
instagram.com/iranian_poets_art◾Contact us: @schiller_group_admin
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 26 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 31 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
تنم را بسوزان در آغوشِ خویشکه فردا نیابند خاکسترم...فریدون مشیری#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
و خداحافظیاشآنچنان چلچله سان است که من میخواهم،دائماً باز بگوید که "خداحافظ"اما نرودرضا براهنی▪️شاعران ایران▫️@iranian_poets_mag
#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
میدانستمتنت خداحافظی بود...#احمدرضا_احمدی#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
اینجامزار گمشدهی بوسههای توست.#نادر_نادرپور▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با منگر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟کجا روم که راهی به گلشنی ندارمکه دیده برگشودم به کنجِ تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تختهپاره بر موج، رها رها رها منز من هر آن که او دور، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، ازو جدا جدا مننه چشمِ دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یادِ آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم در آسمانِ ابریدلم گرفته، ای دوست هوای گریه با من...۱۳۶۱#سیمین_بهبهانی #استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
"گرگِ هار"گرگِ هاری شدهام!هرزهپوی و دَلهدوشب درین دشتِ زمستان زدهی بیهمهچیزمیدوم، بُرده ز هر بادْ گِروچشمهایم چو دو کانونِ شرارصفِ تاریکیِ شب را شکندهمه بیرحمی و فرمانِ فرارگرگِ هاری شدهام!خونِ مرا ظلمتِ زهرکرده چون شعلهی چشمِ تو سیاهتو چه آسوده و بیباک خرامی به برمآه، میترسم، آه...آه، میترسم از آن لحظهی پُر لذت و شوقکه تو خود را نگریمانده نومید ز هرگونه دفاعزیرِ چنگِ خشنِ وحشی و خونخوارِ منی...پوپکم! آهوکم!چه نشستی غافل؟کز گزندم نرهی،گرچه پرستارِ منی.. پس ازین درهی ژرفجای خمیازهی جادو شدهی غارِ سیاهپشتِ آن قُلهی پوشیده ز برفنیست چیزی، خبریور تو را گفتم چیزِ دگری هست، نبودجز فریبِ دگری...من ازین غفلتِ معصومِ تو، ای شعلهی پاک!بیشتر سوزم و دندان به جگر میفشرم...منشین با من، با من منشینتو چه دانی که چه افسونگر و بیپا و سرم؟تو چه دانی که پسِ هر نگهِ سادهی منچه جنونی،چه نیازی،چه غمیست؟یا نگاهِ تو، که پُر عصمت و نازبر من افتد،چه عذاب و ستمیست؟دردم این نیست ولی...دردم این است که من بیتو دگراز جهان دورم و بیخویشتنم!پوپکم! آهوکمتا جنون فاصلهای نیستاز اینجا که منم!مگرم سوی تو راهی باشدچون فروغِ نگهتورنه دیگر به چه کار آیم من؟بیتو، چون مردهی چشمِ سیهت...منشین اما با من، منشینتکیه بر من مکن،ای پردهی طناز حریر!که شراری شدهامپوپکم! آهوکمگرگِ هاری شدهام!مهدی اخوانثالثاز دفتر: زمستان▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
کانال ادبی خوبی که پیشنهاد میکنیمدنبال بفرمایید:@zii_notes@zii_notes
اگر شعر نبودچه غریبانه میرفتمو چه غریبانه میگفتمکه تنهایم.#بیژن_جلالی#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
خاکستری، خاکستری، خاکستری صبح، مِه، باران اَبر، نگاه، خاطره در من ترانهای نبود، تو خواندی در من آینهای نبود، تو دیدی ریشهای بودم در خوابِ خاکهای متبرک بیباران، در نگاه تو سبز شدم برقی از چشمانت برخواست، نگاهم بارانی شد گونههایت خیس باران، چشمهایت آفتابی گرگها میزایند، برهها را دریابیم تو، با چشمانت مرا بنواز چوبدست چوپانیَم سلاحی کارگر خواهد شد بعد از جنگ، با چوبدستمانجیرهای تازه را برای تو خواهم چیدبا تو خواهم ماند، با تو خواهم خواندو تو را در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسیداگر اَبرها بگذارند…#محمد_ابراهیم_جعفری▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
پیشِ سازِ تو من از سِحر سخن دم نزنمکه زبانی چو بیان تو ندارد سخنمره مگردان و نگه دار همین پرده ی راستتا من از راز سپهرت گرهی باز کنمصبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزینعاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنمچه غریبانه تو با یاد وطن می نالیمن چه گویم که غریب است دلم در وطنمشعر من با مدد ساز تو آوازی داشتکی بود باز که شوری به چمن در فکنمهمه مرغان هم آواز پراکنده شدندآه از این باد بلاخیز که زد در چمنمنی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنمبی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنمهوشنگ ابتهاج#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب رامیجویمت چنانکه لب تشنه آب رامحو توام چنانکه ستاره به چشم صبحیا شبنم سپیدهدمان آفتاب رابیتابم آنچنانکه درختان برای بادیا کودکان خفته به گهواره تاب رابایستهای چنان که تپیدن برای دلیا آنچنان که بالِ پریدن عقاب راحتی اگر نباشی، میآفرینمتچونان که التهاب بیابان سراب راای خواهشی که خواستنیتر ز پاسخیبا چون تو پُرسشی چه نیازی جواب راقیصر امینپوراز دفتر شعر «گلها همه آفتابگردانند»فروردین ۱۳۷۷▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
«نفسم باش - نیکفرجام»Instagram: @nik_farjaam
#استوری Instagram.com/iranian_poets_mag ▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_magاشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیست اشکِ آن شب لبخندِ عشقام بود.ـ□قصه نيستم که بگویینغمه نيستم که بخوانیصدا نيستم که بشنویيا چيزی چنان که ببينیيا چيزی چنان که بدانی… من دردِ مشترکاممرا فرياد کن.ـ□درخت با جنگل سخن میگويدعلف با صحراستاره با کهکشانو من با تو سخن میگويم نامات را به من بگودستات را به من بدهحرفات را به من بگوقلبات را به من بدهمن ريشههایِ تو را دريافتهامبا لبانات برایِ همه لبها سخن گفتهامو دستهایات با دستانِ من آشناست. در خلوتِ روشن با تو گريستهامبرای خاطرِ زندهگان،و در گورستانِ تاريک با تو خواندهامزيباترينِ سرودها رازيرا که مردهگانِ اين سالعاشقترينِ زندهگان بودهاند.ـ□دستات را به من بدهدستهایِ تو با من آشناستای ديريافته با تو سخن میگويمبهسانِ ابر که با توفانبهسانِ علف که با صحرابهسانِ باران که با دريابهسانِ پرنده که با بهاربهسانِ درخت که با جنگل سخن میگويد زيرا که منريشههایِ تو را دريافتهامزيرا که صدایِ منبا صدایِ تو آشناست. ۱۳۳۴احمد شاملوعشق عمومی | از دفتر هوای تازه▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
به مناسبت ۲۶مین سالروز درگذشت احمد شاملو:قناری گفت: ــ کُرهی ماکُرهی قفسها با میلههای زرین و چینهدانِ چینی.ماهی سُرخِ سفرهی هفتسیناش به محیطی تعبیر کردکه هر بهارمتبلور میشود.کرکس گفت: ــ سیارهی منسیارهی بیهمتایی که در آنمرگمائده میآفریند.کوسه گفت: ــ زمینسفرهی برکتخیزِ اقیانوسها.انسان سخنی نگفتتنها او بود که جامه به تن داشتو آستینش از اشک تَر بود.۹ فروردین ۱۳۷۲احمد شاملوقناری گفت... | از دفتر در آستانه▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
دردِ ما را در جهان، درمان مبادا بیشمامرگ بادا بیشما و جان مبادا بیشمامولوی#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
خالیام چون باغ بودا، خالی از نيلوفرانشخالیام چون آسمان شب زده، بیاخترانشخلق، بیجان، شهر گورستان و ما در غار پنهانیأس و تنهایی و من، مانند لوط و دخترانشپارهپاره مغربم، با من نه خورشيدی، نه صبحینيمی از آفاقم اما، نيمهی بیخاورانشسرزمين مرگم اینک، برکههایش دیدگانموین دل توفانیام، دریای خون بیکرانشپيش رویم شهر را بر سر سيه چادر کشيدهروسریهای عزا از داغ دیده مادرانشعيب از آنان نيست من دل مردهام کز هيچ سوییدر نمیگيرد مرا، افسون شهر و دلبرانشجنگجویی خستهام بعد از نبردی نابرابرپيش رویش پُشتهای از کُشتهی هم سنگرانشدعویام عشق است و معجز شعر و پاسخ طعن و تهمتراست چون پيغمبری رو در روی ناباورانشحسین منزوی#استوریInstagram.com/iranian_poets_mag▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag
🌿 دعوت به محفل شرح غزلیات حافظ و گلستان سعدی 🌿📌 بهصورت آنلاین و کاملاً رایگان برای همه📌 رازگشایی از معماهای نهفته در غزلهای حافظ 📌 بررسی نکات ادبی، حکمی و اخلاقی گلستان سعدی با تدریس استاد ارجمند، جناب آقای علی راد 🗓️ برنامه جلسات و لینک ورود در کانال شرح سخنان حافظ و سعدی:t.me/hafezkhaniradhttps://t.me/hafezkhani… حضور گرم و پرانرژی شما هستیم ✨
باداشکهایم رابه گونههایم پیوند میزندسردم استشبیه مردهایکه خورشید همدیگر گرمش نمیکنددر عشقشبیهام به اسبیکه تنها جرمش در جنگدویدن استو قلبممیان زخمهایشهنوز میتپدمن در برکهی اندوهمآنقدر زیبا شنا میکنمکه هیچکسبه فکر نجاتم نمیافتد۲۸ تیر ۱۴۰۴#سیاوش_یزدان_دوست @Siavash_Yazdandoust
به سوگ ممتد خورشید، از غروب نوشتطلوع نور و قلم، پای مرگ چوب نوشت سرود سبز رهایی به وُسعِ قطره پاککه زیر پیکر مردابی از رسوب نوشت شبیه چشمه دلش را به سنگلاخ سپردبرای تا ابد از درد سینه کوب نوشت نبود نقطه بی درد در تن وطنش...به شرق و غرب و شمالی که تا جنوب نوشت میان خواب درختان، غم بهار کشید به شوق فصل دگرگونی قلوب نوشت فقط به شاعر رنجور روزگار بگو...چگونه میشود از حسّ و حال خوب نوشت؟#بهاره_خامنه_پور
فردا وعدهی همیشه بیدار،چند نسل رادر خوابِ آمدنتپیر کردی؟#مرضیه_عربلو@marzieh_arabloo