گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_دهم-- در غرب با عقل و خرد فراوان جنگیدهاند. از شوپنهاور به این سو. دادا…
انتشار: 2026/08/07 15:29 UTCدریافت: 2026/08/17 23:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:39 UTC
گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_دهم-- در غرب با عقل و خرد فراوان جنگیدهاند. از شوپنهاور به این سو. دادا قالبهای عقلی را در هم شکست._ دادا هیچانگار بود. یک شوخی بود. یک خنده بود. یک فریاد بود: «چه چیز میماند جز فریاد زدن؟». «دادا ضد هنر بود، بدین معنی که اطوار مردمی بود که از فاجعه زندگی چنان به ستوه آمده بودند که ادب را فرو هشته بودند.» دادا نقض حرمت کار بود. بنجامین مینویسد: « هنرمندان دادا کمتر به بهرهجویی سوداگرانه کارهایشان ارج مینهادند تا بدین امر که کس نتواند از آنها اشیاءِ در خور تماشا بسازد. یکی از عادیترین وسایل آنان برای رسیدن به این هدف پست و ننگین کردن منظم ماده کار بود. شعرهاشان «سالاد کلمات» است. در این شعرها بیحیاگویی است، و هرآنچه بتوان به عنوان تفاله زبانی تصور کرد. به همین گونه نقاشیهاشان که بر آنها دکلمهها و برچسبها میچسباندند.»-- از درون خاکستر دادا سوررئالیسم برآمد. سوررئالیسم اعتراضی بود به ضد عقل. هنرمند سوررئالیست عقل و خرد را به پریشانی میکشد و از یگانگی میاندازد تا نیروهای خلاق که در وجدان نیمههوشیار نهانند رها شوند. کارش « فرود سرگیجهآور در خویشتن است.» گاه نگارهای خواب را برمیگزیند._ اما آنها را با نگارههای آگاهانه میآمیزد. و یا با عناصر تصویری دیگر. دالی به همه امکانات نگارگری دست میزند تا خواب_نگارههای خود را روشن بازنماید. کار او توصیفی است. اما هنر چان توصیفی نیست. سر آموزش ندارد. و سرانجام نیز به نگاره تهی میرسد، به چهره بیصورت، به «سکوت رعدآسا». هنر ذن القا نمیکند به یاری کمترین دستاویزها. در کار سوررئالیست صورت جا و مقامی دارد. هنرمند چان به صورت بیاعتناست. ذن صورت را به کنار مینهد تا روان با دیگر روانها رویارو مکالمه کند. «وقتی که من انگشت خود را بلند میکنم، سراسر عالم حرکت مرا همراهی میکند.»کتاب: #اطاق_آبی#سهراب_سپهری@Sohrab_Sepehrei

