
@Nashraasooفرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیقتر به مباحث امروز تماس با ما: 📩 [email protected] 🔻🔻🔻 آدرس سایت:aasoo.org اینستاگرام:instagram.com/NashrAasooفیسبوک:fb.com/NashrAasooتوییتر:twitter.com/NashrAasoo
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 21 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/10
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 23 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
«آیا امپراتوریها برای اکثر مردم رفاه به ارمغان میآوردند و فروپاشیِ آنها واقعاً زیانبار بود؟ آیا میتوان از «عصر زرین» تمدنها سخن گفت؟ منظور از «نگاه یک درصدی به تاریخ» چیست؟ آیا فروپاشی صرفاً معلول ساختارهای سیاسی است یا ریشه در رفتار افراد دارد؟ نابرابری…یک کتاب: «نفرین جالوت: تاریخ و آیندهی فروپاشی اجتماعی»عرفان ثابتی ــ سپهر عاطفی«در این قسمت از پادکست «یک کتاب» در گفتوگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب نفرین جالوت: تاریخ و آیندهی فروپاشی اجتماعی، نوشتهی لوک کمپ، میپردازیم.»▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید.[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]@NashrAasoo 🎧
«آیا امپراتوریها برای اکثر مردم رفاه به ارمغان میآوردند و فروپاشیِ آنها واقعاً زیانبار بود؟ آیا میتوان از «عصر زرین» تمدنها سخن گفت؟ منظور از «نگاه یک درصدی به تاریخ» چیست؟ آیا فروپاشی صرفاً معلول ساختارهای سیاسی است یا ریشه در رفتار افراد دارد؟ نابرابری چه نقشی در فروپاشی دارد؟ چطور میتوان از «فروپاشیِ جهانی» جلوگیری کرد؟»aasoo.org/fa/podcast/5420@NashrAasoo 🔻
فروغ فرخزاد و کودکانِ بندرِ جنگ، بندرِ صلح در ایتالیا✍️ هادی کیکاووسی🔸به مناسبت هفتادمین سالِ حضور فروغ فرخزاد در بندر بریندیزی«در سایهی انجیری مینشینم. همه جا انجیر است. از دل تمام سنگها انجیر روییده. فروغ گمشده. در جستجوی چه بود که گم شد؟ چرا فرشتهی پیروزی بازو ندارد؟ آتش بادی از دل کوچهها بیرون میزند. سرگیجه دارم. گوشیام روشن نمیشود. ما در وضعیت نارنجی هستیم. پیرمرد و پیرزنی عصازنان رد میشوند. بهشان میخورد شیرین هشتاد را داشته باشند. نمیتوانم جلو بروم. عکس زنی غریبه را از دههی ۵۰ بیرون بکشم چه بگویم؟ آنها دور میشوند. حسرتی میافتد در دلم. صدای بوق کشتی بلند میشود. شاید هم بوق ناو است. ناو بوق دارد؟ چرا باید بوق بزند؟ اعلان جنگ؟ طنینش در کوچهها طوریست که انگار کسی داد بزند تولیتو. پیرمردی از خانهای متروک بیرون میزند. انگار گوشهاش از برگ انجیر باشد. موهاش روشن است. با دستانش تنباکو میپیچید. فروغ حالا آن دوست ایتالیایی را پیدا کرده. به سمت ایستگاه میدوند. چیزی به حرکت قطار نمانده. همه جا نارنجی است. غروب واقعی است. شاید طلوع باشد به چشم فروغ. آن رنگ نارنجی غروب نبوده. طلوع بوده. سرخی فروغی تازه در بندر جنگ و صلح. فروغ حال و هوایش عوض شده. پس از هشت و نیم ساعت توقف در بندر مرموز به سوی رم میرود. دنیای جدیدی پیش روی اوست. من هنوز مقابل پیرمردم. هوا نارنجی است.میپرسم: آیا شما یکی از آن کودکان هستید؟»@NashrAasoo 💭
«پیرمردی که قرار بود مرا به فروغ برساند در کوچه پس کوچههای محلهی کازاله بریندیزی مقابلم ظاهر شد. از شب قبل اخطار دادهاند که سالمندان بیرون نیایند. آب بخورند. وضعیت نارنجی است. هوا نارنجی است. پیرمرد در این هوا بیرون زده. میپرسم: چند سالتان است؟ میگوید: هشتاد و دو.پرینت عکس فروغ را مقابلش میگیرم. از صبح به همه نشان دادهام. میگویم هفتاد سال پیش در چنین روزی این شاعر ایرانی وارد شهر شما شد و همراه دستهای کودک بازیگوش هشت ساعت و نیم در شهر پرسه زد. من دنبال کودکان آن روزم. تأکید میکنم: جولای ۱۹۵۶. سعی دارم کمکش کنم تا به یاد بیاورد. او قطعاً جزو همان ردهی سنیِ کودکان هفتم جولای است. باید دوازده ساله بوده باشد. پیرمرد صورتش سرخ شده. قطرات عرق روی انگشتانش نشسته. میگوید: شاعر ایران؟ عکس در دستانش میلرزد.سرنوشتش چیست؟نمیدانم منظورش شاعر است یا ایران. میپرسم: آیا شما یکی از آن کودکان هستید؟»aasoo.org/fa/articles/5423@NashrAasoo 🔻
مجموعهای از نقاشیهای مهرنوش بادپر این روزها در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و واکنشهای مثبت و منفی بسیاری را برانگیخته است. او در آثارش جهانی را تصویر میکند که در آن زندگی روزمره به صحنهای از کشمکش، نظارت، اضطراب، فشار و طنز تبدیل شده است. موضوع آثار او موقعیتهایی کاملاً آشناست: سفر با اتوبوس، حضور در درمانگاه، نشستن در اتاق پذیرایی، پیادهروی در پارک، حضور در آشپزخانه، و در یک نقاشی هم تماشای زندگی دیگران از پنجره روبهروی یک مجموعه آپارتمانی که در هر کدام داستانی جریان دارد. اما او مخاطب را فقط تماشاگر نمیخواهد بلکه فشار و کنترل و فروپاشی و خشونت را به چشم مخاطب میپاشد و دیگر نمیتواند نسبت به صحنه بیطرف باشد. زبان تصویری بادپر ترکیبی است از واقعگرایی، اغراق کاریکاتوری. مهرنوش بادپر آنطور که سایت هنری گالری اینفو نوشته در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شده، پس از تحصیل در رشته مهندسی شیمی به دانشکده هنر رفته و منبع الهام او صحنههایی است که خودش دیده است. 🔸 این مطلب را در اینستاگرام آسو بخوانید.@NashrAasoo 💭مجموعهای از نقاشیهای مهرنوش بادپر این روزها در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و واکنشهای مثبت و منفی بسیاری را برانگیخته است. او در آثارش جهانی را تصویر میکند که در آن زندگی روزمره به صحنهای از کشمکش، نظارت، اضطراب، فشار و طنز تبدیل شده است. موضوع آثار او موقعیتهایی کاملاً آشناست: سفر با اتوبوس، حضور در درمانگاه، نشستن در اتاق پذیرایی، پیادهروی در پارک، حضور در آشپزخانه، و در یک نقاشی هم تماشای زندگی دیگران از پنجره روبهروی یک مجموعه آپارتمانی که در هر کدام داستانی جریان دارد. اما او مخاطب را فقط تماشاگر نمیخواهد بلکه فشار و کنترل و فروپاشی و خشونت را به چشم مخاطب میپاشد و دیگر نمیتواند نسبت به صحنه بیطرف باشد. زبان تصویری بادپر ترکیبی است از واقعگرایی، اغراق کاریکاتوری. مهرنوش بادپر آنطور که سایت هنری گالری اینفو نوشته در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شده، پس از تحصیل در رشته مهندسی شیمی به دانشکده هنر رفته و منبع الهام او صحنههایی است که خودش دیده است. 🔸 این مطلب را در اینستاگرام آسو بخوانید.@NashrAasoo 💭
«هم در تو گریزم ار گریزم»؛ نیچه و فضیلتایرج قانونی✍️ نیچه به وضوح در کارهای اولیهاش همچون سپیدهدم ستیزهاش را با اخلاق عیان میکند، دستورات اخلاقی از افراد میخواهند که آنها را رعایت کنند بدون اینکه در فکر خویش به عنوان یک فرد باشند. او این کار را نه تربیت نفس که انکارِ خود میداند. اما با تأمل در آراء نهاییاش و تحلیل دقیق پارهای از آخرین یادداشتهایش در مییابیم که او ملاحظاتی در اصول اخلاقی دارد و معیارهایی باریک برای درستی عمل اخلاقی میگذارد که فاصلهای با اخلاقگرایان و مؤسسان ادیان و حکمای قرون گذشته چون سعدی ندارد.✍️ واقعاً نیچه چه چیز را دست میاندازد، فضیلت را، یعنی غایت و کمال انسانیت را؟ آیا او خودِ فضیلت را دست میاندازد یا وانمودهی آن را؟ هرچه هست در نظر اول «خرِ بافضیلت»، آدمِ نفهمِ خوبی است، آدمْ خوب باشد نفهم باشد چه اشکالی دارد! مگر هر چه تعداد خوبها بیشتر باشد جهان جای بهتری نیست! اما ممکن نیست هر چه تعداد نفهمها زیادتر باشد باز هم جهان جای بهتری باشد. «خرِ نفهم» دشنامی همگانی است اما «خرِ نفهمِ بافضیلت» یک ناسازه (پارادوکس) است، ناسزایی نیچهای.✍️ بدون بصیرت و شناخت هیچ فضیلتی فضیلت نیست چون اختیار نشده است. ما تنها آن چیزی را اختیار میکنیم که امکان رد کردنش را از پیش داشته باشیم. برای این کار لازم است که آن را بشناسیم. در غیر این صورت چون فضیلتِ ما از روی آگاهی نیست، سربزنگاه، آنجا که با منافع زودگذر شخص نخواند و او را عقب براند، آدمی بدون اینکه تقسیم به دو شخص شود وحدتش از دست میرود دو پاره میشود: یک پاره خودش میشود که در درون از هم پاشیده و پارهای دیگر تصویر یا وانمودهاش در بیرون، یک «بازیگر بزرگ»، به تعبیر نیچه، که در بیرون با جلال تمام خودنمایی میکند. از نظر نیچه چنین شخصی «پیوندی راستین با هیچ چیز (حتی موسیقی) ندارد»@NashrAasoo 💭
نیچه منتقدِ بیرحمِ اخلاقِ قراردادی است. او توسل جستن افراد به اصول اخلاقی را برای توجیه اعمال و رفتار خود حیله و نیرنگ میداند. از دیدِ او اخلاق چیزی جز اطاعت از رسم و عادت نیست (سپیدهدم)، ابزار مطیع کردن و کنترل افراد است. او در «غروب بتها» سخت به سقراط میتازد و فیلسوف پرحرمتِ اخلاق را از نظر اخلاقی فردی منحط و موجب فروپاشی یونان و آدمی بدجنس میخواند که از «وحشیگریِ خود» در «کاردپرانیِ قیاسِ منطقی» لذت فراوان میبرد، و مینویسد: «همهچیزش گزافه است، دلقکوار، شکلکساز؛ همهچیزش پنهانکاریست و حسابشده و زیرزمینی.»aasoo.org/fa/articles/5422@NashrAasoo 🔻
مقبرهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین دو روزنامهنگار و خطیب مشروطهخواه که به دار آویخته شدند، ساختمان کوچک و سادهای در تهران است که از سالها پیش در دست مرمت بوده اما هنوز مخروبهای از یاد رفته به نظر میرسد.aasoo.org/fa/notes/3330@NashrAasoo 💭مقبرهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین دو روزنامهنگار و خطیب مشروطهخواه که به دار آویخته شدند، ساختمان کوچک و سادهای در تهران است که از سالها پیش در دست مرمت بوده اما هنوز مخروبهای از یاد رفته به نظر میرسد.aasoo.org/fa/notes/3330@NashrAasoo 💭
نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنهی نمایش عمومی در ایرانسوما نگهدارینیا«با آغاز دوران پهلوی اول و پروژهی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهههای بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دههی ۱۹۴۰ در کافههای مرکز تهران و لالهزار، رقص موسوم به کابارهای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بستهی کافهها و بارها میرقصیدند، اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آنها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر میشد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیلکرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصهی عمومی دوری بجویند.در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند.»@NashrAasoo 💭نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنهی نمایش عمومی در ایرانسوما نگهدارینیا«با آغاز دوران پهلوی اول و پروژهی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهههای بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دههی ۱۹۴۰ در کافههای مرکز تهران و لالهزار، رقص موسوم به کابارهای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بستهی کافهها و بارها میرقصیدند، اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آنها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر میشد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیلکرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصهی عمومی دوری بجویند.در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند.»@NashrAasoo 💭
«سال ۱۹۴۶، بر صحنهی یک تئاتر عمومی در تهران، سه زن به نامهای نِستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا برای اجرای رقصی با عنوان کاروان ظاهر شدند. این اجرا نقطهی عطفی در تاریخ حضور زنان بر صحنهی نمایش در ایران به شمار میآمد؛ چرا که تا پیش از آن، حضور زنانی از اقشار متوسط و تحصیلکرده در فضای عمومی تحت عنوان رقصنده، عملاً ممکن نبود اما اجرای نمایش رقص کاروان در واقع واکنشی بود به قرنها دگردیسی، حذف و استحالهی بدن که ریشه در اعماق تاریخ ایران داشت.»aasoo.org/fa/articles/5417@NashrAasoo 🔻
بدون پذیرش تکثر، عبور از دیکتاتوری ممکن نیستمهرانگیز کار در گفتگو با مریم فومنی«مردم هر روز با اخبار اعدام بیدار میشوند، بازداشتها روزانه و شکنجهها کاملاً عریان است. اگر این حکومت بتواند با امضای معاهدهای با آمریکا به بقای خود ادامه دهد، مردم چگونه باید با اینهمه تبعات غیرقابل تحمل این حکومت سر کنند؟ با فقر چطور سر کنند؟ با بیکاری؟ با بیپولی؟ با شکنجه؟ البته من از خارج به این صحنه نگاه میکنم و به خودم اجازه نمیدهم بگویم به همان اندازه رنج میکشم که کسانی که درون کشور هستند رنج میکشند. اما بههرحال، ما هم سالها در آن کشور بودهایم و میدانیم وقتی انسان وسط آتش است و هیچکس به دادش نمیرسد، در چه موقعیتی قرار میگیرد.»@NashrAasoo 💭
«مهرانگیز کار، حقوقدان، کنشگر و پژوهشگر مجربی که دهههاست برای تحقق جامعهای برابر و آزاد فعالیت میکند، پذیرش تکثر در جامعهی ایران و یک گفتگوی جمعی بین گروههای مختلف فکری و سیاسی را تنها راه تغییر ساختاری و کلان در جامعهی ایران میداند. او در گفتگو با آسو از هراسها و امیدهایش برای فردای ایران میگوید و نگاه منتقدانه و منصفانه به مبارزات و تجربههای پیشین در تاریخ ایران را یکی از ضروریات برای حرکتهای پیشرو میداند.»aasoo.org/fa/multimedia/videos/5418@NashrAasoo 🔻
رواداری و نوگرایی در آثار بهرام بیضائیسعید طلاجوی در گفتگو با آرمین امیدسعید طلاجوی پژوهشگر و مدرس در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در حوزهی ادبیات تطبیقی، تئاتر، سینما و نظریهی فرهنگی است. او پیش از این کتابها و مقالاتی دربارهی بهرام بیضائی نگاشته و ویرایش کرده، و نیز دو اثر از بهرام بیضائی، «شب هزار و یکم» و «افرا، یا روز میگذرد» را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. با او دربارهی یکی از کتابهای اخیرش «فرهنگ ایرانی در سینما و تئاتر بهرام بیضائی: الگوهای بودن و تعلق» که در سال ۲۰۲۳ توسط انتشارات بلومزبری منتشر شده گفتوگو کردهایم.@NashrAasoo 💭رواداری و نوگرایی در آثار بهرام بیضائیسعید طلاجوی در گفتگو با آرمین امیدسعید طلاجوی پژوهشگر و مدرس در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در حوزهی ادبیات تطبیقی، تئاتر، سینما و نظریهی فرهنگی است. او پیش از این کتابها و مقالاتی دربارهی بهرام بیضائی نگاشته و ویرایش کرده، و نیز دو اثر از بهرام بیضائی، «شب هزار و یکم» و «افرا، یا روز میگذرد» را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. با او دربارهی یکی از کتابهای اخیرش «فرهنگ ایرانی در سینما و تئاتر بهرام بیضائی: الگوهای بودن و تعلق» که در سال ۲۰۲۳ توسط انتشارات بلومزبری منتشر شده گفتوگو کردهایم.@NashrAasoo 💭
«بهرام بیضائی هنرمندی روادار و کثرتگرا بود، و از این رو ایراندوستی او نیز هیچگاه گرفتار گفتمانهای پانفارسی یا پانشیعی یا گفتمانهای حذفی ملیگرا نشد. در رویکرد او به مفهوم ایراندوستی، ملت مفهوم درست خود را از همراهی گروههای زبانی-فرهنگی و دینی گوناگون ایران، همگامی و همراهی باورهای روادار، و پرهیز از خودمرکزپنداری میگیرد.»aasoo.org/fa/articles/5416@NashrAasoo 🔻
هوش مصنوعی چه امکانها و خطرهای تازهای برای آیندهی ما دارد؟ چه تأثیری بر اقتصاد، مشاغل، تحصیل، و حکومتداری خواهد داشت؟ آیا عاملیت ما و نگاهمان به زندگی متحول خواهد شد؟ آیا تشخیص واقعیت دشوارتر یا آسانتر میشود؟ آیا ممکن است که کنترل هوش مصنوعی از دست بشر خارج شود؟ در این فیلم، ماهو که خودش ساختهی هوش مصنوعیست برای یافتن پاسخ به این سؤالها به سراغ نیکا حقطلب استاد مهندسی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، آتوسا کثیرزاده پژوهشگر هوش مصنوعی در زمینهی فلسفه و اخلاق و استادیار دانشگاه کارنگی ملون، و نیلوفر میرعشقالله استادیار علوم کامپیوتر دانشگاه کارنگی ملون میرود که هر سه از دانشمندان برجسته در حوزهی هوش مصنوعیاند.این فیلم را در یوتیوب آسو ببینید.@NashrAasoo 🎥
در شیوایی و رسایی سخن 🔻✍️ میرزا آقا خان کرمانی در این یادداشتها بر آن است که به گفتهی خودش، اساس طرح نوی را تشریح کند که میتوان «بنای عمدهی سخن» را بر آن قرار داد (ص ۷۶). این خواست بلندپروازانه آنگاه برای ما اهمیت پیدا میکند که به یاد بیاوریم در چه زمان یا زمانهای او به فکرِ درانداختنِ چنین طرحی افتاده است.✍️ نخست ببینیم میرزا آقا خان کرمانی چه کسی بود. او را از متفکرانِ دگراندیش و از نسل اول ملیگرایانِ سکولارِ پیش از مشروطه میدانند. در کرمان به سال ۱۲۷۰ هجری قمری/ ۱۸۵۴ میلادی و در خانوادهای با گرایش به تصوف به دنیا آمد و در فضایی از عقاید بدعتآمیز شیخی، بابی و ازلی رشد و پرورش یافت. میرزا آقا خان کرمانیِ جوان مدتی را در اصفهان زیست و در درگاه ظلالسلطان حاکم مستبد اصفهان جایگاهی یافت و پس از چندی به دلیل مشکلاتش با ظلالسلطان از اصفهان به مشهد رفت و سرانجام رهسپار استانبول گردید و در آنجا بود که با اندیشهها و جریانات فکری مدرن اروپایی آشنا شد. در همانجاست که با سید جمالالدین اسدآبادی هم حشر و نشری و حتا نزدیکیِ خانوادگی پیدا میکند و جذب عقاید پان-اسلامیستیِ سید جمالالدین و مبارزهی او با خودکامگی سلاطین میشود. باید اما گفت که گرایش فکریِ ازلی او و نیز آشناییاش با روشنگران اروپایی چنان بود که با تحجر مذهبی هرگز کنار نیامد و تا پایان عمر منتقد سرسخت آن و به لحاظ مشرب سیاسی ایرانگرا و خواستار آزادی و سربلندی مردم ایران باقی ماند. سرانجام کارش چنان شد که دولت عثمانی او را از استانبول به طرابوزان تبعید کرد و چندی نگذشت که به درخواست دولت ایران کرمانی را با دو تنِ دیگر از یارانش (شیخ احمد روحی و میرزا حسنخان خبیرالملک) به ایران فرستاد که هر سه را به جرم دست داشتن در ترور ناصرالدینشاه (به دست میرزا رضا کرمانی) در تبریز زیر یک درخت نسترن سر بریدند و پوست سرهایشان را کندند و پر از کاه کردند و به دربار قاجار در تهران فرستادند (۱۳۱۴ ه.ق.).🔸 کرمانی در اثر دیگرش ریحان بوستان افروز دورنمایی از فرسودگی زبان فارسی را چنین ترسیم میکند: از زمان ساسانیان تا ابتدای فتنهی مغول در سایهی تشویقات سلاطین و امرا فیالجمله ادبیات ایران رو به ترقی داشت. پس از استیلای چنگیزیان در نظم و نثر پارسی فترتی عظیم روی داد که امروز آثار هفتصد سال پیش را نقطهی استناد و پرنسیپ خود ساختهاند و حال اینکه اگر کسی به دیدهی تحقیق بنگرد همان آثار ادبیهای که مسلم همگان است زیاده از حد معیوب میباشد. نهایت این است که انس مفرط به آثار مزبوره و بیخبری که از آیین فصاحت و طرز بلاغت به واسطهی عدم پیشرفت ادبیات پارسی داریم، معایب این آثار را از نظر ما پوشیده داشته.@NashrAasoo 💭
پیشینیان دربارهی شیوایی و رسایی سخن چه گفتهاند؟ پاسخها به این پرسش در ادوار تاریخ ادبیات ایران گوناگون بوده است. در این مقال مروری میکنیم بر دیدگاههای میرزا آقا خان کرمانی، دگراندیش ایرانی در اواخر سدهی نوزدهم میلادی، دربارهی «فنون سخنپردازی» آنگونه که در سلسله یادداشتهایش در روزنامهی اختر (چاپ استانبول) آمده است و در کتاب فن گفتن و نوشتن این یادداشتها یکجا فراهم آمدهاند. این یادداشتها اکنون چه نکته یا نکات مهم و بدیعی دربارهی سخن و سخنپردازی برای ما دربردارند؟aasoo.org/fa/articles/5414@NashrAasoo 🔻
روزنامهنگاران در عصر بحران اطلاعات چه وظیفهای دارند؟کاترین واینر✍🏼 روزنامهنگاری «حرفهی تولید محتوا» نیست. اجازه ندهید که هیچکس هنگام صحبت از روزنامهنگاریِ عامالمنفعه از این اصطلاح استفاده کند! خیر، روزنامهنگاری جزئی از زیرساختِ مدنی، انسانی و اجتماعیِ مشترکِ ماست. همان بافتِ پیونددهندهای که به مبارزه با انزوا و حفظ دموکراسی کمک میکند. یکی از نقشهای روزنامهنگاری، به قول نایومی کلاین و آسترا تیلور، باید این باشد که با «روایتهای آخرالزمانی» مقابله کند، آن هم «از طریق ارائهی داستانی فوقالعاده بهتر دربارهی اینکه چگونه میتوان از روزگار سختِ پیش رو جانِ سالم به در برد، بیآنکه کسی را نادیده گرفت و پشت سر رها کرد».✍🏼 در سال ۲۰۱۷، وقتی برای نخستین بار نظر خود را دربارهی نقش «گاردین» در دنیای معاصر بیان کردم، گفتم که حقایق و ایدهها در کنار یکدیگر فضا را برای امیدواری مهیا میسازند. منظورم از امید، خوشبینیِ کورکورانه نیست که همه چیز خودبهخود درست خواهد شد. امید یعنی ایمان داشتن به این که ما آنقدر قدرت و عاملیت داریم که آینده را تغییر دهیم. برقراریِ پیوند با یکدیگر ــ درست همان کاری که من در نهایت برای نگارش این مقاله انجام دادم ــ نقطهی آغاز مناسبی برای این مسیر است.✍🏼 مبارزه برای «گاردین» و نهادهایی شبیه به آن صرفاً پافشاری بر نوعی الگوی کسبوکار نیست. چنین مبارزهای یعنی دفاع از حق انسانیِ ما برای زندگی در واقعیتی مشترک و عینی، واقعیتی که تکتک ما میتوانیم در ایجادش سهیم باشیم. این کار، حیاتی و فوری است: دنیا منتظر ما نخواهد ماند. امید و پیوند، رمز بقای جمعیِ ماست؛ راهی برای انسان ماندن. ما تنها نیستیم؛ میلیونها نفر در این مسیر با ما همراهاند. @NashrAasoo 💭
«برای بقای دموکراسی و پیشرفت جامعه، به زیربنای مشترکی از واقعیتها نیازمندیم. اگر نتوانیم دربارهی سبز بودن علف به توافق برسیم، در این صورت دیگر نمیتوانیم دربارهی راههای مقابله با آلایندههای نابودکنندهی علف با یکدیگر گفتوگو کنیم.واقعیتها حیاتیاند اما به تنهایی کافی نیستند. ما همچنین به داستانها و ایدههای جدیدی نیاز داریم که امیدبخش باشند. مخاطبانِ ما شایستهی چیزی بیش از این هستند که صرفاً به آنها بگوییم اوضاع چقدر وخیم است. ما باید با تفکر جسورانه، باریکبینی و ژرفاندیشی به جنگ با ناامیدی برویم و چشماندازهای باورپذیری از جامعهای عادلانهتر را ترسیم کنیم.»aasoo.org/fa/articles/5402@NashrAasoo 🔻
خانهنشین کردن اجباری، حذف زنان از عرصهی عمومیبیان عزیزی«این نوشته بخشی از پژوهشی است کە با استفاده از مصاحبهی عمیق، به انعکاس تجربهی زیستهی ۲۰ نفر از زنانی پرداخته است که در فاصلەی سالهای دهەی ۱۳۶۰ تا ١٤٠٤ مشمول حبس یا احکام اخراج، تعلیق و تعزیر یا کسر حقوق شدهاند. هدف پژوهش بررسی نتایج این احکام بر زنان و تأثیر خانەنشینی اجباری در زندگی خصوصی و اجتماعی آنان است.»@NashrAasoo 💭خانهنشین کردن اجباری، حذف زنان از عرصهی عمومیبیان عزیزی«این نوشته بخشی از پژوهشی است کە با استفاده از مصاحبهی عمیق، به انعکاس تجربهی زیستهی ۲۰ نفر از زنانی پرداخته است که در فاصلەی سالهای دهەی ۱۳۶۰ تا ١٤٠٤ مشمول حبس یا احکام اخراج، تعلیق و تعزیر یا کسر حقوق شدهاند. هدف پژوهش بررسی نتایج این احکام بر زنان و تأثیر خانەنشینی اجباری در زندگی خصوصی و اجتماعی آنان است.»@NashrAasoo 💭
«تقاطع سیاست، اقتصاد و جنسیت در خانهداری اجباری و خانەنشین کردن زنان، پدیدهای چندوجهی است که در مقاطع مختلف تاریخی و شرایط ویژەی اجتماعی شکل میگیرد. روایتهای زنان ابعاد این فرایند را بە صورت تجربەی زیستشدەی آنان نشان میدهد. اما مقاومت زنان در این فضاها نیز، اگرچه پنهان، اما حیاتی است. خانهنشینی اجباری، در عین حال که محدودیت میآفریند، با توجە بە شواهد موجود، اکنون بستری برای اشکال تازهای از سیاست، همبستگی، و حفظ حافظهی جمعی شدە است.»aasoo.org/fa/articles/5412@NashrAasoo 🔻