پرویز…قسمت را می‌بینی؟ سال‌ها در میان زاگرسِ بی‌پناه و جنگل‌های خسته تلاش کردی؛در بادهای سرد مأموریت رفتی،زخم‌ها بر تن نشاندی،آتش‌ها را خاموش کردی تا دل زمین آرام بگیرد.اما با همه این رنج‌ها،با همه این راه‌های بی‌پایان،سرنوشت چنان چرخید که همراهانت را در حیرتی تلخ رها کردی.قسمت را می‌بینی…گاهی آن‌قدر بی‌رحم است که حتی قهرمانانش را هم در سکوتی سنگین فرو می‌برد.