تازگی گردآوری
تلاش دوباره برای گردآوری- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-13 16:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- stats_running
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
حرف ربط میانِ «تعالی» و «توسعه»باید همین «واو عطف و وصل» باشد.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 40 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
راههای دسترسی در 👇https://t.me/HalajMonaghesat/7315
معرفی کتاب «گفتوگو و تصمیمگیری گروهی»وشکلگیری کتاب به روایت نویسندهدروبگاه کانون گفتوگو منتشر شد.(۹۸۸ کلمه، ۵ دقیقه) در پیوند👇https://share.google/eH3r07EfSX15FDzyfشما هم میتوانید با بازنشر این فرسته در ترویج تعالی و توسعه مشارکت کنید..
فکر کنم بهترین جای تهران رو پیدا کردم.اینجا حیوون هایی دیدم که فکر نمیکردم هیچ وقت در ایران ببینم.تحت نظر مدیریت جدید، آکواریوم پارک شهر واقعا شکوفا شده.لینک اینستاگرام آکواریوم پارک شهر:https://www.instagram.com/cityparkaquarium?igsh=NHZ3Y3ZxcHRzNHQ=لینک تلگرام آکواریوم پارک شهر:https://t.me/cityparkaquariumhttps://t.me/ArashHallajNaturalism
📆 گرچه در تقويمها ۱۷ مرداد را «روز خبرنگار» نوشتهاند، اما هر روز، روز خبرنگار است.البته كدام #خبرنگار است كه شايسته است همهی روزها را به نامش مُزيّن كنيم؟✅ كسی كه توانايی و امكان #بيان رابه #شغل فرونكاهد، بلكه به #حرفه ارتقا و اعتلا بدهد.✅ كسي كه درست بر خلاف ضربالمثل رايج،اولا میكوشد که #حرف_مفت نزند وثانیا در بسياری موارد، بدونِ طمعِ مزد و بلكه #مفتی_حرفمیزند.زيرا✅ چنین کسی گرچه برای كارش پول میگيرد، اما برای پول كار نمیكند.اين انسان،✅ كسی است كه رسالتِ #بيانِ اخبار، گزارشها يا تحلیلها و گسترش آگاهیها،از درونِ وجدانش میجوشد و سرمیزند.✅ اين خبرنگارِ شريفكيمياگری است كه مِسِ مهارت و امكانِ بيان رابا اكسيرِ دلیری و مسئوليتپذيريبه طلای اصلاحگری و توسعهجویی تبدیل میسازد.✅ در حقیقت بيان و قلمِ چنين انسان شريفی،حتی بهتر و فراتر از طلا است و بلكهمقدسترين ابزار آدمی در همهی اعصار بودهاست؛توتمِ راهيان آگاهی و آزادی در همهی اعصار بودهاست.✅ این #قلم، نمادِ بارز و كهنِ مهارت و دلیریِ #بيان استكه حتی خدای محمد(ص) به آن سوگند دادهاست.✅ معنای راستينِ پاسداری از حرمتِ #قلم،در عمل این انسان رخ میدهد؛ باحفظ #شرافت_حرفهای و ايفای #رسالت_انسان_تعالیجو.✳️ همين معنا، در فايلهای صوتی زير، بهزيباییِ تمام بیان شدهاست.برای هرکسی که قادر باشد: آزاد از حُبّ و بُعضِ اشخاص و نامها،به عمقِ معنای «سخنها» بيانديشد👇https://t.me/HalajMonaghesat/857 🎧https://t.me/HalajMonaghesat/858 🎧https://t.me/HalajMonaghesat/856 🗓🌞 هر روز، روز چنين شیرزنان و شیرمردانی است که جامعهی بشری وامدار کیمیاگری آنان است.شیرزنانی که در بند و اسارت نیز شیر هستند.👈 شما هم بازنشر کنیدبا یاد همهی آنان که قلمی يا قدمی در راه تعالي و توسعه برداشتهاند.🇮🇷
📜 حقوق فعالان اقتصادی در معاملات بخش عمومی📚 سند پیشنویس شرح ۲۹ حق همراه با استنادات قانونی هر حق✅ نوشتار کامل در قالب پی.دی.اف
آسـانـگـر (مدیر جلسهی تصمیمگیری گروهی) بایدپیوسته ظاهر بیطرف خود را حفظ کند.این قاعده برای آنکه تصمیمگیری بهراستی – و نه بهظاهر – گروهی بشود، و برآمده از ارادهی جمعی باشد، کاملا ضروری است.ما ایرانیان چقدر مثالهای نقض این قاعده و جانبداری آسانگر را شاهد هستیم؟این قاعده یا بـنـدوبـسـت (Discipline) در گفتار دوم ازکـتـاب گفتوگو و تصمیمگیری گروهی* بیان و معرفی شدهاست،این بندوبست بنیادی، در مواردی مانند متن کتاب اصلی رابرترولز (ویرایش دوازدهم نسخهی انگلیسی) به این صورت بیان شدهاست:The law relating to chair’s appearance of impartialityباید حواسمان باشد:هماندیشیِ سنجشگرانه و نیز تصمیمگیریِ گروهیِ سنجشگرانهنیازمند بندوبستهای اثربخش و کارآ است.در ترویح و آموزش بندوبستهای تصمیمگیری سنجشگرانه مشارکت ورزیم.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*) حلاج، ش. (۱۴۰۴). گفتوگو و تصمیمگیری گروهی. نشر دانشبنیاد👈 راههای تهیهی کتاب در تهران، تبریز، مشهد و دیگر نقاط کشوراز #کتاب_گفتوشنود ۱۱۲📯 در نشر و بازنشر مهارتها و قواعد آزادی و دموکراسی مشارکتکنیم.🇮🇷.
🔴مصطفی ملکیان:🔹علامه طباطبایی درباره دوستی نکتهای لطیف داشتند. میگفتند دوستی مانند لقمهای غذاست؛ یکی دو بار اول، انسان با آگاهی آن را میجود، اما از جایی به بعد، بلعیدن آن ناخودآگاه میشود. ویژگیهای اخلاقی دوست نیز همینگونه است؛ ابتدا فقط خوبیها یا بدیهای او را میبینیم، اما پس از مدتی، همان ویژگیها آرامآرام در وجود ما نفوذ میکند، بیآنکه خودمان متوجه شویم.@mostafamalekian
*ایران*زبان فارسی ما دارد خفه میشود! نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.*دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس»«فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک»«طرح» شده «پروژه»«گروه» شده «تیم»، «طراحی» شده «دیزاین»«فراگیر» شده «ترند»«هدف» شده «تارگت»«آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش»«رایگان» شده «فری»«ویژه» شده «پریمیوم»«مکان» شده «لوکیشن»«پوشه» شده «فولدر»«پرونده» شده «فایل»«پخش» شده «پلی»«مکث» شده «پاز»«واکنش» شده «ریاکشن»«متن» شده «تکست»«رنگ» شده «کالر»«قلمنوشت» شده «فونت»«زمینه» شده «تم»«داده» شده «دیتا»«برخط» شده «آنلاین»«خارج از خط» شده «آفلاین»«فشردن» شده «کلیک»«بازدید» شده «ویو»«پاسخ» شده «ریپلای»«کاوش» شده «اکسپلور»«سبک» شده «استایل»«عملکرد» شده «پرفورمنس»«حذف» شده «دلیت»«رونویسی» شده «کپی»،«نوشته» شده «پست»«پسند» شده «لایک»«داستان» شده «استوری»«جعلی» شده «فیک»«بینقص» شده «پرفکت»و...............................و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است.زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیمیعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آیندهتو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی.داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی.و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.این، خودکشی فرهنگی است. یادآوری بزرگان ادب فارسیفردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.»سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند. حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد. مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد. خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد. نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.نه شعر نه اندیشه نه عزت.برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه... سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر
📝همهی ما روی تخت پروکروست#امید_فاخرپروکروست (#پروکروستس)، راهزن اسطورهای یونان، تختی آهنی داشت. هر مسافری که از راه میرسید، باید دقیقاً هماندازهی آن تخت میشد؛ اگر بلندتر بود، پاهایش را میبرید و اگر کوتاهتر بود، بدنش را میکشید. مساله، انسان نبود؛ مساله این بود که انسان باید خود را با تخت تطبیق میداد.این اسطوره، بیش از هر زمان دیگری، روایت جهان امروز است.در سطح سیاسی، بسیاری از حکومتها، احزاب و ایدئولوژیها، هنوز رویای ساختن انسانهای هماندازه را در سر دارند. شهروند خوب، کسی است که مانند دیگران بیندیشد، همان را بگوید که مطلوب قدرت است و در چارچوب از پیش تعیینشده زندگی کند. هر صدای متفاوتی یا باید بریده شود یا آنقدر کشیده شود تا شبیه دیگران شود. تخت پروکروست، امروز نام دیگری دارد؛ یکسانسازی.اما این اسطوره فقط دربارهی سیاست نیست. در سطح فردی نیز ما خود، زندانبان یکدیگریم. شبکههای اجتماعی، فرهنگ موفقیت، مد، سبک زندگی و حتی روابط عاطفی، مدام از ما میخواهند شبیه الگویی از پیش ساخته باشیم؛ بدن، شغل، درآمد، سلیقه، عقیده و حتی احساساتمان باید مطابق استانداردی باشد که دیگران تعیین کردهاند. هر کس متفاوت باشد، یا حذف میشود یا به تمسخر گرفته میشود.تراژدی اینجاست که دیگر نیازی به پروکروست نیست؛ هر کدام از ما، تخت پروکروست خود را با خود حمل میکنیم. دیگران را با معیارهای خود اندازه میگیریم و اگر در قالب ذهنی ما جا نشوند، تلاش میکنیم آنها را ببریم یا بکشیم؛ نه با شمشیر، بلکه با قضاوت، برچسب، تحقیر و طرد.شاید بزرگترین بحران جهان امروز وسواس یکسانسازی باشد؛ این تصور که همه باید یک شکل فکر کنند، یک شکل زندگی کنند و یک شکل موفق شوند.تمدن، از جایی آغاز میشود که تخت پروکروست را بشکنیم، نه انسانها را. زیرا جامعهای که تفاوت را تحمل نکند، دیر یا زود، انسانیت را نیز از دست خواهد داد.
عنوان سخنرانی آنلاین:نگاهی تکاملی به رابطهی حقوق و اخلاقزمان: شنبه، ۱۷ مرداد، ساعت ۱۹ تا ۲۱جلسه رایگان، اما ثبتنام لازم است.👆خلاصه: رابطهی حقوق و اخلاق معمولاً در قالب تقابل نظریهی حقوق طبیعی و پوزیتیویسم حقوقی و با پرسش از اعتبار قانون غیرمنصفانه بررسی میشود. این سخنرانی نشان میدهد که این چارچوب، مسئله را بیش از حد ساده میکند. از منظر تکاملی، اخلاق مجموعهای از هیجانها، هنجارها، استدلالها و بنیانهای اخلاقی است که انصاف صرفاً یکی از آنها، هرچند نزدیکترین آنها به حقوق، به شمار میآید.حقوق نیز نظامی چندلایه با کارکردهای متفاوت است. (جدا از خود تنوع قوانین، قواعد سهگانهی تشخیص، تغییر، و قضاوت هارت را به یاد آوریم.) از این رو، رابطهی حقوق و اخلاق یک نسبت واحد نیست، بلکه شبکهای پیچیده از تعاملات است که بدون اتخاذ رویکردی تکاملی و درزمانی نمیتوان آن را بهدرستی تحلیل کرد.بحث با تکامل اخلاق آغاز، و در ادامه نشان داده میشود که در چه برههای از تکامل اجتماعی در اروپا و برای حل چه مسالهی پوزیتیوسم حقوقی شکل گرفت و چرا در ادامه با مشکلاتی مواجه شد.هادی صمدی @evophilosophy
ملیت با اعمال شاقّه؛ تو برای وطن چه کردهای؟✍️ صابر معصومی🔹در برخی کشورها، شهروندان دائماً با این پرسش مواجهاند: «نپرس وطن برای تو چه کرده است، بپرس تو برای وطن چه کردهای.»پاسخ به این پرسش، معمولاً یکی از این دو است:◾️گروهی با شرم به یاد میآورند که کاری برای وطن نکردهاند. بدین ترتیب می کوشند حتی به قیمت آسایش، مال یا جانشان، کاری برای وطن کنند چرا که وطن خانه ماست و بیآن، هیچیم. ◾️گروهی دیگر اما میگویند: مگر وطن برای من چه کرده است که خود را بدهکار آن بدانم؟ مگر چه چیزی در این خاک متعلق به من است؟ من رعیتی بیش نیستم که از سر تصادف اینجا به دنیا آمدهام. اینجا ملک من نیست بلکه ملک صاحبان قدرت است. اگر قرار است کسی برای وطن از خود بگذرد، همان صاحبان قدرت این کار را بکنند. این پاسخ، هرچند کمتر با صدای بلند گفته میشود، اما برای بسیاری احساسی واقعی است.❗️از نقلقولهای مجعول منسوب به مرحوم دکتر حسابی، یکی هم این است: «تعریف جهان سوم این است که اگر بخواهی برای وطنت کاری بکنی، باید از هست و نیستت بگذری.» طنز ماجرا اینجاست که اگرچه بسیاری این جمله را ساختگی میدانند، اما تجربه زیستهشان آن را واقعی احساس میکند.اما به گمان من، مساله نه پاسخ این سوال، بلکه خودِ سوال است.🔸 جامعهای که در آن دائماً از شهروندان پرسیده شود «تو برای وطن چه کردهای؟»، احتمالاً در وضعیتی دائمی از بحران به سر می برد. جایی که بقا و امنیت کشور، همواره محتاج فداکاریهای فوقالعاده است که خود مستهلک کننده و نابود کننده نیرو و انرژی و وجدان جامعه است. در یک جامعه توسعهیافته، شهروند برای خدمت به وطن نیازی به قهرمان بودن ندارد. او با کار کردن، سرمایهگذاری، قانونمداری، نوآوری و تربیت نسل بعد، هر روز کشور را میسازد، بیآنکه کسی چنین سوالی از او بپرسد. در چنین جامعه ای، پرسشی چنان، امری بسیار بسیار نادر و مختص مواقع بحرانی است.🔹از همین رو، پرسش اصلی این نیست که «ما برای وطن چه کردهایم؟» بلکه این است که آیا اساساً وطنی، به معنای یک دارایی و مفهوم مشترک، برای همه شهروندان ساخته شده است؟ آیا ساختار حکمرانی، مردم را صاحبان کشور میداند یا صرفاً خدمتگزاران و رعایا و جانفدایان آن؟🔸این، نه صرفا یک بحث سیاسی یا اخلاقی بلکه مسالهای بنیادین در توسعه است. توسعه، بیش از آنکه به منابع طبیعی یا فناوری وابسته باشد، به میلیونها اراده کوچک شهروندان در تصمیم به ماندن، سرمایهگذاری، نوآوری، اعتماد به آینده و مشارکت در سرنوشت جمعی وابسته است. این تصمیمها را نمیتوان با اجبار یا ایجاد حس شرمساری و بدهکاری در شهروند تولید کرد بلکه محصول این هستند که انسان احساس کند آینده کشور، آینده خود اوست.🔹انسان برای چیزی سرمایهگذاری میکند که آن را از آنِ خود بداند. از خانه خود مراقبت میکند و در روز خطر از آن دفاع میکند. اما اگر احساس کند تنها مستأجر یا رعیت است، طبیعی است که مسئولیت خود را نیز محدود ببیند. مسئولیتپذیری، زاده احساس مالکیت است.❇️شاید بنیادیترین تفاوت دولت توسعهگرا و دولت بحرانزده نیز همین باشد. دولت توسعهگرا از شهروند نمیپرسد: «برای وطن چه کردهای؟» بلکه ساختاری میسازد که شهروند، بیآنکه چنین پرسشی از او شود، هر روز برای وطن کار کند.✳️ فداکاری، علت وطنسازی نیست، بلکه معلول وطنسازی است.
این سازوکار دایم در کارگاههای آموزشی چالش ایجاد میکند و مانع یادگیری شرکتکنندگان میشود.https://www.instagram.com/reel/DbTR6kPN_zX/?igsh=MTRlMG9wcDB4YzluOA==
*زبان فارسی ما دارد خفه میشود! نه با گلوله، نه با سانسور... که با واژههایی که از دهان جوانان بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.*دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم. نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی». «نشانی» شده «آدرس»«فشار روانی» شده «استرس» «خطر» شده «ریسک» «شگفتی» شده «سورپرایز» «نظر» شده «کامنت» «بازخورد» شده «فیدبک»«طرح» شده «پروژه»«گروه» شده «تیم»، «طراحی» شده «دیزاین»«فراگیر» شده «ترند»«هدف» شده «تارگت»«آغاز» شده «استارت» «پایان» شده «فینیش»«رایگان» شده «فری»«ویژه» شده «پریمیوم»«مکان» شده «لوکیشن»«پوشه» شده «فولدر»«پرونده» شده «فایل»«پخش» شده «پلی»«مکث» شده «پاز»«واکنش» شده «ریاکشن»«متن» شده «تکست»«رنگ» شده «کالر»«قلمنوشت» شده «فونت»«زمینه» شده «تم»«داده» شده «دیتا»«برخط» شده «آنلاین»«خارج از خط» شده «آفلاین»«فشردن» شده «کلیک»«بازدید» شده «ویو»«پاسخ» شده «ریپلای»«کاوش» شده «اکسپلور»«سبک» شده «استایل»«عملکرد» شده «پرفورمنس»«حذف» شده «دلیت»«رونویسی» شده «کپی»،«نوشته» شده «پست»«پسند» شده «لایک»«داستان» شده «استوری»«جعلی» شده «فیک»«بینقص» شده «پرفکت»و...............................و همه اینها را با افتخار میگویند. با ادای «باوقار بودن». انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.اما این، عقبماندگی نیست. این، خودباختگی است. این، مرگ تدریجی عزت است.زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست. زبان، حافظهٔ جمعی ماست. زبان، خاکریز فرهنگ است. وقتی واژههای مان را مفت میفروشیمیعنی سنگرمان را واگذار کردهایم. خطاب به جوانان، به نسل آیندهتو که گوشی هوشمند داری تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی تو که با دوستانت حرف میزنی... بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی داری سنگر را واگذار میکنی.داری به بیگانگی خوشآمد میگویی. داری به فراموشی لبخند میزنی.و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.این، خودکشی فرهنگی است. یادآوری بزرگان ادب فارسیفردوسی، هزار سال پیش گفت: «زندهام با زبان و با سخن، مردهام بیزبان، بیوطن.»سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند. حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد. مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد. خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد. نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...و حالا ما، وارثان این زبان داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است. اگر امروز از آن دفاع نکنیم فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.نه شعر نه اندیشه نه عزت.برگردیم. نه فقط به گذشته به ریشه...
مغز انسان قاطعیت را بیش از حقیقت دوست دارد.https://www.instagram.com/stories/mojdehhonari/3953286297468155340?utm_source=ig_story_item_share&igsh=MWFxaGt6bzhhMHFmeQ==
اختراع بزرگی به نام سازمان.https://www.instagram.com/reel/DbONL-7M_c_/?igsh=MWVvZHVwNnRqZm84bA==
✍️سیلیکن ولیِ تهران محمدرضا اسلامی دیروز هشت گروه دانشآموزی در یک رقابت حسابشده، هشت بیزینس (ایده کسب و کار) را که طی هفته ها روی آن کار کرده بودند، برای داوران و شرکتکنندگان در مراسم ارائه کردند. شور و هیجان تیمها، نحوه تفکر مالی آنها، نحوه پرزنته کردن ایده کسب و کارشان، تحسین برانگیز بود. چند بار اشک به چشمانم نشاند. دقیقا گویی که در یک محیط استارتآپی در سانفرانسیسکو نشستهای، و عده ای جوان پرشور و انرژی دارند درباره Business Modelشان حرف میزنند و با هیجان توضیح میدهند که «برنامه موفق شدنِ» استارتآپشان چیست؟ تیمها از مقطع دبیرستان تا کوچکترین تیم که مربوط به کلاس پنجم ابتدایی بود درباره «شکلدهی به یک فعالیت اقتصادی» حرف زدند.نکته جالب این بود که برخی از تیمها هدفشان از شکلدهی به یک بیزینس امری «فراتر از پول درآوردن» بود. یک تیم دغدغه محیطزیستی داشت و تیم دیگری دغدغه توسعه مهربانی در محلهها و فضاهای اجتماعی را داشت. اما همگی به نحوه مدیریت/کسب «پول» فکر کرده بودند. نکتهای که از دیروز برایم تکان دهنده بود اینکه تیم بچههای دبیرستانی کاملا «جدی» به چالشهای «موفقیت مالی» در بیزینس فکر کرده بودند.مثلا برنامه یکی از تیمها این بود که شرکتی به اسم «حاجی مِلون» راهاندازی کنند و با چند نوآوری در تولید و توزیع آبمیوههای متفاوت در منطقه بازار تهران، فعالیت اقتصادی موفقی را شکل دهند.در این مسیر، «واقعا» همفکری کرده بودند که چقدر هزینه و درآمد خواهند داشت. بحث را کاملا به شکل منطقی طرح میکردند و به پرسشهای چالشی داوران پاسخ میدادند.یکی دیگر از تیمها ایده کسب و کاری را مطرح کردند که لباسهای دست دوم مردم را خریداری کنند و ...🔵 محور این برنامه که در هتل لاله تهران برگزار شد «توسعه مهارت» در نوجوانان ذکر شدهبود. اینکه بچهها از این سن به فکر کسب «مهارت» باشند و از همین سن به فکر این باشند که آیا میتوانم «در قالب کار گروهی» یک فعالیت اقتصادی در بازار ایران/منطقه داشته باشم؟هر تیم موظف شدهبود که برای داوران و حضّار توضیح دهد که در مسیر اجرای ایده خود با چه «عدم قطعیت» هایی (Uncertainties) مواجه خواهدشد؟ و برای مدیریت آنها چه برنامهای دارد؟زمانی که ارائه بچه ها تمام شد به دوست همراه گفتم: این ایران مگر متوقفشدنی است؟ این انرژی مگر مهارشدنی است؟نسل زد و آلفا دیگر رؤیای کارمند شدن را در سر ندارند. آنها ترجیح میدهند بهجای Employee بودن، Employer باشند؛ ولی به این موضوع به شکل منطقی فکر میکنند و نه رؤیایی. با «عدد و رقم» حرف میزنند و نه با آرزواندیشی.نوجوانی که در این سن با تحلیل بازار، مدیریت مالی و پذیرش ریسک آشنا می شود، مسیر زیستاش به آسانی به بطالت نخواهد گذشت. به دنبال مدرک نخواهد رفت، بلکه به دنبال مهارت و کار تیمی خواهد رفت.این همان نسلی است که سیلیکونولی تهران را خواهد ساخت؛ چون که از نوجوانی با زبان عدد و رقم آشناست. با مفهوم کار گروهی آشناست. ▪️▪️▪️🔵در پایان مراسم همگی عکس یادگاری گرفتیم. در صحبت کوتاهی با بچهها گفتم:«زمانی که ما دانشجوی لیسانس (کارشناسی) بودیم درس مقاومت مصالح با کتاب پوپوف یکی از منابع اصلی ما بود. سالها بعد زمانی که به عنوان پژوهشگر مهمان در آزمایشگاه زلزله دانشگاه برکلی مشغول به کار شدم، رئیس مرکز تحقیقات زلزله، آقای پروفسور مسلم، گفت: سالها پیش، مرا مرحوم پوپوف در اینجا استخدام کرد و به من گفت: تو الان یک استادیار جوان در برکلی هستی، ولی آگاه/آماده باش که باید حدود هر 15 سال یکبار شُغلت را عوض کنی! (یعنی که باید آماده/پذیرای کار کردن روی «موضوعات جدید» باشی). پروفسور مسلم سپس گفت: ولی آنچه که در عمل برای من رخ داد این بود که هر 5 سال یکبار شغلم را عوض کردم! (از کار روی بحث پلهای بتنی شروع کردم ولی به Machine Learning رسیدم...)در دنیای امروز باید آماده باشیم که نه مانند پروفسور پوپوف و مسلم هر پانزده یا پنج سال یکبار، بلکه هر دو-سه سال یکبار در شغل خود، مهارت جدیدی را کسب کنیم. چیز جدیدی به بیزینس خود بیفزائیم...دیدن برق چشم بچهها جانفزا بود.▪️▪️▪️📌پینوشت: سپاس از آکادمی نسل و جناب مهندس سلمان زرکوب و همکارانشان بابت برنامهریزی و اجرای این دوره مهارتی. با آرزوی بیشتر شدن این قبیل فعالیتها در میان نسل پویای امروز.https://t.me/solseghalam/2717
🌱در دومین نشست امسال جوانه که میزنیم؛ نهاد مدنی، نهاد مراقبت، با عنوان «جنگ، رفاه و کنش مدنی» درباره نسبت جنگ با سیاست اجتماعی، رفاه و ظرفیتهای جامعه مدنی برای مواجهه با بحران گفتوگو میکنیم.👤 الهام ذاکری، پژوهشگر اجتماعی«ساختن سوژه تغییر»👤 فرشید یزدانی، پژوهشگر رفاه و تأمین اجتماعی«سیاست اجتماعی در جنگ؛ حاشیه یا متن؟»در پایان نشست نیز پنل گفتوگوی جمعی درباره ابتکارات نهادهای مدنی در جنگ برگزار خواهد شد.🗓 یکشنبه ۱۱ مرداد⏰ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰📍 مؤسسه معین، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶(حضوری و آنلاین)🌱🌀www.moin.ngo#جوانه_که_میزنیمموسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی@moinngo
تورهای در حال ثبت نام مرداد ماه آژانس گردشگری دالاهو ، لیدر، محمد جوادیه 📍تور پیاده گردی شبانه از فردوسی تا توپخانه دوشنبه۱۲ مرداد(شب تعطیل )از ساعت۱۹ الی۲۲مشاهده جزییات و ثبت نام در لینک دالاهو 👇https://dalahoo.com/trip.cfm?id=33124📍تور آرامستان ممنوعه دولاب سه شنبه ۱۳مرداد (تعطیل رسمی)از ساعت ۱۶ الی ۱۹مشاهده جزییات و ثبت نام در لینک دالاهو 👇https://dalahoo.com/trip.cfm?id=33122📍تور پیاده روی عودلاجان پنجشنبه ۱۵ مرداد از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۹:۳۰مشاهده جزییات و ثبت نام در لینک دالاهو 👇https://dalahoo.com/trip.cfm?id=33128📍 تور برج آزادی جمعه ۱۶ مرداد از ساعت ۱۱ الی ۱۴مشاهده جزییات و ثبت نام در لینک دالاهو 👇https://dalahoo.com/trip.cfm?id=33126
🔰میگویند قیمت بنزین قابل دفاع نیست!♈️مگر حقوق ۱۶ میلیونی در برابر خط فقـر ۷۰ میلیونی قابل دفاع است؟♈️مگر فروش خودروی باستانی به قیمت خودروی روز جهانی قابل دفاع است؟♈️مگر یک قرن انتظار برای خانهدار شدن قابل دفاع است؟♈️مگر این حجم فقر و فلاکت در غنیترین جغرافیای جهان قابل دفاع است؟!#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
فولادیان، استاد جامعه شناسی: درصد بالایی از جامعه دچار تروما شده؛ این را براساس طرحی میگویم که نتایج آن اخیرا بدست آمدهتورم طولانی مدت و بالا سبب شده ذهنها کوتاه مدت شودویدیوی کامل مصاحبه در لینک زیرhttps://youtu.be/vjEGqlrEnN8?si=WObVqsPjELoq6wIs
نشست «دموکراسی اخلاقی در فضای روشنفکری» برگزار میشود📌«دموکراسی» بیش از آنکه یک ساختار حکومتی باشد، یک «منش» در زندگی روزمره است.📌اینکه چطور با «دیگری» - با تمام تفاوتهایش - رفتار میکنیم، معیار واقعی دموکراسی در جامعه است. اخلاقِ دموکراتیک، یعنی عبور از روابطِ مبتنی بر قدرت و رسیدن به مناسباتی که در آن «کرامتِ انسانی» و «حقوقِ دیگری» اصل باشد.📌با ما همراه شوید تا درباره دموکراسی اخلاقی به گفتوگو بنشینیم.🗓 زمان: چهارشنبه، ۷ مردادماه ۱۴۰۵ ⏰ ساعت ۱۶ تا ۲۰📍مکان: میدان توحید، نصرت غربی، جنب داروخانه پلاک ۵۶، طبقه اول💻 لینک نشست: https://meet.google.com/ymr-dkuy-bno📌حضور برای عموم آزاد و رایگان است.#دموکراسی_اخلاقی#اخلاق_عمومی#روشنفکری#موسسه_رحمان#جامعه_مدنی🌱🌱🌱🌱🌱🌱@iranethics@rahmaninstitute
در نثر از چه کسانی پیروی کنیم؟هنگامی که سخن از بهبود نثر میشود، برخی پیشنهاد میدهند نوشتههای استادانی مانند مجتبی مینوی و عباس اقبال آشتیانی را بخوانیم. به گمان نگارنده، کسانی که چنین پیشنهادهایی میدهند نکتهای را از نظر دور داشتهاند؛ زبان فارسی در این پنجاه شصت سال بسیار تغییر کرده و خواننده باید هشیار باشد که اخت گرفتن با نثرهای نیمۀ نخست سدۀ پیشین او را از شناخت ویژگیهای زبان امروز بازندارد. در فارسی امروز واژههای عربی کمتر از نوشتههای پیش از انقلاب به کار میرود و روزبهروز از بسامد واژههای عربی کاسته میشود. این تحولِ طبیعیِ زبان با گرایش بیشترِ فارسیزبانان همسو است و نمیتوان و نباید آن را با سرهگرایی یکسان دانست. بزرگانی مانند مجتبی مینوی و عباس اقبال، که به شیوانویسی نامبردارند، فرزند زمان خود بودهاند و بهناگزیر نثرشان دنبالۀ نثر قاجاری است. بایسته و شایسته است که جوان امروز نوشتههای آنان را بخواند و از کتابها و مقالههایشان بیاموزد و بهرهها ببرد، ولی شاید پسندیدهتر آن باشد که از شیوۀ نگارش استادان آن روزگاران پیروی نکند و در نوشتن به پیش بنگرد، نه به پس. اگر زبانِ امروز را اصل و معیار قرار دهیم، این بزرگان، به پیروی از زمانۀ خود، واژههای عربی را بسیار بیش از امروز به کار میبردهاند. از میان ناماورانِ اهل قلم، چند نفری هم هستند که به شیوانویسی شهرتی ندارند و کسی به گردۀ آنها نمینویسد، ولی باید محتاط بود که قلمشان ناخواسته بر نوشتارمان تأثیر نگذارد. اگر بخواهم از میان این سروران دو نفر را نام ببرم، ناگزیرم با سری افکنده و زبانی عذرخواه به ذبیحالله منصوری و احمد مهدوی دامغانی اشاره کنم، که اولی لگام قلم را رها میکرد و پرنویسی را به پیراستهنویسی برتری میداد و دومی از عربیگراترین نویسندههای معاصر بود (خاک بر همۀ آنان خوش باد). حال ممکن است کسی بخواهد بداند که دیدگاه این کمترین دربارۀ نویسندگانی که نثرشان میتواند الگوی جوانان قرار گیرد چیست (هرچند که دیدگاه این دانشجو اهمیتی ندارد). به گمان نگارنده، نثر دانشورانی مانند جلال خالقی مطلق و علی رواقی (در پیشگفتارهای کتابهایشان و در مقالههایشان) و داریوش آشوری نثری است که آینده را پیش چشم دارد و گمان میکنم هفتاد هشتاد سال بعد نیز نوشتههایشان برای مردمان آن روز تازه و بهروز به نظر خواهد رسید. بهجز این بزرگان، نثر استادان میلاد عظیمی و وحید عیدگاه و محمد دهقانی نیز مرا مجذوب خود میکند. اگر هم بخواهم اصطلاحات مردم کوچه و خیابان را بیاموزم، کتابهای داستانی سلمان امین را میگشایم.١۴۰۵/۰۵/۰۵▫️فرهاد قربانزاده@azvirayesh
آسـانـگـر (مدیر جلسهی تصمیمگیری گروهی) بایدپیوسته ظاهر بیطرف خود را حفظ کند.این قاعده برای آنکه تصمیمگیری بهراستی – و نه بهظاهر – گروهی بشود، و برآمده از ارادهی جمعی باشد، کاملا ضروری است.ما ایرانیان چقدر مثالهای نقض این قاعده و جانبداری آسانگر را شاهد هستیم؟این قاعده یا بـنـدوبـسـت (Discipline) در گفتار دوم ازکـتـاب گفتوگو و تصمیمگیری گروهی* بیان و معرفی شدهاست،این بندوبست بنیادی، در مواردی مانند متن کتاب اصلی رابرترولز (ویرایش دوازدهم نسخهی انگلیسی) به این صورت بیان شدهاست:The law relating to chair’s appearance of impartialityباید حواسمان باشد:هماندیشیِ سنجشگرانه و نیز تصمیمگیریِ گروهیِ سنجشگرانهنیازمند بندوبستهای اثربخش و کارآ است.در ترویح و آموزش بندوبستهای تصمیمگیری سنجشگرانه مشارکت ورزیم.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*) حلاج، ش. (۱۴۰۴). گفتوگو و تصمیمگیری گروهی .نشر دانشبنیاد
✔️جوزف ارپ، منتقد گاردین، در تحلیلی از فیلم ادیسه کریستوفر نولان مینویسد که این اثر بیش از آنکه صرفاً بازخوانی حماسه هومر باشد، هشداری درباره شکنندگی بنیانهای تمدن است. به اعتقاد او، دغدغه اصلی نولان این است که فروپاشی «ادب» و قواعد ظریف اعتماد، احترام و نزاکت میان انسانها میتواند به فروپاشی خود تمدن بینجامد. ارپ میگوید از زمان تماشای فیلم، دیگر نمیتواند «اسب تروا» را فقط یک اسطوره ببیند؛ این تصویر برای او به استعارهای از جهانی تبدیل شده که در آن بیاعتمادی دائمی بر روابط انسانی سایه انداخته و هر هدیه یا هر وعدهای میتواند حامل تهدیدی پنهان باشد. او همچنین تأکید میکند هرچه بیشتر به فیلم اندیشیده، ادیسه برایش اثری پیچیدهتر و چندلایهتر شده است؛ فیلمی که با به چالش کشیدن مفهوم نزاکت و ادب، این پرسش را پیش میکشد که آیا تمدن پیش از آنکه با جنگ و خشونت از میان برود، با فرسایش اعتماد، اخلاق معاشرت و قواعد نانوشته همزیستی فرو نمیپاشد.@sahandiranmehr
✔️جنگ بر سر اخلاق؛ چرا جوامع امروز دیگر فقط درباره سیاست اختلاف ندارند؟گزارش تحلیلی جنگهای بزرگ همیشه بر سر مرزها و منابع شکل نگرفتهاند. گاهی میدان نبرد جایی میان دو تصور متفاوت از «درست و غلط» ساخته میشود؛ جایی که هر طرف نه خود را صاحب یک نظر، بلکه مدافع یک حقیقت اخلاقی میبیند.شاید به همین دلیل است که بسیاری از مناقشههای فرهنگی امروز، از بیرون نامتناسب با موضوع به نظر میرسند. یک کتاب از برنامه درسی مدرسه حذف میشود، گروهی خواهان پایین آوردن یک مجسمه تاریخی میشوند، یک چهره مشهور به دلیل جملهای که سالها پیش گفته دوباره در معرض خشم عمومی قرار میگیرد یا بحثی درباره یک فیلم و یک اثر هنری به سرعت به نزاعی اخلاقی تبدیل میشود. ما معمولاً این اختلافها را با واژههای سیاسی توضیح میدهیم: چپ و راست، لیبرال و محافظهکار، سنتگرا و مدرن. اما شاید این تقسیمبندیها تنها پوسته ماجرا باشند. زیر این برچسبها، پرسشی قدیمیتر وجود دارد: آیا اخلاق مجموعهای از اصول ثابت است که انسان باید آنها را کشف و رعایت کند، یا محصول تجربه تاریخی و اجتماعی بشر است و با تغییر شرایط دگرگون میشود؟پژوهشی تازه در روانشناسی اجتماعی به سرپرستی نامراتا گویال و با همکاری لورنزو دِ گریگوری، یوچی لیو و کریشنا ساوانی، تلاش کرده است به همین پرسش نزدیک شود. پژوهشگران در مقالهای که در نشریه معتبر Journal of Personality and Social Psychology منتشر شده، استدلال میکنند که بخشی از شکافهای فرهنگی و سیاسی امروز را میتوان با تفاوت میان دو نگاه اخلاقی توضیح داد: «مطلقگرایی اخلاقی» و «نسبیگرایی اخلاقی».مطلقگراهای اخلاقی جهان را با مرزهای روشنتری میبینند. برای آنها برخی ارزشها مانند خطوط قرمز هستند؛ چیزهایی که با تغییر زمان و شرایط، اعتبارشان از بین نمیرود. اگر رفتاری را غیراخلاقی بدانند، آن را فقط یک انتخاب شخصی نمیبینند؛ بلکه معتقدند جامعه نیز باید در برابر آن واکنش نشان دهد. از این منظر، بیتفاوتی در برابر یک خطای اخلاقی میتواند به معنای پذیرفتن آن خطا باشد.در مقابل، نسبیگرایان اخلاقی بیشتر بر زمینه و شرایط تأکید میکنند. آنها میپرسند یک رفتار در چه دورهای، در چه جامعهای و با چه پیامدهایی رخ داده است. برای این نگاه، قضاوت اخلاقی بدون شناخت موقعیت، خطر سادهسازی جهانی پیچیده را دارد.پژوهش گویال و همکارانش بر اساس چندین مطالعه تجربی نشان میدهد که در سطح آماری، محافظهگرایان بیشتر به مطلقگرایی اخلاقی گرایش دارند و لیبرالها بیشتر به نسبیگرایی اخلاقی نزدیک میشوند. البته خود پژوهشگران تأکید میکنند که این یک تفاوت آماری میان گروههاست، نه حکمی درباره تکتک افراد. هیچ انسانی را نمیتوان فقط با برچسب سیاسیاش توضیح داد.اما اهمیت اصلی این پژوهش در جای دیگری است: در اینکه اختلاف اخلاقی فقط درباره محتوای قضاوت نیست؛ درباره پیامد آن قضاوت هم هست.وقتی کسی باور دارد یک اصل اخلاقی مطلق نقض شده، طبیعی است که به دنبال جلوگیری از تکرار آن باشد. اما همین نقطه میتواند آغاز یک مشکل بزرگتر شود؛ زیرا در جامعهای متکثر، هر گروهی ممکن است خود را صاحب حقیقت اخلاقی بداند و دیگری را نه فقط مخالف، بلکه خطاکار ببیند.شاید به همین دلیل است که گفتوگوهای سیاسی امروز گاهی به بنبست میرسند. دو طرف درباره یک موضوع واحد حرف میزنند، اما پرسشهایشان متفاوت است. یک طرف میپرسد: «چگونه میتوان اجازه داد چنین چیزی وجود داشته باشد؟» طرف دیگر میپرسد: «آیا مطمئنیم که قضاوت ما مستقل از تاریخ و شرایط است؟»این نزاع البته تازه نیست. بخش بزرگی از تاریخ فلسفه، درگیر همین پرسش بوده است. از سنتهایی که اخلاق را بر اصولی جهانشمول بنا میکنند تا دیدگاههایی که اخلاق را ساخته تجربه انسانی میدانند، همواره این بحث وجود داشته که ارزشها کشف میشوند یا ساخته.اما شبکههای اجتماعی به این اختلاف قدیمی سرعت و شدت تازهای دادهاند. در گذشته، یک مناقشه فرهنگی ممکن بود سالها در کتابها و دانشگاهها ادامه پیدا کند. امروز یک جمله کوتاه میتواند در چند ساعت به میدان داوری عمومی تبدیل شود. مشکل جامعه مدرن از جایی آغاز میشود که هر گروه تصور کند تنها خودش توانایی تشخیص خیر و شر را دارد.شاید بلوغ اخلاقی یک جامعه نه در حذف اختلاف، بلکه در توانایی تحمل اختلاف است؛ اینکه انسان بتواند به ارزشهای خود وفادار بماند و همزمان بپذیرد که ممکن است دیگری نیز از زاویهای متفاوت، بخشی از حقیقت را دیده باشد. زیرا خطر فقط بیاخلاقی نیست. تاریخ نشان داده است گاهی بزرگترین آسیبها زمانی آغاز میشوند که انسانها آنقدر به حقانیت اخلاقی خود مطمئن میشوند که دیگر صدای انسان مقابل را نمیشنوند. لینک مقاله@sahandiranmehr
چه اندازه از انرژی و تمرکز خود را باید صرف این ظواهر و جزئیات شکلی و ... بکنیم ؟https://www.instagram.com/reel/DbP9ZOhtcqE/?igsh=MTY2YmxvdXJldzl5MA==
1⃣ ورود و حضور برای تمام علاقمندان آزاد است.2⃣ هموطنان بیرون تهران میتوانند آنلاین حضور یابند:https://web.shooka.com/conference-v2/?public&932-4065-1433⃣ لطفا در نشر خیر مشارکت و برای جویندگان بازنشر کنید.آیین بزرگداشت «دکتر احمد توکلی» با حضور و سخن خانوادهی ایشان (همسر، دختر و پسر آن فقید سعید)🗓 زمان:شنبه: ۳/مرداد/۱۴۰۵🕙 ساعت:۱۰:۰۰ الی ۱۲:۰۰📍مکان:خیابان آزادی - نبش بهبودی - ساختمان مرکزی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی - طبقه همکفسالن هفده شهریور🎦 لینک آپارات:http://www.aparat.com/shooka_behpardaz2/live🆔 @mcls_gov_ir
آیین بزرگداشت «دکتر احمد توکلی» با حضور و سخن خانوادهی ایشان (همسر، دختر و پسر آن فقید سعید)ورود و حضور برای عموم مردم آزاد است.🗓 زمان: شنبه: ۳/مرداد/۱۴۰۵🕙 ساعت:۱۰:۰۰ الی ۱۲:۰۰📍مکان:خیابان آزادی - نبش بهبودی - ساختمان مرکزی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی - طبقه همکفسالن هفده شهریور📲 شرکت بصورت مجازی:https://web.shooka.com/conference-v2/?public&932-4065-143🎦 لینک آپارات:http://www.aparat.com/shooka_behpardaz2/live🆔 @mcls_gov_ir
بزرگداشت شفافیتخواهی و عدالتجوییدر سالگرد درگذشت انسانی که دلیری ایستادگی برای شفافیت، عدالت، مردمدوستی و وطندوستی را بدنمند (متجسم) ساخت.انسانی که دلیری در اقلیت ماندن و همرنگ جماعت نشدن داشت؛دلیری تنها ماندن اما دید و دریافت خویش را کتمان نکردن.جمعه ۲ مرداد، ساعت ۱۷مسجد امام صادق(ع) در میدان فلسطین.
هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند.مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند ، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند ، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.👤 مارتین لوتر کینگمارتین لوتر کینگ جونیور رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکاییهای آفریقاییتبار بود. وی سخنرانی ترتیب داد به نام "من رویایی در سر دارم" که حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت داشت. به او در روز بعد از سخنرانی تیراندازی شد و به قتل رسید.🆔 @World5History
یک صفحه برای پرهیز از مغالطاتhttps://www.instagram.com/reel/DaV7QkduiOc/?igsh=eG9ybHN6ZTNqb2Zv
*🪲تور حشرهنگری کودک و خانواده*🐞میخواهیم با هم به دیدار قدیمی ترین جانورانی که روی زمین راه رفتند و خویشاوندانشان برویم.میخواهیم کوچولو هایی که بی هیچ انتظاری ما را زنده نگه میدارند بهتر بشناسیم و آداب پیدا کردن و ارتباط برقرار کردن با آنها را یاد بگیریم.*راهبر:* آرش حلاج*تاریخ و ساعت:* پنج شنبه، یک مرداد، ساعت نه تا دوازده*آدرس:* باغ گیاهشناسیhttps://nshn.ir/2bvZCQyxGBJ0
معرفی کارگاه دیرینهشناسی 🦖✨یکشنبههاساعت ۱۳:۰۰ الی ۱۴:۰۰ویژه کودکان ۶ تا ۸ سال 🦴✨اگر کودک شما عاشق دایناسورهاست و با دیدن اسم و شکلشان هیجانزده میشود، این کارگاه میتواند یک تجربهی شگفتانگیز و آموزشی برای او باشد. 🦕🌋در کارگاه دیرینهشناسی، بچهها با زبانی ساده و کودکانه با دنیای دایناسورها، فسیلها و رازهای گذشته زمین آشنا میشوند.آنها یاد میگیرند دایناسورها چه بودند، چگونه زندگی میکردند، چرا منقرض شدند و فسیلها چطور به ما درباره گذشته کمک میکنند.در این کارگاه چه اتفاقی میافتد؟🦖 آشنایی با دایناسورها و ویژگیهای آنها🌎 گفتوگوی ساده درباره زندگی دایناسورها روی زمین☄️ آشنایی با دلیلهای احتمالی انقراض دایناسورها🦴 شناخت فسیل و نحوه پیدا شدن آن🎨 ساخت فسیل دستساز توسط کودکان🔨 بازی و کشف در فضایی شاد و آموزشیhttps://www.instagram.com/linda.land_kids?igsh=MTZscXlrdjBjN3VkZQ==
هماندیشی و بررسی کاربردی این کتابدر ساعت ۱۳ روز سهشنبه ۳۰ تیرماه،به صورت حضوری (موسسه کار و تامین در خ.ستارخان) و مجازی (با اسکن کیوآر کد درون پوستر) برگزار میشود.نقد و بررسی کاربردی کتابگفتوگو و تصمیمگیری گروهی📚👥️📚در صورت تمایل به تهیه و مطالعهی قبل از هماندیشی:روبهروی درب اصلی دانشگاه تهران (پلاک ۱۲۳۶)، «فروشگاه انتشارات علمی و فرهنگی»تلفن: ۰۲۱۶۶۴۰۰۷۸۶با امکان ارسال با پیک 🛵🕑 جمعهها از ساعت ۱۴ 🕑