در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جل…
انتشار: 2026/08/01 11:30 UTCدریافت: 2026/08/12 07:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 07:10 UTC
در ضرورت نقد و طرد و رد آثار امثال شریعتی و آل احمد توجه شما را به این کلام آل احمد جلب می کنم : جلال آلاحمد : «شاید راست باشد که اگر عثمانیان پیروز می شدند یا اگر صفویان در زیر لوای تشیع ساز جداگانه ای نمی نواختند در این صورت ولایتی از ولایات خلافت عثمانی…ادعای اصلی این است که شریعتی در مجموع در گفتمان ملی قرار می گیرد و نمونه هایی از تعلقات وی به ایران باستان و فردوسی و حتی هم صفویه و نیز مصدق نشانه ای از ملی بودن وی به شمال می رود حتی یکی از دوستان این فراز از سخنان شریعتی درباره صفویه را برایم ارسال کرد :«به نسبتی که برای ملت ایران اختناق به وجود میآورند، تشیع رسوخ میکند و نهضت صفویه میوهای است که این درخت دارد. بنابراین صفویه یک دورهٔ تازه را با زمینهای که قبلاً داشته به وجود میآورد که بعد میتواند با دولت عثمانی مقابله کند. صفویه یک قدرت معجزهآسای ملی است که با جهانبینی تازه میتواند هر قدرتی را به خاک برساند.»اجازه دهید این استدلال دوستان را هم نپذیرم و بگویم کلیت سخن و گفتمان شریعتی ضد ملی است در واقع گفتمان ضد ملی است که سویه های ملی هم در آن دیده می شود . نقدهای دیگر هم بود مانند این که الان دوستداران شریعتی در سپهر نیروهای ملی و مخالف تجاوز به کشور هستند و منتقدین شریعتی بیشتر در اردوگاه ویرانی طلبان و……که این ها اگرچه مبتنی بر واقعیاتی هست اما نمی توان آن را به طور مطلق پذیرفت ولی در مجموع اگر هر تفکر هر جریان فکری با هر پیشینه و زمینه ای امروز در چارچوب گفتمان ملی گرایی شهروند مدار باشد و از گفتمان ویرانی گرایی فاصله بگیرد ، چنین گفتمانی را می توان ایران گرایانه و مفید به حال ملک و ملت ایران دانست .ولو در داوری های مان نسبت به شخصیت های تاریخ معاصر ایران تفاوت های عمده ای وجود داشته باشد .