نذر کریم اهل بیتای که مهرت مثل خون جاریست در شریان منبارها لطف تو را دیدم به چشم خویشتنای حدیث حا و…
انتشار: 2026/08/09 18:02 UTCدریافت: 2026/08/18 04:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 04:00 UTC
نذر کریم اهل بیتای که مهرت مثل خون جاریست در شریان منبارها لطف تو را دیدم به چشم خویشتنای حدیث حا وسین ونونتو تکرار حُسناحسن الاحسان بود تحسین نامت یاحسنپای تا سر، آیه های نور را آیینه ایانعکاس خطبه های حیدری، وقت سخندر میان جنگ تیغت بود میدان دار فتحدر نیام صلح، صبرت داشت رزمی تن به تن از قیام سرخ عاشورا ندیدم سبز تر صلح سبزت شد قیام دیگر ای خیبر شکندر دلم با خشت خشت جان خود میسازمشآن حرم را که نداری ای غریبِ در وطنآسمان چشمت اقیانوس اشکی موج خیزقلب تو آیینه دار مهر و صبر پنج تنهرکسی مجنون شد و سنگ تو را بر سینه زدمیشود بین گدایان حسینت، سینه زنگرچه سنگین است روی دوشمان داغ غمتدرد بار آورده ما را عاشقانی کوهکنبا هجوم تیرهای بی امان بر پیکرتهمزمان خون گریه میکردند تابوت و کفنهٌرم آه تو چهل سال است ثابت کرده است نسبتی دیرینه دارد جان تو با سوختنمن به در میگویم اما بشنود دیوار همخاطراتی تلخ دارد کوچه از سیلی زدنمی رسانی خیرها بر عالم و آدم ولیسالها خیری ندیدی از وفای مرد و زنحسن مطلع با تو بود و حسن مقطع با خودتور نه حسن تو کجا و این زبان لال من#منصوره محمدی مزینانt.me/delsorodehaye_mazinani