اربعین_حماسه_مادران_حسینیدر حوالی جاده ی باراندسته ی زائران قدم به قدمکوله ی عاشقی گرفته به دوشهمگی…
انتشار: 2026/07/28 11:55 UTCدریافت: 2026/08/11 03:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 03:56 UTC
اربعین_حماسه_مادران_حسینیدر حوالی جاده ی باراندسته ی زائران قدم به قدمکوله ی عاشقی گرفته به دوشهمگی تحت امر یک پرچمابر پای پیاده آمده استباد هو میکشد به دور علمآسمان عاشقانه افتادهزیر پای مسافران حرم هر کسی باخودش چه آورده؟ یک نفر بغض و اشک و آهش رایک نفر روی دوش آوردهکوله ی کهنه ی گناهش رااز فراسوی موکب شهداروضه ی مادرانه می آیدقلبها ذره ذره می شکنداشکها دانه دانه می آیدناگهان در تب علی لالا روضه خوان نوحه ی عطش سر داد تا که در بین مادران حرفآب و گهواره و رباب افتادبغض یک مادر شهید شکستاشکهایش چکید دریا شدیا دوران جنگ افتاد ودر دلش روضه خانه برپاشد یک زن از همسرش به آرامی بچه اش را گرفت و هی نگریستنم نم او زیر سایه ی چادرکودکش رابه خواب کرد و گریستچشمش افتاد سمت گهوارهخسته و بی قرار و سردرگم سر روی زانویش گذاشت و گفت:چه کشیدی رباب روز دهم؟ای عروس سیاه پوش حسینکودک من فدای اصغر تومن کنیز تو هستم و پسرمنوکر روضه های همسر توکودکم را دعا کن ای بانوتا که قربان کودکت بشودمادری کن برای فرزندمبلکه سرباز کوچکت بشودبه تنش کرده ام لباس سیاهدر عزایت که روسفید شوداصغرم اکبری شود، روزی در رکاب غمت شهید شودروضه ی موکب علی اصغر آسمان را به لرزه میانداخت و حسین از علی اصغر هالشکری از علیه اکبر ساخت#منصوره_محمدی_مزینان