گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_چهاردهم-- هنرمندان مجردنگار غرب به هنر ذن چشم داشتهاند. و پارهای ذن آم…
انتشار: 2026/08/12 17:31 UTCدریافت: 2026/08/17 23:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:39 UTC
گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_چهاردهم-- هنرمندان مجردنگار غرب به هنر ذن چشم داشتهاند. و پارهای ذن آموختهاند. تابی به خطاطی خاور دور رو کرده است. _ و نیز هانری میشو در قلمرو ادب. و شاعران غربی بسیار، هایکو سرودهاند. اما سرشت شرقی را باید شناخت. شرقی از درون به زندگی میرسد. نقاش ذن با طبیعت میجوشد و همدلی میکند. به خیزران و پرنده بدل میشود، پس خیزران و پرنده میکِشد. ژاپنی اهل «تنهایی ابدی» است. پرورده «سابی» است. تنهایی به دیده ما کیفیت دلپذیر است. غربی به خلوت کسالت میبیند. Neruman میگوید: «من نقاشی میکنم تا چیزی داشته باشم به آن نگاه کنم.» انگار از خلوت و تهی بصری پیرامون میهراسد، این دید یک غربی است. نقاش چینی در عملِ نقاشی حل میشود. Wu Chen میگوید: «وقتی که به نگارگری میآغازم، خبرم نیست که مینگارم. پاک از یاد میبرم که این منم که قلممو به کف دارم.» Mi Yu_Jen که از تماشاگر کار خود «خرد چشم» انتظار دارد، از نقاشی چنین میگوید: «آنگاه که در این هنر به پختگی دست یابند، از جهان که کار و بارش جز تار مویی به پهنه دریا نیست، دل برمیکنند. آن هنگام که در آرامش اطاقم چار زانو و خاموش نشستهام، گویی در آسمان آبی و بیکران و دم فروبسته شناورم.» به او، به نقاش چینی گفتهاند: «با گوشهایت گوش مکن، با روان خود گوش کن.» زیرا که روان تائوئیست «یک تهی است آماده پذیرش همه چیز.» و این همان تهی است که قرینه وارونهای است برابر پُری نقاشی سونگ. کتاب: #اطاق_آبی#سهراب_سپهری@Sohrab_Sepehrei

