خاکستری، خاکستری، خاکستری صبح، مِه، باران اَبر، نگاه، خاطره در من ترانهای نبود، تو خواندی در من آی…
انتشار: 2026/07/29 10:44 UTCدریافت: 2026/08/14 08:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:31 UTC
خاکستری، خاکستری، خاکستری صبح، مِه، باران اَبر، نگاه، خاطره در من ترانهای نبود، تو خواندی در من آینهای نبود، تو دیدی ریشهای بودم در خوابِ خاکهای متبرک بیباران، در نگاه تو سبز شدم برقی از چشمانت برخواست، نگاهم بارانی شد گونههایت خیس باران، چشمهایت آفتابی گرگها میزایند، برهها را دریابیم تو، با چشمانت مرا بنواز چوبدست چوپانیَم سلاحی کارگر خواهد شد بعد از جنگ، با چوبدستمانجیرهای تازه را برای تو خواهم چیدبا تو خواهم ماند، با تو خواهم خواندو تو را در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسیداگر اَبرها بگذارند…#محمد_ابراهیم_جعفری▪️شاعران ایران ▫️@iranian_poets_mag






