در شیوایی و رسایی سخن 🔻✍️ میرزا آقا خان کرمانی در این یادداشتها بر آن است که به گفتهی خودش، اساس…
انتشار: 2026/07/23 12:24 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
در شیوایی و رسایی سخن 🔻✍️ میرزا آقا خان کرمانی در این یادداشتها بر آن است که به گفتهی خودش، اساس طرح نوی را تشریح کند که میتوان «بنای عمدهی سخن» را بر آن قرار داد (ص ۷۶). این خواست بلندپروازانه آنگاه برای ما اهمیت پیدا میکند که به یاد بیاوریم در چه زمان یا زمانهای او به فکرِ درانداختنِ چنین طرحی افتاده است.✍️ نخست ببینیم میرزا آقا خان کرمانی چه کسی بود. او را از متفکرانِ دگراندیش و از نسل اول ملیگرایانِ سکولارِ پیش از مشروطه میدانند. در کرمان به سال ۱۲۷۰ هجری قمری/ ۱۸۵۴ میلادی و در خانوادهای با گرایش به تصوف به دنیا آمد و در فضایی از عقاید بدعتآمیز شیخی، بابی و ازلی رشد و پرورش یافت. میرزا آقا خان کرمانیِ جوان مدتی را در اصفهان زیست و در درگاه ظلالسلطان حاکم مستبد اصفهان جایگاهی یافت و پس از چندی به دلیل مشکلاتش با ظلالسلطان از اصفهان به مشهد رفت و سرانجام رهسپار استانبول گردید و در آنجا بود که با اندیشهها و جریانات فکری مدرن اروپایی آشنا شد. در همانجاست که با سید جمالالدین اسدآبادی هم حشر و نشری و حتا نزدیکیِ خانوادگی پیدا میکند و جذب عقاید پان-اسلامیستیِ سید جمالالدین و مبارزهی او با خودکامگی سلاطین میشود. باید اما گفت که گرایش فکریِ ازلی او و نیز آشناییاش با روشنگران اروپایی چنان بود که با تحجر مذهبی هرگز کنار نیامد و تا پایان عمر منتقد سرسخت آن و به لحاظ مشرب سیاسی ایرانگرا و خواستار آزادی و سربلندی مردم ایران باقی ماند. سرانجام کارش چنان شد که دولت عثمانی او را از استانبول به طرابوزان تبعید کرد و چندی نگذشت که به درخواست دولت ایران کرمانی را با دو تنِ دیگر از یارانش (شیخ احمد روحی و میرزا حسنخان خبیرالملک) به ایران فرستاد که هر سه را به جرم دست داشتن در ترور ناصرالدینشاه (به دست میرزا رضا کرمانی) در تبریز زیر یک درخت نسترن سر بریدند و پوست سرهایشان را کندند و پر از کاه کردند و به دربار قاجار در تهران فرستادند (۱۳۱۴ ه.ق.).🔸 کرمانی در اثر دیگرش ریحان بوستان افروز دورنمایی از فرسودگی زبان فارسی را چنین ترسیم میکند: از زمان ساسانیان تا ابتدای فتنهی مغول در سایهی تشویقات سلاطین و امرا فیالجمله ادبیات ایران رو به ترقی داشت. پس از استیلای چنگیزیان در نظم و نثر پارسی فترتی عظیم روی داد که امروز آثار هفتصد سال پیش را نقطهی استناد و پرنسیپ خود ساختهاند و حال اینکه اگر کسی به دیدهی تحقیق بنگرد همان آثار ادبیهای که مسلم همگان است زیاده از حد معیوب میباشد. نهایت این است که انس مفرط به آثار مزبوره و بیخبری که از آیین فصاحت و طرز بلاغت به واسطهی عدم پیشرفت ادبیات پارسی داریم، معایب این آثار را از نظر ما پوشیده داشته.@NashrAasoo 💭


