معلم نقاشی مافصل دوم#قسمت_سیزدهم صاد هرگز جانوری جز از پهلو نكشيد. خلف صدق نياكان هنرور خود بود. و…
انتشار: 2026/07/28 15:58 UTCدریافت: 2026/08/05 22:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 22:42 UTC
معلم نقاشی مافصل دوم#قسمت_سیزدهم صاد هرگز جانوری جز از پهلو نكشيد. خلف صدق نياكان هنرور خود بود. و نمايش نيمرخ زندگان رازی در بر داشت. و از سر نيازی بود. اسب از پهلو، اسبی خود به كمال نشان میداد. انتزاع ماهيت خود مینمود. نمايش جاندار از روبرو پابند زمان كردن اوست. پرندهٔ از روبرو نزديک و عينی است. پرنده اكنون است. كشش به سوی زمان دارد. پرندهٔ نيمرخ از زمان روگردانده است. صورت ازلی پرنده است.دست معلم از وَقب حيوان روان شد. فرود آمد. لب را به اشارهٔ صورت داد. فک زيرين را پيمود. و آخُره ماند. پس بالا رفت. چشم را نشاند. دو گوش را بالا برد. از بال و غارِب به زير آمد. از پستی پشت گذشت. گُرده و كفل را برآورد. دم را آويخت. و به خط ران از رفتن ماند. پس به جای گردن باز آمد. به پايين رو نهاد. از خم كتف و سينه فرا رفت. و دو دست را تا فراز كُلّه نمايان ساخت. سپس خط زير شكم را كشيد. و دو پا را تا زير زانو گرته زد. صاد از كار باز ماند. دستش را پايين برد و مردد مانده بود. صورت از او چيزی میطلبيد. تمامت خود میساخت. كُلّهٔ پاها مانده بود و محلالشكال. و رُسغ. با سمها. و ما چشم به راه آخر كار. و با خبر از مشكل صاد. سراپايش از درماندگیاش خبر میداد. اما معلم درنماند. گريزی رندانه زد كه به سود اسب انجاميد: شتابان خطهايی درهم كشيد. و علفزاری ساخت. و حيوان را تا ساق پا به علف نشاند. شيطنت شاگردی گُل كرد. صدا زد: «حيوان مچ پا ندارد، سم ندارد». و معلم از مخمصه رسته بود، به خونسردی گفت: «در علف است. حيوان بايد بچرد».اسب معلم هنجاری بد نداشت. رقم بر امانتينو نبود: آن مايه جان نداشت كه اگر بر ديوار طويله كشيده بود، اسبی ديگر زندهاش پندارد و بر او لگد بپراند. اما از شيوهٔ اسبپردازی مكتب صفوی بويی داشت.معلم ناتوانی خود را پشت علف پنهان كرد. اما در اين كار يگانه نبود. بيشمارند هنرورانی كه لنگی كار خود را در پس حجابی نهفتهاند. Fillippo Lippi از شمار آنان يكی است. وی به خواهش Cario Marsuppini پردهٔ تاجگذاری مريم را بساخت. كارلو او را بياگاهانيد كه خام دستیاش در پرداختن دست زبان خردهگيران را گشوده است. و اين گوشزد نقاش را بر آن داشت كه از آن پس در پردهها دستها را در تاي جامه نهان كند. و يا به حيلهای ديگر پنهان دارد. معلم نقاشی مرا خبر سازيد كه شاگرد وفادار حقيرت هر جا به كار صورتگری در میماند، چارهٔ درماندگی به شيوهٔ معلم خود میكند.کتاب: #اطاق_آبی#سهراب_سپهری@Sohrab_Sepehrei

