
ارتباط با سراینده و ادمین کانال👇 @Mansorehmohamadimazinani
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 25 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/10
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 31 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
#دل_سروده_های_مزینانی هر که از سفره یِ ایمان تو شک برداردبِروَد حاصل خود را ز دَرَک برداردآسمانِ سرِ ما سایه یِ اولاد علی ستپس محال است که این سقف ترک برداردمثل این است که بی حیدر کرار، خداشمس را از دلِ مجموعِ فلـک برداردلعنتُ الله...مِن الآنِ اِلیٰ یومِ الاَبدبه هر آن که قدمِ غصبِ فدک برداردنشوَد ساحتِ دریا، نجس از پوزه یِ سگمنطقی نیست ، که این آینه لَک برداردبی گمان صاحبِ دولت بِشود هر که کَفیاز سرِ سفره یِ تو، نان و نمک بردارددر عیارِ دلِ ما عشقِ علی جلوه گر استآن زمانی که خدا سنگِ محک برداردمنکرِ حق علی را صد و ده بار ،بگو..برود حاصل خود را زِ درک بردارد#منصوره_محمدی_مزینان @delsorodehaye_mazinani#اشعار_آیینی_منظومه_آل_طاها
#عابس#اصحاب الحسین آسمان در پی او مانده و حیران شده است بس که چون نور قدمهاش شتابان شده استگر چه سنگ از پی سنگش زده بودند ولیعشق در کالبدش رود خروشان شده استچشم در چشم سیاهی، به لبش آیه نور بی زره آمده جنگاور میدان شده استاینکه بی باک،دل آورده به صحرای جنون پیر مردی است که مجنون و رجز خوان شده است رجزش لرزه به اندام سپاهی انداختهمه دیدند که در معرکه طوفان شده استتشنه ی جام شهادت نهراسد از مرگاز سر شوق،چنین بی سر و سامان شده استچه قدر نور در این بادیه تکثیر شدهچه قدر خاک بلا آینه باران شده استپا به پای قدم یار سر نیزه برفتدست و پا باخته این دل که پریشان شده استسر عابس روی دامان حسین ابن علی استای خوش آن سر که فدای ره جانان شده است#منصوره_محمدی_مزینان t.me/delsorodehaye_mazinani
اشعار آئینے منظومہ آل طاها ( منصورہ محمدے مزینان) pinned «نذر کریم اهل بیت ای که مهرت مثل خون جاریست در شریان من بارها لطف تو را دیدم به چشم خویشتن ای حدیث حا وسین ونونتو تکرار حُسن احسن الاحسان بود تحسین نامت یاحسن پای تا سر، آیه های نور را آیینه ای انعکاس خطبه های حیدری، وقت سخن در میان جنگ تیغت بود میدان…»
به نام نامی سلطان علی موسی الرضا جانمبه اذن حضرت مادر گدای کوی سلطانمکسی که خاک پایش هست از افلاکیان برترمقیم آستانش میشود از خاکیان برترسلام ای چشمه نور خدا ای راه نورانیسلام ای بهترین تعبیر از آیات ربانیرضایی و رضایِ حق به نام تو گره خوردهفدای نام زیبایت که از آفاق دل بردهفدای نام زیبایت که بر هر درد درمان استبرای بی سر و سامانی ام ذکر تو سامان استخوشا دردی که در، دارالشفایت تحت درمان استخوشا جسمی که عشق تو بر آن آرامش جان استوجود کیمیا خیز تو میسازد از آهن،زرنگاه خوش تراشت می کند هر سنگ را گوهرخوشا که رهبر من خادم کوی رضا بودهو در راه امام خویش عمری جان فدا بوده چه کرده با دل ایران که احوالش دگرگون است که در داغ غمش قلب زمین و آسمان خون است؟ نباشید ای سلحشوران در این پیکار سردرگمخدا زنده است ای مردم خدا زنده است ای مردممیان آتش داغش چنان ققنوس برخیزیم و با مشت گره کرده ز داغش اشک میریزم سعادت میشود سهم دلی که با خدا باشد چنان سید علی آخر، در آغوش رضا باشدقرار این بود بین ما برایش جان فدا باشیمشهیدی از شهیدان سپاهِ کربلا باشیمولی او شد فدا با جان و حتی با جوان خودبه قربانگاه آمد با تمام خاندان خودپس از او زنده ایم و از گناه خود خجل هستیم و از آن روز تا محشر همه حسرت به دل هستیماگر غم آمد و جان رفت و از داغش عزاداریمخدا رو شکر ای مردم امامی چون رضا داریممیآید ماه ما پا در رکاب حضرت خورشیدبه دنیا باز میگردد به زودی خوب خواهی دید#منصوره_محمدی_مزینان@delsorodehaye_mazinani
نشون بندگی حسنامید زندگی حسندو ماه باید بگی حسینتا که یه شب بگی حسن😭😭😭😭ذکر مادر و پدرم هستیمی میرم که بی حرم هستی😭😭😭حسن آقا جانحسن آقا جانحاج امیر کرمانشاهی @delsorodehaye_mazinani
#قصیده#مدح#رسول_الله#امیرالمومنین_علیه_السلامرسیده موسم رحمت به حرمت بارانوزیده در دل صحرا نسیم نافله خوانشکفته در دل صحرای بی سر و سامانگلی که داده جهان را به مهر خود ساماننسیم از نفحاتش نفس کشید و نشستبه روی دوش بهار و گذشت فصل خزان رسیده آیه اعجاز و خوانده نون و قلمبه نامی نامی احمد خلیفةُ الرحمنچه شاخه ها که به مدحش شکوفه سر داده چه چشمه ها که گرفته به شوق او جریاناشارتی ز کلیم و بشارت از عیسیمحمد عربی شد رسول جاویدان زبان از عطر گلاب محمدی سرشار همین که نام محمد رسد به صحن دهانکسی که در پی وصفش جماد ناطق شدکسی که در پی مدحش خرد شده حیرانبه آن جمال جمیلش قسم که درلولاک وجود بی بدلش شد دلیل خلق جهانحدیث سرمدی او رسیده تا افلاک قسم به آیه ی کوثر به هل اتی به دخان نشان به سوره ی طاها محمد و یاسین که آیه آیه گل است وشکفته در قرآنچنان که موج خروشان سیزده دریارسیده چشمه به چشمه به صحن آن دامانو سر زد از گل رویش دوازده خورشیددوازده گل خورشیدِ عالم امکاندوازده گل خورشید منجلی از عشقنخست فاطمه و آخرش امام زمان چقدر دور سرش شمس ما قمر دارداویس و مصعب و سعد و ابوذر و سلمانپیمبری که خدایش نیافریده مگربرای بذل محبت میان عالمیانبه جای ناله و نفرین دعا و نافله خواندبرای طایفه ای ک شکست از او دندانفقط نه یار شفیقش که دشمن او هم به مدح صوت بلیغش گشوده مهر زبانتمامی علما و تمام اهل عقولبه فهم بحر کلامش چو موج سرگردانبه جز جمال جمیلش که جلوه ای زخداست ندیده هیچ گلی را بدون خار انسانفلک ندیده به چشمش به روز و شب هرگزنه آفتاب و نه مهتاب اینچنین تابانکسی که نور خدا هم طواف کرد اورا چرا همیشه نگردد به دور او کیهان؟ یقین که تلخی کامم حلاوتش با اوست خوشا تلاوت نامش به هر زمان و مکانخوشا تلاوت نامش و بعد از آن نامیکه شیعه بعد خدا و رسول خود دراذانخوشا تلاوت نامی که اسم اعظم اوستکلید قفل تمام مقدّرات جهان نبی برای علی و علی برای نبیدو جسم بوده ولیکن دو جسم با یک جانکسی که داشت به بدر و به خندق و احزابیلی چو حضرت حیدر سپاه بی پایانعلی عالی اعلا، علی ولی الله که خارج است مقامش زهرچه فهم و بیانقسم که قدر خدا را فقط علی دادندشناخت قدر علی را فقط خود یزدان قسم به بذر شکفته به عشق او در خاکقسم به درِّمیان صدف شده پنهانعلی است آنکه حکومت برای او بودهشبیه چکه ی آبی ز بینی حیوانشبیه آتش و آب است، جمع اضداد استچگونه اش بنویسم نسیم یا طوفان؟به غیر قامت حیدر نمی خورد هرگزردای حق خلافت به قامت دگرانگشوده کعبه برایش چو مادری آغوشهم او که بسته از آغاز با خدا پیمانبه ذوالفقار چه حاجت که با ستیغ نگاهگرفته جان یلان را چو شیر در میدانقسیم نار علی و قسیم جنت علی هو العلی و هوالحق، هوالعلی میزانعلیست باقی و باقی علی است وجه الجلالبه آن دمی که شود «كُلُّ مَن عَلَيهَا فَان»نماد عدل و عدالت شکوه رافت و عشقطلایه دار دو عالم به قله ی ایمانستاره ای که درخشید روی شانه ی ماهو شام بتکده ها شد ز هیبتش ویرانستاره ای که درخشید و ماه مجلس شدتمام ،آینه ای حق نما و نور افشانفدای چشم سیاهش سپیدی چشممبه انتظار نگاهش سروده ام دیوانبه ذکر اشهد و انّ علی ولیُ اللهبلال باش و اذان گو و عاشقانه بخوانبخوان تو نام علی را الا بِذکرِ اللهبده قصیده ی دل را به دست نامه رسانبگو که وسع من این است و عذر من هم ایناگر ز من نپذیری دریغ و آه و فغاننجف که قبله قلبم شدی دعایی کنقدوم شاعر خود را به صحن خود برسان#منصوره_محمدی_مزینان#اشعار_آیینی_منظومه_آل_طاها @delsorodehaye_mazinani
از زبان مادر شهید مداح حمیدر رضا رجب زادهبالا بگیر ای سرو خوش قامت سرت راتکثیر کن در جان عالم باورت رالختی بخوان از نوحه های امً لیلا تا میشمارم زخم های پیکرت راای زخمیِ گودال خون تا دق نکردمبردار از مادر نگاه آخرت راباغ امیدم سهم دستان خزان شدآورده طوفان نوحه های پرپرت رادر قلب تو در هر طپش یک یا حسین استکندند از جا قلب آتش گسترت رابا خون جریان ساز خود سیراب کردی دریا به دریا ،ریشه های کشورت راای مرهم دردم دوباره روضه خوان شوقدری دوا کن زخم های مادرت راماندم چه می کردی عزیزم لحظه ای که پر از حرامی دیده ای دور و برت راآخر نظر خوردی گلم, بالابلندمدر هم شکسته سنگها بال وپرت راصد بار گفتم وا حسینا وا حسیناآنجا که دیدم دست خولی ها سرت راای سید و سالار، ای شاه شهیداندریاب مولا قطعه قطعه نوکرت رادستی برآور با عبا بردار از خاکاین اربا اربا...روضه خوان اکبرت را#منصوره_محمدی_مزینانhttps://eitaa.com/delsorodehaye_mazinani
#امام_حسن_علیه_السلام ابر رحمت مینشیند بر سر دوش نسیمفصل باران است «بسم الله الرحمن الرحیم»ای حدیث حا و سین و نون تو آغاز حُسنالسلام ای پیش تو تسلیم، دلهای سلیمچشم هایم زادگاه ابرهای بی قراردستهایت آسمان رحمت از عهد قدیمدر هوای آستانت باز هم پر می زنم بال در بال کبوتر های بامت یا کریممعنی لا تقْنطوا مِن رحمةُ اللهی،حسنراه تو سیر الی الله و صراط المستقیمدر جمل، هوهوی تیغت می شود فتح الفتوحدر نیام صبر، صلحت میشود فوز العظیمپای صبرت درس پس داده است ایوب نبیقطره ای از حکمتت را برده لقمان حکیماز دمت شد صاحبِ اعجاز، عیسای مسیحبردن نام تو «شرحِ صدر» موسای کلیمباغ ها با عطر نام تو تنفس میکنندگل به شوقت سر درآورده ز جنات النعیماز غبار آستانت شعبه میسازد بهشت عالمی هستند زیر سایه ی مهرت مقیمواژه ها خیل گدایانند در توصیف توهر چه از حسن تو می گوییم کم میآوریم #منصوره_محمدی_مزینان@delsorodehaye_mazinani
#السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا آشفته تر از من کسی در بین مردم نیستپیداست در اینجا کسی جز من چنین گم نیستدورم نکن از خود بیا آتش بزن جان رااین استخوان ها در حد یک مشت هیزم نیست؟ تا عشق تو جا در دلم وا کرد فهمیدم هرگونه عشقی بی تو جز حس توهم نیست تا دارمت حتی به حاتم رو نخواهم زدآنجا که دریا هست پس جای تیمم نیستجلد حرم بودن دلیل بهتری داردچشم کبوترهای تو دنبال گندم نیستوقتی که چشم پنجره ابریست یعنی کهفولادهم اینجا درونش بی تلاطم نیستبیهوده دنیا رو نمیگردم که درمانمدر نسخه ای غیر از بلیط مشهد و قم نیستشیراز،مشهد،قم،مسیر مطلع الشمس استایران به غیر از خانه خورشید هفتم نیست#منصوره_محمدی_مزینان#اشعار_آیینی_منظومه_آل_طاها @delsorodehaye_mazinani
نذر کریم اهل بیتای که مهرت مثل خون جاریست در شریان منبارها لطف تو را دیدم به چشم خویشتنای حدیث حا وسین ونونتو تکرار حُسناحسن الاحسان بود تحسین نامت یاحسنپای تا سر، آیه های نور را آیینه ایانعکاس خطبه های حیدری، وقت سخندر میان جنگ تیغت بود میدان دار فتحدر نیام صلح، صبرت داشت رزمی تن به تن از قیام سرخ عاشورا ندیدم سبز تر صلح سبزت شد قیام دیگر ای خیبر شکندر دلم با خشت خشت جان خود میسازمشآن حرم را که نداری ای غریبِ در وطنآسمان چشمت اقیانوس اشکی موج خیزقلب تو آیینه دار مهر و صبر پنج تنهرکسی مجنون شد و سنگ تو را بر سینه زدمیشود بین گدایان حسینت، سینه زنگرچه سنگین است روی دوشمان داغ غمتدرد بار آورده ما را عاشقانی کوهکنبا هجوم تیرهای بی امان بر پیکرتهمزمان خون گریه میکردند تابوت و کفنهٌرم آه تو چهل سال است ثابت کرده است نسبتی دیرینه دارد جان تو با سوختنمن به در میگویم اما بشنود دیوار همخاطراتی تلخ دارد کوچه از سیلی زدنمی رسانی خیرها بر عالم و آدم ولیسالها خیری ندیدی از وفای مرد و زنحسن مطلع با تو بود و حسن مقطع با خودتور نه حسن تو کجا و این زبان لال من#منصوره محمدی مزینانt.me/delsorodehaye_mazinani
🦋🌹🕌🌹🦋#السلام_علیک_یا_حسن_ابن_علی 🌹#السلام_علیک_یا_حسین_ابن_علی🌹 #دل_سروده_های_مزینانی فرق نامِ#حسن و نامِ#حسین در سَرِ "یا"ستیا #حسن هم که بگویم بشوم مستِ #حسیننام زیبایِ #حسین؛گفتنِ یک "یا "#حسن استهمه ی هستِ #حسن شد، همه یِ هستِ #حسینسیب ایمان جهان وقت تکامل افتادنیم آن دستِ #حسن ،نیمِ دگر دستِ #حسین#منصوره_محمدی_مزینان @delsorodehaye_mazinani
#نذر_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام #دل_سروده_های_مزینانی#کریم_اهل_بیت سوزاند غم کوچه و مادر جگرش راچیدند در آن کوچه یِ غم ...بال و پرش،را کابوس مجسم شده در خواب و خیالشآن روضه که خم کرده، قیامِ کمرش راسیلی زد و مادر به زمین خورد و حسن مُردوقتی که نشد دفع نماید ...خطرش رامی دید که رد شد ز سرش دستِ حرامیافسوس نشد سد کند آن لحظه سرش رابا اشک و سکوتش همه جا دوخته عمریبر رشته یِ آن چادر خاکی ،نظرش رابالشتِ سرش چادر خیسی شده هرشباز بس که کشیدَسْت... بر آن چشمِ ترش راجز او که شنیدَست زِمهمان...سَرِ سفرهدر جای تشکر... بد و سَبِّ پدرش راعمری ست که با خون جگر...حبس نمودهدر سینه یِ خود آهِ دلِ پُر شَـررَش رابا خط خودش وقف حسین بن علی کرددر کرب و بلا نخل امید و ثمرش راای کاش نمی دید حسن در دل غربتزیر سم اسبان، قدِ سَروِ پسرش،را#منصوره_محمدی_مزینان@delsorodehaye_mazinani#اشعار_آئینی_منظومه_آل_طاها
السلام علی الرُّؤوسِ المُفَرَّقَةِ عَنِ الأبدان…#اسارت#اربعینتنت عریان جدا افتاده از سرچقد پر پر شدی ای عمرخواهربمیرم که برای چند دِرهمبا نیزه دَرهَمت کردن برادرکجایی ای میون خاک خفتهتنت باغی ست از زخم شکفتهگمون میکردی ناموست یه روزیبه دست شمر بی غیرت بیفته؟به غارت بردن اینا خیمه هاتوالنگوی طلای بچه هاتوتمومزندگیم وبردناما نمی دم به کسی شال و عباتواگر چه رحم بر آن تن نکردهبه جسمت حتی پیراهن نکردهخداروشکر که شب بود وخولیتنور خونش وروشن نکردهچقد گلْ زخم ،رو شال وعباتهچقد آلاله پشت ردّ پاتهسرت توی تنور انگار بودهعجب خاکستری روی موهاتهکی باور میکنه من از تو دورم؟دلم میخواد که اشکاتو بشورممث دندون تو با خیزرونشتو اون مجلس شکسته شد غرورمبه اشک چشم منخندیدن اینا ببین هر چی بود و دزدیدن ایناچقد خاکستر از رو پشت بوما یهو روی سرم پاشیدن اینادر آن بازار غم همراه ساداتشدم رد اِی برادر با مکافاتنگهداشتن ماهارو با چه وضعی سه شب پشت همون دروازه ساعات#کربلایـمعلا#با صدای سید رضا نریمانیشاعر #منصوره_محمدی_مزینانhttps://t.me/delsorodehaye_mazinani
#سید الشهدا#پیراهن_سیدالشهدا#محرمماه خون و محرم آمده استقلبها مثل قبل آماده استاشکها، بغض ها ، لباس سیاهسنج و زنجیر و طبل آماده است دستهای خدا لباسش را باز آویخت از مناره ی عرشباز در گوش فرش می پیچدناله های هزار باره ی عرشآه پیراهنی که آمده استبه هوای بهشت آغوششآه پیراهنی که جبرائیلعاشقانه گرفته بر دوششرج به رج از سرشک فاطمه و با دم و نور حق سرشته شدهکهنه پیراهنی که تقدیرشقبل خلقت چنین نوشته شدهبه هوای بغل گرفتن اوسر به صحرایی ازجنون زده استگُر گرفته به دست آتش و بادبی مهابا به خاک و خون زده استآیه آیه صحیفه ی نور استتار و پودش جدا جدا شده استحا و سین.. یا و نون در آغوششروضه روضه هجا هجا شده استچاک چاک است و زخم در زخم استبسکه با نیزه ها در افتادهدر هیاهوی کشتن و غارتدور از آغوش پیکر افتادهاز فراسوی عرش آمده تافرش را صاحب حرم سازدزیر پاهای سنگ افتادهتا قیامت قدی علم سازدبوده در های و هوی طوفان هابادبانی برای کشتی نوحنور این پیرهن به عیسی دادبارها قدرت دمیدنِ روحخنکای کرامتش که رسیدآتش از برکتش گلستان شدو زلیخا جوان شد و یعقوب چشم هایش ستاره باران شدهست دارالشفای خلق اللهتار و پود ضریح پیرهنشمرده ها را حیات بخشیدهنفحات مسیح پیرهنشبا توکل به حق کلیم اللهختم تورات میگرفت اگر لابه لای دعا و ندبه و اشکداده از این قمیص کهنه خبردست در دست انبیا داده استبین دریا وآتش و طوفانتا دلیل نجات عالم شدجامه ی غرق خون کشتیبان در قیامت، قیامتی بکندزخم هایی که باز کرده دهان سِرِّ داغی که فاش می گوید کهنه پیراهن آمده به زبان السلام علیک یا عریانای که آخر کفن نشد بدنتمی شود روی شانه ی موعودپرچم انتقام، پیرهنت#منصوره_محمدی_مزینان eitaa.com/delsorodehaye_mazinani
#غزل مناجاتی#اربعین #حماسه_ظهورصل الله علیک یا ابا عبدالله هم آسمان به شوق حریمت پیاده استهم چشم بی قرار زمین سمت جاده استجان داده است این دل همچون کویر را این اشک ها که در غم تو بی اراده استای نبض جان ما شده در هر طپش حسیناین قلب بی ولای تو بی استفاده استمن خانه زاد ایل و تبار شما شدمسرمایه ام محبت این خانواده استدیگر کسی شبیه تو پیدا نمیشودهمچون حسین مادر گیتی نزاده استوقتی که فاطمه است خریدار اشکهامردن برای نم نم این غم چه ساده استشهد وصال جای خودش ، تحت قبه اتطعم دعا برای فرج فوق العاده استذکر فرج زیاد بخوانید چون ظهوردر ایستگاه سبز دعا ایستادهاست #منصوره_محمدی_مزینان
مثنوی #حضرت_زینب_سلام_الله_عليها برخیز و ببین شور رجز خوانی زینبتوفندگی خطبه ی طوفانی زینبآورده نسیم سحری جذبه ی بویتافتاده چهل فاصله بین من و رویتفریاد انا الساحقِ دلجوی تو آیدزینب به تماشا به سر کوی تو آیدای زخم مکرر شده ای مرهم جانمای آنکه توان داده به شمشیرِ بیانمبرخیز وببین هیمنه ی قافله ام راکوبندگی پای پر از آبله ام راپلکی بزن و جان بده بر جان من ای جانآشفتگی ام را به نگاهت بده سامانبرگشته ام از کوفه و شام ای تن بی سرنستوه و شکوهنده چنان فاتح خیبربا خطبه ی فتحم شدم آیینه ی اسلامخواندم به ستیغ سخنم فاتحه ی شاممعموره ی پوشالی این سکه پرستاناز آه یتیمان حریمت شده ویراناز عطر دل انگیز تو در جوش و خروشمیک موی تو را هم به دو عالم نفروشمشد فصل تماشا، بده ای اشک امانماز بهر تسلّای نگاه نگرانمسرّی که در این سیر الی الله نهان استاشکی است که بین من و تو نامه رسان استافتاده سرت لیک نیافتاده سپرها سودای سرت تا به ابد مانده به سرهاحاشا که دمی معجرمن از سرم افتدحاشا به سرا پرده ی ما یک نظر بدگر خسته شد این کوه و بیابان و در و دشتزینب به خدا لحظه ای از خون تو نگذشتیاد پدر انداخت مرا، بستن دستمهی زخم روی زخم نشست و نشکستمزخمی شدم از دیدن قرآن ته گودالیاسین سر نی رفته و والفجر لگدمالزخمی شدم از بوسه خنجر به گلویتزخمی شدم از دیدن خاکستر مویتزخمی شدم از راه که با داغ تو شد طیزخمی شدم از دیدن بزم طرب و میشرمنده نگیر از گل آلاله سراغیهر گوشه ی قلبم شده آیینه ی داغیای آنکه حرم را به خداوند سپرده استآسوده بمان دختر حیدر که نمرده استشد آب بقا زنده به نام تو برادردریا شده لب تشنه ی کام تو برادردنیا پس از این در پی تکثیر حسین استصبرم همه جا تیغه ی شمشیر حسین است#منصوره_محمدی_مزینان@delsorodehaye_mazinani
#مناجات_با_امام_زمانیا حضرت صاحب زمانالغوث الغوث الامان عالم فدای اشک تو ای پادشاه نوحه خوانای جان من ,روحی فداکای آبروی آب و خاکرویی نشان ده از کرمبر نوکران سینه چاکامید هر آدینه ایتو حسرت دیرینه ایدرمان قلب خسته وآرامبخش سینه ایای در رگ اهل جنونعشق تو جاری مثل خونتو مرجع دلهایی وانا الیک الراجعونمولا بیا دستم بگیریا راحم الشیخ الکبیرعالم صدایت میزندیا رارزق الطفل الصغیر ای روشنای آسماندریای لطفت بی کران ما تشنه ی دیدار توای ساقی لب تشنگانای وارث خون خداای نور چشم هل اتی آرام قلب این جهانمولا بیا مولا بیا می آید از سویت صدااین نوحه با شور و نواای ساقی لب تشگان ادرک اخا ،ادرک اخابا نام شاه نینوادر اوج طوفان وبلا هر جا دلت شد نا امید فرٓوالی کر ب و بلا#منصوره_محمدی_مزینانhttps://t.me/delsorodehaye_mazinani
#غزل_مناجاتی#امام_حسین به حسرتے ڪه در آن اشتیاق شیرین استقسم ڪه دیدن رویش همیشه تسڪین استنشان به زمزمه ے نام او ز صبح ازلغمش دلیل همان گریه ے نخستین استبناست گریه کنم با شنیدن نامشمیان گوش و دو چشمم قرار بر این است سلام بوده ڪه ڪوتاه کرده فاصله راخوشم ڪه فاصله ے بین ما دروغین استگران خریده دلم را خودم خبر دارمکه قیمت دل بی مایه ام چه پایین استقسم به روزنه های عمیق زخم فراققسم به نور ڪه تاوان عشق سنگین استڪسے ڪه دست ڪریمش به ڪم نرفته و همبساط سفره مهرش وسیع و رنگین استعجیب نیست حسینے شوند،، ڪافرهاڪه این علاقه فراتر ز دین و آیین است#منصوره_محمدی_مزینانhttps://t.me/delsorodehaye_mazinani
#اربعیندر حوالی جاده ی باراندسته زائران قدم به قدم کوله ی عاشقی گرفته به دوشهمگی تحت امر یک پرچمبا نوای حاج مهدی رسولی شاعر:منصوره محمدی مزینان t.me/delsorodehaye_mazinani
#غزل مناجاتی#اربعین #حماسه_ظهورصل الله علیک یا ابا عبدالله هم آسمان به شوق حریمت پیاده استهم چشم بی قرار زمین سمت جاده استجان داده است این دل همچون کویر را این اشک ها که در غم تو بی اراده استای نبض جان ما شده در هر طپش حسیناین قلب بی ولای تو بی استفاده استمن خانه زاد ایل و تبار شما شدمسرمایه ام محبت این خانواده استدیگر کسی شبیه تو پیدا نمیشودهمچون حسین مادر گیتی نزاده استوقتی که فاطمه است خریدار اشکهامردن برای نم نم این غم چه ساده استشهد وصال جای خودش ، تحت قبه اتطعم دعا برای فرج فوق العاده استذکر فرج زیاد بخوانید چون ظهوردر ایستگاه سبز دعا ایستادهاست #منصوره_محمدی_مزینان
اربعین_حماسه_مادران_حسینیدر حوالی جاده ی باراندسته ی زائران قدم به قدمکوله ی عاشقی گرفته به دوشهمگی تحت امر یک پرچمابر پای پیاده آمده استباد هو میکشد به دور علمآسمان عاشقانه افتادهزیر پای مسافران حرم هر کسی باخودش چه آورده؟ یک نفر بغض و اشک و آهش رایک نفر روی دوش آوردهکوله ی کهنه ی گناهش رااز فراسوی موکب شهداروضه ی مادرانه می آیدقلبها ذره ذره می شکنداشکها دانه دانه می آیدناگهان در تب علی لالا روضه خوان نوحه ی عطش سر داد تا که در بین مادران حرفآب و گهواره و رباب افتادبغض یک مادر شهید شکستاشکهایش چکید دریا شدیا دوران جنگ افتاد ودر دلش روضه خانه برپاشد یک زن از همسرش به آرامی بچه اش را گرفت و هی نگریستنم نم او زیر سایه ی چادرکودکش رابه خواب کرد و گریستچشمش افتاد سمت گهوارهخسته و بی قرار و سردرگم سر روی زانویش گذاشت و گفت:چه کشیدی رباب روز دهم؟ای عروس سیاه پوش حسینکودک من فدای اصغر تومن کنیز تو هستم و پسرمنوکر روضه های همسر توکودکم را دعا کن ای بانوتا که قربان کودکت بشودمادری کن برای فرزندمبلکه سرباز کوچکت بشودبه تنش کرده ام لباس سیاهدر عزایت که روسفید شوداصغرم اکبری شود، روزی در رکاب غمت شهید شودروضه ی موکب علی اصغر آسمان را به لرزه میانداخت و حسین از علی اصغر هالشکری از علیه اکبر ساخت#منصوره_محمدی_مزینان
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین#دلتنگ_حرم#اربعین باران ِ پُر مهرِ حرم را دوسـت دارمالماس ِ چشمان ترم را دوست دارموقتی که دفتر نوحه خوانِ ماتم توستخون گریه ی چشم ِ قلم را دوست دارمکنج رواق عاشقی... در زیر باران طوفانِ شعر محتشم را دوست دارمغرقم میانِ موج موجِ روضه هایتطوفانِ اشک و سیلِ غم را دوست دارم عمری نمک گیرم کنار سفره ی تواحسانِ این بیت الکرم را دوست دارمچون از ازل مثلِ تمام خاندانم این خاندانِ محترم را دوست دارمهم پایِ جابر....اربعین... پایِ برهنه تا کربلایت، هر قدم را دوست دارمجانا اگر مقصد تویی تا پای جانم این جاده یِ پر پیچ و خم را دوست دارمنامت دلیلِ آشکار معجزات استبر نام تو حتّیٰ قسم را دوست دارمآقا به گیسویت قسم ،از عمقِ جانمجان دادنِ زیرِ علم را دوست دارمدر بیت آخر یک صِله می خواهم اربابگرمایِ آغوشِ حــــــــرم را دوست دارم#منصوره_محمدی_مزینان
#یا_زینبدروازه وا شد زینب تو اسیر بزمِ کوچه ها شددروازه وا شدزینب تو معطل رقاصه ها شدهجوم آوردنگوشواره ی بچه هاتو بی هوا بردنهجوم آوردنگهواره ی علی رو از خیمه ها بردنهلهله کردنرو سرِ ما که پاشیدن خاکسترا روهلهله کردنرونیزه ها وقتی که میدیدن سرا روای غیرت اللهخودت میدونی که تموم آرزومیای غیرت اللهزینب تو کجا و مجلس حرومی!! با خیزرونششکسته قلب زینب و استخون توبا خیزرونشبی هوا می زد به لبا ودندون توخودم میدیدموقتی تو دستای تو انگشتر دیدنخودم میدیدمانگشتت دست تو را با کینه بریدن شرمنده اتم کهسه ساله ی تو توخرابه جون به لب شدشرمنده اتم کهناموس تو وارد مجلس طرب شد پاشو فدات شمافتاده ناموس تو دست این حرومیپاشو فدات شمغرور زینب رو شکسته این حرومیبرات بمیرمدَرهم شدی آخه برای چن تا دِرهم؟برات بمیرمزخمه سرت چقد داداش برات بمیرمخداروشکر کهخولی تنور خونه اش روشن نکردهخداروشکر کهخاکستر زیر سرت خاموش و سردهباید بشورماین همه خاکستری که روی موهاتهباید بشورمبا اشک چشمام خونی که روی چشاتهیکی تو گودالپیرهن پاره ی تورو آخه میدُزدیدیکی تو گودالبا خنجر کندی سر تورومی برّید آتیش گرفتمبشکنه دستی که سرت روبرد به غارتآتیش گرفتمکی فک میکرد زینب تو بره اسارت چشم توروشندختراتو اینا واسه کنیزی خواستنچشم تو روشن رو معجرامونحرومی ها پا گذاشتن امون از این غمبی تو با دست بسته توی کوچه بازارامون از این غماز نگاهاشون چه قدر میدیدم آزارخدانگهدارسنگصبور لحظه های بی قراریخدا نگهدارمن موندم دلتنگی وچشم انتظاری#منصوره_محمدی_مزینانhttps://t.me/delsorodehaye_mazinani
#مناجات_با_امام_حسین#غزل هیچ هیچم، پوچ پوچم من که مقداری ندارمسکه ی از رونق افتاده که بازاری ندارم از تمام عالم و آدم به جز تو ناامیدم غیر تو با هیچکس هرگز سر و کاری ندارمخوب می دانم که درهم میخری خوب و بدم راگر نباشد اشک روضه، من خریداری ندارمای دل و ای دلبر من ای دل آرام جهانم ای همه دار و ندارم جز تو دلداری ندارم یا حسین و یاحسین و یا حسین و یا حسینمدیگر از این نام بهتر ذکر و گفتاری ندارمروی از من برنگردانی که بی حصن حصینت باغ بیرون از دهی هستم که دیواری ندارمیا درآغوشت بگیر و یا بده راهی نشانمپیش امرت نوکری تسلیمم اصراری ندارم هرکجا در زندگی تنها شدم از غم شکستمباز ثابت شد که جز تو محرم و یاری ندارممی تکانم چشم ها را در زلال روضه هایتجز تماشای ضریحت ، شوق دیداری ندارم تا قیامت در سپاهت نوکر و رزمنده هستم من که سرباز تو هستم، جز تو سرداری ندارم #منصوره_محمدی_مزینان#ابوذر_بیوکافی@delsorodehaye_mazinani
🎥 #گزارش_ویدئویی پیدانشد پیکرت💔🔹 حاج سید رضا نریمانی#شعر_منصوره_محمدی_مزینان ——🏴 مراسم عزاداری دهه اول محرم ١٤٤٧ _🗓 پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۵🔻 آستان مقدس شاه میرحمزه علیه السلام، هیئت فدائیان حسین علیهکانال اشعار t.me/delsorodehaye_mazinani
انشای آخر 🎤خواننده:سید محسن حسینی🖌شاعر:منصوره محمدی مزینان🎹آهنگساز:حسام صدفی نژاد🎬تولید شده در بنیاد هنری رودکی#میناب#پدر_دختریتا کِی در این خرابه در خاک غم بگردم؟ دنبال خاطراتت با قدّ خم بگردمدردانه قشنگم،در چندمین کلاسی ؟ بابا اشاره ای کن، تا باز هم بگردم هِی خاک روی خاک و هِی لایه لایه آوار... بابا بگو کجا را گل دخترم بگردم؟ دنبال مُهر و تسبیح، دنبال جانمازتدنبال ردِّ پایت در هر قدم بگردمباید خودم بگردم جان من است اینجافرصت دهید مردم باید خودم بگردم اصلا نترس بابا... من مانده ام همینجاتا در پی تو هر شب تا صبحدم بگردماز دستهای بابا کاری که برنیامددنبال کيف و کفشت پس دست کم بگردمبا خطّ خون نوشتی انشای آخرت راای کاش دور میهن... دور حرم بگردم#منصوره_محمدی_مزینانhttps://eitaa.com/delsorodehaye_mazinani#میناب ایتا t.me/delsorodehaye_mazinani
▪️" صباحاً و مساءً "بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!🎵 روایت پنجم: بازارِ کوفه...▪️کانال صباحاً و مساءً👇@sabahan_masaa▪️کانال اصلی التجا👇@elteja
▪️" صباحاً و مساءً "بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!🎵 روایت ششم: خطبهی حضرت زینب سلاماللهعلیها در بازارِ کوفه...▪️کانال صباحاً و مساءً👇@sabahan_masaa▪️کانال اصلی التجا👇@elteja▪️" صباحاً و مساءً "بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!🎵 روایت هفتم: سخنرانی حضرت امّکلثوم سلاماللهعلیها در بازارِ کوفه...▪️کانال صباحاً و مساءً👇@sabahan_masaa▪️کانال اصلی التجا👇@elteja▪️" صباحاً و مساءً "بشنویم مصیبتی را که او هر صبح و شام میبیند و خون میگرید!🎵 روایت هشتم: مجلسِ دارالاماره کوفه (قسمت1)...▪️کانال صباحاً و مساءً👇@sabahan_masaa▪️کانال اصلی التجا👇@elteja
نذر کریم اهل بیت#امام_حسن_علیه_السلام #قبرستان_بقیع#السلام_علیک_یا_حسن_مجتبی_علیه_السلام همینکه بغض، سر حنجره خراب شودخیال خاک تو در اشکِ دیده قاب شوداگر ز اشکِ غمت دل نمی شود آبادخدا کند که بپاشد ز هم،خراب شودحکایتی است حسن جان حدیث احسانتکه پای خوان تو حاتم گدا حساب شودبه شوق بوسه به دستت نشسته دُرّ و عقیقمگر یکی به نگاه تو انتخاب شودنمی رسد به بیان فضایلت عالمتمام صفحه تاریخ اگر کتاب شود صبا که بگذرد از تربت معطر تومشام عالم امکان پر از گلاب شودبه خاک پای گدایت دخیل می بندممگر دعای دلِ خسته مستجاب شودپر از خجالت و عجزم، ولی سرم بالاستغریبه پیش غریب، آشنا خطاب شودروا نبود نباشیم و جای ما شمعیکنار تربت تو قطره قطره آب شودکه گفته ابر، حریف چنین اَبَر نوری استکه گفته آب بقا میشود سراب شود؟! اگر به نام تو نان میخورم یقین دارمکه با تو برکت این سفره بی حساب شودجمل چکیده رزم تو بود و ثابت کردکه میشود شتری لقمه ی عقاب شود عجیب نیست دل سنگِ کوه، در سوگتگدازه برسر خود ریزد و مذاب شود اگر شراره کشد غربت تو در عالمتمام کون و مکان در غمت کباب شودقسم به قاسم و احلی مِن العسل گفتنکه مرگ تلخ به نام تو شهد ناب شود به ذره گر نظری اِبن بوتراب کندبه آسمان رود از شوق و آفتاب شود*#منصوره_محمدی_مزینانhttps://eitaa.com/delsorodehaye_mazinani
#امام_حسن_علیه_السلام ابر رحمت مینشیند بر سر دوش نسیمفصل باران است «بسم الله الرحمن الرحیم»ای حدیث حا و سین و نون تو آغاز حُسنالسلام ای پیش تو تسلیم، دلهای سلیمچشم هایم زادگاه ابرهای بی قراردستهایت آسمان رحمت از عهد قدیمدر هوای آستانت باز هم پر می زنم بال در بال کبوتر های بامت یا کریممعنی لا تقْنطوا مِن رحمةُ اللهی،حسنراه تو سیر الی الله و صراط المستقیمدر جمل، هوهوی تیغت می شود فتح الفتوحدر نیام صبر، صلحت میشود فوز العظیمپای صبرت درس پس داده است ایوب نبیقطره ای از حکمتت را برده لقمان حکیماز دمت شد صاحبِ اعجاز، عیسای مسیحبردن نام تو «شرحِ صدر» موسای کلیمباغ ها با عطر نام تو تنفس میکنندگل به شوقت سر درآورده ز جنات النعیماز غبار آستانت شعبه میسازد بهشت عالمی هستند زیر سایه ی مهرت مقیمواژه ها خیل گدایانند در توصیف توهر چه از حسن تو می گوییم کم میآوریم #منصوره_محمدی_مزینان@delsorodehaye_mazinani