امروز بیش از هر چیز در برابر دیدگان بازدیدکنندگان قرار میگیرد، شکوه این اثر جهانی است که پشت آشفتگیهایی بصری زیر سایه شیوه و وسعت بهرهبرداری از این گنجینه بینظیر، به چشم میآید و خاطر علاقمندان میراث تاریخی و هویتی این سرزمین را مکدر میکند.مشاهدات میدانی نشان میدهد که با وجود بهبود نسبی وضعیت ساماندهی بصری این بنا نسبت به سالهای گذشته، همچنان ساماندهی فضاهای داخلی مسجد، نحوه استقرار تجهیزات و ملزومات مورد استفاده در آیینهای مذهبی، کمبود نیروی خدماتی و آشفتگی سیما و منظر پیش چشم بازدید کنندگان از مهمترین چالشهای این مجموعه تاریخی است.مسجد جامع عتیق، برخلاف بسیاری از مساجد دیگر، صرفاً یک فضای مذهبی نیست؛ این بنا همزمان یک اثر ثبت جهانی، موزه معماری ایران و یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری اصفهان به شمار میرود. همین ویژگی ایجاب میکند که شیوه بهرهبرداری از آن نیز با دیگر بناهای مذهبی متفاوت و برگزاری آیینهای مذهبی در آن بر اساس ضوابط و ملاحظات حفاظتی آثار تاریخی انجام شود.در سالهای گذشته، برگزاری برخی مراسم مذهبی با استقرار غرفهها، بنرها و تجهیزات متعدد در صحن مسجد در حالی که نمای ایوانهای تاریخی و معماری کمنظیر مسجد را مخدوش میکرد، بارها با انتقاد کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی روبهرو شد و ایرنا با انتشار گزارشاتی این شیوه مدیریت را به نقد کشید.با پیگیریهای رسانهای و انتقاد فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی، تا حدی از حجم این مداخلات منظری و بصری کاسته شد اما بررسیهای میدانی نشان میدهد همچنان این مسجد تاریخی ارزشمند با آثار و تبعات کجسلیقگی در شیوه و گستردگی بهرهبرداری مواجه است.بازدید میدانی در روزهای اخیر نشان میدهد، شبستان الجایتو که محل قرارگیری یکی از زیباترین محرابهای ارزشمند مساجد ایرانی است به محل نگهداری موکتها تبدیل شده است؛ موضوعی که با جایگاه تاریخی و گردشگری این بخش از مسجد همخوانی ندارد. همچنین در برخی شبستانها، از جمله شبستان مجاور گنبد نظامالملک، آشفتگی بصری، منظری نازیبا ایجاد کرده که با شأن یک اثر ثبت جهانی فاصله دارد.بررسیها و پیگری ها نشان میدهد بخش مهمی از این وضعیت، ناشی از کمبود شدید نیروی خدماتی در این مسجد تاریخی است که با وجود مدیریت ۲ دستگاه اجرایی با چینن وضعیتی مواجه است. گفته می شود مجموعهای با وسعت نزدیک به ۲ هکتار، تنها با ۲ یا سه نیروی خدماتی اداره میشود؛ نیروهایی که باید همزمان نظافت شبستانها، جمعآوری تجهیزات پس از برگزاری نمازها و آیینهای مذهبی، ساماندهی صحنها و رسیدگی به امور روزمره مجموعه را بر عهده داشته باشند. در این صورت طبیعی است که با چنین امکانات محدودی، حفظ نظم و آراستگی دائمی این مجموعه تاریخی با دشواری همراه باشد.‼️با این وضعیت کمبود نیرو، قطع یقین شیوه مدیریت رویدادها و برنامههای مذهبی در این مسجد باید بازنگری شود. پرسش اساسی از نهادهای متولی این است که آیا نمیتوان متناسب با ظرفیت نگهداری بنای ۱۲۰۰ ساله، حجم و نحوه برگزاری برخی مراسمها را مدیریت کرد تا فشار کمتری بر کالبد و سیما و منظر این مسجد تاریخی ثبت جهانی وارد شود؟📌ادامه گزارش و پاسخ نهادهای متولی در رابطه با این وضعیت میراث جهانی مسجد جامع عتیق اصفهان و تصاویر مربوطه را در لینک زیر بخوانید و ببینید:https://irna.ir/xjXVsx@mehrnaz_shahbaz
🔸از سوی دیگر، حفاظت از سامانه ریشه درختان نیز اهمیت ویژهای دارد. حفاری، لولهگذاری، کابلکشی، پروژههای عمرانی یا تردد ماشینآلات سنگین در محدوده ریشه میتواند آسیبهایی ایجاد کند که آثار آن گاهی چند سال بعد به شکل خشکیدگی یا سقوط درخت آشکار میشود. هرس نیز باید کاملاً اصولی و توسط نیروهای آموزشدیده انجام شود، زیرا هرس غیراصولی راه را برای نفوذ قارچها و پوسیدگی تنه باز میکند.‼️اکنون با توجه به ارزش تاریخی دولتخانه صفوی و پیشینه قزوین بهعنوان یکی از شهرهای باغدار ایران، انتظار میرود ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان قزوین، شهرداری قزوین، ادارهکل حفاظت محیطزیست، سازمان جهاد کشاورزی و اداره منابع طبیعی، در قالب یک کارگروه تخصصی، وضعیت تمامی درختان این مجموعه را بهصورت جامع بررسی کنند. همچنین افکار عمومی حق دارد بداند آیا برای این باغ تاریخی بانک اطلاعاتی درختان تهیه شده است؟ آیا نمونهبرداری از خاک، آب و بافت گیاهی انجام شده؟ علت خشکیدگی و سقوط درختان چه بوده و چه برنامهای برای احیای باغ و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی وجود دارد؟🔸تجربه باغهای تاریخی جهان نشان میدهد حفاظت از یک باغ تاریخی تنها به آبیاری و هرس محدود نمیشود، بلکه نیازمند پایش دائمی سلامت درختان، ثبت اطلاعات زیستی هر درخت، آزمایش مستمر خاک و آب، مدیریت علمی آفات و همکاری منسجم میان میراث فرهنگی، محیطزیست، جهاد کشاورزی و شهرداری است. ✅پا را از موضوع باغ چهلستون دولتخانه فراتر بگذاریم.آیا وزارتخانه میراث فرهنگی برای تمامی محوطهها و بناهای دارای فضای سبز چنین کارگروههایی تشکیل داده است؟ یا صرفا به ثبت ملی و جهانی آنها بسنده کرده است؟اگر چنین نگاهی در مدیریت باغهای تاریخی ایران نهادینه نشود، خشک شدن یا سقوط امروز یک درخت، میتواند هشداری برای از دست رفتن تدریجی بخشی از میراث طبیعی و تاریخی کشور در سالهای آینده در سایه بیتفاوتی مسئولان باشد.instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
🔺زنگ خطر برای میراث سبز دولتخانه صفوی؛ ‼️چرا حفاظت علمی از باغ تاریخی چهلستون قزوین یک ضرورت ملی است؟🖋#مریم_اطیابی🔸میراثباشی: سقوط یک اصله درخت، خشکیدگی تعدادی دیگر و مشاهده علائم زردی و ضعف در پوشش گیاهی باغ تاریخی دولتخانه صفوی و کاخ چهلستون قزوین، زنگ خطر تازهای را برای یکی از ارزشمندترین باغهای تاریخی کشور به صدا درآورده است؛ اتفاقی که بار دیگر ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت و نگهداری علمی این مجموعه تاریخی را یادآوری میکند.🔸به گزارش میراثباشی؛ تصاویری که در روزهای اخیر از این باغ تاریخی منتشر شده، نشان میدهد بخشی از درختان با خشکیدگی شاخهها، کاهش تاج پوشش و حتی سقوط کامل مواجه شدهاند؛ موضوعی که نگرانی دوستداران میراث فرهنگی و فعالان محیطزیست را برانگیخته است.🔸در این میان، برخی منابع محلی و فعالان میراث فرهنگی مدعیاند کمتر از سه ماه پیش عملیات سمپاشی در این محوطه انجام شده و پس از آن، علائم ضعف و خشکیدگی در برخی درختان مشاهده شده است. با این حال، تاکنون هیچ مرجع رسمی این موضوع را تأیید یا رد نکرده و از نظر علمی هم نمیتوان بدون انجام آزمایشهای تخصصی، چنین ادعایی را اثبات یا رد کرد. بررسی نمونههای خاک، آب، ریشه، برگ و بافت چوب در آزمایشگاههای معتبر، تنها راه تعیین علت واقعی این اتفاق است.‼️البته این نخستین بار نیست که درختان مجموعههای تاریخی کشور با بحران روبهرو میشوند. طی سالهای گذشته، گزارشهایی از آسیب به درختان باغ فین کاشان، باغ دولتآباد یزد، کاخ گلستان، مجموعه سعدآباد، نیاوران، موزه آبگینه و موزه فرش تهران نیز منتشر شده است. کارشناسان معتقدند خشکیدگی یا سقوط درختان میتواند حاصل مجموعهای از عوامل از جمله کهولت سن، خشکسالی، تنش آبی، بیماریهای قارچی، آفات چوبخوار، آسیب به سامانه ریشه، پروژههای عمرانی یا تغییرات محیطی باشد و بدون بررسیهای تخصصی، نمیتوان علت را به یک عامل مشخص نسبت داد.آنچه اهمیت این موضوع را دوچندان میکند، جایگاه ویژه دولتخانه صفوی و کاخ چهلستون قزوین است. این مجموعه از آثار ثبت ملی ایران به شمار میرود و باغ پیرامون آن صرفاً یک فضای سبز شهری نیست، بلکه بخشی از اصالت تاریخی، معماری و منظر فرهنگی این اثر محسوب میشود. در سنت معماری ایرانی، باغ مکمل بنا است و آسیب دیدن پوشش گیاهی، به همان اندازه میتواند به اصالت اثر تاریخی لطمه وارد کند که آسیب به خود بنا.🔸اهمیت باغهای تاریخی ایران تا آنجاست که «باغ ایرانی» به دلیل نظام هوشمند آبیاری، طراحی منحصربهفرد، تنوع گیاهی و پیوند عمیق میان طبیعت و معماری، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند نگهداری باغهای تاریخی در ایران همچنان بیشتر با الگوی مدیریت فضای سبز شهری انجام میشود؛ در حالی که حفاظت از یک باغ تاریخی، نیازمند دانش تخصصی باغداری تاریخی، گیاهپزشکی، درختشناسی و حفاظت میراث فرهنگی است. در بسیاری از مجموعههای تاریخی نیز میراث فرهنگی برای نگهداری فضای سبز ناچار به استفاده از خدمات شهرداریهاست؛ موضوعی که سالها محل نقد متخصصان بوده است.🔸کارشناسان محیطزیست و فضای سبز پیشتر به میراثباشی گفتهاند که در باغهای تاریخی موفق جهان، نخستین اقدام، تهیه شناسنامه برای تکتک درختان است؛ پروندهای که اطلاعاتی مانند گونه، سن تقریبی، وضعیت سلامت، سابقه هرس، بیماریها، موقعیت مکانی و نتایج پایشهای دورهای هر درخت را ثبت میکند. چنین سامانهای امکان پیشبینی خطر، برنامهریزی برای نگهداری و جلوگیری از خسارتهای ناگهانی را فراهم میکند.🔸افزون بر این، سلامت درختان باید بهصورت دورهای توسط متخصصان درختشناسی و گیاهپزشکی ارزیابی شود. بررسی پوسیدگی داخلی تنه، سلامت ریشه، احتمال شکستگی شاخهها و خطر سقوط، امروزه در بسیاری از باغهای تاریخی جهان با تجهیزات تخصصی انجام میشود؛ اما به اعتقاد کارشناسان، اجرای منظم چنین استانداردهایی هنوز در بسیاری از باغهای تاریخی کشور، حتی برخی مجموعههای ثبت جهانی، به یک رویه ثابت تبدیل نشده است.🔸به گفته آنان کنترل کیفیت خاک و آب نیز بخش جداییناپذیر مدیریت باغهای تاریخی است. آزمایش دورهای خاک از نظر اسیدیته، شوری، مواد آلی، عناصر غذایی، فلزات سنگین و بقایای احتمالی سموم، همراه با بررسی کیفیت آب آبیاری، نقش مهمی در پیشگیری از تنشهای محیطی دارد. همچنین هرگونه استفاده از آفتکش یا علفکش باید صرفاً با تجویز متخصصان گیاهپزشکی، ثبت دقیق نوع و میزان مصرف و تحت نظارت دستگاههای مسئول انجام شود.
نفس های آخر یگانه مطب باقی مانده دکتر شیخ🎥 دکتر مرتضی شیخ در نزد مشهدی های قدیم نماد پزشک فداکار و مردم دوست است. او با تاسیس مطب های مختلف در نقاط متفاوت شهر سعی داشت تا در دسترس همه مردم باشد. 👈آخرین مطب باقی مانده از مطب های او در ابتدای کوچه سرشور پنج قرار دارد و هرچند ثبت ملی شده اما به حال خود رها شده تا آخرین لحظات عمر را سپری کند. 👈تخریب بنای مجاور این مطب به منظور ساخت یک بنای بلندمرتبه که خارج از چارچوب قوانین میراثی کشور است، سرعت تخربب این بنا را افزایش داده است. 👈چند روز قبل همراه خبرنگار تسنیم سری به این بنا زده و چند کلامی درباره آن گفتم که حاصل آن فیلم همراه است. 👈اطلاعات بیشتر درباره زندگی دکتر شیخ را در آدرسhttps://tasnimnews.ir/3658706 می توانید مطالعه کنید.https://t.me/rsnoori@vatan_dar
مرآت گزارش میدهد؛بافت کهن و تاریخی سمنان در چنبره بیتوجهی📌سمنان با وجود برخورداری از یکی از غنیترین بافتهای تاریخی کشور، این روزها با واگذاریهای بحثبرانگیز، تخریب تدریجی بناهای ارزشمند و کمتوجهی مدیریتی روبهروست؛ وضعیتی که هویت تاریخی شهر و ظرفیت گردشگری آن را تهدید میکند.🔗مشروح گزارش را از اینجا بخوانید👇👇http://meraatnews.ir/short/4ywvX✅ با مرآت همراه باشید؛ 🆔 @Meraatnews📩 ارسال نظرات و پیشنهادات شما👇👇@meraatadmin
🔴 تخریب امامزاده محمد نوش آباد به بهانه توسعه زیارت 🔹تخریب بخشی از زیارت امامزاده محمد نوش آباد با قدمت قاجاری به بهانه توسعه موجب نگرانی اهالی این شهر و دوستداران میراث فرهنگی شده است.🔹به گزارش کاشان نامه، در چند روز گذشته بخشی از زیارت قاجاری امامزاده محمد نوش آباد شامل سردر و دیوار تخریب شده که با شکایت اداره میراث فرهنگی آران و بیدگل جلو این اقدام غیرقانونی گرفته شده است.🔹 هرچند خبرها از شکایت اداره میراث فرهنگی از متولیان این اقدام غیرقانونی یعنی اداره اوقاف وامور خیریه آران وبیدگل و هیئت امنا زیارت حکایت می کند ولی بر اساس شواهد موجود و شنیده ها احتمال ادامه تخریب در این امامزاده وجود دارد. 🔹طبق بند ۱۱ ماده ۳ قانون وزارت میراث فرهنگی هرگونه نظر کارشناسی و موافقت در کلیه امور عمرانی در بناهای تاریخی و فرهنگی بر عهده این وزارت خانه است که تخریب بخشی از امامزاده محمد نوش آباد طبق ماده ۵۵۸ قانون مجازات اسلامی جرم و مستوجب مجازات محسوب می شود.🔹تخریب بخش هایی از امامزاده محمد بدون مجوزات لازم در نوش آباد اقدام جدیدی در این شهر نیست همین چند ماه قبل نیز بخش های از بافت تاریخی آن توسط شهرداری تخریب شد که توقف این اقدامات غیرقانونی نیازمند ورود نهادهای نظارتی و مسئولانی مانند نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس و فرماندار شهرستان آران و بیدگل است.🆔 @kioskkashan
🔺چوب حراج به حافظه تهران؛اینبار حسنآباد!📍وقتی تاریخ را پشت غرفهها پنهان میکنیم️ 🖋#مریم_اطیابی🔸میراثباشی؛ صبح زود، میدان حسنآباد هنوز بوی تهران قدیم را میدهد. آفتاب روی آجرهای سرخ مینشیند و قوسهای متقارن میدان، تاریخ را در سکوت روایت میکنند. اما کافی است چند قدم جلوتر بروی؛ ناگهان ردیفی از چادرها، داربستها و غرفهها میان تو و تاریخ میایستند. انگار کسی پردهای ضخیم میان شهر و حافظهاش کشیده باشد.آنچه پنهان میشود، فقط یک ساختمان نیست؛ بخشی از حافظه جمعی ماست.🔸سکوت و چشمپوشی مدتهاست رویه بخشی از وزارتخانه میراث فرهنگی شده است! وزارتخانهای که باید مدافع منظر تاریخی باشد، بیشتر نظارهگر مداخلاتی است که هر روز از خوانایی و شأن فضاهای تاریخی میکاهد. آیا شهرداری در میدان حسنآباد برای این مداخله از میراث فرهنگی مجوز گرفته است؟ یا خود را نیازمند گرفتن مجوز دیده است؟ اگر مجوز گرفته بر چه مبنای کارشناسی؟اگر نگرفته چرا حریم بصری یک اثر تاریخی بدون نظر متولی قانونی آن میراث دستخوش تغییر شده است؟🔸مدیران شهری اگر معتقدند بازارچههای موقت، راهحل موفقی برای رونق اقتصادی هستند، پس چرا تجربه خیابان سیتیر دوام نیاورد؟ اگر آن الگو موفق بود، چرا بسیاری از غرفهها برچیده شدند و آن تجربه ادامه پیدا نکرد؟ و اگر ناموفق بود، چرا همان نسخه باید این بار در یکی از مهمترین میدانهای تاریخی تهران، یعنی حسنآباد، تکرار شود؟ آیا هر سیاستی که در یک خیابان به نتیجه نرسیده، باید این بار در قلب میراث تاریخی شهر آزموده شود🔸پرسش مهمتری هم هست.سازمان زیباسازی دقیقاً چه چیزی را زیبا میکند؟وقتی زیباترین میدانهای تاریخی تهران پشت پارچه و بنر پنهان میشوند، زیباسازی چه معنایی دارد؟ میراث فرهنگی دقیقا از چه چیزی حفاظت میکند؟اصلا چرا کارهای زیباسازی اینقدر متناقض کار میکند؟ بنای حسنآباد را مرمت میکنید بعد جلویش چنین منظری ایجاد میکنید؟ اگر مرمت آجرها کافی بود، پس چرا جهان امروز از «منظر تاریخی و فرهنگی» سخن میگوید؟ چرا در شهرهای تاریخی جهان برای نصب یک سایهبان یا جانمایی یک غرفه دهها ضابطه وجود دارد؟ میراث، فقط دیوار نیست؛ «دیدن» هم بخشی از میراث است.در تهران اما گویی این حق فراموش شده است.حق شهروند برای دیدن تاریخ. حق گردشگر برای مواجهه بیواسطه با نمادهای شهر. حق نسلهای آینده برای شناخت چهره واقعی تهران.🔸با دیدن حسنآباد آه از نهاد برمیخیزد که شهر را همیشه با کلنگها ویران نمیکنند؛ گاهی با مجوز و قرارداد و عنوانِ "بازارچه موقت" نابودش میکنند. فاجعه آن نیست که حسنآباد آتشسوزی شود یا برج آزادی فرسوده شود و ترک بردارد؛ فاجعه آن است که مدیران، دیگر اصلاً نبینند چه چیزی را از چشم مردم پنهان کردهاند. روزی که تاریخ، پشت غرفهها و چادرها به هر بهانهای گم شود، نوبت گم شدن هویت یک شهر است.🔸همین روایت را سالهاست در تئاتر شهر میبینیم. بنایی که قرار بود قلب تپنده فرهنگ معاصر ایران باشد، سالهاست در میان انبوه دستفروشیها، سازههای موقت، کیوسکها و بازارهای فصلی برای دیده شدن تقلا میکند. معماری کمکم به حاشیه رانده میشود و آنچه در مرکز میدان میایستد، نه فرهنگ، بلکه آشفتگی است.🔸برج آزادی هم بارها همین سرنوشت را تجربه کرده است؛ نمادی که قرار بود نخستین تصویر تهران در ذهن مسافران باشد، گاه پشت استیجها، نمایشگاهها و چادرهای موقت گم میشود؛ چنانکه گویی خود بنا به عنصری فرعی در میدان تبدیل شده است.🔸این فقط یک خطای سلیقهای نیست.این یک خطای مدیریتی است.سالهاست مدیریت شهری، میان «فضای باز» و «فضای تاریخی» تفاوتی قائل نیست. فضای تاریخی سالن نمایش نیست. آیا هرجا زمینی وسیع بود باید میزبان بازارچه، جشنواره، نمایشگاه یا غرفه شود؛ بیآنکه کسی بپرسد این فضا چه معنایی در حافظه شهر دارد؟🔸مشکل از همینجا آغاز میشود؛ وقتی میدان تاریخی را نه بهعنوان بخشی از هویت شهر، بلکه بهعنوان زمینی برای درآمدزایی میبینیم. کسی مخالف اشتغال نیست. هیچکس با حمایت از مشاغل کوچک مخالفتی ندارد.اما آیا تنها راه حمایت از کسبوکار، اشغال مهمترین میدانهای تاریخی کشور است؟ آیا تهران واقعاً هیچ فضای دیگری برای بازارچههای موقت ندارد که هر بار باید حسنآباد، تئاتر شهر یا میادین دیگر قربانی شوند؟🔸منظر فرهنگی شهر ، کالای تجاری نیست که بتوان آن را برای چند روز یا چند ماه اجاره داد. بخشی از سرمایه ملی است؛ سرمایهای که اگر خدشهدار شود، با هیچ مرمتی بازنمیگردد.این حق شهروندان است آثار تاریخی شهرشان را بیواسطه ببینند. آنها حق دارند حافظه شهرشان را تماشا کنند. این حق، با هیچ کسب درآمدی قابل معامله نیست.حافظه شهر را دچار آلزایمر نکنید!🔻ادامه در لینک زیر:https://t.me/mirasbashi/20981instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
⛏️سینما نادر هم تخریب شد🎬گورستان سینمای لالهزار یک قربانی دیگر گرفت📽️سینما نادر که نزدیک به یک قرن در قلب لالهزار ایستاده بود، این روزها به تلی از آجر، آهن و خاطره تبدیل شده است. سینمایی که سالها پیش چراغش خاموش شده بود، اکنون خودِ ساختمانش نیز از میان رفته تا یکی دیگر از ساکنان «گورستان سینمای لالهزار» برای همیشه محو شود.✍️ برای خواندن و دیدن عکسهای بیشتر روی لسنک زیر کلیک کنیدhttps://safarnevis.com/?p=36750@safarnevisnews
شبیخون به «دارابگرد»! + عکسیک کنشگر میراث فرهنگی گفت: شهر «دارابگِرد» (در استان فارس) که از آن با نام یکی از سه شهر بزرگ تاریخی پارس باستان نام میبرند، در شرایط نامناسب نگهداری و حفاظتی به سر میبرد. فرونشست به عرصه و حریم درجه یک این شهر باستانی رسیده و قاچاقچیان در آن تاخت و تاز میکنند.به گزارش ایسنا، سیاوش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراث فرهنگی درباره وضعیت این شهر باستانی در متنی نوشت: «شهر باستانی و تاریخی بسیار ارزشمند «دارابگرد» با چالشهای فراوانی دست به گریبان است. از فرونشستهای گسترده زمین در عرصه و حریم آن که در حال بلعیدن شهر و نابودیاش است تا کَند و کاوهای غیرمجاز سوداگران اموال تاریخی و فرهنگی و قاچاقچیان. از بریدن شاخههای درختان از سوی افراد ناشناس درون عرصه محوطه باستانی آن گرفته تا چرای گوسفندان درون شهر تاریخی و ملی، تنها بخشی از آسیبهای وارده به این یادمان تاریخی و فرهنگی است و شبیخونی است بر پیکره بیدفاع آن. شهر «دارابگِرد» که از آن با نام یکی از سه شهر بزرگ تاریخی پارس باستان نام میبرند، در شرایط نامناسب نگهداری و حفاظتی به سر میبرد. این شهر ارزشمند تاریخی که هویت و شناسنامۀ بالَنده و غرورآمیز مردم شهرستان داراب است، امروزه به جایگاهی برای تاخت و تاز چپاولگران میراث فرهنگی و قاچاقچیان تبدیل شده و با دستبردهای بیشمار خود به یکی از ارزشمندترین یادگارهای ملی کشور آسیبهای برگشتناپذیری را وارد آورده و آن را زیر و رو کردهاند که دیدن چنین صحنههایی دل هر دوستدار تاریخ و فرهنگ ایرانی را به درد آورده و اشک از چشمان آدمی سرازیر خواهد شد. ریختن انبوه زباله و پسماندهای ساختمانی و خانگی در کنار محوطه و حریم چسبیده به عرصه آن، صحنههای زشت و زنندهای را به نمایش گذاشته و بوی بد، اندک بازدیدکنندگان و گردشگران را فراری میدهد. بدتر آن که زباله و پسماندها را آتش زده و هنگام بازدید میدانی من، هنوز دود آتش نمایان بود؛ آتش در کنار ویرانههای پل ساسانی شهر دارابگرد!دنباله گزارش را در پیوند زیر بخوانید:isna.ir/xdWNKB
چرا شاهکار ۳ تمدن ایران هنوز پشت درهای ثبت جهانی مانده است؟کارشناس ارشد حفاظت و مرمت آثار تاریخی و مدیر داخلی مجموعه نقش رستم با انتقاد از طولانی شدن روند ثبت جهانی این محوطه تاریخی، گفت: با وجود آنکه نقش رستم بهعنوان یکی از مهمترین مجموعههای باستانی ایران، آثار سه دوره عیلامی، هخامنشی و ساسانی را در خود جای داده است، پرونده ثبت جهانی آن پس از حدود دو دهه همچنان به نتیجه نرسیده و در انتظار تصمیمگیری و پیگیری جدی وزارت میراث فرهنگی باقی مانده است.isna.ir/xdWNDh
🎞 فیلم| خطر در کمین «چهلستون» اصفهان🖋گزارش و تدوین؛ مهرناز شهباز 🔺در حالی که زخمهای ناشی از انفجارهای جنگ چهل روزه، بر پیکر دولتخانه صفوی اصفهان هنوز التیام نیافته، حالا گزارشهای کارشناسی از کمانش ستونها و ایجاد ترکهای تازه در سازه پشتیبان ایوان ستوندار چهلستون حکایت دارد و زنگ خطر را برای این میراث جهانی به صدا درآورده است؛ خطری که ضرورت استحکامبخشی فوری را بدلیل احتمال بروز تنشهای جدید دوچندان کرده است.🔺از سویی نگرانیها از احتمال حمله به شهرهای مرکزی ایران و از جمله اصفهان و دوباره هدف قرار گرفتن دولتخانه صفوی که منشا تنشهای بیشتر در این بنای آسیب دیده از جنگ چهل روزه باشد هم وجود دارد. از این رو استحکام بخشی فوری ستونهایی که در جریان جنگ دچار کمانش مضاعف شدهاند و همچنین اصلاح برخی تیرهای دوپوش و سازه پشتیبان ایوان ستوندار ضرورت دارد.📌پیوست شده: همه اینها در حالیست که در ۲ ماه اخیر ، استقرار استانداری اصفهان در عمارت رکیبخانه، از بابت بروز تنشها در دولت خانه صفوی به سبب احتمال بروز جنگ و حمله به یک نهاد حاکمیتی با تبعات برای مرکز و هسته صفوی شهر نگرانیها را افزایش داده اما پاسخ استاندار به انتقادات این بوده که استقرار حاکمیت در دولتخانه صفوی مسبوق به سابقه و رسمی از دوره صفویست.📽 فیلم را در لینک زیر ببینید: https://irna.ir/xjXS9M@mehrnaz_shahbaz
"تخریب آثار تاریخی و فرهنگی" هر کس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطهها و مجموعههای فرهنگی تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تأسیسات، اشیاء و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور، که مستقلاً نیز واجد حیثیت فرهنگی- تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی وارد آورد، علاوه بر جبران خسارات وارده، به حبس از یک الی ده سال محکوم میشود. (ماده ۵۵۸ قانون مجازات اسلامی، تعزیرات مصوب ۱۳۷۵) ⚖
چکش بر نمدِ خاطـــــــــرهفعالان میراث فرهنگی مجتمع نمدمالی را بخشی از هویت سمنان میدانند، اما میراث فرهنگی استان سمنان میگوید این بنا ارزش ثبت تاریخی ندارد و فروش آن صرف بازارچه صنایعدستی میشودمجتمع نمدمالی سمنان قرار است فروخته و سپس تخریب شود؛ تصمیمی که با اعتراض بخشی از فعالان صنایعدستی و میراث فرهنگی استان روبهرو شده است. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی سمنان میگوید منابع حاصل از فروش این مجتمع برای تکمیل بازارچه صنایعدستی استان اختصاص مییابد. با این حال، معترضان معتقدند این مجموعه بخشی از هویت فرهنگی سمنان است و میتوان آن را بهجای واگذاری، به بازارچه دائمی صنایعدستی یا مرکز فرهنگی و گردشگری تبدیل کرد. شکایتها و پیگیریهای حقوقی بهرهبرداران نیز، به گفته مدیرکل میراث فرهنگی استان، تاکنون در مراجع قضایی به نتیجه نرسیده و فروش مجتمع همچنان در دستور کار است.https://payamema.ir/payam/155187
فیلم| خطر در کمین «چهلستون» اصفهان در حالی که زخمهای ناشی از انفجارهای جنگ چهل روزه، بر پیکر دولتخانه صفوی اصفهان هنوز التیام نیافته، حالا گزارشهای کارشناسی از کمانش ستونها و ایجاد ترکهای تازه در سازه پشتیبان ایوان ستوندار چهلستون حکایت دارد و زنگ خطر را برای این میراث جهانی به صدا درآورده است؛ خطری که ضرورت استحکامبخشی فوری را بدلیل احتمال بروز تنشهای جدید دوچندان کرده است.https://irna.ir/xjXS9M
گزارش #محیط_زیست روزنامه هفتصبح🔴 زنگ خطر برای چنارهای ولیعصربرگهای زرد #چنارهای_خیابان_ولیعصر، امسال پیش از رسیدن پاییز روی زمین نشستهاند؛ اتفاقی که فقط به گرمای بیسابقه هوا محدود نمیشود.در کنار افزایش دما، خشکی، محدود شدن فضای ریشه و تاج درختان، تغییرات شهری و بلندمرتبهسازی، فشار کمسابقهای به چنارهای خاطرهساز تهران وارد کرده است. از سوی دیگر، مسئولان هشدار میدهند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ممکن است در سالهای آینده یکی از مهمترین نمادهای طبیعی و تاریخی پایتخت را از دست بدهیم.📌 آیا هنوز راهی برای نجات چنارهای ولیعصر وجود دارد؟ جزئیات کامل این گزارش را در سایت روزنامه هفتصبح بخوانید.🔹 @haftsobh_news
ارسالی از مخاطبان دیدهبان؛ مشکلات معیشتی کارکنان صندوق احیا سلام و احتراماین گزارش با هدف انعکاس بخشی از مشکلات معیشتی کارکنان صندوق احیا و جلب توجه وزیر محترم میراث فرهنگی تهیه شده است.کارکنان صندوق احیا در ماههای اخیر با مشکلات جدی در زمینه پرداخت حقوق و مزایای خود مواجه بودهاند. با وجود تأکیدهای مکرر وزیر محترم در جلسات و سخنرانیها بر اهمیت معیشت کارکنان، در عمل هر ماه پرداخت حقوق با تأخیر همراه است و تا زمان تنظیم این گزارش نیز حقوق این ماه به کارکنان پرداخت نشده است.علاوه بر تأخیر در پرداخت حقوق، از ابتدای سال جاری هیچگونه مزایا و رفاهیات به کارکنان پرداخت نشده و دریافتی آنان صرفاً به حقوق پایه محدود شده است. این در حالی است که افزایش هزینههای زندگی و تورم، فشار قابلتوجهی بر معیشت خانوادههای کارکنان وارد کرده و ادامه این روند، نگرانیهای فراوانی را در میان آنان ایجاد کرده است.کارکنان صندوق احیا و بهره برداری از اماکن تاریخی انتظار دارند همانگونه که در سخنان مسئولان بر حفظ کرامت و تأمین معیشت کارکنان تأکید میشود، این رویکرد در عمل نیز نمود داشته باشد و پرداخت منظم حقوق و مزایای قانونی و رفاهی در اولویت قرار گیرد.درخواست میشود با انعکاس این مطالبه، زمینه توجه بیشتر وزیر محترم به مشکلات کارکنان و پیگیری رفع این دغدغهها را فراهم کنند. امید است با اتخاذ تدابیر لازم، شاهد پرداخت بهموقع حقوق، برقراری مزایای رفاهی و بهبودشرایط معیشتی کارکنان باشیم.#پیام_وارده@reesjomhoormiras
💢«بابا بودلا» و «الماسیه»، ویترین ناخوشایند میراث اصفهان مقابل چشم گردشگران🖋 مهرناز شهباز 🔺بازارچه تاریخی «حسنآباد»، یکی از گذرهای مهم صنایع دستی اصفهان در مجاورت «میدان نقش جهان» و اصلیترین مرکز گردشگری شهر با وجود برخورداری از بناهای ارزشمند و حجرههای صنایع دستی، این روزها تصویری از بیتوجهی نهادهای مربوطه به چگونگی نگهداشتِ مظاهر میراث فرهنگی را پیش روی گردشگران قرار داده است؛ مقبره موسوم به «بابا بودلا» و مدرسه «الماسیه» ۲ اثر تاریخی رها شده در این بازارچه هستند که تبدیل به زبالهدانی شدهاند.بازارچه حسنآباد به دلیل فعالیت کارگاهها و فروشگاههای صنایع دستی، آنهم متصل به اصلیترین جاذبه شهر، یعنی میدان امام (نقش جهان)، از منظر گردشگری بسیار حائز اهمیت است چراکه ویترینی از میراث تاریخی و هویتی شهر را مقابل چشم گردشگران به نمایش میگذارد؛ اما وضعیت نگهداری برخی بناهای تاریخی این محدوده که در اختیار نهادهایی چون اوقاف و حوزه علمیه است تصویری ناخوشایند از چگونگی نگهداشت آثار تاریخی و مدیریت میراث فرهنگی ارائه میدهد.بررسیهای میدانی نشان میدهد مقبره «بابا بودلا» با وجود ارزش تاریخی، به فضایی رهاشده تبدیل و کمترین نشانهای از رسیدگی و مرمت در آن دیده نمیشود. همچنین در بخش دیگری از این بازارچه ورودی مدرسه تاریخی الماسیه، یادگار دوره صفوی که به دستور یکی از خواجهسرایان دربار صفوی به نام «الماس» ساخته شده، با آسیبهای جدی مواجه است. طاق ورودی بنا در وضعیت ناپایدار قرار دارد و برای جلوگیری از ریزش، مهار شده؛ همچنین سکوهای پیرنشین و فضای ورودی بنا با انباشت زباله و آثار فرسودگی، چهرهای نامناسب پیدا کرده است.متولی مقبره بابا بودلا، اوقاف و مدرسه الماسیه، حوزه علمیه است اما این وضعیت این ۲ اثر در بازارچه حسنآباد نشان دهنده سالها غفلت متولیان از نگهداری و ساماندهی این آثار است؛ در این میان علاوه بر غفلت این ۲ نهاد، به نظر میرسد ارادهای هم از سوی نهادهای دخیل یعنی میراث فرهنگی و شهرداری برای رسیدگی به این شرایط، دستکم در ورودی این آثار که تبدیل به زبالهدانی شدهاند وجود ندارد؛ موضوعی که ضرورت همکاری و هماهنگی دستگاههای متولی از جمله ادارهکل میراث فرهنگی، شهرداری، اداره اوقاف، حوزه علمیه و سایر نهادهای مالک آثار تاریخی را در شیوه نگهداری و مدیریت این مظاهر هویتی و میراثی به عنوان سرمایههای گردشگری بیش از پیش نمایان میکند.این وضعیت در حالی ادامه دارد که استاندار اصفهان به تازگی در نشست میز گردشگری بر لزوم همافزایی دستگاههای مسوول برای حفاظت از بناهای تاریخی، رفع غبار فراموشی از ظرفیتهای گردشگری و ارتقای ماندگاری گردشگران در اصفهان تأکید کرده است.با این وجود اما در ۲ قدمی برجستهترین اثر تاریخی شهر که حضور گردشگر در آن بسیار ملموس و قابل توجه است؛ شیوه نگهداری و نمایش آثار تاریخی که بدنه یکی از بازارچههای مهم میراثی و صنایع دستی را تشکیل میدهند در بدترین شکل ممکن قرار دارد؛ این محدوده به جای نمایش شلختگی و بیتوجهی به ظرفیتهای گردشگری، باید بازتاب دهنده هویت، اصالت و ظرفیتهای فرهنگی اصفهان برای گردشگران باشد.📌این گزارش را در لینک زیر بخوانید: https://irna.ir/xjXQBy@mehrnaz_shahbaz
تاراجگران شهر باستانی سَرمشهد را سوراخسوراخ کردندتارنمای امرداد:محوطه تاریخی و باستانیِ ارزشمند و یگانه «سَرمشهد» که کارشناسان از آن با نام بزرگترین شهر ساسانی ـ اسلامی سرزمین پارس باستان نام میبرند، به جایگاهی برای کند و کاوهای غیرمجاز تاراجگران اَموال تاریخی و فرهنگی تبدیل شده و سودجویان و قاچاقچیان آسیبهای برگشتناپذیری را به این شهر باستانی رسانده و آن را سوراخسوراخ کردهاند!محوطه باستانی «سَرمشهد» در شهرستان کازرون که باستانشناسان از آن با نام شهر ساسانی «کلیکوهه» نام میبرند، بزرگترین شهر ساسانی ـ اسلامی سرزمین پارس و حتا یکی از بزرگترین شهرهای باستانی کشور در دوران آبادانی خود بوده است که از یک نظام شهرسازی و مِهرازی (معماری) منظم و منسجم برخوردار است. اما با این همه، این شهر بزرگ و بیهمتای تاریخی به حال خود رها شده و حتا تا کنون تعیین حریم نیز نشده است!تاراجگران اَموال تاریخی و فرهنگی نیز با تاختوتازهای گُسترده و بیرویه، شهر را زیر و رو کرده و آسیبهای برگشتناپذیری را بر پیکره بیدفاع یادگار ساسانیان وارد کردهاند؛ به گونهای که ۵۰ تا ۶۰ گودبرداری غیرمجاز در سراسر این شهر ساسانی به چشم میخورد که دل هر دوستدار تاریخ و فرهنگ ایرانی را به درد میآورد. همچنین سودجویان فرومایه با کندوکاوهای غیرمجاز خود به لایههای باستانشناختی تپهها، تل و پُشتههای تاریخی و کاروانسرا یا کوشک بهرام و دژهای (قلعه) موجود در شهر ساسانی ـ اسلامی نامدار به سَرمشهد آسیب رساندهاند....گزارش کامل را در پیوند زیر بخوانید:https://amordadnews.com/300040/
دیدهبان میراث فرهنگی pinned a photo
#پیام_واردهچهل روز هست پایگاه بافت تاریخی شیراز مستقر در خانهی نصیرالملک در خاموشی مطلق به سر میبرد.با توجه به اینکه در آنجا نگهبان مستقر است، جای پرسش است که چطور کابل برق به سرقت رفته؟ هیچ کس جوابگو نیست و گردشگران و ارباب رجوع با مراجعه به پایگاه بافت تاریخی با جملهی برق نداریم مواجه میشوند و همهی کارهای بافت تعطیل است!این احتمال میرود و بسیار جای نگرانی است که در تاریکی دنبال کندوکاو باشند.@reesjomhoormiras#پیام_واردهچهل روز هست پایگاه بافت تاریخی شیراز مستقر در خانهی نصیرالملک در خاموشی مطلق به سر میبرد.با توجه به اینکه در آنجا نگهبان مستقر است، جای پرسش است که چطور کابل برق به سرقت رفته؟ هیچ کس جوابگو نیست و گردشگران و ارباب رجوع با مراجعه به پایگاه بافت تاریخی با جملهی برق نداریم مواجه میشوند و همهی کارهای بافت تعطیل است!این احتمال میرود و بسیار جای نگرانی است که در تاریکی دنبال کندوکاو باشند.@reesjomhoormiras
#اختصاصی| چند سوال مهم درباره آثار جهانی ایران که بی پاسخ ماند!/ «پاسخگویی»؛ حلقه گمشده در وزارت میراث فرهنگی 🔺همزمان با برگزاری چهلوهشتمین اجلاس میراث جهانی یونسکو، وضعیت حفاظت از آثار ثبتشده ایران نیز بررسی میشود. هرچند تاکنون هیچ اثر ایرانی از فهرست جهانی حذف نشده، اما یونسکو درباره تهدیدهایی مانند فرونشست، توسعه شهری و ساختوساز هشدار داده است.🔺جنگلهای هیرکانی و تختجمشید مهمترین آثار در معرض تهدید هستند. جادهکشی، آتشسوزی و توسعه شهری میتواند این آثار را در فهرست میراث جهانی در خطر قرار دهد.🔺گنبد سلطانیه، میدان نقش جهان و بقعه شیخ صفیالدین نیز با چالشهای حفاظتی روبهرو هستند. کارشناسان تأکید دارند ثبت جهانی آغاز مسئولیت است، نه پایان آن.🔺ایران با ۲۹ اثر جهانی در رتبه نهم جهان قرار دارد، اما وزارت میراث فرهنگی تاکنون درباره وضعیت حفاظتی این آثار و برنامههای خود توضیحی ارائه نکرده استگزارش کامل را اینجا بخوانید @iran24
رکیبخانه؛ میراثی در معرض تهدیدhttps://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1116557@reesjomhoormiras
تخریب کامل شبستان مسجد ثبت ملی «کازرونی» /اصالت بنا ساقط شددر بحبوحه ناآرامیهای دی و در ادامه وقوع جنگ تحمیلی، شبستان مسجد کازرونی اصفهان که پیشتر نیز بر اثر تخریبهای شبانه آسیب دیده بود، آرام و توام با پنهانکاری بهطور کامل تخریب شد؛ رخدادی که به گفته فعالان میراث فرهنگی در حالی انجام شده که این مسجد در فهرست آثار ملی ثبت است و باید همه اجزای تاریخی آن حفظ میشد. https://irna.ir/xjXjbV
🔴بررسی آخرین وضعیت فروش خانه آل یاسین کاشان :🔰 از سوالات بی پاسخ به افکار عمومی تا بدعت گذاری در قوانین 🔹هرچند در هفته جاری کمیته انطباق فرمانداری کاشان درباره فروش خانه تاریخی آل یاسین به سازمان نظام مهندسی اصفهان تصمیم خواهد گرفت ولی با گذشت حدود یک ماه از رسانه ای شدن این موضوع هر روز ابهامات و ابعاد تازه ای از این موضوع منتشر می شود که نیازمند شفاف سازی و پاسخگویی متولیان امر هستند.🔹 به گزارش کاشان نامه، مورد قابل تاملی که در مصاحبه رییس شورای شهر کاشان و شنیده های دیگر شده این سوالات مطرح است که آیا سازمان نظام مهندسی چک ۳۷ میلیارد تومانی را قبل از تصویب هر مصوبه ای در شورای شهر پرداخته و رئیس شورای شهر و شهردار کاشان قرارداد فروش را در تاریخ ۲۴ خرداد امضا کرده اند؟ آیا این اقدام مغایر بر قوانین و آیین نامه ها نیست؟🔹اینکه در صحبت های موافقان فروش و شهردار کاشان مبنی بر اینکه این توافق نامه مشروط بوده بر کدام آیین نامه است؟ و پشتوانه قانونی آن چیست وقتی که ماده ۲۲ ثبت اسناد و املاک خط بطلانی بر هرگونه قانون مشروط و بدعت در مالکیت ها می کشد.🔹این موضوع که خانه آل یاسین در حال تخریب است آیا یک آدرس غلط دادن به افکار عمومی نیست، زیرا این خانه سالهاست مانند زمان فعلی دارای کاربری بوده و آن را بهسازی هم می کردند و حتی پیش از این محل کار شهردار فعلی کاشان و سرپرست فعلی نظام مهندسی کاشان در مسئولیت های گذشته شان بوده است.🔹در حالی که در صحبت های اعضای موافق شورا این است این خانه با حفظ کاربری فروخته شده و حتی شنیده ها این است که کارشناسان با نگاه به کاربری اداری فعلی قیمت گذاری کردند آیا احداث خانه مهندس کاربری های خدماتی تجاری آن را رقم نخواهد زد؟ یا اینکه مدیران آینده تصمیمات غیر از تفاهمنامه فعلی نخواهند گرفت؟ 🔹اینکه یک جریان پنهانی در فروش خانه آل یاسین در سفارش و فشار به مدیریت شهری و متقاعد کردن اعضای شورا و و شهردار و مسئولان تصمیم گیرنده وجود دارد نیازمند تحقیق و شفاف سازی است موضوعی که «مهدی نادعلی» عضو مخالف فروش این اثر ملی نیز در مصاحبه با خبرگزاری ایمنا میگوید: «گفته می شود دستور فروش این ملک از سوی استان صادر شده است، جای سؤال و شائبه دارد»!!🔹نکته عجیب در صحبت موافقان فروش خانه آل یاسین این است شهرداری توانایی نگهداری اینجا را ندارد و بخشهای دیگر بهتر از آن نگهداری می کنند! این صحبت بی اساس آیا اعتراف به ضعف نظارتی و ترک فعل مدیریت شهری نیست؟ مگر سال های قبل آثار تاریخی ارزشمندی مانند بنی کاظمی، حسینی ، شعاعی و... که سرمایه شهر بودند به بخش خصوصی فروخته شد سرنوشت این خانه ها الان احیا بوده است؟ شهرداری الان برای خرید آنها باید چه هزینه هنگفتی بپردازد؟🔹سوال قابل تامل این است که بر چه اساس خانه آل یاسین مازاد اعلام شده است، مگر طبق توافق با نمایندگی یونسکو در ایران پس از انتخاب کاشان بعنوان «شهر جهانی خلاق معماری» حدود ۲۵ درصد این خانه برای ایجاد دفتر به آنها واگذار نشده است؟ مگر همین الان چندین کاربری اداری و فرهنگی در این مکان ندارد؟🔹مصوبه شعام با هدف کمک درآمدی به شهرداری ها در ایام جنگ بوده است، چه اصراری است خانه آل یاسین حتما به سازمان نظام مهندسی اصفهان فروخته شود به گونه ای متقاضی با قیمت بیشتر هم دارد به عنوان نمونه مصاحبه رئیس شورای شهر کاشان پس از بازدید هفته جاری از دانشگاه هنر ایرانیان با خبرگزاری ایمنا است که اعلام کرده آنها برای زدن شعبه در کاشان پیشنهاد داده اند و برای تداوم این همکاری بحث تهاتر املاک مطرح شده است.🔹در دورانی که مردم تمام سختی های دوران جنگ را تحمل می کنند چرا مدیریت شهری باید بخشنامه شورای عالی امنیت ملی کشور را سپری برای تصمیمات پنهانی برای فروش اموال مردم و جلوگیری از ورود دستگاه های نظارتی و دولتی به این مصوبه کنند، آیا این گونه اقدام موجب تضییع بیت المال و کاهش اعتماد عمومی در جامعه نخواهد شد؟🔹 امیدواریم در هنگام بررسی مصوبه فروش خانه آل یاسین در کمیته تطبیق فرمانداری تمام ابهامات، فرآیند فروش، شائبه های تعارض منافع در قیمت گذاری خانه، تبعات اجتماعی و فرهنگی و دغدغه شهروندان هم دیده شود و تصمیمی تاریخی برای یک اثر فاخر تاریخی کاشان گرفته شود. م/ع🆔 @kioskkashan
#یادداشت_ارسالی🔺۱۵۰ روز بلاتکلیفی در معاونت صنایعدستی؛ ‼️تداوم خلأ مدیریتی(کوادری پلژی یا قطع نخاع مدیریتی در صنایع دستی)، تحقق اهداف برنامه هفتم را با تهدید مواجه کرده است.🔸با گذشت حدود ۱۵۰ روز از اعلام پایان مأموریت معاون پیشین صنایعدستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، هنوز جانشین قطعی برای این مسئولیت معرفی نشده است؛ موضوعی که نگرانیهایی را درباره وضعیت مدیریتی این حوزه و پیامدهای آن برای هنرمندان، صنعتگران و فعالان صنایعدستی کشور ایجاد کرده است.🔸در این مدت، بدنه اجرایی معاونت صنایعدستی عملاً بدون مدیریت عالی فعالیت کرده و امور جاری را بهصورت خودکار و در چارچوب رویههای اداری دنبال کرده است. این در حالی است که فعالان این حوزه طی ماههای اخیر با چالشهای جدی از جمله افزایش هزینه تأمین مواد اولیه، کاهش قدرت خرید، دشواری در عرضه و فروش محصولات و محدودیتهای بازار مواجه بودهاند.🔸برخی کارشناسان معتقدند تداوم این وضعیت میتواند نشانهای از کاهش اولویت حوزه صنایعدستی در مدیریت کلان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی باشد.🔸 از سوی دیگر، طولانی شدن فرآیند انتخاب معاون جدید، پرسشهایی را درباره دلایل این تأخیر ایجاد کرده است. بر اساس برخی گمانهزنیها، اصرار مدیریت ارشد وزارتخانه بر انتخاب یک بانوی شایسته برای این سمت، روند تصمیمگیری را طولانیتر کرده است؛ هرچند تاکنون توضیح رسمی درباره علت این تأخیر ارائه نشده است.🔸آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد، آثار این خلأ مدیریتی بر عملکرد حوزه صنایعدستی است. به اعتقاد صاحبنظران، در این مدت پیگیری تفاهمنامههای بیندستگاهی، توسعه زنجیره ارزش صنایعدستی، برنامهریزی برای افزایش سهم این بخش در اقتصاد و حمایت مؤثر از تولیدکنندگان با کندی مواجه شده است.✅ادامه این شرایط میتواند تحقق اهداف پیشبینیشده در ماده ۸۲ قانون برنامه هفتم پیشرفت را نیز با چالش جدی روبهرو کند. ✅افزایش صادرات صنایعدستی، رشد تعداد فعالان این حوزه و دستیابی به اهداف رشد اقتصادی پیشبینیشده، نیازمند مدیریت منسجم، تصمیمگیری بهموقع و حضور یک تیم مدیریتی با اختیارات کامل است.✅فعالان و کارشناسان صنایعدستی بر این باورند که تعیین هرچه سریعتر معاون جدید و بازگرداندن ثبات مدیریتی به این حوزه، میتواند گام مهمی در جهت تقویت جایگاه صنایعدستی، حمایت از هنرمندان و بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی و فرهنگی این بخش باشد.instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
تجربههایی_برای_پاسداری_از_میراث_فرهنگی.pdfهمایش «شهر تاریخی ـ اسلامی ارَّجان (بهبهان)»، مرکز مشارکتهای مردمی ورشو ـ ٢٠ امرداد ١٣٨٧. با مشارکت «مؤسسهی فرهنگی ـ پژوهشی خُجَند» و «انجمن ایلامشناسی ایران». سخنرانان: استاد احسان یغمایی (کاوش در آرامگاه کیدین هوتران: ١٣۶١)، استاد میرعابدین کابلی (تکملهای بر کاوشهای مقبره عیلامی کیدین هوتران)، دکتر کامیار عبدی (پروژهی باستانشناسی دشت بهبهان؛ پیشینه، پرسشها و اهداف)، محمدتقی عطایی (تعیین حریم شهر تاریخی ـ اسلامی ارجان)، شهرام زارع (بررسیهای باستانشناسی در دشت بهبهان) و دولتی مختاران (گزارشی از آسیبها و تخریبهای میراث فرهنگی و طبیعی در دشت بهبهان) اشاره ـ این همایش به پیشنهاد شهرام زارع برگزار شد و قرار بود ادامه پیدا کند، برای همین روی پوستر شمارهی یک خورده بود. گزارشی که در پی میآید از آنِ گلاره دولتشاهی، هموندِ دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، است که برای تارنمای دیدهبان تهیه شد...از بخش کارنامهی «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران»، کتاب «تجربههایی برای پاسداری از میراث فرهنگی»به یاد ایرانبان اسماعیل یغمایی(۲۷ شهریورماه ۱۳۲۰ - ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵)@reesjomhoormirasهمایش «شهر تاریخی ـ اسلامی ارَّجان (بهبهان)»، مرکز مشارکتهای مردمی ورشو ـ ٢٠ امرداد ١٣٨٧. با مشارکت «مؤسسهی فرهنگی ـ پژوهشی خُجَند» و «انجمن ایلامشناسی ایران». سخنرانان: استاد احسان یغمایی (کاوش در آرامگاه کیدین هوتران: ١٣۶١)، استاد میرعابدین کابلی (تکملهای بر کاوشهای مقبره عیلامی کیدین هوتران)، دکتر کامیار عبدی (پروژهی باستانشناسی دشت بهبهان؛ پیشینه، پرسشها و اهداف)، محمدتقی عطایی (تعیین حریم شهر تاریخی ـ اسلامی ارجان)، شهرام زارع (بررسیهای باستانشناسی در دشت بهبهان) و دولتی مختاران (گزارشی از آسیبها و تخریبهای میراث فرهنگی و طبیعی در دشت بهبهان) اشاره ـ این همایش به پیشنهاد شهرام زارع برگزار شد و قرار بود ادامه پیدا کند، برای همین روی پوستر شمارهی یک خورده بود. گزارشی که در پی میآید از آنِ گلاره دولتشاهی، هموندِ دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، است که برای تارنمای دیدهبان تهیه شد...از بخش کارنامهی «دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران»، کتاب «تجربههایی برای پاسداری از میراث فرهنگی»به یاد ایرانبان اسماعیل یغمایی(۲۷ شهریورماه ۱۳۲۰ - ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵)@reesjomhoormiras
💠نقد موزه از نگاه مخاطب-۱۳🔹تعطیلی موزهها؛ ناخواسته یا از خداخواسته؟🖌حمیدرضا حسینی🔘موزههای ایران که بیشترین، بزرگترین آنها به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی وابستهاند، در خلال وقایع خونبار دیماه ۱۴۰۴ بهتدریج تعطیل شدند و با آغاز جنگ چهل روزه، بهتمامی از فعالیت بازماندند. آثار به نمایش درآمده نیز برچیده و به مخازن منتقل شدند. اصابت موشک به نزدیکی کاخ گلستان و تخریب شدید بخشهایی از این کاخ و اتفاقهای مشابه برای کاخ چهلستون اصفهان یا موزه باستانشناسی سنندج نشان داد که موزهها و آثارشان تا چه حد در برابر مخاطرات ناشی از جنگ آسیبپذیرند. جنگ هنوز به پایان نرسیده و هرلحظه ممکن است بمباران وسیع شهرهای ایران از سرگرفته شود. بنابراین، نمیتوان ریسک کرد و آثار موزهها را دوباره به تالارهای نمایش بازگرداند. 🔘با این حال، میتوان پرسید که آیا وظایف موزه در نمایش فیزیکی آثار خلاصه میشود و اگر چنین کاری ممکن نباشد، مأموریت موزه در ارتباط با مخاطب پایانیافته تلقی میشود؟ آیا نمیتوان در دنیای امروز، با روشها و ابزارهای متنوع و متکثری که برای معرفی آثار موزهای وجود دارد، آنها را بدون نمایش فیزیکی معرفی کرد؟ دم دستترین روش، ایجاد بستر بازدید مجازی و معرفی آثار در وبسایت موزههاست که نیاز به آن بیش از هر زمان دیگری احساس میشود اما اکثریت مطلق موزههای ایران (و تأکید میشود اکثریت مطلق) کوشش درخوری را در اینباره صورت ندادهاند. همچنین، هیچ درگاه و میزخدمتی در بستر وب برای ارائه خدمات به دانشجویان و پژوهشگران ایجاد نکردهاند. 🔘آیا تجربه تعطیلی طولانی مدت موزهها در زمان اپیدمی کرونا، موزههای ایران را مجاب نکرد که غیر از نمایش فیزیکی آثار، روشها و بسترهای دیگری را نیز برای ارتباط با مخاطب تمهید کنند؟ در حالیکه آن تجربه تلخ و البته ذیقیمت، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاهها را بر آن داشت که بستر لازم را برای آموزش مجازی میلیونها دانشآموز و دانشجو فراهم کنند و اکنون، همان بستر حداقلی، مانع از توقف کامل فعالیت مدارس و دانشگاهها شده است. اینکه مشخصا وزارت م.گ.ص بستر مشابهی را برای تداوم فعالیت موزهها در شرایط نامعمول فراهم نکرده، پرسشی است که پیش روی وزیر، معاون میراث فرهنگی، مدیرکل موزهها و مدیران موزههای بزرگ قرار دارد. 🔘از این گذشته و جدا از تمهید بسترهای مجازی، آیا برگزاری رویدادهای مختلف نمیتواند بخشی از فرایند ارتباط موزه با مخاطب باشد؟ آیا همینکه تالارهای نمایش بسته شدند، درِ موزه باید کلا تخته شود؟ بسیاری از موزههای ایران دارای محوطه وسیع (گاه به مساحت چند هکتار) یا سالنها و آمفیتئاترها و دیگر فضاهایی هستند که میتوانند میزبان طیف وسیعی از برنامههای فرهنگی مانند نشستهای علمی، جلسات سخنرانی، نمایش فیلم، اجرای تئاتر و موسیقی، برگزاری کارگاههای آموزشی و از این قبیل باشند. اما در حالیکه حتی کتابفروشیهای سطح شهر نیز برگزاری رویدادهای فرهنگی را از سرگرفتهاند، اکثریت موزهها در خاموشی مطلق فرورفتهاند. گفتنی است که در تهران، اندک موزههایی که فعالیت خود را بهدرجاتی آغاز کردهاند، تحت اداره وزارت م.گ.ص نیستند و به نهادهای دیگری مانند وزارت فرهنگ و ارشاد، بنیاد مستضعفان یا شهرداری تعلق دارند. 🔘بگذریم از اینکه در شرایطی که دشمن به سرزمین ما هجوم آورده و شعار «نابودی یکشبه تمدن ایران» را سرداده و کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت آگاهی و همبستگی ملی است، موزهها نمیتوانند خود را از ماجرا کنار بکشند و نقش تماشاچی را بازی کنند؛ مگر آنکه خود را در جایگاه نهادی تجمّلی برای پاسخگویی به نیازهای تفنّنی ببینند که در این صورت، چنانکه یکی از رؤسای پیشین سازمان میراث فرهنگی گفته بود، بیشتر زیبنده عنوان «گاوصندوق آثار عتیقه» هستند تا موزه به مثابه نهاد علمی، فرهنگی و آموزشی. 🔘با این وصف میتوان گفت: تعطیلی موزهها بر اثر جنگ، اگرچه در آغاز «ناخواسته» بود، اما گویی که ادامه آن برای شمارِ نه چندان اندکی از موزهها «از خداخواسته» شده است! 🔺تلگرام و اینستاگرام ناف تهرون @nafetehroon
🔰 یک بازدید هراسناک از موزه ملی ایران✍ حنیف رضا گلزار (این یادداشت کوتاه در سال ۱۴۰۲ نوشته شده است)🔻بخشی از یافته های باستان شناسی کشور در سال ۱۴۰۱، در یکی از تالار های بخش پس از اسلام موزه ملی ایران به نمایش درآمد. از خراسان و سیستان و بلوچستان تا سمنان و زاگرس مرکزی و آذربایجان....🔹 سه ویترین از این تالار به یافته های اضطراری گورستان «مرسین چال» در پشتکوه شهمیرزاد در استان سمنان اختصاص یافته که قرار است به زودی با ساخت سد فینسک برای همیشه نابود شود.🔹یکی از ویترین ها هم به کاوش های اضطراری گورستانی تاریخی به نام «لَه سواره» در استان کهگیلویه و بویر احمد اختصاص یافته که با ساخت سد خرسان ۳ برای همیشه نابود خواهد شد. پیشینه این گورستان تاریخی به ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد باز می گردد.▪️سدسازی تنها آینده ما را به چالش نمی کشد، بلکه گذشته ما را هم نابود می کند! و شگفتا! «آب» که خود تاریخ ساز و تمدن ساز بود، چگونه امروز ابزاری برای نابودی همان تمدن شده است...🔻در ویدیوهایی که پست کردم، بخشی از این یافته های ارزشمند نشان داده شده است#سد_فینسک #سد_خرسان #آب #تاریخ #تمدن #تمدن_ایران #سمنان #کهگیلویه_و_بویر_احمد #موزه_ملی_ایران#موزه_ایران_باستان#مرسین_چال #له_سواره #محیط_زیست#مافیای_آب #مافیای_سد_سازی https://www.instagram.com/p/C5Vvt16qj7e/?igsh=ZzZmbW9jb2NkbDB4
🎥 نقش رستم و کعبه زرتشت در محاصره فرونشست/ نبرد بیصدای زمین با سه هزار سال تاریخ ایرانسالهاست جبهه فرونشست در دشت مرودشت، آرامآرام به سوی این مجموعه تاریخی پیش میآید. شکافها تا اعماق زمین رسیدهاند و ترکها تا حدود ۱۰ متری پای کوه نقش رستم پیشروی کردهاند./آوش@eskannews_com | اسکان نیوز