ننه آقام وقتی می خواست برایم دعا کند میگفت؛ «چراغت از دور بسوزد روله»میان این دعای کوتاه، کلی دعای…
انتشار: 2026/07/16 15:19 UTCویرایش: 2026/08/01 00:09 UTCدریافت: 2026/08/13 10:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 10:42 UTC
ننه آقام وقتی می خواست برایم دعا کند میگفت؛ «چراغت از دور بسوزد روله»میان این دعای کوتاه، کلی دعای خیر نهفته بود. او میدید ما عازم شهری و جایی دورتریم به همین خاطر میگفت زنده و پاینده و موفق باشید حتی اگر در جایی غیر از اینجا هستید و من از دیدنتان محرومم. مهم این بود چراغ زندگی و خانه و کاشانه بسوزد و روشن باشد و در سلامت گذران کنیم حتی اگر جای دوری هستیم.چه دعاهایی که برای سربازان وطن از سوی مادران و پدران و مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها گفته شد، و خواستند چراغشان از دور بسوزد، اما افسوس که نه تنها چراغ زندگی آنها نسوخت و خاموش شد بلکه آتش قهر، زندگی و جوانی و آرزوهای طول و دراز آنها را خاموش کرد. چراغی که نسوخت.تسلیت به بازماندگان این عزیزان و جان فداهای وطن تنها کاری است که از ما بر می آید. روحشان شاد#تیپ_۳۸۸#ایرانشهر#مهرداد_مسیبی #سرباز@ME_mosayebi