#قصیده#مدح#رسول_الله#امیرالمومنین_علیه_السلامرسیده موسم رحمت به حرمت بارانوزیده در دل صحرا نسیم ناف…
انتشار: 2026/08/11 15:49 UTCدریافت: 2026/08/18 04:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 04:00 UTC
#قصیده#مدح#رسول_الله#امیرالمومنین_علیه_السلامرسیده موسم رحمت به حرمت بارانوزیده در دل صحرا نسیم نافله خوانشکفته در دل صحرای بی سر و سامانگلی که داده جهان را به مهر خود ساماننسیم از نفحاتش نفس کشید و نشستبه روی دوش بهار و گذشت فصل خزان رسیده آیه اعجاز و خوانده نون و قلمبه نامی نامی احمد خلیفةُ الرحمنچه شاخه ها که به مدحش شکوفه سر داده چه چشمه ها که گرفته به شوق او جریاناشارتی ز کلیم و بشارت از عیسیمحمد عربی شد رسول جاویدان زبان از عطر گلاب محمدی سرشار همین که نام محمد رسد به صحن دهانکسی که در پی وصفش جماد ناطق شدکسی که در پی مدحش خرد شده حیرانبه آن جمال جمیلش قسم که درلولاک وجود بی بدلش شد دلیل خلق جهانحدیث سرمدی او رسیده تا افلاک قسم به آیه ی کوثر به هل اتی به دخان نشان به سوره ی طاها محمد و یاسین که آیه آیه گل است وشکفته در قرآنچنان که موج خروشان سیزده دریارسیده چشمه به چشمه به صحن آن دامانو سر زد از گل رویش دوازده خورشیددوازده گل خورشیدِ عالم امکاندوازده گل خورشید منجلی از عشقنخست فاطمه و آخرش امام زمان چقدر دور سرش شمس ما قمر دارداویس و مصعب و سعد و ابوذر و سلمانپیمبری که خدایش نیافریده مگربرای بذل محبت میان عالمیانبه جای ناله و نفرین دعا و نافله خواندبرای طایفه ای ک شکست از او دندانفقط نه یار شفیقش که دشمن او هم به مدح صوت بلیغش گشوده مهر زبانتمامی علما و تمام اهل عقولبه فهم بحر کلامش چو موج سرگردانبه جز جمال جمیلش که جلوه ای زخداست ندیده هیچ گلی را بدون خار انسانفلک ندیده به چشمش به روز و شب هرگزنه آفتاب و نه مهتاب اینچنین تابانکسی که نور خدا هم طواف کرد اورا چرا همیشه نگردد به دور او کیهان؟ یقین که تلخی کامم حلاوتش با اوست خوشا تلاوت نامش به هر زمان و مکانخوشا تلاوت نامش و بعد از آن نامیکه شیعه بعد خدا و رسول خود دراذانخوشا تلاوت نامی که اسم اعظم اوستکلید قفل تمام مقدّرات جهان نبی برای علی و علی برای نبیدو جسم بوده ولیکن دو جسم با یک جانکسی که داشت به بدر و به خندق و احزابیلی چو حضرت حیدر سپاه بی پایانعلی عالی اعلا، علی ولی الله که خارج است مقامش زهرچه فهم و بیانقسم که قدر خدا را فقط علی دادندشناخت قدر علی را فقط خود یزدان قسم به بذر شکفته به عشق او در خاکقسم به درِّمیان صدف شده پنهانعلی است آنکه حکومت برای او بودهشبیه چکه ی آبی ز بینی حیوانشبیه آتش و آب است، جمع اضداد استچگونه اش بنویسم نسیم یا طوفان؟به غیر قامت حیدر نمی خورد هرگزردای حق خلافت به قامت دگرانگشوده کعبه برایش چو مادری آغوشهم او که بسته از آغاز با خدا پیمانبه ذوالفقار چه حاجت که با ستیغ نگاهگرفته جان یلان را چو شیر در میدانقسیم نار علی و قسیم جنت علی هو العلی و هوالحق، هوالعلی میزانعلیست باقی و باقی علی است وجه الجلالبه آن دمی که شود «كُلُّ مَن عَلَيهَا فَان»نماد عدل و عدالت شکوه رافت و عشقطلایه دار دو عالم به قله ی ایمانستاره ای که درخشید روی شانه ی ماهو شام بتکده ها شد ز هیبتش ویرانستاره ای که درخشید و ماه مجلس شدتمام ،آینه ای حق نما و نور افشانفدای چشم سیاهش سپیدی چشممبه انتظار نگاهش سروده ام دیوانبه ذکر اشهد و انّ علی ولیُ اللهبلال باش و اذان گو و عاشقانه بخوانبخوان تو نام علی را الا بِذکرِ اللهبده قصیده ی دل را به دست نامه رسانبگو که وسع من این است و عذر من هم ایناگر ز من نپذیری دریغ و آه و فغاننجف که قبله قلبم شدی دعایی کنقدوم شاعر خود را به صحن خود برسان#منصوره_محمدی_مزینان#اشعار_آیینی_منظومه_آل_طاها @delsorodehaye_mazinani