تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 16:40 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
یادداشتهای محمدرضا اسلامی- - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.ارتباط:@Mohammadreza_Eslami2
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 22 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
نامه به مدیرعامل ایرانایر را از اینجا پاک کردم.در ۱۱ سال گذشته، این دومین بار بود که مطلبی را پس از انتشار پاک کردم.علت این بود: با وجود خسارت مالی قابلتوجهی که این اتفاق به من تحمیل کرد و با وجود دشواری و فشاری که این آشفتگی در سفر برای فرزندان ایجاد کرد، در شرایط جنگی کنونی نخواستم حتی به قدر یک میلیمتر باعث شادی دشمنی بشوم که با بمباران به «فرودگاهها»ی کشورم حمله کرده است. دشمنی که رسما از انفجار «زیربناهای کشور» حرف میزند و سیزده شب زیربناهای جنوب را زد.میدانم که بخشی از مشکلاتی که در آن نامه شرح شد، ناشی از سوءمدیریت داخلی است (و نقد آن نیز به جای خود باقی است)؛ اما در شرایطی که نقش دشمن خارجی در دشوارتر شدن وضعیت کشور و صنعت هوایی آن قابل انکار نیست، ترجیح دادم آن نامه را پاک کنم.با امید به روزهای بهتر برای ایران.
✍️به مناسبت روز جهانی خوشنویسی نگارش خوشنویسی روی چوب به دلیل بافت نرم و خطوط گرهدار آن نیازمند آمادهسازی سطح، استفاده از ابزار مناسب و تثبیتکننده است؛ زیرا جوهر به صورت عادی روی چوب پخش میشود و پرکلاغی یا اصطلاحاً پخشزدگی ایجاد میکند.باید سطح چوب را با سنباده نرم کاملاً صاف و یکدست کرد. جوهرهای معمولی روان هستند و روی چوب دوام ندارند. بهتر است از جوهرهای غلیظ، رنگهای اکریلیک رقیقشده یا جوهر مخصوص چوب استفاده شود.در این غزل حافظ، چند بیت شاهکار وجود دارد که یکی از ابیات، این است:در بَزمِ دُور، یکدو قدح دَرکَش و برو(!)/یعنی طمع مدار وِصالِ مُدام رادوستی میگفت این زیباترین و بهترین بیت حافظ است! سروش صحت هم درباره این بیت یادداشتی خواندنی دارد.اما بیتی که برای ثلثنویسی از این غزل انتخاب شده: رازِ درونِ پرده ز رندانِ مست پُرس/کاین حال نیست زاهدِ عالیمقام راحافظ دارد با طنز ظریف و گزندهاش کنایه میزند: «زاهد عالیمقام». این ترکیب عالیمقام با زاهد، آنهم زاهدی که از راز درون پرده حتی به اندازه رندِ مست! بیخبر است، از هنرمندیهای ویژه کلام حافظ است.- - - (تصنیف: شب وصل، یکی از قطعات آلبوم «آهنگ وفا»، محمدرضا شجریان) #World_Calligraphy_Day#حافظ#بازنشرhttps://t.me/solseghalam
روز جهانی خوشنویسی (World Calligraphy Day) هر سال در دومین چهارشنبه ماه آگوست (اوت) گرامی داشته میشود تا به هنر زیبا نوشتن، خطاطی و زنده نگه داشتنِ نوشتن با دست در سراسر جهان پرداخته شود. امسال این روز مقارن با ۲۱ مرداد است. اما یک تفاوت اساسی میان خوشنویسی ایرانی با «هنر زیبا نوشتن» در دیگر کشورها وجود دارد: در ایران هنر خوشنویسی پیوند عمیق با اقیانوس شعر و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. از رودکی و خیام و عطار تا مولوی و سعدی و حافظ، از شاعران کلاسیک تا شاعران معاصری چون سایه و فاضل نظری …هزاران غزل و صدها هزار بیت و مفاهیم حکمت، معنا و ظرایف ادبی، خوشنویسی ایرانی را با تاریخ ادبیات این سرزمین درآمیخته است. عملا خوشنویسی ایرانی صرفا هنر زیبا نوشتن «نیست». حال و هوای خوشنویسی ایرانی و سلوک خطاط، در سطحی فراتر از زیبا نوشتنِ صرف، قرار گرفته است. محل تلاقیِ خط، شعر، معنا و نوعی سلوک هنری است. ایرانیان، مبدع نستعلیق، و شکستهنستعلیق بوده اند. در قاعدهمند شدنِ خط ثلث نیز ابنمقله، خوشنویس ایرانیتبار، نقشی بنیادین داشت. خلاقیت ایرانی در خوشنویسی تا روزگار معاصر نیز ادامه یافته، چنانکه خط معلّی در دوران معاصر به دست حمید عجمی ابداع شد. در این قطعه ویدئوی زیبا، یک دقیقه و بیست ثانیه، پیوند میان خوشنویسی با کلام هوشنگ ابتهاج (ه ا #سایه) را همراه با زیرصدای محمدرضا شجریان بشنویم.(به قلم خانم نرگس زارع)- - - - ** پینوشت: مهمترین راه حمایت از خوشنویسی ایرانی «خرید اثر» به شکل مستقیم از هنرمندان خوشنویس است. اقتصاد هنر، مهمترین رکن دوام و بالندگی هنر است. به یکدیگر اثر خوشنویسی هدیه بدهیم و برای منازل و محیط کار، اثر خوشنویسی سفارش بدهیم. اقتصادِ این هنر ایرانی را زنده نگه داریم. ✍️محمدرضا اسلامیhttps://t.me/solseghalam
نوزدهم مردادماه، سالگرد درگذشت هوشنگ ابتهاج، «ه. ا. سایه» است.او در ۱۴۰۱ از میان ما رفت و روی در نقاب خاک کشید. فردای آن روز به مناسبت درگذشت این جواهر شعر و ادب ایران، یادداشتی با عنوان «بیت و غزلِ سایه که شجریان به ما آموخت» در خبرآنلاین منتشر کردم که امروز، در سالگرد رفتنش، بازنشر میشود.در آن یادداشت درباره سایه آمده بود:«به کهنسالی رسید ولی به پرخاشگری نرسید!»و چه ویژگی ارزشمندی؛ سایه تا واپسین سالهای عمر، طنز و طنّازی، سادگی و آرامش کلامش را حفظ کرد.یادش گرامی و خدایش رحمت کناد.https://www.khabaronline.ir/news/1660777/بیت-و-غزل-سایه-که-شجریان-به-ما-آموخت- - - - -به دورِ ما که همه خونِ دل به ساغرهاست/ز چشمِ ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید؟!
✍️حافظشناس فرانسوی که عطر حافظ داشتمحمدرضا اسلامی🔵در میانهٔ اخبار جنگ و منازعات بیپایان بینالمللی، خبری کمرنگ آمد و رفت:«پروفسور شارل هانری دو فوشهکور، ایرانشناس و حافظشناس برجستهٔ فرانسوی، درگذشت.»او چند روز پیش، پس از شش دهه پژوهش دربارهٔ زبان و ادبیات فارسی، چشم از جهان فروبست و روی در نقاب خاک کشید.دربارهٔ دو فوشهکور بسیار میتوان نوشت؛ اما برای من، او دو ویژگی شگفتانگیز داشت:🔵 یک ـ چهل سال وسواس در ترجمه کلمات حافظدو فوشهکور «نخستین ترجمهٔ کامل غزلیات حافظ به زبان فرانسه» را پدید آورد؛ کاری سترگ که حاصل چند دهه مأنوسبودن با جهان حافظ بود.او مصرع به مصرع ـ و گاه نیممصرع به نیممصرع و واژه به واژه ـ با شعر حافظ درگیر میشد. مسئله برایش صرفاً «برگرداندن کلمات» از فارسی به فرانسه نبود. میکوشید تا با دانشجویانش از ترجمهٔ مکانیکی و تحتاللفظی فاصله بگیرند و برای هر مصرع، واژگانی بیابند که تا حد امکان به منظور حافظ (دیدگاه حافظ) در فرانسوی نزدیک شوند.یعنی نخست باید میفهمید حافظ چه میگوید؛ سپس میکوشید آن «معنا» را در زبان فرانسوی دوباره زنده کند.کاری طاقتفرسا که نزدیک به ۴۰ سال از زندگی او را دربرگرفت.🔵 دو ـ حافظ را فقط ترجمه نکرده بود؛ با حافظ زیسته بوداما آنچه در دیدار با دو فوشهکور بیش از دانش گستردهاش مرا تحت تأثیر قرار داد، چیز دیگری بود.سالهای طولانیِ مؤانست با حافظ، گویی آرامآرام در شخصیت او رسوب کرده بود.در رفتارش نوعی زلالی بود؛در سخنش متانت؛در حضورش آرامشی شگرف؛و در بیانش پیراستگی و بیتکلفی.در آن دیدار، برای من تکاندهنده بود که میدیدم با پژوهشگری روبهرو نیستم که صرفاً حافظ را «مطالعه» و «ترجمه» کرده باشد.گویی او آنقدر با حافظ زیسته بود که چیزی از جهان حافظ در جانش نشسته بود.بعضی آدمها عمری دربارهٔ یک شاعر یا امر قدسی تحقیق میکنند؛ کتاب مینویسند، مقاله منتشر میکنند و درس میدهند، ولی «فقط تحقیق» میکنند!اما گاهی، در مواردی بسیار نادر، پژوهشگر چنان با موضوع پژوهش خود مأنوس میشود که مرز میان «دانستن» و «زیستن» کمرنگ میشود.شارل هانری دو فوشهکور و درک او از غزلیات برای من از این جنس بود:حافظشناسی که فقط حافظ را ترجمه نکرده بود؛ عطر حافظ گرفته بود. خدایش رحمت کناد.▪️▪️▪️📌لینک یادداشت پنج سال پیش درباره مقاله حافظشناس فرانسوی در اجلاس یونسکو در شیراز🔻https://t.me/solseghalam/1771
عکس پایان دوره بوتکمپ تابآوری، «عبور از سایههاـ۲»آکادمی نسل (مردادماه ۱۴۰۵)، ویژه نوجوانان تلاشگرِ کمبرخوردار یا آسیبدیده در جنگ (۱۳ تا ۱۸ سال)، با هدف تقویت مهارتهای فردی، کار تیمی، و مدیریت بحران، در قالب یک برنامه آموزشی. 🔵این دوره چهار روزه به منظور تقویت روحیه کارآفرینی و کسبوکار، خلاقیت و «مهارت حل مسئله» طراحی شده بود.🔻🔻https://t.me/nasl_academy_channel
فایل صوتی سخنرانی در نشست شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی کشور مورخ سهشنبه 6 مرداد 1405▪️مدت: 29 دقیقه▪️حجم: 27 مگ- - - - -خلاصه بحث:- معادل ساختار فعلی سازمان نظاممهندسی ساختمان ایران در کشورهای آمریکا و ژاپن چگونه است؟- اکوسیستم نهادی که باعث نظارت بر «کیفیت احداث ساختمانها» در ژاپن و آمریکا میشود چگونه دیده شدهاست؟- چرا بخشی از مهندسین محاسب و طراح سازه در کشور ما در میانسالی و حوالی 45 تا 50 سالگی دچار حس سرگشتگی و بلاتکلیفی میشوند؟- ساختار «شرکت مهندسین مشاور» چگونه باید باشد تا تعامل سازنده میان سازمان نظام مهندسی و شرکتهای مشاور شکل بگیرد؟📌اسلایدها در بالاhttps://t.me/solseghalam
🔻🔻
✍️سیلیکن ولیِ تهران محمدرضا اسلامی دیروز هشت گروه دانشآموزی در یک رقابت حسابشده، هشت بیزینس (ایده کسب و کار) را که طی هفته ها روی آن کار کرده بودند، برای داوران و شرکتکنندگان در مراسم ارائه کردند. شور و هیجان تیمها، نحوه تفکر مالی آنها، نحوه پرزنته کردن ایده کسب و کارشان، تحسین برانگیز بود. چند بار اشک به چشمانم نشاند. دقیقا گویی که در یک محیط استارتآپی در سانفرانسیسکو نشستهای، و عده ای جوان پرشور و انرژی دارند درباره Business Modelشان حرف میزنند و با هیجان توضیح میدهند که «برنامه موفق شدنِ» استارتآپشان چیست؟ تیمها از مقطع دبیرستان تا کوچکترین تیم که مربوط به کلاس پنجم ابتدایی بود درباره «شکلدهی به یک فعالیت اقتصادی» حرف زدند.نکته جالب این بود که برخی از تیمها هدفشان از شکلدهی به یک بیزینس امری «فراتر از پول درآوردن» بود. یک تیم دغدغه محیطزیستی داشت و تیم دیگری دغدغه توسعه مهربانی در محلهها و فضاهای اجتماعی را داشت. اما همگی به نحوه مدیریت/کسب «پول» فکر کرده بودند. نکتهای که از دیروز برایم تکان دهنده بود اینکه تیم بچههای دبیرستانی کاملا «جدی» به چالشهای «موفقیت مالی» در بیزینس فکر کرده بودند.مثلا برنامه یکی از تیمها این بود که شرکتی به اسم «حاجی مِلون» راهاندازی کنند و با چند نوآوری در تولید و توزیع آبمیوههای متفاوت در منطقه بازار تهران، فعالیت اقتصادی موفقی را شکل دهند.در این مسیر، «واقعا» همفکری کرده بودند که چقدر هزینه و درآمد خواهند داشت. بحث را کاملا به شکل منطقی طرح میکردند و به پرسشهای چالشی داوران پاسخ میدادند.یکی دیگر از تیمها ایده کسب و کاری را مطرح کردند که لباسهای دست دوم مردم را خریداری کنند و ...🔵 محور این برنامه که در هتل لاله تهران برگزار شد «توسعه مهارت» در نوجوانان ذکر شدهبود. اینکه بچهها از این سن به فکر کسب «مهارت» باشند و از همین سن به فکر این باشند که آیا میتوانم «در قالب کار گروهی» یک فعالیت اقتصادی در بازار ایران/منطقه داشته باشم؟هر تیم موظف شدهبود که برای داوران و حضّار توضیح دهد که در مسیر اجرای ایده خود با چه «عدم قطعیت» هایی (Uncertainties) مواجه خواهدشد؟ و برای مدیریت آنها چه برنامهای دارد؟زمانی که ارائه بچه ها تمام شد به دوست همراه گفتم: این ایران مگر متوقفشدنی است؟ این انرژی مگر مهارشدنی است؟نسل زد و آلفا دیگر رؤیای کارمند شدن را در سر ندارند. آنها ترجیح میدهند بهجای Employee بودن، Employer باشند؛ ولی به این موضوع به شکل منطقی فکر میکنند و نه رؤیایی. با «عدد و رقم» حرف میزنند و نه با آرزواندیشی.نوجوانی که در این سن با تحلیل بازار، مدیریت مالی و پذیرش ریسک آشنا می شود، مسیر زیستاش به آسانی به بطالت نخواهد گذشت. به دنبال مدرک نخواهد رفت، بلکه به دنبال مهارت و کار تیمی خواهد رفت.این همان نسلی است که سیلیکونولی تهران را خواهد ساخت؛ چون که از نوجوانی با زبان عدد و رقم آشناست. با مفهوم کار گروهی آشناست. ▪️▪️▪️🔵در پایان مراسم همگی عکس یادگاری گرفتیم. در صحبت کوتاهی با بچهها گفتم:«زمانی که ما دانشجوی لیسانس (کارشناسی) بودیم درس مقاومت مصالح با کتاب پوپوف یکی از منابع اصلی ما بود. سالها بعد زمانی که به عنوان پژوهشگر مهمان در آزمایشگاه زلزله دانشگاه برکلی مشغول به کار شدم، رئیس مرکز تحقیقات زلزله، آقای پروفسور مسلم، گفت: سالها پیش، مرا مرحوم پوپوف در اینجا استخدام کرد و به من گفت: تو الان یک استادیار جوان در برکلی هستی، ولی آگاه/آماده باش که باید حدود هر 15 سال یکبار شُغلت را عوض کنی! (یعنی که باید آماده/پذیرای کار کردن روی «موضوعات جدید» باشی). پروفسور مسلم سپس گفت: ولی آنچه که در عمل برای من رخ داد این بود که هر 5 سال یکبار شغلم را عوض کردم! (از کار روی بحث پلهای بتنی شروع کردم ولی به Machine Learning رسیدم...)در دنیای امروز باید آماده باشیم که نه مانند پروفسور پوپوف و مسلم هر پانزده یا پنج سال یکبار، بلکه هر دو-سه سال یکبار در شغل خود، مهارت جدیدی را کسب کنیم. چیز جدیدی به بیزینس خود بیفزائیم...دیدن برق چشم بچهها جانفزا بود.▪️▪️▪️📌پینوشت: سپاس از آکادمی نسل و جناب مهندس سلمان زرکوب و همکارانشان بابت برنامهریزی و اجرای این دوره مهارتی. با آرزوی بیشتر شدن این قبیل فعالیتها در میان نسل پویای امروز.https://t.me/solseghalam/2717https://t.me/nasl_academy_channel
فردا در کنار نسل زد درباره کارآفرینی، تابآوری و تصمیمگیری در عدم قطعیت گفتگو خواهیم کرد.در این بوتکمپ، شرکتکنندگان مدیریت یک کسبوکار فرضی را بر عهده میگیرند، با یک بحران واقعی روبرو میشوند و با تکیه بر خلاقیت، کار تیمی و تفکر تحلیلی، مسیر عبور از آن را طراحی و ارائه میکنند.آینده تکنولوژی دنیا مبتنی بر دانش فنی صِرف نیست («فقط مهندس بودن» یا «فقط کدنویس بودن» شرط موفقیت نیست) بلکه شرکتهای موفق فنآوری را نسلی خواهد ساخت که بتواند در مواجههی شرکت با بحران، فرصت خلق کند. سپاس از جناب مهندس سلمان زرکوب و همکاران محترم آکادمی نسل برای طراحی و اجرای این برنامه.https://t.me/solseghalam
✍️سکوت محض در سیلیکونولیمحمدرضا اسلامی 🔵 سیزده شب زیربناهای جنوب ایران زیر بمباران بیرحمانه قرار گرفت. نیروی مهاجم به ایران به صراحت و روشنی گفت که در این حملات، تنها «اهداف نظامی» نیستند بلکه زیرساختهای حیاتی کشور هدف بمباران هستند. برج مراقبت فرودگاه چابهار، تأسیسات حملونقل، پلها، دکلهای مخابراتی و بخشهایی از زیرساختهایی که به مردم عادی خدمت میکنند، هدف قرار گرفتند ولی از ایرانیان مقیم سیلیکنولی صدایی برنخاست. دیدن چنین صحنههایی در جنوب کشور، برای هر ایرانی که اندکی احساس تعلق به این سرزمین داشته باشد، دردناک است.اما آنچه بیش از خود این حملات تکاندهنده بود، سکوت بخش قابل توجهی از ایرانیان فعال در حوزه تکنولوژی در سیلیکونولی بود؛ افرادی که در ماههای گذشته تقریباً هر روز درباره آینده سیاسی ایران، دموکراسی، آزادی و حمایت از رضا پهلوی (به شکلرگباری) محتوا تولید میکردند. با این حال، هنگامی که زیرساختهای کشورشان هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از آنان حتی حاضر نشدند یک جمله ساده بنویسند: «حمله به زیرساختهای ایران محکوم است.»این سکوت، اتفاقی نیست. سکوت نیز یک موضع سیاسی است.▪️دو پرسش از ایرانیان سیلیکونولی مطرح است:🔴۱- نخستین پرسشی که این رفتار آنها ایجاد میکند، این است که آیا دغدغه اصلی این افراد واقعاً «ایران» است یا صرفاً تغییر «حکومت»؟ این دو، یکی نیستند. کسی که برای ایران فعالیت میکند، تخریب زیرساختهای کشور، آسیب دیدن مردم و ضربه خوردن به سرمایه ملی را، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، محکوم میکند. اما اگر همه حساسیتها فقط تا جایی ادامه داشته باشد که به «پروژه تغییر حکومت»بیندیشد، آنگاه باید پذیرفت که «اولویت او ایران نیست»؛ بلکه اولویت پروژه سیاسی مورد علاقهی فرد است.میتوان با حکومت یک کشور مخالف بود و در عین حال، حمله به زیرساختهای کشور را محکوم کرد. این دو هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. اتفاقاً وطندوستی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ آنجا که منافع ایران را از امر سیاسی تفکیک کنیم.🔴۲- نکته دوم، مسئلهای است که شاید سالها درباره آن کمتر صحبت شده است: موفقیت در فناوری، لزوماً به معنای بلوغ سیاسی و اجتماعی نیست. بسیاری از ایرانیان موفق در سیلیکونولی، بدون تردید از برجستهترین متخصصان ریاضیات، مهندسی و علوم کامپیوتر هستند و دستاوردهای ارزشمندی دارند. اما تجربه این سالها نشان داده است که توانایی ساخت یک استارتاپ چند میلیون دلاری (یا طراحی پیچیدهترین سامانههای هوش مصنوعی)، الزاماً به معنای درک پیچیدگیهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی سرزمین ایران نیست.در واقع، یکی از خطاهای رایج نخبگان فناوری، این تصور است که چون در حل مسائل مهندسی موفق بودهاند، پس میتوانند مسائل چندلایه یک جامعه نَود میلیونی را نیز با همان نگاه خطی و سادهانگارانه تحلیل کنند. زیستن در فضای گلخانهای باعث میشود تا افراد فراموش کنند که سیاست، الگوریتم نیست. جامعه، کد نرمافزار نیست. ایران، مسئلهای نیست که با چند نمودار، چند توییت یا چند شعار قابل حل باشد.اتفاقات اخیر این شکاف را آشکارتر از همیشه نشان داد. بسیاری از کسانی که ماهها خود را دلسوز ایران معرفی میکردند، در آزمونی بسیار ساده مردود شدند؛ آزمونی که حتی نیازمند هزینه دادن نبود. نه انتظار میرفت موضعِ پیچیدهای بگیرند و نه بیانیهای طولانی منتشر کنند. تنها انتظار این بود که حمله به زیرساختهای کشورشان را محکوم کنند. همین.اما سکوت کردند.و سکوت، همیشه بیطرفی نیست؛ گاهی بیانگر اولویتهای واقعی انسان است. چنین وانمود کردند که گویی ۱۳ شب بمباران زیرساخت جنوب امر مهمی نیست.▪️▪️▪️این روزها، بسیاری از چهرههای فعال ایرانی در حوزه فناوری، ناخواسته برای خود کارنامهای به جا گذاشتند؛ کارنامهای که نشان میدهد میان شعارهای وطندوستانه و واکنش در لحظات حساس، فاصلهای جدی وجود دارد. اعتماد عمومی نه با هشتگ ساخته میشود، نه با ویدئوهای پرمخاطب و نه با دنبالکنندههای شبکههای اجتماعی. اعتماد، در لحظهای ساخته میشود که منافع سرزمین و تمدن ایران، بدون هیچ قید و شرط سیاسی، بر هر ملاحظه دیگری مقدم شمرده شود.شاید سالها بعد، کسی تعداد توییتها، لایکها یا مصاحبههای این افراد را به خاطر نیاورد؛ اما «غیبت صغری» و سکوتشان در روزهایی که زیرساختهای جنوب ایران بیرحمانه هدف حمله قرار گرفت، در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی خواهد ماند.https://t.me/solseghalam/2712
یک سکوت کامل و عجیب سنتکام پس از ۱۳ شب پیاپی بیانیهای برای حمله به جنوب صادر نکرد 📌رویترز: برای اولین بار در دو هفته گذشته، ارتش ایالات متحده، دور جدیدی از حملات روزانه علیه ایران را اعلام نکرد.- - - - این شرایط مشکوک است. آیا برنامه عوض شده و در تدارک حمله متفاوت با ۱۳ شب گذشته هستند؟#پست_موقت
#پست_موقتامشب به طرز مشکوکی ساکت است.اگر همان پترن رفتاری دو دفعه قبل تنظیم شده باشه، هر دو دفعه مقارن با بسته شدن مارکت (جمعه عصر کالیفرنیا) و مقارن با سحر شنبه تهران (یا صبح شنبه تهران) حمله را آغاز کردند. (یعنی حدودا دو سه ساعت دیگر) البته امید که این بار اینطور نباشد و این سکوت مشکوک امشب هم نشانه اش نباشد…
ماهیت روانشناسی ترامپ در این مقطع چگونه است؟ به بیان دیگر، ذهن ترامپ به عنوان فرمانده نیروهای مسلح در چه مختصاتی قرار دارد؟چند گزاره: ۱- در جنگ ۱۲ روزه (بار اول) او آمد و زد ولی هدفش مشخصا فردو بود. (نابودی زیرساخت هستهای ایران) ۲- در جنگ ۴۰ روزه (بار دوم) او آمد و زد و هدفش کشتن رهبر و تیم فرماندهان نظامی/مقامات حاکمیتی بود (و تست کردنِ پلن ونزوئلاییِ رژیم چنج در ایران) ولی ۳- این دفعه هدف ترامپ اثباتِ “هویتِ” خودش هست. او تحقیر شده و این بار در پیِ اثبات قدرت آمریکا ست.به بیان دیگر، در دو دفعه قبل هدف او از حمله، دارای یک استراتژیِ مشخص نظامی-سیاسی بود ولی این بار یک «ترامپِ تحقیر شده» به بهانه تنگه ولی با رویکرد «اثبات خود» وارد منازعه میشود.▪️▪️▪️نکته مهم برای ایران چیست؟دفعات قبل ترامپ توان/امکان اجماعسازی بین المللی علیه ایران را نداشت، اما این بار او در حال شکلدهی به یک روایت است که «ایران مُخلّ تجارت بینالملل است». او اگر در این روایتسازی موفق شود، شرکایی از ناتو و اعراب را به کنار خودش خواهد آورد. برای ایران اکنون، مهمتر از موشک، عرصه رسانه بینالمللی است. اینکه ایران بتواند «به شهروندان بینالمللی» بگوید که به کشور دو بار در میانهی مذاکره حمله شد. این شخص کاری کرده که مذاکره «بیمفهوم» شد.https://t.me/solseghalam
✍️ مینابِ ترکیه طنز روزگار است حکایت ترکیه؛هیچ یک از کارهای ج ا را نکرد و دائم کوشید پسر حرف گوشکن نظام بینالملل باشد ولی الانروزی نیست که در رسانههای اسرائیل نگویند: بعد از ایران نوبت ترکیه است که تعیین تکلیف شود(!)🔵 احتمالا روزی که در عملیات مشترک، مینابِ ترکیه را هم بزنند، عذرخواهی نخواهند کرد. ماهها میگویند: در حال بررسی گزارش هستیم. - - - - ▪️تصویر: مقاله امروز «روزنامه اسرائیل هیوم» درباره ترکیه. (این روزنامه متعلق است به جناب شِلدون گرَی اَدلسون.🔺او مالک (یاسهامدار عُمده) بسیاری از هتلهای لاس وگاس است. با نمک اینکه حتی در تصویری که طراح مقاله برای وبسایت کار کرده، پرچم اسرائیل را کنار پرچم آمریکا قرار داده و شهروندان ترکیه را در پشت تصویر. یعنی حتی موقع خط و نشان کشیدن برای ترکیه هم باید پرچمش را به آن یکی پرچم بچسباند. همان حرفی که تاکر کارلسون ماههاست میزند!)لینک:https://www.israelhayom.com/2026/07/21/turkeys-rising-regional-ambitions-put-israel-on-alert/
✍️گرانترین مسابقه فوتبال تاریخمحمدرضا اسلامی مسابقه فینال جامجهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقتهای اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد. چند نکته درباره این مسابقه: 🔵 در بازار خرید و فروش Resale قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود. قیمت صندلیهای ممتاز (ویژه) هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود.«ارزان ترین صندلیها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت.🔵یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸هزاردلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بودهاند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده)🔵 دنیای جالبی است. در همان نیوجرسی (یا نیویورک) حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان جوان اگر که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است!(یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزانترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد). یک معلم دبیرستان در نیویورک اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸هزار تا ۹هزار دلار در ماه است. (حدود سی درصد از این رقم برای بیمه و مالیات میرود و باقمانده به سختی کفاف هزینههای زندگی در نیویورک را میدهد)🔵یک استادیوم جمعِ ثروتمندان (و گپ اجتماعی)دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق/درآمدها» به شدت لنگ میزند. یکی از ویژگیهای اقتصاد امروز این است که درآمدها الزاما با ارزش اجتماعی مشاغل تناسب ندارند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشمگیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به «جهش» در امر پول. آن خانواده چهار نفرهای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰هزار دلار پول بلیط میدهد (جدای از هزینه پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست. راستی شغل پدر آن خانواده چیست؟آن خانوادهای که برای یک مسابقه فوتبال بیش از صدهزار دلار هزینه میکند، احتمالاً درآمدش از چه فعالیتی تأمین شده است؟ آیا این فعالیت، از نظر ارزش اجتماعی، به همان اندازهای که درآمد ایجاد میکند، برای جامعه نیز ارزش میآفریند؟این سوالات جدی است. (ولی بیپاسخ)https://t.me/solseghalam/2703