تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 17:47 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم :@g_rahimimanesh@cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 54 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
از فصلی یاد کنیم که دو شخصیت فیلم در کوچهای حرکت میکنند و باد زوزه میکشد و حجم فراوانی از زباله با آنها حرکت میکنند و جلو میروند و هشدارمان میدهند که بشر و زباله، تا چه اندازه بهم نزدیک شدهاند. همه آدمهای «تانگوی شیطان» تجسدی از زباله در کالبدی بشری هستند.✍ #حمیدرضا_گرشاسبی🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
🗣 عصآ🎵 هفت شهر عشقYouTube:https://youtube.com/@asaa68Rubika:https://rubika.ir/asaaa68Telegram:https://t.me/asaaa68
#لازلو_کراسناهورکایی نویسنده و رمان نویس مجارستانی حداقل در ۵ فیلم شاخص بلا تار (نفرین ، تانگوی شیطان ، هارمونیهای ورکمایستر ، مردی از لندن و اسب تورین) در مقام فیلمنامه نویس همکاری داشته است. #کراسناهورکایی بخاطر مجموعه آثار عمیق و گیرایش ، بدون اشاره به اثر مشخص ، به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات 2025 معرفی گردید.در بیانیه آکادمی آمده است که این جایزه به او اعطا شده «بهدلیل خلق آثاری پرقدرت و الهامبخش که در میان هراس آخرالزمانی، همچنان بر نیروی جاودانه هنر تأکید میکنند»Join 👉 @honar7modiran
🎞 بلاتارساخت ۱۰ فیلم طی ۴۰ سال فیلمسازی📽فیلمها: نفرین شده، تانگوی شیطان،هارمونیهای ورکمایستر، مردی از لندن و اسب تورین...موسیقی فوق العاده از میهای ویگ Join 👉 @honar7modiran🎞 بلاتارساخت ۱۰ فیلم طی ۴۰ سال فیلمسازی📽فیلمها: نفرین شده، تانگوی شیطان،هارمونیهای ورکمایستر، مردی از لندن و اسب تورین...موسیقی فوق العاده از میهای ویگ Join 👉 @honar7modiran
تصویری از بلاتار، کارگردان شاهکارهایی مثل «تانگوی شیطان» و «هارمونی ورکمایستر» که دهم فوریه ٢٠٢۵ در بوداپست، مجارستان گرفته شده.تار با موهای کوتاه سفید و عصا در کنار بنس فلیگف، کارگردان بااستعداد مجارستانی در سالن سینمای کوروین نشسته است.Join 👉 @honar7modiran
📰برخی نظرات درباره تانگوی شیطان اثر بلا تار📌یک شاهکار حقیقی در سینما...کایه دو سینما (تأثیرگذارترین نشریه سینمایی فرانسه)📌ویرانگر، فریبنده در تمامی دقایقِ هفت ساعتهاش، خوشحالم که هرسال این فیلم را میبینم...سوزان سانتاگ📌هرگز کمتر از هیپنوتیزم نیست...نیویورک تایمز📌اثر تاریخیِ قرن بیستم در سینما...بوکفروم (Bookfroum)📌مهمترین و برجستهترین اثر هنری اوست، بلاتار جهان هستی را در مالکیت تصور خود درآورده است...گاردین📌یکی از ماجراجوترین هنرمدان سینما...مارتین اسکورسیزی📌او از معدود فیلمسازان واقع بین است...گاس ون سنت📌این اثر بلاتار پتانسیل عجیب و روایی سینما را به ما یادآوری میکند...جیم جارموش🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
کافه هنر pinned Deleted message
📸 #اریکا_بوک در گذر زمان⬆️ اسب تورین بلاتار ٢٠١١⬇️ تانگوی شیطان بلاتار ١٩٩۴همان دخترک فیلم «تانگوی شیطان» که گربه اش را شکنجه کرد و سپس خود را کشت و البته در فیلم اسب تورین فیلم چهره پوشیده از موی او هنگام کشیدنِ آب از چاه ازیادنرفتنی است. Join 👉 @honar7modiran📸 #اریکا_بوک در گذر زمان⬆️ اسب تورین بلاتار ٢٠١١⬇️ تانگوی شیطان بلاتار ١٩٩۴همان دخترک فیلم «تانگوی شیطان» که گربه اش را شکنجه کرد و سپس خود را کشت و البته در فیلم اسب تورین فیلم چهره پوشیده از موی او هنگام کشیدنِ آب از چاه ازیادنرفتنی است. Join 👉 @honar7modiran
تانگوی شیطان»؛ باران، باد، زباله...ببینیم که یکی از شخصیتهای اصلی فیلم «تانگوی شیطان» درباره آرزوهایش چه مواردی را برمیشمرد. این آدم همان کسی است که در یک صبح اکتبر، پیش از آن که باران بر زمینهای خشک ببارد و همه جا را گِلآلود کند و راهها را ببندد و زمینهای خیس، فاصله بیندازندد بین شهر و روستا، از صدایی برخاسته است. و معلوم نشده که آن صدا چیست. اما آن آدم، فوتاکی است که این طوری درباره آیندهاش حرف میزند: «میخواهم به جنوب بروم. آنجا زمستانهای کوتاهی دارد. میخواهم نزدیک یک شهر پررونق، یک مزرعه اجاره کنم. و همه روز پاهایم را در لگنی از آب گرم بگذارم. یا شاید نگهبان یک کارخانه شکلاتسازی بشوم. یا دربان یک مدرسه دخترانه. قصد دارم که همه چیز را فراموش کنم. فقط استراحت و لگن آب گرم». اوضاع و احوال روستا، خرابتر از آن است که آدم بخواهد به آرزوهای بزرگ فکر کند. همین که بتواند دربان یک مدرسه دخترانه بشود، کفایت میکند. از این زندگی کوفتیِ در حال حاضر، بهتر است. وقتی او دارد این حرفها را میزند، تهِ آشپزخانهای نشسته که مگسها روی میزش رژه میروند. دوربین هم در تراکی آرام و کُند به جلو و به سمت مرد میرود و از او میگذرد و به پنجره میرسد. بیرون، باران است و باد. که این باد، در طول فیلم، همواره سوت میکشد و نفیری هشداردهنده دارد. باد خراب میکند و فرسوده میکند شهر و روستا را و خانهها را. و ایضا باران نیز همین کار را میکند: خراب میکند.بلا تار، از مجنونهای سینما، که یکی از منحصربفردترین روشهای فیلمسازی را به خود اختصاص داده و جزو بهترینهای سینمای مجارستان است (و البته شاگرد خوبی برای آندری تارکوفسکی هم به حساب میآید و گویا که درسهای خوبی از مکتب او گرفته)، فیلمِ «تانگوی شیطان» را از روی رمان «تانگوی شیطان»، نوشتهی هموطن خود لسلو کراسناهورکایی ساخت. همین نویسنده نخبهای که چندی پیش جایزه نوبل ادبیات گرفت. همان نویسندهای که پساآخرزمانی شدن و پادآرمانشهری شدن را نه به زمانهای در دیروقتها و سالیان آتی، که اتفاقا در دورهای میسازد که همین حالا است. اگر رمان در دهه هشتاد نوشته شده، چه باک که زمانه داستانی اثر نیز تداعیگر همان دهه باشد. و خودش هم در کنار بلا تار قرار گرفت و رمانش را تبدیل به فیلمنامه کرد.در جهان سیاه و سفید «تانگوی شیطان»، گونهای از رئالیسم وجود دارد که تا اندازهای آن را از فیلمهای پادآرمانشهری جدا میکند و فاصلهای با دیگر فیلمهای اینچنینی میسازد. رماننویس و فیلمساز دنیایی ساختهاند که در واکنش به فروپاشی کمونیسم در بلوک شرق صورت گرفته و برای همین است که نزدیکیِ فراوانی با زندگی و زیست کنونی دارد. هم فیلم و هم رمان، هم کارگردان و هم رماننویس، خفقان موجود در زندگی بشر و دوری آزادی را نه در سالهای بعدتر، که در زندگی کنونیمان میبینند. حتی اگر به ظاهر استبداد بلوک شرق فرو ریخته، اما سازندگان ناامیدتر از آن هستند که دنیا را نجات یافته ببینند. برای همین است که مردم دهکدهی ترسیم شده در «تانگوی شیطان» همچنان منتظرند که نجات پیدا کنند.«تانگوی شیطان» فیلمِ آسانبینی نیست. سخت است که با یک نشست آن را تمام کنیم. هفت ساعت و نوزده دقیقه، زمان کمی نیست. بخصوص که خود فیلم هم کند پیش میرود و به لحاظ داستان و زیر و بم شدن، هیجاناتی را سبب نمیشود. اما آن چه در اتمسفر فیلم اتفاق میافتد، تماشاگر را ترغیب به نشستنِ بیشتر میکند. در واقع تماشاگر به تدریج در رخوت فیلم فرو میرود نه در کسرت اتفاقات آن. چرا که با ایجاد بخشبندیهایی که در فیلم وجود دارد، به گونهای روایتها نیز چندگانه میشوند و ما فیلمی را تماشا میکنیم که چندان هم روی یک خط حرکت نمیکند. اما مسلم این است که «تانگوی شیطان» دیدنی است چرا که در نمایش و ترسیم ویرانی و در گِل رفتن و به گِل نشستن استادانه عمل میکند. ✍ #حمیدرضا_گرشاسبی@cinemacinemairJoin 👉 @honar7modiran
#ارجاعات_سینمایی ⬆️ اسب تورین بلاتار ٢٠١١⬇️ تانگوی شیطان بلاتار ١٩۴۴Join 👉 @honar7modiran
نقد فیلم در عصر هوش مصنوعی:این مطلب نقد فیلم یا نوشته درباره یک یا چند فیلم نیست بلکه درباره سرنوشت خود نقد فیلم نویسی است آن هم در عصری که هوش مصنوعی به تمدن بشر افزوده شده است و تمام اجزا تمدن در حال بررسی وضعیت خود پس از فراگیر شدن این پدیده قرن حاضر هستند. اعتقاد اصلی بنده این است که نقد فیلم نویسی در عصر هوش مصنوعی تبدیل به حالت شخصی سازی شده اثر برای منتقد خواهد شد نه یک چیزی جدای از اثر.سیمای سینما در عصر هوش مصنوعی:شاید بتوان گفت هنر به عنوان یک جزء مهم تمدن و سینما به عنوان یک پدیده نسبتا نو در هنر با هوش مصنوعی دچار انقلابهای بزرگ خواهد شد. پیش از این افزوده شدن صدا و بعد رنگ و در انتها جلوههای ویژه به این هنر منجر به تحولات عمیق در درک انسان از سینما شد و حتی بستر تماشا نیز در حال انقلاب است و سیری از پرده نقرهای به تلویزیون خانگی بعد به کامپیوتر شخصی و در ادامه به گوشی هوشمند و اکنون عینک هوشمند را طی کرده است ولی هیچکدام قابل مقایسه با تاثیر هوش مصنوعی نخواهد بود.هر چند با آمدن دوربینهای کوچک فیلمبرداری و امکان تدوین با کامپیوتر خانگی و در ادامه انتشار در شبکههای اجتماعی، تولید در سینما دموکراتیکتر شد اما بیایید با هم شرایط زیر را تصور کنیم. فرض کنید میتوانستید با چند خط دستور ساده فیلمهای صامت صد سال پیش را رنگی ببینید زاویه دوربین را تغییر دهید و با صدای خود بازیگران دیالوگها را به جریان بیندازید. یا فرض کنید بازیگران فعلی را به آن فیلمها افزوده و یا بازیگران آن دوران را به فیلمهای اکنون بیاورید یا هر فیلمی را با صدای خود آن بازیگر به زبانهای مختلف دوبله کنید یا صدای دوبلرهای قدیمی و درگذشته را برای فیلمهای جدید استفاده کنید و یا با تغییر خط داستان ژانر آن را تغییر دهیدهنوز به اوج داستان نرسیدیم. جایی که دیگر نقد جدای از اثر نیست بلکه خلق اثر جدید است یا همان حالت شخصی سازی شده برای منتقد.نقد سینما در عصر هوش مصنوعی:اوج کار آن جایی است که بتوانید فیلمها را مطابق نقد منتقدان بازسازی کرده و یا حتی پایان فیلمها را تغییر دهید. یعنی منتقد اگر به انتخاب بازیگر، دیالوگها و نحوه بازی یا داستان انتقاد داشت مطابق نقدش فیلم بازسازی میشد در این صورت نقد قابل راستی آزمایی بوده با یک فضای واقعا عجیب و شخصی سازی شده مواجهه خواهید شد و این آغاز پایان نقد فیلم سنتی خواهد بود و منتقد به اجزا سازنده فیلم افزوده میشود.آیا میتوان ادعا کرد که با هوش مصنوعی دیگر فیلم واحد نداریم و برای هر فرد یک فیلم شخصی سازی شده خواهیم داشت یا این ادعا درست است که هر چند همه توان نوشتن دارند اما رمانها توسط خوانندگان شخصیسازی نمیشوند و اثر هر فیلمساز یک دفتر بسته است؟اگر در پنج دهه پیش میگفتید که روزی میرسد که هر فرد یک تلویزیون در اندازه رادیو کوچک داخل جیبش دارد و میتواند پخش زنده اجرا کند و همه ببینند حتما مردم معتقد بودند تعداد برنامهها به حدی زیاد میشود که دیگر هیچ برنامهای سراسری نخواهد بود اما الان لایو اینستاگرام و یوتیوب اینگونه است؟ همواره میل به مصرف از تولید در هنر بین ابنا بشر بیشتر است پس حالتهای شخصی بی شمار و برای هر فرد نیست! و اگر باشد هم محبوب و فراگیر نمیشودپایان بندی و ساختار رمانها و آثار ادبی هم هر چند منحصربهفرد بوده و قابلیت تقلید در آن سخت است اما این را هم هوش مصنوعی ممکن کرده است تا با لحن و کلمات خود نویسنده بازنویسی شود. حتی نقاشی و مجسمه هم با امضا و هویت خود خالق قابل بازسازی خواهد بود.در این جهان دیگر مهارت و توانایی اولویت نیست بلکه ایده و اصالت مهم است هر که ایده بهتر دارد و اصالت ایده اثرش از تکنولوژی بیشتر است خالق بهتری است. در این جهان ایرادات و نقصهای کوچک نشاندهنده دوری اثر از تکنولوژی و امضای فرد پای کارش است نه همچون گذشته ضعف و عدم تسلط به موضوع.✍ #شایان_اویسیJoin 👉 @honar7modiran
نوشتن از جهان بینی و سینمای، سینماگر بزرگ مجارستان بلا تار کار ساده ای نیست. بهتر است آدم پیش از آنکه به نوشتن همچین چیزی فکر کند یک سری به مطلب جهان به روایت بلا تار نوشته بالینت کواچ بیاندازد. کواچ دوست قدیمی تار است و او و سینمایش را بهترمی شناسد، نویسنده بهتری هم در باب سینما است. ولی جهان بینی بلا تار تنها نقطه چشم گیر کارهای او نیست، شاید مهم ترین باشد ولی نمی توان از سبک سینمایی خاص تار و جذابیت های بصری اش گذشت.شاید در نگاه های اول نماهای بصری فیلم هایش چیزی شبیه به کارهای تارکوفسکی به نظر برسد ولی با نگاهی دقیق تر می شود دید چگونه تار تمام عناصر صحنه را در دست می گیرد تا گوی سبقت را از تارکوفسکی برباید و بی شک در این کار بسیار موفق است. اگر تارکوفسکی از نماهای باز با زمان های طولانی برای ایجاد امید استفاده می کند، تار آنها را بگونه ای به کار می برد تا عمق سیاهی و ویرانی جهان را نشان دهد. اگر باران برای تارکوفسکی عنصر مثبتی است در جهت رحمت، چیزی بجز آلت ویرانی نیست در دستان تار. همه این ها حاصل سال های تفکرات اوست تا چگونه هنر فیلم سازان هم دوره اش و یا آنها که پیش تر از او کار کرده اند را ارتقا دهد تا بتواند آنها را در راستای ایده هایش استفاده کند.یکی از بهترین نمونه های تصویر سازی و ترکیب صحنه پردازی در کارهای تار، در سکانس های اولیه تانگوی شیطان است. جایی که فتوکی و اشمیت می نشینند تا با هم رو در رو صحبت کنند. ما هیچکدامشان را خیلی نمی شناسیم تنها می دانیم که هر دو می خواهند هرچه زودتر از دهکده بروند. اشمیت آدم ساده تری است تنها می خواهد که از ماجرا خلاص شود، ماجرایی که ما هنوز چیزی از آن نمی دانیم. اما فتوکی پیچ و تاب شخصیتش بیشتر است. او هم می خواهد برود ولی نه مثل اشمیت. ترسی از ماجرا در دل دارد که دلش نمی خواهد دیگر دنبال خودش بکشد. بدش نمی آید کمی پول از اشمیت بابت فرارش بگیر ولی آنقدر ها هم برایش مهم نیست. صحنه که شروع می شود هر دو روبروی هم نشسته اند، دوربین از کنار صورت اشمیت دارد برای ما تصویر فتوکی را نشان می دهد و این را با یک حرکت مدام به سمت فتوکی ادامه می دهد. همانطور که دوربین دور میز می چرخد تا به فتوکی برسد ما هر لحظه جزییات بیشتری از صورت او را می بینیم. ترکیب صحنه و حرکت دوربین به گونه ای است که دیالوگ ها کم کم فراموش می شوند و تنها جزییات صورت فتوکی است که در ذهن می ماند. انگار که تمام آن چروک های زیر چشم حرفی برای گفتن دارند. صورتش چنان تابی در ذهن بیننده می اندازد که دیگر نمی تواند فراموشش کند. حرکت دوربین تا آنجا ادامه پیدا می کند که ما تصویر اشمیت را می بینیم این بار از کنار سر فتوکی. رضایت در صورت اشمیت نمایان است. می خواهد برود حالا یا تنها یا با کسی دیگر برایش آنقدرها اهمیتی ندارد. آدم آسانی است و این را می شود از صورتش دید و تصویر این را کاملا برای ما نشان می دهد. دوربین هیچ گاه در چشم بازیگر هایش قرار نمی دهد و راوی دانای کل نقشش را به خوبی اجرا می کند. همه این ها، به اضافه فیلم برداری سیاه و سفید کار سبب می شود تا بلا تار یکی از معمولی ترین صحنه های تاریخ سینما را چنان از آن خود کند که آدم همیشه بتواند اثر انگشت تار را در آن ببیندتار نقش راوی دانای کلش را بخوبی انجام می دهد. نه تنها مانند هر دانای کل دیگری از گذشته و آینده در هر لحظه خبر دارد، بلکه علاوه بر آن می داند که زمان چه اثر مهمی بر وقایع دارد. می داند چگونه زمان نه تنها اثر وقایع را کم می کند بلکه بسیاری از چیزها را هم نابود می کند. این همان چیزی است که او «بازگشت ابدی» می خواند. برای همین است که فیلم نامه تانگوی شیطان را که می شود در کمتر از دو ساعت نمایش داد، تار در هفت و نیم ساعت می سازد و اصرار هم دارد که بیننده باید همه فیلم را یک جا و در نهایت با چند میان پرده ببینید تا بتواند مفهومش را کامل درک یابد. از بهترین نمونه های بازگشت ابدی، صحنه ورود ایریمای و پترینا در قسمت بعدی تانگوی شیطان، «ما برخواهیم خواست» است.🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
🔸بلاتار بیشباهت به تارکوفسکی نیست. میشود گفت تصویرسازیهای بلند و افسونگریهای خیالپردازانهاش همه و همه یادآور سینمای تارکوفسکی هستند.سینمای بلاتار سینمای معنی و مفهوم است. بلاتار فیلسوفی است که در قامت یک فیلمساز قرار گرفته است.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
تانگوی شیطان یکی از آثار کالت و بسیار خاص تاریخ سینماست. این فیلم شهرت اصلیاش را از دو چیز دارد: ۱. مدت زمان غیرمعمول: حدود ۷ ساعت و ۳۰ دقیقه (۴۵۰ دقیقه) زمان فیلم و تماشای آن بیشتر شبیه یک تجربهی سینمایی ـ فلسفی است تا یک فیلم معمولی.۲ سبک منحصر بهفرد: پر از نماهای بسیار طولانی (لانگ شات و لانگ تیک)، حرکتهای آرام دوربین و فضایی ویرانشده از یک روستای فروپاشیده در مجارستان پس از سقوط کمونیسم. 💬فکتهای جالب دربارهی فیلم : ➖به خاطر طول بسیار زیادش، معمولاً در سینماها با دو یا سه وقفهی استراحت نمایش داده میشود. • ➖منتقدان آن را «یکی از عظیمترین فیلمهای تاریخ سینما» و یک شاهکار در باب ویرانی و امید و ناامیدی انسان توصیف میکنند. ➖بلا تار میگفت: من فیلم نمیسازم برای سرگرمی، فیلم میسازم تا واقعیت را بهطور بیرحمانهای جلوی چشمها بگذارم.➖در فهرستهای معتبر، مثل Sight & Sound، این فیلم معمولاً در میان بهترین فیلمهای تاریخ قرار میگیرد.➖به خاطر ریتم کند و مدیوم شاتهای طولانی، خیلیها به شوخی میگویند دیدن فیلم «آزمون صبر» است 💬دربارهی داستان ماجرای فیلم بر اساس رمانی از «لازلو کراسناهورکای» ساخته شده و داستان یک روستای فقیر و فروپاشیده را روایت میکند که ساکنانش امید دارند با بازگشت فردی مرموز (ایریمیاس) دوباره زندگیشان سر و سامان بگیرد. اما این امید هم به نوعی سراب است. فیلم مثل یک رقص یا تانگو طراحی شده: دو قدم به جلو، یک قدم به عقب. همین ساختار در روایت و مونتاژ فیلم هم تکرار میشود.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
٢/١٣خبر آمدن آنها — تانگوی شیطان🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
#مارگریت_دوراس، یکجا در خلالِ داستانش از زبانِ مردی که عاشق زنی شده بود می گوید: آن روز تو آنقدر خسته بودی که کسی نمی توانست مجذوبت نشود. این جمله من را به تابستانِ سالِ گذشته پرتاب کرد، وقتی که سر وقت شیفتم را با خواهرم عوض نکردم و یک شبانه روز بیشتر کنارِ پدرم در بیمارستان ماندم. روز بعد در حالیکه از شدت خستگی مَنگ بودم و گرمای هوا آزارم میداد وارد ایستگاه مترو بیمارستان شدم تا به خانه بروم. در واگن های همیشه شلوغ تهران ، ایستاده خوابم برد...https://t.me/gahinevisande#گاهی_نویسنده
. . دنیایی که بلا تار در فیلم تانگوی شیطان و آثار دیگرش میآفریند، دنیایی سراسر ویران و درعینحال پایانناپذیر است. 🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
.یک تصویر، شعری است بدون کلمه...Satantango (1994)Join 👉 @honar7modiran
godspeed you! black emperor - the dead flag bluesقطعه ای موسیقی که تصویری از یک دنیای ویرانشهری (دیستوپیایی) و پسا-رویداد آخرالزمانی را به تصویر میکشد. صحنههایی از فروپاشی جامعه تحت تأثیر فساد دولتی، انزوا و ناامیدی را توصیف میکند.درونمایه کلی این اثر را میتوان هشداری علیه فساد دولتی، سیستم سرمایهداری بیروح و اثرات آن بر جامعه دانست. با این حال، سفر موسیقیایی آن از تاریکی به سوی بخشی که حسی از امید را القا میکند، نشان میدهد که شاید هنوز هم امکان یافتن زیبایی و تاب آوردن در میان خرابهها وجود داشته باشد .film: Sátántangó (1994)Join👉 @honar7modiran
موسیقیِ مینیمالیستیِ میهالی ویگ در فیلمهای تار، بهخصوص «تانگوی شیطان» و «اسب تورین»، فرمی تکرارشونده و بیانتها دارد؛ چنین به نظر میرسد که این موسیقی هم همچون حرکت دوربینهای تعقیبی تار، نه نقطه آغازی دارد و نه پایانی؛ و همواره در حال دور زدن و بازگشت به خود است. این هماهنگسازیِ عناصر بر اساس محور اصلی، همان روح هارمونی در هنر است که در آثار تار به خوبی درک میشود و نتیجه آن، انتقال حسی از وجد به تماشاگر است؛ شاید بیننده عادی نتواند ریشه وجودی آن را تشخیص دهد، اما آن را به تمامی ادراک خواهد نمود.بلا تار، نهفقط «رویداد» را از نماهایش حذف مینماید، بلکه آنها را از «نارویداد» هم خالی میکند؛ بهعبارتدیگر، تار نماهایش را «رویدادزدایی» میکند. درتانگوی شیطان یک نمای تعقیبی آغاز میشود، چند دقیقه ادامه مییابد و سپس در حالی بهپایان میرسد که هیچ تغییری در ماهیتش نسبت به ابتدای نما دیده نمیشود؛ حتی یک پیچ هم در مسیر تعقیب دوربین قرار نگرفته است. بلکه این حرکتِ تعقیبی در جادهای مستقیم صورت میگیرد: حرکت-دوربینی که نمیتوان برای آن هیچ آغاز و پایانی تعریف نمود؛ و همچنین، هیچگونه رویدادی نمیتوان در آن مشاهده کرد. این نما، فقط نمایانگر گذر زمان است. در رویکرد کلاسیک، حرکتدوربین همواره تابع روایت بود، همواره دونقطه A و B را به یکدیگر اتصال میداد و واجد انگیزشی حسی، معنایی و… میشد. در سینمای مدرن، بااینکه حرکت دوربین دیگر تابع روایت نبود، اما هنوز هم در پی اتصال دونقطه خاصِ فضایی به یکدیگر بود و درنهایت، «معنا سازی» جزئی از اهداف آن تلقی میشد؛ اما حرکتهای تعقیبیِ تار بههیچعنوان در پی اتصال دونقطه به یکدیگر نیستند. آنها حتی شروع و پایان هم ندارند. پرسش اینجاست که تفاوت این نماها با نماهای عبوریای که بسیاری از آنها را در فیلمهای گوناگون تماشا کردهایم در چیست؟تنها رسالت نماهای عبوری در فیلمهای دیگر، همان «عبور لحظهای» است: ایجاد یک لحظه مکث یا یک تنفس کوتاه در حد چند ثانیه؛ درواقع، این فرصتی است که فیلمساز بهویژه در فیلمهای پیچیده به تماشاگرش میدهد تا درام را هضم کند. اما نماهای – بهاصطلاح – عبوریِ تار به واسطه برداشت بلند، تبدیل به خود فیلم میشوند. در اینجا نیز بلا تار از ادراک تماشاگر و ذهنیتش درباره فیلم (که بیشترِ آن، محصول تماشای فیلمهای روایت-محور است) استفاده میکند. تماشاگر، اینگونه نماها را در فیلمهای دیگر حتی تماشا هم نمیکند؛ بلکه فقط میبیندشان. اکنون هنگامیکه در سینما نشسته است و برای اولین بار با چنین نمایی روبرو میشود، ناگهان شکست میخورد و درمییابد که این نما دیگر صِرفا یک نمای تعقیبی ساده از قهرمان فیلم نیست: تماشاگر درحال تماشای گونهای تازه از نماست. هنگامیکه در ابتدا، میان و انتهای یک حرکت دوربین، هیچچیزی تغییر پیدا نمیکند، تنها چیزی که بر روی پرده تماشا میشود، فقط و فقط «استمرار زمان» است. بهبیاندیگر، «لمس زمان» تجربهای است که تار آن را برای نخستین بار برای سینما به ارمغان آورده است: یک خزنده فرساینده پایانناپذیر.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
گفتگو با بلا تار کارگردان بزرگ مجارستانی #بلا_تار Join 👉 @honar7modiran
همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان سکانس نخستین میخکوب میکند. اگر لارس فونتریه در «مالیخولیا» پایان جهان را در امری بیرونی (یک تصادف کیهانی) رقم میزند، استاد بلا تار مجاری این مسأله را نزدیک به هفده سال قبل از فونتریه در «تانگوی شیطان» در قالب بازنمایی توهم آرمانشهرگرایی و از درون به تصویر میکشد.«تانگوی شیطان» فیلمی بلند، بیش از هفت ساعت، و سیاه و سفید بوده که دارای نماهای ثابت و بلند است. بیش از هرچیز تار استاد انتخاب زوایای دوربین سینماتوگرافی است؛ گویی پلان/ سکانسهای وی از مجموعۀ چندین عکس به غایت هنری تشکیل شدهاند. به نظرم «تانگوی شیطان» غایت تکامل چیزی است که از آن تحت عنوان «سینمای هنری» یاد میکنند. همچون «مالیخولیا»ی فونتریه، «تانگوی شیطان» تار تماشاگر را در همان پلان/ سکانس نخستین میخکوب میکند: تصویری از گاوهایی در مزرعه با پسزمینۀ موسیقی ناقوسواری که از آخرالزّمانی بودن فیلم خبر میدهد.✍ دکتر #سیدعلی_منوری🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
لاسلو کراسناهورکای متولد 1954 در مجارستان است. او چندی قبل به حق جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او در 1985 با رمان « تانگوی شیطان » به شهرت رسید. نویسندگان بزرگی او را همسنگ «بکت» و «کافکا» دانسته اند. بلاتار، فیلمساز مجار، در سال ۱۹۹۴ فیلمی هفت ساعته با همکاری کراسناهورکایی با اقتباس از این رمان ساخت که از شاهکارهای تاریخ سینما به شمار میرود.هوکاریی در جایی می گوید :بشر هیولایی است که به نظرم حتی امروزه حقیرتر و بینواتر از دیروز شده.... هرچیز دیگری خارج از وجود بشر، شگرف و اعجابانگیز است؛ طبیعت،درختها، سنگها، روخانهها، آسمان، زمین، پرندگان، حتی سکوت سنگهای معدنی در اعماق زمین. من در برابر دنیای مافوق بشریت کور و نابینا بودم، ولی امروز متوجه شدهام هر آنچه که ارتباطی به بشر ندارد از نظر زیبایی پایانناپذیری برخوردار است.Join 👉 @honar7modiran
. . «کسیکه هفت ساعت وقت ندارد تا به تماشای بارش باران در فیلمهای بلا تار بنشیند، وقتِ سر در آوردن از سعادت هنر را هم ندارد.»👤 #ژاک_رانسیر🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
لولیدن گاوها در گل و لای در اطراف خانههای بیحس، و گویی متروکه با جفتگیری لحظهای گاوها آنهم نه چندان موفق... بلاتار به دنبال گاوها اما آهسته، آهستگی این دوربینی که بهزور هُل داده میشود چه میگوید؟ «"آیا من شبیه کسی به نظر میرسم که اینجا روی زمین کاری برای انجام دادن دارد؟" این آنچیزی است که میخواهم در جواب فضولهایی بگویم که در کارهای من پرسوجو میکنند»(امیل چوران).بله و چه فضولیها از جانب ما(ی مخاطب) به ساحت نهیلیستیِ اثر؟! گاوها و بلاتار بیتوجه به ما روی گلِ سرد قدم میزنند و مدتی بعد گاوها دور میشوند و در پشت یکی از همان خانههای بیحس محو میگردند و ذهنِ معنایاب ما را همچون خائوسِ آبجکتیوِ اثر قال میگذارند! اما این قال گذاشتن منطقِ اثر است: از همان ابتدا ما رها شدهایم و ساعتهای بعدی نیز قراری نخواهیم یافت! بعد از هجرتِ گاوها دیگر مرغها و خروسهای پسمانده، آنقدر درشتی نمیکنند که بلاتار برایشان توقف کند. حوصلهی تعقیب گاوها هم که ندارد، پس چشمهایش بسته میشود و محو میشویم یعنی کات!و بعد خطابهی باران...تاکنون چه داشتهایم در این گاوبازی؟ باید بگویم هیچ!✍ #حمزه_بیات🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم «زمین و آزادی» اثر کن لوچبا هدایت #یاشار_یوسفیJoin👉 @honar7modiran
درخواست و ارسال فایل فیلم پذیرفته می شود.@g_rahimimanesh🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞
🎬 نشانههای سینمای بلا تار📝 یکی از ویژگیهای بارز سینمای بلا تار بهکارگیری برداشتهای بلند است. این البته نوآوری بلا تار نیست و پیش از او فیلمسازان دیگری از برداشتهای بلند در آثارشان استفاده کردهاند. اما در سینمای بلاتار حسی وجود دارد که معنای برداشت بلند را هم تغییر میدهد. چیزی که ستایشگر بزرگ تار، سوزان سانتاگ، آن را «جدال با زمان» مینامد. نابود کردن دقیقهها و لحظهها. بلاتار با فیلمهایش چنان فضایی را به تماشاگرش پیشنهاد میدهد که در تاریخ سینما بیمانند است. از این رو سبک او نو و البته جنجالبرانگیز است. رادیکالترین اثر او «تانگوی شیطان» همچون آثار دیگر او فیلمی سیاه و سفید است که این بار هفت ساعت به درازا میکشد، با فیلمنامهای که هیچ عنصر روایی دربرندارد و برای درک بسیار دشوار است. قابل باور است که پس از تماشای نمای ده دقیقهای حرکت گاوها همه مدیران اجرایی هالیوود سالن را ترک کنند. «تانگوی شیطان» شانسی برای نمایش در سینماهای چندسالنی را در انگلیس به دست نخواهد آورد. چنین فیلمی قطب مخالف فیلمهای پرفروش و تولیداتیست که به کمک میراماکس جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را تصاحب میکنند. اثری بر خلاف خواست جامعه مصرفی و سلیقه بازاری.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
👤 #بلاتارـــ او دخترِ کوچکی در یک پرورشگاه کودکان بیسرپرست بود و بهنظر هم خیلی وحشی میآمد. ما به نحوی، تربیتش کردیم. او نمیتوانست حتی سلام کند چون بهشدت آسیب خورده بود. اما چشمان خیلی زیبایی داشت و شبیه یک خرگوش کوچک بود. او همیشه گوشهای نشسته بود و همیشه میترسید.🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
🎞 سینما صرفاً لَختی آسودن نیست؛ سینما تلنگری است از طریق زیستن در جهانی تازه با خزیدن اندر کالبدی دیگر✍️کانالی برای انتشار نقد فیلم، ریویو و یادداشتهای سینمایی به قلم مهران زارعیان🆔@warOfteragedy
در فیلم تانگوی شیطان، که هفتساعتونیم به طول میانجامد، درواقع رادیکالترین اثر خود را به دست داده است. بهویژه وقتی در ابتدای داستان اقتباسیاش نزدیک به ۱۰ دقیقه گله گاو نشان میدهد! میگویند بعد از طی همین دقایق صاحبان هالیوود سالن سینما را ترک کردهاند و سرمایهگذاران هم علاقهای برای اکران این اثر نشان ندادهاند. آخر نمایش ۱۰ دقیقه گله گاو، آن هم در سکانس افتتاحیه فیلم؟ دیوید بوردول، پژوهشگر و نظریهپرداز سرشناس سینما هم درباره بلا تار میگوید که او برخلاف بسیاری از فیلمسازان در پاسخ به پرسشهایمان به هیچ روشی مدارا نمیکند! وقتی میگوییم داستان تعریف میکنی؟ بلا تار میگوید من از داستان متنفرم. وقتی درباره تمثیل و نمادهای آثارش با او به گفتوگو مینشینیم، بلا تار اعتراض میکند و میگوید من از نمادها هم نفرت دارم و اساساً هر چیزی درباره آثارش بگوییم، او با آن مخالف است. اما در واقعیت چه اتفاقی افتاده است؟ اینکه «داستان» تعریف شده است، حال به روش کارگردان و فیلمنامهنویسی به نام بلا تار. همین هم موجب میشود درنهایت آثارش مورد توجه قرار بگیرد، چراکه آقای بلا تار با همه لجبازیها و مقاومتش عاقبت داستان میگوید. از ابتدای کارش هم داستان تعریف کرده است، اما از آن دست داستانهایی که مؤلف در خصوصشان بهدقت اندیشیده است؛ داستانهایی به سبک و سیاق خودش که اندیشیدن و تفکر بدانها شکل بخشیده است.افتتاحیه فیلم اقتباسشده که با گله گاوها شروع میشود، برخلاف رمان. در منبع اولیه اشارهای خیلی کوتاه به چراندن این گاوها در صفحههای بعد شده است و نه بیشتر. بلا تار آن را برداشته و به ابتدای داستان خود آورده و ۱۰ دقیقه روی آن مانور میدهد.✍ #پیام_رنجبران🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
🎞 سینما صرفاً لَختی آسودن نیست؛ سینما تلنگری است از طریق زیستن در جهانی تازه با خزیدن اندر کالبدی دیگر✍️کانالی برای انتشار نقد فیلم، ریویو و یادداشتهای سینمایی به قلم مهران زارعیان🆔@warOfteragedy
همان ده دقیقه اول فیلم که از زندگی و جفتگیری گاوها در گل و لای گرفته شده خلاصه ای از کل فیلم و آدم های آن است. خوردن،مست کردن،رقصیدن و خوابیدن،تنها کار آدم های این روستاست. و دوباره تکرار و تکرار ، تا شیرجه به عمق زوال و پوچی. به گفته بلاتار : "فاجعه دنیای ما این نیست که یک روزی به پایان میرسد،فاجعه این است که این دنیا به پایان نرسد."🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
١/١٣سکانس آغازین - مقدمه فیلم تانگوی شیطان🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
⁉️ چرا باید این فیلم رو دید 2⃣فیلم درام تانگوی شیطان، شعر بلند سینمایی، به کارگردانی بلا تار، محصول ۱۹۹۴، مجارستان، بر اساس رمانی به همین نام به قلم نویسنده ی مجار، لاسلو کراسناهورکایی حکایت توهم آرمان شهر! مردمانی ناامید و زمین هایی بایر. شیادی که دم از تحول و ساختن می زند و روستاییانی که چشمشان به اوست. جایی که باران نیز به جای آنکه مایه ی خیر و برکت باشد، یادآور بلاهای عهد عتیق ست و مایه ی نکبت؛ با شکوه ترین تانگوی شیطان!تانگوی شیطان، روایتگر اعجابانگیزی از رخوت و روزمرگی است. رخوتی مستمر که میتواند تا مغزِ استخوان در سرشتِ فرد و جامعه نفوذ کند و آرام آرام (به قول هدایت) مثل خوره روح را در انزوا بتراشد و متلاشی کند و آنگاه راه را، برای حضور هر شخص یا اتفاقی به قصد رهایی جامعه از باتلاقی که در آن مانده، حتی به قیمت قهرمانسازی و هر جنایتکاری باز میکند.این شاهکار ۴۵۰ دقیقه ای بلا تار براساس رمانی از نویسنده مشهور مجار لازلو کراشناهورکیا است. فیلم را بیشتر باید به عنوان رمانی بصری دید تا فقط فیلم با فرمول متعارف. با هر متر و معیاری که به سینمای بلاتار نگاه کنیم او را فیلمسازی یکه و بسیار عجیب می یابیم. او فیلمسازی است که بدون حضورش درک سینمای مدرن ناقص و نابسنده خواهد بود فیلمهای او اغلب کند ولی منسجم هستند. برداشتهای بلند و ساکن دوربین در فیلمهای وی، «بلاتار» را تبدیل به تارکوفسکی زمان خودش کرده است. بلاتار با فیلم هایش چنان فضایی را به تماشاگرش پیشنهاد می دهد که در تاریخ سینما بی نظیر است. تار می گوید؛ دغدغه او تعریف کردن یک قصه نیست بلکه نزدیک شدن به آدم ها است. نائل شدن به درک «زندگی روزمره». اما در عین حال خاطرنشان می کند حتی فیلم های اولیه او نیز دغدغه های روانکاوانه داشتند. «تانگوی شیطان» با عنوان واکنش تار به سقوط بلوک شرق و تمایل کشورهای بلوک شرق به نظام غربی شناخته شده است، اما بیشتر از آن فیلم را یک فیلم کمدی توصیف کرده اند که در دوران کاری او کم سابقه بوده است.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
تیزر و نما آهنگ از فیلم تانگوی شیطان🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
⁉️ چرا باید این فیلم رو دید.✒️ تانگوی شیطان داستان یه روستای گِلآلود و فراموششدهس، مردمی که به نجاتدهندهای امید دارن، و مردی که میرسه… اما شاید خودش هم بخشی از فریبه. بلا تار از همین کتاب یه فیلم هفتساعت و نیمه ساخته؛ فیلمی که نه میتونی راحت تماشاش کنی، نه میتونی ازش چشم برداری. هر دقیقهش مثل یه قطره بارونه که روی خاک سرد میچکه. لاسلو کراسناهورکایی، نویسنده این کتاب، نوبل ادبیات رو به پاس آثاری که در دل تهدیدهای آخرالزمانی، همچنان قدرت هنر رو فریاد میزنن، برنده شد. شاید چون یادمون انداخت: گاهی طولانیترین رقص دنیا، رقص با ناامیدیه.تانگوی شیطان از بلاتار یک فیلم ساده نیست،جدا از جنبه های متعدد تصویری و روایی اش [برای مثال آن زمان در ظاهر زیاد از حد طولانی اش که گویی یک شوخی گزنده با تماشاگران بی حوصله ست] یک درسگفتار تصویری در باب مفهوم بازگشت ابدی [بازگشت جاودانه] فریدریش نیچه ست.توگویی یک مراقبهٔ حماسی هفتونیم ساعته است دربارهٔ «ناامیدی، زوال، و وضعیت اسفبار بشری» بر سطح کرهٔ خاکی. فیلم در یک روستایی رو به متروکهٔ مجارستانی در زمان فروپاشی کمونیسم روایت میشود. نوید امید به ساکنین آن روستا داده شده بود برای ترک همیشگی آن خرابهها، اما توسط شخصیتی کاریزماتیک که گمان میکردند مرده است از آنها کلاهبرداری میشود … روایت بلا تار به آرامی، با برداشتهای طولانی و با دقت بالا در جزئیات بصری، بیننده را غرق در فضایی ترسناک و آخرالزمانی میکند. سبک نوآورانهٔ فیلم زبانزد است؛ لانگشاتهای مشخص مختص بلا تار، ترکیببندیهای مینیمالیستی، و سرعتی کُند که داستانسرایی مرسوم در سینماها را به چالش میکشد. فیلم زیباییشناسی تیره و در عین حال مسحورکنندهای دارد که ناامیدی را از منظر مضامین اگزیستانسیالیستی میکاود. «تانگوی شیطان» یک شاهکار است بابت جاهطلبیهایش و عمق فلسفیای که در خود دارد.🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
. . 🎥تریلر فیلم "تانگوی شیطان" اثر برجسته کارگردان مجارستانی بلاتار🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
Satantango 1994تانگوی شیطان📺 ژانر : کمدی، درام🎬 کارگردان : بلاتار🌟 نمرات فیلمIMDb: 8.4 / 10Rotten Tomatoes: 100%زمان فیلم : 410 دقیقهمحصول کشور مجارستانزبان فیلم : مجاریبازیگران:میهای ویگ در نقش ایریمیاشپوتی هُروت در نقش پترینالاسلو لوگوشی در نقش اشمیتاوا آلماشی آلبرت در نقش خانم اشمیتیانوش درژی در نقش کرانرایرن سایکی در نقش خانم کرانرآلفرد یارایی در نقش هالیکمیکلوش سِکِی در نقش فوتاکیارژیبت گال در نقش خانم هالیکاریکا بوک در نقش اشتیکهپیتر برلینگ در نقش دکتر▪️فیلم تانگوی شیطان در نظرسنجی سایت اند ساوند که توسط ۸۴۶ منتقد سینمایی در سال 2012 انجام گرفت، جزو ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت✍خلاصہ داستان : " در روستایی خرابه در مجارستان دههٔ نود زندگی مردم به نوعی بی تحرکی رسیده است. بارانهای پاییزی آغاز شدهاند. چند روستایی قرار است که غروب مقدار زیادی پول نقد دریافت کنند و پس از آن قصد دارند آنجا را ترک کنند. چند نفر برنامه دارند که پول بیشتری از سهمشان بردارند و زودتر فرار کنند.اما خبر بازگشتن ایریمیاش زبانباز که گمان میکردند مرده است را میشنوند. آنها نگران این هستند که او همه پول را بگیرد و برای اجرای طرح عظیمش برای رونق دادن به روستا، استفاده کند.".🎥 Satantango 1994join 👉 @honar7modiran
کافه هنر pinned a photo
‼️ با 30 درصد تخفیف طراحی یادبگیر✨️دوره جامع طراحی لباس صاحو ✨️📍۳ مدرک معتبر (وزارت ارشاد و ایتالیایی و فنی حرفهای) 📍کاملا قسطی بدون پیش نیاز📍 آنلاین و حضوری ؛ بدون پیشنیازیک جلسه رایگان مهمان ما باش🔹📲 دایرکت بده یا تلگرام پیام بده:● id : @sahostyleposhtibani4● Channel : @SahoEducation‼️ با 30 درصد تخفیف طراحی یادبگیر✨️دوره جامع طراحی لباس صاحو ✨️📍۳ مدرک معتبر (وزارت ارشاد و ایتالیایی و فنی حرفهای) 📍کاملا قسطی بدون پیش نیاز📍 آنلاین و حضوری ؛ بدون پیشنیازیک جلسه رایگان مهمان ما باش🔹📲 دایرکت بده یا تلگرام پیام بده:● id : @sahostyleposhtibani4● Channel : @SahoEducation
ارائه بعدی: تانگوی شیطان کارگردان: بلا تار🎬 Sátántangó 1994join 👉 @honar7modiran
🎞 در پایان ارائه ١۴۴ ام " دشت گریان"، ضمن تشکر از همراهی و توجه شما گرانمایگان، ازهمکاری آقایان حمید بهرامی و مهران زارعیان کمال تشکر را دارم.قدردانی ازمطالب عزیزان بزرگوار:عباس نصرالهی. آریا باقری. نیما خسروی. مجیدسنجری@Filmsofun@c24frames@Canalefilm@filmosophy@Taraxa_Cum@nimaphonix@cinemelodic@anatomyfilm@Jamais_vu20@Perspective_7@myworld1990@movieanalyze@classiccinema@cinemaofficial@CinemaExpert@Film_Quarterly@CinemaUnique@OnefilmOnelife@ABeautifulMind@NazariyehAdabi@FORMANDFILM@Ingmar_Bergman_7@CinemaParadisooo@cinemadar30namaa@renaissancetranslate@Cinema_Twitter_Farsi@Seventymillimetersfilmمجله هنری آرت ژورنالسایت نقد فارسیسیلویا رولت؛ تئو آنجلوپولوس یا سینما به مثابه ی تئاتر زمان؛ ترجمهی لیلا ارجمند؛ زنده رود شماره ی ۶ و ۷؛ بهار ۷۳🙏🙏🙏
✅️ قوی ترین نمایش در جهان: هیپنوتیزم سریع و ایجاد بیحسی و کنترل خونریزه در ۵ ثانیه ✅️ پاکسازی ضمیر ناخودآگاه شرکت کنندگان با هیپنوتیزم گروهی ✅️پاکسازی عمومی چاکراها ✅️ پذیرایی و شام برای شرکت کنندگان حضوری ✅️نمایش انرژی درونی ( دیدن با دستها- اسکن یماریها)…
✅️ قوی ترین نمایش در جهان: هیپنوتیزم سریع و ایجاد بیحسی و کنترل خونریزه در ۵ ثانیه✅️ پاکسازی ضمیر ناخودآگاه شرکت کنندگان با هیپنوتیزم گروهی✅️پاکسازی عمومی چاکراها✅️ پذیرایی و شام برای شرکت کنندگان حضوری✅️نمایش انرژی درونی ( دیدن با دستها- اسکن یماریها)✅️آموزش چگونگی جلوگیری از آلوده شدن ضمیر ناخودآگاه و چاکراها( همراه با ارائه پکیج آموزشی)✅️ارائه گواهینامه حضور در کارگاهاین کارگاه برای همگان بسیار مفید و قابل استفاده است.💥این کارگاه برای روانشناسان ، مشاوران و پزشکان بسیار مفید و کاربردی است.برای ثبتنام: ارسال کلمه "کارگاه" به آیدی یا موبایل زیر:📮ارسال پیام 🆔@negaresherooz☎️۰۹۰۳۸۹۵۹۱۸۵
چمنزارگریاندر گسترهی خاکستری کابوسشناورم بر کرجی شکستهای،که هر چه رود نرسد به جاییدر دهان نهنگی که بلعدتاریخ دشت گریان.چشم میبندم ایستادهام برابر خانهایکه سالهاست ترکش کردهاممیگرید چمنزارو بوی گیاه پیچد در مشام یادم.از درون خانه می دوم در گیسوان آواز زنی که میخواند غمهایش به گوش خاطرهام :« اه از این خاک که نمیخواهدم اه از آزارهای چند تن غاصب خانه!»دلِ فراتر رفتن نیستسگ ها به پیشوازم عربده میکشند:«دور شو! نیا!»بر شاخسار درخت اویخته به جای میوه گوسفند!چشم میگشایم در نگاه زن که نمیخواندبر در خانهای ایستادهام که نمیخواهندم میروم تا باز نگردم.□نیماخسروی | با الهام از فیلم علفزار گریان ساخته تئو انگلوپولوس@nimaphonixjoin 👉 @honar7modiran
نسخه کمحجم PDF/مجله جدید «فنسالاران»شماره ۳۴ (تیر ۱۴۰۵)🟧روی فایل PDF، کلیک کرده، و با «فنسالاران» همراه شوید.دسترسی مستقیم به مجله از روی سایت تخصصی دارویی فنسالاران 👇👇👇https://B2n.ir/nb5080🟧@fansalaran
تئودور آنگلوپولوس:• درباره عناصر تکرارشونده• در مصاحبه با دان فینارو، (۱۹۹۹)دان فینارو:• والدين شما اهل جنوب هستند. با وجود این، به نظر میرسد که شما شیفته شمال، آسمان تیره و زمستانهای سرد و بارانهای سنگین آن هستید.آنگـلوپـولـوس:• این پرسش را حقیقتا اغلب از من میپرسند. توضیحی برای آن ندارم. مدتها پیش سعی کردم جواب آن را پیدا کنم اما نتوانستم. شاید باید به گذشته خیلی دور بازگشت. شاید یک روانکاو باید ریشههای اصلی این شیفتگی را کشف کند. آنچه من میتوانم بگویم این است که زمانی که تصمیم گرفتم نخستین فیلم بلندم - بازسازی - را بسازم. بعدازظهری در روستایی را به یاد آوردم که داستان در آن رخ میداد. چشمانداز در سایهای از رنگ خاکستری فرو رفته بود. آسمانی تیره، خانههای کوچک و یک شکل و تپههای صخرهای را میدیدم. باران میبارید، نمنم لایهای از مه نازک کوهستان را پوشانده بودند، و دهکده خالی از سکنه. بیشتر ساکنین آن در دههی پنجاه برای کار به آلمان رفته بودند. تنها چند پیرزن که لباسهای سیاه پوشیده بودند، در سکوت مطلق، آرام آرام از جادههای باریک به سمت من میآمدند. ناگهان ترانهای قدیمی را با صدای بلند شنیدم که پیرمردی میخواند "تو درخت لیمویی... آی درخت کوچک لیمو..." همان ترانهای که در فیلم از آن استفاده کردم. لحظه سحرآمیزی بود، باران، مه صخرههای خاکستری، زنان سیاهپوشی شبیه به اشباح و پیرمردی را که ترانه میخواند همیشه به یاد دارم. این دهکده دورافتاده و متروک، گوشهی از یاد رفته سرزمینی که تحت استیلای دیکتاتوری نظامی بود، در نظرم تصویری از سرزمین مهاجرین دور از خانهای را ساخت که تنها ترانهای عاشقانه در آن باقی مانده بود. شاید این تصویر جای خود را در ناخودآگاه من باز کرده و به بستری برای همه فیلمهای بعدی من تبدیل شده است. به همین دلیل اعتقاد دارم که فیلم اول، بذر اصلی فیلمساز است. احساس میکنم یک کارگردان بارها یک فیلم را میسازد.• 𝑨𝒏𝒂𝒑𝒂𝒓𝒂𝒔𝒕𝒂𝒔𝒊 (𝟏𝟗𝟕𝟎)• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑻𝒉𝒐𝒅ō𝒓𝒐𝒔 𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍𝒐𝒑𝒐𝒖𝒍𝒐𝒔🎤| #Interview➖ @honar7modiran👤| #Angelopoulos🌀| @Perspective_7
تئودور آنگلوپولوس:• درباره نیاز و قضاوت• مصاحبه با گیدئون باومن، (۱۹۹۷)« نیاز من، دیدن و دیده شدن از چشم دیگران است. تنها با قضاوت مخاطبینم میتوانم آنچه ساختهام را محک بزنم. بدون آن قضاوت و نگاه، هرگز متوجه نمیشوم که آیا کار خودرا درست انجام دادهام یا نه. اگر دقت کنید، متوجه خواهید شد که فیلمهای من هرگز به پایان نمیرسند. از نظر من این آثار همواره درحال تکمیل شدن هستند. میدانید من برای هر فیلم چند فیلمنامه مینویسم؟ مثلا در حال فیلمبرداری نسخه شانزدهم فیلمنامه هستیم و من همچنان مینویسم و بیوقفه تغییر میدهم، کم میکنم، حذف میکنم. »👤| #Angelopoulos🌀| @Perspective_7➖ @honar7modiran
تئودور آنگلوپولوس: • آینده سینما؛ آینده نقد« سینما دیگر جلوتر از عموم مردم نیست. بلکه دنبالهرو آنهاست. نقد جدی فیلم به آرامی در حال مرگ است. نمیتوانم پیشبینی کنم که سینما فردا چگونه خواهد بود، مسیر نامشخص به نظر میرسد. »👤| #Angelopoulos🌀| @Perspective_7➖ @honar7modiran
✅️ قوی ترین نمایش در جهان: هیپنوتیزم سریع و ایجاد بیحسی و کنترل خونریزه در ۵ ثانیه✅️ پاکسازی ضمیر ناخودآگاه شرکت کنندگان با هیپنوتیزم گروهی✅️پاکسازی عمومی چاکراها✅️ پذیرایی و شام برای شرکت کنندگان حضوری✅️نمایش انرژی درونی ( دیدن با دستها- اسکن یماریها)✅️آموزش چگونگی جلوگیری از آلوده شدن ضمیر ناخودآگاه و چاکراها( همراه با ارائه پکیج آموزشی)✅️ارائه گواهینامه حضور در کارگاهاین کارگاه برای همگان بسیار مفید و قابل استفاده است.💥این کارگاه برای روانشناسان ، مشاوران و پزشکان بسیار مفید و کاربردی است.برای ثبتنام: ارسال کلمه "کارگاه" به آیدی یا موبایل زیر:📮ارسال پیام 🆔@negaresherooz☎️۰۹۰۳۸۹۵۹۱۸۵
در انتهای فیلم، مییابیم سرمنشا و خاستگاه رود را، چمنزاری که اشک میریزد و رود میسازد. چمنزاری که سالها در یونان با هر بهار میروید و با هر خزان خاک میگردد. گویی النی، شخصیت اصلی فیلم آنجلوپولوس است، اما در واقع قهرمان اصلی فیلم، یونان است.✍ #هوتن_زنگنه🎥 The Weeping Meadow 2004join 👉 @honar7modiran
. . بخشی از سکانس آخر فیلم دشت گریان🎥 The Weeping Meadow 2004join 👉 @honar7modiran
وبسایت ترجمه تخصصی انگلیسی گل نرگس ⬇️Daffodiltranslate.ir ✅ مترجم و ویراستار متون انگلیسی ترجمه متون پیچیده ادبی، هنری، فلسفی، مطالعات فرهنگی، و عرفان اسلامی از انگلیسی به فارسی و از فارسی به انگلیسی✅ دانشآموخته مطالعات ترجمه علامه----------------کانال بله 👇https://ble.ir/tarjomehgolenarges کانال تلگرام 👇http://t.me/daffodiltranslate---------------- آیدی بله ⬇️🆔️ @translationnargesآیدی تلگرام ⬇️🆔️ @garden_6