
محمد علی بهمنی قاجار وکیل دادگستری ، دکترای حقوق بین الملل دانشگاه تهران ، پژوهشگر تاریخ
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 42 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 42 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
اگر میتوانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه میشنیدیم؟صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟✍ تحریریۀ تاریخ دیروز📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش میپردازد و تلاش میکند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند.◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمیماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر میتوان فهمید این فضاها چگونه شنیده میشدهاند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، دادههای مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستانشناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است.🗒روند کار را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد: - ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشتهاند.- سپس تهیه نمونههای صوتی از کتابخانههای افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها.- در مرحله سوم، فایلها در نرمافزار Pro Tools کنار هم قرار گرفتهاند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر.همین نکته، اهمیت روششناختی مقاله را نشان میدهد. این پژوهشگر فقط نمیپرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه میپرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه میکردند و چه میشنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروهها و فعالیتهایی نیز جلب میکند که در منابع مکتوب کمتر دیده میشوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیتهای روزمره شهری.◽️مهمترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر میخواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار میشود درباره گروهها و فعالیتهایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده میشوند. از این نظر، چشمانداز صوتی میتواند حضور گروههایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گستردهتر میکند. دادههای محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبانشناختی میتوانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه میتواند به مطالعه تجربه زیسته انسانها در گذشته نیز بپردازد.در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازیشده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیهپردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتیای میتوانسته وجود داشته باشد و کدام بخشهای این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضیاند.◽️این رویکرد در امتداد پژوهشهای گستردهتری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار میگیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سالهای اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکانهای باستانی» و «مجله باستانشناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کردهاند. ◽️اهمیت این روش برای تاریخپژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمیشود. این رویکرد میتواند دامنه منابع و پرسشهای تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسانها نزدیکتر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، میتوان پرسشهای مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبههای زندگی حسی انسانهای گذشته نیز مطرح کرد.📎فایل صوتی بازسازیشدهای که خود مقاله بهعنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است. میتوانید آن را بشنوید و نمونهای از چشمانداز صوتی بازسازیشده ریواردشیر را تجربه کنید.@Dirooz_history#تاریخ_ایران #تاریخ_صوتی #چشمانداز_صوتی #باستانشناسی_صدا #تاریخ_دیجیتال #علوم_انسانی_دیجیتال
اگر میتوانستیم به یک شهر ساسانی گوش بدهیم، چه میشنیدیم؟🎧 این فایل، یک بازسازی صوتی از ریواردشیر، شهر ساسانیِ واقع در جنوب ایران است که دومیزیانا روسی برای مقالۀ Soundscapes of Eranshahr ساخته است. صداهایی که میشنوید ضبط واقعی از دوران ساسانی نیستند؛ بلکه پژوهشگر با استفاده از شواهد تاریخی، باستانشناختی و محیطی تلاش کرده تصویری از فضای شنیداری این شهر بسازد.جالبترین بخش فایل، گفتوگوهای میان آدمها باشد. در میان صداهای بازار، بندر و فضای شهری، مکالمههایی درباره خرید و فروش اسب، قیمت کالاها، پارچه، میوه و ادویه، تجارت مروارید و کالاهای وارداتی شنیده میشود. همچنین گفتوگوهایی کوتاه درباره بیماری، آب، غذا و زندگی روزمره در شهر وجود دارد.🗣 این مکالمات به زبانهای مختلفی از جمله فارسی میانه (پهلوی)، سریانی، ارمنی و یونانی بازسازی شدهاند تا چندزبانه بودن فضای شهری و تجاری ریواردشیر را به شنونده منتقل کنند.📌 به صداها که در پسزمینه شنیده میشوند دقت کنید. در پیام بعدی درباره این مقاله و اینکه پژوهشگر دقیقاً چگونه از شواهد تاریخی به این صداها رسیده است، بیشتر میخوانیم.@Dirooz_history
به کسانی که علاقه مند به یک بررسی دقیق و علمی و مستند در مورد نظام حقوقی دریای خزر هستند این مقاله عالمانه و محققانه استاد دکتر محمد علی موحد با عنوان : «در پیرامون نظام حقوقی دریای خزر جدال سعدی با مدعی بر سر خط موهوم آستارا- حسینقلی » که در مجله کانون وکلا منتشر شده است را پیشنهاد می کنم ، در این نوشتار ارزشمند خبری از طرح ایده هایی مانند سهم پنجاه درصدی نیست اما در ضمن مستندا ثابت شده است که ادعای مبتنی بر خط مرزی موهوم حسینقلی - آستارا نیز فاقد مبنای حقوقی است ، به باور استاد موحد ، ایران می تواند با تاکید بر انصاف به سهمی مناسب و منصفانه در دریای خزر ( کاسپین ) دست یابد ، این مقاله استاد موحد ، یکی از شاهکار های علمی و پژوهشی ایشان است و نحوه استدلال های حقوقی و دیپلماتیک و تاریخی استاد ، برای دانشجویان وداتش اموختگان حقوق و وکلای دادگستری و دیپلمات ها و مورخان و ….. می تواند بسیار آموزنده باشد .t.me/bahmanighajar
قتل فجیع و دلخراش ، مداح مرحوم حمید رجب زاده مانند هر جنایت دیگری محکوم و مردود است ،درباره کم و کیف این جنایت و انگیزه قاتلان هنوز مطلب مستندی ندیدم ، اما هرچه هست جامعه ایران باید به سمت خشونت زدایی و تکریم بیشتر حرمت جان و آزادی و شخصیت انسان پیش برود ، سلب حیات از هر انسانی ناگوار و تلخ است و شکنجه و مثله کردن یک جنایت ضد انسانی شنیع است اما شوربختانه در چند وقت اخیر از این جنایات کم ندیدیم ، ملت ایران اعم از توده مردم و فعالان سیاسی از طرفداران حاکمیت تا اپوزیسیون و نخبگان و حقوقدانان و قضات و حاکمیت ….. همگی در برابر تاریخ و وجدان یک مسولیت مشترک دارند و آن کاستن از سطح خشونت در جامعه و نفی همه اشکال بی رحمی و قساوت و نقض کرامت انسانی از سوی هرکس و با هر توجیه و انگیزه و نیرومند سازی فرهنگ مدارا و گذشت در مقابل ایده انتقام و نابردباری است.t.me/bahmanighajar
سهم ایران در دریای خزر وکنوانسیون دریای خزر در مورد کنوانسیون خزر یک نکته باید بگویم ، فارغ از ایرادات فنی وحقوقی وارد به کنوانسیون ، سهم کشورها از جمله ایران اصولا در این کنوانسیون . مشخص نشده و کنوانسیون ابدا در مورد تعیین سهم کشورهای ساحلی نیست…تکمیلی درباره حقوق ایران در دریای خزرنکته ای که درباره سهم ایران در خزر و کنوانسیون دریای خزر مهم است مساله اشاره کنوانسیون به پذیرش توافقات دوجانبه کشورها در تعیین حدود است ، در ماده ۸ کنوانسیون آمده است: تعیین حدود بستر و زیربستر دریای خزر به بخشها باید از طریق توافق بین کشورهای با سواحل مجاور و مقابل، با در نظر گرفتن اصول و موازین عموما شناخته شده حقوق بینالملل به منظور قادر ساختن آن دولتها به اعمال حقوق حاکمه خود در بهرهبرداری از منابع زیربستر و سایر فعالیتهای اقتصادی مشروع مرتبط با توسعه منابع بستر و زیربستر انجام شودهم چنان که می بينيم تعیین حدود بستر و زیر بستر با توافق کشورهای با سواحل مجاور و مقابل، باید با در نظر گرفتن اصول و موازین عموما شناخته شده حقوق بینالملل ، انجام می گیرد بنابراین به طور کلی توافق بین ترکمنستان و آذربایجان نمی تواند نافی حقوق ايران باشد، اما چون تعیین حدود آذربایجان و ترکمنستان بدون رعایت حقوق ايران و حدود سرزمینی مورد ادعای ایران انجام گرفته است . سکوت درباره این موضوع و یا عدم تعیین حدود ایران با دو کشور مذکور تا پیش از تصویب کنوانسیون می تواند شائبه اعتبار بخشی توافقات دو جانبه آنان را ایجاد کند، اگرچه ایران می تواند ادعا کند که باتوجه به عدم مرز بندی دریایی بین ایران با ترکمنستان و آذربایجان، تحدید حدود دو کشور اخیر با یکدیگر مورد پذیرش ایران نیست و تصویب کنوانسیون هم بدین معنا نیست ، اما در هر حال تصویب کنوانسیون تا پیش از تعیین حدود کامل و دقیق ایران با ترکمنستان و آذربایجان در بستر و زیر بستر ، می تواند تمامیت ارضی ما در خزر را در معرض خطر قرار بدهد و منجر به تفسیر هایی مبنی بر پذیرش حدود ادعايي ترکمنستان و آذربایجان گردد ، اقدامی که آشکارا مغایر با تمامیت ارضی ایران است .بنابراین چنین اقدامی خطای بارز و خسارت محض خواهد بود و باید از آن اجتناب کرد .لازم به یادآوری است که ادعای سهم ۵۰ درصدی کاملا بی اساس بوده و اگر ایران در تعیین سهم بستر و زیر بستر بتواند حقوقی در مناطق نفتی و گازی بالاتر از خط فرضی حسینقلی و آستارا نصیب خود نماید ، چنین اتفاقی یک دستاورد بزرگ در جهت منافع ملی ایران و حتی به نوعی توسعه سرزمینی ایران خواهد بود . در مقابل هر اقدامی که ما را به سمت پذیرش ضمنی خط موهوم حسینقلی و آستارا سوق بدهد یک خدشه اساسی به تمامیت ارضی ایران است. t.me/bahmanighajar
سهم ایران در دریای خزر وکنوانسیون دریای خزر در مورد کنوانسیون خزر یک نکته باید بگویم ، فارغ از ایرادات فنی وحقوقی وارد به کنوانسیون ، سهم کشورها از جمله ایران اصولا در این کنوانسیون . مشخص نشده و کنوانسیون ابدا در مورد تعیین سهم کشورهای ساحلی نیست و شایعه در مورد کاهش سهم ایران در خزر براساس این کنوانسیون کاملا بی ربط و بی پایه است سهم کشورها براساس تعیین میزان مالکیت آنان بر بستر و زیر بستر دریا مشخص می شود که کنوانسیون اصولا وارد این موضوع نشده است . t.me/bahmanighajar
یکصد و بیستمین سالگرد مشروطیت خجسته و گرامی باد امروز بعد از صد و بیست سال از مشروطیت می توان گفت که ناسیونالیسم و حقوق شهروندی و حاکمیت قانون به عنوان بزرگترین آرمان های مشروطیت هم چنان راهکار اساسی در پیشاروی ایران آینده هستند، صد و بیست سال پس از مشروطیت و باوجود گذر کردن از دو کودتا و روی کارامدن رژیم کودتایی پهلوی که در عمل مشروطیت را تعطیل کرده بود و علی رغم انقلاب پنجاه و هفت و تجربه چهل و هفت سال پس از آن ، می توان گفت هنوز آرمان های مشروطیت نه تنها زنده و پویا بلکه تنها راه حل برای آینده ایران هستند .سه بار تجاوز اجنبی به ایران در یک ساله گذشته و شکست مفتضحانه ایده جنگ رهایی بخش و حمایت خارجی از سویی و حوادث تلخ و جانگداز دی ماه از سویی دیگر نشان می دهد که بازهم استقلال و عدم مداخله بیگانه در امور داخلی به همراه احترام به آزادی و حقوق شهروندی و حرمت قائل شدن برای جان و مال و حیثیت انسان ایرانی تنها نسخه شفا بخش برای ایران امروز است .t.me/bahmanighajar
قهرمان ملی ، مصدق یا فروغی ؟ شخصی در مصاحبه ای ادعا کرده که نسل جدید ، مصدق را دوست ندارد و قهرمانش فروغی است .فروغی نماد تسلیم و سرسپردگی در برابر زور است چه زور داخلی باشد و چه خارجی عصاره حیات سیاسی فروغی این است که بدون هیچ گونه خط قرمز و اصول وپرنسیب باید در خدمت قدرت بود حال آن قدرت ناصرالدین شاه باشد یا محمدعلی شاه یا رضاشاه تفاوتی نمی کند ، دیکتاتور اگر قتل کند فروغی قتلش را توجیه می کند اگر زندانی کند اگر مشروطیت را تعطیل کند و یا اموال مردم را مصادره کند فروغی باز با افتخار کارگزاری اش را می کند فروغی پا انداز قدرت است و این قدرت اگر زور خارجی متجاوز هم باشد تفاوتی نمی کند ، شوروی فیروزه را می خواهد فروغی استرداد آن را مسکوت می گذارد شوروی شیلات می خواهد فروغی دوان دوان لایحه شرکت شیلات را تنظیم می کند ، ترکیه آرارات را می خواهد ، فروغی با واسطه گری برایش ارارات را جور کرده ودر سینی تقدیم می نماید ، از سرسپردگی به بریتانیا دیگر بگذریم که رضاشاه و خود انگلیس ها هر دو به خوبی فروغی را عنصر وفادار انگلیس می دانستند .سخنرانی فروغی در مقام نماینده کابینه سردارسپه در مجلس پنجم در دفاع از حکومت نظامی جالب است می گوید دولت باید قدرت خود را به مردم نشان بدهد او نظریه پرداز استبداد و سرسپردگی و تسلیم در برابر زور است .مصدق درست نقطه مقابل فروغی است نه ذره ای به استبداد داخلی سر فرود میاورد و نه کرنشی در برابر استیلا خارجی می نماید ، سیاستمدار لجوج این قدر تعصب ملی دارد که نمی گوید بگذار حداقل در معرکه با بریتانیا و امریکا تا حدی شوروی را راضی نگه دارم نه خیر بدون فوت وقت شیلات را ملی کرده و شوروی ها را اخراج می کند و پرونده بازگشت فیروزه را به جریان می اندازد به همان ترتیب نه با مجلس کبرای دولتی محمد علی شاه همکاری می کند و نه وزیر رضاشاه می گردد نه نخست وزیر مطیع محمدرضاشاه و نه حتی به یاران خودش در جبهه ملی باج می دهد نه مثل شاه می خواهد دل روحانیت را بدست بیاورد نه اهل سازش با کاشانی است و نه حتی به فرمان بروجردی ؟! آری او مصدق است و بدا به حال نسلی اگر که الگویش را از مصدق به فروغی تغییر داده باشد .t.me/bahmanighajar
کنوانسیون دریای خزر تا هنگامی که سهم ایران در بستر و زیر بستر دریای خزر دقیقا مشخص نشود و به عبارتی دیگر مرزهای ایران با آذربایجان و ترکمنستان در دریای خزر تعیین نگردد ، تصویب کنوانسیون خزر اشتباه بزرگی است. این ادعا در همان زمان امضای کنوانسیون یعنی در هشت سال پیش هم مطرح بود که کار تعیین حدود ایران با آذربایجان و ترکمنستان به مراحل نهایی رسیده است اما تاکنون که خبری نشده است . بدون تعیین حدود ایران با آذربایجان و ترکمنستان و عدم تعیین سهم ایران از بستر و زیر بستر دریای خزر ، کنوانسیون خسارت محض است و تنها می تواند به تعیین حدود صورت گرفته میان ترکمنستان و آذربایجان که با تجاوز به حدود سرزمینی ما بوده است ، اعتبار بیشتری ببخشد ، ضمن این که کنوانسیون با پذیرش امکان انتقال خطوط انرژی در واقع نوعی تسهیل کننده دور زدن مسیرهای ترانزیتی ایران و یاری کننده به خفگی ژئوپلیتیک کشور است مع الوصف اگر آذربایجان و ترکمنستان به چارچوبی منصفانه یرای تعیین حدود با ایران راضی شدند ، تصویب کنوانسیون می تواند مد نظر قرار بگیرد ، بهترین کار برای ایران اینست که تصویب کنوانسیون را منوط و مشروط به تعیین حدود بستر و زیر بستر میان ایران با ترکمنستان و آذربایجان نماید و رسما اعلام کند که تا پیش از تعیین حدود کامل و دقیق در بستر و زیر بستر ، کنوانسیون را تصویب نخواهد کرد ، بدین ترتیب ممکن است خود این مساله تصویب کنوانسیون تبدیل به حربه ای برای ترغیب ترکمنستان و آذربایجان جهت تعیین حدود منصفانه خزر گردد.t.me/bahmanighajar
بخش دوم سر آخر که چی ؟!با بی اعتمادی به حقوق بینالملل و تلاش برای اعمال نظر خودمان درمورد هرمز به دنبال چی هستیم ؟ جهان به ما تمکین کنه و بگوید هرمز براساس آن چه شما می خواهید اداره شود ؟ جدای از این که چنین ایده ای بر فرض تحقق هم ارزش افزوده ای برای ما ندارد ، تحقق آن بسیار بعید خواهد بود یا به سمت جنگی تمام عیار با خطر مورد اصابت قرار گرفتن با بمب اتم یا تخریب زیر ساخت های انرژی برویم ؟ یا این که مساله همین جور رها شود ، هرمز مسدود و ایران در محاصره دریایی باشد ؟ آیا این گونه ، منافع ملی برای ایران محقق می شود و ایران به امنیتی پایدارتر و اقتصاد و جامعه ای توسعه یافته تر نزدیک می گردد یا از این آرمان ها دور تر خواهد شد ؟!t.me/bahmanighajar
چرا آمریکا و اسرائیل حقوق بین الملل را نقض کنند و ما به حقوق بین الملل پایبند باشیم ؟بخش اول این پرسش در چند وقت اخیر به کرات تکرار شده است و پاسخ های روشنی دارد که در ذیل به آن اشاره می کنیم :۱. نقض حقوق بین الملل به امریکا و اسراییل کمکی نکرده بلکه به آنان آسیب زده است نمی دانم چگونه می شود مدل حکمرانی فرد مخبط و نادانی هم چون ترامپ را به عنوان یک مدل خوب حکمرانی در نظر گرفت ونتیجه گیری کرد چون او پروازی از نقض حقوق بین الملل ندارد پس ما هم یاد بگیریم و حقوق بین الملل را نقض کنیم ، در واقع ترامپ وبدتر از آن نتانیاهو اینه عبرت هستند نه الگو و مدل حکمرانی ترامپ از موارد نقض حقوق بین الملل هم چون حمله به کشور خودمان و یا تهدید به نقض حقوق بین الملل هم چون : طرح بحث الحاق گرینلند و کانادا چه دستاوردی جز بی ابرویی و خسارت و پشیمانی داشته که ما نیز غزه می شویم و می گوییم به به ما هم یاد بگیریم حقوق بین الملل را نقض کنیم !!!!! اگر نقض های حقوق بین الملل ترامپ دستاوردی داشت پس چرا آدم نسبتا عاقلی مانند بایدن تا بر سر کار آمد مجددا به تعهدات بین المللی ترامپ بازگشت ؟!بدتر از ترامپ، سرنوشت نتانیاهو و بلایی است که او بر سر اسرائیل آورده ، نتانیاهو در این سالها اسراییل را به منفور ترین ومنزوی ترین کشور جهان تبدیل کرده وخودش هم که تحت تعقیب بین المللی است چنین جنایتکار ورشکسته ای چه نمادی از توفیق در سیاست خارجی است که رویکرد ضد حقوق بین المللی او را الگو بگیریم ؟!!۲.زور تنها بدیل حقوق بین الملل در شرایطی که شعارهای نفی حقوق بین الملل با صدایی رسا مطرح می گردد به این نکته بدیهی توجه نمی شود که زور تنها بدیل برای حقوق بین الملل است یعنی اگر حقوق بین الملل را به کناری بگذاریم تنها عنصر تعیین کننده در روابط بین الملل زور خواهد بود ، شاید در پاسخ بگویند که مگر الان هم زور تنها عنصر تعیین کننده در روابط بین الملل نیست در پاسخ باید بگویم ، خیر ، قبول که زور عنصر اصلی در نظام بین الملل است اما همه چیز نیست که اگر همه چیز بود امروز همین امریکا مدت ها بود به ما بمب اتم زده بود یا زیر ساخت ها را مورد هدف قرار می داد ، اگر زور همه چیز بود الان سالها بود که الحاق کربمه به اوکراین مشروعیت بین المللی گرفته بود و یا قطر در محاصره همسایگانش تسلیم و منکوب شده بود و بدتر از همه اگر زور تنها عنصر روابط بین الملل بود ، فلسطین و ایده فلسطین مستقل به طورکامل از بین می رفت چه بسا اگر صرفا زور عنصر تعیین کننده بود ، الان سالها بود که نه تایوانی وجود داشت نه حتی ارمنستانی در برابر ترکیه و نه گرجستانی در برابر روسیه و نه افغانستانی در برابر پاکستان ، اگرچه در این عوامل صرفا حقوق بین الملل تاثیر گذار نیستند، اما حقوق بین الملل در همگی این ها کم تاثیر نیست اگر زور بود و زور قبرس شمالی رسما ضمیمه ترکیه شده بود و …اوستیای جنوبی جزیی رسمی از نقشه روسیه گردیده بود .پس اگرچه نمی توان موقعیت فرادست و اصلی زور را انگار کرد اما نمی توان اهمیت حقوق بین الملل را نیز یکسره به کناری نهاد و به ایده سلطنت مطلق زور گردن نهاد .۳. جهان بدون حقوق بین الملل برای کشورهایی مانند ایران ترسناک استاصول کلاسیک و بنیادین حقوق بین الملل مانند منع مداخله در امور داخلی کشورها و منع تجاوز و احترام به استقلال و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورها همگی به سود کشورهای ضعیف تر و کشورهایی مانند ایران بوده که به طور تاریخی تحت تهاجمات خارجی و در معرض تهدید و تجزیه و ….. بودند ، تضعیف حقوق بین الملل بیش از هر چیز به زیان ایران است بنابراین ما به جای انکار حقوق بین الملل یا نادیده گرفتن آن باید در اندیشه تمسک به حقوق بین الملل برای صیانت ازحاکمیت ملی خود باشیم ، این که بگوییم چون امریکا و اسراییل به ما حمله کردند و اصل منع تجاوز را که بنیادین ترین اصل حقوق بین. الملل است زیر پا گذاشتند پس حقوق بین الملل وجود خارجی ندارد یا نقض آن اهمیتی ندارد ، تمکین به منطق تجاوزگرایانه طرف مقابل نیست ؟!!۴.ناعادلانه بودن نظم بین المللی نافی ضرورت نقش آفرینی در آن نیست نظم بین المللی برآمده از منشور ملل متحد که اساس و مبنای حقوق بین الملل نیز هست بر پایه زور و با هدف تامین صلح و امنیت بین المللی ایجاد شده است و عدالت در آن نقشی ندارد ، اما این نظم حاکم است و ما باید یا علیه آن طغیان بکنیم ، یا در برابرش منفعل باشیم و یا بخواهیم در آن به طرز موثری نقش آفرینی بکنیم ، رویکرد جدید که ادعا می شود حقوق بین الملل ارزشی ندارد و نباید به قواعد آن تمکین کرد در عمل ما را به سمت ناسازگاری با نظم بین المللی سوق خواهد داد و در نهایت به انزوا بیشتر ما منجر می شود .t.me/bahmanighajar
خدا را شکر خطر فعلا رفع شد به امید دستیابی به صلح پایدار پاینده ایران زنده باد صلح سایه شوم جنگ و خونریزی از میهن مان دور باد .
نگرانی برای ایران این ساعت ها بسیار برای ایران نگرانم شبیه قبل ۹ اسفند و پارسال و الیته چند بار دیگری که ترامپ تهدیداتی را کرد ولی عملی نشد و خوشبختانه به خیر گذشت اما آن دو باری که جنگ سراسری شد و نیز در چند روز اخیر که بار دیگر شعله جنگ مشتعل شده است ، حسم شبیه این کلام امام حسین است پس از شهادت حضرت ابوالفضل الان انکَسَر ظَهري و قَلَّت حيلتي و شَمِتَ بى عدوّي».اکنون کمرم شکست. چاره ام به کاستي رفت، و دشمن من زبان به سرزنشم گشود.این کلام را خیلی دوست دارم خیلی زیبایی توام با غم و اندوه و مردانگی و رشادت دارد همگی این ها را با هم تداعی می کند و الان ایران ما غریب و مظلوم و تنها است و دشمنان جرار و دوستان نادان و ما و خدایی که ما را بس است و ایران را از دشمنان خود محافظت خواهد فرمود. t.me/bahmanighajar
در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جلال آلاحمد : «شاید راست باشد که اگر عثمانیان پیروز می شدند یا اگر صفویان در زیر لوای تشیع ساز جداگانه ای نمی نواختند در این صورت ولایتی از ولایات خلافت عثمانی…ادعای اصلی این است که شریعتی در مجموع در گفتمان ملی قرار می گیرد و نمونه هایی از تعلقات وی به ایران باستان و فردوسی و حتی هم صفویه و نیز مصدق نشانه ای از ملی بودن وی به شمال می رود حتی یکی از دوستان این فراز از سخنان شریعتی درباره صفویه را برایم ارسال کرد :«به نسبتی که برای ملت ایران اختناق به وجود میآورند، تشیع رسوخ میکند و نهضت صفویه میوهای است که این درخت دارد. بنابراین صفویه یک دورهٔ تازه را با زمینهای که قبلاً داشته به وجود میآورد که بعد میتواند با دولت عثمانی مقابله کند. صفویه یک قدرت معجزهآسای ملی است که با جهانبینی تازه میتواند هر قدرتی را به خاک برساند.»اجازه دهید این استدلال دوستان را هم نپذیرم و بگویم کلیت سخن و گفتمان شریعتی ضد ملی است در واقع گفتمان ضد ملی است که سویه های ملی هم در آن دیده می شود . نقدهای دیگر هم بود مانند این که الان دوستداران شریعتی در سپهر نیروهای ملی و مخالف تجاوز به کشور هستند و منتقدین شریعتی بیشتر در اردوگاه ویرانی طلبان و……که این ها اگرچه مبتنی بر واقعیاتی هست اما نمی توان آن را به طور مطلق پذیرفت ولی در مجموع اگر هر تفکر هر جریان فکری با هر پیشینه و زمینه ای امروز در چارچوب گفتمان ملی گرایی شهروند مدار باشد و از گفتمان ویرانی گرایی فاصله بگیرد ، چنین گفتمانی را می توان ایران گرایانه و مفید به حال ملک و ملت ایران دانست .ولو در داوری های مان نسبت به شخصیت های تاریخ معاصر ایران تفاوت های عمده ای وجود داشته باشد .
در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جلال آلاحمد : «شاید راست باشد که اگر عثمانیان پیروز می شدند یا اگر صفویان در زیر لوای تشیع ساز جداگانه ای نمی نواختند در این صورت ولایتی از ولایات خلافت عثمانی…از دیشب خیلی از دوستان به این یادداشت کوتاه من نقد های متعددی وارد کردند ، عمده این نقدها بر چند محور ذیل بود :۱. معادل انگاشتن شریعتی و آل احمد و نتیجه گیری کردن از سخن ال احمد برای قضاوت در باره شریعتی این نقد تا حدود زیادی از منظر روش شناسی وارد است اما نگاه شریعتی و آل احمد به خصوص در این موضوع خاص اگر نگوییم واحد و یکسان است ، بسیار به هم نزدیک است ، شریعتی هم مانند ال احمد بسیار ضد صفوی بود و می توان گفت علایق پررنگی به ایده خلافت و عثمانی ها داشت ، برای نمونه در جایی می نویسد : تا پیش از صفویه ایران قلب فرهنگی جهان اسلام بود و علمای اسلامی ما از شمال آفریقا تا چین ، در مسیر جنبش های فکری و جریانهای علمی و تبادل و تفاهم فرهنگی مداوم بودند و دایره ی تشعشع اندیشه متفکران ایرانی تمامی شرق را شامل می شد و هم چون سرچشمه ی جوشانی از فکر و فرهنگ ، ایران از غرب تا مصر و از شرق تا چین را سیراب می ساخت و تصادفی نبود اگر در دربار ترکان عثمانی هم به فارسی شعر می سرودند و زبان رسمی و علمی و ادبی شبه قاره ی عظیم هند فارسی بود و در اصطلاحات مذهبی مسلمانان تا خاور دور فارسی بسیار شنیده می شود و حتی نام کوچه ها و خیابان های زنگبار هم اکنون نام های فارسی است و کتابخانه های اسلامی در سراسر جهان از آثار علمای اسلامی ایران انباشته است ، آن چنان که گویی فرهنگ و علوم اسلامی را رسالتی بوده است که متفکران ایرانی بدان مبعوث بوده اند ، اما پس از صفویه که ایران به نام تشیع ، درهای خود را به روی دنیای اسلامی بست و تنها یک دریچه باز گذاشت و آن هم به روی اروپای مسیحی ، فرهنگ اسلامی هم چون رودی که در حوضچه ای فرو ریزد و بایستد ، به رکود گرایید و از تکاپو ایستاد و فقیر ماند و جهان بینی تنگ شد و تعصب ها شدت یافت و روحیه فرقه ای شد و بینش قشری و علوم تنها در کار حاشیه نویسی و نقل قول و تکرار مکررات . برخی شکفتن نبوغ هایی چون ملا صدرا و علامه دوانی و میرداماد و شیخ بهایی را دلیل نقض این نظریه می آورند ، این درست است که در این هنگام ما پیشرفت های درخشانی در فلسفه و اصول و سیاست داخلی و تکنیک و هنر داشته ایم ، ولی سیاست درهای بسته و در گلیم خود پیچیدن ؛ سیاستی نیست که بی درنگ آثار رکود را ظاهر سازد بلکه غالبا تحت تاثیر نیروی روحی اولیه ای که این در خود فرو رفتن هم ازمظاهر آن است ، موج های بلندی بر می خیزد که ازعناصر و مایه های موجود که هنوز غنی و متنوع است تغذیه می کند ، ولی هم چون درختی که در گلدان می روید ، این شکوفایی دیری نمی یابد و پس از تغذیه ذخیره ی غذایی اش ، به پژمردگی و مرگ رو می کند … پا در گلیم خود پیچیدن و درها را بر روی هر نسیمی که در جهان می وزد بستن و از هر چه در ورای ما می گذرد بریدن ، نتیجه اش فقر معنوی و مادی و رکود اجتماعی و ناچار جمود ذهنی و توقفی که در آن ، تنها تعصب های ارتجاعی و کهنه پرستی و تنگ نظری های بومی رشد می کند که ثمره نهایی آن ، دور افتادن از زمان و صحنه جهان است. » شریعتی مجددا درباره ی این انحطاط یادآور می شود : « …اما صفویه از این فرهنگ و از این میراث پر از خون و تلاش و جهاد و ایثار و آگاهی و مسئولیت و حرکت ، دستمایه ای برای ایجاد یک قدرت خشن سلطنتی و قومی و نظامی متعصبانه ، برای تحکیم قدرت حکومتش بر توده و استخدام ایمان توده در مبارزه با قدرت عثمانی ها و هم دستی با توطئه سازان مسیحیت اروپایی که از قدرت اسلام در اروپای شرقی و سلطه اش بر مدیترانه به هراس افتاده بود و زخم های کاری خورده بود ، بر گرد ایران و تشیع حصاری سیاه بر افراشت و از ما و فرهنگ ما جزیره ای ساخت که با تاریخ اسلام و با قرآن وبا دنیای اسلامی قطع رابطه کرد و طبیعی است که پس از چند سال درون این حصار به جمود ، جهل و رکود مرگبار و انحطاط وحشتناک دچار شد و به مرحله ای از ارتجاع و انجماد رسید که مترقی ترین دعوت انقلابی تاریخ به شکل یک فرقه متعصبانه بسته منجمد و ظاهر پرست ، که تنها به درد سیاست بازان و قداره سازان می خورد ،در آمد »۲. عدم توجه به آثار مثبت شریعتی دوستانی نقد کردند که شریعتی از منظر اجتماعی شدن دین و ترغیب جوانان دیندار به در خدمت اجتماع قرار گرفتن موثر بود ، به عبارتی دیگر دینداری را از خشک مقدس بودن و صرف تعبد و مناسک و شعائر خارج ساخت و به آن مفهومی انسانی و اجتماعی بخشید ، این نقد را می فهمم ولی باز در مقابل مضرات شریعتی در ارائه یک گفتمان دلبخواهی و تحریف امیز و البته انقلابی ناچیز می بینم .خدمت دیگر شریعتی از نظر برخی دوستان ، سوق دادن جوانان از دین سنتی به نوعی روشنفکری دینی است باز هم منکر نیستم اما در مقابل ضررهای پیش گفته کم اهمیت می بینم .۳.عدم توجه به سویه های ملی شریعتی
در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جلال آلاحمد : «شاید راست باشد که اگر عثمانیان پیروز می شدند یا اگر صفویان در زیر لوای تشیع ساز جداگانه ای نمی نواختند در این صورت ولایتی از ولایات خلافت عثمانی…متن دقیق ال احمد این است نقل قول قبلی دقیق نبوده و تصحیح شد و متن اشتباه اضافی حذف گردید ، اگرچه از نظر محتوایی هر دو بسیار نزدیک بودند ولی رسم امانت داری است که مطلب غلطی را منتشر نکنیم .
در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جلال آلاحمد : «شاید راست باشد که اگر عثمانیان پیروز می شدند یا اگر صفویان در زیر لوای تشیع ساز جداگانه ای نمی نواختند در این صورت ولایتی از ولایات خلافت عثمانی بودیم، ولی مگر نه این است که اکنون ولایتی از ولایات غرب شدهایم!»تصور نمایید صدها سال مقاومت میهنی و موجودیتی ایرانیان در برابر عثمانی ها که پیشتر هم ریشه در سده ها مقاومت آنان در برابر ادغام در خلافت بود را این گونه کم اهمیت می نماید و مقاومت کشور خود در برابر یکی از جرار ترین نیروهای اجنبی را به سخره می گیرد ، فرض کنید صدها سال دیگر کسی پیدا شود و درباره دفاع مقدس ایرانیان در جنگ با صدام چنین سخن بگوید ؟؟!!!آیا ملت ایران نباید یک بار برای همیشه از شر این میراث فکری رها یابد ؟!! t.me/bahmanighajar
در مورد نقد غنی نژاد به علی شریعتی ، نظرم به نظر غنی نژاد نزدیک تر است . شریعتی آسیب های زیاد وجبران ناپذیری به جامعه ایرانی وارد کرده است ، پاسخ خشمگینانه و طبق معمول با کلام مغلق و غیر قابل درک سروش به غنی نژاد هم ، خدشه ای به اساس استدلالات غنی نژاد…درباره شریعتی و غنی نژاد در تکمیل این یادداشت کوتاهم در دفاع از کلیات نگاه غنی نژاد به علی شریعتی باید اشاره کنم که ایراد اصلی وارد به شریعتی ، لطمه اساسی وی به پیوند میان ایران و تشیع بوده است ، رویکرد شریعتی و به ویژه اصطلاح شیعه صفوی او را می توان ایرانی زدایی از تشیع دانست که طبیعتا به شیعه زدایی از ایران گرایی هم منجر می شود از این جهت می توان گفت ایده ها و افکار شریعتی منتج به آسیب های جدی و جبران ناپذیری به هویت ایرانی شده است و حذف میراث وی از هویت فرهنگی ایران یک بایسته شایسته است .
دو راهکار درباره هرمز به نظر من بهترین راهکار برای هرمز همان بازگشت به وضعیت قبل از نهم اسفند است و برای این ادعا دلایل زیادی دارم که پیشتر هم به برخی از آنان اشاره کردم ، اما اگر در حاکمیت ایران این اجماع به وجود آمده است که اعاده این وضعیت ممکن است خطر امنیتی برای ایران ایجاد کند دو راهکار به نظر می رسد : ۱- ایران ترتیبات موقتی برای یک بازه زمانی مشخص پیشنهاد کند و اعلام نماید چون به تازگی دو بار مورد تجاوز قرار گرفته است تا یک مقطع مشخص مثلا سه ماه یا شش ماه یا اصلا یک یا سه سال باید ایران بر همگی رفت و امدها در هرمز نظارت داشته باشد تا در منطقه صلح پایدار حاکم گردد .۲. ایران ترتیبات امنیتی دسته جمعی با کشورهای حاشیه خلیج فارس را پیشنهاد کند ، بر این اساس چون تنگه هرمز ، دریای آزاد را به خلیج فارس که یک دریای نیمه بسته است وصل می کند، دولت های حاشیه خلیج فارس می توانند با اجماع ، خلیج و تنگه را غیر نظامی اعلام کنند ( چون رفت و آمد کشتی نظامی بدون درخواست دولت های حاشیه خلیج فارس هیچ توجیهی ندارد ) در این چارچوب همگی دولت های حاشیه خلیج فارس می توانند تعهد کنند که تنگه هرمز و کل خلیج فارس را غیر نظامی کرده و از رفت و آمد هر کشتی نظامی در تنگه و خلیج فارس جلوگیری نمایند . چنین ترتیباتی اگر با اجماع هر هشت کشور حاشیه خلیج فارس باشد ، با حقوق بین الملل مغایرتی ندارد . t.me/bahmanighajar
ایران و هرمز و جنگ بخش سوم و پایانی کلام آخر : سودای اخذ عوارض از تنگه هرمز یا کنترل بیشتر از حقوق بین الملل بر تنگه هرمز می تواند یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ سیاست خارجی ایران باشد چنین سودایی هزینه ای بی مورد است هیچ منفعتی را عاید ایران نمی سازد به هیچ درد ما نمی خورد به موقعیت ترانزیتی ما آسیب می زند و اعتماد همسایگان و جهان به کریدورهای ایرانی را از بین می برد ، اهمیت راهبردی هرمز را کاهش می دهد ، راههای جایگزین برای هرمز را تقویت می کند ، هم مخالف حقوق بین الملل است و هم مغایر منافع ملی ایران و هم کسر شانی است برای جایگاه تاریخی ایران و هم مخل موقعیت جغرافیایی و ترانزیتی ایران ، خلاصه سر تا پا ضرر است و هیچ منفعتی نیز ندارد . با همگی این ها ما تا آخر کنار ایران هستیم و اگر تجاوزی به ایران صورت بگیرد تا پای جان در کنار وطن هستیم .انتخاب ما مشخص است : حفظ صلح پیشگیری از جنگ و در نهایت و در صورت بروز جنگ ، تحت هر شرایطی : ایستادن در کنار وطن و در برابر دشمنt.me/bahmanighajar
ایران و هرمز و جنگ بخش دوم اما در شرایط جنگی چهار فرض است :مسیر عادی در شرایط صلح از دریای سرزمینی ایران باشد و کشتی ها در دوران جنگ از همین دریای سرزمینی بخواهند عبور کنند ، ما می توانیم ممانعت کنیم مسیر عادی در شرایط صلح از دریای سرزمینی ایران باشد ولی کشتی ها در دوران جنگ از دریای سرزمینی عمان بروند ، ما در عمل می توانیم ممانعت کنیممسیر عادی در شرایط صلح از دریای سرزمینی عمان باشد و کشتی ها در دوران جنگ از دریای سرزمینی ایران عبور کند که اولا بسیار مستبعد است ثانیا باز ما می توانبم ممانعت کنیم مسیر عادی در شرایط صلح از دریای سرزمینی عمان باشد و کشتی ها در دوران جنگ از دریای سرزمینی عمان عبور کند ، باز ایران در دوران جنگ می تواند ممانعت کند .در یک کلام کنترل عبور و مرور کشتی ها در تنگه هرمز در دوران صلح به هیچ درد ما نمی خورد و در دوران جنگ ما می توانیم در هر حالت ممانعت کنیم . پس این که مسیر عبور و مرور کشتی ها در تنگه هرمز از شمال یا جنوب تنگه باشد ، نه هیچ مزیت ژئو پلتیکی برای ایران ایجاد می کند و نه هیچ مزیت ژئوپلتیکی را از ایران سلب می کند.چهار نکته هم در این میان وجود دارد:۱. تا سال ۱۹۷۹ مسیری مشابه مسیر جنوبی که اخیرا از طرف عمان معرفی شده به عنوان مسیر بین المللی مورد استفاده بوده که در این سال ، عمان خودش از imo سازمان بین المللی دریانوردی خواسته تا مسیر تغییر پیدا کند به مسیر جدید در شمال دریای سرزمینی عمان ونزدیک به دریای سرزمینی ایران ۲. کشورها اصولا علاقه ای به عبور مسیر کشتیرانی از کشورشان ندارند یعنی این مساله نه تنها یک مزیت ژئوپلتیک و امتیاز سیاسی یا اقتصادی محسوب نمیشه بلکه اصولا چیزی جز دردسر نیست و در دنیا بر سر نخواستنش دعواست کما این که ایران هم هیچ وقت تا پیش از جنگ اخیر علاقه ای به تغییر مسیر از بخش عمانی به بخش ایرانی نداشت.۳. عمان مسیر جنوبی اخیر را به طور موقت و تا مین روبی از خط مسیر اصلی که در دوران جنگ مین روبی شده بود به imo پیشنهاد داده است .۴. مسیر ایرانی از نظر عمق و فنی چندان برای عبور و مرور کشتی های بزرگ مناسب نیست .تنگه را بدیم بره ؟ خیر ، هیچ کسی راضی نمی شود یک وجب از خاک ایران از دست برود ، تا ایران هست و تا تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران پابرجا است تنگه هرمز هم در چارچوب حقوق بین الملل جزیی از قلمرو ایران است یعنی نیمه شمالی آن دریای سرزمینی ایران است ، ماهیان و آبزیان آن متعلق به ایران هستند ، منابع آن متعلق به ایران است ، بستر و زیر بستر آن متعلق به ایران است و ایران در محدوده حقوق بین الملل نسبت به عبور و مرور کشتی ها در قلمرو خود حق دارد یعنی می تواند مانع عبور با ضرر کشتی ها گردد، در شرایط جنگی هم می توانیم مانع از هر نوع عبور و مروری حتی در خارج از دریای سرزمینی خودمان بشویم ، تاکنون حتی امریکا جنایتکار و متجاوز نیز خواسته ای مبنی بر سلب حاکمیت ما از تنگه نداشته است تنگه به حکم جغرافیا متعلق به ماست نه کسی می تواند تنگه را بدزد و ببرد و نه می تواند عرض آن را بزرگتر کند ، ما در هرحال و در هر جنگی در کنار وطن و در مقابل دشمن هستیم اما تکلیف ملی داریم تا جایی که می توانیم مانع گردیم تا مستمسکی دست کسی بیفتند تا به وطن ما تجاوز کند . مثلا : ۱. چه جور میشه ابزار بازدارندگی تنگه هرمز از کنترل ایران خارج بشه ؟ آیا قرار بوده تنگه ، عریض بشه ؟ آیا قرار بوده کسی تنگه را بدزده از ایران ببره ؟ آیا کسی مدعی شده که باید حاکمیت ایران بر بنادر و جزایر واقع در تنگه هرمز سلب بشه ؟ آیا ایران تمی تونسته در شرایط جنگی درست مانند ۹ اسفند به بعد در تنگه اخلال ایجاد کنه ؟۲. مدیریت ایرانی تنگه هرمز این مدیریت کجا بوده ؟ کی بوده ؟ اصلا برای چیه ؟ به چه درد ما میخوره ؟ چه منافعی برای ما ایجاد میکنه ؟ ۳. ترتیبات ایرانی تنگه هرمز ؟ این ترتیبات یعنی چی ؟ چه جور میشه برای دریای سرزمینی عمان ترتیبات ایجاد کنیم ؟ این ترتیبات را کدام کشور یا نهاد بین المللی قبول کرده ؟ عمان ؟ سازمان بین المللی دریانوردی ؟ کشورهای حاشیه خلیج فارس ؟ چین ؟ روسیه ؟ کجا حاضر است چنین ترتیباتی را قبول کند ؟۴. کنترل هرمز باید دست ایران باشد ؟میزان کنترل ما بر تنگه هرمز براساس حقوق بین الملل مشخص است ما در دریای سرزمینی خودمان در محدوده حقوق بین الملل حق کنترل داریم نه کسی می تواند این حق ما را سلب کرده و یا آن را کاهش دهد و نه ما می توانیم چیزی ببشتر از این حق بدست بیاوریم و البته در شرایط جنگی می توانبم کل تنگه را مسدود کرده و مانع هر نوع عبور و مرور در تنگه گردیم و از آن به عنوان یک ابزار بازدارندگی استفاده کنیم .t.me/bahmanighajar
ایران و هرمز و جنگ بخش اول ما در هر شرایطی کنار میهن مان و در مقابل متجاوز هستیم ، اقدامات امریکا هم حتما و قطعا غیر قانونی و تجاوزکارانه است برفرض که ما در مورد هرمز حقوق بین الملل را نقض کرده باشیم یا حتی به طور غیر قانونی از زور استفاده کرده باشیم ، واکنش امریکا با دو شرط تناسب و ضرورت که در توجیه هر دفاع مشروع ادعایی ضرورت دارد هیچ هم خوانی ندارد ، اما متجاوز بودن امریکا و محکوم بودن تجاوز امریکا باعث نمی شود که ابعاد مختلف موضوع را بررسی و بازنگری نکنیم ، چرا که نقد عملکرد ، برای تحقق منافع ملی نه تنها ضروری بلکه حیاتی است ، در این راستا باید گفت ، برخی ادعاها که در مورد هرمز مطرح می شود نه تنها منطبق با حقوق بین الملل نیست بلکه اصولا با منافع ملی ما نیز هم خوانی ندارد .اهمیت بازدارندگی هرمزهرمز اهمیت بازدارنده دارد و این بازدارندگی خود را در جنگ ۴۰ روزه ثابت کرد اما مسیر عبور و مرور کشتی ها هیچ تاثیری در میزان بازدارندگی هرمز ندارد ، قبل از جنگ ۴۰ روزه ، مسیر کشتی رانی هرمز درون دریای سرزمینی عمان بود اما ما توانستیم هرمز را ببندیم ، پس چه فرقی دارد که مسیر کشتی رانی از دریای سرزمینی ما باشد یا عمان ؟مگر همین الان کشتی ها را در مسیر جنوبی مورد هدف قرار ندادیم و کل تنگه را بستیم پس همیشه می توانیم این کار را بکنیم و باز هم در صورت وقوع جنگ می توانیم هرمز را ببندیم ؟ پس چه اصراری است که بر مخالفت با مسیر جنوبی هرمز داشته باشیم این مسیر اولا موقتی است ثانیا اگر هم دائمی باشد باز هم بر بازدارندگی ما تاثیر منفی نمی گذارد ،بی تردید ما به عنوان ملت ایران هیچ وقت زیر بار زورگویی هیچ اجنبی از جمله امریکا نمی رویم ولی در ضمن خودمان هم باید اهداف خود را عاقلانه و منطبق با منافع ملی در نظر بگیریم ، در مورد نحوه عبور و مرور کشتی ها از تنگه هرمز ، ایران هیچ منافعی ندارد یعنی این که کشتی از مسیر ایرانی بیاید یا مسیر عمانی ؟ از شمال دریای سرزمینی عمان بیاید یا جنوبش ، برای منافع ایران تفاوتی ایجاد نمی کند ، چون ایران تحت هیچ شرایطی نمی تواند عوارضی اخذ نماید و در هر شرایطی هم ایران می تواند هر زمان اراده کند و لازم باشد و به طور مشخص در زمان جنگ ،هر شناوری را در سرتاسر تنگه چه در بخش ایرانی باشد چه بخش عمانی مورد هدف قرار دهد ، پس این که کشتی ها مثلا از مسیر جنوبی عمان عبور و مرور کنند نه کنترل ایران را بر تنگه کم می کند و نه توان بازدارندگی ایران را کاهش می دهد و رفت و آمد در مسیر شمالی یا از دریای سرزمینی ایران نیز درآمد و منفعتی عاید ایران نمی سازد بنابراین پافشاری در این باره هیچ منطق و توجیه عقلانی ندارد .شاید این ابهام به وجود بیاید ، که اگر مسیر کشتی رانی در هرمز بی اهمیت است ، پس چرا امریکا سعی کرد مسیر جنوبی نزدیک ساحل عمان را فعال نماید ؟ در پاسخ باید گفت تا مین روبی از مسیر قدیمی ، عبور و مرور در مسیر های موقتی وجدید لازم بوده ، حالا یا مسیر ایرانی یا مسیر عمانی جدید وموقتی هستند ، هدف از اعلام مسیر جدید یا صرفا فنی بوده که به کشتی ها حق انتخاب و تنوع مسیر بده تا ترافیک رفت و آمد در یک مسیر مشخص کمتر شود یا می خواستند از درخواست بعدی ایران برای مطالبه عوارض پس از پایان شصت روز تفاهم نامه جلوگیری کنند یا این بوده که از پاسخ دادن به سوالات سازمان ایرانی تنگه هرمز طفره بروند و یا این که بگویند ما هرچی ایران بگوید تمکین نمی کنیم و ایران نمی نواند تعیین تکلیف کند که کشتی ها از مسیر عمان بروند یا نه ؟ و یا هدف پنهانی این بوده که روبیو و امارات و اسراییل خواستند با این مسیر ، ایران را به واکنش وا دارند تا تفاهم به هوا برود که متاسفانه موفق شدندبه هرحال ما نه نیت خوان هستیم نه علم غیب داریم نه به اطلاعات محرمانه دسترسی داریم تا دریابیم که هدف از ایجاد مسیر جنوبی عمان چه بوده است ؟ اما می توانبم به طور قاطع بگوییم ایجاد این مسیر ، مانع از توانایی تاثیر گذاری ایران بر رفت و آمد در تنگه هرمز نمی شده است .ساده تر بگویم تنگه هرمز را یا باید در شرایط صلح دید یا شرایط جنگ ؟ در صلح ما نمی توانیم از رفت و آمد کشتی ها عوارض بگیریم پس عبور کشتی ها از مسیر ما هیچ عایدی جز درد سر و آلودگی و …. نداردt.me/bahmanighajar
🔹شهادت امیر سرتیپ دوم خلبان مجید کاظمی، یکی از خلبانان دلیر سوخو 24 نیروی هوایی ارتش، احراز شد و پیکر مطهر این شهید والامقام، تا ساعاتی دیگر به آغوش میهن اسلامی، باز میگردد.🔹شهادت امیر سرتیپ دوم خلبان مجید کاظمی، خلبان یکی از جنگندههای سوخو 24 ایرانی که در جریان حمله 11 اسفند سال گذشته، خسارات سنگینی را به پایگاه العدید آمریکا در کشور قطر وارد کردند، با آزمایشهای تخصصی و بررسی DNA محرز شده و پیکر مطهر این شهید بزرگوار، پس از ماهها دوری از خاک میهن اسلامی، ساعاتی دیگر به کشورمان باز خواهد گشت.🔹تلاشها برای تعیین وضعیت 3 خلبان دیگر 2 جنگنده سوخو 24، از سوی نهادهای مربوطه، همچنان در جریان است و به محض دریافت اطلاعات تکمیلی و تخصصی، اطلاعرسانیهای لازم، صورت خواهد گرفت. همچنین متعاقبا جزئیات زمان برگزاری مراسم تشییع و تدفین پیکر مطهر شهید امیر سرتیپ دوم کاظمی، به اطلاع عموم ملت قدرشناس ایران اسلامی، خواهد رسید.🔹یازدهم اسفند ماه سال گذشته، 2 فروند بمب افکن سوخو 24 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ به حملات وحشیانه و ناجوانمردانه ارتش تروریستی آمریکا و رژیم کودککش صهیونی، در عملیاتی متهورانه، از پایگاه هوایی شهید دوران شیراز برخواستند و پس از عبور از سد سامانههای شناسایی پیشرفته و مواضع راداری متعدد دشمنان، اقدام به بمباران پایگاه العدید قطر، متعلق به نیروهای آمریکایی، کردند. در جریان این حمله، خسارات سنگینی به این پایگاه وارد آمد اما عقابهای آسمان ایران، در مسیر بازگشت، بر فراز خلیج فارس مورد اصابت سامانه های پدافند دشمن قرار گرفتند و از آن زمان تا کنون، تلاشها، برای احراز وضعیت خلبانان شجاع این جنگندهها، ادامه دارد.📱 @aja_mediazil.ink/ajamedia_ir
احراز شهادت یکی از قهرمانان سوخو 24 ارتش/ ورود پیکر مطهر شهید امیر سرتیپ دوم خلبان کاظمی به کشور تا ساعاتی دیگر📱 @aja_mediazil.ink/ajamedia_ir
سخنگوی دولت:فرودگاه بوشهر عملا دیگر وجود ندارد.مبارک رامین کامران و علی علیزاده و سعید لیلاز و بیژن عبدالکریمی و کانال خرمگس و باقی رفقاو البته قبلا هم مبارک اون ها که thank you trump می گفتند و سلطنت طلبانی که می گفتند خودمون بهترش رو می سازیم .t.me/bahmanighajar
در مورد نقد غنی نژاد به علی شریعتی ، نظرم به نظر غنی نژاد نزدیک تر است . شریعتی آسیب های زیاد وجبران ناپذیری به جامعه ایرانی وارد کرده است ، پاسخ خشمگینانه و طبق معمول با کلام مغلق و غیر قابل درک سروش به غنی نژاد هم ، خدشه ای به اساس استدلالات غنی نژاد وارد نمی کند . t.me/bahmanighajar
بعید می دانم که امریکا واقعا بی خیال حمله شده باشد وضعیت فعلی را آتش زیر خاکستر می دانم ، من در این دوساله همواره خوش بین بودم و معتقد بودم که اختلافات ایران و آمریکا راه حل نظامی ندارد و تنها از مسیر سیاسی ودیپلماتیک قابل حل و فصل است ، اما در این برهه امکان احیا یادداشت تفاهم یا دستیابی به راه حل مرضی الطرفین دیگر را ضعیف می بینم و توقف چند روزه حملات را نیز تاکتیکی ارزیابی می کنم . امیدوارم اشتباه کنم . در نهایت هم یک نکنه : همه تحلیل ها وارزیابی ها باتوجه به عدم دسترسی به اطلاعات کافی درباره وضعیت هر دو طرف منازعه ، نمی تواند قطعی ودقیق باشد و بی تردید امکان خطا بودن آن بسیار است ، امیدوارم این بار تحلیل من خطا باشد. t.me/bahmanighajar
ثبت جهانی الموت خبر ثبت جهانی الموت در این روزهای تلخ ، درست مانند خود مقاومت الموت دلگرم کننده و نوید بخش است ، الموت دژ مقاومت ایرانی بوده ، ایرانی که بعد از اسلام همواره در تکاپوی احیای هویت مستقل خود بوده همان هویتی که بر ایران گرایی و گذشته باستانی و اساطیری ایران قرار داشته است ، این تلاش ها نوعی هویت خواهی نیرومند ایرانی ایجاد کرد که حتی به مراتب پر رنگ تر از دوره ساسانی به شمار می رفت ، جنبش شعوبیه یک جنبش میهن پرستانه بی نظیر در تاریخ جهان است که بنیان های فکری و فرهنگی مستقل ایران پس از اسلام را حفظ کرد و با الهام از این جنبش بود که امثال ابومسلم و بابک و مازیار و افشین هر کدام به نوعی کوشش کردند تا ایران را از قید سلطه سیاسی خلافت رها سازند ، اما این تلاش ها در بستر سیاسی به ناکامی گرائید تا نوبت به آل زیار و آل بوده رسید، مرداوبج زیادی آشکارا در پی احیای شاهنشاهی ساسانی بود ولی با کشته شدن زودهنگام او ، ال بویه مسیری متفاوت پیمود و سرانجام در بن بستی فکری و نظری و البته فراتر از آن عملی به خلافت بنی عباسی تن داد که مشروعیت آنان را ذره ای قبول نداشت ، نه ال بویه و نه سامانیان و غزنویان سنی اما مستقل از خلیفه ، علی رغم تلاش هایی که در راستای فرهنگ و هویت ایرانی انجام دادند نه توانستند و نه شاید خواستند از خلافت عبور کنند ، در این میان فردوسی و شاهنامه هم چنان آرمان های شعوبیه را زنده نگه داشت ولی با سقوط ال بویه و غزنویان و تسلط سلجوقیان بر سرتاسر قلمرو تاریخی ایران و محدوده خلافت عباسی ، عصری تازه شروع شد که اگرچه از نظر تمدنی درخشان و سازنده بود اما استقلال سیاسی و فکری و عقیدتی ایران را به کناری نهاده بود ، ایران سلجوقی به مثابه جوان نیرومند و دانایی بود که علی رغم همه فضایل و نیکی هایش ، دلخواهانه رقیت و بردگی عجوزه بی هنری را پذیرفته بود، در چنین عصری که هویت اسطوره ای و باستانی ایران رو به اضمحلال می رفت ، ناگهان حسن صباح و قیام الموت ورق را برگردانند ، حسن صباح در عصر تسلط و تفوق کامل خلافت گرایی ، درفش ایران گرایی را بر افراشت و بر عدم تسلیم در برابر ایده خلافت تاکید کرد ، مقاومتی که باو وجود ان که جنبه سیاسی و نظامی نیرومندی هم داشت اما عقبه فکری فرهنگی و هویتی آن مهم تر و ارزشمند تر بود ، مقاومتی که می توان آن را جنبش نه به خلافت دانست ، حسن صباح درفشی که ابومسلم و بابک و یعقوب و فردوسی حمل می کردند را درست در زمانی که در حال بر زمین افتادن بود ، سرپا نگه داشت و به سهروردی و خواجه نصیر سپرد تا بعدها با همراهی ایلخانان ایران گرای مغول سرانجام به شاه اسماعیل صفوی برسد و برتری ایده ایران را بر ایده خلافت را به تثبیت برساند ، بر همین اساس است که ثبت جهانی الموت را در این هنگامه مقاومت ملی ایرانیان گرامی می داریم و امیدواریم که مطلعی نیک برای پیروزی ایران و ملت ایران گردد .t.me/bahmanighajar
ما پای ایران ایستاده ایم .t.me/bahmanighajar
اصلا اومدند با دست عزت گفتند کنترل تنگه مال شما ، چی بدست میاریم ؟فرض کنید الان تمام دنیا کارت دعوت فرستادند و گفتند ایران خواهش می کنم کنترل تنگه دست تو باشه ، فایده اش برای ما چیه ؟ یک وجب خاک ما بیشتر میشه یا یک دلار میره تو جیب ما ؟ اگر هدف ممانعت از رفت وامد در شرایط جنگی است که تحصیل حاصل است و در ۹ اسفند هم ما توانستیم پس از بروز جنگ مانع رفت و آمد کشتی ها بشویم، اگر می خواهیم در دوره صلح مانع رفت و آمد بشویم که جز اخلال گری جز ارائه یک تصویر نا ایمن و ضد نظم از خودمان عایدی برای مان ندارد ، اگر می خواهیم عوارض بگیریم که دنیا اجازه نمی دهد ، اگر بخواهیم محدودیت اعمال کنیم باز تنش خواهد بود ، همه ضرر است و تنها ثمره اش مخابره این پیام به دنیا که ایران مسیر ایمنی برای ارتباطات و اتصالات بین المللی نیست ، ایران را دور بزنید ، هیچ کریدوری را از ما انتقال ندهید و هرمز را هم دور بزنید و خنثی کنید.
جناب دکتر قالیباف مذاکره کننده ارشد ایران با سلام و ارادت متن این توییت تان به طور کلی خوب و پسندیده و قابل دفاع است اما درباره فراز پایانی آن که اعلام کردید : وضعیت تنگه به قبل از جنگ باز نمی گردد این عبارت با موضع گیری درست چند هفته پیش…ضمنا اگر بخواهید عوارض بگیرید و یا رفت امدها را کنترل کنید ، کشتی ها ترجیح خواهند داد از مسیر عمانی رفت وامد نمایند و اگر شما از حاکمیت ملی در دریای سرزمینی دفاع می کنید باید همین اصل را در مورد عمان هم بپذیریدو اگر به تنگه به چشم یک آبراه بین المللی نگاه می کنید ترتیبات رفت و آمد آن باید با همکاری ایران وعمان تنظیم گردد و در این راستا نمی توان عمان را اجبار کرد تا ترتیبات مورد رضایت ما را بپذیرند ، اصرار ما به تغییر وضعیت تنگه نسبت به قبل از جنگ ، علیه ما اجماع جهانی ایجاد خواهد کرد و امکان و بخت موفقیتی هم ندارد تنها پیامد آن کاستن از ارزش ژئوپلتیک هرمز و حذف ایران از همه راههای ارتباطاتی و مواصلاتی و دقیقا همان نکته ای است که خودتان به درستی چند هفته پیش اعلام کردید یعنی : تبدیل تنگه به ضد خودش .
جناب دکتر قالیباف مذاکره کننده ارشد ایران با سلام و ارادت متن این توییت تان به طور کلی خوب و پسندیده و قابل دفاع است اما درباره فراز پایانی آن که اعلام کردید : وضعیت تنگه به قبل از جنگ باز نمی گردد این عبارت با موضع گیری درست چند هفته پیش شما در تضاد است که به درستی و با کلامی دقیق اعلام کردید تنگه را به ضد خودش تبدیل نکنیم ، وضعیت تنگه قبل از جنگ دقیقا هم با حقوق بین الملل و هم با منافع ملی ایران منطبق بود چرا که تنگه پر رونق بود و همین رونق و پر شمار بودن رفت و آمد باعث شد در زمان تجاوز به خاک مقدس وطن ، نیروهای مسلح دلیر ما و در راس آن نیروی دریایی با اقدامی درست و انسداد هرمز در شرایط جنگی ، از اهرم بازدارندگی هرمز استفاده نمایند ومتجاوزان را از تجاوز به ایران عزیز پشیمان نمایند ، اکنون اگر مقصود شما از عدم بازگشت وضعیت هرمز به شرایط قبل از جنگ ، اخذ عوارض باشد ،جهان نمی پذیرد
صفحه صهیونیستی حافظه تاریخی ، تخریب عادل فردوسی پور را استارت زد بی گمان به این دلیل که موج همدلی مردم با فردوسی پور را دید چون برای این ها هر سرمایه اجتماعی در ایران خطرناکه ، هر شخصیت مستقل خطرناکه و …..هم سویی میان حافظه تاریخی و اینترنشنال و ….. با تندروهای داخلی اصلا اتفاقی نیست هر دو جنگ طلب ، هر دو مخالف صلح ، هر دو دشمن هر سرمایه اجتماعی در ایران و هر دو خصم هر نوع فکر و اندیشه و راه مستقل ، مزدور پرور و مروج نوکری و چاکر منشی و وابستگی و ….t.me/bahmanighajar
ما عاشق چشم و ابروی مصدق نیستیم بر مصدق و خط مصدق تاکید داریم چون اندیشه او و گفتارش نه تنها هم چنان زنده و راهگشا است بلکه بدون تردید تنها نسخه شفا بخش ملی است خط استقلال و آزادی که او مروج آن است در برابر همگی مسائل امروز ما پاسخگو است و راهکار ارائه می دهد و می تواند ما را از بحران ها نجات دهد . امروز سالگرد سی تیر است و من اتفاقا منتقد سی تیر ، اما پیام مصدق در سی تیر هم چنان در گوش تاریخ زنگ می زند : زندگی بدون استقلال و آزادی پشیزی ارزش ندارد .t.me/bahmanighajar
تاثیری که قلعه نوعی و میثاقی در ملی زدایی از تیم ملی داشتند از کل رسانه هایی مانند اینترنشنال و ….. بیشتر است هرچه زور می زنیم که این تیم متعلق به کشور است و تیم ملی است و خوب هم بازی کرده با رفتار متکبرانه و انحصار طلبانه آقایان همه چیز خراب می شود .
پلمب کافه های ایرانشهر کافه های ایرانشهر نمادی از شادی و سرزندگی تهران بودند برای مردمی که در یک سال گذشته دو جنگ و یک بحران داخلی خونین را پشت سر گذاشتند لحظه ای آرامش ، غنیمتی بود ، پدافند غیر عامل مردمی جنگ زده بود ، هر روز تعداد آنانی که به رستوران های لاکچری می روند کمتر کمتر می شود ، در مراجعات حضوری دیدم رستوران ها چه قدر خلوت شده اند و موج تعطیلی هم شروع شده ، در این وضعیت ، کافه های ایرانشهر و سنایی با هزینه متوسط ، از معدود فرصت های ممکن برای تهرانی ها بود ، هر کافه ای که پلمب می شود ، یعنی بیکاری بیشتر ، یعنی فقر گسترده تر ، یعنی فساد افزون تر ، یعنی نابودی خانواده ها ، در نتیجه خانواده ها بر باد می روند تا مبارزالدبن محمد های زمانه از حذف تصاویری که آزارشان می داد ، آرام گردند .t.me/bahmanighajar
تیم های شایسته این جام چهار تا تیم نیمه نهایی، نروژ، بلژیک ، مراکش ، مصر ، پاراگوئه، کنگو ، کیپ ورد ، ژاپن و ایران .
چهار تیم بدون باخت جام جهانی را ترک کردند اسپانیا کلمبیا هلند ایران
چند سال پیش نخست وزیر جنایتکار اسراییل با بلند کردن این نقشه در سازمان ملل متحد از عزم خود برای دور زدن تنگه هرمز و کلا دور زدن جغرافیای ایران و خارج سازی ایران از همه مسیرهای ترانزیتی خبر داد ، حالا سوال این جاست که تاکید بر این که باید کنترل رفت وآمد در کل تنگه هرمز ( حتی بخش عمانی آن ) در اختیار ایران باشد و طرح مواردی مانند اخذ عوارض از این تنگه ، نتانیاهو را به اهداف خود نزدیک می کند یا از آن دور می سازد؟ آیا دنیا وقتی ببیند ما می گوییم همه کشتی ها باید از مسیر مورد تایید ما در تنگه عبور کنند و ….. از ایجاد مسیر ترانزیتی از طریق ایران نخواهد ترسید ؟ آیا کسی دیگر جرات می کند از کشور ما انرژی خود را ترانزیت نماید ؟ و …… در کل آیا رویکرد فعلی ما نسبت به تنگه هرمز ، جهان وهمسایگان را مشتاق به استفاده از کریدورهای عبور و مرور ایرانی می گند یا از این کریدورها فراری می سازد ؟ آیا این رویکرد ، کشورها را به دور زدن هرمز وفراری شدن از هرمز و همراهی با کریدورهای مورد نظر اسراییل ، ترغیب می کند یا خیر ؟!t.me/bahmanighajar
چند سال پیش نخست وزیر جنایتکار اسراییل با بلند کردن این نقشه در سازمان ملل متحد از عزم خود برای دور زدن تنگه هرمز و کلا دور زدن جغرافیای ایران و خارج سازی ایران از همه مسیرهای ترانزیتی خبر داد ، حالا سوال این جاست که تاکید بر این که باید کنترل رفت وآمد در کل تنگه هرمز ( حتی بخش عمانی آن ) در اختیار ایران باشد و طرح مواردی مانند اخذ عوارض از این تنگه ، نتانیاهو را به اهداف خود نزدیک می کند یا از آن دور می سازد؟ آیا دنیا وقتی ببیند ما می گوییم همه کشتی ها باید از مسیر مورد تایید ما در تنگه عبور کنند و ….. از ایجاد مسیر ترانزیتی از طریق ایران نخواهد ترسید ؟ آیا کسی دیگر جرات می کند از کشور ما انرژی خود را ترانزیت نماید ؟ و …… در کل آیا رویکرد فعلی ما نسبت به تنگه هرمز ، جهان وهمسایگان را مشتاق به استفاده از کریدورهای عبور و مرور ایرانی می گند یا از این کریدورها فراری می سازد ؟ آیا این رویکرد ، کشورها را به دور زدن هرمز وفراری شدن از هرمز و همراهی با کریدورهای مورد نظر اسراییل ، ترغیب می کند یا خیر ؟!t.me/bahmanighajar