گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_یازدهم-- مونه نیز صورت را در نور غرق میکند. و از صورت میاندازد._ ذوبش…
انتشار: 2026/08/08 15:59 UTCدریافت: 2026/08/17 23:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:39 UTC
گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_یازدهم-- مونه نیز صورت را در نور غرق میکند. و از صورت میاندازد._ ذوبشدگی خطرناک صورتها در کار مونه خوار شمردن نیست. مونه آنهای گذرای زمان را میقاپد. حال آنکه «قاپیدن سرور وقتی که میپرد» کار هنرمند ذن است. مونه گرفتارترین هنرمند غربی است. بندی بیقرین هر لحظه زمان است. «جایی که هنر اروپا یک آنِ زمان را، یک رفتار باز ایستاده را، و یا یک اثر نور را ترسیم میکند، هنر شرق یک چگونگی مداوم را باز مینماید.»-- مونه آنهای، زمان را بندی کار خود میسازد تا راز «شدن» را افشا کند._ نقاش سومییه میکوشد جانی را که روان است به بند آورد. حقیقت غایی را در بیبهانهترین چیزها میبیند. مونه برابر طبیعت مینشیند. به گوش هنرمند خاور دور فرو خواندهاند: « ده سال خیزران را بررسی و طراحی کن، تا جایی که خود به خیزران بدل شوی. اما آنگاه که سرانجام در ترسیم آن کامیاب شدی، فراموش کن که از طبیعت سرمشق میگیری. »-- کاندیسکی از صورت برونی اشیاء رو میگرداند تا به نیاز درونی گوش فرا دهد. و یا به der innere Drang گونهای جوشش زنده که برگسون از آن حرف میزند._ اما کاندیسکی از «عوامل عقلی» یاری میجوید. هرگز عقل و اراده و آگاهی را پس نمیزند. وی دانا و نظریهساز است. میخواهد هنرمند و هنرشناس و دانشمند دست به دست یکدیگر دهند. در کار آفرینش، به تعادل میان آگاهی و کشف و شهود چشم دارد. در نقاشی وی پای تلفیق عقلی به میان است. پس دستخوش دستکاری است. و از نظر روانی دور است. و پیش اندیشیدهاست. ذن را جهش برق گفتهاند. هنر ذن جای روان_دستی است. نمیتوان در آن دست برد. قلممو جلوتر از نقاش روان است. پیش از نقاش مینگارد. میان کاغذ و قلممو منطق و اندیشهٔ نگارگر حجاب نیست. کتاب: #اطاق_آبی#سهراب_سپهری@Sohrab_Sepehrei

