گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_هشتم-- استادان ما این اشارت به ما کردند، و ما این اشارات به شما کردیم. د…
انتشار: 2026/08/05 18:17 UTCدریافت: 2026/08/17 23:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 23:39 UTC
گفتگو با استادفصل سوم#قسمت_هشتم-- استادان ما این اشارت به ما کردند، و ما این اشارات به شما کردیم. در هنرستانهای فرهنگ هنرجو را به پرهیز از قرینهسازی خو میدهند. این پرهیز شدید را ریشه در هنر خاور دور است. به نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم، کشف هنرهای خاور دور در هنر ما اثر نهاد. _ شما هم قرینهنگاری را از شرق ما آموختهاید و هم گریز از قرینهنگاری را. امیدوارم استاد این حرف مرا چندان به جد نگیرند. اما استاد آگاهاند که تکرار نقش و قرینهنگاری، هنر شرق را یک ویژگی است. جبههنمایی و محورسازی و قرینهنگاری از صور هنر نمادی مذهبی است. این سه اصل را در هنر برجستهسازی قندهار کاربردی تمام است. اینجا زمان مفهوم ابرزمانی دارد و مکان معنی ابرمکانی. در شمایل نگاری بودا، قرینهسازی به خاور دور و به آسیای میانه همهجا گیرتر است. تثلیث بودیسم شمالی قرینهپردازی را پذیرا بود. آیین کنفوسیوس با قرینهنگاری میخواند. هنر مذهبی سلسلهٔ تانگ قرینهجو بود، و مفرغهای کهن چین قرینهنشان. به عصر نارا هنر ژاپن قرینهنمایی خوش داشت. روزگاری خانه ژاپنی کاشانه قرینهها بود. بیقرینهسازی آنگاه پدید آمد که ذن تائوئیسم را از نظر به عمل درآورد. ریشه قرینه شکنی را در شیوهٔ «نا متعادل» ما_یوان جستهاند. در کوئهشیو لیانگ چین آمده است: «در تلفیق یک پرده، وزش معنوی باید بی سد راه جریان یابد. روی هم، وقتی که یک سو را موضوع گرفته است، سوی دیگر باید تهی بماند.» در کارلی تانگ گفته و ناگفته کنار هم است. ما_یوآن در پی او آمد. در کار وی اصل آن نیست که پیداست، بلکه حضوری که هست، و آن تهی که تخیل تماشاگر را فرا میخواند تا انباز آفرینش پرده شود. اما هنرمند غربی به تهی نمیرسد. به «آسودن در تهی» دست نمییابد. کتاب: #اطاق_آبی#سهراب_سپهری@Sohrab_Sepehrei

