تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:56 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
برای آنچه اعتقاد دارید، ایستادگی کنید، حتی اگر هزینه اش تنها ایستادن باشد.آلبر کاموارتباط با ادمین: @sarvman_admin
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 3 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
[دنبالهی نوشتار بالا]▪️ 10. این رخداد تلخ غمانگیز که قلب هر ایرانی میهندوست را میفشارد و به درد میآورد، نه نخستین است و نه آخرین. دستهگل هر از چند گاه باند سیاه طالبان میراث فرهنگی است. گروهی که مثل کنه چسبیدهاند به میز ریاست و تا عزراییل جانشان را نگیرد از این میز و صندلی جدا نمیشوند. ▪️ 11. در سریشم بودن و علاقهی آنان به ریاست همین بس که در آستانهی انتخابات از بیم پیروز شدن رقیب آمدند و در چندین جلسه افکار شیطانی و فرصتطلبانه خود را روی هم ریختند و نتیجه گرفتند که آرای بازنشستگان را هم بخرند! مجلسی ترتیب دادند برای «تکریم بازنشستگان و فرهیختگان». گروهی را دعوت کردند، به هر کدام یک چلوکباب در ظرفهای سپید پلاستیکی و یک قاشق و چنگال دادند که ایستاده بخورند. پیش از این شام کذایی یا بهتر بگویم شام گدایی، هر کدام نطقهای غرا کردند در تکریم و تمجید بازنشستگان و آخر سر هم یک کارت هدیهی 200 هزار تومانی و قسم و آیه که این جلسه برای رایگیری نیست، هر ماه تکرار خواهد شد. با این حساب الان باید سه بار دیگر تکرار میشد! اما کو؟ حالا دیگر خرشان از پل گذشته. کل این تکریم این بود که به رقیب ما رای ندهید تا ما بمانیم، بچاپیم و ویران کنیم. آخر عشق ما این صندلیِ ریاست است و بس.▪️ 12. به بازی گرفتن، خریدن باستانشناسان با 200 هزار تومان و بعد محل سگ نگذاشتن به آنها و دستاویز قرار دادنشان برای مفتخوری، دزدی، چاپیدن و پول هدر دادن کثیفترین کار باند سیاهی است که ده، بیست سال است مثل بختک روی میراث این خاک افتاده است. کی این کابوس به پایان میرسد؟ شاید هیچ وقت. باشد که این بازی کثیف رای خریدن و بازیچه قرار دادن بازنشستگان برای رسیدن به اهداف خود، تجربهای باشد ــ هر چند تلخ ــ برای دیگر باستانشناسان، به ویژه باستانشناسان جوان و آنان که مشتاق استخدام در این سازمان هستند. ▪️ 13. سخن آخر من با باستانشناس یا باستانشناسان و یا همه آنان که در این جنایت فرهنگی سهیم و شریک بودند است و آن اینکه؛ حتما در دوران دبستان شعر زاغ و روباه را خواندهاید و یادتان است که با این مصرع شروع میشد: زاغکی قالب پنیری دید و ... باند طالبان میراث همان روباه حیلهگر این شعر است، شما چرا باید ملعبهی روباه دو رو و حلقهباز شوید؟ یادتان باشد؛ آبِ رو آبِ جوب نیست.@reesjomhoormiras
▫️ گلایههای تُند یک باستانشناسِ قدیمی▫️ اسماعیل یغمایی، باستانشناس قدیمی، نوشتهای را دربارهی رویداد تلخِ تلآجری نوشته که تقدیم میکنیم.▫️ چاه را نکنده، منار را دزدیدند!▪️ 1. سال 1389، مدیر آن هنگام «پایگاه میراث جهانی پاسارگاد» برای پوشش کاخ اختصاصی کوروش بزرگ در پاسارگاد، تعداد زیادی لوله سبک و سقف پوششی خرید به مبلغ بیش از یک میلیارد تومان، که به پول امروز نزدیک سه میلیارد تومان میشود. ▪️ 2. پس از خرید لولهها و سقف و هزینه بسیار برای آوردن به پاسارگاد تازه فهمیدند که برپایی این سقف بر روی این لولههای سبک، نه تنها دردی از حفاظت این کاخ دوا نمیکند بلکه بیشتر باعث تخریب آن میشود! چه پایهها را میبایست روی آثار برپا میکردند و جز این آسیب، همهی منظر فرهنگی آن را بر هم میزد. ▪️ 3. لولهها و سقف را به گوشهای ریختند، بیصاحب و بیاستفاده. یک میلیارد و خردهای از جیب دولت رفت و بقیهاش رفت در جیب این و آن... ماشین خریدند، خانههایشان را نونوار کردند، زن و بچهشان را به خارج فرستادند و...▪️ 4. چندی پیش بازرسان دیوان محاسبات آمدند پاسارگاد. پرسیدند این لولهها چیست؟ برای چه خریدهاید؟ کی خریدهاید؟ چقدر خریدهاید؟ و چرا اینجا میان آثار رهایشان کرده اید؟ و...؟ و...؟ پرسشهای بیپاسخ. بالاخره یک نفر که نخود هر آش است و همهجا سر و کلهاش پیدا میشود و همهکاره و هیچکاره است، گفت؛ برای تلآجری. یک، دو ایتالیایی هم تأیید کردند و غائله ختم به خیر شد. ▪️ 5. خب! بازرسان که نمیدانستند تل آجری چیست، کجا هست و چقدر از تختجمشید فاصله دارد و اصولا منظر فرهنگی یعنی چه؟ پذیرفتند و راهشان را گرفتند و رفتند.▪️ 6. پس از آن بزرگان قوم میراث به همراهی چند ایتالیایی نشستند و گفتند و برخاستند و کلی خوردند و نوشیدند و آخر سر پس از ده، بیست جلسه که برای هر کدام کلی پول گرفتند به این نتیجه رسیدند که بالاخره پس از شش، هفت سال آنها را در تل آجری بکارند!▪️ 7. باستانشناسان، کارشناسانی چند و... آمدند دور تا دور محوطه ارزشمند کوچک تلآجری را دو سه متر خالی کردند، سیمان آوردند، بتون ریختند و این لولههای کلفت توخالی را در حریم این محوطه فرو کردند. میخواستند سقف سوله را هم روی آنها سوار کنند که داد آنها که دلشان از دست کارهای این گروه، که تنها برای پر کردن جیب خودشان است، بلند شد که این چه کار احمقانهای است که کردهاید؟ چرا این لولههای کلفت را توی حریم یک اثر باستانی فرو کردید؟ مگر جا قحط است؟ بروید در حریم خانه خودتان فرو کنید. خب! بگذارید در حریم خانه فک و فامیلتان....! ▪️ 8. اما از آنجا که این آقایان بیدی نیستند که از این بادها بلرزند جواب دادند؛ در نوشیجان هم همینگونه سقف زدند در تل بندیان درهگز هم همین ستونها علم شده. البته این بزرگان قبیلهی درهمریختهی میراث نه میدانند نوشیجان کجاست، نه حال و روز امروز آن را دیده اند که بارانهای اریب پدر همهی آثار را درآورده و در تل بندیان هم همینطور و بدتر از همه در کاخ بردک سیاه؛ آنقدر گفتیم و نوشتیم تا آمدند ایرانیتهای کهنه دست سوم، چهارم را به جای ایرانیتِ نو جا زدند، کلی بالا کشیدند که بعد از مدتی با یک باد نه چندان شدید چند تکه شد و با افتادن این ورقهها روی آثار بیش از باران به آنها آسیب رساند. آخر به باور آقایان همه چیزدانِ دکتر ـ مهندس باران فقط و فقط مستقیم میبارد نه مایل و نه از سمت چپ و راست. گنبد رک پله پلهای دانیال نبی در شوش هم فقط برای زیبایی است!▪️ 9. امروز که این لولهها را فرو کردهاند، حریم را ویران و آثار را نابود ساختند، نمیدانند چکارش کنند. نه میتوانند کار را ادامه دهند، نه میتوانند بکشند بیرون! و نه دربیاورند و نه ... دست روی دست گذاشتند تا ببینند چه میشود. درست مثل درازگوش مانده در گل.[دنباله دارد]@reesjomhoormiras
اسماعیل یغمایی، یکی از شناختهشدهترین چهرههای باستانشناسی ایران که دو روز پیش بر اثر سکته مغزی در بیمارستان درگذشت فردا چهارشنبه ۳۱ تیرماه ساعت ۱۰ صبح به خاک سپرده میشود.پیکر این باستانشناس در کنار مهرداد فرزندش در قطعه ۳۲۰، ردیف ۶۲ و شماره ۸ ارام میگیرد.او که همواره برای بیمهریهای بسیاری از سوی مسئولان و مدیران میراث فرهنگی دیده بود و به خاطر اعتراض به رد شدن راهاهن از روی محوطه حصار دامغان مجبور به باژنشستگی زود هنگام شد نخواست که از روی پلههای موزه ملی تشییع شود.یاد و خاطره او گرامی باد #یغمایی #میراث #موزه #تاریخ #مراسم_خاکسپاری