
به دنیای من خوش آمدید ...شروع هر روز فرصتی دوباره است ...ارتباط با ادمین:@Pourmohammad_s
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 185 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 185 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
:مرگ تو در یک روز معمولی، وسط برنامههای ناتمام فرا میرسد و جهان بدون تو ادامه خواهد داد،پس کمی زندگی کن ...▫️ شروع هر روز فرصتی دوباره است ...:@Myworllllld
:در دانمارک هیچگاه منحصراً بر روی آموزش و ورزش تأکید نمیشود، بلکه تمرکز بر روی تمام ابعاد رشد کودک است.والدین و آموزگاران بر روی مسائلی چون اجتماعیشدن، استقلال، همبستگی، مردمسالاری و حرمتنفس تأکید میکنند.آنها مشتاقند کودکانشان انعطافپذیری را بیاموزند و قطبنمایی درونی و قدرتمند در وجود خود بسازند تا راهنمای آنها در زندگی باشد.کودکی که میآموزد چگونه بر استرس خود غلبه کند، دوست یابد و دیدگاهی واقعبینانه نسبت به جهان داشته باشد، آن مجموعه از مهارتهای زندگی را داراست که بسیار متفاوت از کودکی است که برای مثال، صرفاً نابغه ریاضی است.مقصود دانمارکیها از مهارتهای زندگی، تمام جنبههای آن است نه صرفاً زندگی شغلی.نابغه ریاضی بدون داشتن توانایی رویارویی با فرازونشیبهای زندگی به چه کار میآید؟📚 راز شادی والدین دانمارکی،چه چیزی کودکان و والدین دانمارکی را به خوشحالترین مردم کره زمین تبدیل کرده است؟ ▫️ جسیکا جول الکساندر:@Myworllllld
:«کافی است یک انسان از انسان دیگری نفرت داشته باشد تا نفرت، رفتهرفته، سراسر بشریت را فرا بگیرد.»📚 شیطان و خدا، ژانپل سارتر«تا زمانی که دربند کینههایش است، همواره به بیراهه خواهد رفت.»📚 برادران کارامازوف، فئودور داستایفسکی🔘 به نظر این دو جمله، با فاصلهای از دو نگاه فلسفی متفاوت، به یک حقیقت انسانی اشاره میکنند: کینه فقط دیگری را هدف نمیگیرد؛ در نهایت خودِ ما را هم اسیر میکند. نفرت میتواند از یک انسان شروع شود و به جهان اطراف سرایت کند، اما در درون خودمان هم ریشه بدواند و مسیرمان را عوض کند. شاید بخش مهمی از رهایی، همین تواناییِ بخشیدن و زمین گذاشتن کینه باشد؛ اینکه نگذاریم زخمی که دیگری به ما زده، تبدیل به بخشی از شخصیت و نگاه ما به تمام جهان شود.▫️رهایی از کینه، بیش از آنکه بخششی برای دیگری باشد، رهاییِ خویشتن از گذشته است؛ انتخابی برای اینکه زخمها، آیندهی ما را تعریف نکنند.:@Myworllllld
:و دایرهی حضورتجهان را در آغوش میگیرد ...▫️ احمد شاملو:@Myworllllld
:به اعتماد دوست خیانت کردن، مقدسترین پيمانها را نقض کردن، اسراری را که به سینهی ما سپرده شده است به گوش همگان رساندن، بیدلیل آبروی دوستی را بردن، اینها خطا نیست، بلکه پلیدی و پستی روح است. 📚 اعترافات▫️ ژان ژاک روسو:@Myworllllld
:از مردم متنفر نیستم؛فقط وقتی دوروبرم نیستن حالم بهتره.▫️ چارلز بوکوفسکی:@Myworllllld
:دلم میخواد یه مدتی همین جور بیخیال برای خودم زندگی کنم،فقط برای خودم، حتی به خودم هم فکر نکنمهمین جور بی فکربدون این که منتظر چیزی باشم یا منتظر کسی!📚 انتظار سحر▫️ محسن یلفانی:@Myworllllld
:▫️ از جذابترین رفتار خانمها، همین پیامهای بیمقدمهشونه؛دارم لاک میزنم، شارژرم خرابه، چایی چسبید، کفشم صدا میده، یه گربه دیدم …همین جزییات بیربط، آدمو کمکم در جریان ریتم زندگی طرف میذاره حتی میفهمی چی حالشو خوب میکنه.سکوتشون هم پیام خودشو داره ...:@Myworllllld
:و در این درّه تنهایی، تو آب روان باش و زمزمه کن، من خواهم شنید ...▫️ سهراب سپهری:@Myworllllld
:ای خوش آن صبح که با عطر ﺗو بیدار شدن ...▫️ اقبال لاهوری:@Myworllllld
:▫️ بوسهگاه:@Myworllllld
:▫️ مودِ مورد نیاز این روزام ... 🌨️ :@Myworllllld
:امرسون میگفت هر بار قلمت خشک میشود و نمیتوانی بنویسی بنشین و برای آنکه دوستش داری نامهای مفصل بنویس. گرهِ کارت باز میشود.▫️ احمد اخوت:@Myworllllld
:تابستون برای من هنوز یک سری طعمها هستن که نسلبهنسل فراموش نمیشن؛هندونه و نون و پنیر، تو حیاطهای خنک یا پشتبوم، هندونهای که توی چاه یا آب یخ میذاشتن تا خنک شه، کنار نون و پنیر. ترکیب شیرینیِ هندونه با نمک پنیر، یه طعم بهشته!شربتِ خاکشیر و تخمشربتی، اونم توی کاسههای یخ، شربتِ آلبالو و بهارنارنج. قدیمیها میگفتن شربتِ تازه به بدن میچسبه ...▫️ شما از طعمهای تابستون یادتونه؟:@Myworllllld
:بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که میشد مادرم لواشک آلو واسم درست میکرد، منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه میکردم.سختترین مرحله، مرحلهی خشک شدن لواشک بود، لواشک رو میریختیم تو سینی و میذاشتیم رو بالکن، زیر آفتاب تا خشک بشه ...خیلی انتظار سختی بود، همه اش وسوسه میشدم ناخنک بزنم ولی چارهای نبود. بعضی وقتا برای خواستهی دلت باید صبر کنی ...صبر کردم تا اینکه بالاخره لواشک آماده شد و یه تیکهی کوچیکش رو گذاشتم گوشهی لپم تا آب بشه ...لواشک اون سال بینهایت خوشمزه شده بود. نمیدونم برای آلوقرمزهای گوشتی و خوشطعمش بود یا نمک و گلپرش اندازه بود، هرچی بود اونقدر فوقالعاده بود که دلم نمیخواست تموم بشه.برای همین برعکس همیشه حیفم میومد لواشک بخورم، میترسیدم زود تموم بشه. تا اینکه یه روز واسهمون مهمون اومد. تو اون شلوغی تا به خودم اومدم دیدم بچههای مهمونمون رفتن سراغ لواشکای من ...لواشکی که خودم حیفم میومد بخورم حالا گوشهی لپ اونا بود و صدای ملچملوچشون تو گوشم میپیچید! هیچی از اون لواشکا باقی نموند، دیگه فصل آلوقرمز هم گذشته بود و آلویی نبود که بشه باهاش لواشک درست کرد.من لواشک خیلی دوست داشتم ولی سهمم از این دوست داشتن دیدنش گوشهی لپ یکی دیگه بود!تو زندگی وقتی دلت چیزی رو میخواد نباید دستدست کنی. باید از دوست داشتنت لذت ببری چون درست وقتی که حواست نیست کسی میره سراغش و همهی سهم تو میشه تماشا کردن و حسرت خوردن!▫️ حسین حائریان:@Myworllllld
:▫️ ولی چای آلبالو، خیلی ایرانیه! :@Myworllllld
:▫️ خاطرات جلال آل احمد و سیمین دانشور رو میخوندم سال ۱۳۳۶ کل تابستون رو رفتند اروپا. خرجشون شد ۱۷ هزار تومن. همش اپرا و تئاتر و خرید و رستوران. رم و پاریس و زوریخ و وین رو گشتند. یه معلم و یه مترجم بودن با درآمدشون اینهمه ریخت و پاش!ساعت پنج وارد فرودگاه مهرآباد شدیم، چه فرودگاهی! پدرسوختهها! مثل اینکه در مخ فرنگستانی! برای مردمی که نان بلوط میخورند، چنین فرودگاهی! [بعد از بازگشت از سفر طولانی به جنوب غرب ایران] میلیونها دلار یا تومان چه میدانم! سنگها،چراغها، وسایل ... مبلها، رستورانها، تلفنها، حتی برای تلفن به ولایات و خارجه! ولی درهایش بسته …گمان نمیکنم در میامی یا هالیوود هم چنین تفننی در یک فرودگاه شده باشد. ده، پدرسوختهها. بگذرم. شاید واقعا چون من از آنجاها برگشتهام، به نظرم خیلی زننده آمده این زرق و برق!📚 خاطرات جلال آلاحمد، ۱ دی ۱۳۳۷:@Myworllllld
:در تهران قدیم، برای دختران در سنین مختلف نامهای خاصی به کار میبردند؛ نامهایی که امروز بخشی از نگاه عجیب و گاه تلخ جامعه آن روز به زنان را نشان میدهد.به روایت جعفر شهری در کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، دختر ۹ یا ۱۰ ساله را «خانمچه»، حدود ۱۲ تا ۱۳ سالگی را «نوچه» و از ۱۳ تا ۱۵ سالگی را «غنچه» مینامیدند.بعد از آن، واژههایی مانند «گلچه» و «گُنده» به کار میرفت و در ۱۷–۱۸ سالگی، اگر دختری هنوز ازدواج نکرده بود، ممکن بود «ترش» یا «ترشیده» خوانده شود.چنانچه در ۲۰ سالگی، دختر ازدواجنکرده را « پیر دختر » میدانستند!در چنین جامعهای، ازدواج در سنین بسیار پایین امری رایج بود.📚 تاریخ اجتماعی تهران▫️ جعفر شهری:@Myworllllld:در تهران قدیم، برای دختران در سنین مختلف نامهای خاصی به کار میبردند؛ نامهایی که امروز بخشی از نگاه عجیب و گاه تلخ جامعه آن روز به زنان را نشان میدهد.به روایت جعفر شهری در کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، دختر ۹ یا ۱۰ ساله را «خانمچه»، حدود ۱۲ تا ۱۳ سالگی را «نوچه» و از ۱۳ تا ۱۵ سالگی را «غنچه» مینامیدند.بعد از آن، واژههایی مانند «گلچه» و «گُنده» به کار میرفت و در ۱۷–۱۸ سالگی، اگر دختری هنوز ازدواج نکرده بود، ممکن بود «ترش» یا «ترشیده» خوانده شود.چنانچه در ۲۰ سالگی، دختر ازدواجنکرده را « پیر دختر » میدانستند!در چنین جامعهای، ازدواج در سنین بسیار پایین امری رایج بود.📚 تاریخ اجتماعی تهران▫️ جعفر شهری:@Myworllllld
:▫️ زمانی که دستگاه سونوگرافی هنوز اختراع نشده بود دیدن سه قلو همچین نتیجهای میتونست داشته باشه!:@Myworllllld
:▫️جمعه باید اینجوری میگذشت ...:@Myworllllld
:انقدر دیگه زندگی رو دور تنده که خیلی روزا نمیرسیم دور هم صبحونه بخوریم ...ولی خونه مامان بزرگ خودش یه تراپیِ که آدم به خودش یه استراحتی بده و یه روزش رو روی دور کُند و با آرامش بگذرونه▫️ صبح جمعه به خیر ...:@Myworllllld
:▫️ اولین تیم فوتبال ایران:@Myworllllld
:▫️ غذای نذری در یک قرن پیشتصویری نادر از توزیع غذای رایگان در فضای بیرونی صحن عتیق حرم رضوی که در سال ۱۹۲۵ میلادی ثبت شده است.این تصویر را عکاسی به نام «هربرت» برای «آژانس فردریک لوئیس» ثبت کرده است.:@Myworllllld
:▫️ تهران، مدرسه ابتدایی "کوشش وچ هاوسپیان"، سال تحصیلی ۱۳۵۲_۱۳۵۱:@Myworllllld
:▫️ نوستالژی دهه شصت ...بیاختیار خانهنشینم به رسم عشق با خاطرات کهنه عجینم به رسم عشق:@Myworllllld
:▫️ تابستونای قدیمیادش به خیر … حیاطهای بزرگ و خنک، حوض وسط خونه، بوی درخت نارنج و عصرهایی که با یه بشقاب کاهو و یه کاسه سکنجبین، دور هم جمع میشدن ...:@Myworllllld
:جوانی که کنارم نشسته بود با موبایلش حرف میزد. بقیه ساکت بودند. جوان پرسید: «ساعت ۹ خوبه؟... ۹ و نیم چی؟ ... باشه پس ۹ و نیم منتظرتم.» بعد موبایلش را قطع کرد و تا وقتی که یک ایستگاه بالاتر از تاکسی پیاده شد، کسی حرفی نزد. جوان که پیاده شد، راننده گفت: «حالا تا خود نه و نیم سرحاله.» به پیاده رو نگاه کردم، جوان کیفش را روی شانهاش انداخته بود و دور میشد. صورتش را نمیدیدم، اما به نظر من هم سرحال میآمد. زن مسنی که روی صندلی جلو نشسته بود، گفت: «خوش به حالش. من خانه برم رفتم، نرم نرفتم... سی ساله نه منتظر کسی هستم، نه کسی منتظرمه.» مردی که کنارم بود به زن مسن گفت: «اتفاقاً خوش به حال شما. قدر راحتیتون رو نمیدونید.» زن مسن گفت: «مرده شور این راحتی رو ببرن.» زن مسن که پیاده شد به دور شدنش نگاه کردم. صورت او را هم نمیدیدم.📚 تاکسی نوشت▫️ سروش صحت :@Myworllllld
:▫️ ای پناه خستگیها ...:@Myworllllld
:گاهی فقط خستهای ...نه ضعیف، نه بیحوصله؛ فقط خسته ...▫️ شروع هر روز فرصتی دوباره است ...:@Myworllllld
:▫️ ای تبلورِ حقیقتتوی لحظههای تردیدتو شبو از من گرفتیتو منو دادی به خورشید ...:@Myworllllld
:▫️ آغوش همیشه جوابه ...:@Myworllllld
:- چه حسی داری؟!+ امنیت، وقتی با توام احساس امنیت دارم،مثل وقتیه که خونه هستم ...🎬 Garden State (2004):@Myworllllld
:حس میکردم که این دنیا برای من نبود؛برای یک دسته آدمهای بی حیا، پر رو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار، و چشم و دل گرسنه بود! ▫️ صادق هدایت:@Myworllllld
:انسانهای بسیار باهوش نمیتوانند شرور باشند، زیرا شر نیازمند نوعی حماقت و محدودیت در اندیشه است! ▫️ آرتور شوپنهاور:@Myworllllld
:من دیر رسیدن را نهایت بیادبی میدانم. این کار بیاحترامی بزرگی است، به وضوح این معنی را میرساند که در نظر آن شخص، زندگی و وقت خودش خیلی مهمتر از دیگری است.📚 حال النور آلیفنت کاملا خوب است ▫️ گیل هانیمن :@Myworllllld
:▫️ تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ نشان میدهدفاجعه همیشه با مرگ شروع نمیشود؛با «بیحسی» شروع میشود.آدم وقتی زنده است که هنوز از بعضی چیزهادلش به هم بخورد.اگر همهچیز برایت عادی شد،اگر زشتی دیگر آزارت نداد،اگر دروغ دیگر بو نداشت،همانجا دارد چیزی در تو خاموش میشود.بیحسی،مرگِ مؤدبانه است ...:@Myworllllld
:فکر میکنم یکی از مهمترین مهارتهایی که باید دوباره یاد بگیریم، آهسته زندگی کردنه!ما توی دنیایی زندگی میکنیم که همهچیز با سرعت عوض میشه،خبری که صبح همه دربارهش حرف میزنن، شاید عصر دیگه فراموش شده باشه.یک اتفاق، قبل از اینکه فرصت کنیم درکش کنیم، زیر موج اتفاق بعدی دفن میشه.انگار دنیا مدام به ما میگه: «تندتر … تندتر … تندتر.»اما زندگی، مسابقه نیست.واقعیت تلخ اینه که زندگی ما هم، در نهایت، فقط چند دهه است.همین چند دههی کوتاه، تمام سهم ما از بودن در این دنیاست.حیفه این سهم، فقط صرفِ دویدن بشه.آهسته غذا بخور.طعمش رو حس کن.آهسته چای بنوش.چند دقیقه بیشتر کنار کسی که دوستش داری بنشین.وقتی حرف میزنه، فقط منتظر نوبت خودت برای جواب دادن نباش؛ واقعاً گوش بده.به چهره آدمهایی که دوستشون داری نگاه کن.شاید بیشتر از چیزی که فکر میکنی، دلت برای همین لحظههای معمولی تنگ بشه.ما معمولاً دنبال لحظههای بزرگ میگردیم؛در حالی که ...:@Myworllllld
:و من برای کسی که همهچیز برایش سخت و طاقتفرسا میگذرد، آرزو میکنم که دوام بیاورد تا روزهای بهتر از راه برسند.▫️ صبح به خیر ...:@Myworllllld
:▫️ ... و روح زنگار گرفتهمون چنین فضایی رو میطلبه ...:@Myworllllld
:▫️ هر سفر،یک بهانه است برای عاشق شدنِ دوبارهبه ایران ...:@Myworllllld
:این صدا و ...وقتی آقامون داریوش بدون آهنگ میخونن! ▫️ برای زنده بودن دلیل آخرینم باش ...و شبت به خیر 💫:@Myworllllld
:▫️ گلهای باران خورده▫️ خواننده: علیرضا قربانیتا به کی باید به یاد روزهای رفته باشمبعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرمیا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانمیا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم:@Myworllllld
:عصر باشد و چایبنشینیم در ایوانگپ بزنیم و دور کنیم خودمان رااز هیاهوی جهان ...:@Myworllllld
:▫️ دلم میخواست یک روز از آن روزهای سختت، وقتی همه چیز زیادی سنگین شده بود، فقط در را باز کنی و بیایی داخل …نه اینکه چیزی بپرسم،نه اینکه بخواهم خستگیهایت را از بین ببرم.فقط برایت چای بریزم، صدایم آرام باشد و بدانی جایی هست که لازم نیست نقش آدمِ همیشه قوی را بازی کنی.جایی که میتوانی کیف روزت را گوشهای بگذاری، نفس بکشی و چند دقیقه خودت باشی.شاید قشنگترین شکلِ دوست داشتن همین باشد، اینکه آدم دلش بخواهد خانهی کسی باشد؛نه از جنس دیوار و سقف،از جنس آرامشی که بعد از یک روز طولانی دنبالش میگردی ...:@Myworllllld
:▫️ حالا که ما لیسانس برق گرفتیم دیگه برق نیست! 😐:@Myworllllld
:▫️ مرداد ماه فصلِ آبغورهست، باید غوره میخریدم تا با مامان آبغوره درست کنیم تا مامان بتونه هر روزی که غذا درست میکنه از آبغورهی تازه استفاده کنه،آبغوره تو خونهی ما یه جورایی عصای دست مامانمه! :@Myworllllld
:از سری لذتهای دنیا،وقتی سرظهر از سر کار میرسیم خونه، ناهارمون آماده باشه ...▫️ ظهر یکشنبه تابستانی ...:@Myworllllld
:🖌 «قلم، تنها ابزار نیست؛ رسالت است.»چرایی و اهمیت مانایی روزنامه▫️ یادداشت دکتر سمانه پورمحمد دکترای علوم ارتباطات و استاد دانشگاه در روزنامه خراسانروزنامهها همچنان چاپ میشوند، زیرا مرجعیت و عمق تحلیلی آنها در برابر جریان لحظهای و شایعات اینترنت، بیبدیل است؛ آنها بستری برای گزارشهای مستند و نگاه بلندمدت فراهم میکنند. ضرورت حفظ آنها در دو چیز خلاصه میشود.۱- اعتباربخشی به اکوسیستم رسانه (برند مکتوب، پایهگذار اعتماد برای مدلهای درآمدی دیجیتال است).۲- تنوعگستری در جامعه (اطمینان از تولید محتوای کیفی در کنار خبرها).در جهان اول، بقای روزنامه به ارزش افزوده تحلیلیاش وابسته است و در ایران، بهرغم وابستگی به یارانه، برای حفظ گفتمان رسمی و سلامت افکار عمومی همچنان ضرورتی نمادین و کارکردی دارد. با وجود سرعت و فراگیری اینترنت، روزنامههای چاپی همچنان نقشی منحصربهفرد و حیاتی دارند که فراتر از یک «خبرنامه» صرف است. این نقش را در سه لایه میتوان بررسی کرد: ۱. مرجعیت و عمق تحلیلی| برخلاف جریان لحظهای و گاه سطحی خبر در فضای مجازی، روزنامهها بستر و زمان کافی برای گزارشهای عمیق، تحلیلهای بلندمدت و مقالات را فراهم میکنند. این ویژگی به ویژه برای مخاطبانی که به دنبال درک پیچیدگیهای پشت رویدادها هستند، ارزشمند است. شواهد نشان میدهد که با وجود کاهش شدید مخاطبان چاپی، روزنامهها با تغییر استراتژی، محتوای خود را به سمت اخبار جدیتر و تحلیلیتر سوق دادهاند تا بتوانند مخاطب وفادار خود را حفظ کنند.۲. کمک به زیستبوم اقتصادی رسانه| در برخی از پیشرفتهترین بازارها، روزنامهها برای بقای مالی خود بیش از پیش به درآمد اشتراک متکی شدهاند، نه تبلیغات چاپی. در نروژ که یکی از پیشگامان دیجیتال است، بیش از ۴۱ درصد مردم برای خواندن خبر آنلاین پول میدهند و این اعتماد و وفاداری، ریشه در برند و اعتبار روزنامههای سنتی دارد. به عبارتی، روزنامه چاپی به عنوان یک برند معتبر، پایهگذار اعتماد و منبع درآمد دیجیتال است. ۳. تجربه متفاوت مطالعه| مطالعه روزنامه چاپی، با کیفیت بصری و حسی خاص خود، تجربهای آرامبخش، متمرکز و عمیق ارائه میدهد که با «اسکرول کردن» سریع در شبکههای اجتماعی تفاوت بنیادین دارد. این تجربه همچنان برای بخش قابلتوجهی از جامعه، به ویژه در گروههای سنی بالاتر، جذاب است.در جهان اول، روزنامه چاپی در حال تبدیل شدن به یک کالای لوکس تحلیلی با مخاطب خاص و وفادار است که اعتبار آن، منبع اصلی درآمد دیجیتال را هم تأمین میکند. اما در ایران، به دلیل ساختار اقتصادی مبتنی بر یارانه و نه بازار و همچنین فقدان استراتژی محتوایی منحصربهفرد، روزنامهها عمدتاً درگیر بقای صوری هستند و نتوانستهاند نقش تحلیلی و اقتصادی خود را تثبیت کنند.خراسان سراسری | چرایی و اهمیت مانایی روزنامه share.google/DpicV7nxCmZg7G2w5%DB%B1%DB%B7 مرداد، روز کسانی که با قلمِ خود، دیوارهای سکوت را میشکنند. قدر دانستنِ قلمی که برای آگاهیبخشی میجهد ...:@Myworllllld
:زمین خوردن اتفاقیه،اما اون پایین موندن یک انتخابه ...!▫️ شروع هر روز فرصتی دوباره است ...:@Myworllllld
:▫️ رابطه من و پارتنرم مثل ایران و امریکا میمونه، همیشه داریم فرصت آخرو بهم میدیم 🙃:@Myworllllld
:▫️ در جنگ جهانی اول یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگیاش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند..مافوق به سرباز گفت: "اگر بخواهی میتوانی بروی، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی!"حرفهای مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت و به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او دوستش را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند. افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت: "من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی!"سرباز جواب داد: "قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.اون گفت: "جیم ... من میدونستم که تو به کمک من میآیی!!!":@Myworllllld
:محبوبِ من!دیدنِ توزیباترین کاریستکه چشمِ انسانمیتواند بکند ...▫️ ناظم حکمت:@Myworllllld
:بعضی آدمها را وقتی از دست میدهی میفهمی.تا وقتی هستند،طبیعی بهنظر میرسند؛مثل هوا،مثل نور،مثل چیزی که فکر میکنی همیشه هست.بعد، نبودنشاننه فقط جای آنها،که شکلِ اتاق را عوض میکند.فقدان، عجیبترین معلمِ جهان است.خیلی چیزها را فقط وقتی میفهمندکه دیگر برای جبران،دیر شده ...:@Myworllllld
:برای دوام آوردن در این دنیا، چارهای نداریم جز این که کمی تدافعی برخورد کنیم.جنبههای ضعف و آسیبپذیر خود را کاهش دهیم، از آنها دوری کنیم و به هیجانات و بسیاری از احساسات خود بیاعتنا باشیم.اما هنگامی که پای روابط به میان میآید لازم است تا حدودی برعکس رفتار کنیم. برای یک رفتار درست عاشقانه، باید ظرفیت بروز احساسات، امیال، خواستهها و بیان آرزوهای خود را داشته باشیم.باید به خوبی بدانیم که چطور به دیگری وابستگی نشان دهیم و چطور مستقل عمل نکنیم. این باعث ایجاد تعادل میشود.📚 مهارت عشق ورزیدن ▫️ آلن دوباتن:@Myworllllld
:مهم نیست که چقدر آرام میروی، باز هم از کسانی که روی مبل لم دادهاند، جلوتری. 📚 چگونه کمالگرا نباشیم ▫️ استفان گایز :@Myworllllld
:بامدادان بر جایگاهی سنگی مینشینمو برایت نامههای عاشقانه مینویسمبا قلمی از پَر جغدکه آن را در دواتیدر دوردست فرو میبرمدواتی ملقب به دریادستم را برای دست دادن با تو دراز میکنماما تو ساحل دیگر دریایی، در آفریقا،گرمای دستت را احساس میکنمدر حالی که انگشتان مرا در خود گرفته است ...آه! چه زیباست داستان عشق من با شَبحِ تو! ▫️ غاده السمان:@Myworllllld
:زنده باد تمامِ نرسیدنهایی که بعدها فهمیدم خودِ «معجزه» بودند!▫️ صبح به خیر ...:@Myworllllld
:▫️ و جنوب که تسلیم طوفان نمیشود ...:@Myworllllld
:من سپیده صبح همیشه بیدارم!تلاش می کنم و دست بر نمی دارماگر چه خسته و دلمرده گشته پندارممرا چه غم اگر از خفتگان خبر نرسدکه من سپیدهی صبح همیشه بیدارمچو خار را به صفای ثبات ما بستندگمان مبر که چو خارا، ز تیشه بیزارممن آن نیم که ز نیمه، ز راه برگردمچنان روم که غزلخوان شوی به دیدارممجیز شیخ نگفتیم و عکس خود نشدمچرا که از خط تمکین شیخ بیزارماگر هزار شویم وهزار پاره شودحدیث ناله ی عشق و نفیر بیمارمسکوت چرخ زمان را به دل نمی گیرمکه میوه داد سکوت از سکوت پُربارمبه نور خاک فروغ و به تربت حافظقسم، که در وطن ام خفته آخر کارم!مرا به یاد بیاور اگر ندیدی بازکه من کلام نحیفی ز باغ گفتارمولی صلابت ایران تمام عشق من استو بر صلابت ایران، تنیده گلزارماگر ز دیده جدا شد، ز دل جدا نشودکجا شود وطنی کو دل است و دلدارمخوشا به حال رفیقان که خفته در وطن اندکه خاک تربت شان می وزد به کردارم ▫️ فریدون فرخزاد، لوس آنجلس، سپتامبر ۱۹۸۴:@Myworllllld
:مردمی که به بهشت ایمان دارندولی عجیب از مرگ می ترسند!این جا پر است از دستهایی که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب!۱۶ مرداد، سالمرگ شاعر، برنامه ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری، ترانهسرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی فریدون فرخزادیادش ماندگار 🥀:@Myworllllld
:▫️ یه اتاق خالی هست که روبهروی اتاق منه. وقتی پنجرههای جفتشو باز میکنم کوران میشه، یهباد باحالی میخوره تو صورتم.من میگم آدمیزاد گاهی نیاز داره یهنسیمی بخوره توی صورتش. یهدست نوازشی چیزی لمسش کنه، آدمیزاد باید حس کنه:«هنوز روی اینزمین چیزی هست که ارزش زندگی کردن دارد».:@Myworllllld
:نوال شبهایی که بیخواب میشد، شبهای زیادی که بیخواب میشد، گوسفندها را نمیشمرد تا خوابش ببرد، مَردهای مُردهی خرمشهر را میشمرد. از کسوکار خودش شروع میکرد، از پسرس و آقاش و پسرعموهایش که قبل از پسرش و آقاش طوری مُرده بودند که هیچ تکهی درشتی ازشان نمانده بود، بعد میرسید به همسایهها، بعد همبازیهای بچگی، بعد همشهریها، بعد آنهایی که در تلویزیون و حجلههای سر خیابان و روی سنگقبرهای جنتآباد دیده بود و اسم و صورتهاشان یادش نرفته بود ...جنگ فقط همان سالهای وقوعش نیست، اثراتش تا سالها ادامه دارد ...📚 هرس ▫️ نسیم مرعشی:@Myworllllld
: بزرگترین فاجعهی یک حکومت، فقر یا ضعف نیست؛ روزی است که مردمانش، به جای انتخابِ «لکسوس»، مجبور شوند به «لادا» افتخار کنند!🎞 سکانسی از سریال House of Cards:@Myworllllld
:▫️ خبرنگار از باب مارلی(از چهرههای برجسته جامائیکا و فعال اجتماعی) میپرسه: رابطه چیه؟باب گفت:شاید شما اولینش نباشین، آخرینش هم نباشین، یا حتی تنهای اون. اون قبلا عاشق بود و شاید دوباره عاشق بشه، اما اگه اون الان شما رو دوست داره اینا چه اهمیتی داره؟ اون کامل نیست، شما هم نیستین و شما دو نفر ممکنه هرگز با هم کامل نباشین؛اما اگه اون باعث شادیت میشه تا جایی که میتونی محکم اونو بگیر. شاید اون هر ثانیه از روزش بهت فکر نکنه، اما بخشیش رو به تو میده، با وجود اینکه اون میدونه تو میتونی قلبش رو بشکنی، پس اذیتش نکن، عوضش نکن، کنجکاوش نکن و بیشتر از چیزی که میتونه ازش انتظار نداشته باش.حالا که خوشحالت میکنه بهش لبخند بزن و هروقت عصبانیت کرد بهش بگو:وقتی نیستی دلم برات تنگ میشه ...:@Myworllllld
:ویگن دِردِریان، مشهور به «سلطان جاز ایران»، از برجستهترین خوانندگان، نوازندگان گیتار و بازیگران ایرانیِ ارمنیتبار بود. او در ۲۳ اکتبر ۱۹۲۹ در همدان متولد شد و از دهه ۱۳۳۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد. از مشهورترین آثارش میتوان به «مهتاب»، «لالهزار»، «بارون» و «گل سرخ» اشاره کرد. ویگن پس از انقلاب ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان عمر به فعالیت هنری ادامه داد. او در ۲۶ اکتبر ۲۰۰۳ در لسآنجلس درگذشت و بهعنوان یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی پاپ ایران شناخته میشود.دلکش (عصمت باقرپور بابلی، ۳ اسفند ۱۳۰۳ – ۱۱ شهریور ۱۳۸۳) از برجستهترین خوانندگان موسیقی سنتی، فولکلور و پاپ ایران بود که به «بانوی حنجره طلایی» شهرت داشت. او تحصیلکردهٔ هنرستان موسیقی ملی بود و از سال ۱۳۲۳ تا ۱۳۵۷ فعالیت هنری داشت. دلکش ترانههای ماندگاری را به زبانهای فارسی و مازندرانی اجرا کرد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ از خوانندگی کنارهگیری کرد. او در ۱۱ شهریور ۱۳۸۳، در ۷۹ سالگی، در تهران درگذشت.:@Myworllllld
:▫️ آخر هفتهمون ...منم میدونم میگذره، ولی دوست داشتم خوش بگذره!:@Myworllllld:▫️ آخر هفتهمون ...منم میدونم میگذره، ولی دوست داشتم خوش بگذره!:@Myworllllld
:امیدوارم کسی را پیدا کنی که به تو یادآوری کند:مجبور نیستی همهچیز را به تنهایی به دوش بکشی. کسی که عاشق همان بخشهایی از تو شود که زمانی فکر میکردی هیچکس هرگز دوستشان نخواهد داشت.📚 یک یادآوری آرام▫️ بیانکا اسپاراسینو:@Myworllllld
: یکی از دوستان کارگردان را در ترکیه دیدم و توی احوالپرسی گفتم: «خوبی؟»، گفت: «نه!» و من هیچی نگفتم. او هم منتظر ماند که من بپرسم: «چرا؟» ولی نپرسیدم.مقداری به خودش پیچید و آخرش گفت: «نمیپرسی چرا؟» گفتم: «نه، چون میدانم حق با توست!»به هر حال با همه مشکلاتی که هر کدام داریم، صبح که بهم میرسیم، تایید میکنیم حالمان خوب است و به هر حال، زندگی را انتخاب کردهایم و نباید زیاد نق بزنیم، راهی جز این نداریم. اگر میخواهی بمیری، بمیر. اما صبح روز بعد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه میکند. یک نفر که جزو کسانی بود که رفته بودند تا غزاله علیزاده را پس از خودکشی از آن بالا پایین بیاورند، میگفت اگر خود او آن منظره را دیده بود، خودکشی نمیکرد؛ گنجشکها روی درختهای بالای سرش میخواندند و آفتاب قشنگی از لابهلای برگها میتابید و روی ناخنهایش منعکس شده بود. انگار نه انگار. خم به ابروی طبیعت هم نیامده بود که کسی اینجا خودش را کشته است. اگر آدم بداند که این همه در برابر عظمت طبیعت ناچیز است، طلبکاریاش از دنیا و توقعش از خودش کم میشود و این در نگاه آدم تحول ایجاد میکند. من سعی میکنم در زندگی خصوصیام، با اعلام مداوم طلبکاری از دنیا، دست به خودکشی تدریجی نزنم.▫️ عباس کیارستمی:@Myworllllld
:▫️ اگر چه سخت است اما دلتنگ تو بودن عجب حال قشنگیست ...:@Myworllllld
:پنجشنبه را باید چای دم کردتلفن را کشید، پرده را بست، خاموش و کم نور و مستپنجشنبه را باید روبهروی هم نشست، باید از تو نوشتباید آرامگونهات را بوسید ... ▫️ علیسلطانی :@Myworllllld
: ایروبیک فری استایل نوعی ورزش هوازی و ریتمیک است که در آن حرکات آزاد و ترکیبی با موسیقی انجام میشود. برخلاف ایروبیک کلاسیک که حرکات آن از پیش تعیین شده و تکراری هستند، در فری استایل ورزشکار میتواند حرکات خود را با توجه به خلاقیت و ریتم موسیقی طراحی کند.▫️ صبحتون پر انرژی ...:@Myworllllld
:▫️ یادتونه بنیامین بهادری میخوند: دنیا دیگه مثه تو نداره ...:@Myworllllld
:زندگی خودش به اندازه کافی سخت است، برنده کسی است که از لحظات خوبش لذت میبرد. ▫️ شروع هر روز فرصتی دوباره است ...:@Myworllllld
:قهرمان در دنیای امروزما در روزگاری زندگی میکنیم که حتی برای «قهرمان» هم یک تعریف استاندارد ساختهایم. اگر از ما بپرسند قهرمان کیست، احتمالاً بیدرنگ پاسخ میدهیم: کسی که همیشه برنده است.و اگر بپرسند «برنده» یعنی چه، باز هم پاسخ آمادهای داریم: کسی که در زندگی هرگز شکست نمیخورد؛ کسی که مدام در حال تبدیل شدن به بهترین نسخهی ممکن از خودش است؛ بیخطا، بیاشتباه، خستگیناپذیر و همیشه رو به جلو.اگر سرمایهگذاری میکند، فرقی ندارد کوچک باشد یا بزرگ؛ سرمایهاش باید فقط رشد کند و حتی یکبار هم کاهش پیدا نکند. اگر کار میکند، باید همیشه موفق باشد، پلههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کند و بدون تجربهی شکست به قله برسد.اگر خانهای یا وسیلهی نقلیهای میخرد، انتظار داریم هر سال ارزش آن بیشتر شود، لوکستر شود و داراییاش چند برابر شود. گویی موفقیت فقط با نمودارهایی سنجیده میشود که همیشه رو به بالا هستند.حتی برای ظاهر قهرمان هم معیارهایی تعیین کردهایم؛ چهرهاش نباید چروک داشته باشد، موهایش نباید سفید شده باشد، ترجیحاً باید زیبا و همیشه سرحال به نظر برسد.در ذهن ما، قهرمان کسی است که مانند یک دوندهی حرفهای، هیچوقت از نفس نمیافتد؛ خسته نمیشود، کم نمیآورد و حتی انگار حق ندارد زیاد بخوابد یا لحظهای از حرکت بایستد.شاید مسئله این باشد که ما دیگر قهرمان را یک «انسان» نمیبینیم؛ او را به موجودی بینقص تبدیل کردهایم؛ موجودی که قرار است همیشه پیروز باشد، همیشه رشد کند و هرگز نشانی از ضعف، شکست یا فرسودگی در او دیده نشودشاید قهرمان واقعی کسی نباشد که هرگز زمین نمیخورد؛ بلکه کسی باشد که با وجود شکستها، ترسها، بیماریها، خستگیها و نقصهایش، باز هم زندگی را انتخاب میکند و به راهش ادامه میدهد.▫️ الناز نهاوندی:@Myworllllld
:📚 معرفی کتاب بمانم یا بروم!عجیب نیست که میلیونها نفر در سرتاسر جهان در رابطه ای حضور دارند که از آن رضایت ندارند. روابط انسانی به خودی خود پیچیده است و روابط انسانی معطوف به عشق و ازدواج، بسیار پیچیده تر. درواقع همه ی روابط انسانی به دلیل نمود بیرونی شان قابلیت ارزیابی شدن دارند ولی روابط عاشقانه و زندگی مشترک، به دلیل اینکه به شدت خصوصی ست و اکثر جوانبش فقط و فقط به دو شخصی که باهم در رابطه هستند مربوط می شود و برای خودشان قابل رویت، ارزیابی و تصمیم گیری ست، همیشه آدم ها درنهایت خودشان هستند که می توانند حدود و ثغور رضایت خاطرشان را تعیین کنند و درباره ی ماندن یا رفتن تصمیم بگیرند. «بورلی استون» در کتاب «بمانم یا بروم: چگونه قاطعانه تصمیم بگیرم و زندگی ام را به باد ندهم» به ابعاد مختلف وضعیت هایی می پردازد که موجب می شود آدم ها نتوانند برای ماندن در یک رابطه یا پایان دادن به آن تصمیم درستی را بگیرند. زن ها و مردهای بسیاری بخش بزرگی از رضایت خاطرشان در روابط عاشقانه یا زندگی مشترک شان را فدای چیزهایی می کنند که درنهایت اهمیت چندانی ندارند ولی آنها توان روبرو شدن با این مسئله و اتخاذ تصمیم درست را ندارند. کتاب «بمانم یا بروم: چگونه قاطعانه تصمیم بگیرم و زندگی ام را به باد ندهم» به همه ی آن وضعیت هایی می پردازد که در زندگی عاطفی و مشترک مان با آن ها روبرو شده و با چالش در انتخاب هایمان دست و پنجه نرم می کنیم. «بورلی استون» در کتاب بسیار تحسین شده اش به کنکاش جامعی در ریزودرشت همه ی ابعاد روابط زوج ها پرداخته و درعین شرح همه ی آن چیزهایی که می بینیم و می دانیم ولی هیچ گاه به درستی درباره ی آن فکر نکرده ایم، مسیرهای بسیاری را پیش روی مان می گذارد که به واسطه ی آنها می توانیم تصمیم های درست تری برای دست یافتن به آرامش بگیریم.:@Myworllllld
:درست در امورِ کوچک، شخصیتِ انسان آشکار میشود، زیرا آدمی در این امور نمیکوشد بر خود مسلط باشد و غالباً میتوان از اَعمالِ ناچیز و روش عادیِ رفتار به خودخواهی بیحد و مرز و بیملاحظگی مطلقِ فرد نسبت به دیگران به آسانی پی برد که طبقِ تجربههای بعدی، در امورِ بزرگ هم صادق است، اگرچه آن را انکار کند.📚 در باب حکمت زندگی▫️ آرتور شوپنهاور:@Myworllllld
:گفت: تا حالا عاشق شدی!؟گفتم: یک بار، شاید ...گفت: شاید!!؟ پس عاشق نبودی چون در موردِ عشق نمیشه گفت شاید!!وقتی میگی شاید پس هیچی نمیدونی ...▫️ کیت والبرت🎞 پوست شیر:@Myworllllld
:من سخت معتقدم که همهی ما به نحوی آسیب میبینیم. چهطور ممکن است نبینیم، مگر اینکه دنیایی از پدران و مادران، خواهران و برادران، همسایگان و دوستانِ بیعیب و نقص داشته باشیم. و بعد میرسیم به مسئلهای که اساس کار است، یعنی واکنش ما در برابر آسیب؛ آن را اعتراف میکنیم یا پیش خود نگه میداریم، و این در رفتار ما با دیگران چقدر اثر میگذارد؟ بعضیها آسیب را اعتراف میکنند، و سعی میکنند آن را تخفیف دهند؛ بعضی زندگیشان را وقفِ یاری به آسیبدیدگانِ دیگر میکنند؛ و سرانجام کسانی هستند که تمام توانشان را در این راه خرج میکنند که، به هر قیمت شده، دیگر آسیب نبینند. و اینها افراد بیرحمی میشوند که باید مراقبشان بود.📚درک یک پایان▫️ جولین بارنز:@Myworllllld
:ما افکارمون رو کنترل میکنیم،با وجود اینکه هیچ چیزی نیستند!ولی احساساتمون رو کنترل نمیکنیم،با وجود این که همه چیزن!🎬 Masculin Féminin (1966):@Myworllllld
:از یه جایی به بعد «باقی عمر» برای هر کاری کوتاهه، مخصوصا برای دوست داشتن یه آدم.▫️ پویان اوحدی :@Myworllllld
:▫️ آخر قصه، هیچکس از این دنیا چیزی با خود نمیبرد، جز ردپایی که بر دل دیگران گذاشته است، شاید جاودانگی همین باشد ...:@Myworllllld
:▫️ که صبح، امید یک روز تازه است، یک اتفاق تازه ... 🌞🌱:@Myworllllld
:کدوم ساحلِ دنجِ پهلوی توبشینم پیِ ردی از بوی توصدف تا صدف موج غم با منهدل تنگو صخره پس میزنه🎞 پارک ملی بوجاق:@Myworllllld
:▫️ نوای واپسین شب؛بغل تو شده واسه من یه گوشه امن ...:@Myworllllld
:▫️ شب به خیر قلب غمگینی که حتی برای غصهخوردن هم دیگه خیلی خستهای ...:@Myworllllld
:کارون آرام است. آب مثل اشک چشم زلال است. زیر مهتاب آبیگون است.بلَم آرام میلغزد. انگار که رو مخمل ابرها نشستهام. بویه زمزمه میکند. صدای بلوچی پر کشیده است. با سوزی که جانم را از غم سرشار میکند. غمی که در ساحل کارون سینه به سینه گشته است تا به من رسیده است. غم همه ماهیگیران و قایقرانان کارون. این غم را دوست دارم. سینه را میترکاند اما دوستش دارم.📚 همسایهها▫️ احمد محمود:@Myworllllld
:▫️ دلتنگ این هوا و این مسیر برای پیادهروی شبانه ...:@Myworllllld
:▫️ یه دیالوگ تو رادیو چهرازی، میگه:دیر وقته موندیم رو زمینکجا پیدات کنیم؟یه بارم تو بیابی اینکه ما بگردیم!همین دیگه، یه بارم برعکس شه، یه بارم نه صبر کنیم، نه بجنگیم، نه جفا کشیم و ملامت کشیم، ما بشینیم و تو بیا ...:@Myworllllld
:دوستت دارم، نه به خاطرِ آنچه که هستی، بلکه به خاطرِ آنچه که کنار تو میشوم.▫️ جبران خلیل جبران:@Myworllllld
:هیچکدام ما نمیدانیم شاید فقط چند ثانیه دیگر یک معجزه یا فاجعه منتظرمان باشد!📚 برزخ بیگناهان▫️ کارین ژیه بل:@Myworllllld
:▫️ شب همه ما یکی بود،اما تاریکیهایمان فرق داشت ...:@Myworllllld
:▫️ سینما رو برامون قشنگتر کردی آقای نولان؛ تولدت مبارک ♥️پیشنهاد ده فیلم برتر از "سر کریستوفر ادوارد نولان" ۱. شوالیه تاریکی (The Dark Knight)۲. تلقین (Inception) ۳. میانستارهای (Interstellar) ۴. اوپنهایمر (oppenheimer) ۵. پرستیژ (The Prestige) ۶. یادگاری (Memento)۷. شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises) ۸. بتمن آغاز میکند (Batman Begins)۹. دانکرک (Dunkirk)۱۰. تعقیب (Following)یک مورد جالب درباره کریستوفر نولان این است که وی همواره یک کت به تن میکند و در جیب آن یک فلاسک چای کوچک دارد و به صورت مرتب از آن مینوشد. جالبتر اینکه وی به نوشیدنیهای دیگر هم علاقه چندانی نداشته و فقط عاشق چای است ...:@Myworllllld
:امروز، یک دقیقهاز اجرای بینظیر یانی لذت ببرید ...▫️ شروع هر روز فرصتی دوباره است ...:@Myworllllld
:و ما در پای البرز به پای ایستادهایم؛و در برابرمان دشمنانی از خون ما؛ با لبخندِ زشتو من مردمی را میشناسم که هنوز میگویند: آرش باز خواهد گشت.▫️ بهرام بیضایی:@Myworllllld
:▫️ آدما فقط لحظه انفجار تورو میبینن، نمیبینن چقدر کنار اومدی،کوتاه اومدی و چقدر سازش کردی!:@Myworllllld
:نذارید هیچ وقت دیر بشه،دنیا منتظر ما نمیمونه ...▫️ صبح اول هفته پرنشاط ...:@Myworllllld